thumbnail
undefined خدمتگزار بی ادعا(۱)
undefinedشهید آیت‌الله عطاء‌الله اشرفی اصفهانی، در ماه شعبان المعظم سال ۱۳۲۲ هجری قمری (۱۲۸۱ خورشیدی) در خمینی‌شهر به دنیا آمد.او در خانواده‌ای مذهبی و مؤمن پرورش یافت و از همان کودکی، استعداد و حافظه‌ی فوق‌العاده‌ای از خود نشان داد. در سن ۹ سالگی، کتاب "نصاب الصبیان" را از حفظ می‌خواند و در ۱۲ سالگی برای ادامه‌ی تحصیلات به اصفهان رفت. پس از ده سال تحصیل در حوزه‌ی علمیه‌ی اصفهان، در سن ۲۰ سالگی به قم مهاجرت کرده و در حوزه‌ی علمیه‌ی قم به تحصیلات خود ادامه داد.
undefinedاز برنامه های عبادی این شهید بزرگوار این بود که هر روز قبل از اذان صبح به حرم حضرت معصومه (س) می‌رفت و به عبادت می‌پرداخت. زیارت عاشورا نیز از برنامه‌های ثابت ایشان بود و از تربت امام حسین (ع) برای شفا استفاده می‌کرد و دیگران را نیز به این عمل توصیه می‌کرد.
undefinedوی از جمله شخصیت‌هایی بود که در شکل‌گیری نهضت امام خمینی (ره) نقش بسزایی داشت. او در دوران طاغوت، با شجاعت تمام در مقابل نظام ستم‌شاهی ایستاد و هیچ‌گاه از تهدیدهای ساواک نهراسید.
undefined @yekiazma_tv

۱۰:۵۱

یکی از ما
undefined undefined خدمتگزار بی ادعا(۱) undefinedشهید آیت‌الله عطاء‌الله اشرفی اصفهانی، در ماه شعبان المعظم سال ۱۳۲۲ هجری قمری (۱۲۸۱ خورشیدی) در خمینی‌شهر به دنیا آمد.او در خانواده‌ای مذهبی و مؤمن پرورش یافت و از همان کودکی، استعداد و حافظه‌ی فوق‌العاده‌ای از خود نشان داد. در سن ۹ سالگی، کتاب "نصاب الصبیان" را از حفظ می‌خواند و در ۱۲ سالگی برای ادامه‌ی تحصیلات به اصفهان رفت. پس از ده سال تحصیل در حوزه‌ی علمیه‌ی اصفهان، در سن ۲۰ سالگی به قم مهاجرت کرده و در حوزه‌ی علمیه‌ی قم به تحصیلات خود ادامه داد. undefinedاز برنامه های عبادی این شهید بزرگوار این بود که هر روز قبل از اذان صبح به حرم حضرت معصومه (س) می‌رفت و به عبادت می‌پرداخت. زیارت عاشورا نیز از برنامه‌های ثابت ایشان بود و از تربت امام حسین (ع) برای شفا استفاده می‌کرد و دیگران را نیز به این عمل توصیه می‌کرد. undefinedوی از جمله شخصیت‌هایی بود که در شکل‌گیری نهضت امام خمینی (ره) نقش بسزایی داشت. او در دوران طاغوت، با شجاعت تمام در مقابل نظام ستم‌شاهی ایستاد و هیچ‌گاه از تهدیدهای ساواک نهراسید. undefined @yekiazma_tv
undefinedخدمتگزار بی ادعا(۲)
undefinedدر سال ۱۳۳۵ خورشیدی، به دستور آیت‌الله بروجردی، شهید اشرفی اصفهانی به کرمانشاه اعزام شدند تا به تبلیغ معارف دینی بپردازند. ایشان در این شهر، خدمات ارزنده‌ای از جمله تأسیس حوزه‌ی علمیه‌ی امام خمینی، بازسازی مدرسه‌ی آیت‌الله بروجردی و ایجاد وحدت بین روحانیت شیعه و سنی انجام دادند.
undefined پس از پیروزی انقلاب،با وجود سن بالا، شهید اشرفی اصفهانی با شور و اشتیاق فراوان به جبهه‌های جنگ می‌رفتند و روحیه‌ی رزمندگان را تقویت می‌کردند. ایشان معتقد بودند که قدرت خدا در جبهه‌ها تجلی می‌یابد و هر کس می‌خواهد خدا را ببیند، باید به جبهه برود.
undefinedشهید اشرفی اصفهانی علاوه بر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی، نویسنده‌ای پرکار و عالمی برجسته بودند. از جمله آثار ایشان می‌توان به کتاب‌هایی مانند "البیان" در علوم قرآن، "تفسیر قرآن" و "مجمع الشتات" در اصول دین اشاره کرد. ایشان همچنین حوزه‌ی علمیه‌ی خواهران را تأسیس کردند که پس از شهادتشان به نام "حوزه‌ی علمیه‌ی شهید محراب" نام‌گذاری شد.
undefinedشهید اشرفی اصفهانی در ۲۳ مهرماه ۱۳۶۱، در حالی که مشغول خواندن خطبه‌های نماز جمعه در کرمانشاه بودند، توسط منافقین کوردل به شهادت رسیدند. شهادت ایشان، برگی پرافتخار در تاریخ انقلاب اسلامی بود و نام ایشان به عنوان شهید محراب، جاودانه شد.
undefined @yekiazma_tv

۱۰:۵۱

thumbnail
undefined#ریلز|می‌خوام واستون آخوندی کنم
undefined @yekiazma_tv

۱۵:۰۶

thumbnail
undefined حکیم شهید(۱)
undefinedآية الله سيّدمحمّدباقر حكيم در 25 جمادى الاولى سال 1358 ق. در شهر مقدّس نجف اشرف، مركز مرجعيّت دينى تشيّع متولّد شد.
undefinedدوران رشد و نوجوانانى سيّد محمّد باقر، با حوادث تلخ و گزنده جنگ دوم جهانى همراه بود.او تحصيل را از مكتب خانه هاى نجف آغاز کرد سپس در دوازده سالگى وارد حوزه علمیه شد و بعد از گذر از دروس عالى، در درس هاى خارج فقه و اصول شركت كرد و در جلسات درسى ممتازترين استادان حوزه نجف، يعنى آية الله خويى و علاّمه شهيد سيّد محمّدباقر صدر، همچون ستاره اى درخشيد. او در سال 1384 ق. موفق به دريافت مدرك اجتهاد در فقه، اصول و علوم قرآنى گرديد.
undefinedشهيد حكيم تنها به علوم رايج حوزوى اكتفا نكرد، بلكه كرسى درس خود را از حوزه نجف به دانشگاه اصول دين بغداد توسعه داد، او خود اين دانشگاه را با همكارى شهيد صدر، علاّمه سيّد مرتضى عسكرى و سيد مهدى حكيم بنيان نهاده بود. حاصل تلاش علمی این شهید بزرگوار تألیف بیش از ۳۰ جلد کتاب و بیش از ده جلد جزوه علمی در موضوعات مختلف بود.
undefined @yekiazma_tv

۱۶:۰۴

یکی از ما
undefined undefined حکیم شهید(۱) undefinedآية الله سيّدمحمّدباقر حكيم در 25 جمادى الاولى سال 1358 ق. در شهر مقدّس نجف اشرف، مركز مرجعيّت دينى تشيّع متولّد شد. undefinedدوران رشد و نوجوانانى سيّد محمّد باقر، با حوادث تلخ و گزنده جنگ دوم جهانى همراه بود.او تحصيل را از مكتب خانه هاى نجف آغاز کرد سپس در دوازده سالگى وارد حوزه علمیه شد و بعد از گذر از دروس عالى، در درس هاى خارج فقه و اصول شركت كرد و در جلسات درسى ممتازترين استادان حوزه نجف، يعنى آية الله خويى و علاّمه شهيد سيّد محمّدباقر صدر، همچون ستاره اى درخشيد. او در سال 1384 ق. موفق به دريافت مدرك اجتهاد در فقه، اصول و علوم قرآنى گرديد. undefinedشهيد حكيم تنها به علوم رايج حوزوى اكتفا نكرد، بلكه كرسى درس خود را از حوزه نجف به دانشگاه اصول دين بغداد توسعه داد، او خود اين دانشگاه را با همكارى شهيد صدر، علاّمه سيّد مرتضى عسكرى و سيد مهدى حكيم بنيان نهاده بود. حاصل تلاش علمی این شهید بزرگوار تألیف بیش از ۳۰ جلد کتاب و بیش از ده جلد جزوه علمی در موضوعات مختلف بود. undefined @yekiazma_tv
undefined حکیم شهید(۲)
undefinedشهيد حكيم در عرصه اجتماع و فرهنگ نيز نقش گسترده اى را ايفا نمود. برخى اقدامات وى در اين زمينه عبارتند از:
1. تأسيس كتابخانه هايى به نام «مكتبة الامام الحكيم العامه» در شهرهاى مختلف عراق، براى جذب جوانان مبارز و انقلابى
2. تاسيس «مواكب الطلبة الجامعات» كه با تشكيل هيئت هاى عزادارى، دانشجويان دانشگاه ها را هدايت و راهنمايى كرده و از انحرافات احتمالى باز مى داشت.
3. شركت در كنفرانس بين المللى، به نمايندگى از سوى آية الله حكيم مانند كنفرانس مكه مكرمه و كنفرانس اسلامى عمّان در اردن در سال 1387 ق.
4. تلاش براى نشر افكار اسلامى از طريق چاپ كتاب هاى مفيد بزرگان دين به عنوان نمونه، او در اوج حكومت كمونيست ها در عراق، تمام مشكلات را به جان خريد و كتاب فلسفتناى شهيد صدر را چاپ و منتشر كرد.
5. به عهده گرفتن رياست شوراى عالى مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى.
6. تاسيس دارالحكمه، شامل حوزه علميه و مركز چاپ ونشر.
7. رياست مجمع تربيت نيروهاى انسانى، فرهنگى، سياسى و اسلامى (مجمع الكوادر الاسلاميه).
8. قائم مقام رياست شوراى عالى مجمع جهانى اهل بيت(عليهم السلام).
9. رياست مركز مطالعات تاريخ جديد عراق.
10. برگزارى گسترده همايش ها و جشن هاى ائمه(عليهم السلام) با رويكرد ملّى، سياسى و اعتقادى، در نجف و شهرهاى مختلف عراق.
undefined @yekiazma_tv

۱۶:۰۴

یکی از ما
undefined حکیم شهید(۲) undefinedشهيد حكيم در عرصه اجتماع و فرهنگ نيز نقش گسترده اى را ايفا نمود. برخى اقدامات وى در اين زمينه عبارتند از: 1. تأسيس كتابخانه هايى به نام «مكتبة الامام الحكيم العامه» در شهرهاى مختلف عراق، براى جذب جوانان مبارز و انقلابى 2. تاسيس «مواكب الطلبة الجامعات» كه با تشكيل هيئت هاى عزادارى، دانشجويان دانشگاه ها را هدايت و راهنمايى كرده و از انحرافات احتمالى باز مى داشت. 3. شركت در كنفرانس بين المللى، به نمايندگى از سوى آية الله حكيم مانند كنفرانس مكه مكرمه و كنفرانس اسلامى عمّان در اردن در سال 1387 ق. 4. تلاش براى نشر افكار اسلامى از طريق چاپ كتاب هاى مفيد بزرگان دين به عنوان نمونه، او در اوج حكومت كمونيست ها در عراق، تمام مشكلات را به جان خريد و كتاب فلسفتناى شهيد صدر را چاپ و منتشر كرد. 5. به عهده گرفتن رياست شوراى عالى مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى. 6. تاسيس دارالحكمه، شامل حوزه علميه و مركز چاپ ونشر. 7. رياست مجمع تربيت نيروهاى انسانى، فرهنگى، سياسى و اسلامى (مجمع الكوادر الاسلاميه). 8. قائم مقام رياست شوراى عالى مجمع جهانى اهل بيت(عليهم السلام). 9. رياست مركز مطالعات تاريخ جديد عراق. 10. برگزارى گسترده همايش ها و جشن هاى ائمه(عليهم السلام) با رويكرد ملّى، سياسى و اعتقادى، در نجف و شهرهاى مختلف عراق. undefined @yekiazma_tv
thumbnail
حکیم شهید(۳)
undefinedشهید سید محمدباقر حکیم در اول رجب سال ۱۴۲۴ قمری، روز ولادت امام محمدباقر (علیه‌السلام)، در محراب عبادت و در حرم مولای متقیان، علی (علیه‌السلام)، به شهادت رسید. او هشت بار در آستانه شهادت قرار گرفت و سرانجام در نهمین سوءقصد به همراه ۱۴۰ نمازگزار حرم علوی، به آرزوی دیرینه‌اش نائل آمد.
undefinedشهید حکیم همواره آمادگی خود را برای شهادت در راه خدا اعلام کرده بود و در سخنرانی‌های خود بر ضرورت جهاد و مبارزه با ظلم تأکید می‌کرد. او در آخرین خطبه نماز جمعه‌اش در حرم حیدری گفت: «یا امیرالمؤمنین! آیا اگر ما آمدیم به عالم دیگر، از ما استقبال می‌کنی؟»
شهید سید محمد باقر حکیم هم #یکی_از_ما بود...
undefined @yekiazma_tv

۱۶:۰۴

thumbnail
undefined الگوی حاج قاسم(۱)
undefinedشهید سید رضا کامیاب در سال ۱۳۲۹ در روستای نوده میرمحراب از توابع گناباد، دیده به جهان گشود. پدرش، روحانی و به عنوان یکی از چهره‌های مورد احترام مردم شناخته می‌شد.
undefinedپس از مریضی سختی که در نوجوانی گرفت، پدرش نذر کرد که اگر فرزندش شفا یابد، او را به حوزه علمیه بفرستد. این نذر مقدس، سرآغاز مسیر طلبگی و مبارزه او شد.
undefinedاو از حدود سیزده سالگی، وارد حوزه علمیه گناباد شد. و پس از مدتی برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه مشهد رفت در مشهد، از محضر استادان برجسته‌ای همچون محمدتقی ادیب نیشابوری، آیت‌الله علی فلسفی و رهبر معظم انقلاب بهره‌مند شد.
undefinedشهید کامیاب از چهره های برجسته سیاسی مشهد بود. در اوج مبارزات با رژیم شاهنشاهی با تفکر روحانیت متحجر و انجمن حجتیه نیز مبارزه می‌کرد. جذابیت و تاثیر گذاری سخنان سیاسی او به حدی بود که سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی در همین رابطه می‌گوید: «مبارزات ‌انقلابی من از زمانی آغاز شد که سخنرانی‌های شهید کامیاب را در کرمان شنیدم و از طریق او وارد مبارزات شدم.»
undefined @yekiazma_tv

۱۴:۵۳

یکی از ما
undefined undefined الگوی حاج قاسم(۱) undefinedشهید سید رضا کامیاب در سال ۱۳۲۹ در روستای نوده میرمحراب از توابع گناباد، دیده به جهان گشود. پدرش، روحانی و به عنوان یکی از چهره‌های مورد احترام مردم شناخته می‌شد. undefinedپس از مریضی سختی که در نوجوانی گرفت، پدرش نذر کرد که اگر فرزندش شفا یابد، او را به حوزه علمیه بفرستد. این نذر مقدس، سرآغاز مسیر طلبگی و مبارزه او شد. undefinedاو از حدود سیزده سالگی، وارد حوزه علمیه گناباد شد. و پس از مدتی برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه مشهد رفت در مشهد، از محضر استادان برجسته‌ای همچون محمدتقی ادیب نیشابوری، آیت‌الله علی فلسفی و رهبر معظم انقلاب بهره‌مند شد. undefinedشهید کامیاب از چهره های برجسته سیاسی مشهد بود. در اوج مبارزات با رژیم شاهنشاهی با تفکر روحانیت متحجر و انجمن حجتیه نیز مبارزه می‌کرد. جذابیت و تاثیر گذاری سخنان سیاسی او به حدی بود که سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی در همین رابطه می‌گوید: «مبارزات ‌انقلابی من از زمانی آغاز شد که سخنرانی‌های شهید کامیاب را در کرمان شنیدم و از طریق او وارد مبارزات شدم.» undefined @yekiazma_tv
undefinedالگوی حاج قاسم(۲)
undefinedشهید کامیاب شهادت خود را به‌دستِ منافقان پیش‌بینی کرده بود. او خوابی دیده بود که مسألۀ شهادت کاملاً برایشان ملموس شده بود.
undefinedهمسر ایشان می‌گوید: «یک شب ایشان مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: «خواب دیدم که داخل خیابان وسیعی با حضرت امام‌خمینی‌ام و دوش‌به‌دوش حضرت امام درحال قدم زدنـــم. ناگهان، مقابل ما فضای وسیعی باز شد و سواری را دیدم که با ما فاصلۀ زیادی داشت ولی کم‌کم به ما نزدیک شد. سپس پیاده شد و جلو آمد و با امام‌خمینی روبوسی کرد، سپس مرا به‌گرمی در آغوش گرفت و روبوسی کرد. در این هنگام از خواب بیدار شدم.» شهید، روز بعد، پس از اینکه این رؤیای صادق را می‌بیند به فیض شهادت می‌رسد.
undefinedسیدمحمد کامیاب چگونگی شهادت ایشان را چنین ذکر می‌کند: «ایشان در راه برگشت از کتاب‌فروشی از بلوار راه‌آهن، آرام‌آرام به‌طرف منزل می‌آمدند تا چمدان و لوازمشان را بردارند و به فرودگاه بروند و ساعت ۱۲:۳۰ عازم تهران شوند. در نزدیکی میدان راه‌آهن، موتورسواری درکنار ایشان حرکت می‌کرده است که نزدیک بلوار شهید کشوری ماشینی مقابل ایشان می‌ایستد و راه بسته می‌شود. سپس همان موتور سوار، از سمت رانندۀ ماشین به‌طرف شهید سید رضا کامیاب شلیک می‌کند و گلوله‌ای به نخاع ایشان می‌خورد و ماشین هم داخل جوی آب می‌افتد.»
undefinedحضرت آیت‌الله خامنه‌ای دربارۀ شهادت ایشان می‌فرماید: «واقعاً مردم مشهد تکان خوردند، یک هوشیاری و تنبه تازه‌ای برای همه مردم در شهادت ایشان به وجود آمد....شهادت ایشان مردم را نسبت به خط مبارزه، بسیار معتقدتر و مستحکم‌تر کرد.
شهید کامیاب هم #یکی_از_ما بود...
undefined @yekiazma_tv

۱۵:۰۸

thumbnail
undefined#ریلز|وقتی حاج آقا می‌ره بین زندانی های خطرناک
undefined @yekiazma_tv

۱۹:۱۲

thumbnail
undefined اینو میگن آخوند!
undefinedخبر رسید که ضد انقلاب با حمله به روستای نزدیک سنندج دکتر را به اسارت برده است. صبح اول وقت راه افتادیم. مصطفی، عمامه به سر، اما با بند حمایل و یک نوار فشنگ تیربار دور کمر قوت قلب همه بود.
undefinedپیشمرگ‌های کرد که در کنار ما با دشمن می‌جنگیدند، چپ چپ به مصطفی نگاه می‌کردند، باور نمی‌کردند او اهل رزم و درگیری باشد. همان صبح زود، ضد انقلاب، دکتر را به شهادت رسانده بود اما درگیری تا عصر ادامه داشت.
undefinedوقت برگشتن، پیشمرگ‌ها تحت تأثیر شجاعت مصطفی، ول کن او نبودند. یکی از آنها، بلند طوری که همه بشنوند گفت:
– اینو میگن آخوند، اینو میگن آخوند!
مصطفی می‌خندید. دستی کشید به سبیل‌های تا بناگوش آن کاک مسلح و گفت:
– اینو میگن سبیل، اینو میگن سبیل!
شهید ردانی پور هم #یکی_از_ما بود...
undefined @yekiazma_tv

۳:۵۷

یکی از ما
undefined undefined اینو میگن آخوند! undefinedخبر رسید که ضد انقلاب با حمله به روستای نزدیک سنندج دکتر را به اسارت برده است. صبح اول وقت راه افتادیم. مصطفی، عمامه به سر، اما با بند حمایل و یک نوار فشنگ تیربار دور کمر قوت قلب همه بود. undefinedپیشمرگ‌های کرد که در کنار ما با دشمن می‌جنگیدند، چپ چپ به مصطفی نگاه می‌کردند، باور نمی‌کردند او اهل رزم و درگیری باشد. همان صبح زود، ضد انقلاب، دکتر را به شهادت رسانده بود اما درگیری تا عصر ادامه داشت. undefinedوقت برگشتن، پیشمرگ‌ها تحت تأثیر شجاعت مصطفی، ول کن او نبودند. یکی از آنها، بلند طوری که همه بشنوند گفت: – اینو میگن آخوند، اینو میگن آخوند! مصطفی می‌خندید. دستی کشید به سبیل‌های تا بناگوش آن کاک مسلح و گفت: – اینو میگن سبیل، اینو میگن سبیل! شهید ردانی پور هم #یکی_از_ما بود... undefined @yekiazma_tv
undefined عمامه من کفن من است...
undefinedشهید مصطفی ردّانی پور در جریان مبارزه با کشت تریاک در کهکیلویه و بویراحمد، تا آنجا قاطع بود که اشرار منطقه و سوداگران مواد مخدر، از پی گیری های ایشان به شدت خشمگین شدند و تصمیم به قتل وی گرفتند.
undefinedیک روز در جاده ای فرعی راه را بر او و یاران همراهش بستند. شهید ردّانی پور با جسارت و شجاعت از ماشین بیرون پرید و خطاب به اشرار فریاد کشید: «معطل چه هستید؟ بزنید» و بعد به سرعت عمامه خود را برداشت و دوباره فریاد زد: «بزنید. عمامه من، کفن من است». رعب و وحشت بر جان اشرار مستولی شد و شجاعت شهید ردّانی پور، موجب شد آن ها که به قصد کشتن او آمده بودند، با وی به عنوان نماینده هیأت دولت به مذاکره بپردازند.

undefinedپس از آن، عبارت «عمامه من، کفن من است» دهان به دهان پیچید و بر نفوذ و اقتدار شهید ردّانی پور افزود. کشت خشخاش هم قدری کنترل و فعالیت اشرار نیز بسیار محدود گشت.
شهید ردانی پور #یکی_از_ما بود...
undefined @yekiazma_tv

۱۵:۰۰

thumbnail
undefined#ریلز|عمامه من کفن من است
undefined @yekiazma_tv

۱۸:۴۵

thumbnail
undefined#ریلز| آقا سید محسن(۱)
undefined @yekiazma_tv

۴:۱۵

thumbnail
undefined#ریلز|آقا سید محسن(۲)
undefined @yekiazma_tv

۸:۳۸

thumbnail
undefinedمیدونستین بین شهدای روحانی مدافع حرم عراق،ایرانی هم وجود داره؟؟؟
undefinedشهید سید رضا بطحایی،شهید هادی ذوالفقاری و شهید احمد قنبری از این دسته شهدا هستند
undefinedشهید سید رضا بطحایی در سال ۱۳۵۸ در شهرستان گوگد گلپایگان متولد شد. با اینکه در نه سالگی پدر خود را از دست داد لکن بدنبال علاقه و دعای پدر برای روحانی بودن یکی از فرزندانش در پانزده سالگی وارد حوزه علمیه در گلپایگان شد.
undefinedبعد از دو سال به حوزه علمیه تهران و سپس به قم و نهایتا در سال ۱۳۸۸ تا شهادت در نجف اشرف مستقر گردید در سال ۱۳۸۹ ازدواج کرد که حاصل آن یک فرزند به نام سید محمد علی بود.
undefinedاز جمله خصوصیات بارز این شهید بزرگوار التزام کامل به احکام شرعی خصوصا در مسایل مالی بود و تا از حلال بودن پولی مطمئن نمیشد از آن استفاده نمیکرد به شدت مسأله محرم و نامحرم را رعایت میکرد و به قدر امکان از صحبت با نامحرم پرهیز میکرد.

undefined @yekiazma_tv

۱۲:۰۹

یکی از ما
undefined undefinedمیدونستین بین شهدای روحانی مدافع حرم عراق،ایرانی هم وجود داره؟؟؟ undefinedشهید سید رضا بطحایی،شهید هادی ذوالفقاری و شهید احمد قنبری از این دسته شهدا هستند undefinedشهید سید رضا بطحایی در سال ۱۳۵۸ در شهرستان گوگد گلپایگان متولد شد. با اینکه در نه سالگی پدر خود را از دست داد لکن بدنبال علاقه و دعای پدر برای روحانی بودن یکی از فرزندانش در پانزده سالگی وارد حوزه علمیه در گلپایگان شد. undefinedبعد از دو سال به حوزه علمیه تهران و سپس به قم و نهایتا در سال ۱۳۸۸ تا شهادت در نجف اشرف مستقر گردید در سال ۱۳۸۹ ازدواج کرد که حاصل آن یک فرزند به نام سید محمد علی بود. undefinedاز جمله خصوصیات بارز این شهید بزرگوار التزام کامل به احکام شرعی خصوصا در مسایل مالی بود و تا از حلال بودن پولی مطمئن نمیشد از آن استفاده نمیکرد به شدت مسأله محرم و نامحرم را رعایت میکرد و به قدر امکان از صحبت با نامحرم پرهیز میکرد. undefined @yekiazma_tv
undefinedاهتمام بسیار به رفع مشکلات مردم و دوستانش داشت و در این راه از آبروی خود مایه میگذاشت در صورتی که هیچگاه برای نیاز خودش حاضر به درخواست از کسی نبود.
undefinedعشق و علاقه فراوان او به مجالس روضه اهل بیت علیهم السلام و ذکر امیر المومنین علیه السلام را همه دوستانش بخاطر دارند. همیشه و در همه جا به بهانه های مختلف مجلس روضه و لومختصر تشکیل میداد و به روضه خوانی ائمه اطهار افتخار میکرد. حرارت و عشق او نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام زبانزد دوستانش بود و مجالس ذکر شریف مولا در حرم مطهر و ایوان شریف او فراموش شدنی نیست. باعلاقه فراوان از زوار پذیرایی و در جهت اسکان و رسیدگی به نیازهایشان تلاش میکرد.
undefinedدر خرداد ۱۳۹۳ به در خواست جمعی از کارکنان ایرانی حرم مطهر سامراء برای امور تبلیغی به آنجا مشرف شد که متأسفانه مقارن با ورود داعش به عراق و نا امن شدن مسیر گردید. لذا این شهید بزرگوار در مسیر برگشت از سامراء در تاریخ (۱۳۹۳/۳/۲۱) مقارن با ۱۳ شعبان المعظم بهمراه همسر و فرزند خردسالش بدست دشمنان اسلام به شهادت رسیدند و روحشان به ملا اعلی پرواز کرده و اجساد مطهرشان در آتش خشم اعداء امیرالمؤمنین سوخت.
undefinedاللهُمَّ بَلِّغ أرواحَهُم مِنّا تَحيَّةً و س‍َلاما.
شهید سید رضا بطحایی #یکی_از_ما بود...

undefined @yekiazma_tv

۱۲:۰۹

thumbnail
undefinedپسرک فلافل فروش
undefinedسید محمدهادی در 13 بهمن سال 1367 در تهران به دنیا آمد. هادی در دوره دبستان بود که وارد شغل مصالح فروشی شد.در دوران دبیرستان کلاس های ورزش های رزمی می رفت و به فوتبال خیلی علاقه داشت. پس از پایان دبیرستان ترک تحصیل کرد و به خدمت سربازی رفت و بعد از پایان خدمت، چندین کار مختلف را تجربه کرد.
undefinedدر سال ۱۳۸۷ در حوزه علمیه حاج شیخ ابوالفضل تهران طلبه شد. سپس از طرف پایگاه بسیج به کربلا رفت، و پس از زیارت کربلا تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل در حوزه علمیه نجف به عراق برود. آنجا هم در نیروهای مردمی عراق حشدالشعبی فعالیت می‌کرد، هم به جهاد می‌رفت و هم درسش را ادامه می‌داد.
undefinedشهید ذوالفقاری سه مرتبه برای مبارزه با داعش به منطقه سامراء رفت. او با نیروهای حشدالشعبی در زمینه های گوناگون همکاری نزدیکی داشت. سرانجام این شهید در روز ۲۶ بهمن ماه سال 1393 خورشیدی در حومه‌ی شهر سامرا بر اثر عملیات انتحاری بین سربازان عراقی به شهادت رسید.
undefined @yekiazma_tv

۱۶:۵۵

یکی از ما
undefined undefinedپسرک فلافل فروش undefinedسید محمدهادی در 13 بهمن سال 1367 در تهران به دنیا آمد. هادی در دوره دبستان بود که وارد شغل مصالح فروشی شد.در دوران دبیرستان کلاس های ورزش های رزمی می رفت و به فوتبال خیلی علاقه داشت. پس از پایان دبیرستان ترک تحصیل کرد و به خدمت سربازی رفت و بعد از پایان خدمت، چندین کار مختلف را تجربه کرد. undefinedدر سال ۱۳۸۷ در حوزه علمیه حاج شیخ ابوالفضل تهران طلبه شد. سپس از طرف پایگاه بسیج به کربلا رفت، و پس از زیارت کربلا تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل در حوزه علمیه نجف به عراق برود. آنجا هم در نیروهای مردمی عراق حشدالشعبی فعالیت می‌کرد، هم به جهاد می‌رفت و هم درسش را ادامه می‌داد. undefinedشهید ذوالفقاری سه مرتبه برای مبارزه با داعش به منطقه سامراء رفت. او با نیروهای حشدالشعبی در زمینه های گوناگون همکاری نزدیکی داشت. سرانجام این شهید در روز ۲۶ بهمن ماه سال 1393 خورشیدی در حومه‌ی شهر سامرا بر اثر عملیات انتحاری بین سربازان عراقی به شهادت رسید. undefined @yekiazma_tv
undefinedپس از شهادت تا مدت‌ها پیکر این شهید مفقود بود و جز لاشه‌ی دوربین عکاسی او چیز دیگری به جا نمانده بود. در نهایت پس از مدتی پیکر این شهید شناسایی شد.
undefinedپیکر این شهید پس از تشییع در سامرا، کاظمین، کربلا و بین الحرمین در نهایت به نجف اشرف منتقل شد و پس از تشییع در حرم امام علی(ع) مرحوم آیت‌الله آصفی (نماینده مقام معظم رهبری در نجف) بر پیکر هادی نماز خواند. در آخر هم تمام جمعیتی که برای تشییع پیکر هادی آمده بودند برای تدفین به سمت وادی‌السلام رفتند.می‌گویند عراقی‌ها در نجف برای شهدای خودشان تشییع خوبی در حرم‌ها راه‌ می‌اندازند، ولی بعد از آن که می‌خواهند شهید را دفن کنند، همه می‌روند و فقط چند نفر می‌مانند. ولی در تشییع پیکر هادی همه چیز فرق کرد. صدها نفر وارد وادی السلام شدند. خود عراقی‌ها هم از شرکت چنین جمعیتی در مراسم تدفین شهید تعجب کرده بودند و می‌گفتند این شهید استثنایی است. اما نکته دیگر اینکه قطعه شهدای عراق در نجف، از حرم حضرت امیر(ع) فاصله بسیاری دارد اما مزار هادی به حرم حضرت علی(ع) بسیار نزدیک است.
undefinedخاطرات این شهید عزیز در کتاب پسرک فلافل فروش(نشر شهید ابراهیم هادی)جمع آوری شده است.
شهید هادی ذوالفقاری #یکی_از_ما بود...
undefined @yekiazma_tv

۱۷:۱۰

thumbnail
undefined#ریلز|آقا سید محسن(۳)
undefined @yekiazma_tv

۶:۳۴

thumbnail
undefinedیکی دیگه از شهدای روحانی مدافع حرم ایرانی در عراق شهید احمد قنبری هستن
undefinedاین شهید بزرگوار نخستین روحانی شهید مدافع حرم اصفهانی بود،وی برای تحصیل در حوزه علمیه به نجف رفته بود.
undefinedیکی از همرزمان شهید احمد قنبری در مورد او میگفت: تمام دارایی‌اش از مال دنیا یک چمدان قدیمی و چند دست لباس و تعدادی کتاب درسی حوزه بود که با خودش از نجف برای جهاد با داعشی ها به سامرا آورده بود.با جدیت و سماجتی که داشت به جمع بچه‌های حزب الله عراق پیوست و با اصرار زیاد توانستیم حدود 10 روز او را به عنوان مربی عقیدتی و مترجم زبان عربی در آموزش نظامی در جمع خودمان نگه داریم؛ اما از آنجا که عاشق روبرو شدن و جهاد علیه تکفیری‌ها و داعشی‌ها بود تاب و قرار ماندن نداشت و پس از مدت کوتاهی به جمع رزمندگان در منطقه عملیاتی فلوجه عراق پیوست.
undefinedاین شهید عزیز در سال ۹۴ هنگام نبرد با تروریست‌های داعش همراه چند تن از رزمندگان مقاومت «عصائب اهل الحق» عراق در پالایشگاه بیجی به شهادت رسید. و پس از دوسال با آزادسازی ارتفاعات حمرین در شهرستان الحویجه عراق از دست تروریست‌های داعش، پیکر مطهر این شهید کشف و شناسایی شد.
undefined @yekiazma_tv

۶:۴۴