عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۷ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined🪽 نفس عمیقی کشیدم و گفتم: نمی‌دونم اما این کار دور از انصافه کیان با عصبانیت گفت : یعنی چی که دور از انصاف آلا؟؟؟ یه نگاه به وضعیت خودمون دوتا بنداز با بغض گفتم : می‌دونم که چه شرایطی داری منم حالم از تو بدتره اما خب این کار هم دور از انسانیته... مگه هوتن به تو خیانت کرد دور از انسانیت نبود؟؟ مگه تو رو توی خونش کتک می‌زد دور از انسانیت نبود که حالا دلت براش می‌سوزه؟؟ نفس عمیقی کشیدم و گفتم : خوب راست میگی اما _اما دیگه نداره فکراتو خوب بکن و بهم خبر بده به نظر من این بهترین کاره سری تکون دادم و گفتم :باشه + فکرامو می‌کنم و بهت خبر میدم فعلاً کاری نداری؟؟ نه گلم برو به سلامت خداحافظ زیر لب خداحافظی کردم و گوشیو قطع کردم.. بغض عجیبی توی گلو نشسته بود روی تخت نشستم و از داخل آینه زل زدم به خودم یعنی می‌تونستم همچین کاری رو انجام بدم ؟؟ ادامه دارد...
undefined🪽






هرچند که حرف‌های کیان هم درست بود هوتن یه روزی بزرگترین ضربه زندگی رو بهم زد...
خیانتی که بهم کرده بود هنوز رویه قلبم بود و جاش می‌سوخت تو فکر و خیال خودم غرق بودم که آلما اتاقم رو باز کرد و با دیدنم گفت :
حموم بودی ؟؟سری تکون دادم که گفت: خب بلند شو لباس بپوش با حوله سرما می‌خوری‌ها...
کلافه از جام بلند شدم که آلما در اتاق رو بست اومد سمتم و گفت :فکر نمی‌کردم مامان انقدر سفت و سخت پای حکم قصاصش بمونه....
شونه‌ای بالا انداختم و گفتم: اما من مثل تو فکر نمی‌کردم.... مامان از همون لحظه اول هیچ وقت اسمی از رضایت دادن نیاورد...
آلما با حرص و عصبانیت گفت: این وسط مقصر فقط آیته اونه که داره آتیشه این شعله رو بیشتر می‌کنه...
تیشرت و شلواری از داخل کشو برداشتم و همونجور که تنم می‌کردم گفتم:
ادامه دارد...°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
undefined۳۵

۳K

۱۴:۲۹