بله | کانال یادداشت های یاران حلقه هما
ی

یادداشت های یاران حلقه هما

۳۱ عضو
یادداشت کتاب با سرود خوان جنگ در خطه نام و ننگ#سارا_شهرابی undefined

۱۰:۴۸

بازارسال شده از محدثه قاسم‌پور
بلند بگو: مرگ بر مدرسه!
اسم جذاب کتاب باعث شد تا در شبکه‌های اجتماعی کتاب (مرگ بر مدرسه) را دیدم، سفارش بدهم.
داستان کتاب مرگ بر مدرسه داستان پسر نوجوانی است به اسم راپا فرهادی که با شروع مهر به کلاس هفتم رفته است‌.
تغییر مدرسه، تغییر دوستان و تفاوت استعداد هر دانش‌آموز باعث می‌شود از محیط یک‌نواخت و غیر خلاقانه مدرسه دل‌زده باشد.
راپا دوست دارد کل روز فیلم ببیند و مجبور به کاری نشود.
دل زدگی او از مدرسه کشمکش‌های جذابی را در داستان به وجود می‌آورد و گروه سری مرگ بر مدرسه شکل می‌گیرد. کار این گروه سری تخریب مدرسه با هدف به تعطیلی کشاند آن است که چندباری هم به موفقیت می‌رسند.
راپا و دوستان‌ش برخلاف تصور معلم‌ها بچه‌های زرنگ و درس خوانی هستند که دوست‌دارند مدرسه با علایق آن‌ها پیش برود و به دنبال استانداردسازی و شبیه هم کردن دانش‌آموزان نباشد.سوالات اساسی کتاب نقد به سیستم آموزشی است که چرا همه باید در ریاضی بیست بگیرند یا یک ورزش را دنبال کنند.
داستان از زبان راپا روایت شده است یا به اصطلاح زاویه دید اول شخص و اسم هر فصل از روی یکی از انیمیشن‌ها و فیلم‌های گروه سنی نوجوان گرفته شده است.
کشمش داستان به درستی توانسته جذابیت خود را حفظ کند و تا پایان این جذابیت ادامه دارد.
توجه به گروه سنی همسال، ایجاد حس رقابت و هیجان، جستجو و کنجکاوی، بحران هویت نوجوانی از نکاتی است که کتاب به آن توجه کرده است.
تحول شخصیت راپا باورپذیر است و توی ذوق نمی‌زند. اسم راپا به معنی منتظر هم بر جنبه دینی انتظار ظهور منجی توجه داشته که منتظر واقعی باید به دنبال تغییر جامعه خود باشد و انتظار منفعلانه بی‌فایده است. البته در هیچ‌جای داستان این مفاهیم مستقیم بیان نشده است و نویسنده به درستی فقط داستان تعریف کرده است.
موضوع اصلی داستان تغییر نظام آموزشی با نیازهای جدید نسل کنونی است و در پایان هم این مدرسه است که باید خود را تغییر بدهد نه راپا.
شخصیت باباجی و ناظم هم نماینده معلمان خلاق در مدارس هستند که به درستی به آن توجه شده بود. یادگیری مساحت با کاشت گل و گیاه در باغچه از خلاقیت‌های باباجی بود که شاگردان زیادی را به درس‌خواندن علاقمند کرده بود.
کتاب مرگ بر مدرسه در ۲۱۶ صفحه به قلم کبری التج نوشته شده است و سال ۱۴۰۲ توسط انتشارات مهرک روانه بازار شده است.

۷:۴۸

یادداشتی بر کتاب مرگ بر مدرسه#محدثه_قاسم_پور👆

۷:۴۹

بازارسال شده از fs. Hajibabaeian ☫
undefined درباره‌ی صور سکوت
صور سکوت اثری‌ است که به واسطه‌ی توصیفات پویا وخلق صحنه‌های زنده، فضاسازی مکانی وزمانی دقیق، بیان گویای عواطف و حالات شخصیتها، بسیار عالی، ستودنی وفاخر نگاشته شده است. و از توانایی وزحمت نویسنده در این راستا حکایت دارد.همچنین توجه ویژه‌‌ای به تاریخ یهود وسبک زندگی آنان در ایران، درسالهای نخستین ظهور اسلام وقبل از آن شده‌است، که خود نشان واضحی از مطالعه‌ی عمیق وتسلط گسترده‌ی نویسنده در این حوزه می‌باشد. حتی شاید بتوان آن را دایرة‌المعارفی تاریخی دانست که نویسنده هنرمندانه زیر پوست داستان تزریق کرده است‌. هرچند حجم بالای مطالب تاریخی، خود را بر لحن قصه‌گوی داستان تحمیل کرده، و تاحد زیادی آنرا از هدف نمایشی فارغ نموده‌است.
پرسش مهم داستان این است که آیا انتظار مؤمنان واقعی یهود باتوجه به وعده‌ی موسی ع و مستنداتشان که از تحریف مصون مانده، برای ظهور موعود و یافتن آن چگونه به سرانجام خواهد رسید؟
سه نسل از یک خانواده‌ی مؤمن یهودی برای یافتن موعود، تا پای جان خطر میکنند. در این مسیر یوشع، ابراهیم و یافث کشته می‌شوند. حام برادر یافث، به واسطه‌ی ایمان قلبی عمیقش به نسخه‌ی صحیحه‌ی تورات که سینه به سینه آنرا حفظ نموده‌اند رنج سفری طولانی را به جان می‌خرد. آنقدر بر حقانیت محمد ص وتطبیق نشانه‌های پیامبری با وجود ایشان ایمان دارد که با هیچ شبهه‌ای، شک به دلش راه نمی‌یابد. اما ناگهان همه‌ی اصرارش بر حقانیت پیامبر خاتم فرو می‌ریزد. و به صورتی غیر منتظره وتوجیه‌ناپذیر، تحت تأثیر القائات اطرافیانش همه‌ی آنچه برای تطبیق «مدمای تنخ» با محمد ص، پای فشرده، استقامت ورزیده و بدان مؤمن بوده را رها میکند و به سرزمین مادری‌اش، سوزیانا بازمی‌گردد.راحیل فرزند یافث که از غیبت طولانی عمو مضطرب است، همراه داود پیشکار و معتمدِ حام قدم در راه رفته‌ی عمو می‌گذارد و جستجوی خود را برای یافتن حقانیت پیامبر نوظهور آغاز مینماید و پس از طی مسیری طولانی در نهایت در مدینه نزد خانواده‌ای مسلمان برای مدتی مهمان میشود.اطناب گسترده در پرداختن به شک و ریبی که راحیل در دل دارد و به واسطه‌ی این شکها مرتبا دچار کشمکش درونی وبیرونی با خود میباشد، به صورتی واضح وذوق‌زننده خواننده را دچار سردرگمی مینماید. آنجا که با وجود این شدت از شک وتردید ناگهان با ایمان آوردن راحیل در جریان داستان مواجه می‌شود. واین ابهام وقتی شدت مییابد که باوجود حل نشدن هیچ کدام از شبهاتش، پس از بازگشت به شهرش، حتی یکباره مبلغ اسلام برای نزدیکان واهالی شهر می‌شود.راحیل زمانی به مدینه میرسد که پیامبر رحلت کرده و خلیفه‌ی دوم در آستانه‌ی خلافت است. اما اشاره‌ی بسیار ناچیز واندکی به وقایع غصب خلافت و ظلم روا داشته شده بر اهل‌بیت پیامبر شده است. سوال اینجاست که چگونه در روند داستانی با این حجم از تاریخ، پرداختن به این قصه‌ی مهم وتاثیر گذار مغفول مانده یا کمرنگ طرح شده است؟و سوال برانگیزنده‌تر اینکه باوجود حضور در مدینه، راحیلِ جستجوگر، در شهر پیامبر، هرگز با خانواده‌ی پیامبر مواجه نمیشود!مگر نه آنکه آنان نسل در نسل به دنبال یافتن موعود انتظار کشیده‌اند، چه میشود که هرگز خود را به دامن خانواده‌ی پیامبرِ موعود نمی‌اندازند، تا شبهات و کشمکشهای درونیشان را پاسخ والتیام بخشند؟
نهایتا مهمترین مسئله‌ی داستان طرح گسترده‌ی جفایی است که مسلمین درحق یهودیان جویای حقیقت در این داستان روا میدارند و با بدترین رفتارهای ایشان مجالی برای یافتن پاسخ شبهاتشان نمی‌یابند. و سرانجام، یا چون راحیل به صورتی غیرمترقبه و فارغ از سابقه‌ی شکهای عمیقشان، ایمان می‌آورند یا به واسطه‌ای بدرفتاری مسلمین، سرخورده از ایمان قلبی بازمی‌مانند و مثل حام دستِ خالی به سرزمینشان بازمی‌گردند. و در نتیجه قصه بیشتر به روضه‌ای در غربت یهود شباهت پیدا میکند.
در مجموع کتاب صور سکوت با وجود تلاش نویسنده در طرح مسئله‌ی موعود، تا پایان داستان در بیان آنچه باید از مسئله‌ی موعود در ذهن خواننده ایجاد کند ناتوان بوده است. و به قولی این حجم از پرداختن به جزییات زندگی یهود خواننده‌ای را که در انتظار یافتن نتیجه‌ی جستجوگریهای این خانواده بوده است و ثقل کلمات وتوصیفات خاص و گاه دیریاب متن کتاب را به جان خریده است، اقناع و دست‌پر از فضای داستان خارج نمی‌نماید.
undefined فاطمه سادات حاجی‌باباییان

۷:۴۷

یادداشتی بر کتاب صور سکوت#فاطمه‌سادات_حاجی_باباییان👆

۷:۴۸

بازارسال شده از میم مرادی
زمان عهد ساسانیان مکان سوزیانا ( خوزستان فعلی ) #ابراهیم# پیرمردی حق جو و یهودی ، بزرگ کنشت و کنیسه با دیدن ستاره ایی درآسمان متوجه ظهور پیامبر جدید در حجاز می‌شود ( با توجه به نشانه های موجود در تنخ ) او به سمت حجاز راه می افتد اما قبل از خروج از ایران کشته میشود. . همانند#پدرش یوشع و پسرش یافت و خدمتکارش خنوخ#. چرا ؟ چون روسای کنشت و مغان یقین داشتند که مادمای نام برده در تنخ همان محمد است و این را هم میدانستند که با ایمان اوردن مردم کنشت و اتشکده ها از رونق میافتد پس با تمام توان مانع از دستیابی مردم به حقیقت می‌شد سالها بعد #حام پسر ابراهیم# با وجود سنگ اندازی های بسیار و مخالفتهای شدید کنشت اما برای یافتن پیامبر جدید راهی حجاز میشود . در آنجا با گروهی از یهودیان شکست خورده از جنگ خندق روبه رو شده و آنها با قلب واقعیت پیامبر را انسانی جنگ طلب و سنگدل معرفی میکنند.# حام# علی رغم خواب عجیبی که میبیند اما به حرف‌های هم کیشان خود توجه بیشتری میکند و برای برادر زاده ی خود #راحیل# در سوزیانا نامه ای ارسال میکند مبنی بر اینکه پیامبر موعود هنوز ظهور نکرده است. بعد از دریافت نامه توسط#راحیل#، او به همراه #خانه زاد عمویش داود و شام خدمتکار پیری# که یافته بودند راهی حجاز میشود تا خود به حقیقت پی ببرد. در آن زمان نه تنها پیامبر که حتی ابوبکر هم رحلت کرده بود و عمر در حال تصاحب مقام خلافت بود. در یثرب #راحیل و داود # با گروهی از مسلمانان هم خانه میشوند ( #سوده و پسرش عمرو# ) تحت تاثیر صحبتهای انان قرار میگیرند. #شام و داود# مسلمان می‌شوند اما #راحیل# هنوز به یقین نرسیده بود که در نهایت با حرفهای #حارث# ( از نزدیکان سوده و پسرش ) و #شام# شهادتین را می‌گوید. سپس با #داود# ازدواج میکند و به سمت ایران برای تبلیغ دین جدید راه می افتند. در سوزیانا #حام# به شدت با آنها مخالفت و طردشان میکند. بزرگان کنشت هم برای‌شان فضای رعب و وحشت ایجاد میکند ولی آنها عقب نشینی نمی کنند. با جدیت اسلام را تبلیغ میکنند و باعث مسلمان شدن تعدادی از یهودیان میشوند . کنشت که دیگر خطر را خیلی جدی میدید و نگران بیداری مردم شده بود افرادی را اجیر کرده و #داود# را به قتل می‌رسانند. اما چون داود همان روز قصد سخنرانی داشت و همه می‌دانستند که او آمده تا از دین جدید بگوید با این قتل بدبینی مردم به کنشت افزایش یافت و موجب کنجکاوی آنها نسبت به دین جدید شد.

۷:۵۱

یادداشتی بر کتاب صور سکوت#مرجان_مرادی👆

۷:۵۱

بازارسال شده از میم مرادی
سلام و عرض ادب من از خوندن کتاب صور سکوت بسیار لذت بردم. چون بعد از مدتها کتابی خوندم که برای بزرگسالان نوشته شده و نه مشترک بین بزرگسال و نوجوان . مطالعه ی کتاب به معلوماتم خیلی اضافه کرد و تونستم این بخش مهم از تاریخ رو این‌بار از دیدگاه دیگران نگاه کنم و همین امر بر جذابیت کتاب اضافه کرد. هم چنین تونستم راجع به تاریخ و جغرافیای ساسانیان مطالب نویی یاد بگیرم و متوجه بشم که برخلاف خیلی از نظرات چقدر سخت گیری در ان روزگار از طرف مغان ها و کنشت و کنیسه به جامعه تحمیل شده بود . کتاب سرشار از لغات قدیمی بود لغاتی که شاید گذر زمان نه تنها از یاد ذهن ها برده که حتی زیر لایه ها غبار پنهان کرده اما تلاشهای دهساله ی نویسنده توانسته کتاب را به آن جایگاه برساند که در آینده جزو منابع تحقیقاتی برای زبان فارسی و یا کنکاش در مورد دین و بقیه ی موارد باشد.
در مورد فرم کتابپیرنگ در بخشهایی ناقص مانده بود به همین دلیل ما با اسامی مواجه میشدیم که یکباره در میانه ی داستان دویده بودند و بعد هم به همان سرعت ناپدید میشدند. یا اتفاقاتی صورت میگرفت که برای چرایی انها کتاب جوابی نداشت اما اگر پیرنگ کلی کتاب را بررسی کنیم متوجه میشدیم که روی یک خط زمانی جلو میرود و بلاخره هرجور شده افتان و خیزان خواننده را به آخر می رساند. در واقع پیرنگ خوب چیده شده بود اما حدس میزنم نویسنده در هنگام تحقیق و لایه برداری از تاریخ به چنان نکات نابی رسیده که حیفش آمده خواننده را بی نصیب بگذارد و به همین دلیل سقف ساختمان داستان در جاهایی شکم داده بود و حتی خطر ریزش وجود داشت.در مورد شخصیت ها برای انتخاب اسامی باید به هوش نویسنده آفرین گفت چون هر کدام از ان اسم ها در پیش زمینه ی ذهن ما بیدار کننده یک حادثه ی تاریخی بودند و میتوانستند مشوق ما برای کنجکاوی و دنبال کردن داستان باشند. شخصیت پردازی ها خوب بود میتوانستیم چهره ها را در ذهن بسازیم حتی به همراه پوشش انها اما چون پیرنگ با شخصیت ارتباط نزدیک دارد بازهم جواب ندادن به چراهای پیرنگ خدشه میزد به عمیق شدن برخی از کارکترها .فضا سازی و حس امیزی و صحنه پردازی هرچند در بعضی از صفحات با اعوجاج همراه بود اما نباید از حق گذشت که شاهدی بر تلاش و کوشش فراوان نویسنده و نگاه تیزبینش به گوشه و کنارهای محیط بوده که توانسته تا ان اندازه با دقت قلم را روی کاغذ بدواند. زبان داستان مناسب بود چون برای شرح و روایت اون روزگار و برهه ی تاریخی جز این زبان و نثر راهی دیگر وجود نداشت. ابتدای داستان انجا که ابراهیم سوار بر استر با حمله ی کفچه مار روبه رو میشود به خوبی ترسیم شده و قلابش را به ذهن خواننده می اندازد. و در همانجا نشان میدهد که با نثر سنگین و موضوعی تاریخی روبه رو هستیم. پایان داستان هم با آوردن نام دانیال و خوابی که تعبیر شد نشان می‌داد که قصه هنوز ادامه دارد . در انتها پیام کتاب مشخص بود. البته از همان جلد کتاب در واقع نویسنده معلوم کرده بود که میخواهد در شیپوری بدمد تا ذهنها را بیدار کند برای موعودی که قرار است بیاید و همه ی ما منتظرش هستیم ولی و اما همان قومی که سالها قبل از ظهور پیامبر اسلام در یثرب فرود آمدند تا راه ایشان و اسلام را ببندند و برای خود ترحم بخرند ، اینبار مثل اختاپوس چنگ انداخته اند به مقدس ترین مکان دنیا و آماده شدن برای آخرالزمان. و با این نظر که باید نویسنده سهل مینوشت که خواننده ی عام را جلب و جذب کند موافق نیستم. و به عنوان حسن ختام تشکر میکنم از استاد عالمی جان که کتاب را توصیه کردند و اقای خانی که این کتاب را به رشته تحریر در اوردند. چون خیلی بهتر از گذشته توانستم تکه پاره های تاریخی که تعمدا بریده شده کنارهم بگذارم و متوجه نکات جدیدی شوم .

۷:۵۲

یادداشتی بر کتاب صور سکوت#مرجان_مرادی👆

۷:۵۲

بازارسال شده از طاهره امینی
سلام بر خانم عالمی عزیز و دوستانم
من هم کتاب رو تهیه کردم اما چون دیرتر از باقی عزیزان گروه شروع کردم، هم عقب افتادم و هم نتونستم خوب ارتباط بگیرم. چون مطالب اون خیلی زیاد بود، کتاب خیلی سنگین و من هم خیلی درگیر.بنابراین نیمه‌کاره رهاش کردم.تا همون جا که خوندم، اون چه برام جالب بود اطلاعات عمیق و هدف والای نویسنده بود که تلاش کرده این هر دو رو در یک کتاب به رشته تحریر بیاره. کار سختی که واقعا کار هر کس نیست.اما همه این‌ها یک طرف و این روان نبودن کتاب هم یک طرف. درسته اطلاعات نویسنده خیلی قوی و عمیقه و باید نگاشته می‌شد اما همین سنگین‌نویسی، ارتباطش رو با مخاطب کم کرده.با وجود این، همه این حرف‌ها، چیزی از این واقعیت کم نمی‌شه که سطح علمی نویسنده خیلی بالاست، اندیشه‌ش والاست و ظرف این کتاب، برای این همه دانش کوچک است.به هر تقدیر من هم توفیق نداشتم کتاب رو تا آخر بخونم اما هر روز نقد و نظر گروه رو خوندم و گاه حسرت خوردم که چرا نتونستم از اول همراهشون باشم. واقعیت اینه که این هم‌خوانی کمک زیادی به خوانش کرده و اطلاعات جانبی دوستان، مثل یک کتاب فرعی کمک ارزشمندی بود برای درک بهتر این اثر.همیشه پیروز باشید.

۷:۵۳

یادداشتی بر کتاب صور سکوت#طاهره_امینی👆

۷:۵۳

بازارسال شده از محدثه قاسم‌پور
منم خوندم ولی نظری ندارم به نظرم کتاب برا ما کتاب‌خوان‌ها قابل خوندن بود ولی برای عموم جذابیت نداشت. هرچند که خیلی تحقیق پشت کار باشه و به نظرم جشنواره‌ها با نظر جامعه فاصله دارند.

۷:۵۵

یادداشتی بر کتاب صور سکوت#محدثه_قاسم‌پور👆

۷:۵۵

بازارسال شده از سارا شهرابی فراهانی
سلام استاد عالمی جان وقتتون بخیر.undefinedعزاداری‌هاتون قبول باشه ان شاءالله.من کتاب رو تهیه کردم و چند صفحه‌ی اولش رو خوندم. اما چون کتاب با موضوع رمانم مرتبط نبود‌ و کتاب سخت خوانی بود رهاش کردم که در فرصت بهتری که بتونم روی کتاب متمرکز بشم، بخونمش.در همون چند صفحه‌ای که خوندم توصیفات نویسنده‌ رو دوست داشتم توصیفاتش از اطرافش جدید و نو بود.اما سخت خوانی کتاب جذبم نکرد. اگر نمیدونستم کتاب جایزه‌ی ادبی گرفته و برای دونستن علتش کنجکاو نبودم ادامه نمی‌دادم.اگر ممکنه میشه یکم در مورد ارتباط نثر و زبان و مضمون نویسنده صحبت کنید. در جلسه‌ی پیش گفتین چون نویسنده خواسته زبانش رو به تورات نزدیک کنه نثر ثقیل شده، من چون تورات رو نخوندم اطلاعی از اون ندارم اما زبان قرآن رو گفتید که هر سطحی از دانش به اندازه‌ی درک خودش می‌تونه از اون بفهمه. چرا نویسنده سعی نکرده به این شکل بنویسه؟ حیف نیست این مضمون خوب رو که من از دیگران شنیدم در مورد موعوده. روی تعداد بیشتری از افراد تاثیر نذاره؟

۷:۵۶

یادداشتی بر کتاب صور سکوت#سارا_شهرابی👆

۷:۵۷

بازارسال شده از رضا شعبانی
بازارسال شده از رضا شعبانی
thumbnail

۷:۵۷

یادداشتی بر کتاب صور سکوت#راضیه_بابایی👆

۷:۵۸

بازارسال شده از فاطمه پرورش زاده

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

صوتی در مورد کتاب صور سکوت#فاطمه_پرورش‌زاده👆

۷:۵۹