عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 مگه نیستی؟؟ _نه .....بابام نمایشگاه ماشین داره....هر روز یدونه رو برمیدارم میام دانشگاه... بچه ها فکر میکنن ماشیما ماله خودمن ولی نیست +ولی..ولی بابات که پولداره _خودت داری میگی بابام .. نه من آلا...من دوست دارم خودم پولدار بشم..سری تکون دادم و گفتم : من جایه تو بودم راحت میرفتم از اینجا.... کیان خنده ای کرد و گفت : خب هر کسی....واسه زندگیش یسری قانونا داره سری تکون دادم . با کیان گرمه حرف زدن بودیم و نفهمیدم زمان چجوری گذشت... از مصاحبت باهاش لذت میبردم اینکه انقدر آدمه مصممه و جدیی بود .. برایه زندگیش برنامه داشت و بلند پرواز بودوبرایه کلاسه بعدی خودمونو رسوندیم.ـ. ادامه دارد...undefined 🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 J
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined





کنار شادی نشستم که نیشگونی ازم گرفت و گفت : کجا رفتی ورپریده؟؟؟
+آخخخخخ بیشعور دردم اومدمنم گرفتم که درد بکنه دیگه...
میگم کجا رفتی؟؟
رفتم بیرون کار داشتم
واسه چی میپرسی؟؟
نازی ادایی در اورد و گفت : تو غلط کردی ...کارت کیانه فروزان بود؟؟؟با تعجب نگاهشون کردم و گفتم:
منو تعقیب میکردین؟؟شادی چشم و ابرویی اومد و گفت: نخیرم...مگه بیکارم...
منتها نازی دیده که سواره ماشینه کیان شدین و رفتین..از اینکه اینجوری لو رفته بودم خجالت زده بودم ولی سعی کردم زیاد آتو دستشون ندم...
بیخیال شونه ای بالا انداختم و گفتم : کاری با اون نداشتم منو تا چهار راهه بعدی رسوند و خودش رفت...
نازی نگاهی بهم کرد و خاست چیزی بگه که گوشیش زنگ خورد و جواب داد...شادی هم با اومدنه علیرضا حواسش پرت شد که نفسه راحتی کشیدم


ادامه دارد...undefined⋞ –––––––––– ღ ––––––––––⋟

J
undefined۴۶

۲.۱K

۱۷:۳۳