«شب یلدا»پدیدآور: احمدرضا احمدیناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانتعداد صفحات: ۳۲این اثر ضمن معرفی شب یلدا و برخی ویژگیها، آداب و رسومش به مخاطب کودک، به زیبایی، با لطافت و بیانی غیرمستقیم حامل یک پیغام مهم است؛ اینکه هر کس بداند، آنچه که دارد چقدر ارزشمند است! کودک در خواب بلند شب یلدا، در رؤیای خودش میبیند که اسم ندارد، به دنبال اسم خود میگردد، برادر میگوید تو دریایی، اما میبیند دریا چیزی نیست که دلش بخواهد باشد؛ خواهر میگوید تو درختی، اما میبیند که سکون درخت را نمیپسندد؛ پدر میگوید رود هستی، اما رود وطنی ندارد و همواره در حرکت است؛ مادر به او میگوید تو ستارهای، اما نمیخواهد همچون ستاره از زمین و عزیزانش دور باشد و ... در نهایت این پدربزرگ است که با صدایی مهربان، پسرک را با نام خودش صدا میزند، او بیدار میشود و شادمان است که خودِ خودش است و نام خودش را دارد و اینگونه است که او به داشتهاش شاد است ... .در بخشی از کتاب میخوانیم:خواب میدیدم برف میبارید. پدربزرگ را کنار پنجره دیدم. خواستم پدربزرگ را صدا کنم و بگویم که با همهی نامهای خوبی که در دنیا وجود دارد، من، بینام ماندهام ... اما، در همین هنگام با صدای گرم پدربزرگ از خواب بیدار شدم ... پدربزرگ من را صدا میکرد؛ من را با نامه واقعی خودم صدا میکرد؛ من را با نامی که دوست داشتم و خودم بودم صدا میکرد ... (ص۲۸ و ۲۹)
۸:۰۷
ساعت کاری کتابخانه ها در فصل زمستان سال 1404 به شرح ذیل خواهد بود:
كتابخانه هاي دو شيفت شهري: شنبه تا چهارشنبه: شيفت صبح از 8:00 لغايت 14؛ شيفت عصر از ساعت 13:00 لغايت 18:30
كتابخانه هاي تك شيفت شهري و روستايي تمام وقت: روزهاي شنبه، یکشنبه و دوشنبه از ساعت 11:30 لغايت 17:30؛ روزهاي سه شنبه و چهارشنبه از ساعت 8:00 لغايت 14
شایان ذکر است کتابخانه های دارای شیفت شب طبق روال قبلی تا ساعت 21 فعال خواهند بود.
كتابخانه هاي دو شيفت شهري: شنبه تا چهارشنبه: شيفت صبح از 8:00 لغايت 14؛ شيفت عصر از ساعت 13:00 لغايت 18:30
كتابخانه هاي تك شيفت شهري و روستايي تمام وقت: روزهاي شنبه، یکشنبه و دوشنبه از ساعت 11:30 لغايت 17:30؛ روزهاي سه شنبه و چهارشنبه از ساعت 8:00 لغايت 14
شایان ذکر است کتابخانه های دارای شیفت شب طبق روال قبلی تا ساعت 21 فعال خواهند بود.
۱۰:۴۸
.
🧱
مرد جوانی که به تازگی یک خودروی اسپرت و فوقالعاده گرانقیمت خریده بود، با سرعت و غرور در خیابان رانندگی میکرد. او صدای موسیقی را زیاد کرده بود و از اینکه همه به ماشینش خیره شده بودند، لذت میبرد.ناگهان صدای «بوم!» وحشتناکی شنید و حس کرد چیزی محکم به در ماشینش برخورد کرد.مرد با عصبانیت ترمز دستی را کشید، پیاده شد و دید که درِ سمت شاگرد تو رفته و خط عمیقی برداشته است.اطراف را نگاه کرد و پسربچهای لاغر و هراسان را دید که کنار دیوار ایستاده و میلرزد، و یک پارهآجر در دستش است.مرد که خون جلوی چشمانش را گرفته بود، به سمت پسر هجوم برد، یقه او را گرفت و به دیوار کوبید و فریاد زد:«احمق! چه غلطی کردی؟ میدانی هزینه صافکاری این خط چقدر است؟ تو و کل خانوادهات را باید بفروشند تا پول این را بدهند! الان میکشمت!»پسربچه در حالی که اشک میریخت و دستانش را به علامت تسلیم بالا برده بود، با گریه و التماس گفت:«آقا... تو رو خدا مرا نزنید... ببخشید... مجبور شدم!من مدت زیادی است که اینجا ایستادهام و دست تکان میدهم، داد میزنم، اما هیچکس نمیایستد... هیچکس ترمز نمیکند... سرعت همه زیاد است...»راننده با خشم گفت: «به درک! این مجوز میشود که ماشین مردم را داغان کنی؟»پسربچه با انگشت لرزانش به بوتههای کنار جدول اشاره کرد و گفت:«برادر بزرگم... او فلج است.داشتیم از خیابان رد میشدیم که ویلچرش واژگون شد و او افتاد توی چاله کنار جدول.او سنگین است، من زورم نمیرسد بلندش کنم... او زخمی شده و دارد خون میآید...سنگ پرتاب کردم تا شما مجبور شوید بایستید... خواهش میکنم کمکم کنید برادرم را توی ویلچر بگذارم، بعد هرچقدر خواستید مرا کتک بزنید...»خشکمی در گلوی مرد گیر کرد. دستش شل شد و یقه پسر را رها کرد.به سمت بوتهها رفت و دید نوجوانی فلج روی زمین افتاده و صورتش خونی است.مرد با کمک پسرک، برادر فلج را بلند کرد، روی ویلچر نشاند و با دستمال گرانقیمتش خون صورت او را پاک کرد.پسرک دست مرد را بوسید و گفت: «ممنونم آقا... خدا خیرتان بدهد. حالا اگر میخواهید پلیس خبر کنید.»مرد سرش را پایین انداخت، هیچ نگفت و آرام به سمت ماشینش برگشت.او هرگز آن تو رفتگیِ روی درِ ماشینش را تعمیر نکرد.او میخواست آن خرابی همیشه جلوی چشمش باشد تا یک درس بزرگ را فراموش نکند:«در زندگی آنقدر تند نرو که برای متوقف کردنت، مجبور شوند به سویت سنگ پرتاب کنند.»نتیجه اخلاقی:خداوند گاهی با ما حرف میزند؛ اول با اشاره، بعد با تلنگر، و اگر نشنویم، با سنگ!مشکلات ناگهانی زندگی، گاهی همان "سنگهایی" هستند که میخواهند ما را متوقف کنند تا ببینیم چه کسی کنار جاده افتاده و به کمک ما نیاز دارد.قبل از برخورد سنگ، صدای نالههای اطرافیانمان را بشنویم.یک چالش بیداری:همین الان کمی سرعت زندگیات را کم کن.به اطرافت نگاه کن؛ شاید همسر، فرزند یا دوستی در کنار تو "افتاده" و صدایش در نمیآید، اما تو آنقدر غرقِ خودت هستی که نمیبینی.
به اشتراک بگذار تا صدای سنگها را بشنویم. 🧱

به اشتراک بگذار تا صدای سنگها را بشنویم. 🧱
۴:۵۴
بازارسال شده از کتابخانه قائم(عج)فردوس
#اطلاع_رسانی#مناسبتیاداره کل کتابخانه های عمومی خراسان جنوبی با همکاری ستاد امر به معروف و نهی از منکر و فرماندهی یگان ویژه استان برگزارمی کند:
مسابقه کتابخوانی معروفا
همراه با ۹جایزه ۵ میلیون ریالی
مهلت شرکت در مسابقه: پایان دی ماه
شرکت در مسابقه و دریافت فایل کتاب در آدرس
www.ketabkhooon.ir
اداره کل کتابخانه های خراسان جنوبی
استان خراسان جنوبی،شهرستان بیرجند#اداره_کل_کتابخانه_های_عمومی_خراسان_جنوبی
@vnmplib
۱۳:۱۳
۱۱:۳۶
بازارسال شده از نهاد کتابخانههای عمومی کشور
۸:۰۳
۲۰:۳۸
۱۹:۲۱
از حاج قاسم سر شلوغ تری؟
حاجی وسط عملیات کتاب میبرد، میخوند، تموم میکرد، بر میگشت...
3 روز تا سالروز شهادت سپهبدحاج قاسم سلیمانی
#ایرانمرد#کتابخانه_عمومی_شهید_حسین_رستمی
حاجی وسط عملیات کتاب میبرد، میخوند، تموم میکرد، بر میگشت...
#ایرانمرد#کتابخانه_عمومی_شهید_حسین_رستمی
۴:۵۱
بازارسال شده از کتابخانه عمومی زهان
۴:۵۳
در روزهای روشنِ ولادت امیرالمؤمنین علی(ع) و روز پدر، دلهایمان بیشتر از همیشه به یاد مردانی میافتد که حضورشان چراغ خانه بود و اکنون یادشان چراغ دل ماست. پدرانی که گرچه در قاب آسمان آرام گرفتهاند، اما مهربانیشان هنوز در زندگی فرزندانشان جریان دارد؛ در انتخابهایشان، در لبخندهایشان، در استقامتشان.
امروز، در کنار شادی این میلاد مبارک، یادی میکنیم از پدران آسمانی؛ مردانی که نبودنشان سنگین است، اما بودنشان در خاطرهها و تربیت فرزندانشان، همچنان جاری و زنده است.
برای همهی خانوادههایی که دلشان برای پدر میتپد، آرزو میکنیم یاد عزیزانشان آرامبخش باشد و نور حضورشان در زندگیشان ادامه پیدا کند. روز پدر بر همهی پدران زمین و آسمان مبارک.
شادی روحشان صلوات
#پدران_آسمانی#ولادت_امام_علی#روزپدر#روزمرد
۲۰:۳۱
سرچشمۀعشق با علی آمده است
گل کرده بهشت تا علی آمده است
شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)
کز کعبه صدای یا علی آمده است
سالروز ولادت امام علی (ع) و روز پدر مبارک باد.


گل کرده بهشت تا علی آمده است
شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)
کز کعبه صدای یا علی آمده است
سالروز ولادت امام علی (ع) و روز پدر مبارک باد.
۱۴:۱۴
بمناسبت روز پدر تقدیم نگاه شما عزیزان
روح پدران آسمانی هم شاد
۱۴:۱۷
#معرفی_کتاب #نویسنده_تصویرکر_الیورجفرز#ترجمه_نازنین_موفق
فلوید برای پایین آوردن بادبادکش که لابهلای شاخ و برگ درخت گیر کرده است، هر لحظه اوضاع را وخیمتر میکند. بادبادک فلوید آن بالا بود و هرکاری که به فکرش رسید انجام داد…
شاید نویسندهی قصد دارد بگوید مشکلات در ابتدا آنقدرها هم بزرگ نیستند، این ما هستیم که آنها را بزرگ میکنیم. شاید هم برای بال وپر دادن به خیال یک کودک این داستان را ساخته است. داستانی مثل نجات یک بادبادک، درست مثل گلولهبرفی است که از بالای یک شیب به پایین رها شده و آرامآرام بزرگ و بزرگتر میشود.
داستانی تصویری خلاقانه که در کنار تصاویر طنزش، شگفتی را به بار میآورد.
کتاب برندهی جایزهی منتخب ویراستار کتاب کودک ایتالیا و جایزهی اوربیل برای بهترین تصویرسازی از طرف کتابفروشان مستقل کتاب کودک ایتالیا و برنده ی جایزه ی چهارلاک پشت پرنده، می باشد.
فلوید برای پایین آوردن بادبادکش که لابهلای شاخ و برگ درخت گیر کرده است، هر لحظه اوضاع را وخیمتر میکند. بادبادک فلوید آن بالا بود و هرکاری که به فکرش رسید انجام داد…
شاید نویسندهی قصد دارد بگوید مشکلات در ابتدا آنقدرها هم بزرگ نیستند، این ما هستیم که آنها را بزرگ میکنیم. شاید هم برای بال وپر دادن به خیال یک کودک این داستان را ساخته است. داستانی مثل نجات یک بادبادک، درست مثل گلولهبرفی است که از بالای یک شیب به پایین رها شده و آرامآرام بزرگ و بزرگتر میشود.
داستانی تصویری خلاقانه که در کنار تصاویر طنزش، شگفتی را به بار میآورد.
کتاب برندهی جایزهی منتخب ویراستار کتاب کودک ایتالیا و جایزهی اوربیل برای بهترین تصویرسازی از طرف کتابفروشان مستقل کتاب کودک ایتالیا و برنده ی جایزه ی چهارلاک پشت پرنده، می باشد.
۱۲:۴۵
حیاتبخشِ شهر، خلقِ لحظاتی ست که در آنها فرهنگ نفس میکشد، رشد میکند و جاودانه میشود.فرهنگسرای اسفدن، بیش از یک مکان، یک زیستبومِ زنده است؛ جایی که موسیقی به رنگ نقاشی درمیآید، شعر با معماری گفتوگو میکند و دستسازههای اصیل، داستانِ گذشتگان را زمزمه میکنند.
اینجا، ما نه فقط تماشاگر، که همآفرینان این صحنهایم.اگر تو نیز:• طالب همنفسی با اهل هنر و اندیشهای…• مشتاقی تا استعدادهایت در کنار دیگران بشکفد…• دلت میخواهد ردپایی زیبا در شکوفایی فرهنگی دیارمان بگذاری…
پروانههای این باغِ فرهنگ، همهمه منتظرند.به جمع ما در فرهنگسرای اسفدن بپیوند؛تا با هم، نهالِ زیبایی بکاریم و فردایی را تصویر کنیم که در آن، فرهنگ، ریشه در اصالت دارد و شاخههایش به سوی افقهای نو در حرکت است.
برای پیوستن به ما، روی لینک زیر کلیک کن و بخشی از این روایت زیبا شو:لینک گروه فرهنگسرا در روبیکاhttps://rubika.ir/joing/JCEEEFAF0LNTWTYZWUEJQSWYTVOZSDBG
لینک گروه فرهنگسرا در تلگرامhttps://t.me/farhangsara79esfeden
«فرهنگ، آینهی جمعی است که در آن، چهرهی فرد و جامعه با هم یکی میشوند.»بیا تا این آینه را پاکتر و درخشانتر کنیم.
به امید دیدار در فرهنگسرای اسفدن
اینجا، ما نه فقط تماشاگر، که همآفرینان این صحنهایم.اگر تو نیز:• طالب همنفسی با اهل هنر و اندیشهای…• مشتاقی تا استعدادهایت در کنار دیگران بشکفد…• دلت میخواهد ردپایی زیبا در شکوفایی فرهنگی دیارمان بگذاری…
پروانههای این باغِ فرهنگ، همهمه منتظرند.به جمع ما در فرهنگسرای اسفدن بپیوند؛تا با هم، نهالِ زیبایی بکاریم و فردایی را تصویر کنیم که در آن، فرهنگ، ریشه در اصالت دارد و شاخههایش به سوی افقهای نو در حرکت است.
لینک گروه فرهنگسرا در تلگرامhttps://t.me/farhangsara79esfeden
«فرهنگ، آینهی جمعی است که در آن، چهرهی فرد و جامعه با هم یکی میشوند.»بیا تا این آینه را پاکتر و درخشانتر کنیم.
به امید دیدار در فرهنگسرای اسفدن
۱۸:۴۶
بازارسال شده از یحیی کــاوســی تيغاب
خبرگزاری صدا وسیمای خراسان جنوبی
۱۴:۵۵
امروز با مولاناـــ



_
گستاخ مکن تو ناکسان رادر چشم میار این خسان رادرزی دزدی چو یافت فرصتکم آرد جامه رسان راایشان را دار حلقه بر درهم نیز نیند لایق آن راپیشت به فسوس و سخره آینداز طمع مپوش این عیان راایشان چو ز خویش پرغمانندچون دور کنند ز تو غمان را ؟جز خلوت عشق نیست درمانرنج باریک اندهان رایا دیدن دوست یا هوایشدیگر چه کند کسی جهان راتا دیدن دوست در خیالشمیدار تو در سجود جان راپیشش چو چراغپایه میایستچون فرصتهاست مر مهان راوامانده از این زمانه باشیکی بینی اصل این زمان راچون گشت گذار از مکان چشمزو بیند جان آن مکان راجان خوردی تن چو قازغانیبر آتش نه تو قازغان راتا جوش ببینی ز اندرونتزان پس نخری تو داستان رانظاره نقد حال خویشینظاره درونست راستان رااین حال بدایت طریقستبا گم شدگان دهم نشان راچون صد منزل از این گذشتنداین چون گویم مر آن کسان رامقصود از این بگو و رستییعنی که چراغ آسمان رامخدومم شمس حق و دین راکاو هست پناه انس و جان راتبریز از او چو آسمان شددل گم مکناد نردبان را




گستاخ مکن تو ناکسان رادر چشم میار این خسان رادرزی دزدی چو یافت فرصتکم آرد جامه رسان راایشان را دار حلقه بر درهم نیز نیند لایق آن راپیشت به فسوس و سخره آینداز طمع مپوش این عیان راایشان چو ز خویش پرغمانندچون دور کنند ز تو غمان را ؟جز خلوت عشق نیست درمانرنج باریک اندهان رایا دیدن دوست یا هوایشدیگر چه کند کسی جهان راتا دیدن دوست در خیالشمیدار تو در سجود جان راپیشش چو چراغپایه میایستچون فرصتهاست مر مهان راوامانده از این زمانه باشیکی بینی اصل این زمان راچون گشت گذار از مکان چشمزو بیند جان آن مکان راجان خوردی تن چو قازغانیبر آتش نه تو قازغان راتا جوش ببینی ز اندرونتزان پس نخری تو داستان رانظاره نقد حال خویشینظاره درونست راستان رااین حال بدایت طریقستبا گم شدگان دهم نشان راچون صد منزل از این گذشتنداین چون گویم مر آن کسان رامقصود از این بگو و رستییعنی که چراغ آسمان رامخدومم شمس حق و دین راکاو هست پناه انس و جان راتبریز از او چو آسمان شددل گم مکناد نردبان را
۹:۲۳
۸:۴۵
۵:۰۵
ماه مبارک رمضان، بهترین ماه ها
ماه میهمانی خدا، ماه خوبی ها
ماه شب های قدر، ماه دعا ونیایش
پیشاپیش ماه رحمت و آمرزش و ماه خیر و برکت بر شما عزیزان مبارک
ماه میهمانی خدا، ماه خوبی ها
ماه شب های قدر، ماه دعا ونیایش
پیشاپیش ماه رحمت و آمرزش و ماه خیر و برکت بر شما عزیزان مبارک
۱۶:۳۲