عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined چیشده آلا حرف بزن؟؟ تمامه اتفاقاتی که افتاده بود رو توضیح دادم و کیانم با دقت و حوصله همه ی حرفامو گوش کرد... دستمالی داد به دستم که اشکامو پاک کردم من.....من واقعا متاسفم از دوستات شنیدم مسافرتی نخاستم زنگ بزنم که شوهرتو حساس کنم... بالاخره هر مردی باشه ناراحت میشه پوزخندی زدم و گفتم : ولی من از زندگیم باهات حرف زده بودم.... میدونستی چقدر رابطم باهاش خرابه چطور امکان داشت باهاش برم مسافرت؟؟ _خب خب....فکر میکردم برایه خوب کردنه رابطتون تصمیم گرفتین که... دستشو پشته گردنش کشید و گفت : معذرت میخام آلا . نفسه عمیقی کشیدم و گفتم : کله این هفته رو منتظره تماست بودم .... سرمو انداختم پایین ولی سنگینیه نگاهه کیانو رو خودم احساس میکردم..دستماله تو دستم و تیکه تیکه میکردم که کیان گفت : چیزه......راستش.... از جاش بلند شد و یکم تو اتاق قدم زد .میدونستم توقعه شنیدنه همچین حرفیو ازم نداشت و شوکه شد... ولی من باید تکلیفمو با خودم و دلم یکی میکردم.. اگه کیان وسطه اینجا بود پس جایی برایه هوتن نمیموند. ادامه دارد...undefined ⋞ –––––––––– ღ ––––––––––⋟
undefinedundefined ⋞ –––––––––– ღ –––––––––⋟undefinedundefined

الان.....چه تصمیمی داری
+فعلا تصمیم نگرفتم
هوتن چی میگه؟؟
پشیمونه از کاری؟؟
پوزخندی زدم و گفتم :یه هفتس بهم زنگ نزده....منم ازش کاملا بی خبرم..
چقدر بی معرفته
+مهم نیست ...امروز بابام بهم
گفت اگه تصمیم برا جدا شدن
ازش قطعیه.....کمکم میکنه
و هوامو داره...

_خب؟؟؟تو تصمیمت چیه؟؟
سرمو بالا گرفتم و زل زدم تو
چشماش پلکی زدم که قطره
اشکی از گوشه ی چشمم
ریخت پایین....

+نمیدونم....
باید فکراتو بکنی آلا .
یا بمون یا جدا شو ازش + من....تردیدم بخاطره هوتن نیست
_ پس بخاطره چیه؟؟+بهتره بگی بخاطره کیه....کیان با تعجب گفت : خب.....کیه؟؟؟
زل زدم بهش که یکم خودشو جمع کرد.منظورمو متوجه شد.. دستی تو موهاش کشید و از کنارم بلند شد و رفت سمته پنجره ی اتاقش و زل زد به بیرون..





ادامه دارد...undefined⋞ –––––––––– ღ ––––––––––⋟
undefined۴۹
undefined۲

۱.۸K

۱۳:۴۹