۸:۱۳
۸:۱۳
۸:۱۳
روز عاشورا، ۱۵ تیر ۱۴۰۴#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۱۴:۴۰
دیروز همکاران مدرسه قرآنی دانشگاه تهران که به حج مشرف شده بودند دورهمی داشتند و از تجربه هایشان میگفتند. دوستی که اشتیاق مرا میدانست خبر داد و من هم مجازی شرکت کردم. چقدر تجربه ها، حسها و دریافتها شبیه و قابل درک بودند. احساس نزدیکی به مرگ، تجربه بهشت و برآورده شدن آنچه در دل داری، جذبه منا، دشواری جدال با شیطان، آرامش بازگشت به مکه، سختی اما شیرینی سفر، حس مهربانی رسول خدا، امید به پذیرفته شدن و اغاز سفر جدید در زندگی.و این آخری... *آغاز سفر جدید*... همین آخری امید به رحمت خداوند را پر رنگ تر از قبل باز در دلم کاشت!انگار این خاطرههای جمعی مانند عبادت است. تو را به او بازمیگرداند.
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۸:۴۸
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۳:۲۷
قاری در گرماگرم قرائت قرآن، از اخراج انسانی جلوگیری و وی را غرق شادی میکند و باز تمنای مهربانی و باز شادمانی«قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: عَلَيْكُمْ بِمَكَارِمِ اَلْأَخْلاَقِ فَإِنَّ رَبِّي بَعَثَنِي بِهَا وَ إِنَّ مِنْ مَكَارِمِ اَلْأَخْلاَقِ أَنْ يَعْفُوَ اَلرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ»(وسائل الشیعة ج۱۵ ص۱۹۹)ترجمه: على بن موسى الرضا(ع)، از پدرانش نقل كردهاست كه پيغمبر(ص) فرمود: شما را به کرامتهای اخلاقی سفارش مىكنم،(چون) همانا خداوند مرا براى آن مبعوث نموده است. از جمله مکارم اخلاق این است که انسان کسی را که به او ستم کرده، ببخشد.
این روزها مدام به اخلاقمندی خودمان و آنچه باعث دوری و نزدیکی دیگران به دینداری بدین واسطه میشود فکر میکنم. هنوز عنوان دیندار ما را امیدوار میکند به اعتماد. و اعتماد کلید رفاقت و همراهی است.
این روزها فکر میکنم به رسول رحمت و امام کریم و امام رئوف و میبینم آیا جز اخلاقمندی و مراوده انسانی با دیگران میشود چنین ماندگار شد و دوست داشتنی ماند و پناه دیگران شد و نسبت با خداوند برقرار کرد؟
هرجا پای حرص، پای جدل، پای دروغ، پای حسد و مقایسه نابهجا در میان بیاید، هرجا دنبال فرصت گشتیم تا کسی یا چیزی را برای اثبات خویش بنا یا تخریب کنیم، قطعاً فاصله از دین آشکار است. گویی دینداری کار ساده ای نیست. به قول استاد شفایی ابتدا باید انسان شد، سپس دیندار...
#میم_ب_حقیر#کنش_اخلاقی_به_عنوان_غایت_دینداری.https://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#میم_ب_حقیر#کنش_اخلاقی_به_عنوان_غایت_دینداری.https://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۶:۰۴
۱۹ شهریور ۱۴۰۴ ولادت محمد مصطفی رسول خوبیها#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۲:۳۷
گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گلعُذار کوفت مَرا بَر دَهانگفت که سلطان مَنم، جانِ گلستان مَنمحَضرتِ چون مَن شَهی، وآنگه یادِ فُلان؟دفِّ مَنی هین مَخور سیلیِ هَر ناکَسی
نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغانپیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد!حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کندزاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزانچَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنارتار که دَر زَخمهام سُست شَوَد، بُگسَلانپُشتِ جهان دیدهای رویِ جَهان را ببینپُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهانای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!
چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغانپیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد!حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کندزاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزانچَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنارتار که دَر زَخمهام سُست شَوَد، بُگسَلانپُشتِ جهان دیدهای رویِ جَهان را ببینپُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهانای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!
چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۸:۱۸
زندگی و مرگ چنان درهم پیچیده که گیج شده ام این روزها. نه گیج از این معادله؛ از خودم که با این معادله طبیعی جاری در زندگی باز هم فراموش میکنم و وارد بازیهای بی معنا میشوم. خودم را میبینم پیچیده در پارچه های سفید و راهی دیار ابدی. یاد احرام میافتم که شیرین بود؛ مراقبه و حضوری در حد وسع ناچیز اما تلاشی مدام. خوف هم داشت؛ وقتی چیزی برای عرضه نباشد در محضر سلطان! جسارت انسان تا کجا... انگار همه چیز را پشت سر بگذاری و کاسه فقر را رو کنی و بگویی: آفریده خودت، فقیر خودت، ظلوم جهول بی ادعا... و منتظر عنایت باشی.و حال کسی که چنین لحظاتی را تجربه کرده در مواجهه با مرگ چگونه میشود؟ آیا تمرین آن لحظات راهگشای لحظات سخت مرگ هست؟ در سرم میپیچد: تا این جاده سهمگین زندگی را چگونه طی کرده باشی مریم... تو لحظه ای رها نیستی!
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۳:۱۳
در مسیر آمدنم به سرکار میدانگاهی است، محل تجمع پرندگان. اغلب مشغول دانه برچیدن. چند روز پیش آمدنی مردی ایستاده بود و به دقت عکس و فیلم میگرفت. نگاه کردم: پرندگان همه روی درختی مجاور میدان تنگ هم نشسته بودند. کمتر پیش می آید! امروز اما صحنه دیگری بود؛ همگی بر بلندای ساختمانی با فاصله از میدان رو به میدان ایستاده بودند و نمیدانم چه چیزی را نظاره میکردند. هرچه بود گویی دانسته اند هرچه بیشتر از میدان فاصله بگیری و نگاهش کنی کوچکی میدان و مسخره بودن بازیهایش را بهتر درک میکنی. آنوقت شیوه بازی کردنت تغییر خواهد کرد. شاید قدر خود دانستن از همین بالانشینی آغاز میشود.
#غار_حرا#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#غار_حرا#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۳:۲۰
یکی از دانشجویانم به حج عمره رفته است و فیلمی از مسجدالحرام پس از نیمه شب امروز برایم فرستاد. نگاهش میکنم و انگار ذهنم خالی میشود از قصه های دنیا. با شما به اشتراک گذاشتم که نفسی عمیق بکشید و حسرتها و غمهای دنیا را با بازدم خالی کنید.
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۹:۲۷
-3533196035701137661_2620023993384.mp3
۰۴:۱۶-۹.۹۸ مگابایت
نفس کشیدنمچشم گشودنم از مرگ کوچک قبل از شنیدن صدای زنگ ساعتاز رختخواب کنده شدنمراه رفتنمآب به صورت زدنمسلام کردنم به خانوادهگام زدن کنار مردمآمدنم به محیط کاربودنم بین دانشجویان و همکارانتنفس در بین پرسشهای پیچیده مطالعه کتابجدال در سازماننشستن در مطب پزشکطعم ترافیکگرمای خانهانار شب یلدا خواندن شعر خوش که طرب انگیزدخواب شبانگاهی و هزار ماجرایی ریز و درشت
مگر بدون تو معنایی دارد؟ آسمان من بمان و با تلنگرهای ریز ریز نگذار پایم به زمین بچسبد.
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
مگر بدون تو معنایی دارد؟ آسمان من بمان و با تلنگرهای ریز ریز نگذار پایم به زمین بچسبد.
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۴:۱۷
غمها بیش از شادیها به یادمان می آید و می ماند! انگار غم سنگین است، ته نشین میشود و شادی سیال؛ پرواز میکند. زیاد پیش می آید که به ترکیب «غمِ شاد» فکر کنم. شاید این گره خوردن شادی به غم، ماندگارترش میکند، تعادلی دارد که ما را به انسان شدن نزدیکتر میکند. و اگر نیک بنگری در واقع همه شادیهای عالم با غم آمیخته و غمها به شادی ممزوج است؛ اگر این دو مبنا را بپذیریم که انسان تنها رها نشده و لحظات در گذرند. و بعضی لحظات هست که میگذرد اما میماند و گاهی در لحظاتی هستی و گذشته اند! و *حضور*، قدر انسان است...
@ تصویر را دوستی که در جوار رسول مهربانیهاست برایم فرستاده است. #میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
@ تصویر را دوستی که در جوار رسول مهربانیهاست برایم فرستاده است. #میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۴:۱۳
خانهت آباد. همه جوره خوشگلی! ظل افتاب، شرشر باران، و حالا سپیدی برف.و زیباتر خودت و مردمی که وقتی به تو میرسند گم میشوند در زیبایی تو.
#میم_ب_حقیر#خیال_خوشhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#میم_ب_حقیر#خیال_خوشhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۵:۰۱
«آدمها مانند پنجرههایی با شیشههای رنگیاند. وقتی آفتاب میتابد برق میزنند و میدرخشند. اما وقتی تاریکی سایه میگسترد، زیبایی حقیقی آنها فقط در صورتی پدیدار میشود که نوری در درونشان باشد.»از وقتی این متن را خواندم مدام می اندیشم چیزی جز تسلیم همان نور زیبایی بخش نیست.
#میم_ب_حقیر#کتاب_چرخ_زندگی#الیزابت_کوبلر_راسhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#میم_ب_حقیر#کتاب_چرخ_زندگی#الیزابت_کوبلر_راسhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۱۸:۰۶
طلبکارم آگاهی و خرد رابدهکارم شکر و قدردانی بابت نواقصم راسهم خودم را نمیتوانم آنطور که باید ادا کنماما تو خدایی؛ امید دارم به اینکه سهم خودت را ادا کنی به لطف و کرمت و به امید تولدی دیگر...
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۱۰:۲۳
امروز این آیه جور دیگری به دلم نشست. شیرینی این لحظات حج در دلم جاری شد. یادم افتاد به شکوه ورودمان به مکه پس از اعمال منا. چقدر حس فتح و ظفر داشت؛ فتح خویشتن و گذر از نفس... دلم آرام شد. این روزها هم میگذرد. فتح نزدیک است؛ چه درونی چه بیرونی انشاءالله
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
#میم_ب_حقیرhttps://ble.ir/vafdorahmant.me/vafdorahman
۳:۱۶