بله | کانال زَرقای
عکس پروفایل زَرقایز

زَرقای

۵۳ عضو
با دیدن حجم حماقت بعضی از مردم این مملکت تازه دارم حال امیرکبیر رو درک می‌کنماین‌که این‌قدر ساده‌لوحانه بگی آمریکا به ما حمله کنه و سودش رو ببره فقط ما از شر آخوندا راحت بشیم، یعنی میدونی آمریکا از این خاک می‌خواد بهره ببره اما باز می‌گی حمله؟چه شیری خوردید که انقدر پست شدید نسبت به وطن

۱۲:۲۵

حرفایی که امروز از یه تعداد دانش‌آموزام شنیدم من رو سوزوندنه برای این‌که برخلاف باورهای بود بلکه برای تکرار حرفایی بود که شنیده بودند بدون تحقیق بدون فکر بدون حتی یک خط مطالعهیک نسل نابود که تنها هیجان داره ساخته شده

۱۲:۲۸

روزی خواهم مرد اما از من مشتی خاک باقی خواهد ماند که هرکس از آن مسیر بگذرد بوی عشق به وطن را استشمام خواهد کرد

۱۲:۵۱

در مکتب ما بی‌طرفی، بی‌شرفی ست

۹:۰۳

روزهای بعد ۹۴ که عقایدم سیاسیم تغییر کرد و پوششم، نود و پنج درصد رفیقام رو از دست دادم نه از طرف خودم که یک طرفه از جانب اونابعد ۴۰۱ هم همینطور اونا بودند که به نظرشون من رو باید از دایره‌ی نزدیکانشون خط می‌زدنداما بعد جنگ ۱۲ روزه این من بودم که کنار گذاشتم آدم‌هارواون کسی که خوشحال بود از حمله به وطن برای من حکم کسی رو داشت که مادرش رو به حراج گذاشته این روزها من نزدیک‌ترین افراد زندگیم و رفقایی رو کنار گذاشتم که برام اهمیت داشتند. و این‌بار نه فقط وطن‌فروشها که وسط‌بازها هم خط زدم چون دیگه حق مشخصهمن نمی‌تونم آدم‌هایی رو کنارم ببینم که به جای فکر کردن یه مشت حرف رو مثل طوطی تکرار می‌کنند سخته این تنهایی‌ها اما فدای سر تنهایی حیدر بعد فاطمه

۱۰:۰۷

جنگ آخرین راه منه؛ولی اگه قرار به جنگیدن باشهنه از جنگ میترسم، نه از مرگ

۲۰:۲۵

بازارسال شده از .ثار.
thumbnail
اگر امروز آن معمار کبیر انقلاب، روح‌الله، در میان ما بود، آیا لحظه‌ای درنگ می‌کرد؟ آیا اجازه می‌داد سایه‌ی سنگین سیاست‌های مداخله‌جویانه، بر آسمان آرام این ملت سایه افکند؟نه! سوگند به نام حسین و به خون شهیدان این خاک ، او سینه سپر کرده در برابر هر زمزمه‌ای می‌ایستاد که بوی سازش و تسلیم می‌داد . برای او، آمریکا نه صرفاً یک دولت ، بلکه تجسم همان نیروی عظیم سلطه‌طلبی بود که سال‌ها ، خون این ملت را مکیده بود . رابطه با چنین قدرتی ، برای او ، خیانت به خون دلی بود که برای استقلال ریخته شد.ایشان به ما آموخت که عزت ، زیر سایه‌ی هیچ قدرتی به دست نمی‌آید ، عزت در قلب‌های ما و در استقلال تصمیم‌گیری‌های ماست . اگر او بود ، با نگاه نافذ و ایمان راسخش ، به ما یادآوری می‌کرد که ( من آمریکا را زیر پا می‌گذارم، چون زیر پای ملت من جایگاه ندارد. ) این نه یک موضع سیاسی خشک، که یک پیمان عمیق با تاریخ و با تک‌تک انسان‌هایی بود که زیر بار ظلم نمی‌رفتند.رابطه امروز؟ او می‌دید که چگونه باید جوانان را با سلاح امید و اتکا به نفس مسلح کرد، نه با توهم حمایت یا عقب‌نشینی در برابر قدرت‌های زورگو. او امروز با همان صلابت، پرچم استقلال مطلق را برافراشته نگه می‌داشت، چرا که قلبش با قلب‌های خسته از سلطه، یک صدا می‌تپید: ما جز خدا نمی‌خواهیم و جز استقلال نمی‌خواهیم.
.ثار ایران.

۱۰:۰۱

زَرقای
undefined اگر امروز آن معمار کبیر انقلاب، روح‌الله، در میان ما بود، آیا لحظه‌ای درنگ می‌کرد؟ آیا اجازه می‌داد سایه‌ی سنگین سیاست‌های مداخله‌جویانه، بر آسمان آرام این ملت سایه افکند؟ نه! سوگند به نام حسین و به خون شهیدان این خاک ، او سینه سپر کرده در برابر هر زمزمه‌ای می‌ایستاد که بوی سازش و تسلیم می‌داد . برای او، آمریکا نه صرفاً یک دولت ، بلکه تجسم همان نیروی عظیم سلطه‌طلبی بود که سال‌ها ، خون این ملت را مکیده بود . رابطه با چنین قدرتی ، برای او ، خیانت به خون دلی بود که برای استقلال ریخته شد. ایشان به ما آموخت که عزت ، زیر سایه‌ی هیچ قدرتی به دست نمی‌آید ، عزت در قلب‌های ما و در استقلال تصمیم‌گیری‌های ماست . اگر او بود ، با نگاه نافذ و ایمان راسخش ، به ما یادآوری می‌کرد که ( من آمریکا را زیر پا می‌گذارم، چون زیر پای ملت من جایگاه ندارد. ) این نه یک موضع سیاسی خشک، که یک پیمان عمیق با تاریخ و با تک‌تک انسان‌هایی بود که زیر بار ظلم نمی‌رفتند. رابطه امروز؟ او می‌دید که چگونه باید جوانان را با سلاح امید و اتکا به نفس مسلح کرد، نه با توهم حمایت یا عقب‌نشینی در برابر قدرت‌های زورگو. او امروز با همان صلابت، پرچم استقلال مطلق را برافراشته نگه می‌داشت، چرا که قلبش با قلب‌های خسته از سلطه، یک صدا می‌تپید: ما جز خدا نمی‌خواهیم و جز استقلال نمی‌خواهیم. .ثار ایران.
دخترک محتوای خوبی می‌سازه و می‌نویسهبه نظرم عضو بشید و منتشر کنید محتواهارو

۱۱:۲۱

کل شعرهای امشب هیئت یک طرف این چند خط یک طرف
"پرچم تو مارو نگه داشتهگره زدیم به پرچمت پرچم ایرانو
اسم بین تو عاشقا مقدسه عباسزور کسی به پرچمت نمیرسه عباس"

۱۸:۵۱

خون صدهزار مثل من فدای علی

۱۹:۳۶

سال‌ها بعد که مشتی خاک از سرزمینت شدیباران که می‌زند بویی به مشام خواهد رسید کاش بوی عشق به وطن بلند شودنه خیانت و ذلت

۷:۳۷

thumbnail
خبر فوری هایشان را ردیف کردند که با هواپیمایی به مسکو رفته استاما او امروز به دیدار یار دیرین رفت و نشان داد که برخلاف دیگرانی که با اولین فریاد چمدان‌ها را پر از طلا کردند و گریختند ،اهل فرار کردن نیستاو نشان داد اهل ماندن است و شبیه به جد عزیزش در میانه‌ی نبرد ذوالفقار کشیده و رجز می‌خوانداو خواهد ماند تا همچنان بگوید " از ایران بخوان" تا ایران بماند

۱۳:۰۷

بازارسال شده از .ثار.
thumbnail
در کتابخانه‌ی بزرگ تاریخ، هرگاه صفحه‌ای گشوده می‌شود، خطی مشترک دیده می‌شود: استکبار، خود آغازگر نابودی است. از نمرود و هامان تا فرعون و طاغوت‌های معاصر ، همه با یک ظاهر بر پرده‌ی نمایش به صحنه آمدند، ظاهری از قدرت، زور و تحقیر خلق .آن‌ها آمدند، خود را ابدی پنداشتند، دیوار کشیدند، و از عرشِ خیال، بر زمین نگاه کردند. اما تاریخ، هرگز صحنه‌ی ثابتِ کِبر نبوده است. آن‌هایی که تکیه‌گاه خود را بر اراده‌ی ناپایدار دنیا، زر و زور قرار دادند، محکوم به فراموشی‌اند.وقتی صدای زوال یک دیکتاتور بلند می‌شود، گویی سمفونی‌ای از هزاران سال سرکوب به اوج می‌رسد. این صدا، نه یک اتفاق سیاسی، بلکه یک قانون طبیعی است که بر تمام بناهای ظالمانه حاکم است. ترامپ ، خواه با شعارِ اول من ، خواه با غرورِ قدرت رسانه‌ای، تنها فصل دیگری از این کتابِ کهن را ورق می‌زند.او نیز، مانند هم‌قطاران تاریخی‌اش، در وهم شکست‌ناپذیری گرفتار است. اما آیا ندیدند که چگونه فرعون، در اوج قدرت، در زیر موجی کوچک مدفون شد؟ آیا ندیدند که چگونه مستکبران، در تله‌ای که خود بافته بودند، گرفتار آمدند؟نابودی دیکتاتورها یک پیش‌بینی نیست ، یک سنتِ ابدی است ، سرنوشت آنها همیشه یکسان است ، حتی اگر اسم و لباسشان فرق کند ، تنهایی ، فراموشی و قضاوت بی رحم تاریخ . مردمی که روزی فریب خوردند ، بیدار می شوند . زمان بزرگ‌ترین داور است و رشوه نمی‌گیرد. آن‌ها می‌روند، خواه با سقوطی ناگهانی و رسوایی ، خواه با زوال تدریجی اعتبارشان در برابر چشم جهانیان. میراث آن‌ها نه کاخ‌هایشان، بلکه درس عبرت عظیمی است برای کسانی که هنوز در توهم قدرتِ ابدی اند. سرانجام، همه زیر خروارها عبرت دفن خواهند شد .
.ثار ایران.

۱۸:۴۹

thumbnail
تو به ما یاد دادی می‌شود جنگیدبرای عقید‌ه‌ای که یک دنیا مخالف داردجنگید و نترسید و به هدف رسید

۳:۴۸

می‌گویند که《 اگر رضاخان حاضر به تبعید شد و ارتشش مقابل روسیه و انگلستان ۴۸ ساعت هم ایستادگی نکرد به این خاطر‌است که آن روزها، دو ارتش قدرت مطلق بودند و ارتش ایران توانایی ایستادگی مقابل آن‌ها را نداشت》حق هم دارند که این چنین بگویند برای آن‌ها ایستادگی و مقاومت معنایی نداردمکتب فکری ندارند که برایشان از آرمان بگوید.تمامشان در دنیای فانی خلاصه شده است و برای همین‌از وطن هم ساده می‌گذرند چون قدرت دنیایی ندارند و این بزدلی را از شاه‌شان به ارث برده‌انداما سیدعلی خامنه‌ای در سخت‌ترین روزهای کشور درست در زمانی‌که ارتش‌های تا دندان‌مسلح تهدیدش می‌کنند به پشتوانه‌ی قدرت الهی که در کنار خودش احساس می‌کند و با تکیه بر علمی که سربازانش در دفاع از این مملکت به کار گرفته‌اند، موسی‌وار عصایش را بلند کرده و شبیه به جدش ذوالفقار می‌چرخاند و می‌گوید《 آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود.》یعنی نه ترسی از تو داریم نه قرار است جایی برویم و نه اجازه می‌دهیم گردن‌کشی‌کنیامروز یادمان آورد که او یادگار زور بازوی علی(ع) است

۱۴:۲۶

متن‌های زیادی برای نیمه شعبان نوشتم اما چیزی نبود که میخواستم بگم.ولی یک یادگاری برای چنین روزی دارمحضرت رو حاضر بر تک تک لحظات ببینیم به این شکل که یک‌ دقایقی رو در روز اختصاص بدیم به حرف زدن باهاشونمشورت بخوایم و راهکار.جواب‌میده چون هدایت ما بر عهده‌ی صاحب الزمانه درسته که ما توفیق دیدار نداریم اما آقا ناظر و حاضرند

۱۷:۱۶

بازارسال شده از .ثار.
سال‌هاست آنان با ما دشمنند ، نه چون نام‌مان ایران است ، بلکه چون ایران دیگر آن کشور خاموش دوران تحقیر نیست. آنان با ملتی سر بلند مشکل دارند ، با مردمی که دیگر نمی‌خواهند زیر سایه‌ قدرت‌های بیگانه زندگی کنند . رویایشان بازگشت به روزهایی است که فرمان از بیرون می‌آمد ، که تصمیم در دست دیگران بود و ایرانی تنها تماشاگر بود . اما آن دوران ، خاک شد. ایرانی امروز با آن دیروز فرق دارد ، این ملت دیگر نمی‌فروشد ، نمی‌ترسد ، و نمی‌خواهد وابسته باشد. آنان می‌خواستند ایرانِ فقیر و بی‌جان را نگه دارند ، اما با ملتی روبه‌رو شدند که از دل خاکستر تاریخ برخاسته ، پرچم استقلال را بالا برده و ایستاده گفته است: ما ملتی نیستیم که دوباره به زنجیر بازگردیم. قدرت‌های غربی از جمهوری اسلامی می‌ترسند، نه چون نامش اسلام دارد ، بلکه چون درونش روح ایرانی هست ، روحی که آزاد است ، مقاوم است ، و تسلیم نمی‌شود. آنان می‌خواستند ایرانِ دوران پهلوی را برگردانند ، اما این مردم دیگر بیدارند ، کودکان‌شان با غیرت بزرگ می‌شود، و جوانان‌شان با ایمان. این ملت یاد گرفته است که زمینش را خودش بسازد ، صدایش را خودش بلند کند ، و آینده‌اش را خودش رقم بزند. ایران امروز، همان ایران فرداست ، ایرانِ سرافراز، ایرانِ بیدار. و آنانی که هنوز خیال خواباندن این صدا را دارند، باید بفهمند ، ما برگشته‌ایم تا بمانیم، تا بسازیم، و تا به همه‌ی دنیا نشان دهیم ایرانی را نمی‌شود کوچک خواست، ایرانی همیشه بزرگ است.
.ثار ایران.

۲۰:۴۱

انقلاب اسلامی ایرانشمع چهل و هفت را فوت کردی و دودش رفت به چشم آن‌هایی که می‌گفتند چهل را هم نمی‌بینی.اما حالا نزدیک به پنجاه شده‌ای و قد کشیده‌ای. حواست هست،تبدیل شده‌ای به تکیه‌گاه تمام آزادگان جهانهرکس که قصد جنگ با شیاطین را دارد بیرق تو رو در آغوش می‌کشد و این وعده‌ی تمام صدیقین تاریخ استامسال سخت بر تو گذشت.زخم زیاد دیدی.برخی خودشان را از تو جدا کردند اما خم به ابرو نیاور عزیز دل که عاشقانت پای تو ایستاده‌اند و دلدادگان بسیاری در راهنداین روزها نبرد است و 《بالاخره صف پاکان و ناپاکان، جدا خواهد شد.ما و تمدن غرب، دنیا را بین خودمان قسمت خواهیم کرد. پاکان آن‌‌ها برای ما و هرزگان ما برای آن‌ها خواهند شد》

۶:۴۲

بازارسال شده از .ثار.
thumbnail

۲۰:۱۴

بازارسال شده از .ثار.
۲۲ بهمن، روزی‌ست که دل‌ها یکی می‌شوند، دل‌هایی که با عشق به میهن می‌تپند، با یاد شهیدان لبریز می‌شوند و با ایمان، کوه‌ها را هم به لرزه درمی‌آورند. این روز، فقط یک راهپیمایی نیست ، عهدی دوباره است میان مردم و انقلاب، میان خون شهیدان و اشک مادران چشم‌به‌راه. صبح ۲۲ بهمن، وقتی پرچم می‌رقصد و هوا بوی غیرت می‌گیرد، گویی روح امام و شهیدان در میان جمع قدم می‌زنند ، پیرمردی که با عصا آمده، جوانی که پرچم را بر دوش گرفته، کودکی که فریاد الله‌اکبر سر می‌دهد. همه ، یک امت‌اند ، یک صدا ، یک دل. تمام دنیا خیره می‌ماند به این صحنهٔ باشکوه ، به ملتی که با وجود تمام سختی‌ها هنوز ایستاده، با لبخند، با امید، با چشمانی درخشان و قلب‌هایی مالامال از عشق به وطن. دشمن از همین می‌ترسد ، از اشک‌های شوق در چشمان مادری که پسر شهیدش را هنوز به آسمان تقدیم می‌کند، از فریاد پرصلابت مردمی که با تمام قدرت می‌گویند: ما زنده ایم و ایران تنها نمی ماند.۲۲ بهمن روزی است که تاریخ دوباره زنده می‌شود ، صدای امام در گوش‌ها طنین می‌اندازد ( بکشید ما را ، ملت ما بیدارتر می شوند ). و امروز ، این مردم با حضورشان به روح امام و شهیدان اطمینان می‌دهند که راهشان ادامه دارد.آری، دشمن می‌سوزد ، چون می‌بیند ملتی که عشق به خدا و وطن را در خونش دارد، هرگز تسلیم نمی‌شود. هر حضور میلیونی در ۲۲ بهمن، پتکی است بر سر کسانی که خیال کردند می‌توانند این نور را خاموش کنند. اما چگونه می‌شود نور را خاموش کرد وقتی از دل‌ها می‌تابد؟ ۲۲ بهمن یعنی عهد دوباره با شهدای بی‌نام و نشان، یعنی بغضی که از غرور می‌لرزد، یعنی اشکی که از افتخار می‌جوشد، یعنی ملتی که هنوز عاشق است.و وقتی این مردم به خیابان می‌آیند، گویی زمین زیر پایشان می‌لرزد از عظمت و عشقشان. ایران، در بهمن، دوباره متولد می‌شود با تپش قلب میلیون‌ها انسان وفادار، با شعله‌ای که هیچ دشمنی توان خاموش کردنش را ندارد.ملت ایران نشان می‌دهد که نه از سختی می‌هراسد، نه از فشارها خم می‌شود ، بلکه از هر زخم، نوری تازه می‌روید و از هر تهدید، اراده‌ای محکم‌تر زاده می‌شود.
.ثار ایران.

۲۲:۳۰