۱۸:۰۱
۱۶:۴۸
🟢 پاسخ کوتاه: نظام تربیتی ما
ریشه مشکل، نظام تربیتی-اخلاقی ای است که بچه های حزب اللهی از کودکی و از زمانی که به مسجد و هیأت و بسیج و جلسات اخلاقی علماء می روند، با آن تربیت می شوند. برای اینکه بتوانم منظور خودم را به شما انتقال دهم یک مثال می زنم. فرض کنید یک پادشاهی، گیاه خوار است و حامی حقوق حیوانات؛ و معتقد است که مصرف شیر و لبنیات، ظلم به حیوانات است. امکان واردات شیر یا دامداری را هم از ملت خود می گیرد و مردم، از کمبود کلسیم، کوتاه قد بار می آیند. حالا دولت همسایه به آنها حمله می کند. مردم کشور همسایه، شیر و لبنیات مصرف کرده اند و قد بلندند و اینها قد کوتاه. چه سرنوشتی در جنگ بر این ملت کوتاه قد مترتب می شود؟ معلوم است، شکست! ما هم به بهانه های مختلف، قوه «بیان» را از بچه هایمان گرفته ایم.
@meysamghomeshian
۱۶:۱۲
ادامه دارد...
@meysamghomeshian
۱۱:۱۹
روحیه انفعال و یکجانشینی وقتی در طول تاریخ چند صد ساله، نشست می کند، فرهنگی را پدید می آورد که در آن قوای خلاقیت و نوآوری کمتر می شود. افراد مستعد در بهترین حالت، «پاسخگویان» خوبی به شبهات موجود می شوند. در واقع اسلام، می رود در قالب تدافعی قرار می گیرد. حرکت جدیدی را در جهان رهبری نمی کند. منتظر می ماند، «مسائل مستحدثه» بر او عرضه شود، او به آنها پاسخ می دهد که فلان چیز مجاز است یا غیر مجاز؟ حلال است یا حرام؟ نوعا هم در ابتدا حکم به حرمت می دهد و بعد که در جامعه گسترش یافت، آن را حلال اعلام می کند. مثل رادیو، میکروفون و ارمنی بادمجان.
🧭با این نگرش، نهاد دین همیشه در حال دفاع و حفظ وضعیت موجود می ماند (نوعی محافظه کاری) و طرف مقابل هم همیشه جلوتر می آید. اندک اندک قرار است همه چیز را از دست بدهیم ولی با کار فرهنگی، گویا قرار است «سرعت» این فرایند را کم کنیم.
ادامه دارد...
@meysamghomeshian
۵:۱۱
️
وقتی عمیق فکر می کنی باید مراقب باشی دچار توهم های دن کیشوتی نشوی! در کتاب دین و تجدد، که توسط مهدی نصیری در اوائل دهه 80 نوشته شد و شاید تأثیراتی را هم بر بخشی از بدنه امت حزب الله داشت، اصولا هر گونه نوآوری ای، شیطانی معرفی شد. گویا هر سنت انسانی و دانشی ای، شیطانی است. در حالیکه در حدیث گفته می شود «مَنْ سَنَّ فِي الْإِسْلَامِ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا» (هر کس سنت صحیحی را پایه گذاری کند، از ثواب آن بهره مند می شود).
ادامه دارد...
@meysamghomeshian
۴:۰۵
ریشه های فکری متفکران اسلامی در طول قرن ها، یک اسلام* فردی* و در نهایت،* «جماعتی» *بوده است، حتی خیلی وقت ها «اجتماعی» هم نشده و به اشتباه به آن «فقه اجتماعی» می گویند، فقه جماعتی بوده (ر.ک. تفاوت جامعه و اجتماع، Gemeinschaft and Gesellschaft). یعنی جماعتی از مسلمین در یک حکومت طاغوت یا کفر چگونه رفتار کنند؟ که آن هم خیلی نزدیک به فقه و اسلام فردی است. بماند که فرق است فقه در جامعه سنتی (Gemeinschaft) با جامعه مدرن (Gesellschaft).
@meysamghomeshian
۸:۰۰
«عدهای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام میدانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است. وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد» (صحیفه امام، جلد 21، ص 278).
🪧این روحیه ضعف و زبونی، از سطوح پایین طلبگی و حوزه شروع می شد، همچنانکه شما در کتاب «کهکشان نیستی» ضعف جسمانی طلاب نجف و گرسنگی کشیدن های مستمر آنها را می بینی که در اثر فقر و ضعف مالی بوده، ولی به اسم عرفان و خودسازی برای آنها فاکتور می شده است؛ تا سطح بالاتر کنش سیاسی روحانیت که به اسم تقیه با حاکمان جور می ساختند در حالیکه واقعیت آن، ضعف جامعه ی مؤمنین بود.شکست ایران در مقابل روسیه، حاصل ضعف همه جانبه امت اسلام در مقابل قوای کفر بود. علی رغم همه ی رشادت ها و شهادت ها، ضعف در کمیت و کیفیت عِده و عُده، موجب از دست رفتن بخش زیادی از خاک ایران شد و این ضعف از کجا می آمد؟ از ضعف در تئوری حاکم بر ذهن یک ملت یا به قول استاد مطهری از «تقوای ضعف».
@meysamghomeshian
۲:۳۵
@meysamghomeshian
۷:۳۲
آنچه در طول این نوشتار آمد، یک بحث آسیب شناسانه و درون گفتمانی بود که در زیر مهمترین محورهای آن می آید:
@meysamghomeshian
۱۰:۴۲
۱۷:۵۲
یک بحثی در سیاستگذاری وجود دارد تحت عنوان «ظرفیت سیاستگذاری».دانشگاهی ها این ظرفیت را «علم» موجود در جامعه تخصصی حول یک موضوع مشخص یا ناظر به تسلط بر روش های سیاستگذاری می دانند.فعالان سیاسی و دموکراسی خواهان هم آن را ناظر به اینکه همه بتوانند حرف بزنند، صدای همه شنیده بشود و نظیر آن، می دانند.پیوست نگاران فرهنگی و ارزیابان تأثیرات اجتماعی سیاست ها هم وقتی خشنودند که همه ی جوانب امر دیده شود.اما «عملگرایان» یک چیز دیگری می گویند: آنقدر حرف می زنید و فکر می کنید و از جوانب مختلف، امر را می کاوید که دچار Overthinking می شوید و کار را شروع نمی کنید! دانش تجربی سیاستگذاری از این موضوع حکایت دارد که گاهی اوقات، تلاش برای «افزایش» ظرفیت سیاستگذاری، به «کاهش» آن منجر شده است. به قول علماء، یعنی «نقض غرض».توصیه آن است. آنقدر آش دموکراسی سازمانی و دموکراسی در تصمیم گیری را شور نکنید که نتوانید تصمیم بگیرید. Exaggerated consociationalism یعنی «مشارکت گرایی افراطی» که نتیجه آن می شود آنچه در متن هایلایت شده است: «ظرفیت پایین تصمیم گیری».آیا مدیران ما، دولتی یا خصوصی، از ترس انتقادهای پسینی وارده به آنها، بی عملی را در پیش نگرفته اند؟ ظرفیت تصمیم گیری یا سیاستگذاری ما در سطح حاکمیتی یا شرکتی، کاهش داشته یا افزایش؟به قول شاعر: اندازه نگه دار که اندازه نکوست! به طور ساده: «نه در دیکتاتوری افراط کن و نه در دموکرات منشی»! برگرفته از کتاب: (pp. 116-117) Policy Styles and Policy-Making
۱۷:۵۲
🫵 همچنین با توجه به شیطنتهای جریان اصلاح طلب در مذاکره گرایی و اصطلاحا صلح طلبی و رخنه در انسجام ملت در جنگ، شورای عالی امنیت ملی مانع دیدارهای غیرضروری اصلاح طلبان با رییس جمهور شود. آیت الله منتظری هم تحت تأثیر اطرافیان قرار گرفت و الا در ابتدا که کاملاً شخصیتی انقلابی داشت.
۱۱:۲۰
مجدداً آقای ظریف وارد شد! خیلی وقت بود خبری از ایشان نبود. نزدیک به یک ماه از جنگ گذشت و ایشان در سکوت بودند. حالا هم که آمده اند، پشت دست روحانی آمده و همان حرف های نادرست همیشگی.اما علاوه بر آتش بس طلبی امثال روحانی و ظریف در هنگامه رسیدن مالک به خیمه معاویه- که تجربه تاریخی ماست- یک چیز دیگر هم خیلی مهم است و آن بحث اقتصاد جنگ و تعطیلی بازار و کارگاه های صنعتی، ساختمانی و ... است.خیلی از کارگاه ها تمدید قرارداد با کارگران نکرده اند و این معنایش بی درآمدی بخش های قابل توجهی از جامعه است.فقر، فشار را بر حاکمیت افزایش می دهد که جنگ را تمام کن و این حمایت هر شبه در میدان، ممکن است خدایی نکرده اندک اندک کاهش یابد.ضد انقلاب ها و پهلوی چی ها هم در آن صورت، وارد بازی می شوند.طولانی شدن جنگ اگر چه ممکن است از نظر نظامی به نفع ما باشد و به ضرر آمریکا و من خود در این لحظه طرفدار ادامه مقتدرانه ی آن هستم، اما اگر اقتضائات مدیریتی و اقتصادی آن تأمین نشود، به ضد خود تبدیل خواهد شد.باید از دولت بخوایم با پول نفتی که اکنون گرانتر هم شده، حقوق کارگران و بیمه بیکاری را تا چند وقت بیشتر از حالت عادی و تا پایان جنگ ادامه دهد. همچنانکه به کارمندان قراردادی اداراتی که با خاک یکسان شدهاند حقوق پرداخت میشود و قراردادهایشان تمدید می شود، برای کارگران صنایع و کارگاه های بخش خصوصی هم باید فکری شود.بیمه ها ضرر می کنند؟ اشکالی ندارد. دولت از محل فروش نفت و عوارض تنگه هرمز، فعلاً جبران کند تا بعداً ببینیم چه می شود و الا با پایان عجله ای جنگ، خرجمان دو برابر می شود. برای بار سوم هم چند ماه بعد حمله میکنند. وقتی برای بقاء می جنگیم، باید سفره هایمان یکی شود و دولت هم از مردم حمایت خاص کند.@meysamghomeshian
۸:۳۸
در همه جا صحبت از آتش بس است. عده ای مخالف هستند و عده ای موافق. این که آتش بس اتفاق مثبتی بود یا منفی بود، می شود بحث «سیاسی» و ما هم بلد نیستیم، چون اطلاعات نداریم و اطلاعات در شرایط جنگی معمولاً محرمانه است.آنچه ما می خواهیم درباره اش سخن بگوییم، «رسانه» است و افکار عمومی.ما به نظام درباره تصمیم به آتش بس اعتماد می کنیم، اصلاً این کار درست بود، قبول! اما به نظر شما این کار درست، نبایستی از قبل با مردم در میان گذاشته می شد و برایش مقدمه چینی های لازم صورت می گرفت؟ مردم شب بخوابند و در حالی که منتظر ساعت ۴ صبح هستند، به یکباره به آنها بگویند آتش بس شد؟اینهم اشکالی ندارد! اما تا چند ساعت قبل می شنیدند که مذاکره خیانت است و هر کس به آتش بس فکر کند، خائن است.از گوشه کنارها یک خبرهایی می آمد اما توسط وزارت خارجه و صدا و سیما، تکذیب یا تقبیح می شد. قبل تر هم گفته شده بود که اخبار را از رسانه ملی دنبال کنید و به شایعات توجه نکنید. اما متأسفانه شبکههای معاند خارجی، راستش را می گفتند و ما دروغگوی ماجرا شدیم!
ble.ir/meysamghomeshian
۴:۲۶
ble.ir/meysamghomeshian
۷:۳۷
به بهانه این خبر:
«رزمایش دختران جان فدای ایرانبا حضور دختران و بانوان غیرتمند و ولایی پایتخت برای بیعت با رهبرینمایشی از اراده ، آمادگی و عشق به میهن و دفاع از ایران اسلامیزمان جمعه 28 فروردین از ساعت 14تهران از میدان آیینی امام حسین (ع) به سمت چهارراه حضرت ولیعصر(عج)»
و حرف و حدیث هایی که پس از آن به وجود خواهد آمد.
ممکن است برخی به آن بخندند و برخی هم فریاد «وا اسلاما و وا تمدنا»! سر بدهند. در حالیکه همان کسی که این حرف ها را به ما یاد داد (امام خمینی قدس سره)، اولین فرمانده سپاه همدان را خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) تعیین کرد. یعنی فرمانده مردان نظامی بود خانم دباغ، آنهم دقیقا در فضای جنگی. اسلام هم در خطر نرفت! عدم حضور زنان در موقعیت های سخت، یک امر ذاتی نیست، برخی زن ها می توانند و باید به همان برخی ها، امکان حضور داد. رهبر شهید انقلاب هم همواره از حضور اجتماعی زنان حمایت می کردند، حتی از موضوعی مثل ورزش زنان در عرصه های بین المللی (و نه فقط در خلوت و مجامع زنانه).زن ایرانی وقتی با حجاب در ورزشگاه های بین المللی حاضر می شود، پیام اسلام را صادر می کند و این مهمتر از هر چیز دیگری است.امام خمینی رحمت الله علیه هم می فرمودند که «من با همین زنها شاه را بیرون کردم»!این ها همه به ما می گوید که فقه زنان در پسا انقلاب اسلامی با فقه زنان در قبل از انقلاب اسلامی خیلی فرق دارد و چشم ما اکنون به افق های وسیع تری از اسلام باز شده است.این در حالی است که در طول تاریخ، زن ها ضعیف تلقی می شدند و حتی آنها را «ضعیفه» می خواندند. تحصیلکرده نبودند و در سیاست و تعیین سرنوشت کشور حضور نداشتند و به همین دلیل انسان هایی «ناکافی» و «نالایق» تلقی می شدند. چه در مجامع مذهبی و چه نزد انسان های لامذهب! مثلا محمدرضا شاه، معتقد بود که زن ها موجودات به درد نخوری هستند که نه تاکنون دانشمندی داشته اند و نه موفقیتی کسب کرده اند. فیلم مصاحبه او با خانم فالاچی را ببینید. در طرف مقابل اما رهبر شهید انقلاب به زنان موفق ایرانی مباهات می کردند:
«اینهمه استاد دانشگاه زن، اینهمه پزشک متخصّص و فوق تخصّص زن، اینهمه دانشمند محقّق در بخشهای مختلف، دانشهای پیشرفته، فنّاوریهای پیشرفته،زنان دانشمند...»این فیلم مقایسه دو نگاه به زن را ببینید. خیلی ها نمی دانند که شاه در سالهای آخر حکومت خود درباره زنان چه می گفت و رهبر شهید انقلاب چگونه به موضوع زن فکر می کرد.
ble.ir/meysamghomeshian
«رزمایش دختران جان فدای ایرانبا حضور دختران و بانوان غیرتمند و ولایی پایتخت برای بیعت با رهبرینمایشی از اراده ، آمادگی و عشق به میهن و دفاع از ایران اسلامیزمان جمعه 28 فروردین از ساعت 14تهران از میدان آیینی امام حسین (ع) به سمت چهارراه حضرت ولیعصر(عج)»
و حرف و حدیث هایی که پس از آن به وجود خواهد آمد.
ممکن است برخی به آن بخندند و برخی هم فریاد «وا اسلاما و وا تمدنا»! سر بدهند. در حالیکه همان کسی که این حرف ها را به ما یاد داد (امام خمینی قدس سره)، اولین فرمانده سپاه همدان را خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) تعیین کرد. یعنی فرمانده مردان نظامی بود خانم دباغ، آنهم دقیقا در فضای جنگی. اسلام هم در خطر نرفت! عدم حضور زنان در موقعیت های سخت، یک امر ذاتی نیست، برخی زن ها می توانند و باید به همان برخی ها، امکان حضور داد. رهبر شهید انقلاب هم همواره از حضور اجتماعی زنان حمایت می کردند، حتی از موضوعی مثل ورزش زنان در عرصه های بین المللی (و نه فقط در خلوت و مجامع زنانه).زن ایرانی وقتی با حجاب در ورزشگاه های بین المللی حاضر می شود، پیام اسلام را صادر می کند و این مهمتر از هر چیز دیگری است.امام خمینی رحمت الله علیه هم می فرمودند که «من با همین زنها شاه را بیرون کردم»!این ها همه به ما می گوید که فقه زنان در پسا انقلاب اسلامی با فقه زنان در قبل از انقلاب اسلامی خیلی فرق دارد و چشم ما اکنون به افق های وسیع تری از اسلام باز شده است.این در حالی است که در طول تاریخ، زن ها ضعیف تلقی می شدند و حتی آنها را «ضعیفه» می خواندند. تحصیلکرده نبودند و در سیاست و تعیین سرنوشت کشور حضور نداشتند و به همین دلیل انسان هایی «ناکافی» و «نالایق» تلقی می شدند. چه در مجامع مذهبی و چه نزد انسان های لامذهب! مثلا محمدرضا شاه، معتقد بود که زن ها موجودات به درد نخوری هستند که نه تاکنون دانشمندی داشته اند و نه موفقیتی کسب کرده اند. فیلم مصاحبه او با خانم فالاچی را ببینید. در طرف مقابل اما رهبر شهید انقلاب به زنان موفق ایرانی مباهات می کردند:
«اینهمه استاد دانشگاه زن، اینهمه پزشک متخصّص و فوق تخصّص زن، اینهمه دانشمند محقّق در بخشهای مختلف، دانشهای پیشرفته، فنّاوریهای پیشرفته،زنان دانشمند...»این فیلم مقایسه دو نگاه به زن را ببینید. خیلی ها نمی دانند که شاه در سالهای آخر حکومت خود درباره زنان چه می گفت و رهبر شهید انقلاب چگونه به موضوع زن فکر می کرد.
ble.ir/meysamghomeshian
۱۴:۳۵