عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۵ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀 +رفتم سرویس بهداشتی چشمکی بهم زد و گفت : با کیان رفتی لبمو گاز گرفتم و سقلمه ای بهش زدم.... +ساکت باش شادی...آبرومو بردی... چرا باید با این یارو برم ها؟؟؟ شادی ابرویی برام بالا انداخت که فحشی زیر لب بهش دادم و گفتم : ماجرا داره....بعدا برات تعریف میکنم شادی سری تکون داد و دیگه پیگیرش نشد.... طاها از سره میز بلند شد و جلو همه رو به شادی گفت : افتخاره رقص میدین به بنده ... با تعجب نگاهش کردم که همه شروع کردن به خندیدن..... شایان که از همه شیطون تر بود گفت : داداش اول شیرینیشو میدن بعد میرقصن....شادی با خجالت سرشو انداخت پایین که طاها گفت : شیرینی هم میدم.... بذارین اول بله بگیرم اومد نزدیک تر و گفت : افتخار میدین به بنده نگاهی به شادی کردم و منتظر بودم گند بزنه به درخواسته طاها... ادامه دارد...undefined 🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀

که در کماله تعجب از جاش بلند شد و دستشو گذاشت تو دسته طاها و باهم رفتن وسط نیلوفر با خنده گفت :
بخدا از اولم میدونستم طاها عاشقه شادیه ...همیشه چشمش رو شادی میگشت هر کسی یه حرفی میزد و میخندیدیم....
آخره شب بود که شامو خوردیم و از عروس و داماد خدافظی کردیم رفتیم بیرون که طاها اومد طرفه ماشین...
ببخشید خانونه مهری...
میتونم ازتون یه درخواستی بکنم...
با تعجب نگاهش کردم که گفت :
من خیلی شرمندم ها....

میشه شما با کیان برین؟؟؟
+چی؟؟؟نه آخه من با شادی اومدم
_میدونم...منتها من باهاش حرفه خصوصی مهم دارم.....

باید باهاش همین امشب حرف بزنم
+خب آخره شب بهش زنگ.بزنین
خب نمیشه....ینی چیزه ....
کیان اومد جلو و گفت :
اگه امکان داره من برسونمتون...وا رفته گفتم :آخه ....کیان با اخم نگاهی به طاها کرد و گفت :

ادامه دارد...undefined🫀ꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹꖒꕹ🫀
undefined۴۲

۱.۹K

۱۷:۲۵