۱۰:۵۴
جملههایی که ناخواسته اضطراب کودک رو بیشتر میکنه!وقتی فضا پرتنش است، والدین هم نگراناند.اما بعضی جملهها که با نیت مراقبت گفته میشه، برای سیستم عصبی کودک پیام خطر میفرسته.کودک منطق جمله را نمیگیرد،حس پنهان در آن را میگیرد.
«مواظب باش اتفاقی نیفته»پیام پنهان: «دنیا جای خطرناکیه.»وقتی این جمله زیاد تکرار میشود،ذهن کودک شروع میکند به جستجوی خطر در همهجا.
بهتر:«اگر کمکی خواستی من نزدیکم.»
«الان وقت این کارها نیست»(وقتی کودک بازی یا شوخی میکند)پیام پنهان: «شادی امن نیست.»کودک یاد میگیرد حتی لحظات عادی هم باید نگران باشد.
بهتر:«الان ۱۰ دقیقه بازی کن، بعدش کمکم کن.»
«چیزی نیست، نگران نباش»در حالی که تن صدا پر از استرس است.کودک تناقض را میفهمد و بیشتر مضطرب میشود:«پس یه چیزی هست که نمیگن.»
بهتر:«یکم اوضاع سخته، ولی ما حواسمون هست و کنار همیم.»
«چرا اینقدر حساسی؟»پیام پنهان: «احساس تو اشتباهه.»وقتی احساس رد شود، شدت میگیرد.
بهتر:«انگار یه چیزی اذیتت کرده، میخوای بگی چی شده؟»
«اگه گوش نکنی، اتفاق بدی میفته»استفاده از ترس برای کنترل رفتار،سیستم عصبی کودک را در حالت هشدار دائمی میگذارد.
بهتر:«این کار خطرناکه، بیا یه راه امنتر پیدا کنیم.»
«ببین بقیه چقدر آرومن»مقایسه، اضطراب را با احساس ناکافی بودن ترکیب میکند.
بهتر:«هر کسی یه جور واکنش نشون میده، تو هم الان مضطربی.»چرا این جملهها اثر دارن؟چون مغز کودک هنوز توان تحلیل منطقی کامل نداره، اما نسبت به تن صدا، حالت چهره و فضای عاطفی بسیار حساس است.او از لحن، نتیجه میگیرد:«خطر هست یا نیست؟»جملههای امنکننده برای این روزها«هر احساسی داری میتونی بهم بگی.»«ما کنار همیم.»«من حواسم به امن بودن خونه هست.»«الان ناراحتی، ولی این حس میاد و میره.»«من کنارت هستم.»این جملهها برای کودک فقط حرف نیست،پیام آرامکننده برای سیستم عصبی اوست.یادمون باشه!کودک به اطلاعات کامل نیاز نداره!به حس امنیت رابطه نیاز داره.و امنیت، از کلمات درست و حضور آرومه که ساخته میشه.
۹:۵۸
۹:۵۹
وقتی خودِ والد مضطرب است، چطور کودک را آرام کند؟بیایید واقعبین باشیم. در شرایط پرتنش، خود والد هم نگران است. قرار نیست همیشه آرام باشیم. اما مهم است بدانیم:کودک از حالِ عصبی ما تنظیم میشود، نه از توضیحهای ما. پس سؤال اصلی این نیست که «چطور به کودک بگم نترسه؟»بلکه این است:«چطور اول بدن خودم را از حالت هشدار خارج کنم؟»مرحله اول: تنظیم خود، قبل از تربیتوقتی مضطربیم:تن صدا تندتر میشودحرکات سریعترتحمل کمترنگاه ناآرامتربرای سیستم عصبی کودک، این یعنی: «خطر نزدیک است.»قبل از واکنش به کودک، فقط ۶۰ ثانیه صبر کنید و این کارها را انجام بدین:
نفس آرام از بینی
بازدم طولانیتر از دم
شل کردن شانهها
لمس یک سطح (میز، لباس، دیوار)این کار ساده، مغز را از «بقا» به «حضور» برمیگرداند.مرحله دوم: حضور آرام، نه توضیح زیادوقتی کودک مضطرب است، مغزش در حالت احساسی است، نه منطقی.پس استدلال طولانی اثر کمی دارد.اما اینها اثر زیاد دارد:نشستن کنار کودکتماس بدنی ملایمتن صدای آهستهجمله کوتاه:«میبینم ناراحتی، من کنارت هستم.»کودک اول باید آرام شود تا بتواند بفهمد.مرحله سوم: نامگذاری احساسوقتی والد میگوید:«انگار یه کم ترسیدی»یا«امروز نگران بودی، درسته؟»مغز کودک از آشفتگی بینام به احساسی قابل فهم میرود.نام داشتن، شدت اضطراب را کم میکند.مرحله چهارم: بازگشت بعد از بههمریختنهمه والدین گاهی تند میشوند.نکته مهم این نیست که هرگز بههم نریزیم،بلکه این است که برگردیم.«مامان/بابا الان یکم عصبی بود،ولی تقصیر تو نبود.الان بهترم.»این جمله ساده، سیستم عصبی کودک را از احساس خطر خارج میکند.چیزهایی که کودک از شما یاد میگیردنه اینکه هرگز مضطرب نشود، بلکه اینکه:اضطراب میآیداما قابل تنظیم استو رابطه، امن باقی میمانداین مهارت، پایه سلامت روان آینده اوست.یادمان باشد!کودک به والد کامل نیاز ندارد،به والد تنظیمشونده نیاز دارد.
۱۲:۲۷
۱۲:۳۰
نوجوان از تنظیم والد تنظیم میشه، نه از نصیحت!نوجوان شاید مثل کودک بغل نخواهد،اما سیستم عصبیاش هنوز از فضای خانه تأثیر میگیرد.اگر خانه پر از تن صداهای تند، خبرهای پشتسرهم، نگرانی مداوم و بحثهای عصبی باشد،نوجوان این پیام را میگیرد:«آینده امن نیست.»و اضطرابش معمولاً تبدیل میشود به:سکوتبیحوصلگیپرخاشگوشهگیریچسبیدن به گوشییا ناامیدی پنهانقدم اول: قبل از گفتوگو، حال خودتان را تنظیم کنید.نوجوان به لحن حساستر از کلمات است.اگر با بدن و صدای مضطرب بگوییم «نگران نباش»،پیام واقعی میشود: «باید نگران باشی.»قبل از صحبت:
چند نفس آرام
کند کردن سرعت حرف زدن
پایین آوردن تن صدا
شل کردن فک و شانههانوجوان شاید چیزی نگوید،اما بدنش پیام آرامش را میگیرد.
قدم دوم: نصیحت نکنید، فضا بدهیداضطراب نوجوان با تحلیل و راهکار فوری کم نمیشود.اول باید احساس شود فهمیده شده.بهجای:«این فکرها رو نکن»بگویید:«به نظر میاد این روزها ذهنت درگیره… سخته، نه؟»وقتی نوجوان احساس شود دیده شده،دفاعش پایین میآید.
قدم سوم: حضور بدون بازجویی.نوجوان مضطرب چون معمولاً از گفتوگوی جدی فرار میکند، اما از همبودن بیفشار نه.کنار هم فیلم دیدن، پیادهروی کوتاه، نشستن کنار هم با چای، بدون سؤالهای پشتسرهم، رابطه در کنار هم بودن ترمیم میشود، نه در بازجویی.
قدم چهارم: امید واقعی، نه شعار.چون نوجوان به جملههای کلی مثل «همهچی درست میشه» اعتماد نمیکند.اما به این اعتماد میکند:«شرایط ممکنه سخت باشه،ولی تو در این مسیر تنها نیستی.هر جا گیر کردی، من کنارتم.»امنیت رابطه، اضطراب آینده را سبک میکند.
قدم پنجم: وقتی خودتان بههم میریزیداگر عصبی شدید، بحث بالا گرفت یا تند حرف زدید، به این نکته توجه کنید که:برگشتن مهمتر از کامل بودن است.«الان یکم تند شدم،به خاطر فشار خودم بود، نه تو.الان میتونیم آرومتر حرف بزنیم.»این «بازگشت» به نوجوان یاد میدهد:رابطه در بحران قطع نمیشود.
نوجوان از شما چه یاد میگیرد؟نه اینکه اضطراب نداشته باشد،بلکه :میشود مضطرب بود و هنوز متصل ماندمیشود نگران بود و باز هم کنار هم ایستاداین، بزرگترین هدیه روانی شما به اوست.
قدم دوم: نصیحت نکنید، فضا بدهیداضطراب نوجوان با تحلیل و راهکار فوری کم نمیشود.اول باید احساس شود فهمیده شده.بهجای:«این فکرها رو نکن»بگویید:«به نظر میاد این روزها ذهنت درگیره… سخته، نه؟»وقتی نوجوان احساس شود دیده شده،دفاعش پایین میآید.
قدم سوم: حضور بدون بازجویی.نوجوان مضطرب چون معمولاً از گفتوگوی جدی فرار میکند، اما از همبودن بیفشار نه.کنار هم فیلم دیدن، پیادهروی کوتاه، نشستن کنار هم با چای، بدون سؤالهای پشتسرهم، رابطه در کنار هم بودن ترمیم میشود، نه در بازجویی.
قدم چهارم: امید واقعی، نه شعار.چون نوجوان به جملههای کلی مثل «همهچی درست میشه» اعتماد نمیکند.اما به این اعتماد میکند:«شرایط ممکنه سخت باشه،ولی تو در این مسیر تنها نیستی.هر جا گیر کردی، من کنارتم.»امنیت رابطه، اضطراب آینده را سبک میکند.
قدم پنجم: وقتی خودتان بههم میریزیداگر عصبی شدید، بحث بالا گرفت یا تند حرف زدید، به این نکته توجه کنید که:برگشتن مهمتر از کامل بودن است.«الان یکم تند شدم،به خاطر فشار خودم بود، نه تو.الان میتونیم آرومتر حرف بزنیم.»این «بازگشت» به نوجوان یاد میدهد:رابطه در بحران قطع نمیشود.
نوجوان از شما چه یاد میگیرد؟نه اینکه اضطراب نداشته باشد،بلکه :میشود مضطرب بود و هنوز متصل ماندمیشود نگران بود و باز هم کنار هم ایستاداین، بزرگترین هدیه روانی شما به اوست.
۴:۳۸
۴:۴۰
نشانه های هشدار در کودکان و نوجوانان چیه؟علائم کوتاهمدت در شرایط سخت طبیعی است.اما اگر شدت، مدت یا اختلال در عملکرد دیده شود، نیاز به کمک حرفهای هست.
نشانههای هشدار در کودکاگر بیش از ۲–۳ هفته ادامه داشت یا شدید بود:_دلدرد، سردرد یا تهوع مکرر بدون علت پزشکی_بدخوابی شدید یا کابوسهای مداوم_چسبندگی افراطی یا ترس از جدا شدن_افت ناگهانی عملکرد در مدرسه_پرخاشگری یا بیقراری شدید_برگشت به رفتارهای قبلی (شبادراری، مکیدن انگشت)_اجتناب از مدرسه یا موقعیتهای عادی
نشانههای هشدار در نوجوان_گوشهگیری شدید و قطع ارتباط با خانواده/دوستان_بیانگیزگی شدید و افت تحصیلی واضح_بیخوابی یا خواب بیش از حد_تحریکپذیری یا خشم مداوم_نگرانی دائمی درباره آینده، فاجعه یا مرگ_شکایتهای جسمی مکرر بدون علت_استفاده افراطی از موبایل برای فرار از واقعیت
۵:۴۳
۵:۴۵
۱۴:۳۵
وقتی سیستم عصبی کودک یا نوجوان در حالت هشدار «گیر» میکند
بعد از دورههای تنش، خبرهای سنگین یا تجربههای ترسناک، ممکن است اتفاق بیرونی تمام شود، اما بدن کودک هنوز باور دارد خطر ادامه دارد.اینجاست که میگوییم سیستم عصبی در حالت «هشدار» گیر کرده.یعنی مغز هنوز فکر میکند باید آماده دفاع باشد، حتی وقتی محیط آرام است.
سیستم عصبی چه کار میکند؟وقتی خطر حس میشود، بدن وارد یکی از این حالتها میشود:جنگ (Fight)پرخاش، دعوا، تحریکپذیریفرار (Flight)بیقراری، ناتوانی در نشستن، تمرکز پایینیخزدگی (Freeze)بیحسی، خیره شدن، بیانگیزگی، کندی
اینها رفتار نیستند؛واکنش بقا هستند.
چرا این حالت بعد از تنش باقی میماند؟چون مغز کودک و نوجوان هنوز در حال رشد است.اگر مدت طولانی در فضای استرس بوده،سیستم عصبی یاد میگیرد «همیشه آماده باش».پس حتی یک صدای بلند، تغییر کوچک، یا حرف ساده میتواند واکنش شدید ایجاد کند.نشانههای اینکه کودک در حالت هشدار گیر کرده: زود از کوره در رفتنتحمل کم برای ناکامیتمرکز سختبدن بیقراربدخوابی یا کابوسترسهای جدیدچسبندگی یا برعکس، کنارهگیریشکایتهای جسمی (دلدرد، سردرد)
والد ممکن است فکر کند کودک «بدقلق» شده، اما بدن او در حالت دفاع است.
در نوجوانها این حالت چطور دیده میشود؟عصبانیت ناگهانیسکوت و فاصله گرفتنبیانگیزگی شدیداستفاده زیاد از موبایل برای فرارناامیدی از آیندهاینها اغلب نشانه تنبلی یا لجبازی نیست،بلکه مغزی است که خسته و در حالت بقاست.
بعد از دورههای تنش، خبرهای سنگین یا تجربههای ترسناک، ممکن است اتفاق بیرونی تمام شود، اما بدن کودک هنوز باور دارد خطر ادامه دارد.اینجاست که میگوییم سیستم عصبی در حالت «هشدار» گیر کرده.یعنی مغز هنوز فکر میکند باید آماده دفاع باشد، حتی وقتی محیط آرام است.
سیستم عصبی چه کار میکند؟وقتی خطر حس میشود، بدن وارد یکی از این حالتها میشود:جنگ (Fight)پرخاش، دعوا، تحریکپذیریفرار (Flight)بیقراری، ناتوانی در نشستن، تمرکز پایینیخزدگی (Freeze)بیحسی، خیره شدن، بیانگیزگی، کندی
اینها رفتار نیستند؛واکنش بقا هستند.
چرا این حالت بعد از تنش باقی میماند؟چون مغز کودک و نوجوان هنوز در حال رشد است.اگر مدت طولانی در فضای استرس بوده،سیستم عصبی یاد میگیرد «همیشه آماده باش».پس حتی یک صدای بلند، تغییر کوچک، یا حرف ساده میتواند واکنش شدید ایجاد کند.نشانههای اینکه کودک در حالت هشدار گیر کرده: زود از کوره در رفتنتحمل کم برای ناکامیتمرکز سختبدن بیقراربدخوابی یا کابوسترسهای جدیدچسبندگی یا برعکس، کنارهگیریشکایتهای جسمی (دلدرد، سردرد)
والد ممکن است فکر کند کودک «بدقلق» شده، اما بدن او در حالت دفاع است.
در نوجوانها این حالت چطور دیده میشود؟عصبانیت ناگهانیسکوت و فاصله گرفتنبیانگیزگی شدیداستفاده زیاد از موبایل برای فرارناامیدی از آیندهاینها اغلب نشانه تنبلی یا لجبازی نیست،بلکه مغزی است که خسته و در حالت بقاست.
۴:۲۲
مهمترین نکته برای والدیندر این وضعیت، مغز کودک در بخش منطقی نیست.پس نصیحت، بحث، تنبیه یا توضیح طولانی اثر کمی دارد.اول باید سیستم عصبی آرام شودبعد آموزش و تربیت معنا پیدا میکند.چه چیزهایی کمک میکند سیستم عصبی از هشدار خارج شود؟
روتینهای ثابت روزانهتماس بدنی امن (برای کودک)حضور آرام والدبازی و حرکت بدنیکاهش ورودی خبرخواب منظمجملههای اطمینانبخش کوتاه:«الان امنی. من کنارتم.»امنیتِ تجربهشده، نه توضیح دادهشده،سیستم عصبی را آرام میکند.
خبر خوب سیستم عصبی انعطافپذیر است.اگر محیط دوباره قابل پیشبینی، آرام و امن شود، بدن کودک کمکم از حالت هشدار خارج میشود.رفتارها بهتر میشوند،تمرکز برمیگردد،و احساسات دوباره جریان پیدا میکند.اگر بعد از چند هفته این نشانهها شدید ماند یا عملکرد کودک در خواب، درس یا رابطه مختل شد،کمک حرفهای لازم است.
گاهی مشکل کودک نیست، بدن او هنوز دارد از تجربههای گذشته محافظت میکند.
روتینهای ثابت روزانهتماس بدنی امن (برای کودک)حضور آرام والدبازی و حرکت بدنیکاهش ورودی خبرخواب منظمجملههای اطمینانبخش کوتاه:«الان امنی. من کنارتم.»امنیتِ تجربهشده، نه توضیح دادهشده،سیستم عصبی را آرام میکند.
خبر خوب سیستم عصبی انعطافپذیر است.اگر محیط دوباره قابل پیشبینی، آرام و امن شود، بدن کودک کمکم از حالت هشدار خارج میشود.رفتارها بهتر میشوند،تمرکز برمیگردد،و احساسات دوباره جریان پیدا میکند.اگر بعد از چند هفته این نشانهها شدید ماند یا عملکرد کودک در خواب، درس یا رابطه مختل شد،کمک حرفهای لازم است.
گاهی مشکل کودک نیست، بدن او هنوز دارد از تجربههای گذشته محافظت میکند.
۴:۲۳
۴:۲۵
چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کنیم و چه زمانی به روانپزشک؟
روانشناس کودک و نوجوانوقتی علائم خفیف تا متوسطاند،رفتاری، هیجانی یا مرتبط با استرس محیطیاند.(اضطراب، ترسها، افت تمرکز، مشکلات رفتاری)
روانپزشک کودک و نوجوانوقتی علائم شدید، طولانی، همراه با اختلال خواب/اشتها شدید، حملات پانیک، یا افکار آسیب به خود باشند.یا وقتی نیاز به بررسی دارویی مطرح است.گاهی بهترین حالت: همکاری همزمان روانشناس و روانپزشک است.اگر اضطراب باعث شده کودک یا نوجوان:نتواند بخوابد، درس بخواند، بازی کند یا رابطه عادی داشته باشد، یعنی زمان کمک حرفهای رسیده است.
کمک گرفتن، نشانه ضعف نیست؛
بلکه پیشگیری از عمیقتر شدن مشکل است
کمک گرفتن، نشانه ضعف نیست؛
بلکه پیشگیری از عمیقتر شدن مشکل است
۹:۲۰
۹:۲۲
چرا نوجوانها این روزها بیحوصلهترند؟
خیلی از والدین میگویند نوجوانم:«انگیزه نداره.»«همش میگه حوصله ندارم.»«هیچی خوشحالش نمیکنه.»اما اغلب این «بیحوصلگی» تنبلی نیست.سه علت شایع پشت آن است:۱_خستگی عصبیوقتی نوجوان مدتها در معرض استرس، خبرهای نگرانکننده یا تنش محیطی بوده،سیستم عصبی وارد حالت بقا میشود.در این حالت، مغز انرژی را برای «زنده ماندن» نگه میدارد، نه برای انگیزه، خلاقیت یا درس.نتیجه:بیحوصلگی، بیانگیزگی، خوابآلودگی، زود خسته شدن.
چی کمک میکند؟خواب منظمکاهش ورودی خبرفعالیت بدنی روزانهبرنامه سبک و قابل انجام (نه فشار بیشتر)
۲_ ناامیدی پنهان نسبت به آیندهوقتی نوجوان حس کند آینده مبهم یا خارج از کنترل است، انگیزه برای تلاش کم میشود. چون مغز میگوید:«وقتی معلوم نیست چه میشود، چرا انرژی بگذارم؟»
چی کمک میکند؟هدفهای کوتاهمدت سهماهه بسازیددرباره مهارتآموزی حرف بزنید نه فقط نتیجهحس تأثیرگذاری کوچک ایجاد کنید (انتخاب، مسئولیت، مشارکت)
۳_ تخلیه هیجانی ناکافیبعضی نوجوانها غم یا ترس را بروز نمیدهند.هیجان سرکوبشده تبدیل به بیحوصلگی میشود.
چی کمک میکند؟سؤال باز بهجای بازجویی:«این روزها بیشتر چی ذهنتو درگیر کرده؟»فعالیتهای تخلیهای: ورزش، موسیقی، نوشتن_ پذیرش بدون قضاوت
چه زمانی نگران شویم؟اگر بیحوصلگی همراه با این موارد باشد، ارزیابی تخصصی لازم است:اختلال خواب شدیدکنارهگیری کامل از دوستانافت تحصیلی شدیدناامیدی مداومحرف درباره بیارزشی یا مرگ
نکته مهم برای والدینبیحوصلگی اغلب «علامت» است، نه مشکل اصلی.اگر به جای برچسب «تنبلی»،دنبال خستگی، ناامیدی یا هیجان فروخورده بگردیم،نصف مسیر حل مسئله طی شده است.
خیلی از والدین میگویند نوجوانم:«انگیزه نداره.»«همش میگه حوصله ندارم.»«هیچی خوشحالش نمیکنه.»اما اغلب این «بیحوصلگی» تنبلی نیست.سه علت شایع پشت آن است:۱_خستگی عصبیوقتی نوجوان مدتها در معرض استرس، خبرهای نگرانکننده یا تنش محیطی بوده،سیستم عصبی وارد حالت بقا میشود.در این حالت، مغز انرژی را برای «زنده ماندن» نگه میدارد، نه برای انگیزه، خلاقیت یا درس.نتیجه:بیحوصلگی، بیانگیزگی، خوابآلودگی، زود خسته شدن.
چی کمک میکند؟خواب منظمکاهش ورودی خبرفعالیت بدنی روزانهبرنامه سبک و قابل انجام (نه فشار بیشتر)
۲_ ناامیدی پنهان نسبت به آیندهوقتی نوجوان حس کند آینده مبهم یا خارج از کنترل است، انگیزه برای تلاش کم میشود. چون مغز میگوید:«وقتی معلوم نیست چه میشود، چرا انرژی بگذارم؟»
چی کمک میکند؟هدفهای کوتاهمدت سهماهه بسازیددرباره مهارتآموزی حرف بزنید نه فقط نتیجهحس تأثیرگذاری کوچک ایجاد کنید (انتخاب، مسئولیت، مشارکت)
۳_ تخلیه هیجانی ناکافیبعضی نوجوانها غم یا ترس را بروز نمیدهند.هیجان سرکوبشده تبدیل به بیحوصلگی میشود.
چی کمک میکند؟سؤال باز بهجای بازجویی:«این روزها بیشتر چی ذهنتو درگیر کرده؟»فعالیتهای تخلیهای: ورزش، موسیقی، نوشتن_ پذیرش بدون قضاوت
چه زمانی نگران شویم؟اگر بیحوصلگی همراه با این موارد باشد، ارزیابی تخصصی لازم است:اختلال خواب شدیدکنارهگیری کامل از دوستانافت تحصیلی شدیدناامیدی مداومحرف درباره بیارزشی یا مرگ
نکته مهم برای والدینبیحوصلگی اغلب «علامت» است، نه مشکل اصلی.اگر به جای برچسب «تنبلی»،دنبال خستگی، ناامیدی یا هیجان فروخورده بگردیم،نصف مسیر حل مسئله طی شده است.
۶:۴۵
۶:۴۵
ویکتور فرانکل روانپزشکی که مدتها در اردوگاههای نازیها در جنگ جهانی دوم کار اجباری کرد و شرایط سختی رو پشت سر گذاشت. او بعد از آزادی کتابی نوشت که توضیح میده چطور از اون شرایط ناامیدکننده نجات پیدا کرد و چطور شاهد بود بعضی از زندانیها نه فقط به خاطر شرایط بلکه به خاطر از دست دادن معنای زندگی، خودشون رو به دست مرگ سپردن.
این کتاب در شرایطی که ما توش هستیم، نگاه متفاوتی بهمون میده و التیامی میشه بر زخمهای عمیقمون.نسخه صوتی کتاب رو توی کانال تلگراممون گذاشتیم.
لینک کتاب صوتی:https://t.me/yasanclinicchannel
این کتاب در شرایطی که ما توش هستیم، نگاه متفاوتی بهمون میده و التیامی میشه بر زخمهای عمیقمون.نسخه صوتی کتاب رو توی کانال تلگراممون گذاشتیم.
لینک کتاب صوتی:https://t.me/yasanclinicchannel
۷:۴۱
چرا کودکان دبستانی این روزها زودتر کلافه میشوند؟
خیلی از والدین میگویند، کودکم:«زود گریه میکنه.»«تحملش کم شده.»«با یه نه ساده به هم میریزه.»«سر تکلیف سریع عصبی میشه.»اغلب این تغییرها «لوس شدن» نیست.
سه دلیل رایج پشت این کلافگیهاست:
۱️_ مغز خسته از استرس حتی اگر مستقیم درگیر اتفاقی نبوده، کودک تنش خانه، خبرها و اضطراب بزرگترها را حس میکند.مغز کودک وقتی خسته باشد:تحمل ناکامی پایین میآیداشک سریعتر جاری میشودتمرکز سخت میشود
چی کمک میکند؟روتین ثابت خواب و بیداریزمان بازی آزاد بدون آموزشکم کردن بحثهای تنشزا جلوی کودکتماس بدنی امن (بغل، نوازش)
۲️_ مخزن هیجانی پُر شدهکودک هنوز مهارت کلامی کامل برای بیان ترس و نگرانی ندارد.پس هیجان جمع میشود و در قالب کلافگی بیرون میآید.
چی کمک میکند؟هر روز ۱۰ دقیقه «زمان ویژه» فقط با حضور کامل والد، بازی نمایشی (عروسکها خیلی کمک میکنند)نامگذاری احساسها:«به نظر میاد امروز زود ناراحت میشی، شاید خستهای؟»
۳️_ نیاز بیشتر به احساس امنیتدر دورههای بیثباتی، کودک ناخودآگاه چسبندهتر یا حساستر میشود.این وابستگی نشانه ضعف نیست؛نشانه جستجوی امنیت است.
چی کمک میکند؟پیشبینیپذیر بودن برنامه روزانهتوضیح کوتاه و ساده درباره تغییراتجملههای اطمینانبخش تکرارشونده:«من کنارتم. کارت امنه.»
چه زمانی نیاز به بررسی تخصصی است؟دلدرد یا سردرد مداوم بدون علت پزشکیشبادراری جدیدترسهای شدید و پایدارافت محسوس عملکرد در مدرسه
نکته مهم برای والدینکودک وقتی کلافه است،بیشتر از همیشه به «تنظیم بیرونی» نیاز دارد.یعنی آرامشِ شما، قبل از آموزش، نصیحت یا سختگیری.گاهی کاهش فشار و افزایش امنیت،خودش رفتار را تنظیم میکند.
خیلی از والدین میگویند، کودکم:«زود گریه میکنه.»«تحملش کم شده.»«با یه نه ساده به هم میریزه.»«سر تکلیف سریع عصبی میشه.»اغلب این تغییرها «لوس شدن» نیست.
سه دلیل رایج پشت این کلافگیهاست:
۱️_ مغز خسته از استرس حتی اگر مستقیم درگیر اتفاقی نبوده، کودک تنش خانه، خبرها و اضطراب بزرگترها را حس میکند.مغز کودک وقتی خسته باشد:تحمل ناکامی پایین میآیداشک سریعتر جاری میشودتمرکز سخت میشود
چی کمک میکند؟روتین ثابت خواب و بیداریزمان بازی آزاد بدون آموزشکم کردن بحثهای تنشزا جلوی کودکتماس بدنی امن (بغل، نوازش)
۲️_ مخزن هیجانی پُر شدهکودک هنوز مهارت کلامی کامل برای بیان ترس و نگرانی ندارد.پس هیجان جمع میشود و در قالب کلافگی بیرون میآید.
چی کمک میکند؟هر روز ۱۰ دقیقه «زمان ویژه» فقط با حضور کامل والد، بازی نمایشی (عروسکها خیلی کمک میکنند)نامگذاری احساسها:«به نظر میاد امروز زود ناراحت میشی، شاید خستهای؟»
۳️_ نیاز بیشتر به احساس امنیتدر دورههای بیثباتی، کودک ناخودآگاه چسبندهتر یا حساستر میشود.این وابستگی نشانه ضعف نیست؛نشانه جستجوی امنیت است.
چی کمک میکند؟پیشبینیپذیر بودن برنامه روزانهتوضیح کوتاه و ساده درباره تغییراتجملههای اطمینانبخش تکرارشونده:«من کنارتم. کارت امنه.»
چه زمانی نیاز به بررسی تخصصی است؟دلدرد یا سردرد مداوم بدون علت پزشکیشبادراری جدیدترسهای شدید و پایدارافت محسوس عملکرد در مدرسه
نکته مهم برای والدینکودک وقتی کلافه است،بیشتر از همیشه به «تنظیم بیرونی» نیاز دارد.یعنی آرامشِ شما، قبل از آموزش، نصیحت یا سختگیری.گاهی کاهش فشار و افزایش امنیت،خودش رفتار را تنظیم میکند.
۱۱:۰۹
۱۱:۱۰