خورشید هر روز صبح در سپیده دم، از میان سرخی خون بر می خیزد.آنان که سرخی شفق را می بینند، منتظر سپیدی خورشید هستند.شهادت پایان راه نیست...
#شهید_یحیی_السنوار
@yotla98
#شهید_یحیی_السنوار
@yotla98
۱۵:۲۶
انوﺍﻉ ﺗﺄﻳﻴﺪهای ﺍﻟﻬﻲ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ
ﺗﺄﻳﻴﺪ ﺑﺎ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺟﺒﺮﺋﻴﻞإِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺭﻭﺡ ﺍﻟﻘﺪﺱ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺑﺨﺸﻴﺪم.(مائده ١١٠)
ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﻟﻬﻲوَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺣﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪﺷﺎﻥ ﺳﺎﺧﺘﻪ.(مجادله٢٢)
ﺗﺄﻳﻴﺪ ﺑﺎ ﻳﺎﺭﻱ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥهُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ ﺍﻭﺳﺖ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻳﺎﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﺳﺎﺧﺖ .(انفال٦٢)
ﺗﺄﻳﻴﺪ ﺑﺎ ﻟﺸﻜﺮﻳﺎﻥ ﻧﺎﭘﻴﺪﺍﻱ ﺍﻟﻬﻲوَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَاﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺸﻜﺮﻳﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺪﻳﺪﻳﺪ ، ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﺳﺎﺧﺖ (توبه٤٠)
#قرآن_کتاب_زندگی #از_قران_بیاموزیم #آشوبم_آرامشم_تویی #آیه_های_عشق #خدا_را_در_زندگی_احساس_کنیم #اعتقادی
@yotla98
#قرآن_کتاب_زندگی #از_قران_بیاموزیم #آشوبم_آرامشم_تویی #آیه_های_عشق #خدا_را_در_زندگی_احساس_کنیم #اعتقادی
@yotla98
۱۰:۴۲
مرد ثروتمندی که زن و فرزند نداشت، تمام کارگرانش را برای صرف شام دعوت کرد.
جلوی آنها یک جلد قرآن مجید و مقداری پول گذاشت و هنگامی که از صرف شام فارغ شدند از آنها پرسید قرآن را انتخاب میکنید یا پول را...؟!
اول از نگهبان شروع کرد و گفت یکی را انتخاب کنید:
نگهبان گفت آرزو دارم که قرآن را انتخاب کنم ولی تلاوت قرآن را بلد نیستم پس پول را میگیرم که فایدهی آن با توجه به وضعیت من بیشتر هست و پول را انتخاب کرد.
سپس از کشاورزی که پیش او کار میکرد خواست یکی را انتخاب کند:
کشاورز گفت زن من خیلی مریض است و نیاز به پول دارم تا او را معالجه کنم اگر مریضی او نبود قطعا قرآن را انتخاب میکردم ولی فعلا پول را انتخاب میکنم.
سپس از آشپز پرسید که قرآن را انتخاب میکنید یا پول را؟
آشپز گفت من تلاوت قرآن را خیلی دوست دارم ولی من پیوسته مشغول کار هستم ، وقتی برای قرائت قرآن ندارم بنابراین پول را بر میگزینم...
نوبت رسید به پسری که مسئول حیوانات بود[این پسر خیلی فقیر بود]
مرد ثروتمند گفت من یقین دارم که تو پول را انتخاب میکنی تا غذا بخری یا به جای این کفش پارهی خود کفش جدیدی بخری
پسر گفت: درست است که من نیاز دارم کفش نو بخرم یا اینکه مرغی بخرم و با مادرم میل کنم ؛ ولی من قرآن را انتخاب میکنم ، چرا که مادرم گفته است:
یک کلمه از جانب خداوند تبارک و تعالی ارزشمندتر از هر چیز است و مزه و طعم آن از عسل هم شیرینتر است
قرآن را برداشت ؛ بوسهای بر آن زد و آن را گشود تا بخواند ؛ بین آن دو پاکت دید:در یکی از آنها ده برابر آن مبلغی بود که بر میز غذا وجود داشتدر دیگری وصیتنامهای بود که ایشان را وارث تمام اموال و دارایی مرد ثروتمند قلمداد میکرد.
مـــــــرد ثروتمند گفــــــت: هر کسی گمانش نسبت به خداوند خوب باشد خدا او را ناامید نمیکند.
گمان شما نسبت به پروردگار جهانیان چگونه است؟!؟
آيه 124 سوره مباركه «طه» رويگردانی و اعراض از ذكر و ياد خدا را عامل اصلی تنگدستی و سختی در زندگی انسان معرفی میكند:
«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى»
پس تلاش کنیم از خدا و قرآن فاصله نگیریم.
سعی کنیم یه جوری زندگی کنیمکه خدا راضی باشه نه بندهی خدا
#قرآن_کتاب_زندگی #از_قرآن_بیاموزیم #آشوبم_آرامشم_تویی #آیه_های_عشق #خدا_را_در_زندگی_احساس_کنیم
@yotla98
جلوی آنها یک جلد قرآن مجید و مقداری پول گذاشت و هنگامی که از صرف شام فارغ شدند از آنها پرسید قرآن را انتخاب میکنید یا پول را...؟!
اول از نگهبان شروع کرد و گفت یکی را انتخاب کنید:
نگهبان گفت آرزو دارم که قرآن را انتخاب کنم ولی تلاوت قرآن را بلد نیستم پس پول را میگیرم که فایدهی آن با توجه به وضعیت من بیشتر هست و پول را انتخاب کرد.
سپس از کشاورزی که پیش او کار میکرد خواست یکی را انتخاب کند:
کشاورز گفت زن من خیلی مریض است و نیاز به پول دارم تا او را معالجه کنم اگر مریضی او نبود قطعا قرآن را انتخاب میکردم ولی فعلا پول را انتخاب میکنم.
سپس از آشپز پرسید که قرآن را انتخاب میکنید یا پول را؟
آشپز گفت من تلاوت قرآن را خیلی دوست دارم ولی من پیوسته مشغول کار هستم ، وقتی برای قرائت قرآن ندارم بنابراین پول را بر میگزینم...
نوبت رسید به پسری که مسئول حیوانات بود[این پسر خیلی فقیر بود]
مرد ثروتمند گفت من یقین دارم که تو پول را انتخاب میکنی تا غذا بخری یا به جای این کفش پارهی خود کفش جدیدی بخری
پسر گفت: درست است که من نیاز دارم کفش نو بخرم یا اینکه مرغی بخرم و با مادرم میل کنم ؛ ولی من قرآن را انتخاب میکنم ، چرا که مادرم گفته است:
یک کلمه از جانب خداوند تبارک و تعالی ارزشمندتر از هر چیز است و مزه و طعم آن از عسل هم شیرینتر است
قرآن را برداشت ؛ بوسهای بر آن زد و آن را گشود تا بخواند ؛ بین آن دو پاکت دید:در یکی از آنها ده برابر آن مبلغی بود که بر میز غذا وجود داشتدر دیگری وصیتنامهای بود که ایشان را وارث تمام اموال و دارایی مرد ثروتمند قلمداد میکرد.
مـــــــرد ثروتمند گفــــــت: هر کسی گمانش نسبت به خداوند خوب باشد خدا او را ناامید نمیکند.
گمان شما نسبت به پروردگار جهانیان چگونه است؟!؟
آيه 124 سوره مباركه «طه» رويگردانی و اعراض از ذكر و ياد خدا را عامل اصلی تنگدستی و سختی در زندگی انسان معرفی میكند:
«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى»
پس تلاش کنیم از خدا و قرآن فاصله نگیریم.
سعی کنیم یه جوری زندگی کنیمکه خدا راضی باشه نه بندهی خدا
#قرآن_کتاب_زندگی #از_قرآن_بیاموزیم #آشوبم_آرامشم_تویی #آیه_های_عشق #خدا_را_در_زندگی_احساس_کنیم
۱۸:۰۲
در عصر انفجار اطلاعات، رسانهها جهان را در دست گرفتهاند، اما آیا رسانه پدیدهای نوین است؟ در نخستین جلسه از سلسله مباحث «نقش رسانه در قیام امام حسین (ع)»، به جنگی رسانهای میپردازیم که از صدر اسلام آغاز شد و تا امروز ادامه دارد.
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#حقیقت_و_باطل#شایعه_پراکنی#برچسب_زنی#تحریف_تاریخ#درس_های_امروز
۲۳:۴۶
«وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» (اسراء/۸۱)
جلسه گذشته، یزید با نامههای تهدیدآمیزش، جنگ رسانهای را علیه امام آغاز کرد. اما ماجرای کوفه چیز دیگری بود: جنگی پنهان میان شور مردم و مکر امویان!
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#کوفه#مسلم_بن_عقیل#فریب_رسانهای#ابن_زیاد#شایعه#قاضی_شریح#بیداری#درس_های_امروز
۲۱:۲۰
«مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا» (احزاب/۲۳)
پس از نبرد رسانهای کوفه و فریب مردم توسط ابنزیاد، نوبت به فرمانده اصلی، اباعبدالله الحسین (ع) رسید. در جلسه سوم، ماجرای خطابههای آتشین امام در مسیر کربلا و میدان نبرد را بررسی کردیم؛ جایی که کلام، سلاح روشنگری شد.
در ذی حُسَم، در برابر سپاه حُرّ، فرمودند: «آیا نمیبینید به حق عمل نمیشود و از باطل دوری نمیشود؟ من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز خواری نمیبینم!» این کلام، وجدانها را بیدار کرد و هشداری سخت بر سکوتکنندگان بود.این خطابهها، بر قلبهایی چون حُرّ بن یزید ریاحی و زهیر بن قین اثر گذاشت و آنان را از صف باطل جدا کرد و به یاری امام آورد. برخی دیگر از سپاه عمر سعد نیز در شب عاشورا، به کاروان امام پیوستند.
معرفی خود و نسب پاک: امام دائم، خود را نوه پیامبر و فرزند علی (ع) معرفی کردند تا نقاب فریب از چهره یزید بیفتد.شعار «یا محمد» روی پرچمها: پاسخی کوبنده به برچسب «خارج از دین».«هیهات منا الذله»: مانیفست ابدی آزادی و نماد عدم پذیرش ذلت.رجزخوانی شهدا: رجزهایی چون «وَاللَّهِ لَا أَشْرَبُ الْمَاءَ وَ سَيِّدِي حُسَيْنٌ عَطْشَانُ» (حضرت عباس) یا «الموت اولی من رکوب العار» (امام حسین ع)، بیانیههای اعتقادی و شجاعتبار بودند.اقامه نماز ظهر عاشورا: اوج دینمداری و نماد عملی احیای دین در میدان نبرد.شهادت علی اصغر (ع) بر دست امام: اوج مظلومیت نمایی و نماد قساوت دشمن؛ رسانهای تصویری و جاودانه از یک جنایت بیسابقه.
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#خطبه#تبیین#اتمام_حجت#کنش_رسانه_ای#رجز#هیهات_منا_الذله
۲۱:۳۲
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا...» (حجرات/۶)
پس از شهادت مسلم در کوفه و خطبههای روشنگرانه امام، بنیامیه نبرد را در جبهه "شایعهپراکنی و تحریف" به اوج رساندند. در جلسه چهارم دیدیم که چگونه "ارتش نامرئی فریب"، با چند تاکتیک شیطانی، سایه جنگ را نهادینه و حقیقت را وارونه کرد:
جارچیها: مانند «خبرگزاریهای سیار»، فرمانهای تهدید و شایعات را در تمام شهرها و بازارها فریاد میزدند. تبلیغگران و تحلیلگران میدانی: افراد عادی (مثل سبزیفروشها، رانندگان تاکسی) با روایتهای شخصیسازی شده و آلوده به دروغ، تحلیلهای جهتدار خود را پخش میکردند. اینها مهندسی تدریجی اذهان عمومی بود!
سوءاستفاده از چهرههای تأثیرگذار: اقداماتی مانند لشکرکشی عمر بن سعد و اولین تیر او به سمت خیمهها، به مردم این پیام را میداد که اگر یک فرمانده سرشناس در این جنگ حاضر است، پس جنگ مشروع است!
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#شایعه_پراکنی#تحریف#دشمن_هراسی#سواد_رسانهای#فریب_افکار_عمومی
۲۱:۵۱
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...» (توبه/۱۱۱)
در جلسات پیشین، دیدیم چگونه بنیامیه با لشکر نامرئی شایعات و فریب، اذهان را به بازی گرفت. اما در روز عاشورا، نبرد به اوج خود رسید: نه فقط با شمشیر، بلکه با کلام و کنشهای رسانهای که امام حسین (ع) و یارانش، هنرمندانه کارگردانی کردند! در جلسه پنجم، به اوج عملیات رسانهای جبهه حق در میدان نبرد پرداختیم.
با "مَنْ أَنَا؟"، به برچسب "خارجی" پاسخ دادند. با سؤال "هَلْ يَحِلُّ لَكُمْ قَتْلِي؟"، وجدانها را به چالش کشیدند.
نماز ظهر عاشورا در اوج درگیری، نمادی آشکار بود که نشان میداد هدف، اقامه دین است، نه قدرتطلبی.
طلب آب در آخرین لحظات: حتی در اوج جراحات، طلب آب امام، آخرین اتمام حجت بر قساوت بیحد دشمن بود؛ سندی محکم بر عطش و مظلومیتی که انسانیت در کربلا متحمل شد.
بریر بن خضیر: عالم و فقیهی که با سخنان خود، وظیفه عالم در میدان جهاد را نشان داد.* عمرو بن جناده: شهادت نوجوان ۱۱ ساله و بصیرت مادرش، پیامی رسانهای از آگاهی عمیق در جبهه حق بود.
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#عاشورا#مظلومیت#حقیقت#سلبریتی_جبهه_حق#شهادت_علی_اصغر#نماز_عاشورا
۲۱:۴۱
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...» (توبه/۱۱۱)
در جلسات پیشین، دیدیم چگونه بنیامیه با لشکر نامرئی شایعات و فریب، اذهان را به بازی گرفت. اما در روز عاشورا، نبرد به اوج خود رسید: نه فقط با شمشیر، بلکه با کلام و کنشهای رسانهای که امام حسین (ع) و یارانش، هنرمندانه کارگردانی کردند! در جلسه پنجم، به اوج عملیات رسانهای جبهه حق در میدان نبرد پرداختیم.
با "مَنْ أَنَا؟"، به برچسب "خارجی" پاسخ دادند. با سؤال "هَلْ يَحِلُّ لَكُمْ قَتْلِي؟"، وجدانها را به چالش کشیدند.
نماز ظهر عاشورا در اوج درگیری، نمادی آشکار بود که نشان میداد هدف، اقامه دین است، نه قدرتطلبی.
طلب آب در آخرین لحظات: حتی در اوج جراحات، طلب آب امام، آخرین اتمام حجت بر قساوت بیحد دشمن بود؛ سندی محکم بر عطش و مظلومیتی که انسانیت در کربلا متحمل شد.
بریر بن خضیر: عالم و فقیهی که با سخنان خود، وظیفه عالم در میدان جهاد را نشان داد.* عمرو بن جناده: شهادت نوجوان ۱۱ ساله و بصیرت مادرش، پیامی رسانهای از آگاهی عمیق در جبهه حق بود.
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#عاشورا#مظلومیت#حقیقت#سلبریتی_جبهه_حق#شهادت_علی_اصغر#نماز_عاشورا
۲۱:۴۹
«فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا وَنَرَاهُ قَرِيبًا» (معارج/۵-۷)
در ششمین جلسه، از شهادت امام حسین (ع) و یارانش سخن گفتیم که چگونه خون، رسانهای جاودانه شد. اما امروز، در جلسه هفتم، به فاز نهایی نبرد رسانهای میپردازیم: کاروان اسارت! دشمن گمان میکرد با اسارت اهل بیت (ع)، پرونده کربلا بسته میشود، اما غافل از آنکه کاروان اسیر، خود به قویترین "رسانه سیار" برای افشای باطل تبدیل شد!
در مجلس یزید (شام): در پایتخت دشمن، در اوج غرور یزید، زینب (س) با شجاعت بینظیر خطبه طوفانی خواندند و یزید را خطاب قرار دادند: «أ ظَنَنْتَ يا يَزيدُ... أَنَّ بِاللَّهِ هَواناً عَلَيْكَ وَ بِنا مَهاناً؟... فَکِدْ کَیدَكَ... فَوَاللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا، وَ لَا تُمِیتُ وَحْیَنَا...» (ای یزید! گمان میکنی ما خوار و تو گرامی شدهای؟... هر نیرنگی داری به کار ببر... سوگند به خدا، هرگز نمیتوانی نام ما را محو کنی...) این خطبه، مانیفست پیروزی رسانهای جبههی حق بود که یزید را در پایتخت خودش رسوا ساخت و تحریف مشروعیت حکومتش را باطل کرد! «ما رأیت الا جمیلا»: این جمله کوتاه حضرت زینب (س) در اوج مصیبت، اوج بصیرت و حکمت اهل بیت (ع) بود. این کلام، معنای پیروزی را از ظاهر مادی به باطن معنوی تغییر داد و فهم دیگری از شهادت را برای تاریخ رقم زد.
امام سجاد (ع) از تریبون دشمن (منبر یزید در شام) برای معرفی خود و اهل بیت (ع) استفاده کردند و دروغ سیساله بنیامیه که آنها را خارج از دین نشان میداد، آشکار ساختند. سخنان ایشان، باورهای غلط مردم شام را متزلزل کرد.
کاروان اسرا، خود یک "نمایش زنده و مستمر" از مظلومیت بود. هر زنجیر، هر اشک، هر نگاه مظلومانه، یک پیام رسانهای تصویری بود که جنایت را فریاد میکرد.
پیرمرد شامی: با دیدن امام سجاد (ع) و شنیدن کلام حق، به حقیقت پی برد و در مقابل یزید اعتراض کرد و به همین دلیل به شهادت رسید. خون او، اثبات دیگری بر حقانیت اهل بیت (ع) شد.* کنیز یزید: با مشاهده عفت و عظمت حضرت زینب (س) در بازار شام، به حقیقت پی برد و به اهل بیت (ع) یاری رساند.
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#حضرت_زینب#امام_سجاد#اسارت#تحریف_زدایی#صبر_جمیل#پیرمرد_شامی
۲۲:۳۳
«وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ» (بقره/۴۲)
پس از فاجعه عاشورا، بنیامیه با تمام قوا وارد فاز سوم جنگ رسانهای خود شد: "تحریف و توجیه"**! آنها تلاش کردند با دروغ، جای شهید و جلاد را عوض کنند و گناه این جنایت عظیم را از دوش خود بردارند. در جلسه هشتم، این **"نبرد روایتها"ی پس از کربلا را بررسی کردیم.
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#تحریف#شایعه#تاریخ_جعلی#سواد_رسانهای#بازنمایی#وظیفه_تبیین
۱۷:۳۶
«وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ... إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ... وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا» (شعراء/۲۲۴-۲۲۷)
پس از اینکه اهل بیت (ع) در کوفه و شام، چهره واقعی بنیامیه را رسوا کردند، دشمن گمان میبرد داستان کربلا تمام شده! اما در جلسه نهم دیدیم که میراث رسانهای عاشورا، با ابزارهایی از جنس عشق و هنر، تازه آغاز شد و حقیقت را برای همیشه سند زد!
حضرت زینب (س)؛ پایهگذار عزاداری عمومی: پس از بازگشت به مدینه، ایشان به صورت علنی و سازمانیافته، هر شبانهروز بر مزار پیامبر (ص) به مرثیهسرایی پرداختند. مردم مدینه، حتی پیش از ورود کاروان، شهر را سیاهپوش کرده و عزاداری نمادین برپا کردند. نالههای "وا محمداه! وا حسیناه!" ایشان، دلها را تسخیر کرد و عمق جنایت امویان را به تصویر کشید. امام سجاد (ع)؛ نماد حزن حسینی: ایشان با گریههای بیامان و یادآوری مصیبت تشنگی پدر (مثل گریه بر آب)، فرهنگ گریه و عزاداری را در جامعه نهادینه کردند. این حزن، خود یک رسانه مداوم برای زنده نگه داشتن کربلا شد.
دعبل خزاعی؛ شاعر انقلاب: در دوران خفقان عباسیان، با اشعار خود همچون "أَفاطِمُ لَو خِلتِ الحُسینَ مُجَدَّلًا..."، مبارزه با تحریف را ادامه داد و یاد کربلا را زنده نگه داشت.
مجالس عزاداری: اولین مجالس توسط اهل بیت (ع) برپا شد. اینها «برنامههای رسانهای زندهای» هستند که واقعه کربلا را «بازسازی» میکنند، عواطف را درگیر میسازند و بصیرت را عمیقتر میکنند. ائمه (ع) همواره به برپایی این مجالس و سیاهپوشی در محرم توصیه کرده و خود به آن عمل مینمودند. نمادهای عزاداری (پرچمها، کتلها، دستجات، نذریها): اینها «رسانههای بصری» هستند که پیامی از حزن و مبارزه و وفاداری را به جامعه منتقل میکنند و عاشورا را به یک "برند هویتبخش جهانی" تبدیل کردهاند.
عاشورا نشان داد که فرهنگ، هنر و عاطفه، قویترین ابزارهای رسانهای برای حفظ و انتقال پیام حق هستند.* حقیقت، حتی در اوج سرکوب، راه خود را از طریق میراثداران امین پیدا میکند و تا ابد ماندگار و الهامبخش خواهد بود.
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#عزاداری#مرثیه#زیارت#شعائر_حسینی#فرزدق#حضرت_زینب#امام_سجاد
۱۸:۴۲
«قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي...» (یوسف/۱۰۸)
در ده جلسه گذشته، سفری شگفتانگیز به دل "جنگ رسانهای" کربلا داشتیم. از دسیسههای امویان (تحریف، شایعه، برچسبزنی) تا رشادتهای رسانهای امام حسین (ع) و اهل بیت در تبیین حقیقت. امروز، در آخرین جلسه، آموختههایمان را برای کاربرد در "دنیای امروز" جمعبندی میکنیم:
دشمنهراسی: دیروز ابن زیاد از «لشکر خیالی یزید» ترساند، امروز از «تهدیدات موهوم» میترسانند! *سوءاستفاده از چهرهها: دیروز قاضی شریح فتوا داد، امروز عالمان و سلبریتیها را به خدمت میگیرند. *جنگ روایتها: همان نبرد است... فقط ابزارها به اینترنت و شبکههای اجتماعی تغییر کردهاند.
2. **مسئولیت تبیین و روشنگری: سکوت در برابر دروغ، به معنای تأیید باطل است. هر یک از ما، در عصر شبکههای اجتماعی، خود یک رسانه هستیم! باید حقیقت را تبیین و منتشر کنیم.3. ایستادگی بر حقیقت: در برابر جو یأس و ناامیدی، باید با روحیه "هیهات منا الذله" ایستادگی کنیم.4. نقش هنر و شعائر: عاشورا آموخت که زیارت، عزاداری، شعر و هنر متعالی، قویترین «رسانههای عشق و آگاهی» هستند که توانایی دارند پیام حق را از نسلها عبور دهند. اینها، میراثی جاودانه برای درک حقیقتاند.
جمعبندی ده جلسه: کربلا، تابلویی بینظیر از نبرد حق و باطل در میدان رسانه است. رسانه، در ذات خود نه خوب است و نه بد؛ این انسانها هستند که ماهیت آن را تعیین میکنند. میتواند ابزار روشنگری یا ابزار فریب باشد. درس عاشورا این است که جهاد تبیین و روشنگری، رسالتی است که هرگز تعطیل نمیشود، زیرا نبرد حق و باطل، تا روز قیامت ادامه دارد.
#رسانه_در_تاریخ#امام_حسین#جنگ_رسانهای#کربلا#سواد_رسانهای#بصیرت#جهاد_تبیین#شایعه#تحریف#مسئولیت_رسانه
۴:۱۳
بسم الله الرحمن الرحیم
زینب (س): فریاد حقیقت در اوج تاریکی! 
«قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي...» (یوسف/۱۰۸)
در کوچه پس کوچههای کوفه و در دربار یزید، پس از عاشورا، یک نام درخشید: "زینب کبری (سلام الله علیها)". نه با شمشیر، بلکه با کلام! نه با سازش، بلکه با روشنگری!
آیا میدانستید؟خطبههای حضرت زینب (س) بیش از یک روایت تاریخی سادهاند؛ آنها دانشگاهی کامل برای:
عقلانیت: چگونه با استناد به قرآن (مثل آیه ۹۲ نحل برای پیمانشکنان کوفه)، منطق دشمن را در هم شکست و حتی او را به عذاب الهی تهدید کرد، با وجود آن همه مصیبت و اندوه؟
«إِنَّما مَثَلُكُم كَمَثَلِ الَّتِی نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ أَنكَاثاً»*.
شجاعت: چه قدرتی باعث شد ایشان در اوج اسارت، خطاب به یزید مستبد، با کلماتی چون "لئیم"، "فاسق" و "فاجر" او را رسوا کند و فریاد بزند: «کِدْ کَیْدَکَ، وَ اسْعَ سَعْیَکَ، فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا وَ لَا تُمِیتُ وَحْینَا...» (هر حیلهای داری به کار گیر، هر تلاشی داری بنما، به خدا سوگند، یاد و نام ما را محو و وحی ما را نابود نخواهی کرد.)؟
* صبر هدفمند: چطور در مقابل چشمان قاتل عزیزانش در اوج خفقان، با بیانی آسمانی فرمود: «ما رَأيتُ إلّا جَميلاً.» (من جز زیبایی ندیدم.) این کلام، تجلیگاه آیه «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (بقره/۱۵۶) و تفسیری عمیق از ماهیت شهادت و رسیدن به لقاءالله بود.
درس زینب (س) برای امروز ما چیست؟در دنیای پر از تحریف و فریب، هر یک از ما یک "زینب" بالقوه هستیم:
با بصیرت قرآنی، حقیقت را تبیین کنیم.
با شجاعت، در برابر ظلم بایستیم.
با صبر فعال، مأموریت خود را به سرانجام برسانیم.
زینب (س) نگفت: "فقط گریه کنید"؛ گفت: "فریاد بزنید که چرا حسین مرا کشتید!"این، همان "جهاد تبیین" است!
این متن، خلاصهاای از یک جلسه سخنرانی است که به بررسی ابعاد شگرف خطبههای حضرت زینب (س) پرداخته است.
#حضرت_زینب_س#خطبه_زینب#عاشورا#جهاد_تبیین#شجاعت#عقلانیت#صبر #کربلا#بصیرت#پیام_عاشورا
@yotla98
«قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي...» (یوسف/۱۰۸)
در کوچه پس کوچههای کوفه و در دربار یزید، پس از عاشورا، یک نام درخشید: "زینب کبری (سلام الله علیها)". نه با شمشیر، بلکه با کلام! نه با سازش، بلکه با روشنگری!
آیا میدانستید؟خطبههای حضرت زینب (س) بیش از یک روایت تاریخی سادهاند؛ آنها دانشگاهی کامل برای:
عقلانیت: چگونه با استناد به قرآن (مثل آیه ۹۲ نحل برای پیمانشکنان کوفه)، منطق دشمن را در هم شکست و حتی او را به عذاب الهی تهدید کرد، با وجود آن همه مصیبت و اندوه؟
«إِنَّما مَثَلُكُم كَمَثَلِ الَّتِی نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ أَنكَاثاً»*.
شجاعت: چه قدرتی باعث شد ایشان در اوج اسارت، خطاب به یزید مستبد، با کلماتی چون "لئیم"، "فاسق" و "فاجر" او را رسوا کند و فریاد بزند: «کِدْ کَیْدَکَ، وَ اسْعَ سَعْیَکَ، فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا وَ لَا تُمِیتُ وَحْینَا...» (هر حیلهای داری به کار گیر، هر تلاشی داری بنما، به خدا سوگند، یاد و نام ما را محو و وحی ما را نابود نخواهی کرد.)؟
* صبر هدفمند: چطور در مقابل چشمان قاتل عزیزانش در اوج خفقان، با بیانی آسمانی فرمود: «ما رَأيتُ إلّا جَميلاً.» (من جز زیبایی ندیدم.) این کلام، تجلیگاه آیه «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (بقره/۱۵۶) و تفسیری عمیق از ماهیت شهادت و رسیدن به لقاءالله بود.
درس زینب (س) برای امروز ما چیست؟در دنیای پر از تحریف و فریب، هر یک از ما یک "زینب" بالقوه هستیم:
این متن، خلاصهاای از یک جلسه سخنرانی است که به بررسی ابعاد شگرف خطبههای حضرت زینب (س) پرداخته است.
#حضرت_زینب_س#خطبه_زینب#عاشورا#جهاد_تبیین#شجاعت#عقلانیت#صبر #کربلا#بصیرت#پیام_عاشورا
۱۶:۳۶
بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان: امیدِ آسمانی در شب تاریک کربلا: آغاز رسالت امام سجاد (ع) 
«هُوَ الَّذِی یُنْزِلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنْشُرُ رَحْمَتَهُ ۚ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ» (شورا/۲۸) این آیه، تصویری است از رویش امید و رحمت پس از یأس عمیق، و تجلی قدرت الهی در ناامیدترین لحظات؛ مفهومی که در شام عاشورا، با رسالت امام سجاد (ع) معنا گرفت.
در جلسه اول، به قلب تاریکترین اما الهیترین لحظات کربلا سفر میکنیم. پس از شهادت امام حسین (ع) و شعلهور شدن خیمهها، وظیفه پاسداری از آبروی رسالت و ادامه راه امامت بر دوش امام زینالعابدین (ع)، آن کوه صبر و توکل، قرار گرفت.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که امام (ع) چگونه توانست در آن هیاهوی وحشت، به یک "پناهگاه مستحکم" تبدیل شود؟
اینجا، محور اصلی بحث ما، کنشهای الهیگونه و مملو از رحمت امام سجاد (ع) در شام عاشورا است:
1. "عمه! بر شما باد به فرار!" – فرمانِ شفقت و تدبیر:
در اوج غم و سوگ حضرت زینب (س) بر پیکر امام حسین (ع)، امام (ع) از خیمه نیمسوخته بیرون آمدند و فرمودند: "عَمَّه! عَلَیْکُنَّ بِالفِرارِ!" (این روایت در اللهوف سید بن طاووس، مثیر الاحزان ابن نما حلی، بحار الانوار علامه مجلسی آمده است.)
این فرمان کوتاه، فریاد رحمت و تدبیر الهی برای حفظ ناموس اهل بیت (ع) در آن شرایط بحرانی بود؛ تصمیمی حیاتی برای بقای رسالت و نسل پیامبر (ص).
2. نجواهای امیدبخش با کودکان: دستان و کلماتی که گره از وحشت گشودند!
تصور کنید کودکان یتیم و خائف در میان شعلهها. امام (ع) از یاد هیچیک غافل نشدند: ایشان کودکان را نوازش میکردند، اشک از چشمانشان میزدودند و با کلامی آرامشبخش، مضمون توکل به خدا را به آنها میآموختند: "نترسید، خداوند با ماست... شما یتیم نیستید، خدا نگهبان شماست."
(این مضمون در بحار الانوار علامه مجلسی و ناسخ التواریخ آمده است.)
*این کنشها، لمس عاطفی و توکل عملی بود؛ بذر توکل و پناه بردن به خدا را در دلهای کوچک کاشتند.
3. دلگرمی زنان داغدار – تکیهگاهی از جنس ایمان و توکل:
امام (ع) در میان زنان خیمهها حاضر شده، به دلجویی از آنها پرداختند و با کلامی آرامشبخش، ایشان را به صبر و اعتماد به تقدیر الهی دعوت میکردند. (این مضمون در بحار الانوار علامه مجلسی و ناسخ التواریخ آمده است.)
این اقدامات، نشانهای از مهربانی عمیق امام در کنار اقتدار معنوی بود؛ اوج تجلی انسانیت و توکل به ذات باریتعالی.
این "مدیریت الهی" و "تجلی اوج انسانیت و توکل" توسط امام سجاد (ع) در آن شب هولناک، نه تنها باعث بقای فیزیکی کاروان اسرا شد، بلکه روحیه و ایمان آنها را نیز حفظ کرد. این دقیقا همان آغاز "جهاد تبیین" بود.
در جلسات آینده، به ادامه این رسالت سترگ و اقدامات امام سجاد (ع) در مسیر اسارت خواهیم پرداخت. منتظر همراهی شما هستیم.
#امام_سجاد_ع#عاشورا#شام_غریبان#امیدآفرینی#توکل_به_خدا#مدیریت_الهی#کربلا#کودکان_کربلا#صبر_زیبا#آغاز_رسالت
@yotla98
«هُوَ الَّذِی یُنْزِلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنْشُرُ رَحْمَتَهُ ۚ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ» (شورا/۲۸) این آیه، تصویری است از رویش امید و رحمت پس از یأس عمیق، و تجلی قدرت الهی در ناامیدترین لحظات؛ مفهومی که در شام عاشورا، با رسالت امام سجاد (ع) معنا گرفت.
1. "عمه! بر شما باد به فرار!" – فرمانِ شفقت و تدبیر:
2. نجواهای امیدبخش با کودکان: دستان و کلماتی که گره از وحشت گشودند!
(این مضمون در بحار الانوار علامه مجلسی و ناسخ التواریخ آمده است.)
3. دلگرمی زنان داغدار – تکیهگاهی از جنس ایمان و توکل:
#امام_سجاد_ع#عاشورا#شام_غریبان#امیدآفرینی#توکل_به_خدا#مدیریت_الهی#کربلا#کودکان_کربلا#صبر_زیبا#آغاز_رسالت
۱۴:۱۷
بسم الله الرحمن الرحیم
شعلهورتر از آتش کربلا؛ درد تحریف در چشمان امام! 
«**إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرسولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَىٰ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ**» (محمد/۳۲) این آیه، تصویری است از عناد با حق و تلاش برای نابودی هدایت؛ تلاشی که بنیامیه برای محو اهل بیت (ع) داشتند، و امام سجاد (ع) در مقابل آن ایستاد.
در جلسه دوم، به عمیقترین و دردناکترین بُعد مصیبت امام سجاد (ع) میپردازیم؛ دردی فراتر از شهادت عزیزان و اسارت: درد تحریف حقیقت در اذهان عمومی.
آیا میدانید برای چه و چگونه، امام سجاد (ع) فرمودند:"هیچ چیز برایم سختتر از آن مجلسی نبود که در کوفه نشسته بودم، درحالیکه مردم [با بیتفاوتی] درباره حج خود حرف میزدند، و سرِ [پاک] پدرم [حسین (ع)] و عمویم [عباس (ع)] و برادرانم [که تجلی دین بودند] مطرح نمیشد (یا درست یاد نمیشد)!"(منبع: الخصال شیخ صدوق، ج ۱، ص ۷۶؛ کامل الزیارات ابن قولویه، ص ۴۹۸)
این یعنی جنگ روایتها! جنگ بر سر حقیقت و هویت!
هدف بنیامیه پس از کربلا فقط کشتن نبود؛ محو کامل هویت اهل بیت (ع) و جایگزینی خودشان به عنوان اهل بیت پیامبر (ص) بود: سالها امام علی (ع) را بر منابر لعن میکردند تا جایگاهش را تخریب کنند.
حسین (ع) را "خارجی" نامیدند و خون پاکش را حلال شمردند. یزید در شام، با تکیه بر اشعار باطل ابن زبعری و تحریف آیات قرآن (همچون آیه ۱۰ یونس یا اشارات به آیه ۱۰ یوسف)، جنایت خود را توجیه میکرد و وحی را کتمان مینمود.
*
اما در دل همین درد بزرگ، امام سجاد (ع) با تدبیر الهی، باز هم بذر امید کاشتند: *اقدام عملی در واقعه حره: وقتی لشکر یزید مدینه را به خاک و خون کشید، امام سجاد (ع) با پناه دادن به بیش از ۴۰۰ خانواده (حتی از دشمنانشان) (کشف الغمة، ج ۲، ص ۲۹۲) و مذاکره حکیمانه با فرمانده ظالم مسلم بن عقبه (تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۹۷)، جان بنیهاشم و بسیاری از مردم را نجات دادند. این نه تنها مدیریت بحران، بلکه نمایشی از کرامت و رأفت اهل بیت (ع) در اوج فاجعه بود. *جنگ با تحریف با اشک: گریههای دائمی امام (ع) بر مصائب کربلا، نه از سر ضعف، بلکه سلاحی برای زنده نگه داشتن حقیقت و مبارزه با توطئه فراموشی و تحریف بود. این اشکها، جامعه را به یاد ظلم و مظلومیت میانداخت و حقیقت را از میان هزاران دروغ نجات میداد.
این مبارزه بیوقفه، اوج امید به بقای حقیقت و بیدارسازی جامعه بود.
#امام_سجاد#دردناکترین_گریه#تحریف#امیدآفرینی#مدیریت_بحران#واقعه_حره#جهاد_تبیین#بنی_امیه
@yotla98
«**إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرسولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَىٰ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ**» (محمد/۳۲) این آیه، تصویری است از عناد با حق و تلاش برای نابودی هدایت؛ تلاشی که بنیامیه برای محو اهل بیت (ع) داشتند، و امام سجاد (ع) در مقابل آن ایستاد.
هدف بنیامیه پس از کربلا فقط کشتن نبود؛ محو کامل هویت اهل بیت (ع) و جایگزینی خودشان به عنوان اهل بیت پیامبر (ص) بود: سالها امام علی (ع) را بر منابر لعن میکردند تا جایگاهش را تخریب کنند.
حسین (ع) را "خارجی" نامیدند و خون پاکش را حلال شمردند. یزید در شام، با تکیه بر اشعار باطل ابن زبعری و تحریف آیات قرآن (همچون آیه ۱۰ یونس یا اشارات به آیه ۱۰ یوسف)، جنایت خود را توجیه میکرد و وحی را کتمان مینمود.
*
#امام_سجاد#دردناکترین_گریه#تحریف#امیدآفرینی#مدیریت_بحران#واقعه_حره#جهاد_تبیین#بنی_امیه
۱۳:۵۱
بسم الله الرحمن الرحیم
از نهضت قلم تا دانشگاه بیکران؛ راز بقای مکتب اهلبیت (ع)! 
«**فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ**» (اعراف/۱۱۸) این آیه، تصویری است از پیروزی حق بر باطل و نابودی سحر ساحران؛ مفهومی که در استراتژی پنهان امام سجاد (ع) برای احیای معارف نمود یافت.
آیا میدانید در زمانهای که نوشتن حدیث پیامبر (ص) ممنوع بود و هر ندای حق خاموش میشد، امام سجاد (ع) چه کردند؟
ایشان با اقدامات استراتژیک، بنیان یک نهضت علمی جهانی را گذاشتند:
1. صحیفه سجادیه؛ زبور آل محمد (ص) و اولین کتاب مدون از یک امام!
در اوج خفقان، امام (ع) عالیترین معارف عقیدتی، اخلاقی و حتی فقهی را در قالب دعا نگاشتند. این صحیفه، نه فقط کتابی برای راز و نیاز، بلکه منشور مبارزه با تحریف و آبشخور سیراب شدن دلهای تشنه معرفت شد. با این دعاها، تهمت "خارجی بودن" از اهلبیت، رنگ باخت! (صحیفه سجادیه، رسالة الحقوق)
2. تربیت یاران متعهد؛ استراتژی هوشمندانه کادرسازی!
امام (ع) در اقدامی بیسابقه، یاران را (که در آن زمان برای حفظ جان خود بعضاً به عنوان برده زندگی میکردند) با معارف ناب اهلبیت (ع) تربیت کرده و سپس آزاد میساختند! این افرادِ آموزشدیده، بیصدا در جامعه پراکنده میشدند و هستههای اولیه مکتب تشیع را تشکیل میدادند. آیا میدانید امام (ع) از شدت غربت، فرموده بودند: "ما تنها ۳ یا ۴ دوستدار حقیقی داریم!" (بحارالأنوار، ج ۴۶، ص ۱۰۴) اینجاست که ارزش این کادرسازی پنهان، نمایان میشود! (کافی، ج ۸، ص ۱۷۲)
3. پایگاه مقاومت فرهنگی؛ مجالس سوگواری.
در دورانی که هدف دشمن محو کامل یاد کربلا بود، گریههای دائمی امام (ع) و تأکید بر برپایی مجالس سوگواری (گرچه پنهانی)، سلاحی قدرتمند برای زنده نگه داشتن حقیقت و انتقال عشق اهلبیت به نسلهای بعدی شد.
این نهضت پنهان، بذر "دانشگاه بزرگ شیعه" در دوران امام باقر (ع) و امام صادق (ع) شد!
رمز بقای مکتب اهلبیت (ع)، در همین تدبیر، بصیرت و امید به آینده امام سجاد (ع) بود.
#امام_سجاد#صحیفه_سجادیه#رسالة_الحقوق#تربیت_شاگرد#نهضت_علمی#امیدآفرینی#بقا_مکتب#جهاد_فرهنگی
@yotla98
«**فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ**» (اعراف/۱۱۸) این آیه، تصویری است از پیروزی حق بر باطل و نابودی سحر ساحران؛ مفهومی که در استراتژی پنهان امام سجاد (ع) برای احیای معارف نمود یافت.
1. صحیفه سجادیه؛ زبور آل محمد (ص) و اولین کتاب مدون از یک امام!
2. تربیت یاران متعهد؛ استراتژی هوشمندانه کادرسازی!
3. پایگاه مقاومت فرهنگی؛ مجالس سوگواری.
#امام_سجاد#صحیفه_سجادیه#رسالة_الحقوق#تربیت_شاگرد#نهضت_علمی#امیدآفرینی#بقا_مکتب#جهاد_فرهنگی
۱۹:۳۹
سلام بر همهی عاشقان امام حسین (ع)! ایام اربعین است و قلبها همه در هوای کربلا.
آیا میدانستید زیارت اربعین، تنها زیارتی است که از سوی معصومین (ع) ویژه و مؤکد برای امام حسین (ع) توصیه شده است؟ این نه فقط یک سنت، بلکه یکی از پنج علامت مؤمن است!
مبارزه با ظلم و فساد: اربعین یعنی بیعت با حق و برائت از ظالم، حتی اگر به اسم دین باشد.بصیرت و روشنگری: در عصر شبهات، باید خود را از جهالت نجات دهیم و دیگران را آگاه کنیم.پرهیز از دنیاپرستی: دنیاپرستی، همان ریشهای است که یزید و یزیدیان را به وجود آورد.احیای ارزشهای دینی: امر به معروف، نهی از منکر، نماز و زکات، ستونهای جامعه حسینیاند.
#اربعین#کربلا#امام_حسین#لبیک_یا_حسین#جهاد_تبیین#انتظار_فرج#بصیرت_حسینی#راه_اربعین#پیاده_روی_اربعین#یا_حسین
۱۸:۴۴
آغاز امامت خورشید پنهان، مهدی موعود (عج)، آغاز روییدن امید در دلهای پژمرده است.
جهان، در غربت خویش،به یاد آن وعدهٔ سبز آرام میگیرد؛و هر دلِ عاشق، با زمزمهٔ «اَینَ المُعِزُّ اولیاء»،راهی روشن به سوی فردا میگشاید.
سلام بر لحظهای که زمین،به گامهای عدالتگستر او آرام میگیرد،و آسمان، به نامش افتخار میکند.
آغاز امامتش،آغاز فصلی است که در آن شکوفههای عدالت بر شاخسار زمین میشکفد،و آفتاب رحمت، از پس پردههای انتظار طلوع میکند.
#امام_زمان#مهدی_موعود#انتظار#امامت#موعود#اللهم_عجل_لولیک_الفرج#یوسف_زهرا#ولایت
۵:۴۳