عکس پروفایل ایکس‌پرس | Xpressا
۶.۵ هزار عضو

ایکس‌پرس | Xpress

کپی مطالب ممنوع و شرعا حرام است.
ارتباط با مخاطب: @Xpress_adv
undefined محاصره ایران؛ چرا حمله به کویت و بحرین کفایت راهبردی ندارد؟
undefined<img style=" />undefined به قلم پژوهشکده ابرار معاصر تهران
اکنون که چندین هفته از امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا گذشته است، می‌توان دو نکته را برای ادامه مسیر، به‌عنوان مفروض درنظر گرفت:
۱. آمریکا وقتی نتوانست در چهارچوب تقویم زمانی موردنظر خود، به اهداف حداکثری‌اش در جنگ با ایران دست یابد، با دو پیشران «تهدید زیرساختی در عَلن» و «ارسال پیام برای آتش‌بس در خفا»، تلاش کرد تا تبادل آتش را متوقف سازد تا طرح محاصره ایران را در فضایی ایمن و بدون ریسک آغاز کند. به‌نظر می‌رسد اساساً تلاش برای آتش‌بس ازسوی آمریکا، جدای از خارج کردن موقت آن از ناکامی‌های جنگ، برای آغاز محاصره بود، چراکه امکان شکل‌دهی به یک محاصره تمام‌عیار در فضای تبادل آتش، برای آمریکا پرهزینه بود و برای آغاز ایمن آن، آمریکا ناگزیر به توقف آتش در جنگ بود. پذیرش درخواست ایران ازسوی ترامپ با آن تفرعنش برای توییت‌زدن شروط تهران برای آغاز مذاکرات، کنفرانس خبری نامعقول و تهاجمی ونس پس از شکست نسبی مذاکرات اسلام‌آباد و سرعت قابل‌توجه آغاز محاصره ایران ساعاتی پس از شکست مذاکرات اسلام‌آباد، ازجمله قرائنی است که نشان می‌دهد در طرح آمریکا، آتش‌بس مقدمه‌ای برای آغاز ایمن محاصره دریایی بود، چه اینکه می‌دانست ایران نیز در سطح اراده، در پی برهم‌زدن محاصره بر نخواهد آمد.
۲. طرف آمریکایی، گزینه محاصره را معتبر، پربازده و البته زودبازده تلقی می‌کند و شوربختانه، تأیید این تلقی خود را از میان کنش‌های کلامی برخی مسئولان ایرانی نیز دریافت کرده است. ترامپ به این تصریح کرده است که محاصره، دستاوردهای بیشتری از جنگ برای آمریکا داشته است. این تلقی تقریباً در فضای اندیشکده‌ای و سیاسی آمریکا، با اقبال جدی روبرو است.
وقتی این دو مفروض مبنای تحلیل قرار گیرد، دو مسیر مطلوب عملیاتی برای هر یک از طرفین یعنی ایران و آمریکا قابل طرح است:
الف. مطلوب آمریکا آن است که بتواند محاصره دریایی را در زمان مقتضی برقرار سازد و البته پاسخ ایران را که در انسداد تنگه هرمز معنا می‌یابد، خنثی سازد. بنابراین واشنگتن درپی آن است که امکان‌های تسلیحاتی، ارتباطی و انسانی ایران برای انسداد تنگه را تضعیف کند و برای فشار بیشتر، محاصره را آغاز کند. حتی برای چنین فشاری، مسیرهای مواصلاتی ایران به کشورهای شمالی‌اش را نیز مورد هجوم قرار دهد (خط آهن آق‌قلا).
ب. ایران، محاصره را فنِّ بدل آمریکا درمقابل انسداد تنگه هرمز می‌داند که متأسفانه مؤثر نیز بوده است؛ بنابراین مطلوبش آن است که بتواند هم‌زمان توان انسداد تنگه هرمز را حفظ کند و البته مانع از امکان محاصره دریایی ازسوی آمریکا شود.
آمریکا برای هر دو رکن کنش مطلوبش، فعال است؛ هم توان ایران در انسداد هرمز را تضعیف می‌کند و هم توان محاصره ایران را حفظ و تقویت می‌کند. اما همه کنش‌های عملیاتی ایران، در راستای مطلوبیت‌هایش نیست؛ تهران در پی تحکیم اقتدار خود بر تنگه است و در این مسیر، تاکنون مماشات نکرده است، اگرچه هزینه‌های شبانه تحمیلی از سوی آمریکا، باید محل توجه جدی باشد. ایران اما برای تضعیف توان محاصره دریایی آمریکا، طرح عملیاتی مشخصی ندارد یا اینکه تاکنون اجرا نکرده است. حملات واکنشی به بحرین و کویت نیز احتمالاً بی‌/کم‌ارتباط با توان محاصره آمریکا است، اگرچه مزایای راهبردی دیگری دارد. صرف انسداد تنگه، اگرچه واجد دستاوردهایی است، اما با احتساب آغاز محاصره هم‌زمان ایران توسط آمریکا و نیز متغیر گذشت زمان، می‌تواند دوباره شرایط گذشته را برقرار سازد که در کلام برخی مسئولان نیز متأسفانه آشکارا فریاد زده شد.
به‌نظر می‌رسد باتوجه به برجسته‌شدن «آغاز محاصره» در ادبیات مقامات آمریکا، جمهوری اسلامی ایران باید طرحی عملیاتی برای ناایمن‌سازی محیط محاصره را در دستورکار داشته باشد تا آغاز آن را با هزینه و ریسک برای آمریکا همراه سازد؛ آنچه که در فضای آتش‌بس پیشین، اساساً وجود نداشت و آمریکا بدون هزینه و خطری، طرح محاصره را آغاز کرد. وقتی آمریکا هم از انسداد تنگه متضرر شود و هم محاصره را به‌دلیل فعالیت‌های تهاجمی هدفمند ایران در محیط مرتبط، پربازده و زودبازده نیابد، ضمن افزایش تاب‌آوری کشور، آقایان برای پیگیری دیپلماسی نیز احتمالاً گزینه‌های بهتری خواهند داشت.

@Xpress_ir
undefined۷
undefined۲
undefined۱

۱.۵K

۱۸:۱۱