"معرفی کتاب"
پیکرها میپرسد، اما دل شنیدن جواب را ندارم.«بیشتر از یک هفته گذشته و هنوز هیچ نشانی از فاطمه و فهیمه نیست. خانهشان آنقدر ویران شده که پیداکردنشان سخت است. میدانم... تا فاطمه پیدا نشود، فهیمه هم پیدا نمیشود. هرجا هستند، کنار هماند، مثل همیشه.»شانههایم میلرزد اما شانههای مادربزرگ نه!:«دلم را سپردهام به حضرت زهرا (س). اگر نگاهش را شامل حالمان کند، پیکرشان را به ما میرساند. اما اگر نه عیبی ندارد مگر حضرت فاطمه مدفنش مشخص است که فاطمهی ما مزار داشته باشد؟!» قاسم سلیمانی خانهی ما هم شهید شد؟! هر جای دل مادر که دست میگذارم یک خط روضهاست، روضههای مجسمی که به چشم دیده.«شهادت سیدمصطفی چیز دور از انتظاری برایم نبود، همیشه میدانستم دیر یا زود یک روز بالاخره این خبر را میشنوم. برای همین از قبل به همسرم و پسرهایم گفته بودم هر اتفاقی افتاد اول به خودم بگویند، قول میدهم طاقت بیاورم. یکشنبه صبح در آشپزخانه مشغول بودم که همسرم دستم را گرفت و گفت بیا بنشین. یقین کردم که اتفاقی افتاده مخصوصا که دیشب ریحانه سادات روی زبانش حرف شهادت افتاده بود و ول نمیکرد. قرآن را به سینه چسباندم و گفتم: آمادهام.بچهها مِن مِن میکردند: مصطفی شهید شده...من صبور بودم اما داغ امان نمیداد: فهیمه هم شهید شده. برای هر کدامشان چندثانیه بیشتر فرصت عزاداری نداشتم چون بلافاصله اسم دیگری از عزیزانم در لیست قرار میگرفت: ریحانهسادات هم... گریه میکردم و میگفتم: منزل نو مبارکشان _فاطمهسادات... قبل از اینکه اسم سیدعلی را بیاورند پیشدستی کردم: سردار سلیمانی من هم شهید شده؟! از های های گریههایشان جوابم را گرفتم. سید علی عاشق سردار سلیمانی بود. راه میرفت توی خانه و طوری رفتار میکرد که مثلا حاج قاسم است من هم به این اسم صدایش میکردم. سردار سلیمانی ما هم پیکرش سالم نبود از روی دی ان ای شناساییاش کرده بودند. وقتی در معراج گفتم سید علی را بدهید تا به جای مادرش برای پسرم لالایی بخوانم از سبکی تابوتش فهمیدم چیزی از چهارسالهی مان نمانده.» تکههای دل مادربزرگ، هر کدام جایی افتادهاند؛ زیر آوار، کنار فاطمه و فهیمه...کنار پیکر سوختهی سیدعلی...در تابوتِ سر به مهر ریحانهسادات... جملهاش روضه را تکمیل میکند: باید خانه را ببینی،برایم گودال قتلگاه درست کردهاند. گودالی که دلم میخواهد شکایتش را پیش حضرت زینب (سلاماللهعلیها) ببرم. کاش فقط پسرم را شهید میکردند... کاش فقط مصطفی را...» ... @yamahdyfateme ... #معرفی_کتاب


این روایت رو بخونید خیلی قشنگ هست 🥲🥲🥲
۹:۴۳
سلام اگه هر شب یک پارت بزاریم طولانی و خسته کننده میشه
خیلی از دوستان هم حتی گفتن پارت های بیشتری بزارید
این مقدار اندازه هست نه کم نه زیاد 
خیلی هم عالی ادامه ش رو هم بخونید خیلی قشنگه

ممنون از همراهیتون🤍
...@yamahdyfateme...#معرفی_کتاب👆🏻👆🏻👆🏻
خیلی هم عالی ادامه ش رو هم بخونید خیلی قشنگه
ممنون از همراهیتون🤍
...@yamahdyfateme...#معرفی_کتاب👆🏻👆🏻👆🏻
۱۰:۵۳
سلام عزیزان 
روز ۴ ام محرم هم از راه رسید 
خیلی دعا کنید 
برای ظهور آقا 🥹سلامتی رهبر 🥹ما هم محتاجیم به دعا 



۱۳:۲۶
می خوام چالش کتاب نویسی بزارم 🤍
۱۳:۲۹
"معرفی کتاب"
پیکرها میپرسد، اما دل شنیدن جواب را ندارم.«بیشتر از یک هفته گذشته و هنوز هیچ نشانی از فاطمه و فهیمه نیست. خانهشان آنقدر ویران شده که پیداکردنشان سخت است. میدانم... تا فاطمه پیدا نشود، فهیمه هم پیدا نمیشود. هرجا هستند، کنار هماند، مثل همیشه.»شانههایم میلرزد اما شانههای مادربزرگ نه!:«دلم را سپردهام به حضرت زهرا (س). اگر نگاهش را شامل حالمان کند، پیکرشان را به ما میرساند. اما اگر نه عیبی ندارد مگر حضرت فاطمه مدفنش مشخص است که فاطمهی ما مزار داشته باشد؟!» قاسم سلیمانی خانهی ما هم شهید شد؟! هر جای دل مادر که دست میگذارم یک خط روضهاست، روضههای مجسمی که به چشم دیده.«شهادت سیدمصطفی چیز دور از انتظاری برایم نبود، همیشه میدانستم دیر یا زود یک روز بالاخره این خبر را میشنوم. برای همین از قبل به همسرم و پسرهایم گفته بودم هر اتفاقی افتاد اول به خودم بگویند، قول میدهم طاقت بیاورم. یکشنبه صبح در آشپزخانه مشغول بودم که همسرم دستم را گرفت و گفت بیا بنشین. یقین کردم که اتفاقی افتاده مخصوصا که دیشب ریحانه سادات روی زبانش حرف شهادت افتاده بود و ول نمیکرد. قرآن را به سینه چسباندم و گفتم: آمادهام.بچهها مِن مِن میکردند: مصطفی شهید شده...من صبور بودم اما داغ امان نمیداد: فهیمه هم شهید شده. برای هر کدامشان چندثانیه بیشتر فرصت عزاداری نداشتم چون بلافاصله اسم دیگری از عزیزانم در لیست قرار میگرفت: ریحانهسادات هم... گریه میکردم و میگفتم: منزل نو مبارکشان _فاطمهسادات... قبل از اینکه اسم سیدعلی را بیاورند پیشدستی کردم: سردار سلیمانی من هم شهید شده؟! از های های گریههایشان جوابم را گرفتم. سید علی عاشق سردار سلیمانی بود. راه میرفت توی خانه و طوری رفتار میکرد که مثلا حاج قاسم است من هم به این اسم صدایش میکردم. سردار سلیمانی ما هم پیکرش سالم نبود از روی دی ان ای شناساییاش کرده بودند. وقتی در معراج گفتم سید علی را بدهید تا به جای مادرش برای پسرم لالایی بخوانم از سبکی تابوتش فهمیدم چیزی از چهارسالهی مان نمانده.» تکههای دل مادربزرگ، هر کدام جایی افتادهاند؛ زیر آوار، کنار فاطمه و فهیمه...کنار پیکر سوختهی سیدعلی...در تابوتِ سر به مهر ریحانهسادات... جملهاش روضه را تکمیل میکند: باید خانه را ببینی،برایم گودال قتلگاه درست کردهاند. گودالی که دلم میخواهد شکایتش را پیش حضرت زینب (سلاماللهعلیها) ببرم. کاش فقط پسرم را شهید میکردند... کاش فقط مصطفی را...» ... @yamahdyfateme ... #معرفی_کتاب


۱۳:۳۱
"معرفی کتاب"
@FairyTales1
🩹
لینک کانالِ ایتای شهیدهریحانهساداتساداتی؛ که در متن اشاره شده:)
۱۳:۳۲
"معرفی کتاب"
می خوام چالش کتاب نویسی بزارم 🤍
موافقید ؟؟

۱۵:۵۵
با صدای جیمی بیدار می شوم : جسیکا ، جسیکا !! پاشو، پاشو الان مدرسه ات دیر میشه !! با چشم های نیمه باز به حال می روم + صبح به خیر، بالاخره بیدار شدی و دل از خواب کندی ! صبحونه ت رو گذاشتم رو میز ناهار خوری ، من جورج رو زودتر می برم، تو هم زودتر آماده شو !!! با صدایی گرفته بله کش داری میگویم . صدای بسته شدن در می آید؛ این یعنی رفتند و من می توانم صبحااااااااانه نخورم . کش و قوسی به خودم میدهم . ☆☆☆
خب ، اینم از چالش



این داستان رو ادامه اش بدین تا هرچقدر که دوست دارید 

بعد به این آیدی : @242628464868 

ارسال کنید 


به بهترین داستان جایزه می دیم

🥲
خب ، اینم از چالش
به بهترین داستان جایزه می دیم
۱۶:۱۳
یه پیشنهاد برای کسایی که نمی دونن موضوع اصلیش چی باشه 
من اگه باشم ،یه جوری ربطش میدم به .....( الان تو کدوم ماه قمری هستیم ؟؟! )
ببینم چطوری یه آدم و از آلمان میکشونید کربلا 

البته موضوع های دیگه هم قبول هست !! بهترین داستان انخاب میشه

البته موضوع های دیگه هم قبول هست !! بهترین داستان انخاب میشه
۱۷:۳۲
نمایی از کانال شهیده ریحانه سادات ساداتی
هم توی روایتی که گذاشتیم نوشته شده بود هم از کانالشون معلومه اهل مطالعه بودن و زیاد کتاب می خریدن و می خوندن 
🥲🥲
۱۸:۱۴
"معرفی کتاب"
نمایی از کانال شهیده ریحانه سادات ساداتی
هم توی روایتی که گذاشتیم نوشته شده بود هم از کانالشون معلومه اهل مطالعه بودن و زیاد کتاب می خریدن و می خوندن 
🥲🥲
چقدر خوبه ماهم این شهیده و شهدای دیگه رو الگو خودمون قرار بدیم و مثل اونها اهل کتاب و مطالعه باشیم
🥲حضرت آقا هم خیلی مستقیم ما رو به کتابخوانی تشویق کردن


۱۸:۱۸
"معرفی کتاب"
چقدر خوبه ماهم این شهیده و شهدای دیگه رو الگو خودمون قرار بدیم و مثل اونها اهل کتاب و مطالعه باشیم
🥲 حضرت آقا هم خیلی مستقیم ما رو به کتابخوانی تشویق کردن


خیلی خوشحالمون می کنید اگه ری اکشن بزنید 🤍
۱۸:۲۶
چه قشنگ 🤍🤍خیلی زیاد هست این فقط بخشی از پیام های مربوط به کتاب این شهیده بزرگوار هست 🥹🥹
۱۹:۰۰
۱۹:۰۰
این کتاب و فردا معرفی میکنم 
فعلا دارم میخونمش 

۲۱:۱۱
"معرفی کتاب"
یه پیشنهاد برای کسایی که نمی دونن موضوع اصلیش چی باشه 
من اگه باشم ، یه جوری ربطش میدم به .....( الان تو کدوم ماه قمری هستیم ؟؟! )
ببینم چطوری یه آدم و از آلمان میکشونید کربلا 
البته موضوع های دیگه هم قبول هست !! بهترین داستان انخاب میشه 

نگفتم تا کی وقت دارین !

تا شنبه هفته بعد
بهترین انتخاب میشه
بهترین از همه جهت 
با هرموضوع دلخواه

۲۱:۱۴
...@yamahdyfateme...#معرفی_کتاب👆🏻👆🏻👆🏻
۲۱:۱۵
سلام عزیزان
۱۰:۴۹
می خوام کانال و پاک کنم
۱۰:۴۹
موفق باشید خدانگهدار
۱۰:۵۰