بله | کانال وقایع ایام اسارت اهل بیت(ع)
عکس پروفایل وقایع ایام اسارت اهل بیت(ع) و

وقایع ایام اسارت اهل بیت(ع)

۱۹ عضو
undefinedundefinedبسم رب الحسینundefinedundefinedبا سلام و ادبمتأسفانه هر ساله پس از گذشت عاشورای حسینی شور مراسمات و تعظیم شعائر کم رنگ میگردد. این در حالی است که از روز دهم محرم تا یکم صفر اهل بیت روزهای سختی را در چهل منزل میگذرانند تا جایی که در برخی روایات از آن به اعظم مصائب یاد می شود. نوشتار حاضر قطره ای از دریای مصائب اهل بیت سیدالشهدا (ع) در ایام اسارت می باشد.undefinedدر این نوشتار خلاصه تاریخ برخی منازل بصورت روزانه و در قالب چندین پیام کوتاه از کتب معتبر آورده شده است.در هر منزل بنا برنیاز به مأخذ روایت نیز اشاره شده است.در پایان از همه ی سروران ارجمند دعوت میگردد در جهت تسلای دل داغدار امام زمان (عج) در حد توان دیگران را به گروه دعوت کرده تا انشاالله همه مشمول دعای خیر امام صادق شویم چرا که فرمود: خدا رحمت کند بنده ای که امر ما را زنده بدارد.undefinedخشنودی امام عصر صلواتundefined

۱۸:۵۲

undefinedبه استحضار همراهان گرانقدر می‌رساند انشااللهundefined پادکستundefined وقایع نیز جهت بهره برداری تهیه و بارگزاری می گردد.بیت الرباب (سلام الله علیها)

۱۴:۴۶

undefinedخلاصه تاریخ ایام محرم:در روز یازدهم محرم و پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) و یاران ایشان سر مطهر امام به کوفه رسید و مجلس ابن زیاد (لعنت الله علیه) تشکیل شد. undefinedدر این روز کاروان اسرا به دستور عمر بن سعد (لعنت الله علیه) به سمت کوفه حرکت کردند. در شب دوازدهم اسرا به کوفه رسیدند و آن بزرگواران را تا صبح پشت دروازه کوفه نگه داشتند.در روز دوازدهم به دستور ابن زیاد اهل بیت امام (علیه السلام)را سوار بر شتر های برهنه به همراه سرهای بالای نیزه در بازار و کوچه های شهر کوفه حرکت دادند.همچنین وی ده هزار نفر رامأمور حفظ شهر کرد تا احدی از شیعیان برای اعتراض نتوانند کاری کنند.undefinedدرکوفه حضرت زینب و حضرت ام کلثوم و حضرت فاطمه بنت الحسین(سلام الله علیهما) و امام سجاد(علیه السلام) خطبه خواندند و مردم کوفه راپشیمان نمودند.undefinedهمچنین در این روز قبیله بنی اسد پس از گذشت سه روزاجساد شهدای کربلا را دفن کردند.

۱۴:۴۸

undefinedدر روز سیزدهم ماه محرم اهل بیت امام (علیهم السلام) را به مجلس شوم ابن زیاد بردند. مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب نفس المهموم به نقل از شیخ مفید و مثیرالاحزان می نویسد:وقتی سر مطهر امام به مجلس ابن زیاد وارد شد ناگهان آتشی از قصر زبانه کشید در این هنگام عبیدالله ابن زیاد ترسید و به یکی از اتاق ها پناه برد.این قضیه در کتب اهل سنت (رأس الحسین ابن تیمیه و نورالعین اسفراینی) نیز آمده است. همچنین در کتاب نفس المهموم آمده است هنگام ورود سر مطهر از دیوار های قصر خون جاری شد.undefinedپس از مجلس ابن زیاد اهل بیت (علیهم السلام) را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه کردند.در تاریخ آمده است که آن بزرگواران به مدت پنج روز در زندان کوفه به سر بردند.undefinedهمچنین در این روز ابن زیاد به مدینه و شام نامه نوشت و خبر شهادت امام (علیه السلام)را منتشر ساخت.اسارت آغاز شد...

۱۷:۲۵

thumbnail
چشم هایی که گریه میکردند سیلی و تازیانه می‌دیدند... بی ابالفضل کودکان یتیم روی خشت خرابه خوابیدند.

۱۹:۰۰

بسم رب الحسین(علیه السلام)از مقاتل چنین استنباط می شود که ابن زیاد در شهر کوفه چندین بار دستور داد تا سرهای مقدس و کاروان اسرا را حرکت دهند. معجزه ای که بارها در کوفه مشاهده شد تلاوت آیات مختلف سوره کهف از زبان سید الشهدا علیه السلام بود ولی این معجزه در قلوب تیره مردم کوفه تأثیری نداشت. در کتاب عوالم العلوم جلد17 روایت شده وقتی آن اشقیا سر مطهر امام را به درختی آویزان نمودند حضرت آیه شریفه"وَسَیَعلَمُ الَذین ظَلَموا اَیَّ مُنقلبٍ یَنقَلِبون" را تلاوت کردند.

۸:۱۵

undefinedundefinedبسم رب الحسینundefinedundefined undefinedدر روز نوزدهم محرم به دستور ابن زیاد اهل بیت از کوفه به سمت شام حرکت کردند.زنان غیر هاشمی با پادرمیانی بزرگان قبایلشان از بند اسارت آزاد شدندو زنان وابسته به قبیله بنی هاشم به اسارت برده شدند.undefinedشیخ طریحی در کتاب المنتخب می نویسد:اولین منزلی که اسرا به آن رسیدند خرابه ای بوده است در آنجا مامورین ابن زیاد مشغول عیاشی شدند ناگهان دستی را دیدند که از دیوار خرابه بیرون آمد و با قلم خونین ابیاتی با این مضمون نوشت که آیاکسانی که امام حسین (علیه السلام) را کشتند امید دارند به شفاعت جد او نائل شوند؟ مامورین با دیدن این صحنه وحشت زده شدند و منزل مذکور را ترک نمودند.undefinedسپس آنها به شهر قادسیه رسیدند ابومخنف در کتاب مقتل الحسین(علیه السلام) آورده است که در این منزل نیز حضرت ام کلثوم (سلام الله علیها) اشعاری را برای پشیمانی آن ملعونان و دفاع از اهل بیت خواندند.اسارت همچنان ادامه دارد...

۱۴:۵۷

undefinedالسلام علی ساکن کربلاundefinedundefinedدر مقتل ابومخنف آمده است: آنگاه آن نفرین شدگان، اهل بیت (علیهم السلام) را به سمت شرقی جصاصه بردند و قبل از ورود به شهر تکریت حاکم و مردم آن دیار را از ورود خود مطلع ساختند. حاکم آن شهر نیز دستور داد تا علمها را به احتزاز در آورند. سپس شهر را زینت دادند.حاکم از شهر بیرون آمد و از آنان استقبال نمود و هر کسی از مردم شهر که در مورد سرها از حاملان سرهای مقدس سوال می کرد آنها جواب میدادند این ها مردم خارجی هستند که بر یزید خروج کرده اند که عبیدالله نیز در کربلا آنها را شکست داد و اهل بیت آنها را اسیر کرد. در این هنگام مردی نصرانی فریاد زد من در کوفه بودم که اسرا را وارد شهر کردند آنان خارجی نیستند بلکه فرزندان رسول الله (سلام خدابر او باد) هستند ؛وقتی مردم این موضوع را شنیدند دور هم جمع شدند، در ناقوس ها دمیدند و از مامورین ابن زیاد اعلام بیزاری کردندکه در نتیجه این عمل مامورین از ترس و وحشت وارد تکریت نشدند.سپس آنان به ترتیب به منازل اعمی،دیر عروه،صلینا و پس از آن به وادی نخله رسیدند و شب را در آنجا خوابیدند. آن شب در آن دیار آنها صدای زنان جن را شنیدند که بر امام و اهل بیت نوحه می کردند و اشعاری با این مضمون می خواندند...

اسارت همچنان ادامه دارد...

۱۹:۱۹

undefinedادامه وقایع ایام اسارت اهل بیتundefinedundefinedسپس کاروان اسرا به شهر لینا رسید در این شهر مردم بر امام(علیه السلام)درود فرستادند و بر قاتلان امام نفرین و لعنت فرستادند.undefinedسپس کاروان از راه کحیل به جهینه رسید و از آنجا برای حاکم موصل نامه ای را فرستادند که از ما استقبال کن چون سر حسین با ماست...مرحوم شیخ عباس،در کتاب روضه الشهدا در این مورد این شهر این طور می نویسد:آنها به خاطر شورش مردم مجبور شدند بیرون شهر اتراق کنند. سر مطهر امام را بر روی تخته سنگی قرار دادند. قطره خونی از سر مطهر بر زمین ریخت و آن محل تبدیل به چشمه ای از خون شد.undefinedمنزل بعدی نصیبین بود به نقل از کتاب کامل شیخ بهایی اسب ملعونی که سر مطهر امام را به همراه داشت از ورود به شهر سرباز زد. آن شخص چندین اسب عوض کرد ولی هیچ کدام به شهر وارد نشدند.undefinedسپس آن ها به شهر دعوات رسیدندو آن اشقیا اسرا را در شهر حرکت دادند ابومخنف در مورد این منزل نقل کرده در این شهر امام سجاد(علیه السلام) از کثرت مصیبت ها بسیار گریستند و اشعاری در رثای مظلومیت اهل بیت خواندند...
اسارت همچنان ادامه دارد...

۱۹:۲۵

undefinedادامه تاریخ اسارتundefinedundefinedسپس کاروان به شهر قنسرین رسید. مرحوم مجلسی در کتاب بحار الانوار از قول نطنزی در کتاب خصائص این طور نقل می کند:وقتی سر مطهر را در قنسرین فرود آوردند عابدی نصرانی دید که از دهان مطهر امام نوری به آسمان بالا می رود در این لحظه منقلب شد. با پرداخت ده هزار درهم سر را از سربازان ابن زیاد گرفت و داخل صومعه خود برد. در داخل صومعه به واسطه گفتگوی این مرد با سر سید الشهدا مسلمان شد. وقتی سر را به سربازان پس داد و آنها از شهر خارج شدند دیدند تمامی درهم ها به سنگ تبدیل شده است. undefinedدر منزل های بعدی به نام شیرز و کفر طاب و حماه مردم درهای شهر را بر روی آن ملعونان بستند.undefinedدر منزل حران نیز مرد یهودی که شاهد تلاوت قرآن از سر مبارک امام بود مسلمان شد.undefinedدر شهری به نام سیبور مردم با سپاه ابن زیاد درگیر و 600 نفر از آنان را به هلاکت رساندند.نقل شد در این منزل حضرت ام کلثوم (سلام الله علیها) در حق مردم آن شهر دعا کردند.
اسارت همچنان ادامه دارد...

۲۰:۴۷

undefinedادامه تاریخ اسارت آل اللهundefinedundefinedسپس کاروان به شهر حماه رسید ابومخنف در مورد این منزل نقل کرده که مردم مانع ورود کاروان به شهر شدند. undefinedدر شهر حمص نیز مردم در دروازه شهر سپاه ابن زیاد را سنگباران نمودند و 26 نفر از آنان را به هلاکت رساندند و مانع ورود کاروان به شهر شدند. undefinedدر شهر های معره نعمان و بعلبک مردم از آن ملعونان استقبال کردند تا جایی که ابومخنف در کتاب مقتل الحسین می نویسد وقتی کاروان به شهر بعلبک رسید والی آن شهر دستور داد دختران دف ها را به دست گرفته و به جهت شادی به استقبال اسرا بروند سپس علم ها را گشودند در شیپورها دمیدند و برای سپاه ابن زیاد خلوق(نوعی خوشبو کننده) شکر و آرد آوردند و شب را تا صبح به مستی و میخوارگی گذراندند...(آری . اعظم مصائب اهل بیت در چنین شهر هایی رخ داده است.)

اسارت به سخت ترین منزل رسید... undefinedتسلی دل داغدار امام عصر(عج) صلوات

۱۷:۵۰

بازارسال شده از رادیو اربعین

‎⁨زیارت‌نامه اربعین⁩.pdf

۴۷۱.۰۲ کیلوبایت

*زیارت‌نامه اربعین*
@Radio_Arbaeen

۱۲:۴۶

بازارسال شده از رادیو اربعین

زیارت اربعین.mp3

۹.۶۹ مگابایت
*زیارت اربعین*
undefined محمود کریمی
FM 95.5MHzzil.ink/radioarbaeenundefined @Radio_Arbaeen

۱۲:۴۶

undefinedسلام علی قلب الزینب الصبورundefined
undefinedسپس کاروان شب هنگام به دیر کشیشی رسیدند.در حالی که سر مطهر بر نیزه ای بود. ساعتی بعد راهب آن دیر از سر مطهر صدایی شبیه رعد و برق و تسبیح شنید آنگاه دید نوری از سر به سمت آسمان بالا می رود و ملائکه دسته دسته نازل می شوند و بر سر مطهر فرود آمده و سلام می کنند هنگام صبح از بزرگ کاروان(خولی بن یزید اصبحی لعنه الله علیه) پرسید این سر کیست در جواب وی سر را یک خارجی خواند ومعرفی کرد راهب که سخت غمگین شد بواسطه پرداخت ده هزار درهم سر را از آنها گرفت و با احترام به دیر برد و با دیدن معجزات مسلمان شد. خولی نیز درهم ها را بین سپاه تقسیم کرد که ناگهان دیدند همه سکه ها تبدیل به سفال شده و آیه شریفه (وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون) روی آن نوشته شده است.آنگاه همه صدای هاتفی را شنیدند که ابیاتی را در رد ستم آن ملعونان خواند که در نتیجه این عمل همه وحشت زده شدند و منزل را ترک کردند.

۱۲:۴۸

undefinedسلام بر سه ساله حسین(ع) undefinedundefinedدر کتاب (ذریعه النجاه) به نقل از شیخ مفید این طور نقل میکند : در ادامه مسیر وقتی اهل بیت و سر های مطهر به منزل عسقلان رسیدندحاکم شهر دستور داد بازیگران و رقاصان مشغول طبل زنی و ساز و لهو گردند مردی به نام زریر خزاعی وقتی این صحنه ها را دید امام و اهل بیت را شناخت و خدمت امام سجاد آمد و بفرموده امام به نیزه داران پنجاه مثقال زر و نقره داد و از آنها خواهش کرد از بین زنان کاروان جلوتر روند تا نگاه های نامحرمان به حجاب های ناقص مخدرات نیفتد سپس به فرموده امام جامه و عمامه ای برای ایشان آورد و در نهایت با مأمورین ابن زیاد درگیر و سنگسار شد و به شهادت رسید. به نقل از کتاب بحار الانوار مرحوم مجلسی از سید بن طاووس این طور مینویسد:در نزدیکی های شهر شام ام کلثوم (س)نزد شمر لعنه الله علیه آمد و از او درخواست کزد از محلی کاروان را عبور دهد که دور از منظر نامحرم باشد آن ملعون نیز بخاطر کینه ای که داشت دقیقا خلاف فرموده آن بانو عمل کرد...اسارت همچنان ادامه دارد...

۱۲:۴۸

undefinedایستگاه پایانی اسارتundefinedundefinedدر نهایت در روز یکم ماه صفر کاروان اسرا به شهر شام رسیدند. به نقل از کتاب تذکره الشهدا امام سجاد(علیه السلام) فرمودند در شام ۷ مصیبت بر ما وارد آوردند که از ابتدای اسارت تا آخر چنین مصائبی بر ما وارد نشده بود.undefinedدر کتاب نفس المهموم آمده است اهل بیت را ۳ روز پشت دروازه شام نگه داشتند و شهر را زیور بستند به وضعی که چشمی ندیده بود. آنگاه پانصد هزار نفر از مردم شام برای تماشا و... آمدند....
undefinedآری در شام اعظم مصائب بر اهل بیت وارد شده است. undefined

۶:۱۸

undefinedبه دلیل سنگینی روضه های شام و لزوم ادای حق مطلب ما از آوردن تاریخ شهر شام منصرف شدیم.undefinedبه نقل از کتاب شریف بحارالانوار اهل بیت هشت روز در شام مشغول عزاداری بودند شهادت سه ساله امام نیز در خرابه در همین ایام رخ داد.undefinedسپس در روز هشتم یزید لعنت الله علیه به امام سجاد پیشنهاد ماندن ور شام را داد که ایشان نپذیرفتند و فرمودند به مدینه برمیگردیم.undefinedدر کتب الخرائج،بحارالانوار، عوالم العالم و تذجمه نفس المهموم آمده است امام سجاد علیه السلام سرهای مطهر شهدا را از یزید ملعون گرفتند.

۶:۱۸

undefinedپس از اتفاقات شهر شام و پس از اهانت های مکرر به اهل بیت ناگهان رفتار یزید عوض شد. برخی دلیل این اتفاق را خوابهای وحشتناکی می دانند که او را شب و روز اسیر اوهام و خیالات کرده بود. همچنین معجزاتی که از سر مطهر دید موجب وحشت اوشده بود. سخنرانی های اهل بیت و بیدار شدن وجدان عمومی مردم نیز در این داستان تاثیر داشت. undefinedآنگاه یزید امام سجاد علیه السلام و اسرا را از بند آزاد کرد و به اتفاق نعمان بن بشیر به سوی مدینه فرستاد.

۶:۱۹