بله | کانال جام جم
عکس پروفایل جام جم ج

جام جم

۱۵۸ عضو
thumbnail
undefined در تاخیر آفات است!در گفتگو با روزنامه #نوبنیاد نظرم را پیرامون تعویق انتخابات شورای شهر بیان نمودم.https://nobonyadonline.ir/?p=8990#انتخابات
https://virasty.com/Alirezataslimi/1777037204316777282
@Alireza_taslimii

۲۰:۲۱

بازارسال شده از نوبنیاد
thumbnail
undefined دکترین خاک در برابر خاک
undefined علیرضا تسلیمی
undefined در جهان کنونی که بسان جنگلی بی‌قانون است و هیچ قاعده‌ای جز زور در آن حکم‌فرما نیست، آنجا که منطق عریان قدرت بر هر استدلالی سایه می‌افکند، مفهوم «بازدارندگی» مهم‌ترین سپر محافظ ملت‌هاست. وقتی طبل جنگ نواخته می‌شود و متجاوزین حریم کشور را نقض می‌کنند، دکترین راهبردی «معادله خاک در برابر خاک» رخ می‌نماید؛ قاعده‌ای که می‌گوید برای بقا و حفظ امنیت، باید هزینه تجاوز را به شکلی تصاعدی، همه‌جانبه و غیرقابل‌تحمل بالا برد.
undefined تردیدی نیست که در صورت بروز یک درگیری، هدف قراردادن پایگاه‌ها، منافع و بازوهای منطقه‌ای دشمن، گامی لازم و تاکتیکی گریزناپذیر است. این اقدام، ماشین جنگی خصم را در پیرامون مختل کرده و پیام قاطعیت را مخابره می‌کند. اما تاریخ نبردها و منطقِ موازنه قدرت به ما می‌آموزد که این اقدام اگرچه «لازم» است، اما هرگز «کافی» نیست.
undefined معادله «خاک در برابر خاک» بر این منطق متین و قاطع استوار است که برای ایجاد یک بازدارندگی واقعی و تغییر محاسبات دشمن، شمشیر پاسخ باید عمق سرزمین متجاوز را بشکافد. وقتی پای تمامیت ارضی و امنیت ملی در میان است، مماشات معنایی ندارد.
undefined بالابردن هزینه برای دشمن، ابعادی چندگانه دارد و صرفاً به نابودی ادوات نظامی ختم نمی‌شود. در عرصه افکار عمومی، جامعه متجاوز باید بداند که سیاست‌های جنگ‌طلبانه رهبرانشان، بهای سنگینی برای آرامش، امنیت و اقتصاد روزمره آن‌ها به همراه دارد. فروریختن حس امنیت در داخل خاک دشمن که دهه‌هاست آن را به‌دور از واقعه و خارج از گود نگه داشته، بزرگ‌ترین ضربه به اراده سیاسی اوست.
undefined ازسوی‌دیگر، در نبردهای کنونی، جنگ‌ها به سمت تقابل زیرساخت‌ها کشیده شده‌اند. بر اساس این معادله، اگر دشمن راهبرد «جنگ زیرساختی» را در پیش گرفت و شریان‌های حیاتی و اقتصادی ما را هدف قرارداد، پاسخ متقابل، هم‌وزن و دقیق به زیرساخت‌های او، یک ضرورتِ حیاتی است.
undefined در نهایت، دکترین «خاک در برابر خاک» پیام روشنی به جهان مخابره می‌کند: دوران تهاجمِ بدون هزینه به سر آمده است.
undefined لینک کامل یادداشت را در سایت نوبنیاد بخوانید
undefined @NobonyadOnline

۱۶:۴۵

جام جم
undefined undefined دکترین خاک در برابر خاک undefined علیرضا تسلیمی undefined در جهان کنونی که بسان جنگلی بی‌قانون است و هیچ قاعده‌ای جز زور در آن حکم‌فرما نیست، آنجا که منطق عریان قدرت بر هر استدلالی سایه می‌افکند، مفهوم «بازدارندگی» مهم‌ترین سپر محافظ ملت‌هاست. وقتی طبل جنگ نواخته می‌شود و متجاوزین حریم کشور را نقض می‌کنند، دکترین راهبردی «معادله خاک در برابر خاک» رخ می‌نماید؛ قاعده‌ای که می‌گوید برای بقا و حفظ امنیت، باید هزینه تجاوز را به شکلی تصاعدی، همه‌جانبه و غیرقابل‌تحمل بالا برد. undefined تردیدی نیست که در صورت بروز یک درگیری، هدف قراردادن پایگاه‌ها، منافع و بازوهای منطقه‌ای دشمن، گامی لازم و تاکتیکی گریزناپذیر است. این اقدام، ماشین جنگی خصم را در پیرامون مختل کرده و پیام قاطعیت را مخابره می‌کند. اما تاریخ نبردها و منطقِ موازنه قدرت به ما می‌آموزد که این اقدام اگرچه «لازم» است، اما هرگز «کافی» نیست. undefined معادله «خاک در برابر خاک» بر این منطق متین و قاطع استوار است که برای ایجاد یک بازدارندگی واقعی و تغییر محاسبات دشمن، شمشیر پاسخ باید عمق سرزمین متجاوز را بشکافد. وقتی پای تمامیت ارضی و امنیت ملی در میان است، مماشات معنایی ندارد. undefined بالابردن هزینه برای دشمن، ابعادی چندگانه دارد و صرفاً به نابودی ادوات نظامی ختم نمی‌شود. در عرصه افکار عمومی، جامعه متجاوز باید بداند که سیاست‌های جنگ‌طلبانه رهبرانشان، بهای سنگینی برای آرامش، امنیت و اقتصاد روزمره آن‌ها به همراه دارد. فروریختن حس امنیت در داخل خاک دشمن که دهه‌هاست آن را به‌دور از واقعه و خارج از گود نگه داشته، بزرگ‌ترین ضربه به اراده سیاسی اوست. undefined ازسوی‌دیگر، در نبردهای کنونی، جنگ‌ها به سمت تقابل زیرساخت‌ها کشیده شده‌اند. بر اساس این معادله، اگر دشمن راهبرد «جنگ زیرساختی» را در پیش گرفت و شریان‌های حیاتی و اقتصادی ما را هدف قرارداد، پاسخ متقابل، هم‌وزن و دقیق به زیرساخت‌های او، یک ضرورتِ حیاتی است. undefined در نهایت، دکترین «خاک در برابر خاک» پیام روشنی به جهان مخابره می‌کند: دوران تهاجمِ بدون هزینه به سر آمده است. undefined لینک کامل یادداشت را در سایت نوبنیاد بخوانید undefined @NobonyadOnline
دکترین خاک در برابر خاک
undefined<img style=" />undefined علیرضا تسلیمی
undefinedدر جهان کنونی که بسان جنگلی بی‌قانون است و هیچ قاعده‌ای جز زور در آن حکم‌فرما نیست، آنجا که منطق عریان قدرت بر هر استدلالی سایه می‌افکند، مفهوم «بازدارندگی» مهم‌ترین سپر محافظ ملت‌هاست. وقتی طبل جنگ نواخته می‌شود و متجاوزین حریم کشور را نقض می‌کنند، پاسخ به این تجاوز نیازمند تدبیری است که نه تنها شعله‌های درگیری را مهار کند، بلکه اندیشه تهاجمات آینده را در ذهن دشمن، در نطفه خفه سازد. در چنین آوردگاهی، دکترین راهبردی «معادله خاک در برابر خاک» رخ می‌نماید؛ قاعده‌ای که می‌گوید برای بقا و حفظ امنیت، باید هزینه تجاوز را به شکلی تصاعدی، همه‌جانبه و غیرقابل تحمل بالا برد.
undefinedتردیدی نیست که در صورت بروز یک درگیری، هدف قرار دادن پایگاه‌ها، منافع و بازوهای منطقه‌ای دشمن، گامی لازم و تاکتیکی گریزناپذیر است. این اقدام، ماشین جنگی خصم را در پیرامون مختل کرده و پیام قاطعیت را مخابره می‌کند. اما تاریخ نبردها و منطقِ موازنه قدرت به ما می‌آموزد که این اقدام اگرچه «لازم» است، اما هرگز «کافی» نیست. دشمنی که در ورای مرزهای خود و در زمین‌های واسطه می‌جنگد، مادامی که حرارت آتش را در خانه خود احساس نکند، درد واقعی جنگ را درک نخواهد کرد. او پایگاه‌های منطقه‌ای خود را مهره‌هایی در شطرنج ژئوپلیتیک می‌پندارد که از دست رفتنشان، اگرچه تلخ است، اما خللی در اراده و امنیت مرکزی‌اش ایجاد نمی‌کند.
undefinedمعادله «خاک در برابر خاک» بر این منطق متین و قاطع استوار است که برای ایجاد یک بازدارندگی واقعی و تغییر محاسبات دشمن، شمشیر پاسخ باید عمق سرزمین متجاوز را بشکافد. وقتی پای تمامیت ارضی و امنیت ملی در میان است، مماشات معنایی ندارد. اگر دشمن به خود جرأت داد تا خاک ما را هدف قرار دهد، باید با پوست و استخوان دریابد که خاک او نیز از گزند پاسخ در امان نخواهد بود.
undefinedبالا بردن هزینه برای دشمن، ابعادی چندگانه دارد و صرفاً به نابودی ادوات نظامی ختم نمی‌شود. در عرصه افکار عمومی، جامعه متجاوز باید بداند که سیاست‌های جنگ‌طلبانه رهبرانشان، بهای سنگینی برای آرامش، امنیت و اقتصاد روزمره آن‌ها به همراه دارد. فرو ریختن حس امنیت در داخل خاک دشمن که دهه هاست آن را بدور از واقعه و خارج از گود نگه‌ داشته، بزرگترین ضربه به اراده سیاسی اوست.
undefinedاز سوی دیگر، در نبردهای کنونی، جنگ‌ها به سمت تقابل زیرساخت‌ها کشیده شده‌اند. بر اساس این معادله، اگر دشمن راهبرد «جنگ زیرساختی» را در پیش گرفت و شریان‌های حیاتی و اقتصادی ما را هدف قرار داد، پاسخ متقابل، هم‌وزن و دقیق به زیرساخت‌های او، یک ضرورتِ حیاتی است. شبکه‌های انرژی، شاهراه‌های اقتصادی، و مراکز حساس و حیاتی متجاوز باید در بانک اهداف قرار گیرند. وقتی چرخ‌های اقتصاد و ماشین جنگی دشمن در خاک خودش فلج شود، موازنه وحشت برقرار شده و ماشین جنگ متوقف می‌گردد.
undefinedدر نهایت، دکترین «خاک در برابر خاک» پیام روشنی به جهان مخابره می‌کند: دوران تهاجمِ بدون هزینه به سر آمده است. کشوری که اراده دفاع از خود را با قاطعیت در عمق خاک دشمن به نمایش می‌گذارد، نه تنها سایه شوم جنگ را از سر مردم خود دور می‌کند، بلکه معماری امنیت ملی خود را بر پایه‌هایی چنان استوار بنا می‌نهد که هیچ متجاوزی یارای آزمودن آن را نداشته باشد. این راهبرد، نه از سر جنگ‌طلبی، بلکه غایتِ عقلانیت برای حفظ صلح و بقاست.
@Alireza_Taslimii

۱۶:۵۶

undefinedتوهم دیپلماسی؛پاداش به ماشین ترور
undefined<img style=" />undefinedعلیرضا تسلیمی

undefinedدر جهان پرآشوب کنونی، میز مذاکره تنها زمانی معنا می‌یابد که طرفین با پذیرش حداقل‌هایی از حقوق متقابل و در شرایطی نسبتاً برابر پای آن بنشینند. اما گفت‌وگو با موجودیتی که منطقش تجاوز نظامی عریان، ریختن خون بی‌گناهان و ترور مقامات یک کشور است، دیگر یک کنش دیپلماتیک ارزیابی نمی‌شود، بلکه نوعی خودکشی استراتژیک است.
undefinedدشمنی که حریم مرزها را دریده و ماشین جنگی‌اش را با خون مردم یک سرزمین به حرکت درآورده، به دنبال یافتن راهکار مرضی‌الطرفین نیست؛ هدف نهایی او تحمیل اراده خویش و وادار کردن حریف به تسلیم محض است. در چنین کارزاری، پیش‌کشیدن ایده مذاکره، صرفاً تاکتیکی فریبکارانه برای خرید زمان، تثبیت دستاوردهای میدانی و خلع سلاح روانی جامعه هدف است. وقتی شمشیر تهدید بر گلوی یک ملت نشسته و بوی خون در فضا پیچیده است، تمنای تعامل، دهن‌کجی آشکار به عقلانیت سیاسی و حراج کردن عزت ملی است.
undefinedمفهوم «مذاکره زیر سایه تهدید» یک تناقض بنیادین و مضحک است. دیپلماسی نیازمند توازن قدرت و اراده‌ای برای رسیدن به نقطه‌ای مشترک است. اما متجاوزی که شبانه‌روز در حال پمپاژ تهدید، ارعاب و رجزخوانی است، میز مذاکره را نه برای بده‌بستان عادلانه، بلکه به عنوان سکویی برای دیکته کردن شروط تسلیم می‌آراید. پذیرش گفت‌وگو در چنین شرایطی، در واقع پاداش دادن به گستاخی متجاوز و مشروعیت‌بخشیدن به ابزار ترور اوست. این انفعال، نه تنها سایه جنگ را دور نمی‌کند، بلکه اشتهای سیری‌ناپذیر دشمن را برای تعرض‌های عمیق‌تر و جسورانه‌تر تحریک می‌سازد.
undefinedتجربه تلخ تاریخ به کرات ثابت کرده است که امنیت، بقا و صلح پایدار، هرگز از مسیر التماس به متجاوز و کوتاه آمدن در برابر زورگویی تضمین نشده است. در برابر دشمنی که از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و جز زبان سخت قدرت چیزی نمی‌فهمد، تنها یک پاسخ منطقی وجود دارد: تولید قدرت، تثبیت موازنه وحشت و تحمیل هزینه‌های فلج‌کننده. تا زمانی که سایه شوم تهدید برداشته نشده و ماشین ترور دشمن از کار نیفتاده است، هرگونه سخن از مذاکره، سرابی مهلک و انحرافی خطرناک از مسیر حفظ استقلال یک ملت است.
@Alireza_Taslimii

۱۰:۰۴

thumbnail
عزیزان سخنران! بزرگواران مداح! نظری ندارید؟!
https://virasty.com/Alirezataslimi/1778170476490723097

۲۲:۴۱