ویژه برنامه #چهل_شب_با_چهل_شهید در مکانی برگزار شد که به زودی انشاالله تبدیل به موزه شهدا و دفتر اصلی این گروه مردمی قرار خواهد گرفتتشکر از واقف عزیز که یک باب منزل رو به همراه دو باب مغازه آن را به گروه مردمی #چهل_شب_با_چهل_شهید واگذار کردند تا انشاالله علاوه بر راه اندازی موزه شهدا، محل اجتماعات عزیزان دغدغه مند در عرصه ایثار و شهادت باشد و در عرصه اشتغال هم انشاالله خواهیم توانست با این دو باب مغازه فعالیتهای اقتصادی خوبی در جهت تقویت برنامه داشته باشیمدر برنامه امشب در مورد مسائل روز منطقه روایتگری و پرسش و پاسخ داشتیمتشکر از همراهان خوب این برنامه

@chelshahidhttps://eitaa.com/chelshahid
@chelshahidhttps://eitaa.com/chelshahid
۲۲:۴۶
سخنران: آقای محمدامین رضایی
@m_amin_rezai
۹:۱۹
#روزنوشت روزهای آخری است که در خراسان جنوبی هستم؛ دیروز از صبح داخل مدارس بودم، ظهر جلسه ای با طلاب حوزه شهر خضری و دشت بیاض، عصر گفتگو با دوستان فعال در منطقه، شب بعد از نماز در مسجد قبا شهر قاین سخنرانی داشتم و بعدش سخنرانی و گفتگوی صمیمی در جمع گروه چهل شب چهل شهید شهرستان قاین؛ آخر شب به روستا در شهرستان زیرکوه رفتم برای شام و استراحت. امروز صبح هم چند مدرسه در شهر بیرجند هماهنگ شد تا حدود ساعت یک در مدارس بودم. شب هم در جمع دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند هستم.در این روزها به طور میانگین روزی ۶ جلسه سخنرانی و گفتگو داشتم؛ آنچه برایم قابل تامل بود عطش صف و میدان برای برگزاری این جنس جلسات بود برخلاف ستادها که گرفتار تشریفات و روزمرگی شده اند! علاوه بر این زمزمه جنگ زمینه اتحاد و همکاری مجدد نیروهای میدان بر محوریت ایران که در حالت عادی سرشار از اختلافند را فراهم کرده است و این نشانه خوبی است. در بحث مدارس برای عموم مدارس و نوجوانان گفتگو، تبیین و زیست با نوجوان راه حل است. امروز هر کس در هر موقعیتی است باید برای نوجوانان وقت ویژه ای بگذارد. مدارس و نوجوانان خاص اما راه حل ترکیبی از کارهاست که به زودی می نویسم
#محمدامین_رضایی@m_amin_rezai
۱۱:۴۵
مسجد قبا .mp3
۴۳:۰۰-۳۹.۳۸ مگابایت
-گزارشی از جلسات این روزها-دو نگاه به صحنه و دو کنش در جنگ احزاب-مسأله امیدواری و پای کار بودن-چرا مسأله ایران است؟-تکرار سناریوی شکست خورده در عراق، -سوریه، افغانستان، لیبی؛ این بار در ایران!
۵:۲۹
۲۰:۰۰
گفتگو با نوجوانان پیرامون:سناریوهای تکراری؛ اینبار ایران!
۲:۲۱
۱۳:۴۸
کجا پیدا کنم دیگر شراب از این طهوراتر؟بهشت اینجاست، اینجایی که دارم چای می نوشم
نایب الزیاره دوستان هستم
@m_amin_rezai
نایب الزیاره دوستان هستم
۱۹:۰۴
بسیج دانشجویی علوم پزشکی .mp3
۴۴:۲۰-۴۰.۶ مگابایت
انفعال، اغتشاش، مقاومت فعال[ درباره امیدواری و لزوم کنشگری در موقعیت امرجامع]
گوش دادن به این صوت را به فعالین دانشجویی-اجتماعی پیشنهاد میکنم.
۲:۱۲
بازارسال شده از نبض پیشرفت
۳:۰۳
یکی از اتفاقات جذاب سفر اخیرم به استان خراسان جنوبی این بود بعد از جلسه گفتگو با جمعی از دانش آموزان دبیرستان طبق معمول داخل دفتر نشستم تا با معلم ها چایی بخورم و خداقوتی بگویم؛ مدیر یکی از مدارس به من گفت: مشی سیاسی من اصلاح طلبی است؛ با شما هم اختلاف سیاسی زیادی دارم اما نوع محتوا و مباحث شما پیرامون ایران و مسائل اخیر من را به این رسوند که باید دانش آموزهای من این حرفها را بشنوند. خیلی لذت بردم از این نوع نگاه؛ من البته موضع سیاسی دارم اما سعی کردم از سیاست زدگی بدور باشم و بر اشتراکات تاکید کنم. به ایشون و خیلی از دوستان گفتم: این مدت در ارائه هایم با نوجوان ها از آیه و روایت آن با لحن نصیحت و...اصلا استفاده نمیکردم؛ صرفا با بچه ها با هم جغرافیا با چاشنی تاریخ میخوندیم. اینکه چرا« مسأله ایران است» و ما چه باید بکنیم.
#محمدامین_رضایی@m_amin_rezai
۱۱:۴۱
بازارسال شده از روزهای مادرانه
در سوگ جوانان وطن
از سرو قامت پسراناز ساقههای نازک اندام دخترانغسالخانهها شده مالامال،باید پی کدامیک از پارههای تنمبهوت و لالبا قامتی خمیده بگردم؟با چشم کور خویش چگونهدنبال نور دیده بگردم؟نام یکی از اینهمه فرزندانچون در شناسنامهی من نیست،پنداشتی که خاطرم آسودهست؟پنداشتی که یک سر سوزن توان و تابباقی است در تنم؟نام مرادر صدر کشتهها بگذاریدصاحبعزا منم!
از سردخانه آمدهام بیرونبا پای ردشده از خوناز خون پایمالباید کسی به داد رسد، اماجلادم آمدهست به استقبال!تیغش در آستیناین درد را کجا ببرم؟وقتی که دست یخزدهام رادستی نجس گرفته به دلداریدست پلید فرقهی خونخوار "اپستین"با ادعای همدلی و یاریاین درد را کجا ببرم؟وقتی سپاه مغولاطراف صاحبان عزا را گرفتهاندبا تاجهای گلآیا درست میشنوم؟این همنوایی شومآیا برای غربت ایران است؟یا این هجوماین نالههای گنگ و شبیخون سایههاکابوس سهمناک شب صاحبان سوگهذیان تلخ شام غریبان است؟اینها چه میکننددر مجلس عزای جوانان میهنم؟صاحبعزا منم!
از باختراکوان دیو،نزدیکترکفتار طفلخوار تلآویو،با پوزههای هرزهی خونآشامدر سوگ پارههای تنم ضجه میزنند!اینان کهاند؟!من با وجود شِكوه ز حکامدر کنج خانه، خون جگر میخورم ولیدل خوش نمیکنم به تسلای دشمنمصاحبعزا منم!
عفریت قرن، مادر داعشتور عزا فکنده به سرتوری دگر در آب گلآلود مانند آروارهی تمساح- ماهی مگر بگیرد از این رود -با خیلی از ندیمه و نوکرزاریکنان مقابل رویم نشسته است!این شوخی سخیفجز وهن صاحبان عزا چیست؟شیطانپرست فاسد کودکخوارهرگز پی رهایی ما نیست!زنهار از این سراب دروغین التیامباید که در جوابآب دهان به پوزهی چرکش بیفکنمای جغد شوم! گم شو از این بامصاحبعزا منم!
نوکیسهگان تازه به دوران رسیدهایصاحبعزا شدند که عمریبر سفرهی گشادهی بیتالمالزالوصفت ز خون وطن باد کردهاندحالا ولیدر برجهای عاجمشغول انتشار فراخوانند تا کشتههای تازه بگیرنداز مردمی که زخمی تاراجدل خوش به این جماعت شیاد کردهاندبیاعتنا به ناله و هشدار و شیونمصاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که جوانان سینهچاکوقتی زوال میهن خود رافریاد میزنندهورا نمیکشمیا کف نمیزنمزیرا ز هر طرف که فتد کشتهای به خاکصاحبعزا منم!
هرچند زین درختهم خارهای هرز به دستم خلیده استهم شاخههای منحرف خشکپای مرا و پیرهنم را دریده است،هرگز به دام تیشه نمیافتمدارد اگرچه آفت بسیارهرگز به جان ریشه نمیافتمبا زخم استخوان هرسش میکنم ولیاز بن نمیکنمصاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که نمیخواهمپژواک ضجههای جگرهای ریش رابا شیونی دوباره بیامیزمیا در پی مطالبهای موهومفرزند خویش رااز ریسمان پاره بیاویزمتا کورسوی شعلهی امّيدبار دگر زبانه کشد امادر های و هوی وهم رود بر بادخود، آتشم ولیتا عرش اگر زبانه کشد فریادهیزم در این تنور نمیریزمچون دود آن به چشم تو خواهد رفتای نور دیدگان!بگذار سر به جای خیابان به دامنمصاحبعزا منم...
افشین علا
از سرو قامت پسراناز ساقههای نازک اندام دخترانغسالخانهها شده مالامال،باید پی کدامیک از پارههای تنمبهوت و لالبا قامتی خمیده بگردم؟با چشم کور خویش چگونهدنبال نور دیده بگردم؟نام یکی از اینهمه فرزندانچون در شناسنامهی من نیست،پنداشتی که خاطرم آسودهست؟پنداشتی که یک سر سوزن توان و تابباقی است در تنم؟نام مرادر صدر کشتهها بگذاریدصاحبعزا منم!
از سردخانه آمدهام بیرونبا پای ردشده از خوناز خون پایمالباید کسی به داد رسد، اماجلادم آمدهست به استقبال!تیغش در آستیناین درد را کجا ببرم؟وقتی که دست یخزدهام رادستی نجس گرفته به دلداریدست پلید فرقهی خونخوار "اپستین"با ادعای همدلی و یاریاین درد را کجا ببرم؟وقتی سپاه مغولاطراف صاحبان عزا را گرفتهاندبا تاجهای گلآیا درست میشنوم؟این همنوایی شومآیا برای غربت ایران است؟یا این هجوماین نالههای گنگ و شبیخون سایههاکابوس سهمناک شب صاحبان سوگهذیان تلخ شام غریبان است؟اینها چه میکننددر مجلس عزای جوانان میهنم؟صاحبعزا منم!
از باختراکوان دیو،نزدیکترکفتار طفلخوار تلآویو،با پوزههای هرزهی خونآشامدر سوگ پارههای تنم ضجه میزنند!اینان کهاند؟!من با وجود شِكوه ز حکامدر کنج خانه، خون جگر میخورم ولیدل خوش نمیکنم به تسلای دشمنمصاحبعزا منم!
عفریت قرن، مادر داعشتور عزا فکنده به سرتوری دگر در آب گلآلود مانند آروارهی تمساح- ماهی مگر بگیرد از این رود -با خیلی از ندیمه و نوکرزاریکنان مقابل رویم نشسته است!این شوخی سخیفجز وهن صاحبان عزا چیست؟شیطانپرست فاسد کودکخوارهرگز پی رهایی ما نیست!زنهار از این سراب دروغین التیامباید که در جوابآب دهان به پوزهی چرکش بیفکنمای جغد شوم! گم شو از این بامصاحبعزا منم!
نوکیسهگان تازه به دوران رسیدهایصاحبعزا شدند که عمریبر سفرهی گشادهی بیتالمالزالوصفت ز خون وطن باد کردهاندحالا ولیدر برجهای عاجمشغول انتشار فراخوانند تا کشتههای تازه بگیرنداز مردمی که زخمی تاراجدل خوش به این جماعت شیاد کردهاندبیاعتنا به ناله و هشدار و شیونمصاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که جوانان سینهچاکوقتی زوال میهن خود رافریاد میزنندهورا نمیکشمیا کف نمیزنمزیرا ز هر طرف که فتد کشتهای به خاکصاحبعزا منم!
هرچند زین درختهم خارهای هرز به دستم خلیده استهم شاخههای منحرف خشکپای مرا و پیرهنم را دریده است،هرگز به دام تیشه نمیافتمدارد اگرچه آفت بسیارهرگز به جان ریشه نمیافتمبا زخم استخوان هرسش میکنم ولیاز بن نمیکنمصاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که نمیخواهمپژواک ضجههای جگرهای ریش رابا شیونی دوباره بیامیزمیا در پی مطالبهای موهومفرزند خویش رااز ریسمان پاره بیاویزمتا کورسوی شعلهی امّيدبار دگر زبانه کشد امادر های و هوی وهم رود بر بادخود، آتشم ولیتا عرش اگر زبانه کشد فریادهیزم در این تنور نمیریزمچون دود آن به چشم تو خواهد رفتای نور دیدگان!بگذار سر به جای خیابان به دامنمصاحبعزا منم...
۲:۳۶
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۰:۵۷
فعالان اشتغال و کسب و کار خانگی.mp3
۲۲:۲۳-۲۰.۵۱ مگابایت
۵:۵۲
در میان شعرا و عرفای ما #عطار جایگاه ویژه ای دارد خصوصا با تذکره الاولیا که داستان و توصیه عارفان را قرون مختلف جمع کرده؛ چند روز پیش در نیشابور خودم را به مزارش رساندم و دقایقی در گرد حریمش گشتم.* عطار قصیده ای در وصف رمضان و شروط روزه حقیقی دارد. حلول ماه مبارک رمضان را تبریک عرض میکنم
۵:۵۳
ای در غرور نفس به سر برده روزگاربرخیز و کار کن که کنون است وقت کار
ای دوست ماه روزه رسید و تو خفتهایآخر ز خواب غفلت دیرینه سر برآر
سالی دراز بودهای اندر هوای نفسماهی خدای را شو و دست از هوا بدار
پنداشتی که چون نخوری روزۀ تو استبسیار چیز هست جز این شرط روزه دار
هر عضو را بدان که به تحقیق روزهای استتا روزۀ تو روزه بود نزد کردگار
اول نگاهدار نظر، تا رخ چو گلدر چشم تو نیفکند از عشق خویش خار
دیگر ببند گوش ز هر ناشنودنیکز گفت و گوی هرزه شود عقل تار و مار
دیگر زبان خویش که جای ثنای اوستاز غیبت و دروغ فروبند استوار
دیگر به وقت روزه گشادن مخور حرامزیرا که خونخوری تو از آن به هزار بار
دیگر بسی مخسب که در تنگنای گورچندانت خواب هست که آن نیست در شمار
دیگر به فکر آینه دل چنان بکنکز غیر ذکر حق ننشیند برو غبار
این است شرط روزه اگر مرد روزهایگرچه ز روی عقل یکی گفتم از هزار
دیگر بسی مخور که هر آن کس که سیر خورداعضاش جمله گرسنه گردند و بی قرار
تو خود نشسته تا که کی آید پدید شبچون شمع جان خویش بسوزی در انتظار
تا خوان و نان بسازی از غایت شرهگویی دو چشم تو شود از هر سویی چهار!
چندان خوری که دم نتوانی زد از گلوور دم زنی برآورد آن دم ز تو دمار!
صد بار باشدت چو شکم پر شد از طعامحالی ز پشت تو همه باز اوفتاد بار!
این روزه نیست گر شرف روزه بایدتبیرون شوی ز تویی تو بر مثال مار
مویت سپید گشت و دل تو سیاه شدتا کی کند سیاهگری ای سپیدکار
یارب به حقّ طاعت پاکان پاکدلیارب به حقّ روزۀ مردان روزهدار
کز هرچه دیدهای تو ز عطار ناپسندکآن را نبودهای تو به وجهی پسند کار
چون باز در تو گشت و پشیمان شد از گناهوز فعل خویش خیره فروماند و شرمسار
عفوش کن و ببخش تو دانی که لایق استبا جرم آفریده، کرم ز آفریدگار@m_amin_rezai
۵:۵۵
ثواب روزه #روز_اول ماه رمضان را تقدیم می کنیم به امام زمان عج و مادرشان حضرت زهرا س؛ ان شالله به دعای این مادر و فرزند رحمت واسعه شامل حال همه محبین قرآن و اهل بیت ع به ویژه مردم عزیز ایران بشود
@m_amin_rezai
۶:۲۲
ثواب روزه #روز_دوم را تقدیم میکنیم به شهید طهرانی مقدم و حاجی زاده و رفقاشون از شهدای هوافضای ایران که بخشی از امنیتی که داریم مرهون تلاش آن مجاهدین و موشک هاشون هست
@m_amin_rezai
۶:۲۳