۱۷:۵۵
چند روز پیش به بهانهای مشورتی با دکتر اقبالی تماس گرفتم و از ایشان خواستم کتابی لاتین در حوزه «جنسیت و رسانه» برای ارائهی کلاسی معرفی کنند؛ کتابی که صرفاً یک متن آکادمیک معمولی نباشد، بلکه بتواند نقدی جدی به مدرنیته، سرمایهداری و صورتبندی مسلط از حقوق زنان ارائه دهد؛ آن هم از زبان خود متفکران غربی.
بیدرنگ کتاب «زنان زندانی» را معرفی کردند؛ اثری به همت یک اندیشکده ایرانی که با اتکا به بیش از ۲۰۰ کتاب و مقالهی معتبر لاتین، به تحلیل جهانی خشونت علیه زنان و فرآیند شیانگاری آنها میپردازد. کتاب را همان روز تهیه کردم.
حجم ۵۳۶ صفحهای آن، آن هم در بازهی زمانی محدود تا ارائه، در ابتدا کمی نگرانکننده بود؛ اما مطالعه را آغاز کردم.عناوین فصلها استعاری و بعضاً نامأنوس بودند: زندان، سلول انفرادی، گوانتانامو، ابزار شکنجه و فرار از زندان.
در شروع، نثر کتاب برایم چندان روان نبود و اطنابهای مکرر خواندن را دشوار میکرد. اما جملهای در همان صفحات ابتدایی، ذهنم را بهشدت درگیر کرد. جملهای از یک سرباز دیدهبان در جنگ جهانی دوم که گردانش کاملاً در محاصره قرار گرفته بود و در واپسین لحظات عمرش نوشته بود: «ما آنقدر در محاصرهایم که در آزادی کامل به سر میبریم؛ آزادتر از هر زمان دیگری…»پرسش محوری کتاب دقیقاً از همینجا آغاز میشود: چطور ممکن است انسان در محاصره باشد، اما خود را آزاد احساس کند؟
کتاب نشان میدهد زنان امروز جهان، علیرغم رضایت ظاهری و احساس اختیار، در نوعی «جهل مرکب» گرفتار شدهاند؛ جهلی که حاصل فرآیندهای پیچیدهی شیانگاری است. خشونتی که الزاماً به شکل اجبار عریان بروز نمیکند، بلکه در قالب انتخاب، سلیقه، استاندارد زیبایی و سبک زندگی بازتولید میشود. زندانی که میلههایش به وسعت زمین است و درست به همین دلیل دیده نمیشود.
بر اساس دادههای معتبر جهانی، خشونت و آزار جنسی یکی از پرچالشترین مسائل زنان معرفی میشود و ریشهی آن در نظریهی شیانگاری زنان تحلیل میگردد. سپس نشان داده میشود این شیانگاری چگونه از فضای مجازی آغاز میشود و به خیابان، محیط کار، ورزش و زیست روزمرهی زنان تسری مییابد؛ جایی که حتی در شرایط رضایت ظاهری، سطوح بالایی از آزار و خشونت تجربه میشود.
بخش قابلتأمل دیگر کتاب، تحلیل آن چیزی است که نویسندگان از آن بهعنوان «ابزارهای شکنجهی مدرن» یاد میکنند: از صنعت لوازم آرایشی گرفته تا جراحیهای زیبایی؛ فرآیندهایی که هزینههای سنگین جسمی، روانی و اقتصادی برای زنان به همراه دارند، اما به نام انتخاب آزاد و برای رسیدن به استانداردهای تحمیلی پذیرفته میشوند.فصول پایانی کتاب به راههای خروج از این زندان میپردازد؛ با تحلیلهایی دربارهی نگاه، پوشش، روابط غیرمتعهدانه، همباشی و ازدواج، و در نهایت ارائهی پیشنهادهای سیاستی برای کاهش خشونت ساختاری علیه زنان.
در طول مطالعه، بارها برایم باورنکردنی بود که این حجم از نقد صریح، مبتنی بر اندیشهی دانشمندان علوم انسانی غربی باشد؛ اندیشمندانی که خود به عمق خشونت ساختاری و بنبست نسخههای رایج رهایی اذعان دارندو چقدر نزدیک بود به گفتمان امروز انقلاب اسلامی در خصوص جایگاه و حقوق زنان.
با این حال، نگران بودم که با وجود اتکای گستردهی کتاب به منابع لاتین، در کلاس علوم اجتماعی دانشگاه تهران با مقاومت مواجه شود. برای خروج از کلیشهی ارائههای بیرمق، یک کلیپ کوتاه مرتبط با محتوای کتاب را در ابتدای کلاس پخش کردم. فضای کلاس ناگهان تغییر کرد و زمینهی یک ارائهی پرچالش فراهم شد.
از بازنماییهای جعلی رسانهای دربارهی سبک زندگی و رضایت زنان گفتم؛ از اینکه چگونه ساختارهای مدرنیته و سرمایهداری، ذیل حکمرانی رسانهای، نوع خاصی از «رضایت» را تولید میکنند؛ رضایتی که بیش از آنکه حاصل اختیار باشد، نتیجهی مسخشدگی در یک نظام هنجاری مسلط است.
قابل پیشبینی بود. برخی طاقت شنیدن این سطح از افشای خشونتهای ساختاری را نداشتند و تلاش میکردند کل بحث را به سوگیری پژوهشگران تقلیل دهند. برایشان دشوار بود بپذیرند که در جهانِ موسوم به «جریان آزاد اطلاعات»، ممکن است انسان در محاصره باشد و همچنان خود را آزاد بداند و حتی خودشان اسیر این زندان باشند.
ارائه با وجود مجادلات، پس از گذشت بیش از نیم ساعت از زمان رسمی به پایان رسید. اگر این بحث بتواند حتی اندکی تردید یا پرسش در این احساس آزادیِ بدیهی ایجاد کند، مأموریت خود را انجام داده است.شاید نخستین گام رهایی، نه در تغییر فوری رفتارها، بلکه در دیدنِ دوبارهی زندانی باشد که نامش را آزادی گذاشتهایم.
#زنورسانه#حقوقزنان#مطالبهازغرب
__
۱۹:۱۳
زیستِ فرهنگ
آزادی در محاصره؛ روایتی از زن امروز چند روز پیش به بهانهای مشورتی با دکتر اقبالی تماس گرفتم و از ایشان خواستم کتابی لاتین در حوزه «جنسیت و رسانه» برای ارائهی کلاسی معرفی کنند؛ کتابی که صرفاً یک متن آکادمیک معمولی نباشد، بلکه بتواند نقدی جدی به مدرنیته، سرمایهداری و صورتبندی مسلط از حقوق زنان ارائه دهد؛ آن هم از زبان خود متفکران غربی. بیدرنگ کتاب «زنان زندانی» را معرفی کردند؛ اثری به همت یک اندیشکده ایرانی که با اتکا به بیش از ۲۰۰ کتاب و مقالهی معتبر لاتین، به تحلیل جهانی خشونت علیه زنان و فرآیند شیانگاری آنها میپردازد. کتاب را همان روز تهیه کردم. حجم ۵۳۶ صفحهای آن، آن هم در بازهی زمانی محدود تا ارائه، در ابتدا کمی نگرانکننده بود؛ اما مطالعه را آغاز کردم. عناوین فصلها استعاری و بعضاً نامأنوس بودند: زندان، سلول انفرادی، گوانتانامو، ابزار شکنجه و فرار از زندان. در شروع، نثر کتاب برایم چندان روان نبود و اطنابهای مکرر خواندن را دشوار میکرد. اما جملهای در همان صفحات ابتدایی، ذهنم را بهشدت درگیر کرد. جملهای از یک سرباز دیدهبان در جنگ جهانی دوم که گردانش کاملاً در محاصره قرار گرفته بود و در واپسین لحظات عمرش نوشته بود: «ما آنقدر در محاصرهایم که در آزادی کامل به سر میبریم؛ آزادتر از هر زمان دیگری…» پرسش محوری کتاب دقیقاً از همینجا آغاز میشود: چطور ممکن است انسان در محاصره باشد، اما خود را آزاد احساس کند؟ کتاب نشان میدهد زنان امروز جهان، علیرغم رضایت ظاهری و احساس اختیار، در نوعی «جهل مرکب» گرفتار شدهاند؛ جهلی که حاصل فرآیندهای پیچیدهی شیانگاری است. خشونتی که الزاماً به شکل اجبار عریان بروز نمیکند، بلکه در قالب انتخاب، سلیقه، استاندارد زیبایی و سبک زندگی بازتولید میشود. زندانی که میلههایش به وسعت زمین است و درست به همین دلیل دیده نمیشود. بر اساس دادههای معتبر جهانی، خشونت و آزار جنسی یکی از پرچالشترین مسائل زنان معرفی میشود و ریشهی آن در نظریهی شیانگاری زنان تحلیل میگردد. سپس نشان داده میشود این شیانگاری چگونه از فضای مجازی آغاز میشود و به خیابان، محیط کار، ورزش و زیست روزمرهی زنان تسری مییابد؛ جایی که حتی در شرایط رضایت ظاهری، سطوح بالایی از آزار و خشونت تجربه میشود. بخش قابلتأمل دیگر کتاب، تحلیل آن چیزی است که نویسندگان از آن بهعنوان «ابزارهای شکنجهی مدرن» یاد میکنند: از صنعت لوازم آرایشی گرفته تا جراحیهای زیبایی؛ فرآیندهایی که هزینههای سنگین جسمی، روانی و اقتصادی برای زنان به همراه دارند، اما به نام انتخاب آزاد و برای رسیدن به استانداردهای تحمیلی پذیرفته میشوند.فصول پایانی کتاب به راههای خروج از این زندان میپردازد؛ با تحلیلهایی دربارهی نگاه، پوشش، روابط غیرمتعهدانه، همباشی و ازدواج، و در نهایت ارائهی پیشنهادهای سیاستی برای کاهش خشونت ساختاری علیه زنان. در طول مطالعه، بارها برایم باورنکردنی بود که این حجم از نقد صریح، مبتنی بر اندیشهی دانشمندان علوم انسانی غربی باشد؛ اندیشمندانی که خود به عمق خشونت ساختاری و بنبست نسخههای رایج رهایی اذعان دارندو چقدر نزدیک بود به گفتمان امروز انقلاب اسلامی در خصوص جایگاه و حقوق زنان. با این حال، نگران بودم که با وجود اتکای گستردهی کتاب به منابع لاتین، در کلاس علوم اجتماعی دانشگاه تهران با مقاومت مواجه شود. برای خروج از کلیشهی ارائههای بیرمق، یک کلیپ کوتاه مرتبط با محتوای کتاب را در ابتدای کلاس پخش کردم. فضای کلاس ناگهان تغییر کرد و زمینهی یک ارائهی پرچالش فراهم شد. از بازنماییهای جعلی رسانهای دربارهی سبک زندگی و رضایت زنان گفتم؛ از اینکه چگونه ساختارهای مدرنیته و سرمایهداری، ذیل حکمرانی رسانهای، نوع خاصی از «رضایت» را تولید میکنند؛ رضایتی که بیش از آنکه حاصل اختیار باشد، نتیجهی مسخشدگی در یک نظام هنجاری مسلط است. قابل پیشبینی بود. برخی طاقت شنیدن این سطح از افشای خشونتهای ساختاری را نداشتند و تلاش میکردند کل بحث را به سوگیری پژوهشگران تقلیل دهند. برایشان دشوار بود بپذیرند که در جهانِ موسوم به «جریان آزاد اطلاعات»، ممکن است انسان در محاصره باشد و همچنان خود را آزاد بداند و حتی خودشان اسیر این زندان باشند. ارائه با وجود مجادلات، پس از گذشت بیش از نیم ساعت از زمان رسمی به پایان رسید. اگر این بحث بتواند حتی اندکی تردید یا پرسش در این احساس آزادیِ بدیهی ایجاد کند، مأموریت خود را انجام داده است. شاید نخستین گام رهایی، نه در تغییر فوری رفتارها، بلکه در دیدنِ دوبارهی زندانی باشد که نامش را آزادی گذاشتهایم.
محمد حسین طاهری #زنورسانه #حقوقزنان #مطالبهازغرب __
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
۱۹:۱۴
زیستِ فرهنگ
آزادی در محاصره؛ روایتی از زن امروز چند روز پیش به بهانهای مشورتی با دکتر اقبالی تماس گرفتم و از ایشان خواستم کتابی لاتین در حوزه «جنسیت و رسانه» برای ارائهی کلاسی معرفی کنند؛ کتابی که صرفاً یک متن آکادمیک معمولی نباشد، بلکه بتواند نقدی جدی به مدرنیته، سرمایهداری و صورتبندی مسلط از حقوق زنان ارائه دهد؛ آن هم از زبان خود متفکران غربی. بیدرنگ کتاب «زنان زندانی» را معرفی کردند؛ اثری به همت یک اندیشکده ایرانی که با اتکا به بیش از ۲۰۰ کتاب و مقالهی معتبر لاتین، به تحلیل جهانی خشونت علیه زنان و فرآیند شیانگاری آنها میپردازد. کتاب را همان روز تهیه کردم. حجم ۵۳۶ صفحهای آن، آن هم در بازهی زمانی محدود تا ارائه، در ابتدا کمی نگرانکننده بود؛ اما مطالعه را آغاز کردم. عناوین فصلها استعاری و بعضاً نامأنوس بودند: زندان، سلول انفرادی، گوانتانامو، ابزار شکنجه و فرار از زندان. در شروع، نثر کتاب برایم چندان روان نبود و اطنابهای مکرر خواندن را دشوار میکرد. اما جملهای در همان صفحات ابتدایی، ذهنم را بهشدت درگیر کرد. جملهای از یک سرباز دیدهبان در جنگ جهانی دوم که گردانش کاملاً در محاصره قرار گرفته بود و در واپسین لحظات عمرش نوشته بود: «ما آنقدر در محاصرهایم که در آزادی کامل به سر میبریم؛ آزادتر از هر زمان دیگری…» پرسش محوری کتاب دقیقاً از همینجا آغاز میشود: چطور ممکن است انسان در محاصره باشد، اما خود را آزاد احساس کند؟ کتاب نشان میدهد زنان امروز جهان، علیرغم رضایت ظاهری و احساس اختیار، در نوعی «جهل مرکب» گرفتار شدهاند؛ جهلی که حاصل فرآیندهای پیچیدهی شیانگاری است. خشونتی که الزاماً به شکل اجبار عریان بروز نمیکند، بلکه در قالب انتخاب، سلیقه، استاندارد زیبایی و سبک زندگی بازتولید میشود. زندانی که میلههایش به وسعت زمین است و درست به همین دلیل دیده نمیشود. بر اساس دادههای معتبر جهانی، خشونت و آزار جنسی یکی از پرچالشترین مسائل زنان معرفی میشود و ریشهی آن در نظریهی شیانگاری زنان تحلیل میگردد. سپس نشان داده میشود این شیانگاری چگونه از فضای مجازی آغاز میشود و به خیابان، محیط کار، ورزش و زیست روزمرهی زنان تسری مییابد؛ جایی که حتی در شرایط رضایت ظاهری، سطوح بالایی از آزار و خشونت تجربه میشود. بخش قابلتأمل دیگر کتاب، تحلیل آن چیزی است که نویسندگان از آن بهعنوان «ابزارهای شکنجهی مدرن» یاد میکنند: از صنعت لوازم آرایشی گرفته تا جراحیهای زیبایی؛ فرآیندهایی که هزینههای سنگین جسمی، روانی و اقتصادی برای زنان به همراه دارند، اما به نام انتخاب آزاد و برای رسیدن به استانداردهای تحمیلی پذیرفته میشوند.فصول پایانی کتاب به راههای خروج از این زندان میپردازد؛ با تحلیلهایی دربارهی نگاه، پوشش، روابط غیرمتعهدانه، همباشی و ازدواج، و در نهایت ارائهی پیشنهادهای سیاستی برای کاهش خشونت ساختاری علیه زنان. در طول مطالعه، بارها برایم باورنکردنی بود که این حجم از نقد صریح، مبتنی بر اندیشهی دانشمندان علوم انسانی غربی باشد؛ اندیشمندانی که خود به عمق خشونت ساختاری و بنبست نسخههای رایج رهایی اذعان دارندو چقدر نزدیک بود به گفتمان امروز انقلاب اسلامی در خصوص جایگاه و حقوق زنان. با این حال، نگران بودم که با وجود اتکای گستردهی کتاب به منابع لاتین، در کلاس علوم اجتماعی دانشگاه تهران با مقاومت مواجه شود. برای خروج از کلیشهی ارائههای بیرمق، یک کلیپ کوتاه مرتبط با محتوای کتاب را در ابتدای کلاس پخش کردم. فضای کلاس ناگهان تغییر کرد و زمینهی یک ارائهی پرچالش فراهم شد. از بازنماییهای جعلی رسانهای دربارهی سبک زندگی و رضایت زنان گفتم؛ از اینکه چگونه ساختارهای مدرنیته و سرمایهداری، ذیل حکمرانی رسانهای، نوع خاصی از «رضایت» را تولید میکنند؛ رضایتی که بیش از آنکه حاصل اختیار باشد، نتیجهی مسخشدگی در یک نظام هنجاری مسلط است. قابل پیشبینی بود. برخی طاقت شنیدن این سطح از افشای خشونتهای ساختاری را نداشتند و تلاش میکردند کل بحث را به سوگیری پژوهشگران تقلیل دهند. برایشان دشوار بود بپذیرند که در جهانِ موسوم به «جریان آزاد اطلاعات»، ممکن است انسان در محاصره باشد و همچنان خود را آزاد بداند و حتی خودشان اسیر این زندان باشند. ارائه با وجود مجادلات، پس از گذشت بیش از نیم ساعت از زمان رسمی به پایان رسید. اگر این بحث بتواند حتی اندکی تردید یا پرسش در این احساس آزادیِ بدیهی ایجاد کند، مأموریت خود را انجام داده است. شاید نخستین گام رهایی، نه در تغییر فوری رفتارها، بلکه در دیدنِ دوبارهی زندانی باشد که نامش را آزادی گذاشتهایم.
محمد حسین طاهری #زنورسانه #حقوقزنان #مطالبهازغرب __
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
۱۹:۱۴
امشب، در میانه انبوهی از خبرهای نگرانکننده و حالوهوای سنگین این روزها، با تردید به جلسه درس اخلاق آیتالله یزدانپناه در مدرسه عالی شهید مطهری تهران رفتم. حال دلم خوب نبود. با خودم گفتم شاید نشستن پای این درس، قدری آرامم کند. حتی در دل آرزو کردم کاش استاد، در کنار بحث اسم «عزیز»، اشارهای هم به این روزهای پرالتهاب ما داشته باشد. نمیدانستم قرار است پاسخ این حال، دقیقاً از دل همان بحث قرآنی بیرون بیاید. گفتم قدری مباحث جلسه را با شما به اشتراک بگذارم...
مدتهاست این جلسات، برای خیلی از جوانها تبدیل به قرار هفتگی شده است. نه از جنس موعظههای تکراری، نه اندرزهای کلی. محور بحث اسماء حسنای الهی است؛ اما نه بهعنوان مفاهیم ذهنی، بلکه بهمثابه «منطق زندگی». قرآن در این جلسات، از جایگاه متن مقدسِ دور از دسترس، به راهنمای تصمیم، کنش و ایستادن در جهان امروز تبدیل میشود.
استاد همان ابتدا تأکید میکند که اسماء حسنا، ما را به عمق قرآن میبرند؛ به جایی که میفهمیم خدا در عالم چه میکند و ما قرار است چه نسبتی با این فعل الهی داشته باشیم. زندگی با اسماء، فهم ما از خود، جامعه و حتی تاریخ را تغییر میدهد.بحث امشب حول اسم «عزیز» بود. اینکه انسان میتواند مظهر این اسم باشد؛ عبدالعزیز. یعنی کسی که عزت الهی در او جاری است. اگر چنین است، پس انسان و فراتر از آن، جامعه دینی حق ندارد خود را در معرض ذلت قرار دهد.
و سوال اساسی این است که جامعه دینی، چگونه عبدالعزیز میماند؟
جامعه دینی، اگر مظهر اسم عزیز خداست، نمیتواند ذلیل باشد. اگر چنین شد، یعنی منطق خودش را نفهمیده است. حاکمیت دینی نیز حق ندارد از غیر خدا تبعیت کند یا برای بقا، منطق عزت را کنار بگذارد.« وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»
نکته کلیدی همینجاست که جامعه مؤمن نمیتواند بگوید «من فقط میخواهم زندگی کنم». چون عزت را از خدا گرفته و نمایندگی از او دارد. همانطور که انسان مؤمن، حتی در شکست، حق ندارد خود را ذلیل کند. قرآن صریح است؛ حتی وقتی مؤمنان در اُحد شکست خوردند،گفت: «وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»یعنی مؤمن ممکن است زمین بخورد، اما نباید خم شود.
از همینجا منطق مقاومت متولد میشود. منطق اینکه جامعه ایمانی اگر ذیل طاغوت برود، وارد ظلمات میشود؛ و اگر بایستد، ولو هزینه بدهد، در مسیر عزت باقی میماند.
جمهوری اسلامی نیز با همین منطق شکل گرفت. چه در پیروزی انقلاب، چه در جنگ، چه در پذیرش صلح. امام و جامعه، ممکن است سختی بکشند، اما خود را ذلیل نمیکنند. همین منطق است که در سیره امامین انقلاب ادامه پیدا کرده است.
رهبر انقلاب، با همه فشارها، همین منطق قرآنی را حفظ کرده است؛ منطق عزت. نه از سر لجاجت سیاسی، بلکه از سر وفاداری به توحید. کسی که خدا را پذیرفته، نمیتواند ذیل طاغوت برود. هر بار که از اسم «عزیز حکیم» سخن گفته میشود، برای من مصداقش یعنی رهبر انقلاب روشنتر میشود؛ عزتی که از ایستادن میآید، نه از تسلیم.
بعد جلسه حال دلم خیلی خوب شد. وظیفه ما روشن است: عبدالعزیز بودن، ایستادن بر مدار عزت، و سپردن بقیه راه به خدایی که فرموده است:«وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُه»
#درساخلاق#زندگیباآیهها#اسلامناب __
۲۰:۴۶
پرونده جفری اپستین فقط افشای یک شبکه فساد جنسی نیست؛این پرونده، شناسنامه واقعی لیبرالدموکراسی در نسبت با زن است.
این پرونده آینهای است که حقیقت گفتمان لیبرال درباره «حقوق زن» را بیرحمانه نشان میدهد.سالها ادعای دفاع از زن، آزادی و کرامت انسانی، ناگهان در برابر پیوند عریان قدرت، ثروت و بهرهکشی جنسی فرو ریخته است.اگر این جریانها واقعاً مدافع حقوق زن بودند، چرا امروز سکوت کردهاند؟سازمانهای بینالمللی کجا هستند؟سلبریتیهایی که روزی برای یک دختر کرد ایرانی موهای خود را قیچی کردند، چرا حالا زبان در کام گرفتهاند؟چرا جنیفرلوپز نمی آید بگوید دیگر کار نمیکند ؟ این سکوت، اتفاقی یا از سر بیاطلاعی نیست؛ این سکوت، انتخاب سیاسی است. انتخابی که نشان میدهد «حقوق زن» در منطق لیبرالی، یک ارزش جهانشمول نیست، بلکه ابزاری برای فشار، روایتسازی و مداخله است.زن تا زمانی دیده میشود که در چارچوب روایت مطلوب قدرتها بگنجد؛ وگرنه حتی قربانی شبکههای سازمانیافته هم باشد، نادیده گرفته میشود.
امروز، دقیقاً ، زمان آن است که نهضت جهانی دفاع واقعی از حقوق زن شکل بگیرد؛ نه بر پایه بدن، بازار و نمایش، بلکه بر محور کرامت، عدالت و انسانیت.
بعد از اپستین، دیگر سکوت، بیطرفی نیست؛ همدستی است.
#حقوقزنان#مطالبهازغرب
__
۱۷:۵۸
چند خطی از فیلم #سرزمین_فرشتهها در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر انقلاب اسلامی
در جهانی که تصویر به ابتذال فروکاسته شده و سینما آینه هوسهای خسته انسان مدرن است،ناگهان روایتی سر برمیآورد که از جنس دیگر است.«سرزمین فرشتهها» فیلم نیست؛شهادت است،شهادت بر این حقیقت که هنوز میتوان زیست، آنگاه که مرگ همهجا ایستاده است.
اینجا زن، سوژه ترحم نیست؛زن، ستون ایستادگی و مقاومت است.زنِ غزه، زندگی را نه در غفلت، که در متن مقاومت معنا میکند.امید را از زیر آوار بیرون میکشد و به کودک میآموزد که جهان، همه آن چیزی نیست که دشمن میخواهد نشان دهد.
در همان لحظه که بر فرشهای قرمز، خندههای بیمعنا تقسیم میشود، تو گریه میکنی.
در همان لحظه که «محمد»، «ضحی» را صدا میزند و بغض میکند و میگوید: میروم تا بقیه بچهها سهم غذای من را بخورند تا سیر بشوند، نفرتت از رژیمی که کودککشی را به قاعده بدل کرده، شعلهورتر میشود.این تضاد تصادفی نیست؛ این، تقابل دو جهان است.
جهانی که در آن کودک میمیرد و ابزار لذت و شهوت میشود،و جهانی که در آن کودک میرود تا حقیقت بماند.
امروز زنانی ایستادهاند که بر داغ فرزند، نه فقط صبر میکنند، که شکر میگویند.این شکر، فلسفه بقای #فلسطین است؛ رازی که یک قرن خشونت عریان نتوانسته آن را در هم بشکند.
و اکنون باید پرسید:کدام علم، کدام نظریه، کدام انسانشناسیِ مدرن میتواند این زن را توضیح دهد؟
علوم انسانی و غیرانسانیامروز در کنار جنایت ایستادهاند؛همانها که آزادی را فریاد زدند، اکنون در افشای فاجعه #اپستین یا سکوت کردهاند یا کف میزنند.
آنان زبانی برای توصیف زنِ #مقاومت ندارند؛ چراکه این زن، انکار بنیادهای فکری آنان است.
خدا قوت به بابک خواجهپاشا و منوچهر محمدیبهخاطر خلق این اثر.
#مطالبهازغرب#زنان#زن_و_مقاومت
__
۹:۲۲
شبهای اول ماه رمضان است...هیأتها دوباره جان میگیرند،برنامهها تنظیم میشود،جلسات هماهنگی پشت سر هم برگزار میشود،گروههای اطلاعرسانی فعال میشوند،جلسات خانگی قرآن یک به یک آماده میزبانی شده اند،فضا آمادهی یک ماه #زیست جمعی میشود.
رمضان فقط ماه عبادت فردی نیست؛ماهِ «جماعت» است.و هیأت، یکی از مهمترین میدانهای این جماعت است.
اما اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم،در همین روزهای آمادهسازی رمضان،چه کسانی بار اصلی اجرا را بر دوش میکشند؟چه کسانی شبکهها را فعال میکنند؟چه کسانی پیگیریها، اقناعها و هماهنگیها را انجام میدهند؟
و یک سؤال مهمتر:
در همان هیأتی که بخشی فضای معنوی رمضان را سامان میدهد،زنان دقیقاً در کجای معادله ایستادهاند؟
آیا نقششان صرفاً پیشبرد اجراست؟یا در جهتدهی، تصمیمسازی و تعیین اولویتها نیز سهم دارند؟
در این ماهی که قرار است بازگشت به نیت و بازاندیشی باشد،ما هم میخواهیم یک پرسش را باز کنیم:
زن در میدان هیأت، از حضور تا مشارکت، کجا ایستاده است؟
این آغاز یک پرونده است.نه برای تقابل،بلکه برای فهم دقیقتر میدان...
(ادامه دارد…)
#زنان#زن_و_رسانه#حکمرانی_فرهنگی
__
۲۰:۰۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
آقا جان!
شما توصیه به «حرکت عمومی در گام دوم انقلاب» کردید؛ ما جدی نگرفتیم!شما گفتید: «کار کشور با ده درصد جوان مؤمن حزباللهی جلو میرود»؛ باز هم جدی نگرفتیم!فرمودید: «فناوری حضور مردم»؛فرمودید: «آرایش جنگی»؛فرمودید: «جهاد تبیین».
ما فقط در حسینیه امام خمینی میآمدیم، قربانصدقه شما میرفتیم و میرفتیم.ما دنبال شبکهسازی از بالا بودیم،ما دنبال رابط و مجمع خودمان بودیم.
چه قشنگ با رفتنتان به ما یاد دادید!حالا این مردم را ببینید که چه طور پای کار آمدهاند!سازمانها و دستگاهها و ... نیستند، اما مردم خودشان آمدهاند.صحنه را ببینید؛ حرکت عمومی ایجاد کردید، آقا!
میخواهید بیشتر از این ما را شرمنده کنید؟ناکارآمدیمان را بکوبید توی صورتمان؟!
آقا! به شما گفتیم ده درصد را پای کار آوردهایم؛ لبخند زدید که هنوز یکدرصد هم نشده!اما حالا ببینید...خودتان ببینید چند درصد شده است!
م.اخوان قدس
#حرکتعمومی
__
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
شما توصیه به «حرکت عمومی در گام دوم انقلاب» کردید؛ ما جدی نگرفتیم!شما گفتید: «کار کشور با ده درصد جوان مؤمن حزباللهی جلو میرود»؛ باز هم جدی نگرفتیم!فرمودید: «فناوری حضور مردم»؛فرمودید: «آرایش جنگی»؛فرمودید: «جهاد تبیین».
ما فقط در حسینیه امام خمینی میآمدیم، قربانصدقه شما میرفتیم و میرفتیم.ما دنبال شبکهسازی از بالا بودیم،ما دنبال رابط و مجمع خودمان بودیم.
چه قشنگ با رفتنتان به ما یاد دادید!حالا این مردم را ببینید که چه طور پای کار آمدهاند!سازمانها و دستگاهها و ... نیستند، اما مردم خودشان آمدهاند.صحنه را ببینید؛ حرکت عمومی ایجاد کردید، آقا!
میخواهید بیشتر از این ما را شرمنده کنید؟ناکارآمدیمان را بکوبید توی صورتمان؟!
آقا! به شما گفتیم ده درصد را پای کار آوردهایم؛ لبخند زدید که هنوز یکدرصد هم نشده!اما حالا ببینید...خودتان ببینید چند درصد شده است!
#حرکتعمومی
__
۲۲:۲۱
همزمان که صدای جنگندهها در گوشم میپیچد و انفجارهای مهیب، قلبم را به درد میآورد، بیاختیار از خودم میپرسم: کدام کودک، بیمادر شده؟ کدام مادر، داغدار فرزند؟
دلم پیش ضاحیهٔ جنوبی است؛دلم پیش نبیشیت است...
وقتی خبر شهادت «آقا» را شنیدم، چه همزادپنداری عجیبی با آن دختر کردم؛ همان دختری که کنار مزار «سیدحسن»، اشک میریخت.
انگار این بار، واقعاً «اُمت» شدهایم.با دردهای مشترک،با بغضهای مشترک.
و این، همان چیزی است که رژیم از آن میترسید...این بغض و حبّ مشترک را تاریخ شیعه بارها دیده؛فتحهایی که در طول قرنها رقم خورده است...
#جنگ_رمضان#حرکتعمومی
__
۲۲:۱۰
ما این روزها شاهد حضور پررنگ و تعیینکنندهٔ بانوان در صحنههای سرنوشتساز هستیم؛ بانوانی که به تعبیر امام خمینی(ره)، رهبران این نهضت بودند و امروز نیز بهبرکت میدانگشاییهای انقلاب، خود به میدانداران اصلی این نبرد حق علیه باطل تبدیل شدهاند.
تاریخ گواهی میدهد که زنان این مرزوبوم، همواره در حساسترین برههها، پیشران بودهاند و اینک نیز در خط مقدم مقاومت، حضوری آگاهانه و مؤثر دارند.
اما واقعیتی تلخ را نباید از نظر دور داشت: اگر هر یک از ما بهعنوان سربازان این جبههٔ نقش تاریخی خود را بهدرستی ایفا نکنیم؛ اگر از کنار مسئولیتها و وظایف خود بی تفاوت بگذریم و به میدان نیاییم، بیتردید باختهایم.
باختنی که شاید فرصتی برای جبران باقی نگذارد؛ شاید حتی وقتی برای پشیمانی و بازگشت (توابین) هم فراهم نشود...
م.اخوان قدس
سیزدهمین نشست گوشنو
#جنگ_رمضان#حرکتعمومی#پیشرانی_بانوان
__
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
تاریخ گواهی میدهد که زنان این مرزوبوم، همواره در حساسترین برههها، پیشران بودهاند و اینک نیز در خط مقدم مقاومت، حضوری آگاهانه و مؤثر دارند.
اما واقعیتی تلخ را نباید از نظر دور داشت: اگر هر یک از ما بهعنوان سربازان این جبههٔ نقش تاریخی خود را بهدرستی ایفا نکنیم؛ اگر از کنار مسئولیتها و وظایف خود بی تفاوت بگذریم و به میدان نیاییم، بیتردید باختهایم.
باختنی که شاید فرصتی برای جبران باقی نگذارد؛ شاید حتی وقتی برای پشیمانی و بازگشت (توابین) هم فراهم نشود...
#جنگ_رمضان#حرکتعمومی#پیشرانی_بانوان
__
۲۲:۰۳
در روزهایی که حضور گسترده و متکثر مردم در حمایت از ایران و استقلالخواهی شکل گرفته، یک واقعیت مهم اجتماعی آشکار است: «امر ملی» میتواند طیفهای مختلف را ذیل یک هویت مشترک گرد هم آورد. این همگرایی، نشانهای از فعال شدن سرمایه اجتماعی و بازتعریف «ما»ی جمعی است.
اما نحوه بازنمایی این تنوع اهمیت دارد. تأکید مکرر بر تفاوتهای ظاهری—از جمله پوشش—اگرچه در ابتدا میتواند نشانهای از شمول باشد، اما در صورت افراط، معنای کنش جمعی را تغییر داده و به نسبیسازی هنجارها میانجامد؛ امری که ممکن است به ادراک اباحهگری و حتی تعارض با موازین شرعی در سطح نمادین دامن بزند.
در چارچوب جامعهشناختی، هر نظم اجتماعی بر هنجارهای بنیادین استوار است و تضعیف آنها—even در سطح روایت—میتواند به فرسایش سرمایه هنجاری بینجامد. از این رو، ضروری است در روایت این حضور مردمی، پارادایم کلان کشور—ترکیبی از هویت دینی، نظم هنجاری و استقلال سیاسی—مدنظر قرار گیرد.
حفظ تعادل میان «شمول اجتماعی» و «ثبات هنجاری»، شرط پایداری این همگرایی است؛ وحدتی در عین کثرت، بدون تبدیل تنوع به ابزار تضعیف هنجارها.
م.اخوان قدس
#جنگ_رمضان#حرکتعمومی#حکمرانی_رسانه
__
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
اما نحوه بازنمایی این تنوع اهمیت دارد. تأکید مکرر بر تفاوتهای ظاهری—از جمله پوشش—اگرچه در ابتدا میتواند نشانهای از شمول باشد، اما در صورت افراط، معنای کنش جمعی را تغییر داده و به نسبیسازی هنجارها میانجامد؛ امری که ممکن است به ادراک اباحهگری و حتی تعارض با موازین شرعی در سطح نمادین دامن بزند.
در چارچوب جامعهشناختی، هر نظم اجتماعی بر هنجارهای بنیادین استوار است و تضعیف آنها—even در سطح روایت—میتواند به فرسایش سرمایه هنجاری بینجامد. از این رو، ضروری است در روایت این حضور مردمی، پارادایم کلان کشور—ترکیبی از هویت دینی، نظم هنجاری و استقلال سیاسی—مدنظر قرار گیرد.
حفظ تعادل میان «شمول اجتماعی» و «ثبات هنجاری»، شرط پایداری این همگرایی است؛ وحدتی در عین کثرت، بدون تبدیل تنوع به ابزار تضعیف هنجارها.
#جنگ_رمضان#حرکتعمومی#حکمرانی_رسانه
__
۱۲:۱۲
«امروز روز امامت امت است؛ روزی که ملت سرنوشت خویش را به دست میگیرد…» امام خمینی ره
و اکنون بنگر؛امتی که از دل تاریخ برخاسته،با ارادهای پولادین و ایمانی شعلهور،پرچم امامت را بر دوش گرفته ودر حال رقم زدن نظمی نو در جهان است…
#امامت_امت #۱۲_فروردین #حرکتعمومی
__
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
و اکنون بنگر؛امتی که از دل تاریخ برخاسته،با ارادهای پولادین و ایمانی شعلهور،پرچم امامت را بر دوش گرفته ودر حال رقم زدن نظمی نو در جهان است…
#امامت_امت #۱۲_فروردین #حرکتعمومی
__
۱۱:۵۷
ما را به عصر حجر بازگردانید...با ارادههایی که ایستادهاند، چه میکنید؟ارادههایی که آموختهاند «نه» بگویند؛نه به استعمار،نه به تحقیر.ما در امتِ آن انقلابی هستیمکه از دلِ نامِ خمینی برخاست.
مگر نه اینکه پیامبر فرمود:سختترین داغ، داغِ فرزند است، و برای صبر بر آن، «بیتالحمد» را در بهشت وعده داد؟
مگر نه اینکه در مقتل آمده است:حسین بن علی (ع)،کودکِ خویش، علیاصغر را در آغوش گرفت، خونش را به آسمان پاشید و ایستاد...
اینجا بود که تاریخ فهمید:داغ، اگر در راهِ حق باشد،زانو نمیزند...آتش میشود.
و از همانجا صدا برخاست:«هیهاتَ مِنَّا الذِّلَّه»
پس این انسانِ امروز چه دیده استکه داغِ فرزند را به ایستادگی گره زده است؟چه افقی را میبیندکه از ویرانی نمیترسد؟آری؛ما امت همان امام هستیم !
ترامپ، قمارباز!میخواهی ما را به عصر حجر بازگردانی؟ما از آینده آمدهایم.
م.اخوان قدس
#بانوی_پیشران#امامت_امت __
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
مگر نه اینکه پیامبر فرمود:سختترین داغ، داغِ فرزند است، و برای صبر بر آن، «بیتالحمد» را در بهشت وعده داد؟
مگر نه اینکه در مقتل آمده است:حسین بن علی (ع)،کودکِ خویش، علیاصغر را در آغوش گرفت، خونش را به آسمان پاشید و ایستاد...
اینجا بود که تاریخ فهمید:داغ، اگر در راهِ حق باشد،زانو نمیزند...آتش میشود.
و از همانجا صدا برخاست:«هیهاتَ مِنَّا الذِّلَّه»
پس این انسانِ امروز چه دیده استکه داغِ فرزند را به ایستادگی گره زده است؟چه افقی را میبیندکه از ویرانی نمیترسد؟آری؛ما امت همان امام هستیم !
ترامپ، قمارباز!میخواهی ما را به عصر حجر بازگردانی؟ما از آینده آمدهایم.
#بانوی_پیشران#امامت_امت __
۲۰:۱۸
بسمـ الله
سیزدهمین نشست گوشنو«نگهبانان انقلاب»با حضور سرکار خانم محدثه اخوان قدس
ایتا ، روبیکا
«اینجا میدانِ سرنوشت است…و اینبار، تاریخ را نه فقط مردان، که نوجوانانِ برخاسته و بانوانِ پیشرو مینویسند؛نسلی که در آغاز راه است، اما بویِ فتح میدهد،و زنانی که دیگر در حاشیه نیستند…ایستادهاند در متنِ میدان، در قامتِ راهبرانِ نهضت.دشمن گمان کرده بود ایران خسته است…غافل از آنکه این ملت، با نوجوانانی تمدنساز و بانوانی پیشبرنده،نهتنها میایستد، که آینده را از نو بنا میکند.»
__
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
«اینجا میدانِ سرنوشت است…و اینبار، تاریخ را نه فقط مردان، که نوجوانانِ برخاسته و بانوانِ پیشرو مینویسند؛نسلی که در آغاز راه است، اما بویِ فتح میدهد،و زنانی که دیگر در حاشیه نیستند…ایستادهاند در متنِ میدان، در قامتِ راهبرانِ نهضت.دشمن گمان کرده بود ایران خسته است…غافل از آنکه این ملت، با نوجوانانی تمدنساز و بانوانی پیشبرنده،نهتنها میایستد، که آینده را از نو بنا میکند.»
__
۱۲:۴۱
زنجیرههای انسانی در اطراف نیروگاههای برق در تبریز، بیستون و کازرون
«گمان کردند این خاک، خسته است…اما ناگهان مردمی برخاستند که انگار از دلِ تاریخ مبعوث شدهاند.بیهیاهو، بیتردید…آمدهاند تا بایستند، تا بمانند، تا معنا کنند دوباره حقیقت را.اینجا ایران است؛ سرزمینِ مردمی که وقتِ امتحان، پیدا میشوند…»
__
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
«گمان کردند این خاک، خسته است…اما ناگهان مردمی برخاستند که انگار از دلِ تاریخ مبعوث شدهاند.بیهیاهو، بیتردید…آمدهاند تا بایستند، تا بمانند، تا معنا کنند دوباره حقیقت را.اینجا ایران است؛ سرزمینِ مردمی که وقتِ امتحان، پیدا میشوند…»
__
۱۶:۰۱
بانوی میدان
جنگِ رمضانِ امسال بهانهای شد تا با همراهی جمعی از دوستانِ جان در مرکز رسانه وصل و موسسه رسانهای امام روح الله، به سراغ فعالیتها و کنشهای مؤثرِ محلات شهر تهران برویم و از آنها مستند تهیه کنیم. رصدهای رسانهایمان نشان میداد آنچه این روزها از خیابانها و میدانها روایت میشود، عمدتاً یا نماهای لانگ شات از حضور گسترده و انبوه مردم است—که آنان را به صورت آیکونهایی کنار هم نشان میدهد—یا گفتوگوهایی با شرکتکنندگان این برنامهها درباره انگیزه حضورشان و پیامهایی که برای رهبری یا دشمنان انقلاب دارند.
اما آنچه کمتر دیده میشد، عقبه فعالِ کنشگران و مجموعههای مردمی محلههای تهران، در شکلدهی به این حضور میدانی بود؛ همانهایی که بینیاز از ابلاغ و بخشنامه و بدون چشمداشت به بودجههای دولتی، خود به میدان آمده بودند، نقششان را در این جبهه عظیم شناخته بودند و برای آن مسئولیت قائل بودند. همین دغدغه، جرقهای شد برای تولید مجموعه مستندهای کوتاه «محله مقاومت».
در تعامل با فعالان محلی، مدیران هیئتها، روحانیان مساجد و مجموعههای فرهنگی، سوژهها را در مناطق مختلف تهران شناسایی کردیم و راهی محلات شدیم. حاصل این رفتوآمدها، تولید ۲۰ قسمت از این مجموعه بود؛ روایتهایی از محلات تهران در اقصی نقاط شهر.
آنچه در این حضور میدانی بیش از همه جلب توجه میکرد، نقشآفرینی ویژه بانوان بود. زنانی که همواره—و بهویژه در دوران دفاع مقدس—بیشتر در جایگاه پشتیبان شناخته میشدند، اینبار در متن میدان و در موقعیتی محوری به کنشگری مشغول بودند. امروز، خیابان و میدان به امتداد زندگی بدل شده و زنان، میدانداران جدی این صحنهاند.
این نقشآفرینی نه تنها به آمادهسازی غذا برای نیروهای خدماتی و امنیتی و نظامی محدود نمیشد؛ بلکه در صحنههایی چون حضور فعال در گفتوگوها و روایتگری، به میدان آوردن خانواده و شبکههای اجتماعی برای مشارکت در تجمعات، همراهی در کاروانهای خودرویی، امدادرسانی و کمکهای اولیه در شرایط بحرانی، و حتی مدیریت عواطف و احساسات در اوج سختیها، جلوهگر بود.
هرچه بیشتر با این زنان گفتوگو میکردیم، تصویر روشنتری از راز این حضور گسترده و باشکوه به دست میآوردیم. گویی رمز این پایداری، در همین روحیه پیشبرنده و مسئولیتپذیر نهفته است. امروز حکمرانی روایت با این بانوان است و در تار و پود کلامشان،عقلانیت و احساسی را میتوان دید که عالمی را دگرگون میکند.
و چه زیباست این همنشینی «زن» و «وطن» در این بزنگاه تاریخی. زنانی که نشان دادند جایگاهشان اصیل است، نه حاشیهای؛ پیشبرندهاند، نه صرفاً همراه. چنانکه در کلام آقا روح الله (ره) آمده است: «زنان رهبران این نهضتاند.»
گویی در این مقطع و حتی در ادامه مسیر انقلاب، این زناناند که تکیهگاه شدهاند و بار بخشی عظیمی از این رسالت تاریخی و بعثت دیگرباره انسان را بر دوش گرفتهاند.
محمد حسین طاهری
#رسانهانقلاباسلامی#بانویمیدان
__
زیست فرهنگ؛ روایت و تحلیل فرهنگِ زیسته
راههای ارتباطی: ایتا / بله
جنگِ رمضانِ امسال بهانهای شد تا با همراهی جمعی از دوستانِ جان در مرکز رسانه وصل و موسسه رسانهای امام روح الله، به سراغ فعالیتها و کنشهای مؤثرِ محلات شهر تهران برویم و از آنها مستند تهیه کنیم. رصدهای رسانهایمان نشان میداد آنچه این روزها از خیابانها و میدانها روایت میشود، عمدتاً یا نماهای لانگ شات از حضور گسترده و انبوه مردم است—که آنان را به صورت آیکونهایی کنار هم نشان میدهد—یا گفتوگوهایی با شرکتکنندگان این برنامهها درباره انگیزه حضورشان و پیامهایی که برای رهبری یا دشمنان انقلاب دارند.
اما آنچه کمتر دیده میشد، عقبه فعالِ کنشگران و مجموعههای مردمی محلههای تهران، در شکلدهی به این حضور میدانی بود؛ همانهایی که بینیاز از ابلاغ و بخشنامه و بدون چشمداشت به بودجههای دولتی، خود به میدان آمده بودند، نقششان را در این جبهه عظیم شناخته بودند و برای آن مسئولیت قائل بودند. همین دغدغه، جرقهای شد برای تولید مجموعه مستندهای کوتاه «محله مقاومت».
در تعامل با فعالان محلی، مدیران هیئتها، روحانیان مساجد و مجموعههای فرهنگی، سوژهها را در مناطق مختلف تهران شناسایی کردیم و راهی محلات شدیم. حاصل این رفتوآمدها، تولید ۲۰ قسمت از این مجموعه بود؛ روایتهایی از محلات تهران در اقصی نقاط شهر.
آنچه در این حضور میدانی بیش از همه جلب توجه میکرد، نقشآفرینی ویژه بانوان بود. زنانی که همواره—و بهویژه در دوران دفاع مقدس—بیشتر در جایگاه پشتیبان شناخته میشدند، اینبار در متن میدان و در موقعیتی محوری به کنشگری مشغول بودند. امروز، خیابان و میدان به امتداد زندگی بدل شده و زنان، میدانداران جدی این صحنهاند.
این نقشآفرینی نه تنها به آمادهسازی غذا برای نیروهای خدماتی و امنیتی و نظامی محدود نمیشد؛ بلکه در صحنههایی چون حضور فعال در گفتوگوها و روایتگری، به میدان آوردن خانواده و شبکههای اجتماعی برای مشارکت در تجمعات، همراهی در کاروانهای خودرویی، امدادرسانی و کمکهای اولیه در شرایط بحرانی، و حتی مدیریت عواطف و احساسات در اوج سختیها، جلوهگر بود.
هرچه بیشتر با این زنان گفتوگو میکردیم، تصویر روشنتری از راز این حضور گسترده و باشکوه به دست میآوردیم. گویی رمز این پایداری، در همین روحیه پیشبرنده و مسئولیتپذیر نهفته است. امروز حکمرانی روایت با این بانوان است و در تار و پود کلامشان،عقلانیت و احساسی را میتوان دید که عالمی را دگرگون میکند.
و چه زیباست این همنشینی «زن» و «وطن» در این بزنگاه تاریخی. زنانی که نشان دادند جایگاهشان اصیل است، نه حاشیهای؛ پیشبرندهاند، نه صرفاً همراه. چنانکه در کلام آقا روح الله (ره) آمده است: «زنان رهبران این نهضتاند.»
گویی در این مقطع و حتی در ادامه مسیر انقلاب، این زناناند که تکیهگاه شدهاند و بار بخشی عظیمی از این رسالت تاریخی و بعثت دیگرباره انسان را بر دوش گرفتهاند.
#رسانهانقلاباسلامی#بانویمیدان
__
۱۱:۵۹
__
۱۱:۵۹
در میدان اجتماعی روزهای اخیر، آنچه بیش از هر چیز به چشم آمد، نه صرفاً حضور مردم در خیابان، بلکه شکل خاص این حضور بود؛ حضوری که محور آن خانواده بود. بسیاری از تجمعات نه با تصمیم فردی، بلکه با اراده خانوادگی شکل گرفت و در این میان، بانوان نقش پیشران داشتند.
زنان با فراهمکردن مقدمات حضور، ایجاد احساس امنیت برای کودکان، پیوند دادن خویشاوندان و مدیریت فضای عاطفی و معنوی تجمعات، خیابان را به امتداد خانه تبدیل کردند. همین حضور خانوادگی سبب شد کنش اجتماعی از هیجان فردی فاصله بگیرد و به رفتاری مسئولانه و پایدار تبدیل شود.
تجربه این روزها نشان داد که واحد واقعی کنش اجتماعی نه فردِ منفصل است و نه ساختارهای رسمی؛ بلکه خانواده است. خانواده جایی است که تصمیم اجتماعی با آینده، تربیت و زندگی روزمره گره میخورد و از همین رو عقلانیت، استمرار و امید در آن شکل میگیرد.
پیشرانی زنان در این میدان نیز تصادفی نیست. آنان با اتصال امر اجتماعی به زندگی واقعی، توانستهاند خانواده را به کنشگر فعال جامعه تبدیل کنند.
اگر سخن از تمدنسازی است، باید این تجربه را جدی گرفت: حل مسائل جامعه زمانی پایدار میشود که مسئولیت آن به خانوادهها سپرده شود. تمدنها نه از پروژههای بزرگ، بلکه از خانوادههایی ساخته میشوند که خود را مسئول سرنوشت جامعه میدانند.
#خانواده#زن#تمدن_سازی__
۱۴:۰۴