.
«وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَـٰهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَعَذَّبْنَـٰهَا عَذَابًا نُكْرًا»
اغلب مفسران تعبیر «قریه» (شهر و مجتمع) در این آیه را تعبیری مجازی دانستهاند که کنایه از ساکنان آن قریه است، همانند آیه «وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتي كُنَّا فيها» (یوسف/۸۲) (مثلا: الميزان، ج19، ص323 )؛اما چهبسا در این آیه بتوان برای «قریه» هم به عنوان یک جامعه، یک موجودیتی قبول کرد:
نکته تخصصی #جامعهشناسی: واقعیت عینی (=وجود) برای امت و قریه و قوم و ...
در قرآن کریم به صراحت از وجود امتها و اقتضاءات آن به عنوان یک واقعیت متمایز سخن گفته است. از منظر قرآن کریم، نه فقط هر شخص، بلکه هر امتی اجل دارد: «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ ...» (اعراف/34؛ یونس/۴۹)، «ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ» (حجر/5) حساب و کتاب و مواخذه دارد: «وَ تَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا» (جاثیه/۲۸)، حشر دارد و با امتهای دیگر در آخرت گفتگو میکند:« قالَ ادْخُلُوا في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها» (اعراف/۳۸).و میدانیم که «امت» بودن هر امت اصولا در گروی «امام» آن امت است؛ که البته این امام میتواند امام حق باشد: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِن» (انبیاء/۷۳؛ سجده/۲۴)؛ یا امام باطل: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» (قصص/۴۱).
اکنون با توجه به این آیه چهبسا بتوان درباره «قریه»ها نیز همین سخن را گفت؛ و صرف اینکه قریه گاه کاملا به معنای خود منطقه جغرافیایی شهر (مانند: وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً، بقره/۵۸) ویا مجموع بناهایی که یک شهر را تشکیل دادهاند (مانند: مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِه، بقره/۲۵۹) وگاه به معنای اهل قریه و افراد حاضر در قریه است (همانند: «وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتي كُنَّا فيها»؛ یوسف/۸۲)دلیل نمیشود همه مواردش لزوما چنین باشد(چنانکه گاه در کلمه امت هم قطعا مقصود افرادش هستند نه با وصف جمعیاش، مانند: «هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوه»، غافر/۵).
آنگاه نگاه جدیدی به بسیاری از آیاتی که در آنها تعبیر «قریه» به کار رفته میتوان داشت؛ مثلا اینکه در بسیاری از اوقات عذاب هلاکت ناظر به «قریه» مطرح است (مثلا: وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ، اعراف/4)، شاید مساله بیش از اشاره به این باشد که افراد ساکن در آن هلاک شدند.
به تعبیر دیگر، همان گونه که داشتن قصد و امام واحد، چنان پیوند واقعی در بین انسانها برقرار میکند که میتوان از «أمت» به عنوان یک واقعیت عینی سخن گفت، که اعضای آن را یک باور و عقیده مشترک در کنار هم قرار داده، ولو در یک زمان و مکان واحد نباشند (مانند امت مسلمان، امت شیعه، امت یهود و ...)، به همین وزان، میتوان از واقعیت عینی دیگری سخن گفت که وحدت آنها در یک زمان و مکان مشترک، سرنوشت مشترکی را برای آنان رقم میزند؛ چنانکه در قرآن کریم گاه وصف ساکنان یک قریه به خود آن قریه نسبت داده شده «وَ لُوطاً آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتي كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ» (انبیاء/۷۴) و حتی از «کتاب» واحد برای قریه هم سخن گفته است: «وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلاَّ وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ» (حجر/4).@yekaye
ادامه مطلب
اغلب مفسران تعبیر «قریه» (شهر و مجتمع) در این آیه را تعبیری مجازی دانستهاند که کنایه از ساکنان آن قریه است، همانند آیه «وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتي كُنَّا فيها» (یوسف/۸۲) (مثلا: الميزان، ج19، ص323 )؛اما چهبسا در این آیه بتوان برای «قریه» هم به عنوان یک جامعه، یک موجودیتی قبول کرد:
در قرآن کریم به صراحت از وجود امتها و اقتضاءات آن به عنوان یک واقعیت متمایز سخن گفته است. از منظر قرآن کریم، نه فقط هر شخص، بلکه هر امتی اجل دارد: «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ ...» (اعراف/34؛ یونس/۴۹)، «ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ» (حجر/5) حساب و کتاب و مواخذه دارد: «وَ تَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا» (جاثیه/۲۸)، حشر دارد و با امتهای دیگر در آخرت گفتگو میکند:« قالَ ادْخُلُوا في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها» (اعراف/۳۸).و میدانیم که «امت» بودن هر امت اصولا در گروی «امام» آن امت است؛ که البته این امام میتواند امام حق باشد: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِن» (انبیاء/۷۳؛ سجده/۲۴)؛ یا امام باطل: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» (قصص/۴۱).
۷:۰۹