☆The WonderVerse☆
مایا جون اینو ک من دارم- @emu_otor_928 خواستی با پست بفرسم برات 


#0L1V14
من چقدر از اون کاتر کار کشیدم🤌

#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
۹:۲۶
☆The WonderVerse☆
من چقدر از اون کاتر کار کشیدم🤌

#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
وای حق-
از باز کردن سس گوجه گرفته تا بریدن کاغذ واسه کوییز های مدرسه

🤌
#0L1V14
از باز کردن سس گوجه گرفته تا بریدن کاغذ واسه کوییز های مدرسه
#0L1V14
۹:۳۴
بازارسال شده از ~•°☆ 𝑊𝛊𝛈૭𝛅 𝛐ᵳ 𝛨𝛼ર𐌼𝛐𝛈𝛄 ☆°•~
• ~ Four fallen angels of the same blood, each descending from the Heavens above for reasons more important than eternal paradise... ~ •
• ° خاندانی از فرشتگان، که بهشت جاودان را برای دلایلی مهم تر ترک کردند... ° •
[این یک سری رمان با ژانر فانتزیست، اگر به کتاب داستان هایی از این ژانر علاقهمند هستید، اینجا جای شماست
~ Welcome yourself to a whole new universe ~
○ | @wings_of_harmony | ○
۱۰:۱۵
☆The WonderVerse☆
》♡ ~ 𝑊𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑜𝑓 𝐻𝑎𝑟𝑚𝑜𝑛𝑦 ~ ♡ 《
• ~ Four fallen angels of the same blood, each descending from the Heavens above for reasons more important than eternal paradise... ~ • • ° خاندانی از فرشتگان، که بهشت جاودان را برای دلایلی مهم تر ترک کردند... ° • [این یک سری رمان با ژانر فانتزیست، اگر به کتاب داستان هایی از این ژانر علاقهمند هستید، اینجا جای شماست
] ~ Welcome yourself to a whole new universe ~ ○ | @wings_of_harmony | ○
این چنل سری کتابمه-خوشحال میشم حمایتش کنین 

سپاس بیکران


#0L1V14
سپاس بیکران
۱۰:۱۵
☆The WonderVerse☆
این چنل سری کتابمه- خوشحال میشم حمایتش کنین 
سپاس بیکران 


#0L1V14
منم بزارم؟ اگرم میزارم، کدوم یکی رو بزارم؟#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
۱۰:۲۷
☆The WonderVerse☆
منم بزارم؟ اگرم میزارم، کدوم یکی رو بزارم؟ #𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
هر کدوم بیشتر میدوستیش 
#0L1V14
۱۰:۳۵
☆The WonderVerse☆
هر کدوم بیشتر میدوستیش 
#0L1V14
جفتشون رو میدوستم، خودت انتخاب کن
#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
۱۰:۳۹
☆The WonderVerse☆
جفتشون رو میدوستم، خودت انتخاب کن
#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
همون چیزه-
اونی ک تو چنل خودته ن اون یکی
#0L1V14
اونی ک تو چنل خودته ن اون یکی
۱۱:۰۷
دلم کتاب میخواااااددددد-
عرررر-
#0L1V14
عرررر-
۱۵:۱۶
☆The WonderVerse☆
هر چی دل تنگتون میخواد بگین بهم 🥺
لینک ناشناسم: ble.ir/payamresanimbot?start=bQwXLAralwVbxSUusZNlSB7Yl #0L1V14
بیاین ناشناس حوصلهم سر رفت-
۱۵:۲۶
#0L1V14
۱۵:۲۶
☆The WonderVerse☆
𖫴𖫰𖫲࣭@ㅤ . 𝖭𝖤𝖶 𝖯𝖮𝖲𝖳 ─ #INFP 𝗃𑄝ı𝗇 : 𝖠𝗋i𝖱ā 𝖬𝖻𝗍ı
حق، یکی اینو بهم بگه با تبر سرشو قطع میکن-#0L1V14
۱۵:۴۷
☆The WonderVerse☆
همون چیزه- اونی ک تو چنل خودته ن اون یکی
#0L1V14
کدوم دقیقا؟
#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
۱۶:۲۶
☆The WonderVerse☆
کدوم دقیقا؟
#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
همون چیزه-
فقط یک اینچ
#0L1V14
فقط یک اینچ
۱۷:۰۵
☆The WonderVerse☆
همون چیزه- فقط یک اینچ 
#0L1V14
اوکی#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
۱۷:۰۹
بازارسال شده از 𝑻̟𝒉๋۪𝒆 𝑮๋𝒍̟𝒂๋𝒔۠𝒔࣭ 𝑹๋𝒐๋۪𝒔𝒆࿐᪲
دستش درحالی که یقه لباس میسو رو توی مشتش نگهداشته بود خشت شد... بدنش سرد شد، ترس رو توی تمام وجودش حس کرد...
-*(پس حق با من بود! میسو همون کسیه که تمام مدت ما رو تهدید میکرد... کسی که قرار بود ما رو بکشه)*
نفسش بالا نمیومد، نمیتونست باور کنه کسی که جونش رو نجات داده درواقع همون کیسه که قرار بود به دستش کشته بشه...وقتی چشماش رو بالا آورد و خواست واکنش میسو رو موقعی که بالاخره لو رفته ببینه، چیزی دید که انتظارش رو نداشت...
میسو به لب هاش خیره شده بود-
+*(من... لو رفتم! ولی، چرا نمیتونم فرار کنم؟ چرا... نمیتونم دست از نگاه کردن به لب هاش بردارم؟)*
میسو تونست چشمش رو از نگاه به لب های اون، فقط برای اینکه توی چشماش نگاه کنه؛ ولی توی اون لحظه... اون هم به لب های میسو خیره شده بود!
و اون لحظه ای بود که هر دو به یک چیز فکر کردن:"فقط یک اینچ، و من برای تو میشم..."
𝓳𝓸𝓲𝓃࿐᪲@TheGlassRose
-*(پس حق با من بود! میسو همون کسیه که تمام مدت ما رو تهدید میکرد... کسی که قرار بود ما رو بکشه)*
نفسش بالا نمیومد، نمیتونست باور کنه کسی که جونش رو نجات داده درواقع همون کیسه که قرار بود به دستش کشته بشه...وقتی چشماش رو بالا آورد و خواست واکنش میسو رو موقعی که بالاخره لو رفته ببینه، چیزی دید که انتظارش رو نداشت...
میسو به لب هاش خیره شده بود-
+*(من... لو رفتم! ولی، چرا نمیتونم فرار کنم؟ چرا... نمیتونم دست از نگاه کردن به لب هاش بردارم؟)*
میسو تونست چشمش رو از نگاه به لب های اون، فقط برای اینکه توی چشماش نگاه کنه؛ ولی توی اون لحظه... اون هم به لب های میسو خیره شده بود!
و اون لحظه ای بود که هر دو به یک چیز فکر کردن:"فقط یک اینچ، و من برای تو میشم..."
𝓳𝓸𝓲𝓃࿐᪲@TheGlassRose
۱۷:۱۰
☆The WonderVerse☆
دستش درحالی که یقه لباس میسو رو توی مشتش نگهداشته بود خشت شد... بدنش سرد شد، ترس رو توی تمام وجودش حس کرد... -(پس حق با من بود! میسو همون کسیه که تمام مدت ما رو تهدید میکرد... کسی که قرار بود ما رو بکشه) نفسش بالا نمیومد، نمیتونست باور کنه کسی که جونش رو نجات داده درواقع همون کیسه که قرار بود به دستش کشته بشه... وقتی چشماش رو بالا آورد و خواست واکنش میسو رو موقعی که بالاخره لو رفته ببینه، چیزی دید که انتظارش رو نداشت... میسو به لب هاش خیره شده بود- +*(من... لو رفتم! ولی، چرا نمیتونم فرار کنم؟ چرا... نمیتونم دست از نگاه کردن به لب هاش بردارم؟)* میسو تونست چشمش رو از نگاه به لب های اون، فقط برای اینکه توی چشماش نگاه کنه؛ ولی توی اون لحظه... اون هم به لب های میسو خیره شده بود! و اون لحظه ای بود که هر دو به یک چیز فکر کردن: "فقط یک اینچ، و من برای تو میشم..." 𝓳𝓸𝓲𝓃࿐᪲@TheGlassRose
اینم چنل رمان منه، فیکشنه ولی باحاله
️
#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
۱۷:۱۰
☆The WonderVerse☆
اینم چنل رمان منه، فیکشنه ولی باحاله
️
#𝑵𝒚𝒔𝒊𝒂
خیلی باحاله ولی-
کتاب منو حمایت نمیکنین اینو حمایت کنین
#0L1V14
کتاب منو حمایت نمیکنین اینو حمایت کنین
۱۷:۱۰
00:00
۲۰:۳۰