۱- دوازدهم فروردین، روز جمهوری اسلامی است و بنیانگذار انقلاب اسلامی آن را "*روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت*" و "*روز نخستین حکومت الله*" و از "*بزرگترین اعیاد مذهبی و ملی*" اعلام نمودند.
۲- #همهپرسی یا رفراندوم عبارتاست از مراجعه مستقیم به عموم شهروندان یک کشور برای دریافت بدون واسطهی پاسخ آنان به پرسشی خاص.جمهوری اسلامی تنها حکومتی در تاریخ است که تعیین نوعِ نظام سیاسی خود را در کمتر از دو ماه پس از پیروزی انقلاب مردمی خود به همهپرسی و رأی عمومی مردم گذاشته است.
۳- مطابق آنچه در اصل اول قانون اساسی آمده است ۹۸.۲ درصد کلیه کسانی که حق رأی داشتند به نظام جمهوری اسلامی رأی مثبت دادهاند؛ دقت بفرمایید ۹۸.۲ درصد واجدین حق رأی نه شرکت کنندگان! به بیان دیگر با این نسبت، بالاترین میزان مشارکت قابل تصور در یک انتخابات شکل گرفته است.
۴- نظام سیاسی ایران از دو جزء تشکیل شده است: الف) #جمهوری و ب) #اسلامی؛استاد شهید مطهری در کتاب پیرامون جمهوری اسلامی به شیوایی توضیح میدهد که "جمهوری"، شکل نظام سیاسی و "اسلامی"، ماهیت و محتوای آن است.
۵- یادم هست که یک شخص بیسوادی (از جنس احمقهای عنترنشنالی امروز) با ادعای اینکه اول انقلاب از مسئولین سازمان آمار کشور بوده، ناجوانمرادنه در رسانههای معاند ادعا میکرد که روز ۱۲ فروردین قبل از ظهر و قبل از پایان رأیگیری، نتیجه همهپرسی اعلام شده است و این امر را به عنوان ساختگی بودن نتایج همهپرسی القا میکرد! در حالی که این نکته حائز اهمیت را پنهان میداشت که همهپرسی جمهوری اسلامی در روزهای دهم و یازدهم فروردین ۱۳۵۸ انجام شده و نه روز دوازدهم؛ و روز دوازدهم روز اعلام نتیجه بوده است!
۶- همهپرسی #جمهوری_اسلامی ارتباطی با همهپرسی #قانون_اساسی ندارد. قانون اساسی پس از تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی (موسوم به مجلس مؤسسان) که وظیفه تدوین پیشنویس این قانون را برعهده داشتند در ۱۱ و ۱۲ آذرماه ۱۳۵۸ به همهپرسی (رفراندوم) گذاشته شد.
۷- در پایان یادآوری این فراز از بیانیه گام دوم انقلاب ضروری است که: جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بیشک فاصلهی میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و میدهد، امّا این، فاصلهای طیشدنی است و در [چند دهه] گذشته در مواردی بارها طی شده است و بیشک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.
----------
۷:۵۷
۱۷:۱۰
۱۱:۴۰
🩸
نسبت «نفت» با «خون»!
تعداد کتابهای ایرانی و خارجی با عنوانی مُرکّب از واژههای #خون و #نفت زیاد است. سعی میکنم چند تا از آنها را که عموماً خواندهام، محضرتان معرفی نمایم.----------



----------
https://ble.ir/futurist/2330051533063519444/1775318371251
https://ble.ir/futurist/3998012944137542230/1775400265174
https://ble.ir/futurist/-5901612714090823497/1776178448145
https://ble.ir/futurist/-1603698409825385490/1776361406022
https://ble.ir/futurist/-589733924107711729/1776606480593
در حال تکمیل ...----------



----------
ble.ir/futurist
تعداد کتابهای ایرانی و خارجی با عنوانی مُرکّب از واژههای #خون و #نفت زیاد است. سعی میکنم چند تا از آنها را که عموماً خواندهام، محضرتان معرفی نمایم.----------
۱۳:۰۹
آینده نگر
🩸
نسبت «نفت» با «خون»! تعداد کتابهای ایرانی و خارجی با عنوانی مُرکّب از واژههای #خون و #نفت زیاد است. سعی میکنم چند تا از آنها را که عموماً خواندهام، محضرتان معرفی نمایم. ----------



----------
https://ble.ir/futurist/2330051533063519444/1775318371251
https://ble.ir/futurist/3998012944137542230/1775400265174
https://ble.ir/futurist/-5901612714090823497/1776178448145
https://ble.ir/futurist/-1603698409825385490/1776361406022
https://ble.ir/futurist/-589733924107711729/1776606480593
در حال تکمیل ... ----------



----------
ble.ir/futurist
۱۵:۵۹
۴:۰۷
آینده نگر
کتاب «نفت و خون» (پیامدهای وابستگی آمریکا به نفت)
️این کتاب نوشتۀ مایکل کلر ریشۀ نزاعهای درازمدت را درگیری بر سر منابع کمیاب میداند و نفت را یکی از این منابع معرفی میکند. کلر وابستگی آمریکا به نفت خارجی و لزوم حفاظت از منابع تولیدکنندۀ آن بهوسیلۀ نیروی نظامی را برای امنیت آمریکا آسیبزا میداند.
این کتاب به ریشههای نزاعهای بینالمللی در دورۀ بعد از جنگ سرد میپردازد. مایکل تی. کلر میگوید در زمان جنگ سرد، رقابت میان آمریکا و شوروی بود و گمان میرفت با پایان این دوره و سقوط شوروی، جهان به صلح برسد؛ اما نظم نوین برای جهان هیچگاه تخقق نیافت و اکنون نیز شاهد تعارضهای مسلحانه هستیم.
️ کلر میگوید پس از بررسی جنگهای اخیر در آفریقا و آسیا به نتیجههای متفاوت با نظریه هانتینگتون (نبرد تمدنها) رسید. او نه تفاوتهای تمدنی و هویتی که منابع را ریشۀ بسیاری از تعارضهای معاصر میداند. برای مثال، در آنگولا و سیرالئون ذخایر الماس باعث تداوم خونریزی شد، چنانکه در کنگو مس و طلا یا در کامبوج، چوب. در این میان، اختلافهای نژادی و دینی که در اصل هم وجود داشتند تنها حربهای در دست جنگسالاران و سیاستمداران عوامفریب برای تسلط بر منابع بودند
کتاب نفت و خون علت جنگهای درازمدت را الماس، طلا، آب و نفت و... میداند. او نفت را هم علت مهمی برای اختلاف معرفی میکند و میگوید در قرن بیستویکم نفت توانایی بالقوهای برای ایجاد خشونتهای مسلحانه بیش از منابع دیگر دارد. از این زاویه، مایکل کلر به سراغ پیدایش پیوندهای ایالات متحده با تولیدکنندگان نفت خلیجفارس رفته است؛ بهویژه تلاشهای آمریکا برای تصاحب مالکیت منابع نفتی عربستان سعودی.
️ کتاب نفت و خون میگوید تا زمان پایان جنگ جهانی دوم موضوع نفت مربوط به سیاست داخلی آمریکا بود که منابع بکر زیادی هم داشت؛ اما زمانی که مشخص شد این منابع همیشگی نیستند و وجود نفت برای اقتصاد این کشور ضروری است موضوع نفت تبدیل به سیاست خارجی آمریکا شد. همچنین این موضوع به امنیت ملی آمریکا هم تعلق دارد و بنابراین نیروی نظامی آمریکا برای دسترسی به نفت خارجی و حفاظت از تولیدکنندگان وابسته به خود در مقابل ناآرامیهای داخلی و حملههای خارجی به کار گرفته شده است. ----------



----------
ble.ir/futurist
۱۴:۴۴
کوچکی و بزرگی، ذاتاً بحثی نسبی است؛ از شش جهت نسبی است، خودش با اطرافش، برای ناظرش، برای کنار دستی ناظرش، برای مخالف، برای موافقش و ....
اینکه آمریکا بخش بزرگی از زیرساختهای ما را خواهد زد، در اصل زدنش که بنظرم قطعیه [کما آنکه تا کنون بارها به زیرساختها حمله کردهاند]، چون به شدت به تصویر پیروزی و در کنارش در صورت امکان به تشجیع و تقویت چانهزنی مخالفان جنگ در جناحهای داخل ایران، نیازمنده، اما مسأله بزرگی و کوچکی آن، نسبی است:برای ایران، در مقیاس وسعت و احجام زیرساختهای برق آن، با فرض اینکه ترامپ با صد درصد توان نظامی موجودش حمله کند و همه بمبهایش را هم بریزد، کوچک است، چیزی کمتر از ۵ درصد! [اعداد برآوردی است] و اگر همه زیرساختهای انرژی را بخواهیم بگیم میشه ۲ درصد، و اگر همه زیرساختهای کشور را بخواهیم در نظر بگیریم میشه ۰.۲ درصد میشه!برای منطقه، با فرض اینکه ایران همان مقدار پاسخ دهد و نه بیشتر، آن وقت این مقدار، بسیار بزرگ است. چون در حوزه نفت و پالایشگاه و آبشرینکن، میشه بالای ۵۰ درصد، در کل زیرساختها میشه حدود ۱۰ درصد، و اینها فلجکننده است!برای آمريکا به معنی ترامپ و لایه سیاسی لابی صهیونیستی، دستاورد این اقدام، بسیار ناچیز است و حتی خلق تصویر پیروزی رسانهای از آن دو روز هم دوام ندارد. ضمن اینکه پرونده سنگین بینالمللی -و حتی داخل آمریکا- در باب جنایت جنگی باز میشود.برای آمریکا به معنای مردم آمریکا، چون نسبت به تنگه هرمز تیر خلاص محسوب میشود (برای بسته ماندن تنگه)، از چند ماه آینده یک رکود تورمی حداقل به مدت دو سال همراه با بیکاری در پی دارد. پس بزرگ است.برای آمريکا به معنای سرمایهگذاران و لایه اقتصادی لابی صهیونیستی ، هم بزرگ است! چون این منطقه و زیرساختهای نفت و گاز و پتروپالایشگاهی آن بسیار ارزشمند و پرسود بوده، و چون همراه با خروج نظامی آمریکاییها، خروج سرمایهگذاران آنها را هم حداقل به مدت چند سال خواهیم داشت، و بسیار متضرر می شوند، لذا یک جبهه خصومت و دشمنی شدید با ترامپ تشکیل میدهند و او را طی چند ماه آینده حذف فیزیکی میکنند. انشالله
۱۲:۰۷
۱۲:۰۹
۱۴:۵۲
عقل و سکون در حکمرانی
مجید فضائلی
دکتر علی لاریجانی سال گذشته کتابی منتشر کرد به اسم عقل و سکون در حکمرانی که حاصل فراقتش از مسؤولیتهای سیاسی بعد از انتخابات ۱۴۰۰ بود. نمیگویم بینظیر است یا گشایش نظری خاصی ایجاد کرده اما این کتاب را بخوانید.من مسؤولی در سطح کشور در همه این چند دهه نمیشناختم که چنین فهم تئوریکی از مفهوم حکمرانی و عدالت اجتماعی داشته باشد؛ اما اکنون کسی بود که اگرچه به نتیجهای متقن و قابل اجرا نرسیده بود ولی مشخصات موضوع را فهمیده و سؤالات درستی پرسیده بود.روشمند بود، انقلاب را میشناخت و دولت را میفهمید. اساساً اینکه مسؤولی در جمهوری اسلامی توانسته چند صفحه پیرامون پشتوانه نظری مسؤولیتی که برعهده دارد بنویسد، به خودیخود عجیب است و شهید دکتر علی لاریجانی کسی بود که توانست این کار را به انجام برساند.خوشا به سعادتش و دریغ برای ایران که او را از دست داد...
کتاب را از اینجا بخوانید
taaghche.com/book/217428----------



----------
ble.ir/futurist
دکتر علی لاریجانی سال گذشته کتابی منتشر کرد به اسم عقل و سکون در حکمرانی که حاصل فراقتش از مسؤولیتهای سیاسی بعد از انتخابات ۱۴۰۰ بود. نمیگویم بینظیر است یا گشایش نظری خاصی ایجاد کرده اما این کتاب را بخوانید.من مسؤولی در سطح کشور در همه این چند دهه نمیشناختم که چنین فهم تئوریکی از مفهوم حکمرانی و عدالت اجتماعی داشته باشد؛ اما اکنون کسی بود که اگرچه به نتیجهای متقن و قابل اجرا نرسیده بود ولی مشخصات موضوع را فهمیده و سؤالات درستی پرسیده بود.روشمند بود، انقلاب را میشناخت و دولت را میفهمید. اساساً اینکه مسؤولی در جمهوری اسلامی توانسته چند صفحه پیرامون پشتوانه نظری مسؤولیتی که برعهده دارد بنویسد، به خودیخود عجیب است و شهید دکتر علی لاریجانی کسی بود که توانست این کار را به انجام برساند.خوشا به سعادتش و دریغ برای ایران که او را از دست داد...
کتاب را از اینجا بخوانید
۱۴:۲۷
https://virasty.com/Mokhles/1775984468892020461
پیروزی در نبردهای نامتقارن!
----------



----------
ble.ir/futurist
----------
۱۶:۲۶
آینده نگر
کتاب «خون و نفت»
️این کتاب از رازهای پیچیدهترین خاندان سلطنتی جهان پرده برمیدارد و چگونگی ظهور چهرهای مرموز وبیرحم به نام محمد بن سلمان را در عربستان به تصویر میکشد؛ فردی که در منطقه بیثبات غرب آسیا و متکی به دههها رابطه با آمریکا برای اساس عنصری به نام «نفت»، جاهطلبانه دنبال توسعه قدرت خود است.
«خون و نفت» یک کار مهم روزنامهنگاری تحقیقی است و نویسندگان این کتاب بردلی هوپ و جاستین شِک دو روزنامهنگار نامدار و افشاگرند که دریافت جایزه وال استریت ژورنال را در کارنامه دارند. ----------



----------
ble.ir/futurist
۱۴:۵۴
۹:۱۷
آینده نگر
کتاب «خون و نفت»
️سومین کتاب با چنین عنوانی؛ خاطرات منوچهر فرمانفرمائیان یکی از چهرههای مهم در تاریخ معاصر ایران است که توسط رخسان دختر وی، جمعآوری شدهاند. او سیزدهمین فرزند عبدالحسین فرمانفرما، شاهزادهی قجری و یکی از مهمترین اعضای این خاندان پرنفوذ در تاریخ معاصر ایران بود. فرمانفرمائیان به سال ۱۲۹۶ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و از همان سنین کودکی در دل مناسبات گوناگون قدرت قرار داشت.
فرمانفرمائیان چند سال پیش از آغاز سلطنت پهلوی اول، به انگلستان مهاجرت کرد و در دانشگاه بیرمنگام به تحصیل در رشتهی مهندسی نفت پرداخت. کمی بعد در مقطعی که جنگ جهانی، دنیا را به آشوب کشیده بود، فرمانفرمائیان عزم وطن نمود و از آنجا که تحصیلات عالی در حوزهی نفت و انرژی داشت، به سرعت پلههای ترقی را در زادگاه نفتخیز خود طی نمود. پس از بازگشت مدیرکل اداره نفت، امتیازات و معادن شد. در سال ۱۳۳۷ مدیر فروش شرکت نفت ملی ایران گردید. در ضمن عضو هیئت مدیره کنسرسیوم بین المللی نفت نیز بود .او از امضا کنندگان اصلی موافقتنامه قاهره در سال ۱۳۳۸ بود که به تشکیل اوپک منجر شد. او همچنین نخستین سفیر کبیر ایران در ونزوئلا بود.
نکتهی مهم آنکه منوچهر فرمانفرمائیان فقط شاهد نزدیک وقایعِ نقلشده در این اثر نبوده؛ بلکه در اغلب این وقایع سیاسی و اقتصادی نقشی مهم و حیاتی ایفا نموده است. خاطرنشان میسازد نامبرده یکی از مخالفین سرسخت ملی شدن صنعت نفت ایران بود و این موضوع گاه موجب اختلاف با پسر عمهاش دکتر محمد مصدق میشد.
️نکتهی دیگری که به میزان قابل توجهی، بر اهمیت این کتاب میافزاید، همانا مهمترین موضوع، یا دستکم، یکی از مهمترین موضوعاتِ مطرح در این کتاب است: صنعت نفت و تأثیر آن بر چند و چون تحولات ایرانِ معاصر و تعامل نفت با قدرت. ----------



----------
ble.ir/futurist
۱۷:۴۳
- در مواجهه با تحلیل تحولات پُرشتاب و شرایط اخیر جنگ، بایستی کمی صبوری کرد.- مستحضر باشید صرفنظر از سوابق امر، در این دوره، وزارت امور خارجه کمترین نقش را در تصمیمگیریها دارد و طبعاً پیام دکتر عراقچی از جای دیگری تنظیم شده است.- با اذعان به اینکه روایتگریِ جنگ گاهی به علت کمیت و کیفیتِ فعالیتِ رسانهای و هوچیگریِ ترامپ ملعون و ضعف رسانهای در متناظر این طرف (بلاتشبیه) با اختلال مواجه است؛ اما بایستی کل جریان رسانهای و ایضا کل جریان جنگ را یکپارچه ارزیابی نمود.- دشمن مطلقا قابل اعتماد نیست؛ بهویژه اسرائیل که جز به نابودی ایران فکر نمیکند و هیچگاه به هیچ قاعدهای متعهد نبوده است.- امام سیدمجتبی خامنهای، هم ولیّ امر است و هم ولیّ دَم؛ لذا از ایشان جلوتر یا عقبتر نبایستی حرکت کرد.- سخنرانان و تحلیلگران معمولا چند ساعتی طول میکشد که خودشان را با رویدادهای پرشتاب هماهنگ و روایت صحیح را تبیین کنند! لذا به برخی پیامهای احساسی در ساعات اولیه نبایستی خیلی وزن داد و مسیر انسجام ملی را با خدشه مواجه کرد.- افزایش مجدد قیمت نفت نیز نشان میدهد، دشمن در جنگ رسانهای همیشه غالب نیست.- مسئولان سیاسی به تأسی از فرماندهان نظامی جوری سخن بگویند و بنویسند که لازم نباشد برای هر گزارهشان چند نفر بیایند و توجیه کنند!- یکی از کانونهای مطالبه مردمی بایستی رعایت خطوط قرمز ترسیم شده از سوی مقام معظم رهبری و همچنین راهبرد اعلام شده از سوی رییس محترم مجلس باشد (که ظاهرا الان در میدان دیپلماسی و نظامی حرف اول را میزند): شکستن حلقه مذاکره، جنگ، آتشبس و دوباره مذاکره و جنگ!- جریان نفوذ و کودتا از قدرت سخت و نظامیِ دشمن خطرناکتر است و نباید از آن غفلت کرد؛ اما به فرماندهان نظامی که خونخواه دوستان و فرماندهان پیشین خود هستند نیز اعتماد کامل باید داشت.
#جنگ_ادامه_دارد
۲۰:۰۲
۱۲:۱۳
آینده نگر
کتاب «خون در راه نفت»
️ چهارمین کتاب در این عناوین، اثر هانس کرونبرگر است. این کتاب تحلیل ساختاری از پیوند میان منابع انرژی فسیلی و درگیریهای نظامی در جهان معاصر ارائه میدهد. کرونبرگر که استاد دانشگاه و نماینده سابق پارلمان اروپاست، هدف اصلی خود را ارائه تحلیلی جامع از «جنگ انرژی» میداند تا با ترسیم کلیت این موضوع، از بروز جنگهای آینده جلوگیری کند. این کتاب تاریخچه مشروح جنگهای نفتی نیست، بلکه تلاش میکند «رابطه جبری» میان بهرهبرداری از مواد هیدروکربوری و تجاوز نظامی را تبیین کند.
هدف نهایی کتاب، ترغیب به کاهش مصرف بیامان سوختهای فسیلی و حرکت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر است. نویسنده روایت خود را با تاریخچه اکتشاف نفت از سه هزار سال پیش در خاورمیانه شروع میکند، اما نقطه عطف اصلی سال ۱۸۵۸ در پنسیلوانیاست که نفت به نیروی محرکه پیشرفت صنعتی تبدیل شد.
️در ادامه، «مسیر خونین نفت» را از جنگهای اولیه شرکتهایی مثل استاندارد اویل و رویال داچشل تا جنگهای جهانی، بحران سوئز، جنگ ششروزه و جنگ خلیج فارس دنبال میکند. کرونبرگر به طور مفصل به پارادوکس «مواد خام، کشورها را فقیر میکنند» در آفریقا (مانند کنگو، نیجریه و آنگولا) میپردازد. همچنین بر نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه متمرکز میشود؛ برای نمونه، او معتقد است ریشه جنگ هشتساله ایران و عراق، توسعهطلبی بر سر محدوده استراتژیک خلیج فارس بوده است. او به تحلیل بحران عراق از جمله ضعف ژئوپلیتیکی این کشور در دسترسی به دریا و جنگ نفتکشها میپردازد. در بحثی بحثبرانگیز، اشغال کویت توسط صدام را به سوابق نفتی جرج بوش پدر (رئیسجمهور وقت آمریکا) مرتبط میکند و این فرضیه را مطرح میکند که آمریکا از آن به عنوان فرصتی برای مدیون کردن کویت استفاده کرد.
این کتاب از نقاط قوتی مانند رویکرد ساختاری (نه صرفاً روایت تاریخی) و طرح سؤالات کلیدی درباره پیوند انرژی و قدرت برخوردار است، اما در عین حال با نقدهایی مواجه شده است. برای مثال نویسنده به خوبی توضیح نمیدهد چرا کشورهای نفتی با وجود مشابهت در منابع، سرنوشت متفاوتی دارند. با این همه، «خون در راه نفت» تلاشی جدی برای نشان دادن رابطه میان انرژی، ثروت و خشونت در جهان مدرن است. ----------



----------
ble.ir/futurist
۱۳:۴۸
( ا ) = انسانمحور، ارادهگرا، آزادیطلب، استقلالطلب، الگوستیز (قاعدهناپذیر)، اطاعت گریز، احساس تنهایی و ...(س) = ساختارشکن، سلطه ناپذیر، سبک زندگی مجازی (شامل زیست در شبکههای اجتماعی و مجازی و مسلط به نرمافزارها و هوش مصنوعی) و ...(پ) = پُستمدرن، پَساهزارهای، پویا در انتخاب، پراکندگی باور و بهتبع آن هنجارگریز و بی اعتماد به قطعیتهای سنتی و ...(ن) = نیازمند اعتماد، نظارتگریز، نوآور (خلاق)، نو تی وی و ...(د) = دینامیک، درشتخو و دارای حق دانستن خود و دلیرانه طلب حق کردن و ...
۳:۳۹
آینده نگر

تحلیلی بر خبر بازگشت دوباره #ابرها به #ایران با انهدام سامانه راداری بُرد بلند #آمریکا در منطقه
پیرو انتشار نسبتاً گسترده یک خبر مبنی بر بازگشت دوباره ابرها به ایران با انهدام سامانه راداری بُرد بلند آمریکای جنایتکار در منطقه؛ جمعبندیِ تحقیق خود را پیرامون این موضوع را به آگاهی مخاطبان محترم میرسانم: ۱- در سال آبی جاری (از ابتدای مهر ماه ۱۴۰۴ تا امروز) و پیش از آغاز جنگ اخیر، وضعیت پوشش مناطق برفی و میانگین بارش کشور (به استثنای برخی استانها از جمله تهران، البرز و مرکزی) در حد نرمال و در برخی مناطق بیش از حد نرمال کشور بوده است؛ در حالی که همه رادارهایی که مدنظر نویسنده خبر مذکور بوده و به لطف دلاورمردان نیروهای مسلح نابود شدند، قاعدتاً پیش از جنگ مشغول همان مأموریتهای پیشین بودند. ۲- روند ورود جبهههای بارشی به کشور در سال آبی جاری، از شمال غرب و غرب (با منشأ مدیترانهای) و یا جنوب غرب (با منشأ آفریقایی یا به اصطلاح سودانی) و یا جنوبی کشور (اقیانوس هند) استدلالهای ارائه شده توسط این هموطن دغدغهمند را به ابهام مواجه میسازد. ۳- سامانههای آب و هوایی بسیار بسیار عظیمتر از این هستند که بتوان با امواج، آنها را به صورت گسترده متفرق کرد. البته به صورت نقطهای و برای مساحتهایی کوچک مانند یک ناحیه این امر ممکن خواهد بود، ولی برای محدوده وسیعی به مساحت یک کشور غیرممکن خواهد بود. ۴- از دیگر سو، تشکیل جبهههای بارشی در سراسر کره زمین، ارتباط مستقیمی با حرکات ستونهای عظیم آب گرم و سرد به خصوص در اقیانوس آرام دارند. جریان گلف استریم که یکی از بزرگترین جابجاییها از این دست میباشد علاوه بر جابجایی حجم عظیمی از مواد مغذی و پلانکتونها و ...، تأثیر مستقیمی بر تعادل دمایی عرضهای مختلف جغرافیایی، بروز طوفانهای عظیم اقیانوسی (بهعنوان نمونه سواحل غربی و جنوب غربی آمریکا) و از همه مهمتر تشکیل باد دارد. ۵- صحبت از علل تشکیل انواع مختلف بادها، ابرهای متراکم، جبهههای پُرفشار و کم فشار و ... در این مقال نمیگنجد، لکن توجه به دو نکته قابل توجه است: نخست اینکه کم بارشی سالهای اخیر مختص به کشور ما نیست. اراضی اشغالی توسط رژیم صهیونیستی، اردن، ترکیه، اسپانیا و بسیاری دیگر از کشورهای همین محدوده جغرافیایی گریبانگیر کمبارشی شدید در سال های اخیر بوده و هستند و دوم اینکه اگر امکان جابهجایی و متفرق ساختن سامانه های عظیم آب و هوایی وجود داشت ایالات متحده آمریکا نسبت به جلوگیری از وقوع طوفانهای اقیانوسی که هر ساله چندین بار بخشهای وسیعی از جغرافیای سیاسی این کشور را تحت تأثیر قرار میدهد اقدام می نمود، ضمن اینکه ایالت کالیفرنیا با وجود دسترسی به آبهای آزاد با خشکسالیهای جدی روبروست و بیشترین نرخ فرونشست جهان ناشی از خشکسالی و برداشت بیرویه از منابع آبهای زیرزمینی تا یک دهه گذشته مربوط به این ایالت بوده است. ۶- از سوی دیگر ادعای اثرگذاری رادارهای برد بلند بر ابرها با اصول سامانههای RF سازگار نیست. رادارهای برد بلند در باندهای L / S / C / X (تقریباً ۱ تا ۱۲ گیگاهرتز) برای تشخیص اهداف طراحی شدهاند. توان تابشی مؤثر آنها (EIRP) محدود و مشخص است و در مقایسه با انرژی حرارتی و دینامیکی موجود در سلولهای ابرهای بارشی، عملا ناچیز محسوب میشود. لذا از منظر الکترومغناطیس، این سامانهها توانایی ایجاد تغییر در میکروفیزیک ابر را ندارند. ۷- ادعای تخلیه الکتریکی ابرها با امواج راداری نیز از منظر فیزیک RF قابلدفاع نیست. یک رادار به هیچ عنوان نمیتواند میدان الکتریکی لحظهای با شدت کافی در مقیاس یک ابر ایجاد کند تا مسیرهای تخلیه الکتریکی داخل سلولهای ابرهای بارانزای کومولونیمبوس را تغییر دهد. چنین کاری مستلزم تولید میدانی در حد چندین میلیون مرتبه بزرگتر از توان خروجی واقعی رادار و غلبه بر تلفات انتشار، اتلافات جوی و محدودیتهای لینک بودجه (Link Budget) است که عملاً ناممکن میباشد. ۸- توان و معماری سامانههای راداری و HF مانند "برنامه تحقیقاتی شفق فعال با فرکانس بالا" موسوم به "هارپ" (HAARP) چندین میلیون مرتبه کوچکتر از حدی است که بتوانند ساختار یا رفتار ابرها را تغییر دهند. این تجهیزات صرفاً برای تشخیص، سنجش، یا تحقیق در لایههای بالایی جو طراحی شدهاند، نه کنترل آبوهوا یا دستکاری سامانههای بارشی.
در پایان به صورت خلاصه به آگاهی میرساند که بشر تاکنون نتوانسته به قدرتی بالاتر از قدرت آفریدگار مطلق در تشکیل، تجمیع و یا تفریق سامانههای عظیم آب و هوایی دست یابد.
با سپاس از کارشناسان محترم مشارکتکننده در این بحث بهویژه آقایان دکتر مصطفی ملایی و دکتر سیدمسیح قائممقامی
فرزاد مخلصالائمه دکتری مدیریت راهبردی آیندهپژوهی -------



-------
@futurist
چند روز پیش یکی از کانالهای رسانه ملی از کارشناسی دعوت کرده بود که موضوع ارتباط و تاثیر رادار بر آب و هوا را تایید کند. کارشناس نیز چند مفهوم و چند برداشت نامرتبط از جنگ اقلیمی را کنار هم قرار دادند که بله بین این دو ارتباط وجود دارد و پیشینهای پنجاه ساله در جهان دارد. تا در سایه این توجیهات، آن کانال محترم رسانه ملی بتواند شایعه افزایش بارشهای بهاری را با نابودی شماری از رادارهای آمریکایی توسط ج.ا.ایران در منطقه را به مخاطبان بقبولاند و از آن به عنوان دستاورد جنگ تحمیلی اخیر یاد کند. برای فهم بهتر موضوع نیاز است که مفهوم جنگ اقلیمی، واشکافی شود.
درست است که گزارهای با عنوان جنگ اقلیمی وجود دارد اما این گزاره ناظر بر کشمکشها و درگیریهایی است که در نتیجه پیامدهای ویرانگر دِگرشهای اقلیمی (مانند تهدید امنیت آب و امنیت غذایی) رخ میدهند. پیامد درهمتنیدگی دگرشهای اقلیمی و امنیت در قالب بررسی و واکاوی تأثیر خشکسالی و کمبود آب بر صلح و امنیت جهانی از مقیاس منطقهای تا کروی در دستور کار شورای امنیت قرار گرفته است. بازتابهای تغییرات اقلیمی (تغییر در زمان، مکان، نوع و حجم بارش) در قالب بروز خشکسالیهای شدید و پیاپی که به کاهش منابع آب شیرین میانجامد، میتواند به پیدایش و گسترش تنشهای هیدروپلیتیک بین جوامع و کوچهای اجباری (پناهندگان آبوهوایی) بهعنوان ضریب تشدیدکننده تهدید بر گستره و ژرفای تنشها و ناامنیها موجود بیفزایند.
اما آن شکل از دگرش اقلیم که اخیرا در کشورمان در رسانه ملی و فضای مجازی بازتاب گستردهای یافته ناظر بر طرح جنگ اقلیمی به مثابه یک جنگافزار در قالب عناوینی مانند رُبایش ابرها یا بهرهگیری از فناوریهایی مانند هارپ و اثرگذاری رادارها بر خشکسالی است. مسئلهای که در شکل دستکاری عمدی آب و هوا یک منطقه یا کشور توسط دشمن نمود یافته و به خشکسالی و ناامنی آب انجامیده است. این در حالی است که هیچ مدرک علمی برای اثبات چنین ادعایی وجود ندارد. دیگر آنکه رادار فقط ابزارِ پایش و هشدار است و هرگونه کنترل آبوهوا نیازمند میلیاردها وات انرژی در گسترهای هزاران کیلومتری است که اساسا حوزه ماهواره فاقد چنین ظرفیت و کارکردی است.
این شایعه در میانه جنگ تحمیلی و پس از بارشهای مطلوب فروردین به تدریج اوج گرفت و گمانهزنیهای بسیاری بر سر علل آن پدید آمد. در این میان، برخی تصمیم گرفتند ذهنیتها را به سویی بکشانند که این حجم بارش، برونداد تخریب سامانههای راداری کنترل جوِ آمریکایی در منطقه توسط ج.ا.ایران است.
برابر گزارشها در روزهای پایانی فروردین ۱۴۰۵، میانگین بارش تجمعی کشور از ۲۱۰ میلیمتر گذشت که در سنجش با پارسال همین زمان 60 درصد افزایش نشان میدهد. این در حالی بود که بر پایه مدلهای پیشبینی فصلی، بارشهای اسفند و فروردین برای بیشتر مناطق ایران بالاتر از میانگین بلندمدت پیشبینی شده بود. دیگر آنکه طی یک دهه گذشته، تمرکز بارشها از پاییز به اسفند و فروردین جابهجا شدهاند. واقعیت آن است که میانگین ملی بارندگیها نمیتواند بازتاب نابرابریهای محلی و حوضهای بارشهای اخیر باشد. این در حالی است که برخی استانها (بیشتر در غرب کشور) درگیر سیلاب و برخی دیگر (۱۷ استان کشور بهویژه تهران و استانهای مرکزی و شرقی) در بندِ کم بارشی و خشکسالیهای چند سال گذشتهاند.
از هر منظری که بنگریم تغییری در واقعیت ذاتی کم بارشی، اقلیم خشک و نیمه خشک این سرزمین متأثر از قرارگیری روی نوار بیابانی زمین و موقعیت جنبحارهای با نوسانهای بارشی شدید در شکل خشکسالی غالب و تَرسالی هر از گاهی در هزاران سال گذشته جنوب غرب آسیا ایجاد نمیکند که بخواهند بارشهای اخیر به پدیده نابودی رادارها در منطقه فروبکاهند و رادارها اساساً توان تأثیرگذاری بر سامانه را ندارد و فناوریهای دستکاری بارش نیز نمیتوانند اقلیم را تغییر دهند که به خشکسالی یا ترسالی بینجامد و نمیتوان با تفسیر وارونه از تغییر اقلیم به جنگ اقلیم، معنای دستکاری اقلیمی را در ذهن مخاطبان پدید آورد و به این شایعه دامن زد.
فرانرمال بودن بارشهای اخیر نیز که از قبل پیشبینی شده بود و ارتباطی با ادعاهای غیرعلمی درباره تخریب رادارها ندارد. پس اگر هدف از دامن زدن به این شایعات، دستاوردسازی برای ملت طی جنگ تحمیلی اخیر است، دستاندرکاران محترم بدانند که مقاومت میهنی ایرانیان و سربازان میهن در برابر بزرگترین و مجهزترین ارتش متجاوز جهان، خود دستاورد بیمانندی است که با این دست اقدامات، واقعیت و افتخار این مقاومت میهنی را کم فروغ خواهند کرد.
ble.ir/join/A1yRMHAZsd-------
۴:۲۸