عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined    undefined     undefined     undefined    undefined    undefined     undefined     undefined undefined    undefined     undefined undefined    undefined undefined    undefined undefined undefined اون حرفا هیچکدومش دروغ نبود آلا دیگه نتونستم تحمل کنم و زدم زیره گریه.. +چرا بود...همش دروغ بگو چطور تونستی بهم دروغ بگی که عاشقمی وقتی دلت پیشه کتایون بود....چطور دلت اومد احساساتمو لگدمال کنی؟؟؟ آلا بخدا من عاشقتم...تو تنها عشقه زندگیه منی... +خفه شو...دروغ گو دیگه بهم زنگ.نزنی ها ... حالم ازت بهم میخوره... آلا بیا ببینمت ... دلم برات تنگ شده +میبینیم همو...منتها تو دادگاه _یعنی چی؟؟؟میخای طلاق بگیری؟؟ + مطمئن باش اینکارو میکنم من طلاقت نمیدم... +ولی من طلاقمو میگیرم... مطمئن باش _ من دوست دارم....عمرا هم طلاقت بدم اینو تو گوشت فرو کن +خفه شو آشغاله عوضی... گوشیو قطع کردم و با حرص یه دستمال کاغذی برداشتم و کشیدم رو چشمام و اشکامو پاک کردم کیان زیر چشمی نگاهم میکرد منتها هیچی نمیگفت... ادامه دارد..‌undefinedundefined
undefined    undefined     undefined     undefined   undefined    undefined     undefined     undefinedundefined    undefined     undefinedundefined    undefinedundefined    undefinedundefinedundefined


وقتی آرومتر شدم ماشینو کناره یه پارک نگهداشت و گفت : پیاده شو از ماشین پیاده شدم و وارده پارک شدیم...
اینجا.....یه آقایی هست آش
درست میکنه و میفروشه....
خیلی خوشمزس...

بیحوصله نگاهی به کیان کردم
و گفتم :
کاش...میشد برم خونه
چرا؟؟
+راستش الان...حال و حوصله ی درست و حسابی ندارم
کیان نگاهه مرددی بهم کرد و گفت :میشه نری؟؟؟بمون باهام +بمونم که چی بشه؟؟
با همدیگه حرف میزنیم.....
نمیتونم بذارم با این حالت بری خونه
+میبینی که اوضاعمو.....حال و روزه خوشی ندارم

بیا بشین آلا...
رویه نیمکتی نشستم که گفت : اونجور که فهمیدم کناره تمامه مشکلاتت خیانتو هم دیدی...
سری تکون دادم و گفتم : زن گرفته کیان با تعجب نگاهم کرد و گفت ؛ عقدی؟؟+فکر کنم



ادامه دارد..‌undefinedundefined
undefined۳

۲K

۱۱:۴۱