1. Tal / Tais
معنی:چنین، آنچنان، فلان، بعضی، نوعی (بسته به جمله)
1. Ele é um tal de João que não para de falar. → او فلان شخص به نام ژوآئو است که حرف زدنش قطع نمیشود.
2. Em tais condições, não podemos continuar. → در چنین شرایطی نمیتوانیم ادامه دهیم.3. Nunca vi coisa tal. → چنین چیزی هرگز ندیده بودم.
---
2. Tão
معنی:اینقدر، آنقدر، خیلی (برای تأکید بر صفت یا قید استفاده میشود، معادل "so" در انگلیسی)
1. Ela é tão inteligente quanto a irmã. → او بهاندازهی خواهرش باهوش است.
2. O dia está tão lindo hoje! → امروز هوا اینقدر قشنگ است!
3. Por que você está tão triste? → چرا تو اینقدر ناراحتی؟
.
۶۷
۱۲:۲۸