امیرحسین سلطانی: در مقطع ریاستجمهوری ترامپ، سیاستگذاری آمریکا بر پایه نگاه سوداگرانه و معاملهگرایانه استوار بود. کاخ سفید جهان را بنگاه اقتصادی میپنداشت که با اعمال فشار و شوک روانی میتوان رقیب را تسلیم کرد. وزارت خارجه آمریکا نیز به اتاق عملیات جنگ ترکیبی و تروریسم اقتصادی تقلیل یافت، اما این ذهنیت در برابر واقعیتهای میدانی ایران به شکست راهبردی انجامید.
توهم اقتصادمحور نخستین خشت کج این راهبرد بود. آمریکا تصور میکرد تحریمهای بیسابقه به شورشهای اجتماعی و فروپاشی اقتصاد ایران منجر میشود، اما اقتصاد ایران با تکیه بر ظرفیتهای دور زدن تحریمها و ساختار تابآور، از نقطه جوش مورد نظر واشنگتن عبور کرد و فشار اقتصادی نتوانست به فروپاشی سیاسی تبدیل شود.
در رویارویی نظامی محدود خرداد ۱۴۰۴، آمریکا و رژیم صهیونیستی تهاجمی چندلایه طراحی کردند. پس از حملات اولیه و ترورها، بازوی پهپادی ایران آسمان سرزمینهای اشغالی را شکافت و در جنگ ۱۲ روزه، پاسخهای موشکی ایران اهداف دشمن را نابود کرد. آمریکا به عنوان داور خودخوانده درخواست آتشبس داد و تناقضگوییهای بعدی ترامپ نشانه سردرگمی و شکست بود.
در ادامه، ترور رهبر انقلاب اسلامی باعث شد ایران با تمام قوا وارد جنگ شود. ترامپ هدف خود را تسلیم بدون قید و شرط ایران اعلام کرد، اما در کمتر از یک ساعت، ضربات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا در منطقه شوک شدیدی به کاخ سفید وارد کرد. ایران با بستن هوشمندانه تنگه هرمز، ماشین جنگی دشمن را فلج کرد و قدرتمندترین ناوگانهای دریایی در بازگشایی آن ناتوان ماندند.
آمریکا در ایجاد ائتلاف جهانی علیه ایران نیز شکست مطلق خورد و حتی متحدان اروپایی از پیوستن به کارزار دریایی کاخ سفید امتناع ورزیدند. در نهایت، پس از شکست تمام ابزارها، ترامپ به گفتمان جنایات جنگی و تهدید به محو تمدن ایران روی آورد. این کارزار فشار همهجانبه به دلیل خوانش نادرست از تابآوری ایران، به فروپاشی در هفت جبهه انجامید و جایگاه منطقهای و جهانی ایران را تقویت کرد.
متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید:
۹:۳۰
ماشاءالله ذراتی: تنگه هرمز همواره در معادلات ژئوپلیتیک جهان به مثابه یک شاهرگ حیاتی و در عین حال یک نقطه آسیبپذیر شناخته شده اما در جنگ سوم تحمیلی، این آبراه باریک نهتنها جریان نفت، بلکه جریان سرمایه و اساس معماری مالی ۵۰ ساله جهان را نیز مسدود کرد. …
متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید:
۱۰:۰۴
میلاد جلیلزاده: جنگ رمضان شگفتآورترین اتفاق قرن بیستویکم بوده و آنچه تا این لحظه برای ملت ایران حاصل شده، پیروزی بر یک ابرقدرت در جنگی نامتقارن نظامی و تبلیغاتی است. مهمترین گزاره درباره استراتژی آمریکا این بود که پیشبینی دقیقی از نوع و حجم پاسخ ایران نداشت. ایرانیها استادانه نبرد را به میدان نامتقارن بردند؛ نمونه نمادین آن هزینه شدن موشک چندمیلیون دلاری پدافند دشمن برای سرنگونی پهپاد چند هزار دلاری ایران است.
آمریکاییها با گستردهترین شبکه رسانهای دنیا و لابی قدرتمند صهیونیستی، در نبرد روایتها شکست خوردند. از هند تا اسپانیا، خیابانها صحنه تظاهرات حمایت از ایران بود و در حمایت از آمریکا و اسرائیل تجمعی برگزار نشد. بخشی از مردم جهان در حباب خبری میزیستند؛ مثل مربی والیبال آمریکایی که نمیدانست زنان در ایران والیبال بازی میکنند. سیدجانعلی کاظمی از پاکستان از حلالیتطلبی اهل سنت از شیعیان و شیعه شدن علما پس از فهمیدن دروغ تبلیغات سعودیها خبر داد.
بخشی از این دستاورد حاصل نبرد تبلیغاتی نامتقارن با ابزارهایی چون انیمههای ژاپنی زیرنویس عربی، نوحههای مقاومت و فعالیت توئیتری سفارتخانهها بود. این تبلیغات مخاطب غیرایرانی را هدف گرفته و در رسانههای خرد مجازی منتشر میشود. یوتیوب کانال «Explosive Media» را مسدود کرد که سندی بر سوگیری سیستماتیک شرکتهای سیلیکون ولی در قبال منافع سیاست خارجی آمریکاست.
بیبیسی و یورونیوز به شکست تبلیغاتی آمریکا اعتراف کردند. دیوید گیلبرد از مجله وایرد میگوید: «محتوایی مانند فیلمهای لگویی ایران در تمسخر آمریکا وجود ندارد و واکنش موثری از سوی آمریکا دیده نمیشود». پس از شهادت فرماندهان ارشد ایران و ادامه قدرتمند جنگ، جهانیان دریافتند سیستم حکمرانی ایران دیکتاتوری و یکخطی نیست. گیلبرد به سرعت واکنش این گروه به رویدادها اشاره میکند که فقط چند ساعت طول میکشد.
عوامل اکسپلوسیو مدیا چهره خود را مخفی میکنند. راوی میگوید: «یک تیم یکدل دانشجویی با تخصص در رسانه، روانشناسی و سیاست خارجی هستیم». آنها استقلال خود را حفظ کرده و با وجود مشکلات مالی از بازدیدهای چندده میلیونی یوتیوب درآمد کسب میکردند. با تعطیلی حساب یوتیوب، ممکن است از روشهای جدید مانند توکن میم مبتنی بر سولانا برای ادامه کار استفاده کنند.
متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید:
۱۰:۳۱
متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید:
۱۱:۴۴
متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید:
۱۵:۳۳
۱۵:۵۵
@vatanemrooz
۱۶:۳۷
@vatanemrooz
۱۶:۳۷
۱۶:۳۷
@vatanemrooz
۱۷:۳۳
@vatanemrooz
۱۷:۳۴
۱۷:۳۶
@vatanemrooz
۱۹:۰۷
سیدمحمد مرندی، تحلیلگر سیاسی:
@vatanemrooz
۱۹:۳۲
۱۹:۳۷
@vatanemrooz
۱۹:۵۹
@vatanemrooz
۲۰:۰۶
رئیسمجلس:
@vatanemrooz
۲۰:۰۹
تحلیلگر بریتانیایی:آمریکا در حال حاضر چنان در سطح جهانی منفور و «سمی» شده که حتی نمیتواند هتلهایش را پر کند یا بلیتهای جام جهانی را به فروش برساند.کمی در این واقعیت تأمل کنید.فیفا پیشبینی کرده بود که حضور میلیونها بازدیدکنندهی بینالمللی، ۳۰.۵ میلیارد دلار تأثیر اقتصادی به همراه خواهد داشت؛ اما آن تقاضای پیشبینیشده هرگز محقق نشد.هتلها در شهرهای آتلانتا، دالاس، میامی، فیلادلفیا و سانفرانسیسکو، قیمتهای اتاق در روز مسابقه را تا یکسوم نسبت به اوج قیمتها کاهش دادهاند.فیفا دهها هزار اتاق رزرو شده را در هر ۱۶ شهر میزبان لغو کرده است.برخی هتلها گزارش دادهاند نرخ لغو رزرو بالای ۹۵ درصد بوده است. یافتن دلایل این وضعیت دشوار نیست: احساسات ضدآمریکایی؛ ترس از شرایط مرزی؛ جنگ با ایران که باعث افزایش قیمت نفت و بلیتهای هواپیما شده است؛ بلیتهای بازی که قیمتهای نجومی دارند؛ بهطوری که بهای صندلیهای فینال به ۱۰٫۹۹۰ دلار برای هر نفر رسیده است.مدیران این صنعت اکنون بهطور علنی، دولت ترامپ را مقصر این کمبودِ تقاضا میدانند.اقتصاددانان حوزهی گردشگری میگویند که جنگ با ایران، مشکلِ «نگرش منفی نسبت به آمریکا» را که پیش از این هم وجود داشت، وخیمتر کرده است.اکنون «ورزشگاههای خالی» یک احتمال واقعی است.این اتفاق تابستان گذشته در جام باشگاههای جهان رخ داد.و حالا ممکن است دوباره، آن هم در خاک آمریکا و در بزرگترین رویداد ورزشی جهان، تکرار شود.کاخ سفید میگوید این «بزرگترین جام جهانی تاریخ» خواهد بود؛ اما بازار نظر دیگری دارد.
@vatanemrooz
@vatanemrooz
۲۰:۵۵