آیت الله مشکینی می فرمایند:
مبادا روز شهادت یا ولادت امامی بگذرد و شما آن امام را زیارت نکنید.سپس خودشان توضیح میدادند که در هر روزی که شهادت یا ولادت امامی است به نیت زیارت آن امام یک زیارت امین الله که زیارت کوتاهی هم هست بخوانید تا جزء زائران آن امام محسوب شوید و از برکات زیارت آن امام معصوم بهره مند گردید.
باارسال این پیام برای دوستانتون،در ثواب زیارت آقاامام صادق(ع) درروز شهادتشون،از راه دور شریک باشید.
#زیارت_امین_الله
مبادا روز شهادت یا ولادت امامی بگذرد و شما آن امام را زیارت نکنید.سپس خودشان توضیح میدادند که در هر روزی که شهادت یا ولادت امامی است به نیت زیارت آن امام یک زیارت امین الله که زیارت کوتاهی هم هست بخوانید تا جزء زائران آن امام محسوب شوید و از برکات زیارت آن امام معصوم بهره مند گردید.
#زیارت_امین_الله
۱۴:۰۳
270150001845351150121215شبای حساب دریافت سپه بنام عواید داخلی ودجا 687147
۱۴:۰۳
خاطره عجیب و تکان دهنده از دانش آموز «شهیده ستایش علی حسینی» از فرشته های مدرسه شجره طیبه میناب
ستایش یک هفته قبل از شهادتش به مادرش میگه: «مامان ما شنبه هفته آینده قراره بریم پیش رهبری!»
مادرش با تعجب میگه: دخترم آخه همچین چیزی ممکن نیست!
اما ستایش باز هم با اصرار میگه: «ما شنبه میخوایم بریم پیش رهبری!»
مادر در جواب اصرار ستایش میگه: اگه همچین برنامه ای باشه پس باید همراهت بیام، نمیزارم که تنها بری تهران!
ستایش میگه: «اما مامان! این سفر مخصوص بچه های مدرسه ماست!»
در نهایت مادرش از سر کنجکاوی زنگ میزنه به مدیر مدرسه تا از جزئیات این سفر آگاه بشه! اما مدیر مدرسه کلا منکر صحبت های ستایش میشه و میگه: «اصلا برنامه همچین اردویی نداریم و ستایش از پیش خودش یه حرفی زده! بچه هست شاید خیالبافی کرده!»
اما سرانجام «شنبه» ۹ اسفند ۴۰۴ از راه رسید و همه دیدن که «ستایش» درست میگفت!
بله! ستایش با تمام دوستانش و معلماشون همگی همراه با رهبر عزیزمون آسمانی شدند و با هم دیدار کردن ...
روای: استاد عسکرپور به نقل از والدین ستایش
۱۴:۰۴
#امام_صادق_علیه_السلام #تاریخ_مستند
🩸 شرحِ مصیبتِ بیرونکشاندنِ إمام صادق علیهالسلام از خانه و دواندنِ آن حضرت در پیِ مرکب...
محمد بن ربیع ملعون گوید:
منصور دوانیقی به پدرم گفت: سراغ جعفربنمحمد علیهماالسلام برو و بدون اجازه وارد خانهاش شو و او را در همان حالي که هست برایم بیاور.
پدرم مرا که در میان برادرانم به قساوت و سختدلی شهرت داشتم، صدا کرد و گفت: برو سراغ جعفر بن محمد علیهماالسلام و از دیوار خانه بالا برو و لازم نیست در خانه را به صدا درآوری تا او خود را آماده کند و وضعش را عوض کند، بلکه به یکباره بر او وارد بشو و او را در همان حالتی که هست، بیاور!
او گوید: من برای انجام این مأموریت راه افتادم. فقط کمی از شب مانده بود.
فَأَمَرْتُ بِنَصْبِ السَّلَالِیمِ وَ تَسَلَّقْتُ عَلَیْهِ الْحَائِطَ فَنَزَلْتُ عَلَیْهِ دَارَهُ فَوَجَدْتُهُ قَائِماً یُصَلِّی وَ عَلَیْهِ قَمِیصٌ وَ مِنْدِیلٌ قَدِ ائْتَزَرَ بِهِ
دستور دادم؛ نردبانی را گذاشتند و از دیوار بالا رفتم. امام را در حال نماز دیدم که پیراهنی به تن و قطیفهای به دور کمر داشت.
تا سلام نماز را گفت، گفتم: به دستور امیر حرکت کن. امام علیهالسلام فرمود:
دَعْنِی أَدْعُو وَ أَلْبَسُ ثِیَابِی
بگذار دعایم را بخوانم و لباسم (عبا و عمامه) را به تن کنم.
گفتم: نه، امکان ندارد. امام علیهالسلام فرمود: بگذار تنم را بشویم و تجدید وضو کنم. گفتم : نه؛ نمیشود؛ معطل نکن ! نباید و نمیگذارم وضع سر و صورتت را عوض نمائی!
فَأَخْرَجْتُهُ حَافِیاً حَاسِراً فِی قَمِیصِهِ وَ مِنْدِیلِهِ
پس او را با همان پیراهن و قطیفه با پای برهنه و بدون کفش و در حال خستگی حرکت دادم.
فَلَمَّا مَضَی بَعْضُ الطَّرِیقِ ضَعُفَ الشَّیْخُ فَرَحِمْتُهُ
چون مقداری راه آمدیم، نفسش به شماره افتاد و توان دویدن نداشت... دلم به رحم آمد و او را سوار بر اَستر کردم.
مُهج الدعوات، ص۱۹۴
بحار الانوار ج٩١ ص٢٨٩
آه یا امام صادق ...کاش آن نانجیبانی که عمّههای شما را دنبال مرکب میدواندند، اندکی هم رحم داشتند...چگونه گریه کنیم بر آن مصیبتی که مقاتل نوشتهاند:
...اَتَوهُم بِحِبالٍ فَرَبَقُوهُم بِهٰا
تمام اُسرا را در حالیکه با یک طناب به هم بسته بودند، به سمت کاخ یزید لعین میبردند.
فكانَ الحَبلُ في عُنُقِ زَينِالعابدينَ اليٰ زينب و امّکلثوم و باقي بَناتِ رسولِ الله
یک سر طناب را بر گردن إمام سجاد علیهالسلام انداخته بودند و سر دیگر طناب را به زینب کبری و حضرت امّکلثوم علیهماالسلام و دیگر دختران رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بسته بودند و آنها را میکشاندند.
و كُلّمٰا قَصَروا عَنِ المَشيِ ضَرَبُوهُم
و هرگاه که این زنان و بچهها، توانِ راهرفتن نداشتند، آنها را کتک میزدند.
مقتل الحسین علیهالسلام،مقرّم، ص۳۱۱
🩸 شرحِ مصیبتِ بیرونکشاندنِ إمام صادق علیهالسلام از خانه و دواندنِ آن حضرت در پیِ مرکب...
محمد بن ربیع ملعون گوید:
۱۴:۰۴
لطفا کارت برای مراسم امام صادق را دوباره بگذارید
5892107044199209خیریه دارالاحسان حضرت فاطمه
مجالس اهلبیت
5892107044199209خیریه دارالاحسان حضرت فاطمه
مجالس اهلبیت
۱۴:۰۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
امام باقر علیه السلام؛هرکس از خدا اطاعت کند دوست ماست ،و هرکس معصیت خدا کند ، دشمن ماست
کافی ج۲ ص ۷۵
۲۱:۳۷
حکایتی آموزنده از شیخ بهایی:
میگویند روزی شیخ بهایی در راهی میرفت. به مردی رسید که کنار جاده نشسته بود و پیوسته از تنگدستی و بدشانسی خود شکایت میکرد. شیخ لحظهای ایستاد و گفت:«ای مرد، اگر به تو بگویند چشمانت را بده و هزار سکه طلا بگیر، میپذیری؟»مرد گفت: «هرگز!»گفت: «دستانت را بده و هزار سکه دیگر بگیر؟»مرد گفت: «نه!»گفت: «پاهایت را بده و هزاران سکه بگیر؟»مرد گفت: «نه، این چه سخنی است؟»شیخ تبسمی کرد و گفت:«پس تو گنجی داری که به هزاران سکه نمیفروشی، آنگاه خود را فقیر میخوانی؟ فقر آن نیست که در کیسهات زر نباشد، فقر آن است که قدر داشتههایت را ندانی.»مرد سر به زیر انداخت و دیگر شکایت نکرد.
پیامش ساده است: بسیاری از ما داراییهایی داریم که اگر قیمت بگذارند، با هیچ مالی عوضشان نمیکنیم؛ اما چون رایگان به ما داده شدهاند، قدرشان را نمی دانیم.
میگویند روزی شیخ بهایی در راهی میرفت. به مردی رسید که کنار جاده نشسته بود و پیوسته از تنگدستی و بدشانسی خود شکایت میکرد. شیخ لحظهای ایستاد و گفت:«ای مرد، اگر به تو بگویند چشمانت را بده و هزار سکه طلا بگیر، میپذیری؟»مرد گفت: «هرگز!»گفت: «دستانت را بده و هزار سکه دیگر بگیر؟»مرد گفت: «نه!»گفت: «پاهایت را بده و هزاران سکه بگیر؟»مرد گفت: «نه، این چه سخنی است؟»شیخ تبسمی کرد و گفت:«پس تو گنجی داری که به هزاران سکه نمیفروشی، آنگاه خود را فقیر میخوانی؟ فقر آن نیست که در کیسهات زر نباشد، فقر آن است که قدر داشتههایت را ندانی.»مرد سر به زیر انداخت و دیگر شکایت نکرد.
۲۱:۳۷
⚘️#استادسپیدنامه
۲۱:۳۷
Eitaa.com/yazahramadad135
۲۱:۳۷
سه خصلت...
پیامبر_رحمت صلیاللهعلیهوآله:
سه خصلت است که در هر کس باشد آثارش به خود او باز میگردد: ظلم کردن، فریب دادن و تخلف از وعده.
نهج الفصاحه،ص۴۲۲
سه خصلت است که در هر کس باشد آثارش به خود او باز میگردد: ظلم کردن، فریب دادن و تخلف از وعده.
۲۱:۳۷
@yazahramadad135
۲۱:۳۷
هماهنگی
۲۱:۳۷
سلام حاج آقا در مورد سقط جنین خواستم مطلبی بگم مادرم وقتی منو باردار بوده میفهمن که دخترم چون تحت فشار خانواده پدرم بوده که بچت چرا پسر نیست همش دختره خلاصه اونقدر کپسول گاز سنگین بلند می کنه تا من سقط بشم و ضربه های زیادی به شکم وارد می کنه خلاصه ما سقط نمی شیم و به دنیا می یایم الان از همه سالم تر و بی دردسرتر برای خانوادم مادر دوم خونمون و یه زمانی در خونه کسی که کپسول گاز سنگین رو نمی تونست بلند کنه من همیشه به راحتی جابه جا می کردم همیشه کارهای خونه و سایر کارها بر عهده من بوده ولی کیه که قدر بدونه و نمی دونم در بین بچه ها بچه ای که همیشه به فکر خانواده و دلسوزه چرا هیچ کس آدم حسابش نمی کنه؟؟؟؟؟؟
۲۱:۳۷
گفتم صلوات بفرستم تکرار کنی؟گفت آره گفتم اللهم صل علی محمد و آل محمد..
مادرم گفت و عجل فرجهم هم بگو ..
۲۱:۳۷
لحظاتی نکشید فوت کرد ..
۲۱:۳۷
سلام حاج اقا خواستم یه مطلب متفاوت درباره سقط جنین بگم خدمتتون،یکی از اقوام ماچند سال پیش باردار میشن وبه خطر طعنه وکنایه اطرافیان که سن بالایی داشتن تصمیم میگیرن که بچه رو سقط کنن و انواع داروها رو میخورن واز بلندی میپریدن که هرجور بوده بچه سقط بشه اما اون مادر یه مدت مریض شد وهر کاری کرد اون بچه سقط نشد و سالم بدنیا امد وحالا همون بچه شد عصای دستشون تو دوران پیری وهمه جوره هوای پدر ومادر رو داره،در صورتی که بچه های بزرگتر اصلا سراغی از اونا نمیگیرن
۲۱:۳۷
ده تا روضه.mp3
۱۰:۵۶-۷.۵۱ مگابایت
۲۳:۰۲
روضه امام زمان عج.mp3
۱۵:۰۱-۱۰.۳۲ مگابایت
۲۳:۰۴
خواص دعای فرج.mp3
۲۷:۱۷-۱۸.۷۴ مگابایت
۲۳:۰۶