@varesoon
۱۲:۲۸
درس اخلاق.mp3
۱۰:۵۹-۱۰.۰۵ مگابایت
@varesoon
۱۲:۲۸
روایت حضرت آیت الله جوادی آملی از مرحوم آیت الله محقق داماد:دو چیز مرا نجات داد؛ یکی علاقه به زینب کبری (س) و دیگری احترام به امیرالمؤمنین (ع)
@varesoon
@varesoon
۱۲:۴۳
۱۷:۴۱
قال امیرالمومنین (علیهالسلام):شَرُّ الْقُلُوبِ الشَّاكُّ فِي إِيمَانِهِ
بدترین دل، دلی است که در ایمان خود شک داشته باشد.
تصنیف غرر / ۹۱۲
@varesoon
بدترین دل، دلی است که در ایمان خود شک داشته باشد.
تصنیف غرر / ۹۱۲
@varesoon
۱۹:۵۶
به نیت زیارت حضرتش در هر روز :
صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسینصلی الله علیک یا أباعبدالله الحسینصلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین
صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته
#زیارت قبول
@varesoon
صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسینصلی الله علیک یا أباعبدالله الحسینصلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین
صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته
#زیارت قبول
۳:۵۵
له_سید_محمد_مهدی_میرحجازی.mp3
۰۱:۱۴:۳۵-۱۷.۰۷ مگابایت
۹:۰۷
دستورالعمل حضرت آیت الله وحید خراسانی:در طول روز مداومت کنید سوره توحید را بخوانید و به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هدیه کنید.
@varesoon
@varesoon
۱۴:۳۴
آیت الله محمدتقی بهجت:دائم سوره توحید [قل هو الله] را بخوانید و ثوابش را هدیه کنید به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این کار عمر شما را با برکت می کند و مورد توجه خاص حضرت قرار می گیرید.
@varesoon@varesoon_bahjat
@varesoon@varesoon_bahjat
۱۴:۳۴
مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی :
" اثر غذا در آدم بسیار زیاد است. اگر غذا طیب و طاهر نباشد بر افکار انسانها اثر می گذارد و این فکرهای شیطانی از تأثیر آن غذای ناپاک است.از ایشان نقل است که مدتی در خود حس می کنند که قلبشان آن حالت اقبال را از دست داده است.بررسی کرده و متوجه می شوند که شخصی برایشان آردی هدیه داده که یک بهائی به او داده بود. ایشان بعد از متوجه شدن چهره شان تغییر کرده و بعد با ناراحتی می گویند :" مؤمن، ما را از فضیلت ماه رجب محروم کردی."
@varesoon
" اثر غذا در آدم بسیار زیاد است. اگر غذا طیب و طاهر نباشد بر افکار انسانها اثر می گذارد و این فکرهای شیطانی از تأثیر آن غذای ناپاک است.از ایشان نقل است که مدتی در خود حس می کنند که قلبشان آن حالت اقبال را از دست داده است.بررسی کرده و متوجه می شوند که شخصی برایشان آردی هدیه داده که یک بهائی به او داده بود. ایشان بعد از متوجه شدن چهره شان تغییر کرده و بعد با ناراحتی می گویند :" مؤمن، ما را از فضیلت ماه رجب محروم کردی."
@varesoon
۱۴:۳۴
الحمد الله بعد از سالها تلاش مستمر به برکت ولادت با سعادت مولانا صاحب الزمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) صفحه وب سايت حضرت آیت الله سید احمد نجفیرونمایی گردید و آغاز به فعالیت نموده است.
در این وب سایت ، مجموعه کامل سخنرانی های ارزشمند ایشان همراه با عکس و فیلمها، مصاحبهها و موارد متعددی دیگر در دسترس عموم خواهد بود.
پیشنهاد میکنیم به دوستان علاقمند اطلاع رسانی کنید تا از این وب سایت ارزشمند، بهره مند باشند.
www.seyedahmadnajafi.com
در این وب سایت ، مجموعه کامل سخنرانی های ارزشمند ایشان همراه با عکس و فیلمها، مصاحبهها و موارد متعددی دیگر در دسترس عموم خواهد بود.
پیشنهاد میکنیم به دوستان علاقمند اطلاع رسانی کنید تا از این وب سایت ارزشمند، بهره مند باشند.
www.seyedahmadnajafi.com
۱۶:۳۴
.به نقل از مرحوم حضرت آیت الله بهجت:مرحوم دربندی با آن فضلش در بالای سر حرم سیدالشهدا فریاد می زد یا حسین به حق مادرت حضرت زهرا (سلام الله علیها) شمر را شفاعت نکن و سه دفعه بلند این جمله را میگفت.به او گفتند آیا شفاعت شمر ممکن است؟گفت: چرا ممکن نیست؟ حضرت اباعبدالله مظهر رحمت واسعه خدا هستند، چه میدانیم؟ ما قسمش می دهیم که این کار را نکند..
شادی ارواح مطهر حضرت آیت الله بهجت و ملاآقا دربندی صلواتی قرائت بفرمایید 
۱۷:۱۳
....
جلوی حاج شیخ را گرفت.
حاج شیخ جعفر شوشتری رحمت الله، حدودا صد و ده بیست سال پیش از نجف به ایران آمدند، روزی ایشان جایی مهمان بودند و همراه با چند نفر از شمس العماره می گذاشتند، که ناگهان یک داشی آمد و جلوی حاج شیخ را گرفت..
اطرافیان شیخ می خواستند جلوی او را بگیرند که شیخ مانع شد و گفت: « کاری نداشته باشید بگذارید جلو بیاید ببینم چه می گوید؟».
داش جلو آمد و چیزی به حاج شیخ گفت که حاج شیخ در اثر شنیدن آن جمله کنار دیوار ایستاد و گریه کرد..
او به حاج شیخ گفت: «حاج آقا من همینم که هستم، به ما میگویند لات، چاقوکش، عرقخور، قمار باز، شما هم همانی که هستی هستی؟!.
یعنی شما هم حاج شیخ جعفری؟!!.
حاج شیخ جعفر منقلب شد که نکند این داش راست میگوید و ما دروغ؟ البته حاج شیخ جعفر کسی بود که شیخ مرتضی انصاری می فرمودند: « برویم پای منبر حاج شیخ جعفر ما را موعظه کند» حال ما هم باید فکر کنیم که ما هم همین که هستیم هستیم یا نه؟.منبع: کتاب بدیع الحکمة حکمت ۴۰ از مواعظ آیت الله مجتهدی تهرانی(ره).
۲۰:۵۶
.
مرحوم علامه سید علی قاضی:
در مستحبات تعزیه داری و زیارت سیدالشهداء (علیه السلام) مسامحه ننمایید و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است.
و اگر از اول عمر تا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرهما به جا بیاورید، هرگز حق آن بزرگوار ادا نمیشود و اگر هفتگی ممکن نشد، دهه اول محرم ترک نشود.
۱۹:۴۵
.
آیت الله نخودکی اصفهانی:بدانید که مدار و معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است:شب زندهداریلقمه حلالو توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن
۱۹:۲۷
.علامه محمدتقی جعفری:
هیهات! دیگر جامعه ی بشریت زمامداری بر خود ببیند که کفش خود را وصله بزند تا پابرهنگان قلمرو زمامداریش کفشی پیدا کنند و بپوشند. پیراهن خود را بدهد انقدر وصله بزنند تا دیگر از دادن به وصله زننده شرمنده گردد.هیهات! که روزی فرا رسد که این کره ی خاکی مردی را ببیند که زمامداری چند کشور پهناور اسلامی آن روز را برای اینکه مرتکب دروغی نشود، زیر پا بگذارد.دیگر از این پس مانده ی تاریخ نتوان توقع انسانی را داشت که با شنيدن ظلم به یک زن یهودی که با جامعه ی اسلامی در حال همزیستی به سر میبرد، با کشیدن خلخالی از پایش توسط دشمن چنان مضطرب شود که بگوید: «اگر یک انسان باایمان از شنیدن چنین خبری بمیرد، در نزد من مستحق سرزنش نمیباشد.»
۱۹:۱۶
. آیت الله جوادی آملی:اگر انسان در روز قیامت «با شفاعت یا توبه در دنیا یا....» وارد بهشت شود و در آنجا از نعمات بهشتی ها متنعم باشد، ولی زمانی درخواست کند که میخواهم امام حسین(علیه السلام) را ببینم و در جواب بگویند شما «به خاطر کم بودن اعمال شایسته در دنیا» در مرتبه و جایگاهی نیستید که حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) را ببینید؛ چنین بهشتی برای انسان از جهنم بدتر است.
۱۸:۳۲
.آیت الله شبیری زنجانی:
آقای آخوند ملاعلی همدانی میفرمود: در تهران نزد مرحوم هیدجی فلسفه میخواندم. روزی سرتیپ عبدالرزاقخان بُغایری ـ که از مریدان هیدجی بود و از سفر مکه بازگشته بود ـ به حجره آمد و گزارشی از سفرش نقل کرد.
او گفت: ما گروهی بودیم که با کشتی عازم مکه میشدیم. در گوشهای از کشتی، مردی از اهل علم تنها نشسته بود و مختصر توشهای داشت و ظاهراً از نجف آمده بود.
دیدیم هم او تنهاست و هم ما برای ادای صحیح مناسک به یک روحانی نیاز داریم؛ از او خواستیم به جمع ما بپیوندد. پذیرفت و در این سفر از محضرش بسیار استفاده کردیم.
پس از انجام اعمال حج، به مدینه رفتیم و برای دیدار کتابخانه حاضر شدیم. در آنجا پیرمرد نابینایی را آوردند. پرسیدیم: این شخص کیست؟ گفتند: قاضیالقضات.
قاضی پرسید: اهل کجایید؟ گفتیم: ایران. پرسید: کدام شهر؟ گفتیم: تهران.همین که نام تهران را شنید، گفت: اینها کافرِ ملعونِ رافضی هستند!
یکی از حاضران پرسید: چرا کافرند؟قاضی گفت: چون قرآن را تأویل میکنند و تأویل کفر است. سپس نمونههایی از آیاتی را که به گمان او شیعه تأویل کرده بود، ذکر کرد.
روحانی همراه ما نیز شروع کرد سخنان قاضی را تأیید کردن و مثالهایی آورد. ما ناراحت شدیم و پنداشتیم او عقیدهاش را پنهان کرده بوده است.
قاضیالقضات از او تمجید کرد و گفت: معلوم میشود مرد فاضلی هستید.
شیخ گفت: یکی از نعمتهای این سفر، توفیق زیارت قاضیالقضات بود؛ اما با یک تأسف برمیگردیم و آن اینکه شما در قیامت جمال پیامبر ﷺ را نخواهید دید.
قاضی با تعجب گفت: چرا؟
شیخ این آیه را خواند:﴿مَن كانَ في هٰذِهِ أعمى فَهُوَ في الآخِرَةِ أعمى﴾.
قاضی گفت: مراد آیه این نیست؛ مقصود، کوریِ باطن است.
شیخ فوراً گفت: این تأویل است، و تأویل کفر است!
وقتی قاضی فهمید این سخنان مقدمهچینی برای همین نتیجه بوده، خشمگین شد و گفت: «قُم یا رافضی…» و شروع به پرخاش کرد.
۱۷:۴۵
۲۰:۰۴