عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۵ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 سری تکون دادم و گفتم : آره خوبه _بیا پایین شام بخوریم +یه زنگ به هوتن بزنم میام. آلما رفت پایین که شماره ی هوتنو گرفتم ولی جوابمو نداد.. دوبار بهش زنگ زدم و وقتی جواب نداد رفتم پایین ـ.. همه سره میزه شام بودن +وای چه کردی مامان ..... _بشین عزیزم ....غذا بکش برا خودت آلما نگاهی بهم کرد و گفت : خوب بود هوتن؟؟؟ +چی؟؟ _میگم خوب بود؟؟؟ +آها...آره....بد بود سلام رسوند.. بابا نگاهی بهم کرد و گفت : کی برمیگرده؟؟؟ شونه ای بالا انداختم و گفتم: هنوز امروز رفته.. خودش گفت ممکنه تا ده روزم طول بکشه و نیاد ..با وکیلش رفتن بابا اخمی کرد و بهزاد گفت : چه همه کارشون طول میکشه نگاهی بهش کردم که چیزی نگفت.. نمیدونم چرا از نگاهایه بابا حسه خوبی نگرفتم.. ادامه دارد...undefined 🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀


ولی سعی کردم بهش فکر نکنم شامو خوردیم و بعده شام آیت و ماهک خاستن برن خونشون که ازشون خاستم منم ببرن خونم...
برخلافه اصرارایه مامان و بابا لباس پوشیدم و رفتم بیرون مامان با حالته قهر گفت :
مگه ما اذیتت میکنیم که نخاستی شبو بمونی اینجا؟؟+این چه حرفیه مامان ....کلی درس و امتحان و کنفرانس دارم..
خونه ی خودم راحت تر میتونم درس بخونم.. مامان اخماشو کشیدتو هم و گفت : برو همه ی وسیله هاتو بیار اینجا....
باز تنها میری تو اون خونه ممکنه اتفاقی برات بیوفته..+مامان اون یه دفعه بود....قرار نیست هر وقت تنهام که دزد بیاد خونم...
نگران نباش هیچی نمیشه مامان با اخم روشو ازم گرفت و حرفی نزد گونشو بوسیدم و گفتم : قهر نکن دیگه قربونت برم...
آیت سری تکون داد و گفت : راست میگه مامان ....آلا بشین بریم بچه گریه میکنه...



ادامه دارد...undefined


J
undefined۵۷

۲.۲K

۱۷:۳۲