عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۵ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 بعده اینکه کلی گریه کردم بی حال از جام بلند شدم زیره گازو خاموش کردم و رفتم تو اتاق... رو تخت نشستم و کتابو باز کردم و شروع کردم به خوندن ولی هیچی متوجه نمیشدم.... بازم خداروشکر میکردم که از ظهر نشسته بودم پایه درس خوندن وگرنه با این اوضاعه الان هیچی نمیفهمیدم ساعت نزدیکه دوازده بود که هوتن وارده خونه شد.... سعی کردم کاملا بهش بی تفاوت باشم سرم تو کتاب بود که وارده اتاق شد... با عصبانیت اومد طرفم و کتابمو گرفت و محکم پرت کرد سمته آینه دراورم که آینش با صدایه بدی شکست... مگه بهت نگفتم لباسامو بشور ها؟؟؟؟ + چرا اینجوری میکنی؟؟؟ _جوابه منو بده. +نمیدم.....دلم نمیخاست..... هر وقت که خودم بخام میشورم... تو غلط کردی بلند شدم که روبروم وایستاد... ادامه
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀


با کفه دست محکم زد قفسه ی سینم که افتادم رو تخت و یهو مثله دیوونه ها خم شد روم...
دستشو گذاشت رو گلوم و شروع کرد فشار دادن نگاهی بهش کردم...چشماش قرمز بود و رو پیشونیش دونه هایه عرق بود....
با مشت محکم میکوبیدم بهش که بره عقب ولی حتی یه سانتم تکون نخوردشدیدا احساسه خفگی میکردم...
دست و پا میزدم که انگار یهو بخودش اومد گلومو ول کرد و رفت عقب یه قدم..به سرفه افتادم که گفت :
اعصابمو بهم میریزی.....رو تخت نیم خیز شدم که گفت : چرا این مدت نرفتی به خانوادم سر بزنی ها؟؟؟؟
یه زنگی به مادرم نزدی......حالشونو نپرسیدی بعد با توپه پر پاشدی رفتی گله کردی که چرا از من خبری نیست؟؟؟آبرویه منو بردی ....
دستمو گذاشتم رو گلوم و یکممالیدم که گفت : این مدت چیکار میکردی ها؟؟؟؟


ادامه دارد...undefined🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
undefined۲۸
undefined۱۷
undefined۱

۱.۹K

۸:۰۴