بله | کانال یک آیه در روز
عکس پروفایل یک آیه در روزی

یک آیه در روز

۳۵۸ عضو
undefined۵) الف. از امام صادق ع روایت شده است که از پدرانشان روایت شده که رسول الله ص در بین سخنانشان فرمودند:همانا تنها اعمال شماست که به شما بازگردانده می‌شود. پس هر که نیکی یافت، خدا را ستایش کند و هر که جز آن یافت، جز خود را سرزنش نکند.
undefinedالحكايات في مخالفات المعتزلة من العدلية (للمفید)، ص85
أَخْبَرَنِي أَبُو مُحَمَّدٍ سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ الدِّيبَاجِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ قَاسِمُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ يَحْيَى الْمِصْرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو يُوسُفَ يَعْقُوبُ بْنُ عَلِيٍّ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ حَجَّاجِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ قَالَ ...وَ قَالَ: قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ أَبِيهِ [عَلِيِّ بْنِ] الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ‌ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي بَعْضِ كَلَامِهِ:إِنَّمَا هِيَ أَعْمَالُكُمْ تُرَدُّ إِلَيْكُمْ فَمَنْ وَجَدَ خَيْراً فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ وَ مَنْ وَجَدَ غَيْرَ ذَلِكَ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ.



undefinedب. روایت شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «بهشت، عرصه‌ای بی‌آب و علف است و در آنجا هیچ عمارتی وجود ندارد. پس در دنیا زیاد کِشت و زرع بهشت داشته باشید!پرسیده شد: «ای رسول خدا! کِشت و زرع بهشت چیست؟»فرمودند: «این بهشت است، آنچه از درختان، نهر‌ها، میوه‌ها و چیزهای دیگرش، از جمله حوریان بهشتی، کاخ‌ها، غلامان و کودکان در آن هست، همان اعمال و اخلاقیات و مقامات و حالات آنهاست. تمثل پیدا کرده و در تمثل‌ها و صورتهای متناسب با آنها به تصویر درآمده است؛ سپس به آنها بازگردانده شده‌ است.»
undefinedتفسير كنز الدقائق، ج‌1، ص284
عن النبي- صلى اللّه عليه و آله-: ان الجنة قاع صفصف. ليس فيها عمارة. فأكثروا من غراس الجنة في الدنيا.قيل: يا رسول اللّه! و ما غراس الجنة؟قال- صلى اللّه عليه و آله-: فهذه الجنة، ما فيها من الأشجار و الأنهار و الثمرات و غيرها، من الحور و القصور و الغلمان و الولدان، هي أعمالهم و أخلاقهم و مقاماتهم و أحوالهم. مثّلت و صوّرت في أمثلة و صور مناسبة. ثم ردت اليهم.@yekaye

۶:۴۳

undefined۶) از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:همانا پروردگار تبارک و تعالی می‌فرماید: به رحمت من وارد بهشت شوید و با عفو من از آتش جهنم نجات یابید و با اعمال خودتان سهم تان از بهشت را بردارید؛ که به عزتم سوگند شما را در سرای جاودانگی و سرای کرامت پیاده خواهم کرد ...
undefinedالإختصاص، ص356
حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ حَدَّثَنِي سَعِيدُ بْنُ جَنَاحٍ عَنْ عَوْفِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَزْدِيِّ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِي وَ انْجُوا مِنَ النَّارِ بِعَفْوِي وَ تَقْسِمُوا الْجَنَّةَ بِأَعْمَالِكُمْ فَوَ عِزَّتِي لَأُنْزِلَنَّكُمْ دَارَ الْخُلُودِ وَ دَارَ الْكَرَامَةِ ...

undefinedب. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«نهر‌های بهشت جاری هستند بدون اینکه در شیار و کانال‌هایی باشند، سفیدتر از برف، شیرین‌تر از عسل و نرم‌تر از کره. گِل و لای رودخانه از مشک خوشبو، و سنگریزه‌های آن از مروارید و یاقوت است. آنها هر جایی که ولیّ خدا میل داشته باشد و در بهشت‌هایش اراده کند، در چشمه‌ها و نهر‌های آن جاری می‌شوند. اگر تمام جن و انسی که در دنیا هستند میهمان او شوند غذا، نوشیدنی، و زیورآلات برایشان هست و چیزی از آن کم نمی‌شود.
undefinedالإختصاص، ص357
عَنْهُ عَنْ عَوْفٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:إِنَّ أَنْهَارَ الْجَنَّةِ تَجْرِي فِي غَيْرِ أُخْدُودٍ أَشَدُّ بَيَاضاً مِنَ الثَّلْجِ وَ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ وَ أَلْيَنُ مِنَ الزُّبْدِ، طِينُ النَّهَرِ مِسْكٌ أَذْفَرُ وَ حَصَاهُ الدُّرُّ وَ الْيَاقُوتُ تَجْرِي فِي عُيُونِهِ وَ أَنْهَارِهِ حَيْثُ يَشْتَهِي وَ يُرِيدُ فِي جَنَّاتِهِ وَلِيُّ اللَّهِ. فَلَوْ أَضَافَ مَنْ فِي الدُّنْيَا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَأَوْسَعَهُمْ طَعَاماً وَ شَرَاباً وَ حُلَلًا وَ حُلِيّاً لَا يَنْقُصُهُ مِنْ ذَلِكَ شَيْ‌ءٌ.@yekaye

۵:۲۸

undefinedج. قَدْ أَحْسَنَ الله لَهُ رِزْقًا

۵:۲۸

۱۰) الف. از ابوجعفر (علیه السلام) روایت شده که:رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: خداوند عزوجل می‌فرماید: از مورد غبطه‌ترین اولیایم نزد من، مردی است که کم‌مؤونه است، ولی بهره وافری از نماز دارد، پروردگارش را در نهان نیک عبادت کند، و در میان مردم ناشناس باشد، روزی‌اش فقط به اندازه کفاف داده شده و او بر آن صبر می‌کند، مرگ به سوی او می‌شتابد، پس میراثش کم، و گریه‌کنندگان بر او اندک باشند.
undefinedالكافي، ج‌2، ص140؛ الأصول الستة عشر، ص158-159 ؛ التحصين في صفات العارفين، ص10
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِيَائِي عِنْدِي رَجُلًا [رجل] خَفِيفَ الْحَالِ ذَا [ذو] حَظٍّ مِنْ صَلَاةٍ، أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ بِالْغَيْبِ [فِي الْغَيْبِ]، وَ كَانَ غَامِضاً فِي النَّاسِ، جُعِلَ رِزْقُهُ كَفَافاً فَصَبَرَ عَلَيْهِ، فَعَجَّلَتْ بِهِ الْمَنِيَّة فَقَلَّ تُرَاثُهُ وَ قَلَّتْ بَوَاكِيهِ.

undefinedب. همین مطلب با اندک تفاوتی از امام صادق ع هم روایت شده است که:رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: خداوند عزوجل می‌فرماید: از مورد غبطه‌ترین اولیایم نزد من، بنده مومنی است که بهره وافری از صلاح دارد، عبادت پروردگارش نیک است و خداوند را در نهان عبادت کند، و در میان مردم ناشناس باشد به طوری که انگشت‌نما نیست، روزی‌اش فقط به اندازه کفاف است و او بر آن صبر می‌کند، آنگاه مرگ به سوی او می‌شتابد، پس میراثش کم، و گریه‌کنندگان بر او اندک باشند. [سه بار این را تکرار کردند].
undefinedالكافي، ج‌2، ص141؛ قرب الإسناد، ص40؛ التحصين في صفات العارفين، ص9
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ؛قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِيَائِي عِنْدِي عَبْداً مُؤْمِناً [عَبْدٌ مُؤْمِنٌ] ذُو [ذا] حَظٍّ مِنْ صَلَاحٍ، أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ، وَ عَبَدَ اللَّهَ فِي السَّرِيرَةِ، وَ كَانَ غَامِضاً فِي النَّاسِ فَلَمْ يُشَرْ إِلَيْهِ بِالْأَصَابِعِ، وَ كَانَ رِزْقُهُ كَفَافاً فَصَبَرَ عَلَيْهِ، فَعَجَّلَتْ بِهِ الْمَنِيَّةُ فَقَلَّ تُرَاثُهُ وَ قَلَّتْ بَوَاكِيهِ. [ثَلَاثاً].@yekaye

۵:۲۸

۱۱) [وَ رَوَى جَابِرٌ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ] عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع‌ مَنْ عَمِلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ الدُّعَاءَ بَعْدَ الظُّهْرِ:از امام سجاد علیه السلام این دعا جزء اعمال روز جمعه بعد از ظهر جمعه روایت شده است، که فراز به فراز آن همراه با ترجمه تقدیم می‌شود:
undefinedاللَّهُمَّ اشْتَرِ مِنِّي نَفْسِيَ الْمَوْقُوفَةَ عَلَيْكَ الْمَحْبُوسَةَ لِأَمْرِكَ بِالْجَنَّةِ مَعَ مَعْصُومٍ مِنْ عِتْرَةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَخْزُونٍ لِظُلَامَتِهِ مَنْسُوبٍ بِوِلَادَتِهِ تَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ لَا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ تَقَدَّمَ فَمَرَقَ‌ أَوْ تَأَخَّرَ فَمُحِقَ‌. وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ لَزِمَ فَلَحِقَ وَ اجْعَلْنِي شَهِيداً سَعِيداً فِي قَبْضَتِكَ:
undefinedخدایا، جان مرا در حالی که وقف تو شده و خود را ملتزم به فرمان تو کرده، از من به قیمت بهشت بخر، به همراه [امام] معصومی از خاندان پیامبرت صلی الله علیه و آله، که او را بخاطر ستمی که بر او می‌رود مخفی نگه داشته‌ای، همان که به نحوی متولد شد که آشکارا نَسب او به پیامبر ص می‌رسد، همان که به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می‌کنی، همانطور که پر از ظلم و ستم شده است. و مرا از کسانی قرار مده که پیش افتادند و گمراه شدند، یا عقب ماندند و نابود شدند. و مرا از کسانی قرار ده که همراهی کردند و به مقصد رسیدند و مرا شهیدی سعادتمند در قبضه خودت قرار ده.
undefinedيَا إِلَهِي!‌ سَهِّلْ لِي نَصِيباً جَزْلًا وَ قَضَاءً حَتْماً لَا يُغَيِّرُهُ شَقَاءٌ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ هَدَيْتَهُ فَهَدَى وَ زَكَّيْتَهُ فَنَجَا وَ وَالَيْتَ فَاسْتَثْنَيْتَ‌ [فَاسْتَثْبَيْتَ / فَاسْتَثْبَتَ‌] فَلَا سُلْطَانَ لِإِبْلِيسَ عَلَيْهِ وَ لَا سَبِيلَ لَهُ إِلَيْهِ:
undefinedخدایا! نصیبی نیکو و تقدیری حتمی که هیچ شقاوتی آن را تغییر ندهد، برای من میسر گردان، و مرا از کسانی قرار ده که هدایتشان کردی و هدایت شدند، و پاکشان کردی و نجات یافتند، و آنها را دوست داشتی و استثنا کردی [یا: ثابت قدمشان ساختی]، تا شیطان بر او تسلطی نداشته باشد و برایش راهی به سوی او نباشد.
undefined وَ مَا اسْتَعْمَلْتَنِي فِيهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَاجْعَلْ فِي الْحَلَالِ مَأْكَلِي وَ مَلْبَسِي وَ مَنْكَحِي. وَ قَنِّعْنِي‌ يَا إِلَهِي بِمَا رَزَقْتَنِي. وَ مَا رَزَقْتَنِي مِنْ رِزْقٍ‌ فَأَرِنِي فِيهِ عَدْلًا حَتَّى أَرَى قَلِيلَهُ كَثِيراً وَ أَبْذُلَهُ فِيكَ (بَذْلًا) وَ لَا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ طَوَّلْتَ (لَهُ) فِي الدُّنْيَا أَمَلَهُ وَ قَدِ انْقَضَى أَجَلُهُ وَ هُوَ مَغْبُونٌ عَمَلُهُ:
undefinedو هر چه که استفاده از آن را به من واگذار کرده‌ای، اعم از خوراک و پوشاک و ازدواجم را از مسیر حلال قرار ده. و خدایا مرا به آنچه روزی‌ام داده‌ای، قانع گردان. و هر روزی که به من داده‌ای، عدالت [= انصاف] خویش را در آن به من بنما تا اندک آن را فراوان ببینم و آن را در راه تو خرج کنم. و مرا از کسانی که در دنیا آرزویشان را طولانی کرده‌ای و زمانشان گذشته و اعمالشان بیهوده هدر رفته، قرار مده.
undefinedأَسْتَوْدِعُكَ يَا إِلَهِي غُدُوِّي وَ رَوَاحِي وَ مَقِيلِي وَ أَهْلَ وَلَايَتِي مَنْ كَانَ مِنْهُمْ أَوْ هُوَ كَائِنٌ. زَيِّنِّي وَ إِيَّاهُمْ بِالتَّقْوَى وَ الْيُسْرِ، وَ اطْرُدْ عَنِّي وَ عَنْهُمُ الشَّكَّ وَ الْعُسْرَ، وَ امْنَعْنِي وَ إِيَّاهُمْ مِنْ ظُلْمِ الظَّلَمَةِ وَ أَعْيُنِ الْحَسَدَةِ، وَ اجْعَلْنِي وَ إِيَّاهُمْ مِمَّنْ حَفِظْتَ وَ اسْتُرْنِي وَ إِيَّاهُمْ فِي مَنْ‌ سَتَرْتَ:
undefinedخدایا، صبح و شام و عصرم را و همه افرادی که رابطه ولایی [= خویشاوندی و دوستی] با آنها دارم، چه آنها که الان هستند و چه آنها که خواهند بود، به تو می‌سپارم. مرا و آنها را به تقوا و آسان‌بودن اوضاع زینت ده، و شک و گرفتاری را از من و آنها دور کن. مرا و آنها را از ستم ستمگران و چشم‌زخم حسودان در امان دار. مرا و آنها را در زمره کسانی که حفظشان کرده‌ای، قرار ده و مرا و آنها را در عداد کسانی که پرده ستاریت خود را بر آنان افکندی کرده‌ای، پرده‌پوش باش.
undefinedوَ اجْعَلْ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ أَئِمَّتِي وَ قَادَتِي وَ آمِنْ رَوْعَتَهُمْ وَ رَوْعَتِي وَ اجْعَلْ حُبِّي وَ نُصْرَتِي‌ وَ دِينِي فِيهِمْ وَ لَهُمْ، فَإِنَّكَ إِنْ وَكَلْتَنِي إِلَى نَفْسِي زَلَّتْ قَدَمِي.
undefinedو خاندان محمد صلی الله علیه و آله و سلم را امامان و پیشوایان من قرار ده، و آنها و مرا از بیم و نگرانی امینت بخش، و دوستی و یاوری کردن و دین مرا در آنها و برای آنها قرار ده، که اگر مرا به خودم واگذار کنی، پایم می‌لغزد.@yekayeundefinedادامه دعاundefined

۵:۲۸

ادامه دعای مذکور در حدیث ۱۱
undefinedمَا أَحْسَنَ‌ مَا صَنَعْتَ بِي يَا رَبِّ إِذْ هَدَيْتَنِي لِلْإِسْلَامِ وَ بَصَّرْتَنِي مَا جَهِلَهُ غَيْرِي وَ عَرَّفْتَنِي مَا أَنْكَرَهُ غَيْرِي وَ أَلْهَمْتَنِي مَا ذَهِلُوا عَنْهُ وَ فَهَّمْتَنِي قَبِيحَ مَا فَعَلُوا وَ صَنَعُوا حَتَّى شَهِدْتُ مِنَ الْأَمْرِ مَا لَمْ يَشْهَدُوا وَ أَنَا غَائِبٌ فَمَا نَفَعَهُمْ قُرْبُهُمْ وَ لَا ضَرَّنِي بُعْدِي. وَ أَنَا مِنْ تَحْوِيلِكَ إِيَّايَ عَنِ الْهُدَى وَجِلٌ، وَ مَا تَنْجُو نَفْسِي إِنْ نَجَتْ إِلَّا بِكَ، وَ لَنْ يَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ إِلَّا عَنْ بَيِّنَةٍ:
undefinedپروردگارا، چه نیکو به من کردی آنگاه که مرا به اسلام هدایت نمودی و مرا بدآنچه دیگران ندانستند آگاه ساختی و آنچه دیگران انکار می‌کردند به من شناساندی و آنچه را که از آن غافل بودند به من الهام کردی و زشتی آنچه را که انجام می‌دادند و می‌کردند به من فهماندی، تا اینکه من شاهد [=گواه] بر امری شدم که آنها بدان شهادت ندادند در حالی که من غایب بودم. پس نه نزدیکی آنها به آنها سودی بخشید و نه دوری من به من ضرری رساند. و من از اینکه مرا از این هدایت برگردانی می‌ترسم و اگر جانم نجات یابد، جز به تو نجات نخواهد یافت و «کسی که هلاک شود جز با دلیل روشن هلاک نخواهد شد» (انفال/۴۲).
undefinedرَبِّ نَفْسِي غَرِيقُ خَطَايَا مُجْحِفَةٍ، وَ رَهِينُ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ، وَ صَاحِبُ عُيُوبٍ جَمَّةٍ، فَمَنْ حَمِدَ عِنْدَكَ نَفْسَهُ فَإِنِّي عَلَيْهَا زَارٍ، وَ لَا أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ‌ بِإِحْسَانٍ، وَ لَا فِي جَنْبِكَ سَفْكُ دَمِي، وَ لَمْ يُنْحِلِ الصِّيَامُ وَ الْقِيَامُ جِسْمِي، فَبِأَيِّ ذَلِكَ أُزَكِّي نَفْسِي وَ أَشْكُرُهَا عَلَيْهِ وَ أَحْمَدُهَا بِهِ؟
undefinedپروردگارا، نفس من غرق در اشتباهات خانمان‌برانداز است و دربند گناهان هلاکت‌بار و دارای عیوب تلنبار؛ پس هر کس خودش را در پیشگاه تو بستاید [کاری داشته باشد که بتواند در پیشگاه تو بدان افتخار کند]، من بر نفسم زار می‌زنم [= من هیچ چیزی ندارم که بدان افتخار کنم و فقط باید بر حال خود بگریم]. نه کار نیکی کرده‌ام که بدان به تو توسل جویم و نه در راه تو اندکی از خونم ریخته‌ شده است، و نه چنان اهل روزه و نماز بوده‌ام که بدنم ضعیف و لاغر شود. پس با کدام یک از اینها می‌توانم خود را پاک بشمارم و بابت آن به خود دلخوش باشم، و خود را بستایم؟
undefinedبَلِ الشُّكْرُ لَكَ اللَّهُمَّ لِسَتْرِكَ عَلَيَّ مَا فِي قَلْبِي، وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ عَلَيَّ فِي دِينِي، وَ قَدْ أَمَتَّ مَنْ كَانَ مَوْلِدُهُ مَوْلِدِي، وَ لَوْ شِئْتَ لَجَعَلْتَ مَعَ نَفَادِ عُمُرِهِ عُمُرِي. مَا أَحْسَنَ مَا فَعَلْتَ بِي يَا رَبِّ لَمْ تَجْعَلْ سَهْمِي فِيمَنْ لَعَنْتَ وَ لَا حَظِّي فِيمَنْ أَهَنْتَ، إِلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ مِلْتُ بِهَوَايَ وَ إِرَادَتِي وَ مَحَبَّتِي:
undefinedبلکه خدایا، همه سپاس‌ها از آن توست که پرده ستاریت خویش را بر آنچه در دلم هست افکندی و نعمت‌بخشیدنت بر مرا در دینم [= با دینی که به من دادی] به نهایت رساندی، و این در حالی بود کسی را که تولدش همزمان با تولد من بود، از دنیا بردی و اگر می‌خواستی، می‌توانستی زندگی مرا هم با پایان زندگی او به پایان برسانی. چه نیکوست آنچه با من کردی، پروردگارا! سهم مرا در میان کسانی قرار نداده‌ای که آنها را لعنت کرده‌ای و حظ و بهره مرا در میان کسانی نگذاشته‌ای که پست و خوارشان کرده‌ای، بلکه دلخواه و ارادت و محبت مرا متمایل به محمد و آل محمد، که درود خدا بر او و ایشان باد، نمودی.
undefinedفَفِي مِثْلِ سَفِينَةِ نُوحٍ ع فَاحْمِلْنِي، وَ مَعَ الْقَلِيلِ فَنَجِّنِي، وَ فِيمَنْ زَحْزَحْتَ عَنِ النَّارِ فَزَحْزِحْنِي، وَ فِيمَنْ أَكْرَمْتَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ فَأَكْرِمْنِي، وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ وَ رِضْوَانُكَ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّارِ فَأَعْتِقْنِي :
undefinedپس مرا در چیزی همچون کشتی نوح سوار کن و همراه با همان افراد اندک نجاتم ده و در میان کسانی که آنان را از آتش دور نگهداشتی دورم بدار، و در میان کسانی که به خاطر محمد و آل محمد، که درود خدا بر آنها باد، آنان را کرامت بخشیده‌ای، مرا هم کرامت ببخش. پس به حق محمد و آل محمد که درود و رحمت و خشنودی تو بر ایشان باد، مرا از آتش جهنم آزاد کن.
undefinedمصباح المتهجد، ج‌1، ص375-377؛ جمال الأسبوع، ص433-436@yekaye

۵:۲۸

undefined۱۲) از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده است که فرمودند:«هنگامی که خداوند سبحان برای بنده‌ای خیر بخواهد، او را بر گذراندن عمرش در بهترین اعمال موفق می‌دارد و رزق او را این قرار می‌دهد که پیش از آنکه دیر شود، از فرصت خود در راه اطاعتش بهره ببرد.»
undefinedتصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص181 (غرر الحكم و درر الكلم، ص237)
عن امیرالمومنین ع قال:إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً وَفَّقَهُ لِإِنْفَاذِ [لإنفاد] أَجَلِهِ فِي أَحْسَنِ عَمَلِهِ وَ رَزَقَهُ مُبَادَرَةَ مَهَلِهِ فِي طَاعَتِهِ قَبْلَ الْفَوْتِ (567/ 2).@yekaye

۱۴:۱۵

undefined۱۳) الف. روایت شده است که مردی از امام کاظم (علیه السلام) خواست دعای مختصری برای توسعه در روزی به او بیاموزد.حضرت به او فرمودند: هر روز پس از خواندن نماز صبح، بگو:«سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ: منزه است خداوند عظیم و او را حمد می‌گویم؛ از خداوند طلب مغفرت می‌کنم و از فضلش از او درخواست دارم».پس آن مرد آن را آموخت و با آن دعا می کرد. دیری نپایید که میراثی به او رسید که از یکی از بستگانش که او را نمی‌شناخت و انتظارش را نداشت؛ و پس از آنکه بدحال و روز‌ترین فرد در میان خاندان خود بود، از بهترین [مرفه‌ترین] آنها شد.
undefinedالمقنعة، ص137


undefinedب. ظاهرا همین حکایت است که مرحوم کلینی و شیخ صدوق به صورت زیر در کتاب خویش روایت کرده‌اند که:هلقام بن ابی هلقام روایت کرده است:نزد امام کاظم (علیه السلام) آمدم و به او گفتم: فدایت شوم، دعایی جامع دنیا و آخرت به من بیاموز و البته خیلی مختصر و مفید باشد.فرمود: بعد از فجر تا طلوع آفتاب بگو: «سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ: منزه است خداوند عظیم و او را حمد می‌گویم؛ از خداوند طلب مغفرت می‌کنم و از فضلش از او درخواست دارم».هلقم گفت: من در میان اقوامم بدحال و روزترین فرد بودم. اما نفهمیدم که چطور شد میراثی از مردی که فکر نمی‌کردم با من خویشاوند باشد به من رسید. و امروز من از ثروتمندترین افراد اقوامم هستم و این نبود مگر به خاطر آنچه مولایم، امام کاظم ع به من آموخت.
undefinedالكافي، ج‌2، ص550؛ من لا يحضره الفقيه، ج‌1، ص328



undefinedج. مرحوم کلینی در قسمت «نوادر» در پایان کتاب المعیشه، حکایت فوق را با سند دیگری نقل می‌کند با این تفاوت که حضرت به وی توصیه می‌کند این ذکر را ده بار بگو. متن این روایت بدین شرح است:از دو نفر از جعفریین* نقل شده است که گفته‌اند:در مدینه مردی بود معروف به ابوالقمقام که کسب و کارش کفاف زندگی‌اش را نمی‌داد. نزد امام کاظم علیه السلام رفت و از کسب و کارش به او شکایت کرد که جوابگوی نیازم نیست.امام کاظم علیه السلام به او فرمود: در پایان دعایت در نماز صبح ده بار بگو: «سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ: منزه است خداوند عظیم و او را حمد می‌گویم؛ از خداوند طلب مغفرت می‌کنم و از فضلش از او درخواست دارم».ابوالقمقام گفت: پس من به این پایبند شدم. به خدا سوگند، دیری نپایید که چند نفر از صحرانشینان نزد من آمدند و به من گفتند که مردی از خویشاوندانم وفات کرده و وارثی جز من برای او نمی‌شناسند. پس رفتم و میراث او را تصاحب کردم و اکنون من کاملا بی‌نیازم.
undefinedالكافي، ج‌5، ص315
*پی‌نوشت:مقصود از «جعفریَین» ظاهرا اشاره به دو نفر از نوادگان عبدالله بن جعفر بن ابی طالب باشد، که احتمالا جعفر بن صالح بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر و معاوية بن عليّ بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر باشند؛ چنانکه شیخ صدوق در حدیثی که ناظر به وصیت حضرت امام کاظم ع است از این دو نفر با تعبیر «جعفریین» یاد می‌کند. رک: عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‌1، ص33 @yekayeundefinedسند و متن احادیث فوقhttps://eitaa.com/yekaye/13550

۱۴:۱۵

undefined۱۴) از معاویه بن عمار روایت شده که:از امام صادق (علیه السلام) خواستم دعایی برای رزق و روزی به من بیاموزد، و ایشان دعایی به من آموختند که هرگز چیزی مؤثرتر از آن در جلب روزی ندیده‌ام. فرمودند: بگو: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَيِّباً بَلَاغاً لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَبّاً صَبّاً هَنِيئاً مَرِيئاً مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَ لَا مَنٍّ مِنْ أَحَدِ خَلْقِكَ إِلَّا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ فَإِنَّكَ قُلْتَ: «وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ»، فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ يَدِكَ الْمَلْأَى أَسْأَلُ: خدایا، از فضل و کرم گسترده و حلال و پاک خود، رزقی فراوان و حلال و پاک به من عطا فرما که برای دنیا و آخرت کافی باشد، به طور فراوان و پیاپی بر من فرو ریزد گوارای گوارا، بدون زحمت و هیچ منتی بر از آفریدگانت، مگر به گستره فضل و کرم گسترده‌ات، زیرا تو فرموده‌ای: «و از خدا از فضلش بخواهید» (نساء/۳۲). پس، از فضل تو می‌خواهم، از عطای تو می‌خواهم، و از دست پر و پیمانت درخواست دارم.
undefinedالكافي، ج‌2، ص550
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع أَنْ يُعَلِّمَنِي دُعَاءً لِلرِّزْقِ، فَعَلَّمَنِي دُعَاءً مَا رَأَيْتُ أَجْلَبَ مِنْهُ لِلرِّزْقِ.قَالَ: قُلِ: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَيِّباً بَلَاغاً لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَبّاً صَبّاً هَنِيئاً مَرِيئاً مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَ لَا مَنٍّ مِنْ أَحَدِ خَلْقِكَ إِلَّا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ فَإِنَّكَ قُلْتَ: «وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ»، فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ يَدِكَ الْمَلْأَى أَسْأَلُ. @yekaye

۱۴:۱۵

undefined۱۵) از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:وضو گرفتن پیش و پس از غذا، روزی را زیاد می کند.
undefinedالخصال، ج‌1، ص23
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ مَتِّيلٍ الدَّقَّاقُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَوْفٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: الْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ.@yekaye

۱۴:۱۵

undefined۱۶) الف. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمودند:خداوند منادی‌ای دارد که ندا می‌دهد: «هر بنده‌ای که خداوند به او نیکی کرده و روزی‌اش را فراوان گردانیده است، اما او هر پنج سال یک بار به نزد خداوند کوچ نمی کند [= حج نمی رود] که از او نعمتهای افزونش را طلب کند، چنین کسی واقعاً محروم است.»
undefinedالكافي، ج‌4، ص278
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:إِنَّ لِلَّهِ مُنَادِياً يُنَادِي: أَيُّ عَبْدٍ أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ أَوْسَعَ عَلَيْهِ فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَفِدْ إِلَيْهِ فِي كُلِّ خَمْسَةِ أَعْوَامٍ مَرَّةً لِيَطْلُبَ نَوَافِلَهُ إِنَّ ذَلِكَ لَمَحْرُومٌ.


undefinedب. از حازم بن حبیب روایت شده که نزد امام صادق (علیه السلام) رفتم و به او گفتم: «خداوند کار شما را به صلاح آورد، پدر و مادرم بدون انجام حج از دنیا رفته‌اند و خداوند به من روزی داده و در حق من نیکی کرده است. نظر شما در مورد انجام حج به جای آنها چیست؟»فرمود: «این کار را انجام دهید، زیرا این کار برای آنها خنکی [= آسایش و راحتی] در پی دارد.»سپس به من فرمود: ای حازم، صاحب این امر دو غیبت دارد و در غیبت دوم ظهور خواهد کرد. پس هر کس نزد تو آید و بگوید که دست از خاک قبر او برداشته [= کنایه از اینکه وی را در قبر گذاشته و دفن کرده]، حرفش را باور نکن.
undefinedالغيبة للنعماني، ص172
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ حَازِمٍ مِنْ كِتَابِهِ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْسُ بْنُ هِشَام‌ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ حَازِمِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ:دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّ أَبَوَيَّ هَلَكَا وَ لَمْ يَحُجَّا وَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ رَزَقَ وَ أَحْسَنَ فَمَا تَقُولُ فِي الْحَجِّ عَنْهُمَا؟فَقَالَ: افْعَلْ فَإِنَّهُ يُبَرِّدُ لَهُمَا.ثُمَّ قَالَ لِي: يَا حَازِمُ إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَتَيْنِ يَظْهَرُ فِي الثَّانِيَةِ فَمَنْ جَاءَكَ يَقُولُ إِنَّهُ نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ قَبْرِهِ فَلَا تُصَدِّقْهُ.@yekaye

۱۴:۱۵

تدبر

۹:۳۰

.
undefined «رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيَـٰتِ الله مُبَيِّنَـٰتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ ءامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّـٰلِحَـتِ مِنَ الظُّلُمَـٰتِ إِلَى النُّورِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِالله وَيَعْمَلْ صَـٰلِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّـٰتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَـٰلِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ الله لَهُ رِزْقًا»
در آیات قبل، ابتدا توصیه‌هایی درباره نحوه اقدام به طلاق و رعایت حق و حقوق طرفین بعد از طلاق داشت.سپس از مخاطب خواست که وضعیت کسانی که بخاطر سرکشی از دستور خداوند گرفتار عذاب دنیوی و اخروی شدند عبرت بگیرند، و خردمندان مومن به در پیش گرفتن تقوا توصیه کرد و به آنان فرمود خداوند «ذکری» را بر شما نازل کرده است.
در این آیه ادامه می‌دهد که: رسولی را که آیات شما را به صورت واضح بر شما می‌خواند تا کسانی را که اهل ایمان و عمل صالح هستند از تاریکی‌ها به نور درآورد و کسی را که این چنین باشد خداوند او را در بهشت‌های آنچنانی به نحو جاودانه وارد می‌کند و این روزی نیکویی است که خداوند برای چنین کسی قرار داده است.
در واقع، در سه آیه قبل، توضیح داد که سرپیچی از دستور خداوند هم حسابرسی شدید و عذاب دنیوی در پی دارد و هم عذاب اخروی، و در این آیه نقطه مقابل آن سرپیچی‌کنندگان را کسانی می‌داند که به دو وصف برخورداری از ایمان و عمل صالح متصف می‌شوند، آنگاه در قبال حسابرسی و عذاب نامتعارفی که برای آن سرپیچی‌کنندگان در دنیا رخ داد برای این مومنان اهل عمل صالح، خروج از ظلمتها به سوی نور رخ می دهد؛و اگر برای آنان از آماده شدنِ عذاب شدید در آخرت سخن گفت، برای اینان، نه صرفا از آماده شدن، بلکه از وارد شدن به بهشت‌هایی سخن گفت که از زیرش رودها جاری است و در آن جاودانه‌اند، یعنی برخورداری از یک روزی کاملا نیک از جانب خداوند. @yekaye#طلاق_۱۱

۹:۳۱

.
undefined «قَدْ أَنْزَلَ الله إِلَيْكُمْ ذِكْرًا؛ رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ»
کلمه «رسولا» در ابتدای این آیه منصوب آمده است؛ پس مبتدا نیست و به چیزی قبل از خود وابسته است. درباره اینکه آن چیز چیست، در نکات ادبی، چند احتمال مطرح شد. یک احتمال این بود که فعلی محذوف (مانند «أرسل») در تقدیر باشد، اما عمده احتمالات ناظر به این بود که این کلمه «رسولا» یک نسبت جدی با «ذکرا» پیدا می‌کند، که دست کم سه گونه تحلیل نحوی برایش مطرح شد، که «رسولا» بدل یا معمول [تحت عاملیت] یا صفت «ذکرا» باشد؛ که هریک معنایی را افاده می‌کرد که بر اساس قاعده امکان استفاده از یک لفظ در چند معنا همگی می‌توانست مد نظر باشد.
شاید معروفترین احتمالات برای این آیه همان بدل بودن رسول به جای ذکر است، که از زمان خود پیامبر ص توسط صحابه (مانند ابن عباس؛ر.ک: مناقب آل أبي طالب ع (لابن شهرآشوب)، ج‌3، ص98 ) و تابعین و تابعین تابعین (مانند سدي و سفیان ثوري و وكيع و جابر جعفي و محمد بن مسلم و أبي ذرعة و يوسف قطان و زيد بن علي؛ ر.ک متشابه القرآن (لابن شهر آشوب)، ج‌2، ص49 ) مطرح شده، و در ادبیات اهل بیت ع هم مکرر مورد استفاده قرار گرفته است (دست کم از قول امیرالمومنین ع و امام سجاد ع و امام باقر ع و امام صادق ع و امام رضا ع؛ ر.ک: ذیل آیه قبل، احادیث۲-۵).
و این نشان می‌دهد که:
undefinedالف. خود وجود مقدس پیامبر اکرم ص «ذکر» نازل شده از سوی خداوند است؛
undefinedب. با توجه به اینکه ذکر در آیات مختلف آشکارا برای اشاره به خود قرآن به کار رفته است: «يا أَيُّهَا الَّذي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْر» (حجر/۶)، «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون‌» (حجر/۹)، «أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‌» (نحل/۴۴)، «أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا» (ص/۸؛ قمر/۲۸)، این بدل بودن رسول به جای ذکر، نشان می‌دهد وجود مقدس پیامبر اکرم ص عین قرآن کریم است؛ و این مضمون کاملا مطابق با حدیث متواتر ثقلین است که قرآن و عترت پیامبر ص از هم جدایی‌ناپذیرند، با توجه به اینکه کل اهل بیت (پیامبر ص و امامان پس از وی) از نور واحدی آفریده شده‌اند (كفاية الأثر، ص71 ؛ الغيبة للنعماني، ص93 ؛ معاني الأخبار، ص56 ؛ و ...).
undefinedج. همان گونه که همه می‌فهمند که قرآن کریم (ذکر) یک حقیقت نازل شده از جانب خداوند است «قَدْ أَنْزَلَ الله إِلَيْكُمْ ذِكْرًا» به همین ترتیب، شخص پیامبر ص هم آیات خداوند را بر ما تلاوت می‌کند حقیقتی نازل شده از جانب خداوند است: ««قَدْ أَنْزَلَ الله إِلَيْكُمْ ذِكْرًا؛ رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ ...»؛ و این شاهد خوبی است بر صدق احادیث فراوانی که از مقامات پیامبر اکرم ص در پیش از خلقت عادی انسانها سخن می‌گوید؛ یعنی اگر قرآن کریم یک حقیقت ملکوتی اعلا دارد که از آن مقام اعلا نازل شده است، شخص پیامبر اکرم ص هم یک حقیقت املکوتی اعلا دارد که این شخصی که در میان ما انسانها زیست و آیات قرآن را به گوش ما رساند نازل شده آن حقیقت است.
undefinedد. ...@yekaye#طلاق_۱۱

۹:۳۱

.
undefined «رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ»چنانکه در اختلاف قراءات اشاره شد کلمه «مُبَيِّناتٍ» در قراءات متواتری که همگی به رسول الله ختم می‌شود هم به صورت اسم فاعل قرائت شده است و هم به صورت اسم مفعول؛ و این تعبیر با همین دو قرائت در دو جای دیگر هم آمده است:وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ آياتٍ مُبَيِّناتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقينَ (نور/34)لَقَدْ أَنْزَلْنا آياتٍ مُبَيِّناتٍ وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‌ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (نور/46)
در واقع این آیات الهی هم «تببین‌گر» هستند و امور مشتبه و عرصه‌های ناشناخته را برای انسانها تبیین و آشکار می‌کنند و هم «تبیین‌شده» هستند، یعنی این گونه نیست که اگر کسی در فهم مراد آنها بماند همین طور سرگردان خواهد ماند، بلکه خداوند وظیفه تبیین آنها را در درجه اول بر شخص پیامبر (أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون‌؛ نحل/۴۴) و در درجه بعد بر عهده اهل بیت ایشان (لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‌ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ، نساء/۸۳؛ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‌، نحل/۴۳ و انبیاء/۷) قرار داده است؛ که اگر کسی به نحو صحیح بدانها مراجعه کند حتما خواهد دید که هیچ آیه‌ای تبیین‌نشده رها نشده است.
undefinedپرسش:
اگر همه آیات تبیین‌شده‌اند پس این همه اختلاف بین مفسران در چیست؟ و چگونه است که گاه در خصوص برخی آیات هرچه به تفاسیر مراجعه می‌کنیم، به پاسخ قطعی نمی‌رسیم؟
undefinedپاسخ:
در متن بالا اشاره شد که پیامبر ص و اهل بیت ع او هستند که همه را تببین‌کرده و می‌توانند تبیین کنند نه مفسران دیگر. با این مقدمه برای پاسخ به سوال فوق کافی است به چند نکته توجه شود:
undefinedالف. مفسرانی که با هم اختلاف دارند در محل اختلافشان چه اندازه سراغ اهل بیت رفته‌ و بر اساس معارف رسیده از آنها حکم کرده اند و چه اندازه به فهم خود اکتفا نموده‌اند.واضح است که اختلافی که ناشی از اظهارنظرهای دسته دوم است (که عمدتا از این باب است، حتی در میان مفسران شیعه) ربطی به ادعای فوق ندارد.
undefinedب. همان کسانی که که در ظاهر سراغ اهل بیت ع رفته‌اند چه اندازه جدی رفته‌اند و چه اندازه واقعا سوال کرده‌اند؟آیا انتظار داریم حتما حدیثی مستقیم ذیل آیه بیاید تا آن را قبول کنیم یا اهل بیت در بسیاری از معارفی که برای ما باقی گذاشته‌اند به وجوه معنایی بسیاری از آیات اشاره کرده‌اند که کلامشان کمتر از این زاویه مورد توجه واقع شده است.(در کانال و سایت «یک آیه در روز» حاضر بنا را بر این گذاشته‌ایم که ذیل هر آیه‌ای احادیثی از اهل بیت بیاوریم که کسانی که تاکنون پیگیر بحثها بوده‌اند اطلاع دارند که ذیل بسیاری از آیات حتی یک حدیث در تفاسیر روایی نیاورده‌اند در حالی که در این تفسیر گاه ذیل یک آیه دهها حدیث آمده است).
undefinedج. علامه طباطبایی ذیل آیه ۷ سوره آل عمران بحث جالبی دارند درباره چرایی وجود آیات متشابه و اینکه چرا همه قرآن فقط به صورت آیات محکم نازل نشده است. یک نکته محوری در توضیحات ایشان آن است که قرآن کتابی است که برای هدایت همگان نازل شده است ولی انسانها در مقام فهم و درک متفاوتند و همین تفاوت اقتضایی در کلام دارد که به طور طبیعی کلامی برای شخصی محکم و برای دیگری متشابه می‌شود (الميزان، ج‌3، ص56-67). بر همین اساس، کسی که در روایات اهل بیت ع کار کرده برایش واضح می‌شود که اهل بیت معارف فراوانی از قرآن را شرح داده‌اند (و اساسا سخن اهل بیت این است که هرچه ما می‌گوییم بر اساس قرآن است و هرکس از ما بپرسد مستندش را در قرآن به او می‌گوییم؛ الكافي، ج‌1، ص60 )، اما چون سطح درک ما پایین است غالبا کلام برای ما در سطح متشابه باقی می‌ماند.
undefinedد. رجوع و گرفتن از اهل بیت ع منحصر در رجوع حسی و فیزیکی نیست، ...@yekayeundefinedادامه مطلبundefined

۹:۳۱

ادامه تدبر ۴ادامه پاسخ به سوالی درباره اینکه اگر آیات خدا همگی «مبیَّنات» (تبیین‌شده) است علت اختلاف مفسران چیست؟
د. رجوع و گرفتن از اهل بیت ع منحصر در رجوه حسی و فیزیکی نیست، که آن را منحصر در مراجعه به کتابهای حدیثی‌ای بدانیم که امروز در دستمان است.پیامبر اکرم ص و امامان اهل بیت ع حجت بر بندگان خدا هستند که مهمترین وظیفه‌شان تعلیم حقیقت قرآن بود به هرکسی که طالب باشد. نکته مهم این است که در باور شیعه زمین هیچگاه خالی از حجت نیست، و آنچه در خصوص شخص امام زمان ع هم رخ داده، این است که برای حفظ جانشان خداوند مقدر کرده که مخفی باشند و دور از دسترسی‌پذیری عمومی قرار گیرند.در عین حال تردیدی نیست که ایشان همچنان حجت خدا بر بندگان‌اند. آیا می‌شود کسی حجت خدا بر بندگان باشد و بنده‌ای واقعا سوالی از معارف دین داشته باشد که بدون رسیدن به پاسخ آن، حجت بر او تمام نشود، و ایشان وظیفه‌اش را در خصوص اتمام حجت انجام ندهند؟!بله، اگر توجه کنیم که راه اتمام حجت، تنها پاسخگویی رودررو و فیزیکی نیست، آنگاه درمی‌یابیم که اگر ما از محل او بی‌خبریم اما او که به نص آیه قرآن: «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‌» (توبه/۱۰۵) از ما خبر دارد و شاهد احوالات ماست، و خودشان در توقیع معروفشان به شیخ مفید فرمودند که ما شما را به حال خود رها نکرده‌ایم و اینکه توفیق مشاهده ندارید تقصیر خودتان است: «وَ إِنَّا غَيْرُ مُهْمَلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاءُ؛ وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا -وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ‌- عَلَى اجْتِمَاعِ الْقُلُوبِ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا فَمَا يُحْبَسُ عَنْهُمْ مُشَاهَدَتُنَا إِلَّا لِمَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُه‌» (الخرائج و الجرائح، ج‌2، ص903؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج‌2، ص497و ۴۹۹)پس همین امروز هم راه پاسخ دادن امام زمان به ما بسته نیست و اگر امام زمان ع در میان ماست و حجت بر ماست، هیچ آیه‌ای را تبیین‌نشده رها نکرده و نخواهد کرد، و«گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست»؟
undefinedتبصره:این توصیه به رجوع مستقیم به اهل بیت ع، اصلا به معنای مجوز دادن برای ادعاهای ارتباط با امام زمان ع نیست. در دوره غیبت، به ما دستور داده‌اند هرکس ادعای مشاهده (به معنای امکان ارتباط مستقیم و خبر بردن و آوردن از امام زمان ع) داشته باشد، دروغگوست و نباید به سخن چنین کسی اعتماد کرد. (وَ سَيَأْتِي [إلی] شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَةِ، فَهُوَ كَاذِبٌ مُفْتَرٍ. كمال الدين و تمام النعمة، ج‌2، ص516) آن دسته از علمای ربانی هم که توفیق مشاهده حضرت را داشته‌اند این را جار نزده‌اند و عموما خبر این ارتباط بعد از رحلتشان منتشر شده است.هرکه را اسرار حق آموختندقفل کردند و دهانش دوختندکسانی که در فضای عمومی ادعای چنین ارتباطی می‌کنند عموما افراد شیادی هستند که قصدشان سوءاستفاده از احساسات پاک انسانهای متدین است و از این روست که خود امام زمان ع در آن توقیع معروفش از ما خواسته که چنین مدعیانی را صریحا دروغگو و افترازننده بدانیم.
@yekaye#طلاق_۱۱

۹:۳۱

.
undefined «ذِكْراً رَسُولًا»
انسان مى‌تواند به جايى برسد كه وجودش سراپا ذكر خدا باشد (تفسير نور، ج‌10، ص116).@yekaye#طلاق_۱۱

۹:۳۳

.
undefined «رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»
در قرآن کریم درباره خارج کردن انسانها از ظلمات به سوی نور این آیات آمده است:
undefinedاللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ‌ (بقره/۲۵۷)
undefinedيَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‌ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ‌ (مائده/۱۶)
undefinedالر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‌ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ (إبراهيم/۱)
undefinedوَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‌ بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ في‌ ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (إبراهيم/۵)
undefinedهُوَ الَّذي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنينَ رَحيماً (احزاب/۴۳)
undefinedهُوَ الَّذي يُنَزِّلُ عَلى‌ عَبْدِهِ آياتٍ بَيِّناتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ إِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُفٌ رَحيمٌ‌ (حدید/۹)
undefinedرَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقا (طلاق/۱۱)

undefinedنکته تخصصی #انسان‌شناسی: #خروج_از_ظلمات_به_نور
ظاهرا انس و جن تنها موجوداتی هستند که اختیار دارند و از این رو، نیازمند هدایتی ورای هدایت غریزی و طبیعی هستند.همین امر موجب می‌شود نقطه آغاز حرکات اختیاری انسان از ظلمات محض باشد؛ و حکایت زندگی دنیا، برای او یا حکایت خروج از این ظلمات به سمت نور است یا ماندن در ظلمات و همان ظرفیت‌های نورانیت در وجود خود را نابود کردن، که این در قبال این ۷ مورد، تنها در همان آیه ۲۵۷ سوره بقره از خروج انسان از نور به ظلمات یاد شده است؛ که چه‌بسا می‌خواهد بفرماید فقط با قرار کردن تحت ولایت طاغوت چنین امری برای انسان رخ می‌دهد.
درواقع انسان از وقتی هبوط کرد و به اسفل سافلین رانده شد در ظلمات قرار گرفت و تمام تلاش‌های علمی بشر بریا این است که در این ظلمات راه نجات و سعادت خویش را بیابد،و در همان موقع هبوط به وی گفته شد که باید هدایتی ویژه از جانب خداوند بیاید تا از این وضعیت رها شوید و در قبال این هدایت انسانها یا به آن تن می دهند و نجات می‌یابند و و در موقعیتی قرار خواهند گرفت که جای هیچ ترس و نگرانی نباشد؛ ویا در مقابل آیات هدایتگر الهی رویه کفر و تکذیب در پیش می‌گیرند و در ظلمات جهنم جاودانه می‌شوند: «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» (بقره/۳۸-39).
undefinedکنار هم گذاشتن آیات فوق نکات ظریفی را درباره ابعاد مختلف خروج انسان از ظلمات به سوی نور آشکار می‌سازد:
الف. چه‌کسی می‌تواند بيرون برنده از ظلمت باشد؟
ب. وسيله بيرون رفتن از ظلمت چيست؟
ج. بيرون‌روندگان از ظلمت چه کساني‌اند؟@yekayeundefinedادامه مطلب (توضیح هریک از سه سوال فوق، و تفاوتی که پاسخ قرآنی با ذهنیت ما دارد)undefined

۹:۳۵

ادامه تدبر ۶ ادامه نکته تخصصی #انسان‌شناسی: #خروج_از_ظلمات_به_نور
undefinedکنار هم گذاشتن آیات فوق نکات ظریفی را درباره ابعاد مختلف خروج انسان از ظلمات به سوی نور آشکار می‌سازد:

undefinedالف. چه‌کسی می‌تواند بيرون برنده از ظلمت باشد؟
در چهار مورد فاعل این اخراج بوضوح خداوند است (بقره/۲۵۷؛ مائده/۱۶؛ احزاب/۴۳) و در دو مورد فاعلش بوضوح پیامبر است (ابراهیم/۱ و ۵) و در دو مورد اخیر (حدید/۹؛ طلاق/۱۱) هم خدا می‌تواند باشد هم رسول، که در اولی ظهور اولیه خداست و در دومی ظهور اولیه رسول.چه‌بسا بتوان نتیجه گرفت که بیرون آوردن انسانها از ظلمت به سمت نور، عملی است کاملا الهی، که انجام دهنده آن یا خداوند است، که این را یا مستقیم به خود نسبت داده یا به کسی که خود وی را برای این کار فرستاده باشد؛ودر جای دیگر حتی تأکید می‌کند که وقوع و حصول این هدایتگری به دست خود پیامبر هم نیست: «إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدين‌» (قصص/۵۶)، یعنی پیامبر ص صرفا از این جهت که خداوند این توانایی را در او قرار داده، بیرون‌برنده انسانها از ظلمات است؛ و هر مدعی دیگری تنها آن مقدار که خود را در این پیام‌رسانی فانی کند و هیچ شأنی برای خودش قائل نشود، می‌تواند در این زمینه نقشی ایفا کند؛ وگرنه هرکس با هر سطح تحلیلی هر راهی را برای خروج از ظلمات به سوی نور پیشنهاد دهد بیراهه خواهد بود: «وَ أَنَّ هذا صِراطي‌ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِه‌» (انعام/۱۵۳)

undefinedب. وسيله بيرون رفتن از ظلمت چيست؟
در این آیات، در چهار مورد، آنچه به وسیله آن این بیرون آوردن از ظلمت به سوی نور انجام می‌شود، کتاب خدا و آیات الهی است (ابراهیم/۱ و ۵؛ حدید/۹؛ طلاق/۱۱)، در سه مورد دیگر، خود ولایت الهی (بقره/۲۵۷)، پیروی از رضوان خداوند (مائده/۱۶) و صلوات خداوند (احزاب/۴۳)؛
چه‌بسا بتوان نتیجه گرفت که تنها عنایت ویژه خداوند (ولایت و صلوات الهی) که از طریق هدایت تشریعی او (کتاب و آیاتش) به انسانی می‌رسد که اینها را در زندگی جدی می‌گیرد (پیروی از رضوان خدا) می‌تواند انسان را از ظلمات به نور ببرد.؛و انسانی که بخواهد جدای از هدایت دین قدم بردارد ممکن است اندک لحظاتی آتشی هم روشن کند ویا از برخی بارقه‌های الهی که در هرحال رخ می‌دهد اندک استفاده‌ای هم بکند اما در مجموع در ظلمات خویش سرگردان باقی خواهد ماند: «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ في‌ ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ ... يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا» (بقره/۱۷-۲۰).به تعبیر دیگر، کسی که با کفر ورزیدن به آیات الهی خود را از نور خداوند محروم سازد همه داشته‌هایش یا همچون سرابی است که هیچ واقعیتی ندارد ویا ظلماتی تودرتو است که که هیچ نوری در آن راه ندارد: «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً ... أَوْ كَظُلُماتٍ في‌ بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور» (نور/۳۹-۴۰).

undefinedج. بيرون‌روندگان از ظلمت چه کساني‌اند؟
اگرچه نزول کتاب آسمانی و آیات آن برای این است که همه مردم مخاطب پیامبران‌ (ناس، قومک، کُم) را از این ظلمات بیرون آورد (ابراهیم/۱ و ۵؛ احزاب/۴۳؛ حدید/۹)،اما کسانی واقعا از این فرصت استفاده می‌کنند که ایمان داشته باشند (بقره/۲۵۷) و البته ایمان هم زمانی واقعا ایمان است که با پیروی از رضوان خداوند (مائده/۱۶) که همان عمل صالح است همراه باشد (طلاق/۱۱).
پس تنها کسانی از ظلمات خارج می‌شوند که اهل ایمان باشند و با عمل صالح، خود را تحت این ولایت خاصه الهی قرار دهند. و بقیه هر گونه آتشی هم برافروزند که اندکی دور و برشان را برایشان روشن کند خداوند سراب و توهمی بودن آن نور دروغینشان را برملا می‌سازد و آنان در ظلمات باقی خواهند ماند: «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ في‌ ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُون‌» (بقره/۱۷).
به تعبیر دیگر، ...
@yekayeundefinedادامه مطلبundefined

۹:۳۵

قسمت سوم و پایانی تدبر ۶ (نکته تخصصی #انسان‌شناسی: #خروج_از_ظلمات_به_نور)
به تعبیر دیگر، بیرون آوردن انسانها از ظلمات، اگرچه نیازمند امداد و عنایتی از عالم بالاست،اما در عین حال کاملا به اختیار و اراده خود آنها بستگی دارد؛خداوند و پیامبران تنها کسانی را از ظلمات بیرون می‌آورند که خودشان ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند؛ وگرنه هرچقدر هم پیامبر دلش بخواهد کسی را به سوی نور هدایت کند تا خود او نخواهد هدایت حاصل نخواهد شد: «إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدين‌» (قصص/۵۶)
undefined تبصره:
اینکه در این آیه اخیر فرمود «لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ» دلالت بر همان اراده خود شخص دارد.در واقع مشیت خداوند در خصوص هدایت و ضلالت انسانها کاملا به خواست خود انسانها برمی‌گردد؛ و خداوند وقتی به انسان اختیار داده است، معنایش این است که اگر انسان چیزی را برای خود خواست خدا هم همان را برای او بخواهد،از این روست که در جایی که فرمود خداوند هرکه را بخواهد هدایت و هرکه را بخواهد گمراه می‌کند بلافاصله توضیح داد که این گمراه کردن (یعنی اینکه خدا بخواهد او گرماه شود) تنها در مورد کسانی است که خودشان ابتدا راه فسق و گمراهی را در پیش گرفته باشند: «يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدي بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقينَ» (بقره/26).
@yekaye#طلاق_۱۱

۹:۳۶