بله | کانال زنان تاریخ‌ساز
عکس پروفایل زنان تاریخ‌سازز

زنان تاریخ‌ساز

۳۹۰ عضو
thumbnail
مطالبه گری قانون جوانی جمعیت
undefined️ ما باید این را بدانیم چه‌كار داریم میكنیم. یعنی واقعاً این آسیبها را بفهمیم. مسئله‌ی جمعیّت. یكی از خطراتی كه وقتی انسان درست به عمق آن فكر میكند، تن او میلرزد، این مسئله‌ی جمعیّت است؛جمعیّت جوان كشور دارد كاهش پیدا میكند. یك جایی خواهیم رسید كه دیگر قابل علاج نیست یعنی مسئله‌ی جمعیّت از آن مسائلی نیست كه بگوییم حالا ده سال دیگر فكر میكنیم؛ نه، اگر چند سال بگذرد، وقتی نسلها پیر شدند، دیگر قابل علاج نیست.19/9/1392 بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی
undefined معاونت زن و خانواده ناحیه بزرگ تهران برگزار میکند:دومین نشست از سلسله نشست های سهم من از جوانی جمعیت
undefined سوالاتی که در این نشست به دنبال پاسخ آن هستیم:undefinedبا وجود سیاست‌های کلی جمعیت و قانون جوانی جمعیت چرا نرخ باروری امسال کاهشی شد؟undefinedآیا سرنوشت قانون جوانی جمعیت هم مانند قانون تسهیل ازدواج میشود؟undefinedعملکرد بقیه وزارت خانه ها و دستگاه ها چگونه است؟undefinedچگونه میتوانیم از تله جمعیتی خارج شویم؟
undefined با حضور: خانم دکتر قاسم پور
undefinedزمان: 24 اردیبهشت‌ماه ساعت 17
undefinedمکان: دانشگاه الزهرا

••• زنـــــان تــاریخ ساز undefined••• undefined@zanantarikhsaz

۹:۰۶

بازارسال شده از مجله تصویری منادیان
thumbnail
بیانیه نویسی
undefinedفعّالیّت دانشجویی برای کشور یک فرصت است؛ مطالبات دانشجویی فرصت است؛ زبان دانشجو فرصت است؛ این احساس ‌مسئولیّتی که دانشجوها درباره‌ی حوادث کشور میکنند، فرصت است. اینکه شما می‌آیید اینجا با شور و شوق و اهتمام، فلان ‌اشکال‌ را ذکر میکنید، این یک فرصت است برای کشور، این یک ارزش است برای کشور. شوقی که جامعه‌ی دانشجویی و ‌جوان دانشجو برای برطرف کردن نابسامانی‌ها دارند، یک فرصت است. حضور شورانگیز دانشجوها در حوادث گوناگون، چه ‌در حوادث طبیعی، چه در حوادث سیاسی مثل همین راه‌پیمایی‌ها ــ قدس، بیست‌ودوّم بهمن و امثال اینها ــ همه‌ی اینها ‌فرصتهای مهمّی است. اظهار نظرهای در مسائل سیاسی، اقتصادی، در برخی تصمیم‌ها، اینها فرصت است. این اظهار نظرها ‌فرصت است. نمیگویم درست است؛ حواستان باشد. ممکن است بعضی‌اش درست باشد، بعضی‌اش هم درست نباشد، امّا خود ‌نفْس اظهار نظر، فکر کردن، روی مسئله اندیشیدن، این یک فرصت است برای کشور.‌۱۴۰۲/۰۱/۲۹
undefined محورهای برنامهundefinedچگونگی بیانیه و نامه نوشتنundefinedچگونگی پیگیری نامهundefinedبیان تجربیات موفق مطالبه گری فعالین دانشجویی
undefined با حضور:undefinedزهرا وفاداران (معاون خواهران ناحیه بسیج دانشجویی تهران)
undefinedزمان: ۲۸ اردیبهشت‌ماه ساعت ۲۰:۳۰
undefined لینک مجازی جلسه

undefinedلینک ثبت نام جلسه: https://survey.porsline.ir/s/h73025vv

undefinedundefinedundefined ـــــــــــــــــــــــ
undefinedundefined مجله تصویری منادیان
اینستاگرام | ایتا | بله | تلگرام | اپارات |

undefined@monadian_com

۱۱:۵۳

thumbnail
undefined#بیانیه
تله جمعیتی...undefinedفاجعه‌ای در راه است...
undefinedبیانیه ۳۰ حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران بزرگ در خصوص بحران جمعیت
••• زنـــــان تــاریخ ساز undefined••• undefined@zanantarikhsaz

۱۵:۲۷

thumbnail

۱۵:۲۷

thumbnail

۱۵:۲۷

thumbnail

۱۵:۲۷

thumbnail

۱۵:۲۷

thumbnail

۱۵:۲۷

thumbnail
undefinedاین برنامه ویژه بانوان نیست.
undefined️ امام خمینی(ره): زن مبدأ همه خیرات است.ما نهضت خودمان را مرهون زنها می‌‌دانیم. مردها به تَبَع زنها در خیابان‌ها می‌‌ریختند... زنها مردان را تشویق می‌کردند.وظیفه زنها انسان‌‌سازی است. اگر زنهای انسان‌ساز از ملتها گرفته بشود، ملتها شکست خواهند خورد، منحط خواهند شد.
undefinedمعاونت زنان و خانواده ناحیه بسیج دانشجویی تهران بزرگ برگزار می‌کند:
زنان تاریخ ساز فصل اول : خانه امام
undefined زمان برگزاری: دوشنبه ۱۹ خرداد، ساعت ۱۶undefinedمکان برگزاری: خیابان طالقانی، خانه دانشجو
با حضور: undefinedسرکار خانم منصوره سادات مرتضوی (مدیر پژوهشکده راهبردی تعلیم و تربیت)undefinedجناب آقای سعید رفعت (پرستار امام خمینی ره)undefinedسرکار خانم پروین سلیحی (مبارز انقلاب و همسر شهید دکتر مرتضی لبافی نژاد)
undefinedشرکت برای عموم آزاد است.
لینک ثبت نام:https://survey.porsline.ir/s/SK9PGg7L
••• زنـــــان تــاریخ ساز undefined••• undefined@zanantarikhsaz

۱۰:۲۱

بازارسال شده از اخبار فوری دانشگاه‌ها
thumbnail
به عشق غدیر، سفره‌ای از مهر برای کودکان غزهدر روز غدیر، روز عهد و انسانیتبیاییم به یاد امام علی (ع) که فرمود: «اگر فقر چهره داشت، با آن می‌جنگیدم»به جنگ چهره‌ی واقعی فقر برویم؛چهره‌ی کودکانی که با گرسنگی می‌خوابند و چشم‌انتظار مهربانی‌اند.به نیت امیرالمومنین، لقمه‌ای از محبت ببخشیم و دل‌هایی بی‌پناه را روشن کنیم.غدیر فقط جشن نیست؛ عهدی‌ست برای یاری اما م در حمایت از مظلوم در برابر ظالم.#یتیمان_غزه، مهمان سفره علی (ع)undefinedundefinedundefinedundefined شماره واریز: 6393461062973298#حنان؛ حامیان ایتام شهدای مقاومت#سوق_المقاومه

۲۰:۴۸

بازارسال شده از مجله تصویری منادیان
thumbnail
قیام ملتفریاد ملت ایران علیه جنایت
undefinedوعده حماسه ما میدان انقلاب
undefinedساعت ۱۰:۳۰ جمعه ۲۳ خرداد

undefinedundefinedundefined ـــــــــــــــــــــــ
undefinedundefined مجله تصویری منادیان
اینستاگرام | ایتا | بله | تلگرام | اپارات |

undefined@monadian_com

۵:۵۸

بازارسال شده از دیدگاه
thumbnail
undefined | تحلیل و بررسی !
undefinedسلسله جلسات تحلیلیوقایع امروز انقلاب اسلامی
undefinedجلسه‌ی اول:
الهیات نبرد، جنگ حق علیه باطل undefined

undefined حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سعادتمندundefinedاستاد حوزه و دانشگاهundefinedکارشناس مطالعات تطبیقی قرآن و حدیث
undefined زمان: دوشنبه ۲ تیرماه - ساعت ۲۲
undefined پیوند شرکت در جلسه

undefined ایستاده در روزهایِ آرزویِ تاریخ -undefined@Didgah_org -

۶:۳۳

thumbnail
از کودکستان به یاد داریم که ایستاده کنار هم، دوشادوش می‌گفتیم: یکی از نشانه‌های ایمان، عشق به وطن است.ایمان؟ همانیکه پناهت می‌شود در تمام بی پناهی و بی قراری ات. مادری که دستانش را به وسعت یک ایران می‌گستراند و دو زانو نشسته در انتظار آغوشت، سخت می‌فشارد تو را در کنار قلب خسته و داغ دیده‌اش و لالایی شب‌های هزار و یک را به گوش‌های سرگشته و حیرانت می‌خواند. هم اوست که ایمان دارد به حضور تو در کنار تمام دلخستگی هایش. همینک تویی که ایمان داری آغوش مادرت امن ترین جای جهان برای تکاندن برگهای پاییزیِ قلبِ ناآرامت است. ایمان یعنی حضور. ایمان یعنی آغوش. ایمان یعنی پناه.وطن؟ وطن هم، تو دلیِ ایمان است. آنی که پناهمان شد در بالا و پایین ها، پستی ها و بلندی ها. آنی که دستش را گرفتیم، تاتی تاتی کردیم. ایستادن یادمان داد. راه رفتن یادمان داد. خندیدن و گریستنمان را دید. شادی هامان را جشن گرفت و در غم هایمان به خون نشست. اما پناهمان داد؛ همیشه. وطن بود و پر شد از تن هایی که حاضر شدند تا در حریم قدسی‌اش پر کِشند و دگربار سخت تر او را در آغوش گیرند. امروز ماییم و وطن. وطن و چه تن‌هایی که او را تنها نگذاشتند. آن روز که ما نبودیم،‌ او ایستاد برای بود و نبودمان. امروز که اوست، ما میمانیم به پای بود و نبود او؟ پناهش می‌دهیم؟ مباد آن دم که اهرمنان و صفاکان عالم، پیراهن پاک مادرمان را به دندان کشیده و سپیدی اش را به سرخی گلگون کنند. بایست. به سان سرو، آزاده و تمام قد و سبز، بایست و فریاد بزن. بخوان که این خانواده،‌ باید دستانشان را به یکدیگر حلقه کنند و این آواز را سر دهند که: چو ایران نباشد تن من مباد. وطن من و تن من!

••• زنـــــان تــاریخ ساز undefined••• undefined@zanantarikhsaz

۲۱:۳۳

بازارسال شده از فَتْحُ الْفُتوُحْ
thumbnail
undefined پویش ملی موشک خودتو بزن
undefined امسال به جای خرید وسایل آتش‌بازی، هزینه‌ش رو به نیروهای مسلح ایران هدیه میدیم. و چهارشنبه‌سوری امسال رو توی آسمون تل‌آویو برگزار می‌کنیم.
پس موشکِ خودتو بزن! 🧨
جهت شرکت در پویش کلیک کنید
undefined @Fatholfotoh1404

۲۰:۵۱

بازارسال شده از فَتْحُ الْفُتوُحْ
thumbnail

۲۰:۵۱

بازارسال شده از فَتْحُ الْفُتوُحْ
thumbnail

۲۰:۵۱

بازارسال شده از فَتْحُ الْفُتوُحْ
thumbnail

۲۰:۵۱

بازارسال شده از فَتْحُ الْفُتوُحْ
thumbnail
(۱)
قبل از اینکه بروم سراغ نوشتن این متن، دنبال ردی از دکتر سهیل کیارش در هرجا که امکان داشت گشتم. مردی را پیدا کردم که به نظر نمی‌رسید جوانی‌اش را آنطور که مرسوم است جوان‌های امروز بگذرانند، گذرانده‌ باشد. از مسئولیت‌هایی که در اوایل دهه بیست سالگی به دوشش گذاشته‌ شده بگیر تا میزان تلاشی که در علم‌آموزی و کف میدان بودن داشته. و دستِ آخر این تفاوت و ره دیگر رفتن، سحر ۲۷‌ اسفندماه، دکتر سهیل کیارش را در میانه‌ی جنگ رمضان، زمانی که برای کمک به بچه‌های گشت در یکی از ایست‌های بازرسی مستقر بودند، در حمله‌ی هوایی وحشیانه آمریکایی_صهیونی به شهادت رساند.شهادت اتفاقی نیست، مدلی‌ست از رفتن که نتیجه‌ای از برآیند تمام لحظه‌های زندگیست.آدم‌هایی که از او خاطره‌های گفتنی داشتند زیاد بودند. یکی از اعضای واحد خواهران بسیج دانشجویی دانشگاه شاهد، که شهید کیارش آن زمان فرمانده بسیج‌شان بودند یک پیام صوتی پر کرد و کمی بیش از ربع ساعت بی‌‌وقفه و نفس‌گرفتن، از او برایمان گفت. حالا خیلی از ما بی‌ آنکه حتی یکبار شهید دکتر کیارش را دیده‌باشیم، انگار که او را می‌شناسیم و اینجور پر‌کشیدنش بر دلِ ما هم زخم گذاشته.

- سال ۹۳ بود که آقای کیارش فرمانده بسیج دانشجویی دانشگاه شاهد شدند. واقعیتش قبل اون واحد خواهرها و برادرهای بسیج با همدیگه تعامل خاص و سازنده‌ای نداشتن. یعنی عملاً خواهرها در تشکیلات نقش تعیین‌کننده‌ای نداشتن. وقتی ایشون اومدن دوباره واحد خواهران رو تشکیل دادیم. توی جلسه‌ای که با ایشون آشنا شدیم فهمیدیم که واقعاً شخصیت منعطف و محترمی دارن.ایشون سن کم یعنی ۲۱-۲۲ سالگی ازدواج کرده‌ بودن و همزمان دانشجوی پزشکی هم بودن. (همینقدر پُرکاار!) زمانی که ایشون فرمانده‌ی ما شدن متاهل بودن و ما با خانمشون هم در ارتباط بودیم.
- با حضور ایشون ورق برگشت!ما اصلا چیزی به اسم دوره تشکیلاتی نداشتیم، آقای کیارش این دوره‌ها رو راه انداختن. ما رو اغلب می‌بردن قم و جمکران و اساتید مختلفی رو دعوت می‌کردن. چکیده‌ای از طرح ولایت رو توی این دوره‌ها برگزار می‌کردن و بابت دوره‌هایی که شر‌کت می‌کردیم هیچ‌ هزینه‌ای دریافت نمیکردن!برامون کلاس شناخت ولایت فقیه و تحلیل سیاسی میذاشتن که واقعاً کلاس‌های خوبی بود.جدای از این‌ برنامه‌های سطح دانشگاه رو هم ایشون تغییر دادن. همه‌ی برنامه‌‌هایی که زمان مسئولیت ایشون انجام شد به لحاظ محتوا و مهمانان و... یه سر و گردن بالاتر از همیشه بود.
- دانشگاه ما(شاهد) خارج از شهره و برای هرکاری ما رفت و آمد زیادی داشتیم. ایشون ماشین داشتن و همیشه ماشین‌شون رو هم توی دانشگاه و هم بیرون دانشگاه در اختیار برادران میذاشتن یا خودشون میومدن دنبالمون که بریم و کارهای لازم رو انجام بدیم(خریدها و هماهنگی‌ها و..).بعداً متوجه شدیم که ایشون همون ماشین‌شون رو هم فروختن و برای کارهای بسیج دانشجویی هزینه‌ کردن.و حتی متوجه شدیم وام ازدواج‌شون رو هم گذاشته‌ بودن برای تشکیلات!
اولین باری که به این قسمت پیام صوتی می‌رسم. ساکت و ساکن سرجایم می‌مانم. پخش صدا را متوقف می‌کنم و به دیوار روبه‌رویم خیره می‌مانم. روایت‌هایی هست در این دنیا که بعد شنیدنش دست و بال آدم از کلمه خالی می‌شود. اینجا همه‌ی کلماتم مثل ماهی از بین انگشت‌هایم لغزیدند و در هیبت خاطرات حضور این شهید غرق شدند.
undefined هدی
#روایت_فتحundefined @Fatholfotoh1404

۱۹:۲۱

بازارسال شده از فَتْحُ الْفُتوُحْ
thumbnail
(۲)

بعد صحبت از همراه و همسفر شهید کیارش شد.
- گاهی پیش میومد جلساتمون تا دیروقت طول می‌کشید، همسرشون تمام این مدت رو بیرون از جلسه منتظر ایشون می‌موندن و همراهی می‌کردن با آقای کیارش. من همیشه با خودم می‌گفتم ایشون چجوری با این حجم از مشغله و پرکاریِ همسرش کنار میاد؟
بعد رفتیم سراغ اینکه نگاه شهید کیارش به واحد خواهران و فرصت‌ها‌ی پنهانش چگونه بوده؟ اینجا هم افق دید او آدم را به تحسین می‌کشاند. صرفا مطالعه تعامل ایشان با واحد خواهران خودش یک الگوی کار تشکیلاتی موفق ‌است.
- من طی تجربه‌ای که حین همکاری با ایشون داشتم متوجه شدم به واحد خواهران نگاه بسته‌ای ندارن. اینطوری نبود حس کنیم نظرات ما در نگاه ایشون بهایی نداره. اتفاقا ایشون گوش می‌کردن، حتی یک تنه بها می‌دادن. خیلی برادران بودن که موافق این مسیر نبودن اما ایشون فضا رو مدیریت میکردن و حتی بعد مدتی به واسطه رفتار خوب و تکریمی که اتفاق می‌افتاد اون برادران هم عوض میشدن!ایشون ما رو در جریان اتفاقات قرار میدادن، برای ما هویت قائل میشدن و نکات رو بهمون میگفتن و مشورت می‌کردن باهامون.
یادمه یکبار یه صحبتی بین خواهران پیش اومده‌ بود و ما می‌خواستیم از ایشون یاد کنیم که اگر متوجه مسئله بشن چطوری رفتار میکنن. ناخودآگاه می‌گفتیم: ایشون که پدرن..!اهل لقب دادن به کسی نبودیم ولی حقیقتا لقب پدر با میزان دلسوزی ایشون متناسب بود.
خیلی وقتا پیش میو‌مد که جلسه هماهنگ می‌کردن و مارو می‌بردن قم و با یه سری اساتید صحبت می‌کردیم. صبح می‌رفتیم تا غروب و ممکن بود حتی ساعتش بیشتر هم بشه، حواسشون به خواهرها بود. براشون ماشین هماهنگ می‌کردن. نمی‌گفتن حالا با مترو و اینا برید. حتی با اینکه راننده ماشین مطمئن بود باز هم هماهنگ می‌کردن یکی از برادران مورد اعتماد رو و همراهمون می‌فرستادن.بعداً به این نتیجه رسیدن که ممکنه بعضی خواهران مثلاً دیرتر برسن خونه، خوابگاه دانشگاه رو هماهنگ می‌کردن که اگه کسی دوست داره خوابگاه بمونه.از هر نظر شرایط رو برای خانم‌ها می‌سنجیدن که چه کاری برای خانم‌ها خوب و مناسبه.انقدر فضا باز بود و این جایگاه خوب تعریف شده‌ بود که اگر جایی احساس می‌کردیم خواهرها در نظر گرفته نشدن به راحتی بهشون می‌گفتیم و ایشون هم می‌پذیرفتن.مسیر تعامل در چارچوب درست رو برای خانم‌ها و آقایون باز میگذاشتن و اجازه میدادن هر دو طرف مسئولیت پیدا کنن. ما خانم‌ها توی ستاد راهیان، ستاد جذب، ستاد اعتکاف مسئولیت داشتیم و این واقعا باعث رشد ما می‌شد. همه این مسئولیت‌ها حق طبیعی ما بود اما در دوره‌های قبلی ایشون میسر نشده بود که خواهران ایفای نقش کنند.من خودم یه مدت مسئول پایگاه دانشکده علوم پایه بودم و برادرانش پویا و فعال نبودن. ایشون به ما گفتن منتظر نمانیم و مستقل برنامه برگزار کنیم‌. آدم‌ها رو طوری تربیت می‌کردن که در نبود ایشون هم در همین حد به خواهران اختیار بدن.
با این‌ همه فعالیت‌های سنگین دانشجویی، دوست داشتم بدانم پس از تمام شدن دوران دانشجویی شهید کیارش کجا رفت و چه‌ کارهایی کرد که جوابش را زود گرفتم؛
- بعد از دانشگاه هم ایشون تو همین مسیر کارشون رو ادامه دادن. می‌تونستن منصب‌های مختلفی داشته‌ باشن به واسطه ارتباطاتی که داشتن اما ایشون کارهای کف میدان رو انتخاب کردن.ایشون انتخاب کردن برن مسجد به مسجد و محله به محله روشنگری کنن. من یادمه مسجد محله‌ی خودمون هم از ایشون دعوت کردن. حتی شهرهای مختلف می‌رفتن.من همیشه فکر می‌کردم همسرشون و دخترشون چی میشن واقعاً؟ چطور با اینهمه نبودن ایشون کنار میان؟خیلی کارهای سختی انجام می‌دادن، جهاد تبیین و ارتباط چهره به چهره واقعا سخته.
و حالا بعد از انفجار آن شب، نبودنِ آقای کیارش سهم همیشه‌‌ی دختر و همسرشان شد.
این متن نسبتاً بلند روایتی بود بر وجهه تشکیلاتی و اجتماعی شهید دکتر سهیل کیارش در یک دهه‌ی اخیر. بسیاری سوال‌های جدید در ذهنم شکل گرفت. دلم خواست گریزی به زندگی شخصی‌تر او بزنم و بیشتر از او و خانواده‌اش که در همان یک صوت ضبط شده رگه‌هایی درخشان از صبر و شکوه‌شان آشکار بود، بدانم. هنگام نوشتن بخش‌هایی از این نوشته به واسطه‌ی یادآوری تجربه‌های زیسته‌ی خودم عمیقاً همذات پنداری کردم و ارزش منش و رفتار شهید کیارش در نظرم بیشتر شد. شاید به خاطر همین در فکر فروررفتن‌های طولانی بود که نوشتن این متن انقدر سخت بود و زمان‌بَر.
برای شهید شدن باید شهیدانه زیست.تقدیم به روح بلندِ شهید دکتر سهیل کیارش، شهید آخرالزمانی امام مهدی(عج)
به امید شفاعتش.
undefined هدی
#روایت_فتحundefined @Fatholfotoh1404

۱۹:۲۱

بازارسال شده از فَتْحُ الْفُتوُحْ

4_5828046925890328802.mp3

۰۲:۲۴-۲.۲۳ مگابایت
- مجنون بُریدهسَرِ عشق از مردم طعنه شنیده
- @Fatholfotoh1404 -

۱۹:۲۱