اینکه در یک بازۀ زمانی مشترک، از سلبریتیهای خارجنشین گرفته تا روشنفکری سکولار داخلی بر روی رهاسازی اینترنت متمرکز شدهاند، نشان میدهد «اینترنت» میتواند برای چندمین بار چشم اسفندیار نظام واقع گردد.
۱۵:۰۷
در نسبت میان دیپلماسی و خیابانآزاده محمودیان
۱. شواهد نشان میدهد میان دیپلماسی و خیابان، شکاف ارتباطی عمیق و خسارتزایی وجود دارد. این شکاف در هفتههای اخیر به اندازهای غلیظ و شدید گردیده کهامکان شکلگیری یک فهم دو سویه، در عمل از دست رفته است. این درحالی است که با وجود مواجهۀ میدان نظامی با حجم وسیعی از اطلاعات طبقهبندیشده، از همان روزهای آغازین جنگ رمضان ارتباط کامل و فهمی متقابل میان میدان و خیابان شکل گرفت؛ فهمی که تعامل مؤثر و همافزایی و همدلی میان این دو رکن بنیادین جنگ را در پی داشت و در عمل دست دشمن را در تفرقهافکنی در این حوزه بهطور قاطع قطع نمود.
۲. اما چنین ارتباطی هرگز در میان ضلع سوم جنگ یعنی دستگاه سیاسی و دیپلماسی، با خیابان شکل نگرفته است. آنچه امروز در این کژ-ارتباط شاهدیم، یک وضعیت مرضیِ فزاینده و خطرناک است که آبستن آسیبهای جدی برای کشور است؛ از جمله، فراهم شدن زمینۀ فتنهانگیزی دشمن بر بستر این فلجی ارتباطی. برای فهم هرچه بیشتر این وضعیت بیمارگونه میتوان به یک واقعۀ رسانهای اشاره داشت. بهتازگی، خبرگزاری الجزیره شروط عجیبی را به عنوان پیشنهادهای طرف ایرانی برای امریکا ذکر کرد، مواردی که بیتردید حساسیت شدید، سرخوردگی و خشم مردم حاضر در خیابان و بیش از سیمیلیون جانفدا را در پی میداشت. اگرچه یک خبرگزاری داخلی ادعای الجزیره را تکذیب کرده اما چیزی از ابهام ماجرا کاسته نشده است. بیتردید، زمینۀ چنین سوءاستفادهای بر نابسامانیِ اطلاعرسانی دستگاه دیپلماسی برای مردم خیابان است.
۳. نگاه اربابرعیتی و از بالا و بهدور از اعتماد دستگاه دیپلماسی به مردم، موجب شده در هفتههای اخیر مردم خیابان، اخبار مربوط به مذاکره و شروط دو طرف و سایر موارد را در رسانههای غیر ایرانی و حتی متعلّق به دشمن جستجو کنند. این یک فاجعه در مسیر تعامل دو رکن اصلی جنگ، یعنی خیابان و دیپلماسی، مردم و دستگاه سیاسی است. از بین رفتن اعتماد عمومی و ایجاد شکاف اطلاعاتی و تزلزل روانی از کمترین آسیبهای روند چنین ارتباطی در شرایط جنگ یا تنش است. در این شرایط جامعه به دنبال تثبیتکنندههاست. افکار عمومی وقتی از طریق رسانههای داخلی بیخبر میمانند، یک خلأ اطلاعاتی ایجاد میشود. این خلأ بلافاصله توسط شایعات، تحلیلهای تخمینی و پروپاگاندای دشمن پر میشود و این امر اضطراب و ترس و ناامیدی و خشم را در میان توده مردم به همراه دارد.
۴. اما چرا این شکاف ارتباطی رخ داده است؟ اینکه خیابان، یعنی افکار عمومی به دیپلماسی یعنی دستگاه سیاسی، اعتماد نداشته باشد، امری برخاسته از ارتقای ادراک مردم و بهکار بستن تجربههاست. مردم خیابان از اشتباهات و تغافلهای دستگاه دیپلماسی خاطرات تلخی در حافظۀ تاریخی خود دارند؛ هم سفره مردم از مذاکرۀ برجام سوخته، هم جان هزاران ایرانی از اصرار بر مذاکره در پیش و پس از جنگ دوازدهروزه به یغما رفته است. با کشتار کودکان و مردم عادی توسط آمریکا، گردوغبارها فرونشسته و مردم از رؤیای باز شدن گرههای اقتصادی بوسیله تعامل با آمریکا، به ضرورت دور شدن حداکثری از او علم یقینی یافتهاند. دیگر امکان رؤیافروشی از آمریکا برای ملت ایران وجود ندارد؛ صورت و سیرت او چنان یکی شده که هیچ بزکی بر چهره او، امکان تکرار بازیگریهای شب انتخاباتی را مهیا نخواهد کرد. مردم در بیاعتمادی به دستگاه دیپلماسی ذیحق هستند.
۵. اما اینکه دستگاه دیپلماسی مردم را محرم و امین نمیداند و آشکارا پنهانکاری میکند محل پرسش و تأمل است. آنهم در عصری که تکثّر رسانهها و تعدّد انسانرسانهها امکان پنهان ماندن وقایع را از بین برده است. اینکه مسئول دستگاه دیپلماسی بگوید سفر به فلان کشور از جملۀ سفرهای دورهای و معمول است، با فراگیر شدن خبر ارائۀ بسته پیشنهادی ایران به آمریکا در این سفرها، روح خیابان را میخراشد و زخمی عمیق بر اعتماد مردم میزند. پس بسیار بعید است که دیپلماسی از عوارض چنین پنهانکاریهایی ناآگاه باشد. خوانش بین سطور تجربههای پیشین نشان میدهد، این شیوه پیشتر برای تفکر سیاسی باورمند به مذاکره بهکار آمده است. در ماجرای برجام، علیرغم ادعای گروه مذاکرهکننده بر تمکین کامل از منویات رهبر انقلاب، شروط نهگانۀ ایشان رعایت نشد. یعنی اولاً، توافق با آمریکا انجام شد؛ ثانیاً، این توافق بدون رعایت شروط رهبری بود؛ ثالثاً، مذاکرهکنندگان تا لحظه رو شدن واقعیت بر رعایت شروط اصرار داشتند؛ رابعاً، نه دستگاههای نظارتی و نه رسانهها، بلکه خود رهبری عدم رعایت شروط را علنی کردند. پس دستگاه دیپلماسی باورمند به مذاکره، از این پنهانکاریها پیش از این طرفی بسته است. همین واقعیت هست که مردم را نسبت به آنان تا این حد ناامید و بیاعتماد ساخته است.@AzadeMahmoudian
۱۵:۰۸
طبیعی است که خیابان به دیپلماسی بیاعتماد است؛ چون کارنامۀ رفوزۀ مذاکرات دیپلماسی، برجام و جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان است؛اما اینکه دیپلماسی نسبت به مردم خیابان پنهانکار است، یادآور تجربۀ تلخ برجام است که شعار «اذن رهبری» را داد، اما بدون رعایت شروط نهگانۀ رهبری، نتیجه را به ملت تحمیل کرد.
@AzadeMahmoudian
@AzadeMahmoudian
۱۵:۰۸
یادداشتهای آزاده محمودیان
طبیعی است که خیابان به دیپلماسی بیاعتماد است؛ چون کارنامۀ رفوزۀ مذاکرات دیپلماسی، برجام و جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان است؛ اما اینکه دیپلماسی نسبت به مردم خیابان پنهانکار است، یادآور تجربۀ تلخ برجام است که شعار «اذن رهبری» را داد، اما بدون رعایت شروط نهگانۀ رهبری، نتیجه را به ملت تحمیل کرد. @AzadeMahmoudian
.
اینکه دستگاه دیپلماسی مردم را محرم و امین نمیداند و آشکارا پنهانکاری میکند محل پرسش و تأمل است. آنهم در عصری که تکثّر رسانهها و تعدّد انسانرسانهها امکان پنهان ماندن وقایع را از بین برده است. اینکه مسئول دستگاه دیپلماسی بگوید سفر به فلان کشور از جملۀ سفرهای دورهای و معمول است، با فراگیر شدن خبر ارائۀ بسته پیشنهادی ایران به آمریکا در این سفرها، روح خیابان را میخراشد و زخمی عمیق بر اعتماد مردم میزند. پس بسیار بعید است که دیپلماسی از عوارض چنین پنهانکاریهایی ناآگاه باشد.خوانش بین سطور تجربههای پیشین نشان میدهد، این شیوه پیشتر برای تفکر سیاسی باورمند به مذاکره بهکار آمده است. در ماجرای برجام، علیرغم ادعای گروه مذاکرهکننده بر تمکین کامل از منویات رهبر انقلاب، شروط نهگانۀ ایشان رعایت نشد. یعنی اولاً، توافق با آمریکا انجام شد؛ ثانیاً، این توافق بدون رعایت شروط رهبری بود؛ ثالثاً، مذاکرهکنندگان تا لحظه رو شدن واقعیت بر رعایت شروط اصرار داشتند؛ رابعاً، نه دستگاههای نظارتی و نه رسانهها، بلکه خود رهبری عدم رعایت شروط را علنی کردند.پس دستگاه دیپلماسی باورمند به مذاکره، از این پنهانکاریها پیش از این طرفی بسته است. همین واقعیت هست که مردم را نسبت به آنان تا این حد ناامید و بیاعتماد ساخته است.
@AzadeMahmoudian
@AzadeMahmoudian
۱۵:۰۹
همه نیروها، همه قدرتها در هرجا هستند، محتاج به توجه خاص حضرت رضا (سلامالله علیه) هستند.
@AzadeMahmoudian
@AzadeMahmoudian
۱۵:۱۰
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
دکتر ابراهیم فیاض (استاد رسانه و مردمشناسی دانشگاه تهران)استاد مسعود فراستی (نویسنده و منتقد سینما)دکتر حبیب رحیمپور (پژوهشگر فلسفه و اندیشه سیاسی)دکتر محمدمهدی رحمتی (پژوهشگر رسانه و مدیرعامل گروه رسانهای مهر)دکتر جعفر حسنخانی (نویسنده و سیاستپژوه)دکتر آزاده محمودیان (پژوهشگر رسانه)
۷:۲۱
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
بعثت ملت ایران و آینده فرهنگ: سناریوهای نوین قدرتآفرینی فرهنگی در جنگ تحمیلی سوم(۳)
دکتر آزاده محمودیان
برخلاف خوانشهای روشنفکری سکولار که از «فروپاشی سرمایه اجتماعی» و شکاف غیرقابل ترمیم میان مردم و حاکمیت سخن میگفتند، آنچه در خیابان رخ داد، فروپاشی خود این روایتها بود. مردم با وجود عقبههای ذهنیِ پیچیده، به عنوان یک سرمایه اجتماعیِ قدرتمند، پای نظام ایستادند. جامعه دیگر «سیاهی لشکر»ِ منفعل نیست، بلکه با فاعلیت گفتمانی و موضع مستقل، هم انسجام میآفریند و هم عقل سرخ و انقلابی را بر عقل ابزاری مسلط میکند.
رهبر شهید از «مبعوث شدن مردم» در برابر حادثه سخن گفتند. این همان سازوکار گذار از چالش است: مردمی که نه خواص و احزاب، توسط تقدیر قدسی و امداد الهی، خود را فاعل تاریخی مییابند. این رویداد، صورتبندی تازهای از نظریه مردمسالاری دینی ارائه میدهد: مردم در شرایط عادی از طریق انتخابات قدرت تولید میکنند و در شرایط بحرانی، از طریق حضور در خیابان و بازتولید قدرتِ خویش، از نظام عبور میدهند.
پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
@irseri_ir
آدرس تارنمای اینترنتی
www.irseri.ac.ir
۷:۲۱
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
گزارش تصویری کامل این نشست را در اینجا ببینید: https://irseri.ac.ir/s/152
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
بازارسال شده از پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
۷:۲۲
نشست بعثت ملت ایران. محمودیان. ۰۵.۲.۲۰.mp3
۱۵:۱۴-۶.۹۸ مگابایت
#نشستعلمی
@AzadeMahmoudian
۱۰:۴۴
حتی نمیدانیم این رسانهها اخبار را چقدر صادقانه و با کدام هدف منتقل کردهاند!
در سکوت و بیاعتمادی دستگاه دیپلماسی به مردم، دست رسانههای آمریکایی برای شکلدهی و حتی جهتدهی به افکار جامعۀ ما همینقدر گشوده است!
@AzadeMahmoudian
۱۱:۴۸
به یاد استاد...
از اول ابتدایی تا پایان دکتری، از کسی به اندازۀ او نیاموختهام. او، بهحقیقت استاد است. جنس آموختههایم به قبل از شنیدن صدای او و بعد از آن تقسیم میشود. سالها، مداوم با صدای ملکوتیاش مأنوس بودم. اتصال انسان به عالم غیب و امکان رَستن از قیود عالم ماده را اولبار از زبان او شنیدم؛ و با تبیین او، این حقیقت را به اندازۀ فهم خود، فهمیدم. از او فهمیدم که دانایی و دارایی دو چیزند؛ و تمام هویت من در صیرورت از دانایی به دارایی است.او به حقیقت، جان به لب آورده؛ چه دشواریها به جان خود هموار کرده؛ از حضور هشتسالهاش در جبهههای دفاع مقدّس، تا همدلی و همنشینی با مدافعان حرم در سوریه و عراق و لبنان؛ از دلدادگیاش به شهدا، تا شاگردیِ شهدا پای مکتبخانۀ حکمتش.از سختی در راه معشوق نهراسیده، عالمِ بیعمل نبوده، در گوشبهفرمانیِ استاد بیتکرارش استخوان خرد کرده و تاج «مربّی نفوس» را از دستان او بر سر نهاده.اکنون به هر دلیل که این فراق واقع شده، هر روز در دلم تکرار میکنم که فهم عُرفا و کردارشان، کار اهل ظاهر نیست؛ جان آنان و حساب آنان از جان و حساب دیگران سَواست.در این ماههای غیبتش که دنیای ما منغمر شده، از خود میپرسم این خلوتِ خودخواستۀ استاد برای به دوش گرفتن کدامین بار تحملناپذیر هستی بوده...
#روز_استاد
@AzadeMahmoudian
از اول ابتدایی تا پایان دکتری، از کسی به اندازۀ او نیاموختهام. او، بهحقیقت استاد است. جنس آموختههایم به قبل از شنیدن صدای او و بعد از آن تقسیم میشود. سالها، مداوم با صدای ملکوتیاش مأنوس بودم. اتصال انسان به عالم غیب و امکان رَستن از قیود عالم ماده را اولبار از زبان او شنیدم؛ و با تبیین او، این حقیقت را به اندازۀ فهم خود، فهمیدم. از او فهمیدم که دانایی و دارایی دو چیزند؛ و تمام هویت من در صیرورت از دانایی به دارایی است.او به حقیقت، جان به لب آورده؛ چه دشواریها به جان خود هموار کرده؛ از حضور هشتسالهاش در جبهههای دفاع مقدّس، تا همدلی و همنشینی با مدافعان حرم در سوریه و عراق و لبنان؛ از دلدادگیاش به شهدا، تا شاگردیِ شهدا پای مکتبخانۀ حکمتش.از سختی در راه معشوق نهراسیده، عالمِ بیعمل نبوده، در گوشبهفرمانیِ استاد بیتکرارش استخوان خرد کرده و تاج «مربّی نفوس» را از دستان او بر سر نهاده.اکنون به هر دلیل که این فراق واقع شده، هر روز در دلم تکرار میکنم که فهم عُرفا و کردارشان، کار اهل ظاهر نیست؛ جان آنان و حساب آنان از جان و حساب دیگران سَواست.در این ماههای غیبتش که دنیای ما منغمر شده، از خود میپرسم این خلوتِ خودخواستۀ استاد برای به دوش گرفتن کدامین بار تحملناپذیر هستی بوده...
#روز_استاد
@AzadeMahmoudian
۲۰:۰۶