بله | کانال وجدان‌حقیقی | وجدانِ هرمزگان
عکس پروفایل وجدان‌حقیقی | وجدانِ هرمزگانو

وجدان‌حقیقی | وجدانِ هرمزگان

۵۵۳ عضو
thumbnail
undefined «جان فدا» ۲۰ میلیونی شد
@vojdanhaghighi

۲۱:۲۷

thumbnail
رهبر تیم مذاکره کننده امریکایی را بهتر بشناسیم قسمت اولجی دی ونس (J. D. Vance) در حال حاضر 41 ساله است. او متولد ۲ اوت ۱۹۸۴ در میدلتاون، اوهایو است .
سیر شغلی او مسیر جالبی از نظامیگری، نویسندگی، سرمایه‌گذاری و در نهایت سیاست را طی کرده است:
· نظامی و تحصیلات (۲۰۰۳–۲۰۱۳): بلافاصله پس از دبیرستان به نیروی تفنگداران دریایی پیوست و در جنگ عراق به عنوان روزنامه‌نگار نظامی خدمت کرد. پس از پایان خدمت، کارشناسی خود را از دانشگاه ایالتی اوهایو و دکترای حقوق (JD) را از دانشگاه ییل دریافت کرد .· نویسنده و سرمایه‌گذار (۲۰۱۶–۲۰۲۱): در سال ۲۰۱۶ کتاب خاطرات خود به نام "هیلبیلی الگی" (Hillbilly Elegy) را منتشر کرد که به شدت پرفروش شد و چهره او را به عنوان صدای طبقه کارگر سفیدپوست معرفی کرد . پس از موفقیت کتاب، در حوزه سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital) فعالیت کرد و صندوق خود به نام "ناریا کپیتال" را تأسیس نمود .· سناتور آمریکا (۲۰۲۳–۲۰۲۵): او در سال ۲۰۲۲ با حمایت دونالد ترامپ (که در سال ۲۰۱۶ از منتقدان سرسخت او بود) وارد رقابت‌های انتخاباتی شد و توانست به عنوان سناتور ایالات متحده از اوهایو راهی کنگره شود .· معاون اول رئیس‌جمهور (۲۰۲۵–اکنون): در جولای ۲۰۲۴، ترامپ او را به عنوان معاون اول خود در انتخابات ریاست‌جمهوری معرفی کرد. پس از پیروزی در انتخابات، ونس در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ به عنوان پنجاهمین معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده سوگند یاد کرد .ادامه دارد@vojdanhaghighi

۷:۱۶

رهبر تیم مذاکره کننده امریکایی را بهتر بشناسیم قسمت دومکسانی که ونس را می‌شناسند بر هوش سرشار، اعتمادبه‌نفس و تسلط کلامی او تأکید دارند. دوستانش از دوران تفنگداران دریایی و دانشکده حقوق ییل، او را جوانی فوق‌العاده، خوش‌کلام و اجتماعی توصیف می‌کنند.شاید برجسته‌ترین ویژگی ونس، در میان حامیان تغییرپذیری بالا و توانایی او در تطبیق با محیط و در نگاه منتقدان عدم ثبات شخصیت اوست. این موضوع ریشه در کودکی ناآرام او دارد؛ جایی که برای بقا و جلب رضایت «پدرخوانده‌های» مختلف، مدام شخصیت خود را تغییر می‌داد. این الگو در زندگی سیاسی او هم دیده می‌شود: تبدیل از یک منتقد تندروی ترامپ (او را در سال ۲۰۱۶ «هیتلر آمریکا» خواند) به یکی از وفادارترین حامیان و معاون او. برخی این را شخصیت «فرصت‌طلب» می‌دانند و برخی دیگر نشانه «تواضع فکری» برای تجدیدنظر در باورهایش.ونس در محیطی سرشار از خشونت، اعتیاد و بی‌ثباتی بزرگ شده و خودش می‌گوید چنین کودکانی «برای رویارویی و جنگیدن سیم‌کشی می‌شوند». این روحیه جنگندگی را در سبک بحث و مناظره او می‌بینیم. منتقدان او را مغرور، برتربین و خشن در کلام می‌دانند، در حالی که حامیان این را نشانه قدرت می دانند.جی دی ونس شخصیتی دوگانه دارد: از یک سو روشنفکری متفکر با توانایی بالای تحلیل اجتماعی، و از سوی دیگر سیاستمداری تندرو که در دنیای قطبی شده امروز آمریکا، یکی از جنجالی‌ترین چهره‌ها محسوب می‌شود.ادامه دارد
@vojdanhaghighi

۷:۵۷

رهبر تیم مذاکره کننده امریکایی را بهتر بشناسیم قسمت سومبرای آشنایی بیشتر با خلقیات جی دی ونس کتاب خاطرات دست نوشته خودش بنام «هیلبیلی الگی» (Hillbilly Elegy) را مرور می کنیم که آکنده از بی‌ثباتی، خشونت و رنج است. او در خانواده‌ای بزرگ شد که گرفتار اعتیاد، فقر و چرخه‌ای از روابط ناپایدار بود.
undefined تولد و اوایل کودکی
جی دی ونس در سال ۱۹۸۴ در میدلتاون، اوهایو به دنیا آمد. نام اصلی او جیمز دونالد بومن بود، اما پدر بیولوژیکش (دونالد بومن) زمانی که ونس هنوز نوپا بود، خانواده را ترک کرد و سال‌ها غیبت داشت. مادرش، «بِو» (Bev)، خیلی زود وارد یک سلسله روابط عاطفی ناپایدار شد.
undefined «پدرخوانده‌های» مختلف: درهای گردان پدران
ونس به جای یک پدر ثابت، با یک «در گردان» (revolving door) از پدرخوانده‌ها بزرگ شد. مادرش مجموعاً پنج بار ازدواج کرد، علاوه بر دوست‌پسرهای متعدد دیگری که مدام وارد زندگی او می‌شدند.
خود ونس در کتابش تلخی این تجربه را این‌طور توصیف می‌کند: «از میان تمام چیزهایی که از کودکی‌ام متنفر بودم، هیچ‌کدام به پای چرخاندن مدام پدرها نمی‌رسید.» این تغییرات مداوم، حس ریشه‌داشتن و امنیت را به طور کامل از او گرفته بود.
undefined مادر معتاد و لحظات ترسناک
مادر ونس، بورلی (بِو)، یک پرستار سابق بود که پس از مرگ پدرش به مواد مخدر و الکل پناه برد. اعتیاد او رفتارش را غیرقابل پیش‌بینی و خطرناک کرده بود.
تنش‌ها در کودکی ونس به حدی رسید که مادرش در یک ماجرا، پشت فرمان ماشین تهدید کرد هر دوی آنها را با تصادف می‌کشد. ونس در آن حادثه وحشتناک از ماشین فرار کرد و به خانه همسایه پناه برد، اما مادرش دنبالش آمد و در نهایت دستگیر شد.
در مقطعی دیگر، مادرش پس از یک دعوا دست به خودکشی زد و ونس او را در حالی پیدا کرد که از ناحیه مچ دست خونریزی شدیدی داشت. او همچنین برای فرار از دستگیری، از ونس کوچک خواست آزمایش ادرار تقلبی بدهد تا شغل پرستاری‌اش را از دست ندهد.
undefined میراث خشونت (فرهنگ هیلبیلی)
نسل‌ها خشونت در خانواده ونس ریشه دوانده بود. مادربزرگش (ماماو) و پدربزرگش (پاپاو) که بعدها ناجی ونس شدند، خود در جوانی زندگی‌ای آکنده از نزاع داشتند. پاپاو یک الکلی خشن بود و ماماو نیز زنی تندخو و کینه‌توز.
ونس در کتابش فاش می‌کند که مادربزرگش یک بار پس از یک دعوای شدید، پاپاو را آتش زد. ونس این داستان‌ها را نه با شرم، بلکه با نوعی افتخار هیلبیلی روایت می‌کند.
undefined رهایی: «ماماو» و «پاپاو» تنها سپر امنیت
در میان این هرج و مرج، پدربزرگ و مادربزرگ مادری ونس، یعنی جیمز و بانی (ماماو و پاپاو) ونس، تنها پناهگاه او بودند. ونس بخش زیادی از دوران نوجوانی را در خانه‌ی پرتنش مادرش سپری کرد، اما ماماو که زنی فحاش، اسلحه به دست و در عین حال عمیقاً وفادار و مذهبی بود، در نهایت حضانت او را به دست گرفت.ونس می‌گوید ماماو با زور و عشقش به او یاد داد که بیکار ننشیند و از خودش آدمی بسازد. او بود که ونس را تشویق کرد به دانشگاه برود و از چرخه فقر و اعتیاد فرار کند.همانطور که در این کتاب آمده است، کودکی ونس ترکیبی از فقر مادی، هرج و مرج عاطفی، اعتیاد پیشرفته مادر و غیاب کامل یک پدر ثابت بود. این تجربه می‌توانست او را به مسیر انحراف و اعتیاد بکشاند، اما حضور پدربزرگ و مادربزرگش (به خصوص ماماو) به عنوان یک لنگرگاه امن، مسیر زندگی او را تغییر داد و از یک «بازمانده» کودکی خشن، او را به یکی از چهره‌های مطرح سیاسی آمریکا تبدیل کرد.ادامه دارد
@vojdanhaghighi

۸:۱۳

رهبر تیم مذاکره کننده امریکایی را بهتر بشناسیم قسمت چهارمبخش عمده انتقادات به ونس، معطوف به عملکرد سیاسی، تغییرات مکرر مواضع و نقش او در جنجال‌های دولت ترامپ است.
undefined تغییر موضع ۱۸۰ درجه (سرسخت‌ترین منتقد تا وفادارترین سرباز)
بزرگ‌ترین نقطه تاریک سیاسی ونس، تغییر موضع کامل او درباره دونالد ترامپ است. او در سال ۲۰۱۶ ترامپ را «هیتلر آمریکا» و «فاجعه» خوانده بود، اما امروز به یکی از تندروترین و وفادارترین حامیان و معاون او تبدیل شده است . این تغییر را برخی فرصت‌طلبی محض و برخی محاسبات سیاسی هوشمندانه می‌دانند.
undefined تناقض‌گویی در مورد جنگ ایران
ونس در طول رقابت‌های انتخاباتی و حتی پس از آن، به شدت مخالف درگیری نظامی مستقیم آمریکا با ایران بود. با این حال، زمانی که دولت ترامپ در سال ۲۰۲۶ حملات گسترده‌ای به تاسیسات هسته‌ای ایران انجام داد، ونس به شبکه‌های تلویزیونی رفت و با سفسطه (Gaslighting) تلاش کرد این حملات را «جنگ با برنامه هسته‌ای» نه جنگ با ایران توصیف کند . او این اقدام را «صلح‌طلبانه» نامید، در حالی که منتقدان او را به «دوری از واقعیت» متهم می‌کنند.ادامه دارد
@vojdanhaghighi

۸:۲۱

رهبر تیم مذاکره کننده امریکایی را بهتر بشناسیم قسمت پنجمانتقاد از رهبری مذاکرات با ایران بر اساس جدیدترین گزارش‌ها در مورد انتصاب جی‌دی ونس به عنوان رهبر هیئت مذاکره‌کننده آمریکا با ایران، انتقادات مطرح شده در دو دسته اصلی جای می‌گیرد: نقدهای راهبردی (در مخالفت با این تصمیم) و نقدهای سیاسی و اجرایی (در تایید و یا مخالفت با عملکرد او).جان بولتون، مشاور اسبق امنیت ملی، گفت این «اشتباه بزرگ» است زیرا حضور معاون رئیس‌جمهور، سطح انتظارات و هزینه شکست مذاکرات را «بی‌جهت بالا می‌برد» . یک مشاور سابق سازمان ملل نیز گفت فرستادن ونس به این مذاکرات به رژیم ایران «پاداش» می‌دهد .
در ادامه این دیدگاه‌ها را بر اساس آخرین تحولات فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ (آوریل ۲۰۲۶) دسته‌بندی کرده‌ایم:
🟢 ۱. دیدگاه مخالفان: چرا اعزام ونس اشتباه بود؟
مهم‌ترین انتقادات از سوی تحلیلگران سابق دولت آمریکا، دیپلمات‌ها و کارشناسان امنیتی مطرح شده است:
· «اشتباه راهبردی» و پاداش به ایران: برخی کارشناسان معتقدند فرستادن معاون اول رئیس‌جمهور برای مذاکره با ایران، یک اشتباه محاسباتی بزرگ است. جاناتان واکتل، مشاور ارشد سابق در مأموریت آمریکا در سازمان ملل، گفته است که این کار «سطح مذاکرات را بی‌جهت بالا می‌برد و از همه بدتر، به رژیم ایران برای تلاش برای تعیین تیم مذاکره‌کننده مقابلش پاداش می‌دهد». بر اساس این نگاه، شما هرگز اجازه نمی‌دهید دشمن تعیین کند که چه کسی پای میز مذاکره بنشیند.· بی‌تجربگی و عدم تناسب ابزارها: یکی دیگر از انتقادات جدی، کمبود تجربه دیپلماتیک و تخصص فنی ونس است. ونس تنها سابقه نظامی در عراق و یک دوره کوتاه سناتوری را دارد. جاناتان شانزر از بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها می‌گوید: «او تجربه مذاکره با این وزن و این سطح از جدیت را ندارد. این مذاکره به شدت جدی است و او به کمک نیاز دارد». کارشناسان نگرانند که او دانش فنی کافی درباره برنامه هسته‌ای ایران برای ورود به جزئیات را نداشته باشد.· دست بسته و ریسک قربانی شدن: تحلیل‌ها حاکی از آن است که ونس با دستی بسیار بد و پیچیده به این مذاکره فرستاده شده است. او باید همزمان خواسته‌های متناقض اسرائیل، ترامپ، پایگاه هایک (MAGA) و متحدان اروپایی را مدیریت کند. جف راتکه از مؤسسه آمریکایی-آلمانی می‌گوید: «اگر مذاکرات خوب پیش نرود، ترامپ ممکن است مذاکره‌کننده را مقصر بداند». در این سناریو، ونس به جای قهرمان، تبدیل به قربانی یا سپر بلای جنگ فرسایشی ایران می‌شود.
🟡 ۲. دیدگاه موافقان: چرا ونس انتخاب درستی است؟
در مقابل، برخی تحلیلگران و منابع نزدیک به دولت و حتی ایران، دلایلی برای خوش‌بینی به این انتخاب دارند:
· درخواست ضمنی ایران (نماد صلح‌طلبی): مهم‌ترین برگ برنده ونس، تصویر ذهنی ایران از او است. منابع خبری متعددی تأیید کرده‌اند که ایران خواهان حضور ونس بوده است. دلیل آن روشن است: ونس صریح‌ترین و سرسخت‌ترین منتقد جنگ‌های فرسایشی و مداخله نظامی در دولت ترامپ است. تهران او را چهره‌ای «کمتر جنگ‌طلب» و «منطقی‌تر» نسبت به گزینه‌هایی مثل استیو ویتکاف و جرد کوشنر می‌داند که پیش از این مذاکرات را خراب کرده‌اند.· اعتماد ترامپ و وزن سیاسی: برخلاف ویتکاف و کوشنر که از سوی ایران «خنجر از پشت‌زن» (backstabbing) و غیرقابل اعتماد توصیف شده‌اند، ونس به عنوان نماد «نگاه واقعی ترامپ» شناخته می‌شود. فرستادن او نشان می‌دهد که دولت آمریکا برای رسیدن به یک توافق پایدار جدی است و صرفاً به دنبال مذاکرات تشریفاتی نیست. این بالاترین سطح تماس دیپلماتیک آمریکا با ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ است و نشان‌دهنده اعتبار بالای ونس نزد ترامپ است.
undefined ۳. جنجال اصلی: تیم آمریکا از درون متفرق است
جدی‌ترین انتقاد به فرآیند مذاکره، مربوط به تفرقه و مواضع متناقض درون خود تیم آمریکا است.
· اختلاف استراتژیک (ونس در مقابل کوشنر): بر اساس گزارش‌های معتبر، یک شکاف عمیق استراتژیک بین ونس و سایر اعضای تیم (جرد کوشنر و استیو ویتکاف) وجود دارد: · ونس موضعی سخت و صفر دارد: «هیچ غنی‌سازی» . ایران باید برنامه هسته‌ای اش را به طور کامل تعطیل کند. · کوشنر و ویتکاف اخیراً طرحی نرم‌تر را مطرح کرده بودند که بر اساس آن، آمریکا اورانیوم مورد نیاز برای مصارف غیرنظامی را در اختیار ایران قرار می‌داد، اما ایران حق غنی‌سازی نداشت.· آشفتگی در پیام‌رسانی: وجود چنین اختلافات داخلی در آستانه مذاکرات حساس، تصویر یک تیم «متفرق و سردرگم» را به جهان مخابره می‌کند. یک مقام سابق آمریکایی به دیلی بیست گفت: «بزرگترین مانع برای رسیدن به توافق، ممکن است خود ایران نباشد، بلکه فقدان یک موضع واحد و مشخص از سوی آمریکا است».ادامه دارد
@vojdanhaghighi

۱۰:۵۲

رهبر تیم مذاکره کننده امریکایی را بهتر بشناسیم قسمت آخرundefined ۴. لحن ونس و تناقض‌گویی سیاسیعلاوه بر انتقادات تخصصی، سبک بیان ونس نیز مورد توجه قرار گرفته است:
· تشبیح جنجالی «همسر و چتربازی»: ونس در سخنرانی در بوداپست برای توجیه رد حق غنی‌سازی ایران از تشبیه عجیبی استفاده کرد: «همسرم حق چتربازی دارد، اما ما با هم توافق کرده‌ایم که این کار را نکند چون من نمی‌خواهم همسرم از هواپیما بیرون بپرد.» این تشبیه با واکنش‌های شدید منفی در فضای مجازی مواجه شد و کاربران آن را «عجیب، بی‌مزه و تحقیرآمیز» توصیف کردند و پرسیدند: «آیا ونس می‌گوید مردان باید مثل مالکیت با زنان رفتار کنند؟».· تغییر موضع ۱۸۰ درجه (تناقض تاریخی): رسانه‌ها مدام به این تناقض ونس اشاره می‌کنند. مردی که در سال ۲۰۲۳ در وال استریت ژورنال نوشت «ترامپ را تأیید می‌کنم چون جنگ خارجی شروع نمی‌کند»، حالا در قامت مذاکره‌کننده‌ای ظاهر شده که باید جنگی را که خودش مخالف آن بود، جمع‌وجور کند. او در حالی پا به اسلام‌آباد گذاشته که در نشست‌های خصوصی با ترامپ «بدبینی عمیقی نسبت به حمله به ایران» ابراز داشته است.در نهایت می توان گفت، انتقادات علیه رهبری ونس عمدتاً به کم‌تجربگی دیپلماتیک، نبود تخصص فنی هسته‌ای، و ریسک قربانی شدن او در بازی‌های سیاسی ترامپ اشاره دارد. همچنین، اختلافات درون تیم آمریکا (ونس در مقابل کوشنر) به شدت موضع آمریکا را تضعیف کرده است.پایان
@vojdanhaghighi

۱۳:۲۵

thumbnail
ناو جنگی ایالات متحده از شرق از تنگه هرمز عبور کرد و وارد خلیج فارس شد و سپس پس از هشدار ایران ناگهان برگشت.
مشخص نیست که آیا ناو جنگی ایالات متحده مسیر عادی (قرمز) را طی کرده یا مسیر جدید تعیین شده توسط ایران (زرد)، زیرا فرستنده آن تا زمان شروع سفر بازگشت خاموش بود.@vojdanhaghighi

۱۵:۳۲

thumbnail
برگ برنده جبهه مقاومت در کلام فرمانده شهید اطلاعات سپاه@vojdanhaghighi

۱۹:۰۹

تعبیر "امت مبعوث " در نوشته های شهید آوینی( قدس الله نفسه)
"آری، در پهنه‌ی لایتناهای آسمان، کهکشان کوچکی هست به نام راه شیری. و در میان میلیاردها سیاره‌ی این کهکشان، منظومه‌ی کوچکی هست به نام منظومه‌ی شمسی.و در میان این منظومه، سیاره‌ی کوچکی هست به نام کره‌ی زمین.و در این سیاره‌ی خاکی موجود متفکری هست به نام انسان،که بار امانت سنگین خلیفه‌گی حضرت پروردگار را بر دوش دارد.و اکنون بعد از ده‌هاهزار سال که از خلقت این انسان می‌گذرد،و بعد از چهارده قرن از بعثت آخرین رسول پروردگار در این سیاره،از میان شرک و کفر و ظلمی که سراسر این سیاره را پوشانده است، امتی مبعوث شده تا تاریخ این سیاره را به عصر تکامل خویش بکشاند.و زمینه را برای استخلاف انسان کامل، و ظهور موعود آخرین آماده کند.و این‌چنین به ناچار باید در دو جبهه با دشمنان نور مبارزه کند.نخست در جبهه‌ی جهاد اکبر با دشمن نفس،و دیگر در جبهه‌ی جهاد اصغر، در جبهه‌ی حدید.وَ أنزَلنا الحَدیدَ فیهِ بَأسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ."
@vojdanhaghighi

۸:۵۹

رقابت کرسی مجلس در مرکز هرمزگان

با استعفای محمد آشوری از کرسی مجلس در هرمزگان برای استاندار شدن، حالا یک کرسی مجلس از مرکز هرمزگان قرار است در انتخابات پیش رو تعیین تکلیف شود.

چهره های شاخص کاندیدا شامل رضا وجدان حقیقی، محمد ناصر درستکار، حبيب بهادری، عبدالله آبسواران، حسین هاشمی تختی و عباس امینی زاده و محمد کریمی هستند.

انتخابات شورای شهر و مجلس ۱۱ اردیبهشت ماه برگزار می‌شود.


@jonoubirann

۱۴:۲۶

*تحلیلی بر ضرورتِ تحول در «ساختارِ نمایندگی» هرمزگان undefinedundefined

پیرو اخبار منتشر شده در رسانه‌های استان مبنی بر حضور اینجانب در فرآیندِ رقابتِ تک‌کرسیِ باقی‌مانده‌یِ حوزه‌یِ مرکزاستان (بندرعباس،قشم،حاجی آباد،بندرخمیر و ابوموسی)، لازم می‌دانم به عنوان یک حقوق‌دان، دیدگاهِ تحلیلیِ خود را پیرامونِ وضعیتِ فعلی با مردمِ شریف و نخبگانِ هرمزگان در میان بگذارم.

معتقدم ریشه‌یِ بسیاری از چالش‌هایِ بر زمین مانده‌یِ هرمزگان، نه در کمبودِ منابع، بلکه در
«مدلِ سنتی و فردمحورِ نمایندگی» است. این مدل، در طولِ دهه‌هایِ اخیر نشان داده است که در برابرِ «رانت» و «اتاق‌هایِ تاریکِ تصمیم‌گیری»، کاراییِ لازم را ندارد.

با تکیه بر همان مشیِ صریح و اعتراضی که از اینجانب در حافظه‌یِ جمعیِ هم‌استانی‌هایم (به‌ویژه در مناظراتِ انتخاباتی گذشته) ثبت شده است، بر سه اصلِ زیر به عنوانِ
«ضرورت‌هایِ حکمرانیِ محلی» تأکید می‌کنم:

۱.
نقدِ سکوتِ مصلحتی: جایگاهِ نمایندگی، صندلیِ سکوت نیست؛ بلکه سنگرِ دیده‌بانیِ حقوقِ عامه است. هر جا که شفافیت قربانی شود، ناکارآمدی ریشه می‌دواند.
۲.
گذار به نمایندگیِ شبکه‌ای هوشمند و دیجیتال (مدلِ طرح مجلس با هم): قدرتِ یک نماینده باید از «اتصالِ مستمر به بدنه نخبگان و معتمدین» نشأت بگیرد، نه از لابی‌هایِ قدرت و ثروت.
۳.
انضباطِ حقوقی در مبارزه با فساد: مبارزه با تبعیض و رانت، فراتر از یک شعار، یک «تعهدِ تخصصی و اخلاقی» است که نیازمندِ جسارتِ بیانی و دانشِ حقوقی برای بازپس‌گیریِ حقوقِ حقه مردم هرمزگان است.

این نوشتار، تبیینِ یک «نگاه و تفکر» است. اعتقاد دارم ۱۱ اردیبهشت، فرصتی برایِ انتخابِ میانِ «تداومِ وضعِ موجود» یا «حرکت به سمتِ شفافیتِ حداکثری» است.

در موعدِ قانونی و مجاز، به تفصیل پیرامونِ برنامه‌هایِ اجرایی و مدل‌هایِ سازماندهیِ مطالباتِ مردمی با کمک خودِ مردم، گفتگو خواهیم کرد.

وجدان‌حقیقی
حقوق‌دان وپژوهشگرِحوزه‌یِ فسادستیزی

undefined @vojdanhaghighi

۸:۲۱

*اقتدار در میدان، آبادی در ساحل؛ تجلی شعار سال در خلیج همیشه فارس

امروز که ۴۴ روز از نبرد عزتمندانه ما در پهنه‌ی نیلگون
خلیج همیشه فارس می‌گذرد، بیش از هر زمان دیگری درک می‌کنیم که چرا شعار سال ۱۴۰۵ بر سه رکنِ «اقتصاد مقاومتی، وحدت ملی و امنیت ملی» استوار شده است. ما امروز در حال تثبیتِ «امنیت ملی» خود در برابر متجاوزان هستیم تا بشارت‌دهنده‌ی تحققِ کامل «اقتصاد مقاومتی» در فردای پیروزی باشیم.

در میانه‌ی این کارزار، افقِ روشنِ آبادیِ پس از نبرد را با تکیه بر تمام ظرفیت‌های هرمزگان ترسیم می‌کنیم:

undefined️ امنیت ملی، پیشرانِ توسعه‌ی همه‌جانبه:
فرزندانِ غیور این ملت سینه‌ی بدخواهان را می‌شکافند تا امنیتی پایدار خلق کنند. این امنیت که ثمره‌ی پایداری ملی ماست، در دوران پس از پیروزی، به بسترِ جهشِ «اقتصاد دریاپایه» و شکوفاییِ صنایعِ استراتژیکِ ساحلی تبدیل خواهد شد. حلاوتِ این پیروزی باید در رگ‌های تمام صنایع، از کارخانجاتِ عظیم فولاد و آلومینیوم گرفته تا کارگاه‌های تولیدی خرد، جاری شود.

undefined اقتصاد مقاومتی؛ از بازرگانی تا تولید پایدار:
جوهرِ اصلیِ اقتصاد مقاومتی، قدرت‌بخشیدن به توانِ بومی است. برنامه‌ی ما برای پساجنگ، شکوفایی تمام‌عیارِ پتانسیل‌های استان است؛ از تسهیلِ «بازرگانیِ مرزی و صادرات» برای تجارِ خوش‌نام، تا تقویتِ زیرساخت‌هایِ «تولیدی و صنعتی» برای اشتغالِ جوانانِ نخبه‌ی هرمزگانی. پاداشِ این ایستادگی، تبدیلِ هرمزگان به قطبِ اولِ اقتصادی منطقه و احقاقِ حقِ مکتومِ تمامِ کسانی است که چرخ‌های تولید و تجارتِ این مرز و بوم را می‌چرخانند.

undefined وحدت ملی؛ رمزِ نصرت و سازندگی:
امروز «وحدت ملی» ما در پشتِ جبهه‌ها، ضامنِ قطعیِ پیروزی در میدان است. با همین انسجام، دشمن را به عقب می‌رانیم و بلافاصله پس از نبرد، با همتی همگانی، فصلی نوین از سازندگی را آغاز خواهیم کرد. هدفِ بزرگِ همه‌ی ما، سربلندی ایران و اهتزاز پرچمِ اقتدار و رفاه بر بلندایِ تمامِ بنادر و صنایعِ این سرزمینِ پرافتخار است.

وجدان حقیقی
دبیر انجمن مدرسان اقتصاد مقاومتی هرمزگان
@vojdanhaghighi

۱۵:۲۴

thumbnail
«امام صادق (ع) فرمودند: "حق را بگویید، اگرچه به زیان شما باشد."در سالروز شهادت صادق آل‌محمد (ع)، با وجدانی بیدار عهد می‌بندیم که در مسیر احقاق "حق مردم" و مبارزه با باطل، لحظه‌ای درنگ نکنیم. شهادت جانسوز بنیان‌گذار بیداریِ شیعه تسلیت باد.»

@vojdanhaghighi

۷:۳۱

thumbnail
undefined شاه شهید باشید، امام شهید باشید، نه مایه ی ننگ و فراری!
undefinedهوشنگ طالع، نماینده ی مجلس در زمان پهلوی، با چشمانی اشکبار و بغضی در گلو، در مصاحبه ی چندسال پیشش، حرفهایی زد، که امروز ما ارزشش رو متوجه میشیم!
برای آگاهی نسل جدید، منتشرش کنید undefinedلینک عضویت در کانالundefinedundefinedundefined@vojdanhaghighi

۷:۴۲

thumbnail
undefined تحلیل راهبردی:موازنه قدرت در شرق؛ چرا غرب پشت میز اسلام‌آباد نشست؟

در آستانه آخر هفته، نگاه تمام تحلیلگران بین‌المللی به
اسلام‌آباد دوخته شده است؛ جایی که قرار است دور دوم گفتگوهای فشرده میان میانجی‌گران منطقه و فرستادگان واشینگتن برگزار شود. اما چه اتفاقی در میدان افتاد که زبان تهدید جای خود را به تمنای دیپلماتیک داد؟

۱. میز اسلام‌آباد؛ پذیرش واقعیت جدید ایران:
تلاش آمریکا برای برگزاری سریع دور دوم گفتگوها در پاکستان، اعترافی آشکار به بن‌بست راهبردی آن‌هاست. پس از ماه‌ها فشار و آزمودن گزینه‌های مختلف، اکنون غرب دریافته است که با «ایرانِ ۱۴۰۵» نمی‌توان با زبان زور سخن گفت. نشست اسلام‌آباد نه یک انتخاب، بلکه تنها راه خروج آبرومندانه برای قدرت‌هایی است که بازدارندگی خود را در برابر اراده ملی ایرانیان از دست داده‌اند.

۲. شکست دکترین تفرقه و پیروزی وحدت ملی:
بزرگترین خطای محاسباتی دشمن، نادیده گرفتن
«پیوند عمیق میان مردم و خاک» بود. در طول نبردهای اخیر، تمام اقوام و مذاهب کشور از شرق تا غرب، با نگاهی ملی و ایرانی در برابر تجاوز ایستادند. این انسجام ملی ثابت کرد که در لحظات سرنوشت‌ساز، هویت ایرانی فراتر از هر دسته‌بندی، سدی نفوذناپذیر می‌سازد.

۳. شاهرگ انرژی در دست قدرت برتر منطقه:
غرب بخوبی می‌داند که تداوم تنش با ایران، به معنای فلج شدن چرخه اقتصاد جهانی است. تسلط عملیاتی ایران بر گلوگاه‌های راهبردی انرژی، کاخ سفید را مجبور کرده است تا برای جلوگیری از فروپاشی بازارهای مالی خود، دست به دامن دیپلماسی در اسلام‌آباد شود. امروز امنیت پایدار منطقه، تنها با احترام به حقوق حقه ملت ایران تأمین می‌شود.

۴. بیداری منطقه‌ای و عصر نوین شرق:
آنچه امروز شاهدیم، ثمره یک
«بیداری ملی و تمدنی» است. ایران به عنوان ستون ثبات در خاورمیانه، الگویی از ایستادگی را ارائه داده که محاسبات قدرت‌های سنتی را در هم شکسته است. در نشست آخر هفته، این ایران است که از موضع اقتدار و با تکیه بر عزت ملی، قواعد بازی جدید را دیکته می‌کند.

undefined خلاصه برای مخاطبان هوشیار:
نشست اسلام‌آباد، نقطه عطف عبور از دوران «تک‌قطبی» به عصر «اقتدار منطقه‌ای ایران» است. ما نه تنها از مرزهای جغرافیایی، بلکه از غرور و هویت ملی خود دفاع کردیم و اکنون زمان چیدن میوه‌های این ایستادگی در عرصه دیپلماسی است.


undefined
کانال وجدان حقیقی؛ انعکاس عزت و اقتدار ملی ایران
@Vojdanhaghighi

۱۱:۱۱

undefinedخجالتِ دیپلماسی یا صلابتِ میدان؟ از اسلام‌آباد تا تنگه هرمز
در حالی که زمزمه‌های دور دوم مذاکرات در اسلام‌آباد به گوش می‌رسد، انتشار اخباری مبنی بر «شروط یک‌طرفه آمریکا» (از جمله نابودی ۴۰۰ کیلوگرم ذخایر اورانیوم غنی‌سازی شده و تعیین تکلیف برای تنگه هرمز)، وجدان‌های بیدار جامعه را با چند پرسش حیاتی مواجه کرده است:
۱. آیا «تجربه برجام» کافی نبود؟
آمریکا صراحتاً از ایران می‌خواهد که دستاوردهای راهبردی خود را رقیق یا نابود کند؛ آن هم در حالی که هنوز هیچ تضمین عینی برای لغو تحریم‌های بانکی و نفتی روی میز نیست. اعتماد به دولتی که «عهدشکنی» بخشی از دی‌ان‌ای (DNA) سیاسی آن است، نه یک کنش دیپلماتیک، بلکه یک ریسک استراتژیک است.

۲. شروط ۱۰ گانه؛ خط قرمز یا تاکتیک؟
شروط ۱۰ گانه ما، که با هدف تامین منافع ملی و حفظ عزت جبهه مقاومت تدوین شده، نباید در راهروهای اسلام‌آباد دستخوش «تعدیل» یا «عدول» شود.
عقب‌نشینی از غنی‌سازی: یعنی خلع سلاح علمی کشور در برابر تهدیدات نوین.
معامله بر سر تنگه هرمز: یعنی واگذاری حاکمیت ملی به اراده دشمن در حساس‌ترین آبراه جهانی.

۳. تضعیف دشمن در میدان، تقویت ما بر سر میز
نباید فراموش کرد که آنچه دشمن را پای میز مذاکره کشانده، نه لبخندهای دیپلماتیک، بلکه ضربات خردکننده‌ای است که بر پیکره رژیم صهیونیستی و منافع منطقه‌ای آمریکا وارد شده است.
- اگر مذاکرات اسلام‌آباد بخواهد به
«تنفس مصنوعی» برای رژیمی تبدیل شود که در بحران‌های داخلی و جنگ‌های فرسایشی دست و پا می‌زند، این مذاکره در تضاد با آرمان «نابودی کانون شرارت در منطقه» است.

۴. سناریوی بن‌بست و آمادگی برای نبرد
اگر آمریکا همچنان بر زیاده‌خواهی خود پافشاری کند، «بن‌بست در مذاکرات» پایان راه نیست؛ بلکه آغاز مرحله جدیدی از
«تحمیل اراده» در میدان است. تشدید درگیری‌های کنترل‌شده و افزایش فشار بر شریان‌های حیاتی دشمن، پاسخ طبیعی به منطق زورگویی است.

---

undefined پیام «وجدان حقیقی»:
دیپلماسی باید در خدمت میدان باشد، نه به قیمت حراج دستاوردهای هسته‌ای. مذاکره در اسلام‌آباد زمانی ارزش دارد که پیش شرط های ما پذیرفته شده و امضای آمریکا با
«تضمین عینی» و لغو یکجای تحریم‌ها همراه باشد.

undefined به صفِ بیداران بپیوندید:
undefined @VojdanHaghighi

۲۰:۴۲

thumbnail
از «جان‌فدایی» در سنگر تا «دیده‌بانی» در ساختار
عدد ۲۷ میلیون؛ یک ارتش یا یک وجدان بیدار؟
وقتی صحبت از ثبت‌نام بیش از ۲۷ میلیون نفر در طرح «جانفدا» می‌شود، ما با یک آمار عددی ساده روبرو نیستیم؛ ما با یک «سرمایه اجتماعی بی‌نظیر» روبرو هستیم که اعلام کرده‌اند حاضرند برای آرمان‌هایشان از گران‌بهاترین دارایی خود یعنی جان بگذرند. اما سوال اساسی اینجاست:
پساجنگ، این ۲۷ میلیون نفر کجا هستند و قرار است چه کنند؟

نقش من چیست؟
جنگ نظامی لزوماً سخت‌ترین مرحله دفاع نیست. پساجنگ، زمانی است که دشمن از «مرزهای خاکی» به «ساختارهای اداری و اقتصادی» نفوذ می‌کند. در این دوره، سوال «نقش من چیست؟» یک پاسخ حیاتی دارد:
تبدیل شدن از یک رزمنده به یک «دیده‌بان».
کسی که حاضر هست جانش را در برابر گلوله قرار دهد، امروز باید «آبرو و وقت» خود را برای حفاظت از بیت‌المال و مقابله با اژدهای هفت‌سر فساد گرو بگذارد.

دیده‌بانی؛ سلاح جدید جانفدا
رانت‌خواری، اختلاس و تبعیض، همان مین‌هایی هستند که در مسیر پیشرفت جامعه کاشته شده‌اند. نقش جانفدایان در عصر جدید، خنثی‌سازی این مین‌هاست. دیده‌بانی یعنی:
۱.
حساسیت به بی‌عدالتی: نباید اجازه داد «عادی‌انگاری فساد» جایگزین «حرمت خون شهدا» شود.
۲.
نظارت همگانی:
۲۷ میلیون جانفدا یعنی ۲۷ میلیون بازرسِ بدون حقوق که هیچ رانتی از چشمان تیزبین آن‌ها پنهان نمی‌ماند.
۳.
مطالبه‌گری قانون‌مند:
پساجنگ، میدانِ فریادهای بی‌هدف نیست؛ میدانِ گزارش‌های دقیق، شفاف‌سازی و مسدود کردن گلوگاه‌های فساد است.

دعوت به اصالت:
باوجدان بودن یک انتخاب است

دشمن در پساجنگ، به دنبال ناامید کردن مردم از طریق نمایش فساد است. ما برای مقابله با این فتنه، به «وجدان‌های بیدار» نیاز داریم. کسی که با عنوان «جانفدا» آمد، نماد غیرت است و غیرت یعنی اجازه ندادن به دزدان برای دست‌اندازی به سفره محرومان.

امروز، کانال
«وجدان حقیقی» سنگر جدید ماست. اینجا نه برای شعار، بلکه برای تمرینِ «دقت»، «شفافیت» و «نظارت مردمی» گرد هم می‌آییم. ما می‌خواهیم ثابت کنیم که همان‌طور که در میدان جنگ سربلند بودیم، در میدان پاک‌دستی و عدالت‌خواهی نیز اجازه نخواهیم داد «رانت» بر «حق» پیروز شود.

دبیرقرارگاه مردمی مبارزه با مفاسد اقتصادی هرمزگان
وجدان حقیقی

به جمع بیداران و دیده‌بانان حق بپیوندید. اینجا، وجدان تنها معیار قضاوت است.

undefined ble.ir/VOJDANHAGHIGHI

۱۱:۰۶

thumbnail
undefined دختران ایران؛ فاتحانِ پنجاه شبِ غیرت و حماسه
روز دختر است، اما نه یک روز عادی در تقویم. امسال، این روز عطرِ دیگری دارد؛ عطرِ شجاعتی که در پنجاه شبِ گذشته، تمام معادلات تاریخ را جابجا کرد.
*یک تراز جدید در تاریخ جهان
در روزهایی که غبار جنگ و سایه توطئه بر میادین سایه افکنده بود، دختران و بانوان ایران‌زمین، نه تنها در حاشیه نماندند، بلکه تراز جدیدی از «ایمان»، «هوش»، «بصیرت» و «شجاعت» را به جهانیان نشان دادند. آن‌ها ثابت کردند که زن ایرانی، در بزنگاه خطر، از تبار همان شیرزنانی است که تاریخ همواره در برابر عظمتشان سر خم کرده است.

شجاع‌تر از حادثه‌ها
ما دیدیم و تاریخ شهادت خواهد داد که در برابر انفجارها و خطرها، حضور بانوان ما چندین برابر بود. آن‌ها با گام‌هایی استوار، تصویری از شجاع‌ترین زنان تاریخ را خلق کردند که هیچ دوربینی قادر به ثبت تمامِ آن شکوه نیست. این حضور، فراتر از یک وظیفه، تجلیِ عشقی بود که از عمقِ جانشان به این خاک و آرمان‌هایش می‌جوشید.

سربازانی از جنسِ اخلاص
باید با چشمانِ «وجدان» دید؛ دختران ایرانی با هر تیپ، ظاهر و سلیقه‌ای، در این پنجاه شب نشان دادند که پاک‌ترین و مخلص‌ترین سربازانِ ولی‌عصر (عج) هستند. آن‌ها در عمل ثابت کردند که قلبِ تپنده این سرزمین، در زیر هر پوشش و سلیقه‌ای، برای حق و حقیقت می‌تپد.

این دختران، با ایثار خود در سخت‌ترین روزها، سندی از «غرور و افتخار ملی» را امضا کردند که باید در قالب هنر، رسانه، کتاب و مقاله، برای همیشه به عنوان میراثی ماندگار ثبت شود.

دخترانِ باشکوه ایران، روزتان مبارک.
شما دیده‌بانانِ بیدارِ عزت این مرز و بوم هستید. سربلندی‌تان مستدام. undefinedundefined

وجدان حقیقی | وجدانِ هرمزگان

@vojdanhaghighi

۱۵:۵۵

thumbnail
«اقتدار تحمیلی»
عبور از «دفاع» به «تحمیل اراده»:

امروز در سی‌امین روز از فروردین ماه، در حالی که آتش‌بس دوهفته‌ای به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود، تفاوت اصلی این جنگ با تمام نبردهای قبلی آشکار شده است. اگر در گذشته دشمن زمان و مکان شروع جنگ را تعیین می‌کرد، امروز این ایران است که «شرایط پایان» را دیکته می‌کند. اطلاعیه نیروی دریایی سپاه مبنی بر
انسداد مجدد تنگه هرمز در پاسخ به تداوم محاصره دریایی توسط آمریکا، نشان داد که ابتکار عمل «شریان‌های حیاتی جهان» در دستان ایران است. این نه یک اقدام واکنشی، بلکه یک «شطرنج قدرتمندانه» است؛ جایی که ترامپ در میان تناقض‌گویی‌های خود (از تمایل به مذاکره تا تهدید به بمباران دوباره) عملاً در تله‌ی راهبردی ایران گرفتار شده است.

نیروهای مسلح؛ انگشتانی که از ماشه جدا نشدند:
بیانیه‌های ستاد کل و قرارگاه خاتم‌الانبیا (ص) حامل یک پیام روشن بود: «آتش‌بس به معنای استراحت نیست، بلکه زمانِ بارگذاریِ خشاب‌های تازه است.» انهدام پهپاد هرمس ۹۰۰ در آسمان فارس ثابت کرد که پدافند هوایی و نیروی هوافضا حتی در زمان توقف رسمی درگیری‌ها، یک وجب از آسمان را رها نکرده اند. اگر دشمن بخواهد در پایان این بازه دوهفته‌ای دست به حماقت مجدد بزند، با ارتشی روبروست که حالا «تجربه زنده» مقابله با پیشرفته‌ترین تسلیحات غربی را در ۵۰ روز گذشته به دست آورده است. آمادگی برای عملیات «وعده صادق ۴» دیگر یک شعار نیست، بلکه واقعیتی است که لانچرهای آن همین حالا در شهرهای زیرزمینی هدف‌گذاری شده‌اند.

مردم مبعوث شده؛ ستون فقراتِ شکست‌ناپذیر:
اما تابلوی اصلی این اقتدار، نه در سیلوهای موشکی، بلکه در
خیابان‌های ۱۷۰۰ شهر ایران ترسیم شده است. این ۵۰ شب، شاهد «رستاخیزِ ملی» بودیم. مردمی که دشمن گمان می‌کرد با ترور رهبری و فرماندهان ارشد، دچار فروپاشی می‌شوند، به شکلی «مبعوث‌وار» به میدان آمدند. حضور شبانه
مردم در میادین، فراتر از یک حمایت سیاسی، یک «سپر انسانی ارادتمند» ایجاد کرده که محاسبات جنگ شناختی دشمن را ویران کرد. و حضور بی‌وقفه ملت جانفدا، تراز جدیدی از ایمان را به رخ جهان کشید. این «مردمِ مبعوث شده»، همان سوختِ اصلی موشک‌هایی هستند که پایتخت‌های متخاصم را لرزاندند. دشمن باید بداند که در صورت شروع مجدد جنگ، با یک «دولت» طرف نیست، بلکه با «ملتی» روبروست که جنگ را به بخشی از آرمان و زندگی خود تبدیل کرده است.

عبور از فریب به سوی پیروزی نهایی:
امروز ۳۰ فروردین، ایران در اوج قدرت دیپلماتیک و نظامی خود قرار دارد. اگر آتش‌بس شکسته شود، نیروهای مسلح ما «پرتوان‌تر» و مردم ما «مصمم‌تر» از روز اول وارد میدان خواهند شد. ما از «سایه جنگ» نمی‌ترسیم، چرا که در این ۵۰ روز آموختیم که چگونه از دل سخت‌ترین ضربات، «ابرقدرتی جدید» در کانون قدرت جهان متولد کنیم.

پیام نهایی به دشمن:
زمانِ تصمیم‌گیری با شماست، اما «فرجام کار» را ما در تنگه هرمز و عمقِ سرزمین‌های اشغالی رقم خواهیم زد. دست ما روی ماشه و قلب‌های ما در میادین شهرها می‌تپد. ایرانِ پس از نهم اسفند، ایرانی است که دیگر «تجاوز» را با «گلوله و اراده» پاسخ می‌دهد.

وجدان حقیقی
@vojdanhaghighi

۱۱:۴۲