سانَّماهای مصدری: میانوندهای نقش-عاملنما در فارسی آینده
درآمدی بر فلسفه سانَّمادر فایْزِن، با استفاده از سانَّماهای مصدری - میانوندهای پیش از مصدرنما «ـدَن» - میتوان:- نقش دو مولفه اصلی - با نامهای سنتی «فاعل» و «مفعول» - مصدر را تغییر داد؛- مصدرهای سه مولفهای - به نامهای «فاعل»، «مفعول»، و «عامل دوم» - ساخت؛- مصدرهای عاملیتی تکگانه و دوگانه ساخت؛- نوع عاملیت «فاعل» با «مفعول» - وصفی، ارادی، سیستمی، یا طبیعی - را مشخص کرد.
بهعنوان مثال، با سانَّمای «ـانـ»، از مصدر ساده «حَبِبْدَن» بهمعنی «محبت یافتن»، میتوان مصدر «انگیزی» - مصدری که در آن «فاعل» با «مفعول» رابطه مسببسازی یا انگیزی دارد - «حَبْبانْدَن» - بر وزن «فَعْلانْدَن» - را ساخت:- علی، حسن را بِعِل کَرْنانْدَن خانه نو حَبْبانْد. -> علی با خریدن خانه نو به حسن محبت کرد.> در اینجا تنها بیان میشود که «علی» مسبب محبتیافتگی «حسن» با «خریدن خانه نو» میباشد؛ اینکه «علی» برای «حسن» خانه خریده مشخص نیست! فقط میتوان گفت، «حسن» دریافتکننده محبت بهشکل «خریدن خانه» بهسبب «علی» بوده.
انواع سانَّماهابا گروهی از سانَّماها - که اصلی نامیده میشوند - میتوان شبکهای از مصدرها - بهنام «شبکه مصدرهای عامل-مبنا» - را بهشکل «عاملمحور» ساخت؛ بطوریکه تفاوت معنایی آنها نسبت به مصدر اصلی، تنها در تک عاملی یا دو عاملی بودن، یا نقش مولفههای اصلی مصدر جدید میباشد؛ بهگونهای که، نوع عاملیت - ارادی، سیستمی، یا طبیعی - در آنها مشخص نمیشود. در این مقاله «شبکه مصدرهای عامل-مبنا» توضیح داده میشود، ولی پیش از آن بهتر است یک نگاهی به انواع «سانَّماها» باندازیم.
سانَّمای دوگاناین نوع سانَّماها برای جابهجایی «مولفه یکم» - همان «فاعل» مصدر ساده - با «مولفه دوم» - «مفعول» مصدر ساده - میباشد؛ مثلا دوگان مصدر ساده «حَبِبْدَن» میشود «حَبْبودَن»:
کَرْنانْدَن خانه، حسن را حَبِبْد. -> خریدن خانه، محبت دریافته توسط حسن شد.
حَبِبْدَن: فرایندی که در آن «فاعل» محبتی دریافته توسط «مفعول» بشود:
حسن کَرْنانْدَن خانه را حَبْبود. -> حسن، خریدن خانه را بهعنوان محبت دریافت کرد.
حَبْبودَن: فرایندی که در آن «فاعل» دریافتکننده «مفعول» بهعنوان محبت بشود.
> چنانچه دیده میشود، دوگان یک نوعْ مصدر، مصدری است که تنها مولفههای یکم و دوم آن جابجا شدهاند؛ بهعبارتی، مصدر دوگان هیچ معنای جدیدی نمیگیرد، فقط نقش مولفههایش جابهجا میشود.
سانَّمای عاملیتنمااز طریق این نوع سانّماها، عامل بودن «مولفه یکم» (فاعل) در مصدر (فرایند) بیان میشود؛ بهعبارتی، با این نوع سانّما بیان میشود که مولفه اول بهشکلی عامل آن عمل است؛ مثلا «أَدْسادَن»:
أَدْساء هی که درْجانْدَم، شیء هِه را أَدْساد. -> آن آدرسی که درج کردم، عامل به آدرس گرفتهشدنش توسط آن شیء شد.
أَدْسادَن: فرایندی که در آن «فاعل» عاملی بهعنوان مشخصات مکان گرفته شدنش توسط «مفعول» بشود.
در مورد این مثال باید دقت کرد که اگر آن آدرس را درج نمیکردم، آدرس آن شیء نمیشد؛ پس اینکه الان آدرس آن شیء است بخاطر اینه که در جایی درجشده! پس بهنوعی عامل آدرس بودن، شده!
در فایزن، برخی از سانَّماهای عاملیتنما، تعداد مولفههای مصدر جدید را افزایش میدهند؛ درواقع، «مولفه یکم» - به نام سنتی «فاعل» - مصدر جدید در نقش «عامل»، و «مولفه سومش» - به نام عامل دوم - همان «مولفه یکم» مصدر پایه خواهد بود؛ مثلا «حَبْبانْدَن»:
علی، حسن را بِعِل کَرْنانْدَن خانه حَبْبانْد. -> علی با خریدن خانه به حسن محبت کرد.
حَبْبانْدَن: فرایندی که در آن کسی یا چیزی دریافت کننده محبتی بشود.
> در فایزن عباراتی به نام «نَقْشْنَما» (حروف اضافه) وجود دارند، که چنانچه از اسمشان مشخص است، نقش عبارتهای پس یا پیش از خود را مشخص میکنند؛ مثلا «بِعِل» نقشنمایی است که «مولفه یکم» (فاعل) مصدر پایه را مشخص میکند.
ادامه مقاله در پست بعدی: برای مطالعه نسخه کامل به «https://vrgl.ir/Ph0Zz» مراجعه کن.
بهعنوان مثال، با سانَّمای «ـانـ»، از مصدر ساده «حَبِبْدَن» بهمعنی «محبت یافتن»، میتوان مصدر «انگیزی» - مصدری که در آن «فاعل» با «مفعول» رابطه مسببسازی یا انگیزی دارد - «حَبْبانْدَن» - بر وزن «فَعْلانْدَن» - را ساخت:- علی، حسن را بِعِل کَرْنانْدَن خانه نو حَبْبانْد. -> علی با خریدن خانه نو به حسن محبت کرد.> در اینجا تنها بیان میشود که «علی» مسبب محبتیافتگی «حسن» با «خریدن خانه نو» میباشد؛ اینکه «علی» برای «حسن» خانه خریده مشخص نیست! فقط میتوان گفت، «حسن» دریافتکننده محبت بهشکل «خریدن خانه» بهسبب «علی» بوده.
> چنانچه دیده میشود، دوگان یک نوعْ مصدر، مصدری است که تنها مولفههای یکم و دوم آن جابجا شدهاند؛ بهعبارتی، مصدر دوگان هیچ معنای جدیدی نمیگیرد، فقط نقش مولفههایش جابهجا میشود.
در فایزن، برخی از سانَّماهای عاملیتنما، تعداد مولفههای مصدر جدید را افزایش میدهند؛ درواقع، «مولفه یکم» - به نام سنتی «فاعل» - مصدر جدید در نقش «عامل»، و «مولفه سومش» - به نام عامل دوم - همان «مولفه یکم» مصدر پایه خواهد بود؛ مثلا «حَبْبانْدَن»:
> در فایزن عباراتی به نام «نَقْشْنَما» (حروف اضافه) وجود دارند، که چنانچه از اسمشان مشخص است، نقش عبارتهای پس یا پیش از خود را مشخص میکنند؛ مثلا «بِعِل» نقشنمایی است که «مولفه یکم» (فاعل) مصدر پایه را مشخص میکند.
ادامه مقاله در پست بعدی: برای مطالعه نسخه کامل به «https://vrgl.ir/Ph0Zz» مراجعه کن.
۵۳
۱۴:۵۳