بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۵۶
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۵۶
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۵۶
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۵۶
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۳۳
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۳۳
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۳۳
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۳۳
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۳۳
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۹:۳۳
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
۱۵:۵۸
ایران امروز؛ فصل تمییز خبیث از طیب
ایرانِ یگانهپرست و طاغوتستیز در روزگار سیطره سست مدرنیته، جایی است که در آن مظاهر خباثت و طهارت، به طور همزمان در عریانترین شکل ممکنش به چشم میآید. خباثتها در ایران کنونی معمولاً همراه با نوعی دنائت و فرومایگی است. خبیثهای ایران امروز به طور مصدری خبیث نیستند و در خباثتشان هم دنبالهرو و زیردستاند. شما کجای دنیا سراغ دارید که اینطور و با این تعداد، عدهای مفلوک از بیگانه تقاضای تجاوز نظامی به کشورشان کنند؟ یا کجا سراغ دارید که اینطور به مقدسات اسلامی در یک کشور اسلامی توهین شود؟ ما باید بدانیم و میدانیم و از قبل هم میدانستیم که وقتی «ایران انقلاب اسلامی» قد برافراشت و پرچم مقابله با رذلترین شر عالم -آمریکا- را بلند کرد، باید هم شاهد سرایت چنین رذالتهایی از آمریکا به ایرانمان باشیم. چون نیک بنگریم، بروز این رذالتها خود نشانهای از حیات ماست. وقتی حق، درخشش مییابد، جولان باطل برای خاموش کردنش بیشتر میشود. اگر ما از مبارزۀ معنادار و خطرناکمان دست میکشیدیم و مانند یکی دیگر از کشورهای رام و نرمال جهان میشدیم، دیگر چه ضرورتی بود که صبح تا شام زیر فشار تبلیغات سنگین دشمن باشیم؟ کافی بود بگوییم «ما انسان نیستیم؛ دستهای دیگر از موریانههای جوندۀ دنیای جدید هستیم؛ تکه چوبی جلویمان بیندازید که بجویم؛ اجازه میدهید امکان انتخاب داشته باشیم و نوع چوب را خودمان تعیین کنیم؟ عجب دنیای متکثر و آزادی! ممنونیم که ما را در انتخاب نوع چوب آزاد میگذارید!» آنوقت همه دعواها از بین میرفت و فقط یک مشکل باقی میماند؛ ما با پذیرفتن اینکه موریانه هستیم و نه انسان، حکم مرگ خودمان را امضا میکردیم؛ هر زورگویی هوس میکرد ما را با ذلت میکشت. ما میمردیم و جسدمان، ناگزیر تبدیل به لاشه میشد؛ متلاشی میشد. اگر ایران اسلامی ما امروز تبدیل به لاشه نشده و هنوز نقطه داغ بحرانهای سرنوشتساز است، نشانهای از جریان زندگی است. جریان زندگی در ایران امروز را همان نیروی نرم و نامرئی به عهده دارد که فقط «باید شهید شود، تا شناخته شود.» همانهایی که به دست ازخودبیگانگان خبیث، با قتل صبر، شهید میشوند. آنها پاکترین جوانان ما هستند. همانهایی را میگویم که این شبها بر سفرههای سحر و افطار نشستهاند و منتظرند تا در جنگها و بلواهای آینده، شهید شوند تا شناخته شوند.
یادداشتهای شبانه و روزانهسید علی سیدان / ۳ اسفند ۱۴۰۴ / سحر ۴ رمضان ۱۴۴۷
ایرانِ یگانهپرست و طاغوتستیز در روزگار سیطره سست مدرنیته، جایی است که در آن مظاهر خباثت و طهارت، به طور همزمان در عریانترین شکل ممکنش به چشم میآید. خباثتها در ایران کنونی معمولاً همراه با نوعی دنائت و فرومایگی است. خبیثهای ایران امروز به طور مصدری خبیث نیستند و در خباثتشان هم دنبالهرو و زیردستاند. شما کجای دنیا سراغ دارید که اینطور و با این تعداد، عدهای مفلوک از بیگانه تقاضای تجاوز نظامی به کشورشان کنند؟ یا کجا سراغ دارید که اینطور به مقدسات اسلامی در یک کشور اسلامی توهین شود؟ ما باید بدانیم و میدانیم و از قبل هم میدانستیم که وقتی «ایران انقلاب اسلامی» قد برافراشت و پرچم مقابله با رذلترین شر عالم -آمریکا- را بلند کرد، باید هم شاهد سرایت چنین رذالتهایی از آمریکا به ایرانمان باشیم. چون نیک بنگریم، بروز این رذالتها خود نشانهای از حیات ماست. وقتی حق، درخشش مییابد، جولان باطل برای خاموش کردنش بیشتر میشود. اگر ما از مبارزۀ معنادار و خطرناکمان دست میکشیدیم و مانند یکی دیگر از کشورهای رام و نرمال جهان میشدیم، دیگر چه ضرورتی بود که صبح تا شام زیر فشار تبلیغات سنگین دشمن باشیم؟ کافی بود بگوییم «ما انسان نیستیم؛ دستهای دیگر از موریانههای جوندۀ دنیای جدید هستیم؛ تکه چوبی جلویمان بیندازید که بجویم؛ اجازه میدهید امکان انتخاب داشته باشیم و نوع چوب را خودمان تعیین کنیم؟ عجب دنیای متکثر و آزادی! ممنونیم که ما را در انتخاب نوع چوب آزاد میگذارید!» آنوقت همه دعواها از بین میرفت و فقط یک مشکل باقی میماند؛ ما با پذیرفتن اینکه موریانه هستیم و نه انسان، حکم مرگ خودمان را امضا میکردیم؛ هر زورگویی هوس میکرد ما را با ذلت میکشت. ما میمردیم و جسدمان، ناگزیر تبدیل به لاشه میشد؛ متلاشی میشد. اگر ایران اسلامی ما امروز تبدیل به لاشه نشده و هنوز نقطه داغ بحرانهای سرنوشتساز است، نشانهای از جریان زندگی است. جریان زندگی در ایران امروز را همان نیروی نرم و نامرئی به عهده دارد که فقط «باید شهید شود، تا شناخته شود.» همانهایی که به دست ازخودبیگانگان خبیث، با قتل صبر، شهید میشوند. آنها پاکترین جوانان ما هستند. همانهایی را میگویم که این شبها بر سفرههای سحر و افطار نشستهاند و منتظرند تا در جنگها و بلواهای آینده، شهید شوند تا شناخته شوند.
یادداشتهای شبانه و روزانهسید علی سیدان / ۳ اسفند ۱۴۰۴ / سحر ۴ رمضان ۱۴۴۷
۲۳:۲۵