خدا وکیلی فکر میکردید یه روزی هموطنان غیورمون پرچم اسپانیا رو بچسبونن به پرچم ایران و برن توی خیابون؟ روزگار عجیبیست نازنین!
ble.ir/MahboubeMan
۲۰:۲۱
ولی به نظرم پیامهای مسئولانمون به پاپ کافی نیست. باید محرّم امسال، پاپ رو دعوت کنیم حسینیهی زنجان و یه دست قیمهی مَشتی هم بهش بدیم بخوره نمکگیر بشه و بعدش توییت بزنه: «بدرِ دُجا، مرد وفا ابالفضل ابالفضل، ای منی آواره قویان ابالفضل ابالفضل»
ble.ir/MahboubeMan
۶:۲۴
«بدو و نمیر» را بنابر مثَل «وصف العیش، نصف العیش» خواندم. دقیقاً هفتاد روز است که از ورزش منع شدهام و حالا مثل معتادها دنبال هر چیزی هستم که رنگ و بوی ورزش دارد.
مدتها پیش اسم «بدو و نمیر» را در کامنتهای کانال تلگرامم دیدم. آنجا زیاد دربارهی ورزش مینوشتم و هشتگ اختصاصی #ورزش داشتم. اصلاً یکی از انگیزههای ورزشکردنم تبدیل تلاش و تقلّا و عرقریختنها و انرژیگرفتنهایم به کلمه بود. تف به ریا، همان کلمهها برای بسیاری از مخاطبانم انگیزه شد و آنها را هم معتاد کرد یا معتاد کردم.
یکبار دربارهی دلایل ورزشکردنم در هر شرایطی نوشته بودم و گفته بودم خودم هم باورم نمیشود آن منصورهی خمودهی از تن بیخبر، در سفر و حضر و بیماری و بیکاری و پرکاری و خوشحالی و بدبختی و شکست عشقی و چه و چه، ولکُن ورزش نباشد. یکی از دوستان خبرنگار حوزهی نشر و کتاب، ذیل پست کذا کامنت گذاشت که حسام مطهری دارد کتابی مینویسد با عنوان «بدو و نمیر» و یکی دو اپیزود پادکست هم ازش درآورده. حسام مطهری را بهعنوان یوایکسرایتر میشناختم و پیج خانهی یوایکس یا چنین چیزی را دنبال میکردم. نمیدانستم ورزشکار است. فیالفور رفتم و پادکستش را شنیدم و تقریباً هر هفته، چک میکردم که ببینم اپیزود جدید منتشر نکرده؟ که نمیکرد. یکی دوبار هم از آن دوست خبرنگار کتاب پرسیدم که کتابش درنیامده؟ که درنمیآمد.
گذشت تا روزهای اول جنگ کنونی که در یکی از کانالها به نوشتهای از او برخوردم. نمیدانستم اینقدر قاطع است و تکلیفش با خودش روشن. فقط باید در دنیای مارکتینگ نفس کشیده و پول درآورده باشید تا بفهمید این صراحت و ایستادگی، چه هزینههایی برای آدم میتراشد و چه تیر و ترکشهایی به سمت آدم روانه میکند. به نظرم صراحت و شجاعت و جسارت در ابراز نظر و عقیده هم یکی از مزایای ورزشکردن است.خلاصه، یکی از پستهای وطنپرستانهی کانال مذکور را برای دوست نویسندهام فرستادم و باتعجب گفتم: «این همون حسام مطهریِ یوایکسه؟» تأیید کرد. گفتم: «همون بدو و نمیر؟» نفهمید از چه حرف میزنم. چون نمیدانست که هربار یاد #کتاب بیبدیل «وقتی از دو حرف میزنم از چه حرف میزنمِ» هاروکی موراکامی افتادم یا وقتهایی که داشتم میمردم و بیخیال تمرین نشدهام، فکر کردم چرا حسام مطهری اینقدر دستدست میکند و «بدو و نمیر» را چاپ نمیکند؟
مثلاً میخواستم ریویوی کتاب «بدو و نمیر» را بنویسم اما حسامنامه نوشتم! الغرض، به گمانم جزو اولین خوانندگان این کتاب هستم که بدو خریدمش و بدو خواندمش و حالا هم بدو آمدهام به شما معرفیاش کنم و بگویم: «اگر ورزشکارید یا به ورزش علاقه دارید حتماً از خواندن این کتاب لذت میبرید. اگر هم از ورزش متنفر هستید و حوصلهی تکانخوردن ندارید، باز هم از این کتاب خوشتان میآید و چهبسا با خواندنش به دستهی اول بپیوندید.»باتشکر از توجه شما: پرزنتر منسورح رذایی#کتاب
ble.ir/MahboubeMan
مدتها پیش اسم «بدو و نمیر» را در کامنتهای کانال تلگرامم دیدم. آنجا زیاد دربارهی ورزش مینوشتم و هشتگ اختصاصی #ورزش داشتم. اصلاً یکی از انگیزههای ورزشکردنم تبدیل تلاش و تقلّا و عرقریختنها و انرژیگرفتنهایم به کلمه بود. تف به ریا، همان کلمهها برای بسیاری از مخاطبانم انگیزه شد و آنها را هم معتاد کرد یا معتاد کردم.
یکبار دربارهی دلایل ورزشکردنم در هر شرایطی نوشته بودم و گفته بودم خودم هم باورم نمیشود آن منصورهی خمودهی از تن بیخبر، در سفر و حضر و بیماری و بیکاری و پرکاری و خوشحالی و بدبختی و شکست عشقی و چه و چه، ولکُن ورزش نباشد. یکی از دوستان خبرنگار حوزهی نشر و کتاب، ذیل پست کذا کامنت گذاشت که حسام مطهری دارد کتابی مینویسد با عنوان «بدو و نمیر» و یکی دو اپیزود پادکست هم ازش درآورده. حسام مطهری را بهعنوان یوایکسرایتر میشناختم و پیج خانهی یوایکس یا چنین چیزی را دنبال میکردم. نمیدانستم ورزشکار است. فیالفور رفتم و پادکستش را شنیدم و تقریباً هر هفته، چک میکردم که ببینم اپیزود جدید منتشر نکرده؟ که نمیکرد. یکی دوبار هم از آن دوست خبرنگار کتاب پرسیدم که کتابش درنیامده؟ که درنمیآمد.
گذشت تا روزهای اول جنگ کنونی که در یکی از کانالها به نوشتهای از او برخوردم. نمیدانستم اینقدر قاطع است و تکلیفش با خودش روشن. فقط باید در دنیای مارکتینگ نفس کشیده و پول درآورده باشید تا بفهمید این صراحت و ایستادگی، چه هزینههایی برای آدم میتراشد و چه تیر و ترکشهایی به سمت آدم روانه میکند. به نظرم صراحت و شجاعت و جسارت در ابراز نظر و عقیده هم یکی از مزایای ورزشکردن است.خلاصه، یکی از پستهای وطنپرستانهی کانال مذکور را برای دوست نویسندهام فرستادم و باتعجب گفتم: «این همون حسام مطهریِ یوایکسه؟» تأیید کرد. گفتم: «همون بدو و نمیر؟» نفهمید از چه حرف میزنم. چون نمیدانست که هربار یاد #کتاب بیبدیل «وقتی از دو حرف میزنم از چه حرف میزنمِ» هاروکی موراکامی افتادم یا وقتهایی که داشتم میمردم و بیخیال تمرین نشدهام، فکر کردم چرا حسام مطهری اینقدر دستدست میکند و «بدو و نمیر» را چاپ نمیکند؟
مثلاً میخواستم ریویوی کتاب «بدو و نمیر» را بنویسم اما حسامنامه نوشتم! الغرض، به گمانم جزو اولین خوانندگان این کتاب هستم که بدو خریدمش و بدو خواندمش و حالا هم بدو آمدهام به شما معرفیاش کنم و بگویم: «اگر ورزشکارید یا به ورزش علاقه دارید حتماً از خواندن این کتاب لذت میبرید. اگر هم از ورزش متنفر هستید و حوصلهی تکانخوردن ندارید، باز هم از این کتاب خوشتان میآید و چهبسا با خواندنش به دستهی اول بپیوندید.»باتشکر از توجه شما: پرزنتر منسورح رذایی#کتاب
۱۴:۰۳
هرچی بگم و بنویسم از طنز ماجرا کم میشه. :)))فکر کردن مردم عزیز ایران مثل خودشون خنگن و گول میخورن و اطلاعات کراشالعالمین رو تقدیم اینا میکنن.
ble.ir/MahboubeMan
۱۰:۲۳
به هرکس میگویم آقای توسلی، هنرجوی طنزنویسیام بودهاند باورش نمیشود و میگوید: «نظامی و ارتشی رو چه به طنز؟!» شخصیتشان هم آمیزهای از شوخی و جدّی بود. مثلاً وقتی میگفتند: «من از خدا خواستم مثل آیتالله اشرفی اصفهانی در سنّ ۸۰ سالگی شهید بشم.» نمیفهمیدیم شوخی میکنند یا جدّی میگویند. توی همین فیلم کوتاه که شب شهادتشان برای دوستشان فرستادهاند هم معلوم نیست شوخی میکنند یا جدّی هستند. مثل اکثر ارتشیها در بیشتر مواقع بدون محاسن بودند اما توی این فیلم، با طعن و طنزی که برای ما آشناست، محاسنشان را نشان میدهند و لباس نظامیشان را و میپرسند: «چیِ من به شهید نمیخوره؟ شهید سید علی توسلی» همه چیزتان به شهادت میخورد برادرم! آقای مهربانِ جدّیِ شوخِ ارتشیِ جینپوشِ طنزنویسِ سعدیدوستِ نوازنده، شهیـــــد سید علی توسلی.
ble.ir/MahboubeMan
۱۶:۴۰
میگوید: «فلشت رو بده چندتا فیلم و انیمیشن خوب برات بریزم.» میگویم: «ممنونم. بیشترشون توی روبیکا هست.» میگوید: «مگه تو روبیکا داری؟ من که ندارم. بدم میاد عضو برنامههای ایرانی بشم و آمارشون رو بالا ببرم.» میگویم: «ایتا و بله که داری.» میگوید: «اونا فرق دارن. اگه آمار روبیکا بالا بره، هیچوقت اینستاگرام رو باز نمیکنن.» حرفها و استدلالهایش برایم آشناست. چون خودم هم در برابر نصب اپلیکیشنهای داخلی مقاومت داشتم و لجم میگرفت که حکومت برایم تعیین تکلیف کند که از چه برنامههایی استفاده کنم و نکنم. کنترل وحشتناک اپهای داخلی هم مزید بر علت بود و هست. ماجرای سیمکارت سفید و اینها هم که بماند...کلاً قصهی نت و فیلترینگ، سر دراز دارد...
حالا هدف و حرفم چیز دیگریست. میخواهم بگویم امروز که دشمن، ما و کشور ما را قُرمهقُرمه کرده و قساوتش را با پوست و گوشت و استخوانمان چشیدیم و درک کردیم، نباید همان حرفهای قبلیمان را تکرار کنیم و بر مواضع پیشینمان پا بفشاریم. آدمیزاد هم به آپدیت نیاز دارد. البته که منظورم موافقت با فیلتر و این چیزها نیست. میگویم بعضی از حرفهای قبلیمان را طوطیوار تکرار نکنیم. همین!
ble.ir/MahboubeMan
حالا هدف و حرفم چیز دیگریست. میخواهم بگویم امروز که دشمن، ما و کشور ما را قُرمهقُرمه کرده و قساوتش را با پوست و گوشت و استخوانمان چشیدیم و درک کردیم، نباید همان حرفهای قبلیمان را تکرار کنیم و بر مواضع پیشینمان پا بفشاریم. آدمیزاد هم به آپدیت نیاز دارد. البته که منظورم موافقت با فیلتر و این چیزها نیست. میگویم بعضی از حرفهای قبلیمان را طوطیوار تکرار نکنیم. همین!
۱۱:۲۵
اصفیهان، نُصف جهانبِست طالبی فرام میدون انقلاب، بابا، خواهش میکنم، قربان شما، حالتون شما؟ چیطوری بابا؟... :)))))
ble.ir/MahboubeMan
۱۵:۰۶
دایی مامان، مثل خیلی از فامیلهایمان، کاملاً مذهبی بود اما با نظام ج.ا زاویه داشت و راهبهراه، تیغ تیز زبانش را از نیام درمیآورد و به جان مسئولانی میکشید که از زندگی مردم بیخبرند و درد گرسنگی نکشیدهاند. میگفت: «اینا یه مَمّدقُلی درست کردن و هر بار که مردم به فساد و اقتصاد و اختلاس، اعتراض میکنن مَمّدقُلی رو از جعبه میارن بیرون و میگن: هیچی نگید، وگرنه ممّدقُلی سوءاستفاده میکنه و به کشورمون حمله میکنه.» بله، در گفتمان زبانی دایی مامان، مَمَّدقُلی، استعاره از آمریکا بود. به نظرم جنگ کنونی، هیمنهی مَمَّدقُلی را فروشکست. ما از نزدیکترین زاویهی ممکن با مَمَّدقُلی، چشمدرچشم شدیم و فهمیدیم آنقدرها هم قوی و محکم و هولناک نیست که فکر میکردیم و به فکرمان خوراندهبودند. حالا کار مسئولان هم سختتر شده؛ چون ما دیگر از مَمَّدقُلی نمیترسیم و اگر اعتراض و انتقاد و حرف و حدیثی داشته باشیم نمیتوانند با ابزار مَمَّدقُلی، تهدید و ساکتمان کنند. البته خودمان هم چهارچشمی مراقبیم که حرف و حرکاتمان موجب سوءاستفادهی مَمَّدقُلی نشود اما مهم این است که ما از مَمَّدقُلی عبور کردهایم و خیلی چیزها برایمان عوض شده و رنگ باخته.
ble.ir/MahboubeMan
۷:۱۶
گیرم که گوگل باز شد، وقتی بیشتر نتیجهی سرچها به تلگرام و اینستاگرام و دامنهی داتکام ختم میشه چه فایده؟جدّی، شما با گوگل چهکار میکنید که از دیروز اینقدر خوشحالید؟
۸:۱۸
یه ایدهی اقتصادی توپ به ذهنم رسیده:
چینیها و ژاپنیها تنگه رو تنگتر میبینن و حاضرن بابت ردشدن، پول بیشتری پرداخت کنند. مجدّانه از مسئولان تقاضا دارم پیگیری نموده و سهم ایدهپردازی بنده را به حساب یارانهام واریز کنند.
ble.ir/MahboubeMan
چینیها و ژاپنیها تنگه رو تنگتر میبینن و حاضرن بابت ردشدن، پول بیشتری پرداخت کنند. مجدّانه از مسئولان تقاضا دارم پیگیری نموده و سهم ایدهپردازی بنده را به حساب یارانهام واریز کنند.
۱۰:۲۱
محبوب من! منصوره رضایی
یه ایدهی اقتصادی توپ به ذهنم رسیده: چینیها و ژاپنیها تنگه رو تنگتر میبینن و حاضرن بابت ردشدن، پول بیشتری پرداخت کنند. مجدّانه از مسئولان تقاضا دارم پیگیری نموده و سهم ایدهپردازی بنده را به حساب یارانهام واریز کنند.
ble.ir/MahboubeMan
از افرادی که مخالف این ایدهی درخشان و نامبر وان هستند دعوت به مذاکره میکنم. همین کارا رو میکنید که مغزها فرار میکنند.
۱۰:۲۹
محبوب من! منصوره رضایی
ما به مهندسی معکوس رسانهای نیاز داریم. چه واقعنگر باشیم، چه سرمان را کرده باشیم زیر برف، بالأخره باید شکست وحشتناکمان در جنگ رسانهای را بپذیریم. به قول نقی سریال پایتخت: ما باختیم، بد هم باختیم. هرچه در جنگ نظامی و میدانی، قدَر و قدرتمند بودیم و هستیم؛ عوضش در جنگ رسانهای ضعیف و افتضاح بودیم و هستیم. این فضاحت هم مربوط به امروز و دیروز نیست. سالهاست که رسانههای ما دچار اضمحلال روزافزونی شدهاند. از صداوسیما با چندصد کارمند و بودجههای کلان گرفته تا روزنامهها و سایتها و خبرگزاریها و شبکههای اجتماعی. متأسفانه مسئولان ما هیچ شناختی از سازوکار رسانه ندارند و فکر میکنند با تزریق بودجه و اختصاص فلان مبلغ برای هر توییت یا هر پست اینستاگرام و چه و چه، دارند به رسالت خود عمل میکنند. غافل از اینکه با این کارهای باسمهای و تصنعی، روز به روز، مخاطب را از خود دور کرده و دو دستی تقدیم شبکههای معاند میکنند. یک نمونهی بارزش همین دیروز، که چندین و چند پیام دربارهی مذاکره منتشر و دقایق و ساعاتی بعد، تکذیب شد یا تصویر جمجمهی خلبان آمریکایی که از خبرگزاریهای رسمی و صداوسیما منتشر شد و بعد، تکذیب شد. البته مجریِ نوظهور و پرکار تلویزیون، عذرخواهی کرد و گفت: «اسرائیل، اهداف نظامی رو اشتباه میزنه، حالا ما یه خبر رو اشتباه گفتیم.» همینقدر مضحک! به هر روی، بر همگان، جز خودِ آقایان و اعوان و انصارشان، واضح و مبرهن است که رسانههای ما، مخصوصاً صداوسیمای ما، روز به روز دارند در گرداب عمیقتری فرومیروند و تکصداییتر و تکنگاهتر میشوند. الآن را نگاه نکنید که از بانوان و جوانان متفاوت! استفادهی ابزاری میکنند؛ خرشان که از پل بگذرد به همان حال و هوای خودشان برمیگردند و تیغ سانسورهایشان را آنقدر تیز میکنند که جز چند فیلم تکراری آیفیلم، چیزی در چنته نداشته باشند. اگر مسئولان رسانهشناس عاقلی داشتیم یک تیم کاربلد را جهت مطالعهی مو به موی شبکههای خارجی یا معاند به کار میگرفتند تا بفهمند که آنها برای جذب مخاطب و اعتماد او به اراجیفشان چه کارها و ترفندهایی انجام دادهاند؟ از تکنیکهای محتوایی و زبانی گرفته تا تکنیکهای بصری و هنری و غیره و ذلک. بعد، مشابه همان تکنیکها را در رسانههای خودمان اجرا میکردند؛ البته نه به شکل تقلیدهای طابق النعل بالنعل مسخرهای که بعضاً شاهدش بودهایم. خلاصه که همین حالا هم خیلی دیر شده، امیدوارم دیرتر از این نشود.
ble.ir/MahboubeMan
۱۲:۵۶
محبوب من! منصوره رضایی
یه ایدهی اقتصادی توپ به ذهنم رسیده: چینیها و ژاپنیها تنگه رو تنگتر میبینن و حاضرن بابت ردشدن، پول بیشتری پرداخت کنند. مجدّانه از مسئولان تقاضا دارم پیگیری نموده و سهم ایدهپردازی بنده را به حساب یارانهام واریز کنند.
ble.ir/MahboubeMan
متأسفانه ایدهی کارشناسیشده و درخشانم توسط چندتا غیر کارشناسِ کارنابلد در نطفه خفه و تنگه کلاً باز شد. واقعاً چرا از نظرات ما نخبهها استفاده نمیکنن؟ هرچی باشه ما چارتا کلمه بیشتر از اونا نوشتیم و چارتا خبر بیشتر از اونا خوندیم و چارتا پست بیشتر از اونا تحلیل کردیم و بیشترتر میفهمیم.
ble.ir/MahboubeMan
ble.ir/MahboubeMan
۱۳:۵۷
از وقتی دیدم شازده خودش چتر دست گرفته، معنای زندگیم عوض شده. چقدر فروتن، چقدر متواضع، چقدر خاکسار، چقدر خاکبرسر.
ble.ir/MahboubeMan
ble.ir/MahboubeMan
۱۸:۵۴
حالا هِی تحلیلهای صد من یک غاز ارائه دهید و بر طبل تفرقه بکوبید تا نکبتهایی مثل اشکان خطیبی و دوستانش با دُمشان گردو بشکنند و رؤیای نابودی شیعه را در سر بپرورند.
دست مریزاد! ble.ir/MahboubeMan
دست مریزاد! ble.ir/MahboubeMan
۱:۰۲
۱:۰۲
منوچهر متکی: «*شهر کوچک بحرین*، ۳ میلیون متر مربع از این سرزمین را، علاوه بر امکانات فرودگاهی، هتلها و غیره، در اختیار آمریکا قرار داده است.»
#طنز_در_جنگ ble.ir/MahboubeMan
#طنز_در_جنگ ble.ir/MahboubeMan
۷:۴۶
عجله آفت است، بهویژه در کارهای فرهنگی و هنری. میدانم میل به اوّلبودن، چقدر اغواگر است اما اگر اثرمان زودتر از موعد معمول متولد شود، موجودی ناقصالخلقه و شیری بی یال و دُم و اِشکم را تحویل مخاطب میدهیم؛ درست مثل سریال «اهل ایران» محمدحسین مهدویان که شتابزدگی و بلاتکلیفی از سر و رویش میبارد. دیالوگها به شخصیتها نمیخورَد. شخصیتها به اتفاقات. اتفاقات به داستان. داستان به زمان. زمان به مکان و از همه ناسازتر، مهدی یزدانی خرّم است که نویسندهی خوبیست اما فیلمنامهنویس خوبی نیست و در بسیاری از مواقع، متنهایش از دهان شخصیتها بیرون میزند.
حقیقتاً دلیل این همه شتاب را نمیفهمم. اگر چند ماه صبر میکردند اثر منسجمتر و پختهتری به خورد مخاطب میدادند. بودجهی فرهنگی برای این کارها هم که حالا حالاها به راه است...
ble.ir/MahboubeMan
حقیقتاً دلیل این همه شتاب را نمیفهمم. اگر چند ماه صبر میکردند اثر منسجمتر و پختهتری به خورد مخاطب میدادند. بودجهی فرهنگی برای این کارها هم که حالا حالاها به راه است...
ble.ir/MahboubeMan
۱۱:۵۸
امروز، فصل ادبیات حماسی رو درس دادم و بهعنوان وسیلهی کمکآموزشی، این روسری شاهنامه رو سر کرده بودم و هی ژستهای مختلف میگرفتم که دانشجوها تمام ابعادش رو ببینن. آخر کلاس یکیشون گفت: «استااااد، چرا دوربین رو باز نمیکنید؟» بله! در تمام مدت، دوربین خاموش بود و من مثل خل و چلها به روسریم ور میرفتم لکن عرفتُ الله بِفَسخِ العزائم و نقضِ الهِمَم و این حرفا. :))
ble.ir/MahboubeMan
ble.ir/MahboubeMan
۱۴:۰۶
Moein - Bighararam [320].mp3
۰۵:۴۰-۷.۸۷ مگابایت
مجدّانه از مسئولان تقاضا دارم در تجمعات امشب، این آهنگ را پخش نموده و از مردم عزیز خواهشمندم با تمام توان، همخوانی کنند تا برای مراسم استقبال باشکوه و آبرومندانه از نصرالله جان آماده شویم.باتشکر: ستاد استقبال مردمی
ble.ir/MahboubeMan
ble.ir/MahboubeMan
۱۷:۴۰