روضهی امسال را توی پارک نزدیک تجمع میخوانیم. هرکسی از خانه اش زیلو و پرچم و استکان آورده. وسط پارک، رو به روی وسایل بازی بچهها مینشینیم و روضه گوش میدهیم. سید صدایش را صاف کرد. کلمات تکهپارهی مرطوبش را به زحمت بههم چسباند:《فکر نمیکردم محرمی از راه برسه و آقا رو نداشته باشیم》 صدای گریه زنها ریخت روی بوتههای گلسرخ، روی شاخههای زیتون و انار. امسال گریاندن مستمع کار سختی نیست. روضه از قبل محرم شروع شده. اصلا ما امسال ساکن روضهایم.اما آنچه که تسلیمان میدهد، "لایوم کیومک"ی پایان روضههاست.صبح امروز که رفتگر محله داشت پیادهراه را جارو میزد، دید روی بوتههای گل سرخ، روی برگهای زیتون و انار شبنم نشسته.
زهرا کاردانی
زهرا کاردانی
۱.۱K
۸:۳۲