روز دوم ماه مبارک
روز تزیین خانه
رمضان که میشود،باید صدای ماه و ستارهاز بام هر خانه بلند شود.
تو با همین قد کوچکتاز چهارپایه بالا برو؛دستت که به آسمان رسید،کمی ماه و ستاره بچین.
قرآن را که آوردی،من رحل را باز میکنم؛با هم خانه را مهمانِ آسمان میکنیم.
یک گوشهی دنجِ نورانیحالِ خانه را برای این سی روزقشنگتر میکند.
همراه ما بمان@voroojakplays
voroojakplays.ir
رمضان که میشود،باید صدای ماه و ستارهاز بام هر خانه بلند شود.
تو با همین قد کوچکتاز چهارپایه بالا برو؛دستت که به آسمان رسید،کمی ماه و ستاره بچین.
قرآن را که آوردی،من رحل را باز میکنم؛با هم خانه را مهمانِ آسمان میکنیم.
یک گوشهی دنجِ نورانیحالِ خانه را برای این سی روزقشنگتر میکند.
۳:۴۶
۳:۴۶
۶:۲۹
۸:۴۱
نه ساله که بودمروزه برای منذکرِ «گشنمه… گشنمه…» بودبا زیرصدای عقربههای کندِ ساعتیکه انگار لج کرده بودند تکان نخورند.اذان صبح را که میشنیدمدلم میخواست یک برچسب بردارم،رویش بنویسم «گشنمه»و محکم بچسبانم وسط پیشانیامو به همه اعلام کنم:اهالی شهر! من روزهام…و گشنمه.خیلی هم دوست دارم روزه بگیرم،ولی گشنمه…گشنمه…گشنمه…حوالی غروبمن را پی هر کاری میفرستادند؛حتی ایستادن در صف طولانی نان قبل از افطار،فقط برای اینکهکمتر صدای ترجیعبند «گشنمه»در خانه بپیچد.روزه برای منِ نهسالهکه مثل گنجشک غذا میخوردم،سختترین عمل عبادی دنیا بود.هر روز توی ذهنمبرای خدا نقشه میکشیدم.مثلاً میگفتم:کاش میشد همه روزهها «کلهگنجشکی» باشد،بعد هر کسی دوست داشتامتیاز روزه کامل بگیرد…حالا مثلاً من آن امتیاز را نمیگرفتم!یا کاش یک روز در میانوقت استراحت داشتیم…و همینطوربا خدا چانه میزدمتا دمِ افطار،و بیآنکه متوجه باشمبا خدا همکلام شده بودم.گشنگیپیوندِ نهسالهها با خداست.
۱۳:۳۳
۱۳:۳۳
روز نهم ماه مبارک 
امشب «ماه قشنگِ خانه» رو زندگی کردیم… نه فقط با حرف، بلکه با بازی و فعالیت 🤍
۱️⃣ ادابازی با برچسبهای ماه قشنگ خانه۲️⃣ ساخت نشانهکتابِ مخصوص قرآن۳️⃣ طراحی استیکرهای دستساز۴️⃣ نوشتن دفترچهی سفر به شهر رمضانبچهها فقط مخاطب نبودن،خودِ ماه رو ساختن، چسبوندن، بازی کردن و لمسش کردن 🤍
اگر دلتون میخواد این تجربه تو مدرسه یا خونهی شما هم اجرا بشه، پیام بدید تا شرایط اجرای کارگاهی یا تهیهی بسته رو براتون بفرستیم
voroojakplays.ir
@voroojakplays
امشب «ماه قشنگِ خانه» رو زندگی کردیم… نه فقط با حرف، بلکه با بازی و فعالیت 🤍
۱️⃣ ادابازی با برچسبهای ماه قشنگ خانه۲️⃣ ساخت نشانهکتابِ مخصوص قرآن۳️⃣ طراحی استیکرهای دستساز۴️⃣ نوشتن دفترچهی سفر به شهر رمضانبچهها فقط مخاطب نبودن،خودِ ماه رو ساختن، چسبوندن، بازی کردن و لمسش کردن 🤍
اگر دلتون میخواد این تجربه تو مدرسه یا خونهی شما هم اجرا بشه، پیام بدید تا شرایط اجرای کارگاهی یا تهیهی بسته رو براتون بفرستیم
۵:۱۴
او رفت و آن غایب از نظر نیامد چگونه زندگی کنیم این فاصله را؟!!
یا صاحب الزمان اغثنا
رهبر مجاهد شهیدمان بر بلندای قلب جامعه جهانی نفس می کشد...
@voroojakplays
یا صاحب الزمان اغثنا
رهبر مجاهد شهیدمان بر بلندای قلب جامعه جهانی نفس می کشد...
@voroojakplays
۱۱:۵۲
۱۳:۳۳
سلام دوستان. ما امسال در مجموعه وروجک با طراحی و تولید مجموعه برچسب های ماه قشنگ خانه تلاش کردیم حال و هوای یک خانواده روزه دار را در کنار همدیگر نشان بدهیمخدارو شکر در همان روزهای اول ماه به قدری استقبال از این برچسب ها زیاد بود که موجودیمون کم شد و مجبور به چاپ مجدد شدیم.اما سری دوم برچسب ها در چاپخانه در حال تولید بودند که آغاز جنگ و شهادت رهبر عزیزمون معادلات جامعه رو وارد فاز جدیدی کرد
حالا با تعطیلی بسترهای فروشمان در نمایشگاه قرآن و فروشگاه ها و مدارس، ازتون میخواهیم که اگر گروه هایی رو میشناسید که دوست دارند بانی بشوند و با خرید عمده این برچسب ها در تجمعات این شب ها حال و هوای کودکان رو در این شرایط عوض کنند و این برچسب ها را در ایستگاه های میادین به بچه ها هدیه بدهند به ما معرفی کنین.
ما هم به عنوان مسئولیت اجتماعی تا حد امکان در میادین می ایستیم و در کارگاههای حضوری این برچسب ها را برای بچه ها اجرا میکنیم.
یادمون نره که این روزها بچهها بیش از هر زمان دیگهای نیاز به حال خوب، سرگرمیهای خونگی و امیدواری دارنانشاالله این روزها هم به زودی با سربلندی برای ملت ایران میگذره که رهبرمون فرمودن: پیروزی نزدیک است. @voroojakplays
حالا با تعطیلی بسترهای فروشمان در نمایشگاه قرآن و فروشگاه ها و مدارس، ازتون میخواهیم که اگر گروه هایی رو میشناسید که دوست دارند بانی بشوند و با خرید عمده این برچسب ها در تجمعات این شب ها حال و هوای کودکان رو در این شرایط عوض کنند و این برچسب ها را در ایستگاه های میادین به بچه ها هدیه بدهند به ما معرفی کنین.
ما هم به عنوان مسئولیت اجتماعی تا حد امکان در میادین می ایستیم و در کارگاههای حضوری این برچسب ها را برای بچه ها اجرا میکنیم.
یادمون نره که این روزها بچهها بیش از هر زمان دیگهای نیاز به حال خوب، سرگرمیهای خونگی و امیدواری دارنانشاالله این روزها هم به زودی با سربلندی برای ملت ایران میگذره که رهبرمون فرمودن: پیروزی نزدیک است. @voroojakplays
۱۳:۳۳
اجرای کارگاهی برچسب های ماه قشنگ خانه
۱️⃣ ادابازی با برچسب ها۲️⃣ ساخت نشانهکتاب۳️⃣ طراحی استیکرهای دستساز۴️⃣ طراحی کتاب سفر به شهر رمضان
این قسمت: ساخت کتابِ سفر به شهر رمضان
مراحل اجرا
اول درباره سفر به شهر رمضان با هم حرف زدیم و هرکس از خاطراتش گفت.
بعد تصمیم گرفتیم به کمک برچسب ها یک کتاب درباره سفر به شهر رمضان بنویسیم.
برای ساخت کتاب دوبرگه آچهار را روی هم گذاشتیم و تا کردیم و به کمک سوراخ کن و ربان آنها را بهم وصل کردیم.
هرکداممان برای کتابمان یک اسم انتخاب کردیم و براساس برچسب هایی که داشتیم شروع کردیم به طراحی جلد کتاب و در ادامه نوشتن متن کتاب و تصویر سازی آن.
در آخر داستان هایمان را به نوبت خواندیم و از شنیدن ماجرای کتاب های دوستانمان کیف کردیم.
+7سال
اگر شما هم دوست دارید در این ایام فضایی برای فعالیت و حال خوب دانش آموزان فراهم کنین، ما در جامعه وروجک این کارگاه را برای مجموعه هایی که به صورت گروهی برچسب ها را تهیه میکنن اجرا می کنیم.
@voroojakplays
۱️⃣ ادابازی با برچسب ها۲️⃣ ساخت نشانهکتاب۳️⃣ طراحی استیکرهای دستساز۴️⃣ طراحی کتاب سفر به شهر رمضان
این قسمت: ساخت کتابِ سفر به شهر رمضان
مراحل اجرا
+7سال
اگر شما هم دوست دارید در این ایام فضایی برای فعالیت و حال خوب دانش آموزان فراهم کنین، ما در جامعه وروجک این کارگاه را برای مجموعه هایی که به صورت گروهی برچسب ها را تهیه میکنن اجرا می کنیم.
@voroojakplays
۱۰:۰۱
کارگاه سیاه پوشان شهر با هنر دانش آموزان
یک روز ظهر نشده فهمیدیم مدرسه ای را باید در میناب با تمام کوله ها و کتاب ها و مدادهایش وداع کنیم. سحر که شد تازه با خبر شدیم ما غیر از مدرسه، صاحب خانه ی امن کشورمان را از دست داده ایم.
رهبر شهیدم، تو بیت ما بودی و ما بی خانمان شدیم. از آن روز به بعد ما درد بی خانه مانی مان را ایستاده و در پشت پرچم های سه رنگ قشنگمان در وسط خیابان های شهر فریاد زدیم.
آن جا بود که حس کردم باید ردّی از دست های دانش آموزان کشورم بر روی سیاه پوش های خیابان باقی بماند. باید خیابان به خیابان، مغازه به مغازه، مدرسه به مدرسه، خانه به خانه، به دست صاحبان کوچک کوله و کتاب و مداد کشورم سیاه پوش شود.
و مدرسه ای برای این هدف پیش قدم شد. دانش آموزانش را دور هم جمع کرد. مقوای مشکی خرید آبرنگ و قلمو ها را وسط گذاشت و بچه ها بریدند و رنگ زدند و چسباندند. و سیاه پوشه ی دست ساز خود را تقدیم مدرسه و مغازه و خیابان کردند.
قابل اجرا در تجمعات و غرفه های کودک+۷سال
سماره کارت برای مشارکت در طرح سیاه پوشان شهر: به نام نجیبه سادات نعمتی۶۰۳۷ ۷۰۱۶ ۷۳۸۵ ۰۸۵۲
برای دریافت رایگان فایل طراحی شده این جا پیام بدهید.
@voroojakplays
@voroojakplays
۱۲:۲۷
اجرای کارگاهی سیاه پوش شهر با هنر دست دانش آموزان
مخصوص فعالیت در غرفه های کودک و تجمعات شبانه شهر مجری: جامعه وروجکتصویرگر: خانم منیره سادات امامی
@voroojakplays
@voroojakplays
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
۱۳:۴۵
در همین رفت و آمد ها بود که مادرش را شناختم. آمد نشست کنار میز بازی بچه ها و از لای دعوای چسب و قیچی و سوزن و نخ و سر و صدا، حرف هایش به گوشم رسید: من هم مسافرت رفتم. من هم هتل رفتم. ولی آخه هتل سه روز، چهار روز. نه پونزده روز!! تو یک اتاق که نمیتونیم خونوادگی زندگی کنیم.دخترک به همراه بقیه بچه ها مشغول دوخت و دوز با کارت های دوخت شد و مادر ادامه داد: غذای هتل رو دوست ندارم. کاش میذاشتن یک پیک نیکی بیارم بگذارم تو تراس هتل و خودم غذا بپزم. من اهل پخت کیک و شیرینی بودم. دوست دارم دست پخت خودم را بخورم و به بچه هام بدم. هم زمان سه نفر از بچه ها میخواستند که سوزن پلاستیکی شان را نخ کنم. یکی از سوزن ها را به سمتش دراز کردم و به اشاره از او خواستم آن را نخ کند .سوزن نخ شد و ما قیچی کم داشتیم و او با قیچی اش به دادمان رسید و گفت: این را از خانه خودم اوردم. همیشه نخ و سوزن تو بساطم دارم. که یک وقت اگر لباس بچه ها پاره بشه لنگ نمونم و ادامه داد: دوست دارم رخت هام آفتاب بخورن. ولی این جا اصلا شرایط این کارها رو نداریم... . دیشب با همسرم رفتیم اطراف هتل برای بچه ها لباس بخریم. چون قبل از تخلیه خونمون نرسیدم لباس زیادی برای بچه ها بر دارم... . یک دفعه از بین آن هیاهو صدای دخترش را شنید که گفت: مامان ببین خودم دوختم!! قشنگ شده؟! مادرش یک لبخند و تشکر تحویلم داد و دیگر ادامه نداد.
🪴تیتراژ خانه سبز خسرو شکیبایی داره توی ذهنم پلی میشه:
برپایی کارناوال بازی، برای کودکان بازمانده مدرسه میناب
@voroojakplays
۱۳:۰۷