بله | کانال یادداشت‌های دکتر سجاد ایمانی
عکس پروفایل یادداشت‌های دکتر سجاد ایمانیی

یادداشت‌های دکتر سجاد ایمانی

۲۰۹ عضو
جنگ شناختی undefined وقتی اینترنت، میدان جنگ می‌شود و عقل آفلاین می‌ماند undefined در جنگ‌های قدیم، اول گلوله شلیک می‌شد، بعد خبرش می‌رسید.در جنگ شناختی اما اول خبر شلیک می‌شود، بعد اگر لازم شد، گلوله‌ای هم پیدا می‌کنند.قانون نانوشته‌ی این جنگ ساده است:واقعیت عجله ندارد، ولی دروغ باید وایرال شود. در فضای مجازی، هر ویدئو یک دادگاه است و هر کاربر یک قاضی؛ بدون پرونده، بدون دفاع، بدون حتی مکث. ۱۵ ثانیه تصویر، جای ۱۵ سال تحلیل می‌نشیند. اگر اشک داشته باشد، رأی صادر شده است.undefined عملیات روانی دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود؛ نه با جعل کامل، بلکه با نیم‌حقیقت برش‌خورده.اول «قبل ماجرا» حذف می‌شود، بعد «بعد ماجرا». وسط صحنه می‌ماند، آن هم با زیرنویس احساسی. مخاطب فکر می‌کند دیده، در حالی که فقط انتخاب‌شده دیده است. طنز تلخ ماجرا اینجاست:در این فضا، هرکس بیشتر عصبانی است، معتبرتر است. هرکس فحش‌دارتر حرف می‌زند، معترض تر به‌نظر می‌رسد. و هرکس مکث می‌کند، متهم می‌شود به بی‌غیرتی.undefined جنگ شناختی یعنی خاموش کردن عقل با روشن کردن احساس. یعنی کاری کنند که مخاطب قبل از فکر کردن، موضع بگیرد. قبل از فهمیدن، خشمگین شود. و بعد خیال کند انتخاب کرده، در حالی که انتخاب شده است.شاید مهم‌ترین طنز تلخ این باشد:همه فکر می‌کنند دارند آگاه می‌شوند،اما کمتر کسی می‌پرسد:«این چیزی که دیدم، چرا دقیقاً همین حالا و دقیقاً به این شکل منتشر شد؟»جنگ شناختی، وقتی پیروز می‌شود که سؤال کردن، خسته‌کننده شود.
@Drsajjadimani

۱۱:۴۵

thumbnail
حکمرانی در بحرانتحلیل امام خامنه‌ای عزیز از وقایع اخیر کشور
@DrSajjadImani

۱۱:۴۶

کُلُنی‌هایی که متشکل از همه اقشار نیست اهلیت نقش آفرینی در حکمرانی را ندارند.
ماحصل مکتب تک صدایی (تفکر ایتایی و مدارس مذهبی) توان تعامل با همه‌ی جامعه را ندارد چه برسد به تبیین!

@DrSajjadImani

۱۱:۵۷

این اصل کُلی را به خاطر داشته باشید
undefined️هرگاه ناوگان آمریکا وارد خلیج فارس و دریای عمان شدند، بدانید درگیری درکار نیست اما زمانی که در اقیانوس هند باقی ماندند، احتمال خطر وجود دارد.
undefined️آمریکایی ها معمولا اگر نیت شومی داشته باشند، ناوگانشان را از تیررس ایران خارج می کنند.
undefinedاین مهم در حالی منتشر می‌شود که آمادگی‌های عملیاتی در منطقه غرب آسیا در سطح بالایی قرار دارند!undefinedکنش‌ها مثبت و منفی در تحولات میدان، دیپلماسی و سیاسی منطقه به‌طور چشم‌گیری استمرار دارد!undefinedتنش‌ها در منطقه به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است!

@DrSajjadImani

۱۹:۳۳

thumbnail
undefined اکانت ایران به عبری : به جهنم خوش آمدید@DrSajjadImanihttps://ble.ir/DrsajjadImani

۱۹:۴۹

thumbnail
#خطبه‌های_نمازجمعه_تراز_انقلاب_اسلامیخطبه‌های عالم وارسته، فاضل، بصیر، شجاع، غیور و برخاسته از دیار قهرمان پرورم آذربایجان سربلند؛حجت الاسلام شیخ سالار سنجریبا محوریت پیام صادره «از تهران، قلب مقاومت به تمام اضلاع مقاومت» کوبنده، آتشین، روشنگرانه، حماسی، حقیقتاً حساب شده، دلچسب و شایسته ابلاغ از #تریبون_عبادی_و_سیاسی نمازجمعه بود.
دست مریزاد بر این صدای حق‌گو و سرشار از #غیرت_اسلامی_و_ایرانی
خطبه‌های ایشان همیشه، الهام‌بخش و موجب تقویت روحیه انقلابی جامعه بوده و صمیمانه شایسته قدردانی می‌باشد.امید که مثل همیشه بدرخشید، پاینده و سرافراز باشید.
#من_انقلابیم#حکمرانی_قدرت
@DrSajjadImani

۱۳:۲۴

undefinedبه طور کلی، اکنون تحلیلگران را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
undefinedگروه اول: که معتقد به حمله دشمن حداقل در کوتاه مدت نیستند. این گروه خود به سه دسته تقسیم می‌شوند: ۱. افرادی که دلیل تحرکات آمریکا را صرفاً یک عملیات روانی می‌دانند. ۲. گروهی که معتقدند فراتر از عملیات روانی، هدف محاصره ایران است. ۳. دسته‌ای که رویکرد عملیاتی داشته و هدف را منفعل کردن ایران و حمله به محور مقاومت می‌دانند. undefinedگروه دوم افرادی‌اند که حمله نظامی دشمن را در کوتاه مدت کاملاً ممکن و محتمل می‌دانند. این گروه نیز خود به دو دسته دیگر قابل تقسیم است: ۱. معتقدان به حمله محدود که باز هم به زیرگروه دیگر تقسیم می‌شود: الف. حمله محدود موثرب‌. حمله محدود نمادین پ. حمله محدود خطرناک ۲. معتقدان به حمله گسترده کلاسیک
در ادامه رویکرد هر یک بررسی می‌شود.
#آینده_پیش‌رو
@DrSajjadImani

۱۵:۳۹

undefined گروه اول۱. افرادی هستند که می گویند دشمن در این مرحله به دنبال ارعاب و فشار روانی است. حفظ پرستیژ در برابر ضدانقلاب و همچنین شکاندن اراده سیاسی ایران دو دلیل این اقدامات اخیر دشمن است. این گروه سه نشانه را دلیل بر تحلیل خود می دانند:الف. سطح شایعه پردازی و اخبار کذبی که در فضای مجازی در حال انتشار است که جنبه ارعاب‌بخشی دارد. ب. گسیل نیروهای آمریکایی به منطقه و انجام یک عملیات نظامی منطقی نیست زیرا آنها در هنگام عملیات غالبا نیروهای خود را از تیررس ایران بیرون می کنند. پ. این تحرکات همزمان با پیام جدید آمریکا به ایران بوده که در آن بر تحویل و انهدام همه اورانیوم ها و صنعت هسته‌ای، کاهش تعداد و برد موشک ها، عدم بازسازی و حمایت از گروه های مقاومت، خلع سلاح حزب الله و به رسمیت شناختن اسرائیل تاکید شده است. پس آنها با این تحرکات به دنبال پشتوانه سازی سخت این پیام برای تسلیم ایران هستند، خصوصا در جایی که می دانند برخی افراد در داخل از این وضعیت تاثیر می پذیرند.
undefined با این حال نوع تجهیزاتی که آمریکا در منطقه مستقر کرده، همچنین شیوه آرایش آن‌ها در منطقه و فرامنطقه، نشان می‌دهد که این صرفاً کارکرد عملیات روانی ندارد، هر چند آن‌ها در وهله اول خواسته یا ناخواسته، از کارکردهای ایجاد ارعاب بهره خواهند برد.
۲. گروه دوم این مکتب معتقدند که هر چند دشمن به دنبال فشار سیاسی و روانی است، اما قصد دارد آن را به شکل عملی و با رویکرد محاصره ایران و با هدف فرسایش و فروپاشی داخلی، هزینه‌دهی در محیط امنیتی و قطع ارتباط خارجی ایران، بالفعل کند، تقریبا همانند سناریوی دو ماهه اول ونزوئلا. البته طرفداران این نظریه معتقدند که در این صورت، حاشیه مانور به شدت کم شده و هرگونه خطا می تواند منجر به انفجار اوضاع شود.
undefinedارزیابی صحت این تحلیل نیاز به زمان دارد.
۳. نهایتاً گروه سوم این پارادایم یک رویکرد عملیاتی‌تری داشته و معتقدند این تحرکات ممکن است با این هدف باشد تا ایران دچار ترس و انفعال شده، در همین حین حمله‌ای تکی یا سراسری به نیروهای مقاومت در لبنان، عراق و یمن صورت گیرد. پس این ارعاب دشمن به جهت این است که ایران از پازل فوق دور مانده، گروه های مقاومت ضربه شدیدی خورده و راه برای حمله به ایران هموار شود.
undefined باز هم کمیت و کیفیت آرایش دشمن و همچنین اقداماتی که آنها در برابر سه کشور مقاومت انجام داده‌اند این را دور می‌نمایاند. البته این گزاره صادق است که دشمن به دنبال دفع مقاومت است اما به نظر در این مرحله به جای یک عملیات سراسری خارجی، تداوم عملیات چمن زنی در لبنان همچون حملات امشب، استفاده از اهرم‌های اقتصادی و سیاسی علیه بغداد و استفاده از درگیری‌های درونی و محاصره یمن رویکرد فعلی دشمن علیه سه کشور مقاومت است.
@DrSajjadImani

۱۵:۳۹

undefined گروه دوممعتقدان به حمله خود به دو دسته تقسیم می شوند:
۱. معتقدان به حمله محدود: الف. حمله محدودِ موثر: دشمن اقدام به یک حمله محدود اما موثر می کند مانند یک ترور سطح بالا. این عملیات ولو می‌تواند یک عملیات امنیتی و تروریستی بوده و لزوماً با استفاده از ساز و برگ نظامی نباشد. ب. حمله محدودِ نمادین: در این حالت، ترامپ با هدف تداوم فشار، افزایش هشدار و حفظ اعتبار خود، با اطلاع قبلی، یکسری مراکز نمادین حکومتی و دولتی و برخی مراکز امنیتی و انتظامی را هدف قرار می‌دهد. برخی دیگر می گویند ممکن است حمله مجدد به اهداف هسته ای مطرح شود. شکل این حمله بسیار شبیه به عملیات روزهای توبه خواهد بود. پ. حمله محدودِ خطرناک: این گروه یک سناریوی قدیمی را مطرح می کنند که آن تصرف جزیره خارک و جزایر سه گانه است تا بدان وسیله فشار بر ایران به شدت افزایش یافته، برخی ذی نفعان منطقه‌ای همچون امارات متحده عربی نیز وارد معادله درگیری جزایر سه گانه شوند. در اینجا در واقع یک نبرد دریایی پیش رو داریم.
undefined اما نکته مشترکی که هر سه تحلیل بر آن صحه می گذارند، این است که در اجرای هر سه سناریو، یک چیز برای آمریکا مهم است و آن "عدم پاسخ یا پاسخ ضعیف ایران با پیام های تهدید و تطمیع سیاسی و سپس تلاش برای تغییر معادله امنیتی است". با این حال، مشخص است که شاید به جز سناریوی دوم، سناریوهای اول و سوم قابلیت محدود ماندن را نداشته و در به روی یک جنگ فراگیر گشوده خواهد شد. اعلام ایران مبنی بر پاسخ گسترده به هر حمله محدود، و اعلام آمادگی گروه‌های مقاومت در حمایت از ایران، در برابر این سناریوها قرار می گیرد.
۲. معتقدان به حمله گسترده:نهایتا گروهی هستند که بر خلاف دسته های قبلی، معتقدند که دشمن اکنون به دنبال تکمیل زنجیره عملیاتی خود جهت آغاز نبردی گسترده است. این گروه مجددا تقسیم می شوند:الف. حمله گسترده کلاسیک: همانطور که پیش از این گفته شد، دشمن در یک عملیات همچون بامداد ۲۳ خرداد، ابتدا رئوس سیاسی و نظامی و امنیتی کشور را هدف قرار داده تا حلقه تصمیم گیری کشور حذف گردد. سپس آنها تمام قدرت آتش خود را بر روی پایگاه های موشکی و زیرساخت‌های دفاعی، مراکز امنیت داخلی و انتظامی و حتی پایگاه های نظامی متفرقه همچون نیروی زمینی، تیپ‌ها و قرارگاه های استانی و نیروی هوایی و پدافند هوایی قرار می‌دهند. این سناریوی یک حمله کلاسیک است که راه بر روی شورش جدید داخلی هموار می‌کند.
ب. اما در اینجا سوالی مطرح می شود. برخی تحلیلگران می گویند اگر دشمن به دنبال حمله گسترده باشد، طبعا رویکرد براندازی را دنبال می کند. پس بدون یک پیوست داخلی موثر اقدامی نمی کند. در اینجا همانطور که در تحلیل های قبلی گفته شد، عده ای معتقدند که هنوز بخشی از شبکه آشوب خصوصا در برخی استان های مرزی همچون کردستان و سیستان و بلوچستان خود را پنهان کرده تا در موعد مقرر وارد عملیات شوند. در برابر به این تحلیل، این پاسخ وجود دارد که بر خلاف سال ۱۴۰۱ که گروهک ها در این دو استان عملیات می کردند، اینبار این گروهک ها در مناطق مرکزی کشور توزیع شدند، پس آنها نیز ضربه خورده اند. پس به هر حال شبکه آشوب ضربه خورده ولی دشمن آنها را بازسازی می‌کند‌. از آنجایی که تزریق نیروی جدید در استان های مرزی نیز آسان‌تر است، پس مدل سال ۱۴۰۱ پیاده می‌شود. در سال ۱۴۰۱، مدل پایه این بود که خشونت گروهکی از جداره مرزی به داخل کشور تزریق شد، در زمانی که شهرهای بزرگ مرکزی تحت یک عملیات شناختی وسیع با محوریت "نزدیک بودن و ممکن بودن سقوط نظام و ایجاد یک سوگ و خشم ملی در پرونده افراد کشته شده" قرار داشتند. در اینجا سناریوی ایجاد سرپل عملیاتی در یک شهر مرزی (مدل درعا) با پشتیبانی هوایی متخاصم نیز یک طرح بسیار قدیمی است که اجرایی می‌گردد. ذیل همین تحلیل گفته شود که برخی معتقدند که هدف دشمن، به خیابان کشاندن مجدد مردم است پس عملیات احتمالی دشمن نیز به صورت اختصاصی یا در میان طرح های دیگر، حتما در موج اول خود هدف قرار دادن تاسیسات انرژی همچون گازی و برقی و بنزینی را دارد تا مردم را نیز خشمگین کند. لازم به ذکر است که الف و ب پیوستگی دارند و می‌توان آن‌ها را ترکیب کرد. پ. نهایتا گروهی تاکید دارند که هدف دشمن، غافلگیری است و احتمالا از یک برگه جدید رو خواهد کرد که جزئیات بر ما روشن نیست.
@DrSajjadImani

۱۵:۵۷

undefinedنکات تکمیلی: ۱. در متون بالا، صرفا سعی شد تا سناریوهایی که کارشناسان داخلی و خارجی مطرح کرده‌اند را تجمیع کنیم تا به یک Big picture دست یابیم. از این پس می‌توان با جمع آوری نکات، متوجه شد که کدام تحلیل به واقعیت نزدیک‌تر است. ۲. برخی‌ اقدامات مانند عملیات سایبری و جنگال و ... طبعا در هر عملیاتی وجود دارد فلذا ما آن را دیگر مطرح نکردیم.۳. احتمالاً سوال شما این خواهد بود که چرا حمله پیش‌دستانه نمی‌کنیم که جداگانه توضیح داده میشود. به استراتژی کلی آمریکای ترامپ توجه کنیم خصوصا در بحث ارزیابی مواضع دفاعی و یافتن راه مناسب. این تحلیل نیست و برای آن داده‌های قابل اتکایی وجود دارد. والسلام علیکم و رحمت الله
@DrSajjadImani

۱۵:۵۷

thumbnail
undefinedچرا حمله پیش دستانه نمی‌کنیم؟
undefined این سوالی است که این روزها بسیاری دارند، مبنی بر اینکه اگر اقدام مجدد دشمن بر علیه کشور ما قطعی است، پس چرا ما زودتر به آن ها حمله نمی کنیم؟
undefined در این خصوص یک نکته وجود دارد. هر حمله به طور منطقی، سه بخش پیش از حمله، حین حمله و پس از حمله دارد.
الف. پیش از حمله:undefined هرگونه حمله موثر، لاجرم سطح بالایی از غافلگیری را می طلبد. حتی اگر ما قبل از هجوم، به کشوری اطلاع نداده، نوتام صادر نکرده و آسمان را نیز کلیر نکنیم، یقیناً در یک حمله گسترده، دشمن از طریق مزدوران نفوذی و همچنین توان تکنولوژیک (ماهواره و ...) متوجه حمله قریب الوقوع ما خواهد شد. این معضل البته یک راهکار خاص دارد و آن انهدام نظام هشدار حریف است که توسط شهید سنوار و ضیف اجرا شد.
ب. حین حمله:undefined مهم ترین فاکتور این بحث، قدرت آفندی خواهد بود. سوال این است که آیا قدرت آفندی ما به سطح بالایی رسیده که بتوانیم اقدام گسترده انجام دهیم؟
پ. پس از حمله:undefined اولین مسئله پس از حمله، موج محکومیت جهانی بر علیه کشور حتی از طرف برخی کشورهای دوست و هم پیمان است. می توانیم بگوییم مگر این کشورها و سازمان های بین المللی وقتی مورد هجوم قرار گرفتیم چه کردند که حالا موقع حمله ما می‌خواهند بکنند؟ به هر حال این یک نظر است اما نمی‌توان میدان جنگ سیاسی و دیپلماسی را نیز کلاً نادیده گرفت.
undefined دومین مسئله، حمایت داخلی است. در شرایطی که روایت ارائه شده از سوی ما این است که دشمن تقاضای آتش بس کرد و ما پذیرفتیم، آیا حمله جدید از سوی ما، باعث حمایت حداکثری مجدد خواهد شد؟ پاسخ به این سوال، بسیار مهم است.
undefined در گذر از دو عامل فوق که اساسا می‌توان آن ها را نادیده گرفت، مسئله سوم و اساسی مسئله پدافند است. اگر قدرت آفندی کشور تا حد خوبی بازیابی شده، قدرت پدافندی ما همچنان با مشکلات بغرنجی روبرو است. هر حمله پیش دستانه لاجرم باعث پاسخ طرف مقابل خواهد شد. ممکن است بگویید حمله پیش دستانه ای انجام دهیم بطوریکه اسرائیل نابود شود! اما آیا ناتو و آمریکا ساکت می نشینند؟ حتی اگر فکر کنیم، پاسخ نمی دهند، وجود حدی از قدرت پدافندی جهت امکان آفند ضروری است.
undefined این متن، حمله پیش دستانه را رد نمی‌کند زیرا یک بخش مهم از سیاست بازدارندگی ما، ضربه دوم بوده است بدین معنا که دشمن از ترس پاسخ بعدی ما، دست به اقدامی نزند. اما حملات مستقیم دشمن به خاک ما، بالطبع برخی اصول سیاست بازدارندگی کشور را دچار چالش کرده است و لازم است برخی اصول بازوضع و همچنین تغییراتی اعمال شود که یکی از مهم‌ترین آن‌ها می‌تواند حملات پیش‌دستانه باشد.
undefined منکه عقیده دارم که منتظر دشمن ماندن #سم_مهلکی در همه عرصه هاست پس باید به سراغ دشمن رفت. اما هدف این بود که گفته شود یک حمله پیش دستانه، چه محدودیت هایی حداقلی در کوتاه مدت دارد.
undefinedپس دو اقدام را می توان مدنظر داشت:اول. شناسایی برنامه دشمن در مرحله آتی و ضربه پیش دستانه به اجزای این طرح جهت فروپاشی زنجیره. دوم. تعریف زمین‌های بازی جدید و واردسازی ضربات تعیین کننده.
#من_انقلابیم
@DrSajjadImani

۱۷:۱۵

Dr.imani-14041113.mp3

۳۱:۴۵-۱۴.۵۴ مگابایت
سخنرانی در مسجد جامع ۱۴معصوم - شرق تهرانبا موضوع: #سواد_رسانه‌، #تبیین_مسائل_روز و نیاز امروز جامعهجلسه سوممصادف دومین روز دهه فجر در چهل و هفتمین سالگرد پیروی انقلاب اسلامی @DrSajjadImani

۱۸:۰۲

thumbnail
undefinedپیوست قسمت اول #روایت_حکمرانی
undefinedاینفوگرافی «تولد دانش حکمرانی در غرب مدرن»@Drsajjadimani

۶:۱۲

یادداشت‌های دکتر سجاد ایمانی
undefined undefinedپیوست قسمت اول #روایت_حکمرانی undefinedاینفوگرافی «تولد دانش حکمرانی در غرب مدرن» @Drsajjadimani
undefinedسلسله یادداشت‌های #روایت_حکمرانی
undefined
undefined قسمت اول: تولد دانش حکمرانی در غرب مدرن
undefinedامروزه واژه حکمرانی چنان در ادبیات سیاسی، اقتصادی و حتی رسانه‌ای فراگیر شده است که گویی همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از دانش بشری بوده است. اما واقعیت این است که تولد حکمرانی به عنوان یک دانش متمایز در غرب، محصول یک چرخش فکری عمیق و واکنشی عملی به بحران‌ها و پدیده های اواخر قرن بیستم مانند جنگ جهانی دوم، جنگ آمریکا و ویتنام، تاسیس بانک جهانی و... بود. برای درک این روایت، باید به زمانی بازگشت که جهان غرب هنوز در سیطره ایده دولت مستقل و حکومت به معنای سنتی آن بود.
undefinedتا پیش از دهه‌های پایانی قرن بیستم، تمرکز اصلی علوم سیاسی بر نهادهای رسمی دولت و سلسله‌مراتب بوروکراتیک بود. در آن دوران، اگر کسی از اداره جامعه سخن می‌گفت، منظورش حکومت بود؛ یعنی مجموعه‌ای از نهادها که قدرت متمرکز را در دست داشتند و از طریق قوانین و دستورات بالا به پایین، جامعه را هدایت می‌کردند. این الگو که مارک بوییر آن را «پیوستار حکومتی» می‌نامد، بر این باور استوار بود که میان رای‌دهندگان، پارلمان و بوروکراسی یک زنجیره مستقیم از نمایندگی و کنترل وجود دارد. اما از دهه ۱۹۷۰ به بعد، این اعتماد به نفس بوروکراتیک فرو ریخت.
undefinedتولد دانش حکمرانی در غرب از لحظه‌ای آغاز شد که دولت‌های غربی با مسائل بدخیم و چند بعدی روبرو شدند؛ مسائلی همچون بحران‌های زیست‌محیطی، تورم لجام‌گسیخته و پیچیدگی‌های جهانی‌شدن که دیگر با ابزارهای قدیمی فرمان دادن و کنترل کردن، قابل حل نبودند. متفکرانی نظیر رودز و پیترز استدلال کردند که دولت دیگر تنها بازیگر میدان نیست. آن‌ها نشان دادند که قدرت از مرکز حاکمیت و دولت به سمت شبکه‌های پیچیده‌ای از بازیگران خصوصی، سازمان‌های داوطلبانه و نهادهای فراملی تغییر مکان داده است. در این فضا، واژه «حکومت» جای خود را به «حکمرانی» داد تا نشان‌دهنده تمام فرآیندهایی باشد که جامعه را به سمت اهداف جمعی هدایت می‌کنند، خواه این کار توسط دولت انجام شود، خواه توسط بازار یا شبکه‌های اجتماعی.
undefinedاز منظر نظری، تولد این دانش با نقد مدرنیسم کلاسیک همراه بود. علوم اجتماعی مدرنیست که پیش از آن بر ساختارهای ثابت تاکید داشت، حالا به سمت تحلیل فرآیندهای سیال حرکت کرد. اندیشمندانی مانند آنسل و تورفینگ معتقدند حکمرانی زمانی متولد شد که ما پذیرفتیم اداره جامعه یک «فرآیند تعاملی» است، نه یک ساختار ایستا. در این روایت، دانش حکمرانی با معرفی سه الگوی ایده‌آل (سلسله‌مراتب، بازار و شبکه) سعی کرد بفهمد چگونه می‌توان در دنیایی که دولت قدرت مطلق خود را از دست داده، نظم و هماهنگی ایجاد کرد.
undefined در نهایت، ظهور دانش حکمرانی در غرب صرفاً یک تغییر در واژگان نبود، بلکه یک بازنگری بنیادین در مفهوم قدرت بود. این دانش به ما آموخت که دولت مدرن از اجرای مستقیم به سمت هدایت‌گری (نظارت و تسهیل‌گری) حرکت کرده است. حکمرانی به عنوان یک دانش، زمانی به رسمیت شناخته شد که جهان غرب متوجه شد برای حل بحران‌های پیچیده، به جای یک کاپیتان مقتدر، به یک سیستم ناوبری هوشمند نیاز دارد که در آن همه ذینفعان سهمی در هدایت کشتی جامعه داشته باشند. این آغاز راهی بود که در آن دانش حکمرانی، دولت را از مرکز به حاشیه برد تا فرآیندها را به کانون توجه بازگرداند.undefinedالبته باید توجه داشت که این روایت رسمی از این پدیده است و فراروایت هایی نیز وجود دارد که در ادامه این یاداشت ها به آن خواهم پرداخت.
#یادداشت_تخصصی#روایت_حکمرانی@Drsajjadimani

۲۰:۲۹

undefinedسیدیاسر جبرائیلی در رابطه با سه مسیر فراروی دولت نوشت :
undefined‌در وضعیت فعلی، دولت برای اداره کشور دست‌کم با سه مسیر متفاوت روبه‌روست:
۱. حرکت به سمت بودجه انقباضی و تحمیل ریاضت؛ یعنی کاهش هزینه‌ها با پیامد مستقیم بر معیشت عمومی.
۲. افزایش درآمد از مسیر فشار بیشتر بر پایه‌های مالیاتی موجود؛ یعنی انتقال بار کسری بودجه به دوش طبقات حقوق‌بگیر و تولیدکنندگان رسمی.
۳. مهار قدرت الیگارشی اقتصادی از طریق ملی‌سازی مثلث انفال، منابع ارزی و بانک‌ها.
@syjebraily
undefined دو مسیر نخست، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین انتخاب برای دولت‌هاست، چون هزینه سیاسی آن پراکنده و بر دوش عموم مردم است. اما مسیر سوم، اگرچه دشوارتر و برای صاحبان قدرت و ثروت پرهزینه‌تر است، عادلانه‌ترین و پایدارترین راه‌حل است.
#ارز#بانک#حکمرانی_اقتصاد@Drsajjadimani

۴:۲۴

undefinedمی‌خواید سناریو جنگ رو بدونید ؟
آمریکا هدف اولش زدن یک #ضربه_گذرا بود تا بازدارندگی ایران را منتفی نماید.البته با پیام‌های ایران از آن منصرف شد.
از طرفی امریکا نمی‌خواهد وارد جنگ گسترده شود و طی جنگ ضربه بخورد، چیزی که اصلا به صلاحش نیست.
undefinedاما راه سومی می‌ماند«جوری به ایران ضربه بزند که ایران توانایی پاسخ نداشته باشد» یعنی چنان جنگ بزرگ و گسترده باشد. جوری که ایران حتی نتواند دست و پا بزند!
undefinedاین سناریو روی میز ترامپ گذاشته شده استundefined
برای همین حمله اولیه با مشارکت بیش از 500 جنگنده و پرتاب‌های بسیار زیاد موشکی تاماهوک برای نابود کردن پدافندها و تجهیزات دفاعی ایران انجام خواهد شد.بعد از این به سمت تسلط هوایی کامل بر ایران و تسلط بر پایگاه‌های موشکی ایران با پهپادهایی به مانند هرمس خواهند رفت.تا هیچگونه لانچری و موشکی نتواند از شهرهای موشکی ایران خارج و پرتاب شود.
undefinedآیا ایران می‌تواند به آمریکا ضربه بزند ؟بله، بسیار قوی و خطرناک، هم پایگاه‌های آمریکا هم ناوها و هم منابع انرژی منطقه همه را میتواند نابود کند.
اما مسئله اینست:undefinedآیا ایران میتواند موشک شلیک کند یا خیر؟
undefined️این قفل جنگ استundefinedکه هر کس آن را بدست بیاورد پیروز استیعنی تمام سرنوشت جنگ پیش‌رو طی همان 48ساعت اول مشخص می‌شود. تحمل و واکنش نسبت به ضربه اول توسط ایران بسیار مهم است.
undefinedآمریکا اینجا در حال ریسک است.
undefined️اگر مراحل با موفقیت انجام شد، یعنی بدون اینکه ضربه‌ای بخورد و منطقه نیز دچار ضربه شود ایران شکست سنگینی را متحمل خواهد شد.
undefined️اما اگر نتوانست این کار را با موفقیت انجام دهد، شکست مفتضحانه‌ای نصیبش می‌شود که در آن همه پایگاه‌ها و همه ناوها و منطقه زیر ضربات موشک‌های ایران می‌روند و به سراغ آتش‌بس و توقف اوضاع خواهد رفت و آمریکای گرفتار مشکلاتش در جهان چند برابر خواهد شد.
undefinedنکات تکمیلیundefinedبنظر میرسه برای اغنا مجامع بین المللی شروع هرگونه ماجراجویی در مورد ایران از سوی رژیم اشغالگر قدس خواهد بود.undefinedآمریکا نیز ابتدا در نقش پلیس خوب، میانجی و البته پشتیبان لوجستیکی و دفاع از ماهیت اسرائیل ظاهر خواهد شد.undefinedامید است که استراتژی تقابل جمهوری اسلامی با این چالش هیچ‌گونه تمایزی در پاسخ به این دو دشمن قسم خورده قائل نگردد.
#حکمرانی_قدرت#ژئوپلیتیک_جنگ
@DrsajjadImanihttps://ble.ir/DrsajjadImani

۱۴:۰۲

undefinedآمریکا به دنبال ساخت #داعش_جدیدی در منطقه است، که پیش زمینه آن دستیابی به یک توافق برجام مانند با ایران است...
undefinedخبر:داعش از آغاز مرحله جدیدی از عملیات خود در سوریه خبر داد و از پرسنل ارتش سوریه(جولانی) خواست تا از این گروه جدا شوند.
undefinedسخنی با دوستان پیگیر و تطبیق دهندگان نشانه‌های روایی آخرالزمان با وقایع روز
یکبار برای همیشه میگویم!بدانید افرادی که ترامپ را سفیانی آخرالزمان معرفی می‌کنند، سطح آگاهی پایینی از منابع روایی و رویداد‌ها دارند...#آخرالزمان مصنوع نیست!تا هر روز برایش یک خراسانی، یمانی و سفیانی متصور شویم...یکی از ویژگی‌های اصلی سفیانی اینست که می‌گوید: «آمده‌ام تا مسیر ابوسفیان را زنده کنم»چه بسا ساخت سریال معاویه هم برای ایجاد آمادگی ذهنی و بسترسازی رسانه‌ای در همین مسئله ساخته شد، تا مسلمانان سنی را بیشتر به سفیانی جذب کند!امروز باید بررسی کرد، که چه گروه‌هایی در مسجد اموی سوریه فریاد «انا ابنا ابوسفیان» سر می‌دهند!
حالا بفرمایید: ترامپ آلمانی چه ربطی به ابوسفیان داره؟
#دوران_گذار حکمرانی در منطقه
undefinedروند احتمالی رخدادها در منطقه:۱- فعلا یک طرح برجام مانند علم خواهد شد.۲- بعد از آن سروقت منطقه شامات می‌آیند.۳- که بنظر می‌رسه اینبار ایران وارد منطقه نخواهد شد.۴- در سوریه کشتارهای زیادی را شاهد خواهیم بود و کماکان ایران ورودی به منطقه شام نخواهد داشت.۵- و احتمالا بعد از فروکش کردن این وقایع ایران قوی در منطقه و انصارلله یمن طرحی مشترک را پیاده خواهند نمود.
@DrsajjadImanihttps://ble.ir/DrsajjadImani

۶:۰۶

thumbnail
undefinedپیوست قسمت دوم سلسله یادداشت‌های "#روایت_حکمرانی"undefinedاینفوگرافی«مثلث حکمرانی: پارادایم های نظم در جهان مدرن»@Drsajjadimani

۱۴:۲۶

undefinedسلسله یادداشت‌های #روایت_حکمرانی

undefined قسمت دوم: غرب درجست و جوی الگوی کارآمد حکمرانی
undefinedدر یادداشت قبل اشاره شد که چگونه دانش حکمرانی در واکنش به بحران‌های دولت مدرن متولد شد. اما پرسش اساسی این است: در دنیایی که دولت دیگر تنها بازیگر مقتدر نیست، نظم و هماهنگی چگونه ایجاد می‌شود؟ اندیشمندان حکمرانی برای پاسخ به این پرسش، از سه الگوی آرمانی سخن می‌گویند که مانند سه ضلع یک مثلث، فضای عمل اجتماعی و سیاسی ما را تعریف می‌کنند: سلسله‌مراتب، بازار و شبکه. هر یک از این الگوها منطق خاص خود را برای هدایت جامعه دارند.
undefinedضلع نخست و سنتی این مثلث، سلسله‌مراتب است. این مدل که ریشه در اندیشه‌های ماکس وبر و بوروکراسی کلاسیک دارد، بر اقتدار مرکزی، قوانین صریح و کنترل بالا به پایین استوار است. در این الگو، هماهنگی به صورت دستوری و فرمان‌دهی ایجاد می‌شود؛ کاپیتانی در راس کشتی نشسته و دستورات به زنجیره‌ای از واحدها ابلاغ می‌شود که هر یک وظیفه‌ای تخصصی دارند. سلسله‌مراتب برای دهه‌ها به عنوان نماد عقلانیت و بی‌طرفی شناخته می‌شد، اما منعطف نبودن و کندی آن در مواجهه با تغییرات سریع دنیای مدرن، منجر به بروز ناکارآمدی‌های گسترده شد.
undefinedدر واکنش به این کندی بوروکراتیک، ضلع دوم مثلث یعنی بازار پدیدار شد. با ظهور موج نئولیبرالیسم در دهه‌های ۱۹۸۰، این ایده قوت گرفت که مکانیسم قیمت و رقابت، بسیار کارآمدتر از دستورات دولتی است. در این مدل، دولت تلاش می‌کند با ایجاد شبه‌بازارها و برون‌سپاری خدمات، کارایی را افزایش دهد. در منطق بازار، ارتباطات غیرشخصی، قراردادها و انگیزه سود جایگزین دستورات اداری می‌شوند. اینجا شهروند دیگر یک تابع نیست، بلکه به یک مشتری تبدیل می‌شود که حق انتخاب دارد. با این حال، بازار نیز در تامین کالاهای عمومی و عدالت اجتماعی با شکست‌های جدی مواجه شد.
undefinedضلع سوم که در دهه‌های اخیر به کانون توجه دانش حکمرانی تبدیل شده، شبکه است. زمانی که دولت‌ها با مسائل بدخیم روبرو شدند (مسائلی که نه با دستور حل می‌شوند و نه با رقابت)، به سمت شبکه‌ها کوچ کردند. شبکه بر پایه اعتماد، روابط متقابل و وابستگی متقابل شکل می‌گیرد. در اینجا، بازیگران دولتی، بخش خصوصی و نهادهای مدنی به صورت افقی با هم تعامل می‌کنند. هماهنگی در شبکه نه از طریق اجبار است و نه صرفاً قیمت، بلکه از طریق گفتگو و دیپلماسی محقق می‌شود. در واقع، شبکه اعتراف به این حقیقت است که هیچ بازیگری به تنهایی دانش و منابع کافی برای حل مسائل بدخیم را ندارد.
undefinedمارک بوییر و دیگر نظریه‌پردازان برجسته هشدار می‌دهند که نباید هیچ‌یک از این سه ضلع را یک الگوی نهایی یا اکسیر همه‌کاره برای حکمرانی دانست. واقعیت حکمرانی در قرن بیست و یکم، یک حالت ترکیبی و چندوجهی است. نظام‌های موفق آن‌هایی هستند که می‌دانند کجا باید از اقتدار سلسله‌مراتبی استفاده کنند، کجا میدان را به رقابت بازار بسپارند و کجا بستر را برای همکاری‌های شبکه‌ای مهیا کنند.
undefined در نهایت، شناخت این مثلث به ما می‌آموزد که حکمرانی برخلاف عنوان آن به معنای حکومت کردن نیست، بلکه هنر انتخاب میان اقتدار، قیمت و اعتماد برای رسیدن به اهداف جمعی است. در یادداشت‌های بعد، خواهم گفت که چگونه این سه ضلع در عرصه‌های عمومی، شرکتی و جهانی با هم تلاقی می‌کنند و چه چالش‌های دموکراتیکی را پدید می‌آورند.
#یادداشت_تخصصی#روایت_حکمرانی
@DrsajjadImani

۱۴:۲۷