عبدالله شهبازی، فعال سیاسی و پژوهشگر تاریخی: «جشن پیروزی ۱۴ ژوئن» و آینده ایران
توافقنامه نمایشی و جنجالی، که گویا قرار است روز یکشنبه، ۲۴ خرداد ۱۴۰۵/ ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶، همزمان با سالروز تولد ترامپ، در ژنو امضا شود، حداقل باید دو نتیجه ملموس داشته باشد: باز شدن تنگه هرمز و در مقابل رفع محاصره دریایی ایران. بنظر میرسد مهمترین دستاورد مذاکرات ایران و آمریکا همین باشد و در مسئله هستهای بجز برخی کلیات مبهم، بویژه تضمین ایران به عدم دستیابی به سلاح هستهای، همه چیز به آینده موکول خواهد شد.
تضمین ایران به عدم دستیابی به سلاح هستهای از قبل نیز، بر اساس فتوای آیتالله خامنهای، وجود داشت و مغایرتی با «اصول» جمهوری اسلامی ندارد.
حل مسئله تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی، اگر طرفین پذیرفته باشند، بازگشت به وضعیت پیش از شروع جنگ است و دستاوردی برای ترامپ بشمار نمیرود.
تحلیل زیر بر اساس دادههای موجود و شایعات روز تا جمعه ۱۲ ژوئن/ ۲۲ خرداد است. سرعت تحولات و فرازوفرود در رفتارهای طرفین بگونهای است که ممکن است حتی تا ساعاتی دیگر وضعیت بکلی متفاوت شود.
سناریوی اول:
ترامپ به یک نمایش جنجالی اعلام «پیروزی» نیاز دارد تا جنگ با ایران را تمامشده اعلام کند و آن را بعنوان دستاورد بزرگ خود به افکار عمومی آمریکا بفروشد. جمهوری اسلامی با این نمایش موافقت کرده بنحوی که بتواند خود نیز اعلام «پیروزی» کند و آن را به افکار عمومی ایران بفروشد.
پس از این نمایش آمریکا خود را کنار میکشد. در این وضعیت دو حالت متصور است:
اول، اسرائیل به اقدامات نظامی خود علیه ایران ادامه خواهد داد. دوم، ترامپ مانع اقدامات نظامی اسرائیل علیه ایران خواهد شد.
سناریوی دوم:
این اعلام «پیروزی نمایشی» موقت و تاکتیکی است و پس از چند ماه، احتمالاً اکتبر برای تأثیرگذاری بر انتخابات میاندورهای آمریکا (سورپرایز اکتبر)، یا شاید پس از انتخابات نوامبر، جنگ از سر گرفته خواهد شد برای تحقق اهداف استراتژیک و کلان آمریکا در منطقه خلیج فارس.
تحولات داخلی ایران پس از نمایش «پیروزی» ژوئن:
اگر سناریوی اول را متصور باشیم، با این فرض که حملات اسرائیل نیز از سوی ترامپ کنترل و مهار خواهد شد، برای رفتارهای بعدی نظام جمهوری اسلامی دو حالت متصور است:
اول، نظام به رفتارهای پیشین ادامه خواهد داد و با جنبش اعتراضی داخلی مانند سابق بسیار خشن برخورد خواهد کرد. در این فرض با کشوری بحرانزده و دارای اقتصاد ویران مواجه خواهیم بود که توهم پیروزی در جنگ با آمریکا آن را مهاجمتر کرده است.
دوم، نظام میکوشد توافق ژوئن را ادامه دهد و بتدریج از آمریکا برای کاهش تحریمها و فشارهای اقتصادی امتیازاتی بگیرد و همزمان الگوی حکمرانی خود را مورد بازبینی قرار داده و اصلاح کند.
در این فرض، به تعبیر یکی از صاحبنظران، نظام وارد «دوران خاکستری» میشود. با اعتراضات داخلی با قدرت ولی مماشات برخورد میکند و تلاش میکند جنبش داخلی را نه از طریق سرکوب خونین بلکه از طریق هدایت غیرمستقیم آن به سوی خواستهای حداقلی مدیریت و آرام کند.
نظام در حوزه آزادیهای اجتماعی، از جمله حق انتخاب پوشش برای بانوان، رفتار گذشته را کنار خواهد گذاشت و اجازه خواهد داد جامعه در این زمینه احساس فشار و تحمیل نکند.
در حوزه آزادیهای سیاسی، نظام دائره بسته پیشین را بازتر خواهد کرد و به جریانهای اصلاحطلب داخلی خود و حتی نیروهای ملی- مذهبی و شاید «چپهای مقاومتی» اجازه ورود محدود به انتخابات و احساس مشارکت در نظم سیاسی را خواهد داد. کنترل نظام همچنان در دست حلقههای حکومتگر پیشین بوده و تلاش میکند موج پهلویگرایی قدرتمند در جامعه را مهار کرده و کاهش دهد.
در این وضعیت، مهمترین چالش حلقههای حکومتگر کنونی از سوی نیروهای «تندروتر» خواهد بود که تلاش میکنند «هسته سخت» را علیه آنان بشورانند. نظام در این زمینه با درگیریهای داخلی جدی مواجه خواهد بود. همزمان ریزش سنگین در نیروهای موسوم به «هسته سخت» را نیز شاهد خواهیم بود که الگوی جدید حکمرانی را مغایر با آرمانهای خود میدانند.
هماکنون، چند روز مانده به «نمایش پیروزی ژوئن»، این چالش سخت با حلقههای کنونی حکمرانان نظام را شاهد هستیم.
------☫ایکسپرس☫------
bale: @Xpress_ir
توافقنامه نمایشی و جنجالی، که گویا قرار است روز یکشنبه، ۲۴ خرداد ۱۴۰۵/ ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶، همزمان با سالروز تولد ترامپ، در ژنو امضا شود، حداقل باید دو نتیجه ملموس داشته باشد: باز شدن تنگه هرمز و در مقابل رفع محاصره دریایی ایران. بنظر میرسد مهمترین دستاورد مذاکرات ایران و آمریکا همین باشد و در مسئله هستهای بجز برخی کلیات مبهم، بویژه تضمین ایران به عدم دستیابی به سلاح هستهای، همه چیز به آینده موکول خواهد شد.
تضمین ایران به عدم دستیابی به سلاح هستهای از قبل نیز، بر اساس فتوای آیتالله خامنهای، وجود داشت و مغایرتی با «اصول» جمهوری اسلامی ندارد.
حل مسئله تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی، اگر طرفین پذیرفته باشند، بازگشت به وضعیت پیش از شروع جنگ است و دستاوردی برای ترامپ بشمار نمیرود.
تحلیل زیر بر اساس دادههای موجود و شایعات روز تا جمعه ۱۲ ژوئن/ ۲۲ خرداد است. سرعت تحولات و فرازوفرود در رفتارهای طرفین بگونهای است که ممکن است حتی تا ساعاتی دیگر وضعیت بکلی متفاوت شود.
ترامپ به یک نمایش جنجالی اعلام «پیروزی» نیاز دارد تا جنگ با ایران را تمامشده اعلام کند و آن را بعنوان دستاورد بزرگ خود به افکار عمومی آمریکا بفروشد. جمهوری اسلامی با این نمایش موافقت کرده بنحوی که بتواند خود نیز اعلام «پیروزی» کند و آن را به افکار عمومی ایران بفروشد.
پس از این نمایش آمریکا خود را کنار میکشد. در این وضعیت دو حالت متصور است:
اول، اسرائیل به اقدامات نظامی خود علیه ایران ادامه خواهد داد. دوم، ترامپ مانع اقدامات نظامی اسرائیل علیه ایران خواهد شد.
این اعلام «پیروزی نمایشی» موقت و تاکتیکی است و پس از چند ماه، احتمالاً اکتبر برای تأثیرگذاری بر انتخابات میاندورهای آمریکا (سورپرایز اکتبر)، یا شاید پس از انتخابات نوامبر، جنگ از سر گرفته خواهد شد برای تحقق اهداف استراتژیک و کلان آمریکا در منطقه خلیج فارس.
اگر سناریوی اول را متصور باشیم، با این فرض که حملات اسرائیل نیز از سوی ترامپ کنترل و مهار خواهد شد، برای رفتارهای بعدی نظام جمهوری اسلامی دو حالت متصور است:
اول، نظام به رفتارهای پیشین ادامه خواهد داد و با جنبش اعتراضی داخلی مانند سابق بسیار خشن برخورد خواهد کرد. در این فرض با کشوری بحرانزده و دارای اقتصاد ویران مواجه خواهیم بود که توهم پیروزی در جنگ با آمریکا آن را مهاجمتر کرده است.
دوم، نظام میکوشد توافق ژوئن را ادامه دهد و بتدریج از آمریکا برای کاهش تحریمها و فشارهای اقتصادی امتیازاتی بگیرد و همزمان الگوی حکمرانی خود را مورد بازبینی قرار داده و اصلاح کند.
در این فرض، به تعبیر یکی از صاحبنظران، نظام وارد «دوران خاکستری» میشود. با اعتراضات داخلی با قدرت ولی مماشات برخورد میکند و تلاش میکند جنبش داخلی را نه از طریق سرکوب خونین بلکه از طریق هدایت غیرمستقیم آن به سوی خواستهای حداقلی مدیریت و آرام کند.
نظام در حوزه آزادیهای اجتماعی، از جمله حق انتخاب پوشش برای بانوان، رفتار گذشته را کنار خواهد گذاشت و اجازه خواهد داد جامعه در این زمینه احساس فشار و تحمیل نکند.
در حوزه آزادیهای سیاسی، نظام دائره بسته پیشین را بازتر خواهد کرد و به جریانهای اصلاحطلب داخلی خود و حتی نیروهای ملی- مذهبی و شاید «چپهای مقاومتی» اجازه ورود محدود به انتخابات و احساس مشارکت در نظم سیاسی را خواهد داد. کنترل نظام همچنان در دست حلقههای حکومتگر پیشین بوده و تلاش میکند موج پهلویگرایی قدرتمند در جامعه را مهار کرده و کاهش دهد.
در این وضعیت، مهمترین چالش حلقههای حکومتگر کنونی از سوی نیروهای «تندروتر» خواهد بود که تلاش میکنند «هسته سخت» را علیه آنان بشورانند. نظام در این زمینه با درگیریهای داخلی جدی مواجه خواهد بود. همزمان ریزش سنگین در نیروهای موسوم به «هسته سخت» را نیز شاهد خواهیم بود که الگوی جدید حکمرانی را مغایر با آرمانهای خود میدانند.
هماکنون، چند روز مانده به «نمایش پیروزی ژوئن»، این چالش سخت با حلقههای کنونی حکمرانان نظام را شاهد هستیم.
۲.۴K
۱۹:۱۶