۸:۱۴
در اجرای ماده ۲۶ آیین نامه اجرایی لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری؛ به اطلاع وکلای ارجمند می رساند؛ با عنایت به عدم وصول اعتراض به نتیجه انتخابات مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶در مهلت قانونی؛قطعیت نتیجه انتخابات دومین دوره هیات مدیره کانون وکلای دادگستری استان خراسان جنوبی، اعلام می گردد.
متعاقبا منتخبین جهت تشکیل هیات مدیره دعوت خواهند شد.
#کانون_وکلای_خراسان_جنوبی
۸:۳۰
در احترام به افکار عمومی جامعه نسبت به وقایع اخیر جامعه و شرایط ناشی از آن مقرر شد در سال جاری جشن روز (سالروز) وکیل برگزار نگردد.
#کانون_وکلای_خراسان_شمالی
۸:۳۲
۸:۳۴
۱۰:۰۴
#کانون_وکلای_اردبیل
۱۰:۰۵
۱۹:۱۷
استقلال، جوهره وکالت است؛ به این مفهوم که مایه و ذات وکالت با آن سرشته بوده و قابل فک یا تحدید نیست؛ لذا حتی اگر مسبوق به پیش بینی قانونی نباشد، به حکم عقل و فطرت وجدانهای آگاه، عنصر جدایی ناپذیر وکالت است.
تحدید یا تهدید استقلال نهاد وکالت به موجب عوامل عارضی و بیرونی اعم از آنکه جامه قانون تن کند یا در گفتمانهای خاص مطرح شود، خدشهای به بنمایه وکالت وارد نمیکند.
همچنان بر همان نظرم؛ چرا که استقلال، وصف جدایی ناپذیر وکیل است اما چرایی لغو آیین بزرگداشت هفتاد و سومین سالروز استقلال کانون وکلا از نگاه بنده به عنوان عضو هیئت مدیره کانون فارس به این شرح است:
۱- استقلال کانونهای وکلا در چه حوزه ی عملی کاربرد دارد؟ بی تردید استقلال وکیل و کانونهای وکلا برای صیانت از آزادی های فردی و در مقام دفاع از حقوق شهروندان نزد مراجع قضایی پیش بینی شده است؛ لذا اگر در حوزه عملکردی این استقلال تضعیف شود، عقلایی آن است که به جای تکیه بر بانگ، به آسیب شناسی چرایی زوال یا تحدید استقلال پرداخت و سپس برای احیا و اثربخشی آن اقدامات لازم را انجام داد. واقعیت آن است که از استقلال کانونهای وکلا تنها نامی باقی مانده است و شهروندان باید آگاه باشند که ضعف عملکردی کانونهای وکلا ناشی از علل و عواملی است که ریشه ساختاری دارد.
۲- کانون های وکلا به عنوان قسمی از جامعه مدنی فضای حائل بین حاکمیت و شهروندان است. جایی که حاکمیت با استفاده از امکانات و ابزار خود، امکان سوء استفاده از قدرت و تحدید حقوق و آزادیهای شهروندی را دارد، جامعه مدنی نیز با استفاده از ابزارها و امکانات خود، نقش حائل و کنترل قدرت را بر عهده میگیرد و موازنه ی قوا ایجاد میکند. قطع نظر از جدال همیشگی در این قلمرو، استقلال وکیل و کانونهای وکلا اساساً و اصولاً در جرایم سیاسی و امنیتی موضوعیت دارد. بیش از یک دهه از زمان اجرا شدن حکم ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری (نص خلاف اصول حقوقی و تضییع کننده حقوق شهروندی در انتخاب آزادانه وکیل) میگذرد و در این اثنا کشور چند بحران اجتماعی را به خود دیده است. صدای کانونهای وکلا در مورد اصلاح ماده فوق شنیده نشد و طبعاً قادر به ایفای نقش حائلی نبودهاند. با این شرایط در آیین بزرگداشت از کدام استقلال سخن بگوییم؟
۳- کانونهای وکلا که از ایفای نقش قانونی خود بازمانده اند نمیتوانند رسالت اجتماعی مورد انتظار شهروندان را پیگیری کنند استقرار و ثبات پایگاه اجتماعی کانونهای وکلا منوط به ایفای نقش حداقلی آنها از حیث وظایف قانونی است که مورد تحدید و تعرض قرار گرفته است. عدم برگزاری مراسم بزرگداشت استقلال کانونهای وکلا علاوه بر آنکه نوعی اعتراض مدنی است فرصتی برای آگاهی بخشی به شهروندان همدری با مردم و بازاندیشی و احیای نقشهای قانونی و اجتماعی کانون هاست.
۱۹:۱۷
در بخشی از مصوبات جلسه هیات مدیره کانون وکلای دادگستری اصفهان آمده است:
موضوع برگزاری مراسم بزرگداشت هفتاد و سومین سالروز استقلال کانون های وکلای دادگستری در جلسه مطرح گردید و عدم برگزاری به تصویب هیات مدیره رسید.
#کانون_وکلای_اصفهان
۱۹:۱۸
۱۹:۱۹
۴:۵۸
۶:۵۳
همکاران فرهیخته و ارجمند
هفتم اسفندماه سالروز استقلال نهاد وکالت، صرفاً یک مناسبت تقویمی یا آئینی تشریفاتی نیست، بلکه تجلی حق بنیادین دفاع و ضامن تحقق عدالت در جامعه است.
استقلال، هنگامی معنا مییابد که وکیل بتواند بیهراس، آزادانه و مسئولانه از حقوق اجتماعی جامعه و مردم دفاع نماید و این وظیفه خطیر، خود وابسته به وجود امنیت و آرامش در فضای اجتماعی جامعه خواهد بود.
کانون وکلای دادگستری قم همچون سایر کانون های وکلای سراسر کشور از بدو تأسیس، همهساله هفتم اسفندماه، سالروز استقلال این نهاد دیرپای مدنی را با حضور گسترده وکلای ارجمند پاس داشته، تا بدینوسیله ادای دینی شایسته نسبت به این نهاد کهن مدنی و پیشکسوتان آن به عمل آورده باشد.
لذا با وجود شرایطی اجتماعی حاکم بر جامعه و سایه جنگ بر کشور عزیزمان ایران، امکان برگزاری گردهمایی در شأن خانواده وکالت در هفتم اسفندماه سال جاری (۱۴۰۴) فراهم نخواهد بود.
امیدواریم در آیندهای نزدیک، با بازگشت نشاط به جامعه و مردم، در فضایی امن، آرام و درخور همکاران گرامی، بار دیگر گرد هم آییم و استقلال این نهاد ریشهدار را با صلابت و شکوه بیشتری پاس بداریم.
#کانون_وکلای_قم
۶:۵۸
#کانون_وکلای_اردبیل
۱۲:۰۱
۱۲:۰۲
#اخبار
۱۲:۰۳
#اخبار
۱۲:۰۴
میلیونها شهروند برای انجام امور عادی زندگی -از ثبتنام در یک دوره آموزشی تا فروش یک محصول، از ارتباط با خانواده تا دسترسی به منابع علمی- ناچارند از فیلترشکن و ابزارهای دورزدن محدودیت استفاده کنند. این فقط یک رفتار تکنیکی نیست؛ یک پیام عمیق حقوقی و اجتماعی دارد: تصمیمات رسمی نه مرجع نظم، بلکه مانعی هستند که باید از آن عبور کرد. این پیام بهتدریج احترام به هر آنچه را از بالا میآید، فرسوده میکند و سرمایه نمادین حاکمیت را کاهش میدهد.
وقتی ساختار حکمرانی مردم را در موقعیتی قرار میدهد که برای زندگی عادی باید تصمیمات رسمی را دور بزنند، دیگر نمیتوان از «حاکمیت قانون» سخن گفت؛ زیرا آنچه در عمل تجربه میشود، حاکمیت مصوبات است نه قانون.
درد ما فقط فیلترشدن چند پلتفرم نیست؛ درد این است که سرنوشت ارتباط، آموزش، کسبوکار و حتی حضور شهروند در جهان امروز، در گرو مصوباتی است که نه مردم آن را دیدهاند، نه دربارهاش گفتوگو شده است و نه سازوکار روشن اعتراض و نظارت بر آن وجود دارد. وقتی تصمیمگیری پشت درهای بسته انجام میشود، مشروعیت تصمیم نیز پشت همان درها محبوس میماند.
سالهاست هر دولتی که بر سر کار آمده، با وعده رفع فیلترینگ و بازنگری در سیاستهای فضای مجازی رأی گرفته، اما در پایان دوره، همان ساختار، همان مصوبات، همان محدودیتها و همان بنبست باقی مانده است.
این چرخه تکراری بیش از آنکه نشانه بیعملی دولتها باشد، نشاندهنده آن است که مسئله در سطح سیاست روزمره نیست؛ مسئله در سطح ساختار حکمرانی است. ساختاری که حتی اگر نیت اصلاح داشته باشد، باز هم خروجیاش همان است که بود؛ سیاست بهجای حل مسئله، به سازوکار بازتولید همان مسئله تبدیل شده است. این تکرار، اعتماد عمومی را فرسوده و ظرفیت اصلاح را تضعیف میکند.
پرسش اساسی این است: فیلترینگ تا کی؟ این پرسش، پرسش از سرنوشت یک ابزار فنی نیست؛ پرسش از سرنوشت یک شیوه حکمرانی است. تا زمانی که ساختار تصمیمگیری شفاف نشود، مصوبات بالادستی در معرض نقد عمومی قرار نگیرند، تعارض منافع شناسایی و مهار نشود و سیاستگذاری دیجیتال بر مبنای شواهد، ارزیابی اثرات و مشارکت عمومی قرار نگیرد، فیلترینگ نهتنها باقی خواهد ماند بلکه پیچیدهتر، پرهزینهتر و بیاثرتر خواهد شد.
به مسئولان باید صریح گفت: اگر میخواهید امنیت، عدالت و توسعه را همزمان حفظ کنید، راهش پنهانکاری و ممنوعیت گسترده نیست؛ راهش شفافیت، قانونگذاری مبتنی بر شواهد، ارزیابی مستقل اثرات، مکانیسمهای پاسخگویی و مشارکت عمومی است. سیاستگذاری دیجیتال نیازمند قواعد روشن، مهلتهای بازنگری، سازوکارهای نظارتی و تضمین حقوق شهروندی است.
نتیجه روشن و تلخ است: ادامه این مسیر نه با منطق حقوق عمومی سازگار است، نه با مصالح حکمرانی و نه با کرامت شهروندان. اگر قرار است از این بنبست بیرون بیاییم، باید از فیلترینگ بهعنوان «ابزار منع» عبور کنیم و به تنظیمگری شفاف، پاسخگو و مبتنی بر حقوق عامه برسیم. مردم، دیر یا زود، راه خود را پیدا میکنند؛ حکمرانیای که نتواند با واقعیت همراه شود، دیر یا زود از مردم عقب میماند و آنچه از دست میدهد دیگر صرفا ابزار کنترل نیست؛ سرمایه اعتماد و مقبولیت است و این، بزرگترین باخت برای هر حکومتی است که میخواهد پایدار بماند.
۱۲:۰۴
#کانون_وکلای_آذربایجان_غربی
۱۴:۰۳