عشق را هر کسی نمی تواند درک کند .عشق همانطور که برای تجربه کردن خیلی پیچیده است ، تعریف های پیچیده و مختلفی هم دارد . افرادی عشق را خانه ای برای زندگی کردن می نامند ، جایی برای پناه گرفتن از نفرت ها ، ترس ها و غم ها ؛ مشکل اینجاست که درون عشق انواع احساسات مانند شادی ، غم ، ترس و ... وجود دارد . تعریف دیگر عشق ، یک سرگرمی ساده ولی مسخره است . همانطور که افراد با یکدیگر خیلی فرق دارند ، افرادی که عشق را تجربه میکنند در واقع عشق یکسانی را تجربه نکردند ، پس برای خیلی ها مسخره نیست و فراتر از یک سرگرمی است ، خیلی وقتا ممکن است پای مرگ و زندگی هم باشد . بعضی ها عشق را تعریف نشدنی می نامند و تا حدی درست است . به هر حال ، همه ی چیز ها در این دنیا یک تا بی نهایت تعریف دارند ، از عشق گرفته ، تا معانی کلمات ... همه معنی دارند .حالا چرا می گوییم تعاریف زیادی از عشق داریم؟زیرا هر فرد از روی عشقی که تجربه کرده آن را تعریف میکند :فرض کنید یک نفر به عشقش رسیده ، پس عشق را یک خوشحالی تمام وقت تعریف میکند . دیگری از عشقش عصبی است ، پس آن را مسخره یا غیر قابل تحمل می نامد . فرد دیگر ، عشقی ندارد که صبح ها به ذوقش بلند شود ، پس آن را بی معنی یا یک سرگرمی ساده یا حوصله سربر می نامد .در نتیجه ، عشق تعریف شدنیست ولی به اندازه ی برگ درختان کل دنیا تعریف دارد . · · ─꯭──ㅤ𝂅
𝂅 ──꯭─ · ·
۷
۷:۱۴