بله | کانال گذرگاه | محمدصادق رضایی
عکس پروفایل گذرگاه | محمدصادق رضاییگ

گذرگاه | محمدصادق رضایی

۲۱۹ عضو
گذرگاه | محمدصادق رضایی
undefined undefined بازگشایی ۶ مسیر زمینی جدید توسط پاکستان برای ترانزیت کالا به ایران undefinedبه گزارش روزنامه داون (Dawn)، دولت پاکستان ۶ مسیر و گذرگاه زمینی جدید را برای حمل و نقل و ترانزیت کالا به ایران به‌طور رسمی اعلام کرده است. این تصمیم مهم تجاری در شرایطی اتخاذ شده که به دلیل تنش‌های اخیر، مسیرهای تجاری ایران از جمله تنگه هرمز و بنادر اصلی با محدودیت و انسداد مواجه شده‌اند. هیئت فدرال درآمد پاکستان (FBR) با استناد به «قانون گمرک ۱۹۶۹» این مسیرها را به‌ عنوان ایستگاه‌های گمرکی مجاز برای ترانزیت و تجارت دوجانبه تایید و ابلاغ کرده است. undefinedاین ۶ مسیر و گذرگاه مرزی تایید شده عبارتند از: undefined گوادر-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-لیاری-اورمارا-پسنی-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-خوزدار-دالبندین-تفتان undefined گوادر-تربت-هوشاب-پنجگور-ناگ-بسیما-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined گوادر-لیاری-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined کراچی/ بندر قاسم-گوادر-گبد undefined همچنین در ادامه، وزارت بازرگانی پاکستان اعلام کرد که این دستور در اجرای ماده 2 توافقنامه بین دولت پاکستان و دولت ایران در مورد حمل و نقل بین‌المللی مسافر و کالا از طریق جاده که در ژوئن 2008 منعقد شده است و با اعمال اختیارات اعطا شده توسط بند فرعی (1) از بخش 3 قانون واردات و صادرات (کنترل) 1950 صادر شده است. این دستور از 25 آوریل لازم‌الاجرا شده است. undefinedمقررات و تعاریف جدید گمرکی در این دستورالعمل عبارت است از: undefined کراس استافینگ (Cross-stuffing): انتقال کالا از یک کانتینر به کانتینر دیگر یا جابجایی با سایر وسایل نقلیه، مطابق با رویه‌های مجاز گمرکی. undefined ضمانت گمرکی: ارائه یک ضمانت مالی قابل نقد شدن توسط بازرگانان (یا کارگزاران آن‌ها) برای کالاهای ترانزیتی، که مبلغ آن معادل عوارض واردات پاکستان است. undefined فرستنده کالا: هر شخص حقیقی یا حقوقی که قرارداد حمل کالا را با یک شرکت حمل‌ونقل منعقد کرده و کالا را به آن تحویل می‌دهد. undefined ترانزیت و کریدور ترانزیتی: «ترانزیت» به معنای عبور کالا از قلمرو پاکستان به عنوان بخشی از یک سفر بین‌المللی (مبدا و مقصد خارج از پاکستان) تعریف شده است. همچنین «کریدور حمل‌ونقل ترانزیت» مسیرهای مشخصی است که شرکت‌ها برای این منظور مجاز به استفاده از آن‌ها هستند. undefinedدر نهایت می‌توان گفت که با توجه به اختلالات گسترده در مسیرهای تجارت دریایی، این مسیرهای زمینی به‌عنوان یک جایگزین برای تداوم جریان تجارت دوجانبه عمل خواهند کرد. هدف اصلی از این اقدام، جلوگیری از توقف صادرات و واردات کالاهای ضروری میان دو کشور و کاهش اثرات منفی محدودیت‌های دریایی بر اقتصاد و بازار است. لینک خبر undefined@Gozargah_1404
thumbnail
undefined نگاهی به ۶ کریدور جدید زمینی پاکستان به مقصد ایران
undefinedدر نقشه پیش‌رو، مسیرهای زمینی اعلام‌شده برای ترانزیت کالا میان پاکستان و ایران ترسیم شده‌اند. این کریدورها از بنادر جنوبی پاکستان آغاز شده و پس از عبور از مناطق مختلف در ایالت بلوچستان، به گذرگاه‌های مرزی ایران متصل می‌شوند. نمایش این مسیرها روی نقشه، تصویری روشن از پراکندگی جغرافیایی و اهمیت راهبردی آن‌ها ارائه می‌دهد؛ به‌ویژه اینکه تنوع مسیرها می‌تواند انعطاف‌پذیری شبکه حمل‌ونقل را افزایش داده و وابستگی به مسیرهای محدود را کاهش دهد. همچنین این نقشه نشان می‌دهد که چگونه زیرساخت‌های جاده‌ای موجود در این منطقه در حال تبدیل شدن به یک شبکه منسجم‌تر برای تسهیل تجارت دوجانبه هستند و امکان مدیریت بهتر جریان کالا را فراهم می‌کنند.
undefinedاما در سطحی عمیق‌تر، این تحولات حامل یک پیام راهبردی برای کشور است: رقابت و هم‌زمان هم‌پوشانی کریدورهای منطقه‌ای در حال تشدید است و هرگونه تعلل می‌تواند به از دست رفتن سهم ترانزیتی منجر شود. در این میان، برجسته‌تر شدن نقش بنادر پاکستان، به‌ویژه گوادر، عملاً ضرورت بازتعریف جایگاه چابهار را دوچندان می‌کند. این مسئله نشان می‌دهد که توسعه چابهار دیگر صرفاً یک پروژه زیرساختی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان ژئواکونومیک در سطح منطقه محسوب می‌شود.
undefined از همین منظر، تقویت گفتمان پهنه مکران به‌عنوان یک حوزه پیوسته (که هم گوادر و هم چابهار را در بر می‌گیرد) می‌تواند رویکردی واقع‌بینانه‌تر و آینده‌نگرانه‌تر باشد. به‌جای نگاه رقابتی صرف، باید با توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، لجستیک و اتصال‌های پسکرانه‌ای، این منطقه را به یک هاب مکمل در زنجیره تأمین منطقه‌ای تبدیل کرد. تسریع در سرمایه‌گذاری، بهبود حکمرانی اقتصادی در این مناطق و کاهش موانع اجرایی، می‌تواند جایگاه ایران را در معادلات ترانزیتی تثبیت کرده و از تبدیل شدن فرصت‌های فعلی به تهدید جلوگیری کند.
undefined@Gozargah_1404

۱۱:۴۱

گذرگاه | محمدصادق رضایی
undefined undefined بازگشایی ۶ مسیر زمینی جدید توسط پاکستان برای ترانزیت کالا به ایران undefinedبه گزارش روزنامه داون (Dawn)، دولت پاکستان ۶ مسیر و گذرگاه زمینی جدید را برای حمل و نقل و ترانزیت کالا به ایران به‌طور رسمی اعلام کرده است. این تصمیم مهم تجاری در شرایطی اتخاذ شده که به دلیل تنش‌های اخیر، مسیرهای تجاری ایران از جمله تنگه هرمز و بنادر اصلی با محدودیت و انسداد مواجه شده‌اند. هیئت فدرال درآمد پاکستان (FBR) با استناد به «قانون گمرک ۱۹۶۹» این مسیرها را به‌ عنوان ایستگاه‌های گمرکی مجاز برای ترانزیت و تجارت دوجانبه تایید و ابلاغ کرده است. undefinedاین ۶ مسیر و گذرگاه مرزی تایید شده عبارتند از: undefined گوادر-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-لیاری-اورمارا-پسنی-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-خوزدار-دالبندین-تفتان undefined گوادر-تربت-هوشاب-پنجگور-ناگ-بسیما-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined گوادر-لیاری-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined کراچی/ بندر قاسم-گوادر-گبد undefined همچنین در ادامه، وزارت بازرگانی پاکستان اعلام کرد که این دستور در اجرای ماده 2 توافقنامه بین دولت پاکستان و دولت ایران در مورد حمل و نقل بین‌المللی مسافر و کالا از طریق جاده که در ژوئن 2008 منعقد شده است و با اعمال اختیارات اعطا شده توسط بند فرعی (1) از بخش 3 قانون واردات و صادرات (کنترل) 1950 صادر شده است. این دستور از 25 آوریل لازم‌الاجرا شده است. undefinedمقررات و تعاریف جدید گمرکی در این دستورالعمل عبارت است از: undefined کراس استافینگ (Cross-stuffing): انتقال کالا از یک کانتینر به کانتینر دیگر یا جابجایی با سایر وسایل نقلیه، مطابق با رویه‌های مجاز گمرکی. undefined ضمانت گمرکی: ارائه یک ضمانت مالی قابل نقد شدن توسط بازرگانان (یا کارگزاران آن‌ها) برای کالاهای ترانزیتی، که مبلغ آن معادل عوارض واردات پاکستان است. undefined فرستنده کالا: هر شخص حقیقی یا حقوقی که قرارداد حمل کالا را با یک شرکت حمل‌ونقل منعقد کرده و کالا را به آن تحویل می‌دهد. undefined ترانزیت و کریدور ترانزیتی: «ترانزیت» به معنای عبور کالا از قلمرو پاکستان به عنوان بخشی از یک سفر بین‌المللی (مبدا و مقصد خارج از پاکستان) تعریف شده است. همچنین «کریدور حمل‌ونقل ترانزیت» مسیرهای مشخصی است که شرکت‌ها برای این منظور مجاز به استفاده از آن‌ها هستند. undefinedدر نهایت می‌توان گفت که با توجه به اختلالات گسترده در مسیرهای تجارت دریایی، این مسیرهای زمینی به‌عنوان یک جایگزین برای تداوم جریان تجارت دوجانبه عمل خواهند کرد. هدف اصلی از این اقدام، جلوگیری از توقف صادرات و واردات کالاهای ضروری میان دو کشور و کاهش اثرات منفی محدودیت‌های دریایی بر اقتصاد و بازار است. لینک خبر undefined@Gozargah_1404
thumbnail

۱۱:۴۱

گذرگاه | محمدصادق رضایی
undefined undefined بازگشایی ۶ مسیر زمینی جدید توسط پاکستان برای ترانزیت کالا به ایران undefinedبه گزارش روزنامه داون (Dawn)، دولت پاکستان ۶ مسیر و گذرگاه زمینی جدید را برای حمل و نقل و ترانزیت کالا به ایران به‌طور رسمی اعلام کرده است. این تصمیم مهم تجاری در شرایطی اتخاذ شده که به دلیل تنش‌های اخیر، مسیرهای تجاری ایران از جمله تنگه هرمز و بنادر اصلی با محدودیت و انسداد مواجه شده‌اند. هیئت فدرال درآمد پاکستان (FBR) با استناد به «قانون گمرک ۱۹۶۹» این مسیرها را به‌ عنوان ایستگاه‌های گمرکی مجاز برای ترانزیت و تجارت دوجانبه تایید و ابلاغ کرده است. undefinedاین ۶ مسیر و گذرگاه مرزی تایید شده عبارتند از: undefined گوادر-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-لیاری-اورمارا-پسنی-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-خوزدار-دالبندین-تفتان undefined گوادر-تربت-هوشاب-پنجگور-ناگ-بسیما-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined گوادر-لیاری-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined کراچی/ بندر قاسم-گوادر-گبد undefined همچنین در ادامه، وزارت بازرگانی پاکستان اعلام کرد که این دستور در اجرای ماده 2 توافقنامه بین دولت پاکستان و دولت ایران در مورد حمل و نقل بین‌المللی مسافر و کالا از طریق جاده که در ژوئن 2008 منعقد شده است و با اعمال اختیارات اعطا شده توسط بند فرعی (1) از بخش 3 قانون واردات و صادرات (کنترل) 1950 صادر شده است. این دستور از 25 آوریل لازم‌الاجرا شده است. undefinedمقررات و تعاریف جدید گمرکی در این دستورالعمل عبارت است از: undefined کراس استافینگ (Cross-stuffing): انتقال کالا از یک کانتینر به کانتینر دیگر یا جابجایی با سایر وسایل نقلیه، مطابق با رویه‌های مجاز گمرکی. undefined ضمانت گمرکی: ارائه یک ضمانت مالی قابل نقد شدن توسط بازرگانان (یا کارگزاران آن‌ها) برای کالاهای ترانزیتی، که مبلغ آن معادل عوارض واردات پاکستان است. undefined فرستنده کالا: هر شخص حقیقی یا حقوقی که قرارداد حمل کالا را با یک شرکت حمل‌ونقل منعقد کرده و کالا را به آن تحویل می‌دهد. undefined ترانزیت و کریدور ترانزیتی: «ترانزیت» به معنای عبور کالا از قلمرو پاکستان به عنوان بخشی از یک سفر بین‌المللی (مبدا و مقصد خارج از پاکستان) تعریف شده است. همچنین «کریدور حمل‌ونقل ترانزیت» مسیرهای مشخصی است که شرکت‌ها برای این منظور مجاز به استفاده از آن‌ها هستند. undefinedدر نهایت می‌توان گفت که با توجه به اختلالات گسترده در مسیرهای تجارت دریایی، این مسیرهای زمینی به‌عنوان یک جایگزین برای تداوم جریان تجارت دوجانبه عمل خواهند کرد. هدف اصلی از این اقدام، جلوگیری از توقف صادرات و واردات کالاهای ضروری میان دو کشور و کاهش اثرات منفی محدودیت‌های دریایی بر اقتصاد و بازار است. لینک خبر undefined@Gozargah_1404
thumbnail

۱۱:۴۱

گذرگاه | محمدصادق رضایی
undefined undefined بازگشایی ۶ مسیر زمینی جدید توسط پاکستان برای ترانزیت کالا به ایران undefinedبه گزارش روزنامه داون (Dawn)، دولت پاکستان ۶ مسیر و گذرگاه زمینی جدید را برای حمل و نقل و ترانزیت کالا به ایران به‌طور رسمی اعلام کرده است. این تصمیم مهم تجاری در شرایطی اتخاذ شده که به دلیل تنش‌های اخیر، مسیرهای تجاری ایران از جمله تنگه هرمز و بنادر اصلی با محدودیت و انسداد مواجه شده‌اند. هیئت فدرال درآمد پاکستان (FBR) با استناد به «قانون گمرک ۱۹۶۹» این مسیرها را به‌ عنوان ایستگاه‌های گمرکی مجاز برای ترانزیت و تجارت دوجانبه تایید و ابلاغ کرده است. undefinedاین ۶ مسیر و گذرگاه مرزی تایید شده عبارتند از: undefined گوادر-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-لیاری-اورمارا-پسنی-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-خوزدار-دالبندین-تفتان undefined گوادر-تربت-هوشاب-پنجگور-ناگ-بسیما-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined گوادر-لیاری-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined کراچی/ بندر قاسم-گوادر-گبد undefined همچنین در ادامه، وزارت بازرگانی پاکستان اعلام کرد که این دستور در اجرای ماده 2 توافقنامه بین دولت پاکستان و دولت ایران در مورد حمل و نقل بین‌المللی مسافر و کالا از طریق جاده که در ژوئن 2008 منعقد شده است و با اعمال اختیارات اعطا شده توسط بند فرعی (1) از بخش 3 قانون واردات و صادرات (کنترل) 1950 صادر شده است. این دستور از 25 آوریل لازم‌الاجرا شده است. undefinedمقررات و تعاریف جدید گمرکی در این دستورالعمل عبارت است از: undefined کراس استافینگ (Cross-stuffing): انتقال کالا از یک کانتینر به کانتینر دیگر یا جابجایی با سایر وسایل نقلیه، مطابق با رویه‌های مجاز گمرکی. undefined ضمانت گمرکی: ارائه یک ضمانت مالی قابل نقد شدن توسط بازرگانان (یا کارگزاران آن‌ها) برای کالاهای ترانزیتی، که مبلغ آن معادل عوارض واردات پاکستان است. undefined فرستنده کالا: هر شخص حقیقی یا حقوقی که قرارداد حمل کالا را با یک شرکت حمل‌ونقل منعقد کرده و کالا را به آن تحویل می‌دهد. undefined ترانزیت و کریدور ترانزیتی: «ترانزیت» به معنای عبور کالا از قلمرو پاکستان به عنوان بخشی از یک سفر بین‌المللی (مبدا و مقصد خارج از پاکستان) تعریف شده است. همچنین «کریدور حمل‌ونقل ترانزیت» مسیرهای مشخصی است که شرکت‌ها برای این منظور مجاز به استفاده از آن‌ها هستند. undefinedدر نهایت می‌توان گفت که با توجه به اختلالات گسترده در مسیرهای تجارت دریایی، این مسیرهای زمینی به‌عنوان یک جایگزین برای تداوم جریان تجارت دوجانبه عمل خواهند کرد. هدف اصلی از این اقدام، جلوگیری از توقف صادرات و واردات کالاهای ضروری میان دو کشور و کاهش اثرات منفی محدودیت‌های دریایی بر اقتصاد و بازار است. لینک خبر undefined@Gozargah_1404
thumbnail

۱۱:۴۱

گذرگاه | محمدصادق رضایی
undefined undefined بازگشایی ۶ مسیر زمینی جدید توسط پاکستان برای ترانزیت کالا به ایران undefinedبه گزارش روزنامه داون (Dawn)، دولت پاکستان ۶ مسیر و گذرگاه زمینی جدید را برای حمل و نقل و ترانزیت کالا به ایران به‌طور رسمی اعلام کرده است. این تصمیم مهم تجاری در شرایطی اتخاذ شده که به دلیل تنش‌های اخیر، مسیرهای تجاری ایران از جمله تنگه هرمز و بنادر اصلی با محدودیت و انسداد مواجه شده‌اند. هیئت فدرال درآمد پاکستان (FBR) با استناد به «قانون گمرک ۱۹۶۹» این مسیرها را به‌ عنوان ایستگاه‌های گمرکی مجاز برای ترانزیت و تجارت دوجانبه تایید و ابلاغ کرده است. undefinedاین ۶ مسیر و گذرگاه مرزی تایید شده عبارتند از: undefined گوادر-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-لیاری-اورمارا-پسنی-گبد undefined کراچی/ بندر قاسم-خوزدار-دالبندین-تفتان undefined گوادر-تربت-هوشاب-پنجگور-ناگ-بسیما-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined گوادر-لیاری-خوزدار-کویته/لاکپس-دالبندین-نوکوندی-تفتان undefined کراچی/ بندر قاسم-گوادر-گبد undefined همچنین در ادامه، وزارت بازرگانی پاکستان اعلام کرد که این دستور در اجرای ماده 2 توافقنامه بین دولت پاکستان و دولت ایران در مورد حمل و نقل بین‌المللی مسافر و کالا از طریق جاده که در ژوئن 2008 منعقد شده است و با اعمال اختیارات اعطا شده توسط بند فرعی (1) از بخش 3 قانون واردات و صادرات (کنترل) 1950 صادر شده است. این دستور از 25 آوریل لازم‌الاجرا شده است. undefinedمقررات و تعاریف جدید گمرکی در این دستورالعمل عبارت است از: undefined کراس استافینگ (Cross-stuffing): انتقال کالا از یک کانتینر به کانتینر دیگر یا جابجایی با سایر وسایل نقلیه، مطابق با رویه‌های مجاز گمرکی. undefined ضمانت گمرکی: ارائه یک ضمانت مالی قابل نقد شدن توسط بازرگانان (یا کارگزاران آن‌ها) برای کالاهای ترانزیتی، که مبلغ آن معادل عوارض واردات پاکستان است. undefined فرستنده کالا: هر شخص حقیقی یا حقوقی که قرارداد حمل کالا را با یک شرکت حمل‌ونقل منعقد کرده و کالا را به آن تحویل می‌دهد. undefined ترانزیت و کریدور ترانزیتی: «ترانزیت» به معنای عبور کالا از قلمرو پاکستان به عنوان بخشی از یک سفر بین‌المللی (مبدا و مقصد خارج از پاکستان) تعریف شده است. همچنین «کریدور حمل‌ونقل ترانزیت» مسیرهای مشخصی است که شرکت‌ها برای این منظور مجاز به استفاده از آن‌ها هستند. undefinedدر نهایت می‌توان گفت که با توجه به اختلالات گسترده در مسیرهای تجارت دریایی، این مسیرهای زمینی به‌عنوان یک جایگزین برای تداوم جریان تجارت دوجانبه عمل خواهند کرد. هدف اصلی از این اقدام، جلوگیری از توقف صادرات و واردات کالاهای ضروری میان دو کشور و کاهش اثرات منفی محدودیت‌های دریایی بر اقتصاد و بازار است. لینک خبر undefined@Gozargah_1404
thumbnail

۱۱:۴۱

thumbnail
undefinedمسیرهای جدید پاکستان و فرصت راهبردی ایران برای ورود به سیپک
بر اساس گزارش اخیر و داده‌های منتشر شده از مسیرهای ترانزیتی، دولت پاکستان در یک اقدام راهبردی، شش مسیر تجارت زمینی جدید را به روی ایران گشوده است. این تصمیم مهم که در بحبوحه مسدودشدن تنگه هرمز و سرگردانی بخشی از کانتینرها در بنادر اتخاذ شده است، ظرفیت‌های جدید، بی‌نظیر و حیاتی را برای انتقال کالا به ایران فراهم آورده است. همان‌طور که در نقشه‌های مربوطه مشخص است، بنادر مهم پاکستان از جمله گوادر و پورت قاسم اکنون از طریق شبکه‌ای از مسیرهای جاده‌ای و شهرهایی چون خضدار، دالبندین و پنجگور، به گذرگاه‌های مرزی ایران نظیر تفتان (میرجاوه در سمت ایران) و گبد (ریمدان در سمت ایران) متصل شده‌اند. این اقدام، انعطاف‌پذیری و پتانسیل بالای همسایگان شرقی را برای تضمین جریان تجارت کشور در شرایط ویژه و بحران‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد.
undefinedبااین‌وجود، نگاه ایران به این تحولاتِ مثبت نباید صرفاً گذرا، مقطعی و کوتاه‌مدت باشد؛ بلکه این اتفاق باید به عنوان نقطه شروعی برای یک تغییر پارادایم در راهبرد کلان ترانزیتی کشور در نظر گرفته شود؛ موضوعی که ما را به اصل بحث و یک فرصت بی‌بدیل، یعنی کریدور اقتصادی چین و پاکستان موسوم به سیپک (cpec) رهنمون می‌سازد. این ابرپروژه که با سرمایه‌گذاری ده‌ها میلیارددلاری توسط چین در همسایگی ما در حال پیگیری و اجراست، شبکه‌ای عظیم از آزادراه‌ها، خطوط ریلی، پروژه‌های تولید انرژی و زیرساخت‌های بندری را از مرزهای غربی چین تا بندر گوادر در جنوب پاکستان ایجاد کرده است. منطق ژئواکونومیک و واقعیت‌های تجاری ایجاب می‌کند که این کریدور ترانزیتی قدرتمند نباید صرفاً در مرزهای پاکستان محصور و محدود بماند.
undefinedاکنون و باتوجه‌به تحولات اخیر در مسیرهای دریایی و اثبات کارآمدی و امنیت مسیرهای زمینی پاکستان به سمت مرزهای ما، بهترین فرصت تاریخی برای کشورمان فراهم شده تا با یک دیپلماسی اقتصادی فعال، به‌صورت رسمی به کریدور سیپک بپیوندد. ایران با موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد خود می‌تواند به‌عنوان پل ارتباطی، حلقه اتصال سیپک به بازارهای غرب آسیا، اروپا و قفقاز عمل کند. در همین راستا، ما می‌توانیم با اتصال به این شبکه یکپارچه، از ظرفیت‌های عظیم لجستیکی چین برای انتقال زمینی، سریع و امن کالاها به داخل کشور بهره‌مند شویم و وابستگی خود را به مسیرهای پر ریسک دریایی به حداقل برسانیم.
undefinedمهم‌ترین و ملموس‌ترین دستاورد پیوستن ایران به کریدور سیپک، توسعه همه‌جانبه و پایدار نواحی شرقی کشور خواهد بود. با اتصال گذرگاه‌های مرزی مانند ریمدان، پیشین و میرجاوه به شبکه زیرساختی سیپک در آن سوی مرز، حجم عظیمی از سرمایه‌گذاری و مبادلات تجاری وارد استان‌های شرقی و جنوب شرقی ایران خواهد شد. این جریان عظیم تجاری، توجیه اقتصادی لازم برای توسعه و تکمیل سریع‌تر زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای داخلی ما در محور شرق (مانند اتصال چابهار به زاهدان، و در امتداد آن به سرخس و مشهد) را فراهم می‌کند. تبدیل‌ نواحی مرزی و شرقی ایران به کانون‌های اصلی ترانزیت کالا، نه‌تنها شکوفایی اقتصادی، ایجاد هزاران فرصت شغلی و محرومیت‌زدایی را برای این مناطق کم‌برخوردار به همراه خواهد داشت، بلکه با گره‌زدن منافع اقتصادی همسایگان به یکدیگر، امنیت پایدار را برای شرق کشور به ارمغان می‌آورد.
undefined@Gozargah_1404

۱۷:۲۵

thumbnail

۱۷:۲۵

thumbnail

۱۷:۲۵

thumbnail
undefinedبازگشت به گفتمان پیش از جنگ رمضان و بازتولید نظم پیشین
بازگشایی مسیرهای زمینی میان ایران و پاکستان را می‌توان یک تحول مثبت در معادلات ترانزیتی و اقتصادی کشور ارزیابی کرد. این اقدام، به‌ویژه در شرایطی که مسیرهای سنتی تجارت خارجی با محدودیت‌ها و نااطمینانی‌های جدی مواجه شده‌اند، می‌تواند به متنوع‌سازی مسیرهای تأمین و کاهش هزینه‌های مبادله کمک کند و دست ایران را در مدیریت زنجیره تأمین بازتر سازد. در سال‌های اخیر نیز اهمیت چنین مسیرهای جایگزینی بیش از پیش آشکار شده است.
undefinedبا این حال، مسئله صرفاً در سطح بهره‌برداری اقتصادی از یک ظرفیت جدید باقی نمی‌ماند. استفاده از این مسیرها برای تأمین نیازهای کشور، در کوتاه‌مدت ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است و نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. هر کشوری در شرایط فشار، ناگزیر از فعال‌سازی تمامی ظرفیت‌های در دسترس خود است. اما آنچه محل تأمل جدی است، نوع ادبیات و گفتمانی است که پیرامون این تحولات شکل می‌گیرد.
undefinedدر برخی روایت‌ها، چنین القا می‌شود که گویی جایگزینی یک مسیر با مسیر دیگر، یا اتکا به یک کشور به‌جای کشور دیگر، خود یک دستاورد راهبردی محسوب می‌شود. این در حالی است که چنین نگاهی، همچنان در چارچوب همان منطق قدیمی وابستگی و تأمین نیاز از بیرون تعریف می‌شود؛ منطقی که با تحولات اخیر منطقه‌ای و هزینه‌هایی که کشور برای تغییر موازنه قدرت پرداخته، همخوانی ندارد.
undefinedواقعیت این است که ایران در یک تقابل کلان بر سر شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای قرار دارد. در چنین شرایطی، تقلیل مسائل به این سطح که کدام کشور می‌تواند جایگزین دیگری در تأمین نیازهای ما شود، نوعی عقب‌گرد مفهومی محسوب می‌شود. کشوری که خود را در جایگاه پیشران منطقه تعریف می‌کند، نمی‌تواند همچنان با ادبیات جایگزینی مسیر تأمین به تحلیل محیط پیرامونی بپردازد.
undefinedاگر هدف از تحولات و هزینه‌های اخیر، بازتعریف موقعیت ایران در نظم منطقه‌ای بوده است، تداوم این نوع نگاه، عملاً به معنای بازتولید همان نظم پیشین است؛ نظمی که در آن، ایران نه بازیگر تعیین‌کننده، بلکه تابعی از شبکه‌های تأمین و وابستگی تعریف می‌شد.
undefinedبر این اساس، بهره‌گیری از ظرفیت‌های جدید ترانزیتی، ضرورتی تاکتیکی است؛ اما تثبیت این دستاوردها در گرو تغییر سطح نگاه راهبردی است. آنچه اهمیت دارد، عبور از منطق تأمین از دیگران و حرکت به‌سوی شکل‌دهی به دیگران در معادلات منطقه‌ای است؛ مسیری که بدون بازنگری در گفتمان مسلط، تحقق نخواهد یافت.
undefined@Gozargah_1404

۱۲:۰۳

undefined بازآرایی زنجیره‌های تأمین در نظم نوین جهانی و الزامات پیش‌روی ایران
undefined با تغییرات عمیق در نظم جهانی، الگوی حاکم بر تجارت بین‌الملل نیز دستخوش تحول شده است. درگذشته، کشورها عمدتاً بر پایه زنجیره ارزش و دستیابی به قیمت ارزان‌تر تصمیم‌گیری می‌کردند؛ یعنی هر جا تولید ارزان‌تر بود، همان‌جا به‌عنوان تأمین‌کننده انتخاب می‌شد. اما امروز، به‌ویژه پس از بحران‌هایی مانند همه‌گیری کرونا، جنگ‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیکی، اولویت از قیمت به امنیت تأمین تغییریافته است. کشورها به این نتیجه رسیده‌اند که دسترسی پایدار و مطمئن به کالاها، حتی با هزینه بیشتر، از وابستگی به منابع ارزان اما پرریسک مهم‌تر است.
undefined برای مثال، در سال‌های اخیر، ایالات متحده با تصویب قوانینی در حوزه صنایع پیشرفته، تلاش کرده است وابستگی خود را به زنجیره‌های تأمین خارجی کاهش دهد. یکی از نمونه‌های مهم، سیاست‌هایی است که باهدف بازگرداندن صنایع تولید نیمه‌هادی از کشورهایی مانند تایوان به داخل آمریکا دنبال می‌شود. این اقدام نشان می‌دهد که حتی در حوزه‌هایی که تولید در خارج از کشور از نظر هزینه مقرون‌به‌صرفه‌تر است، اولویت به سمت امنیت تأمین و کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی تغییریافته است. در نتیجه می‌توان گفت که کشورها به سمت متنوع‌سازی منابع، نزدیک‌تر کردن زنجیره‌های تأمین (nearshoring) و حتی بازگرداندن برخی تولیدات به داخل (reshoring)حرکت کرده‌اند.
undefined در چنین شرایطی، کشورهایی که زودتر این تغییر پارادایم را درک کرده و خود را با آن تطبیق دهند، موفق‌تر خواهند بود. در این میان، جمهوری اسلامی به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت‌های منطقه‌ای و نیازهای اقتصادی، باید این تحول را به‌درستی درک کند. این موضوع ایجاب می‌کند که در سیاست‌های تجاری و روابط اقتصادی خود بازنگری کرده و به سمت ایجاد شبکه‌های تأمین پایدار، متنوع و کم‌ریسک حرکت کنیم.
undefined یکی از مهم‌ترین اقدامات در این مسیر، بازطراحی زنجیره‌های تأمین است. به‌عنوان‌مثال، در شرایطی که جهان به سمت کاهش ریسک‌های حمل‌ونقل و وابستگی‌های دوردست حرکت می‌کند، ادامه واردات کالاهایی مانند گوشت از کشورهایی بافاصله جغرافیایی زیاد، مانند برزیل، نیازمند بازنگری است. باتوجه‌به تحولات جهانی، منطقی‌تر آن است که به سراغ تأمین‌کنندگان نزدیک‌تر و پایدارتر برویم. در این راستا، کشورهای آسیای میانه باتوجه‌به نزدیکی جغرافیایی، ظرفیت‌های دامداری و امکان توسعه همکاری‌های منطقه‌ای، گزینه‌های مناسبی برای تأمین گوشت و دام موردنیاز کشور به شمار می‌آیند.
undefined در نهایت می‌توان گفت که جهان وارد دوره‌ای شده است که در آن امنیت تأمین بر ارزان‌ترین گزینه اولویت دارد. تجربه بحران‌های اخیر از جمله جنگ رمضان، نشان داده که شوک‌های ناگهانی تا چه اندازه می‌توانند زنجیره‌های تأمین را مختل کرده و دسترسی کشور به کالاهای اساسی را با چالش مواجه کنند. باتوجه‌به این تحولات، ضرورت دارد که ساختار تجاری کشور به سمت تقویت امنیت تأمین، متنوع‌سازی شرکای تجاری و توسعه همکاری‌های منطقه‌ای حرکت کند. چنین رویکردی نه‌تنها تاب‌آوری اقتصادی کشور را افزایش می‌دهد، بلکه امکان بهره‌گیری از فرصت‌های جدید در نظم در حال شکل‌گیری جهانی را نیز فراهم می‌کند.
undefined@Gozargah_1404

۷:۰۵

undefined سیپک و فرصت ایران برای تثبیت جایگاه چابهار
undefined در سال ۲۰۱۳ و هم‌زمان با سفر شی‌جی‌پینگ به پاکستان، پروژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان یا سیپک به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شاخه‌های ابتکار یک کمربند، یک راه چین آغاز شد. هدف اصلی این طرح، اتصال غرب چین به آب‌های آزاد از طریق بندر گوادر و تبدیل پاکستان به یکی از محورهای ترانزیتی و صنعتی آسیا بود. سیپک از همان ابتدا نه صرفاً یک پروژه اقتصادی، بلکه یک طرح ژئوپلیتیکی برای بازتعریف موازنه قدرت در آسیا محسوب می‌شد.
undefined این پروژه در دو بخش اصلی پیگیری می‌شد. بخش نخست ناظر بر ایجاد زیرساخت‌های کلان بود؛ از توسعه بندر گوادر و احداث بزرگراه‌ها و خطوط ریلی گرفته تا ساخت نیروگاه‌های برق، شبکه‌های انتقال انرژی، مناطق آزاد تجاری و زیرساخت‌های مخابراتی. چین در این مرحله تلاش کرد کمبود تاریخی زیرساخت در پاکستان را جبران کند و مسیر امنی برای انتقال کالا و انرژی میان سین‌کیانگ و اقیانوس هند ایجاد نماید. توسعه نیروگاه‌های زغال‌سنگ، انرژی خورشیدی و خطوط حمل‌ونقل مدرن بخشی از همین راهبرد بود.
undefined بخش دوم سیپک اما بر بهره‌برداری از این زیرساخت‌ها متمرکز بود. هدف در این مرحله، تبدیل پاکستان به قطب تولید صنعتی، صادرات منطقه‌ای و مرکز ترانزیت انرژی بود. ایجاد شهرک‌های صنعتی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، انتقال صنایع چینی به پاکستان و شکل‌گیری زنجیره‌های تأمین جدید در همین چارچوب تعریف می‌شد. در واقع، چین به دنبال آن بود که از طریق سیپک، هم امنیت انرژی خود را تضمین کند و هم نفوذ اقتصادی و سیاسی‌اش را در منطقه گسترش دهد.
undefined بااین‌حال، سیپک در سال‌های اخیر با موانع جدی داخلی و خارجی روبه‌رو شد. در بعد داخلی، ناامنی گسترده در بلوچستان، حملات مکرر به نیروها و منافع چینی، بحران مزمن انرژی، قطعی‌های گسترده برق، بی‌ثباتی سیاسی و ضعف ساختار اداری پاکستان سرعت پیشرفت پروژه را به‌شدت کاهش داد. در بعد خارجی نیز نفوذ آمریکا و عربستان در بخشی از ساختار سیاسی و امنیتی پاکستان، همراه با نگرانی آمریکا از گسترش نفوذ چین، مانع از آن شد که سیپک به‌تمامی اهداف اولیه خود دست یابد.
undefined در حال حاضر و پس از جنگ رمضان و تحولات ناشی از آن در معادلات منطقه‌ای، فرصتی استثنایی برای ایران پدیدار شده است تا با یک پیشنهاد راهبردی، موازنه مناسبات در پاکستان را تغییر دهد. درخواست رسمی تهران برای پیوستن به سیپک می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری یک سه‌گانه ژئوپلیتیکی میان ایران، چین و پاکستان باشد؛ ائتلافی که ظرفیت تبدیل‌شدن به یکی از مهم‌ترین بلوک‌های اقتصادی و ترانزیتی منطقه را دارد.
undefined پیشنهاد ایران در این چارچوب، توسعه کامل پهنه مکران در ازای پیوستن به سیپک خواهد بود. در این نگاه، گوادر و چابهار نه دو بندر رقیب، بلکه دو بندر مکمل یکدیگر خواهند بود. ایران می‌تواند تأمین‌کننده اصلی انرژی و سوخت این کریدور باشد، چین سرمایه‌گذاری و فناوری را تأمین کند و پاکستان نیز با همکاری امنیتی با ایران، بستر لازم برای توسعه صنعتی و ترانزیتی این منطقه را فراهم آورد. چنین مدلی می‌تواند هم‌زمان منافع هر سه کشور را تأمین کرده و معادلات ژئوپلیتیکی جنوب آسیا را دگرگون سازد.
undefined@Gozargah_1404

۱۱:۱۲

thumbnail
undefined ناترازی تجاری پاکستان و فرصت‌های پیش‌روی ایران
اقتصاد پاکستان طی سال‌های اخیر تحت‌فشار مجموعه‌ای از بحران‌های مزمن اقتصادی، مالی و ارزی قرار داشته که مهم‌ترین نمود آن را می‌توان در تراز تجاری شدیداً منفی این کشور مشاهده کرد. واردات گسترده پاکستان، به‌ویژه در حوزه انرژی و سوخت، در برابر صادرات محدود و کم‌تنوع، موجب شده این کشور همواره برای تأمین ارز و مدیریت بحران‌های اقتصادی خود به منابع خارجی وابسته باشد. از همین رو، هر کشوری که قصد تعامل راهبردی با پاکستان را دارد، باید پیش از هر چیز این نقطه‌ضعف ساختاری را در نظر بگیرد؛ چراکه بخش مهمی از رفتار سیاسی و اقتصادی پاکستان متأثر از همین ناترازی مزمن است.
undefined الگوی تجاری پاکستان نیز تا حد زیادی تابع همین شرایط است. این کشور به دلیل کمبود منابع انرژی، بخش عمده‌ای از سوخت و فرآورده‌های نفتی موردنیاز خود را از کشورهای حوزه خلیج‌فارس، به‌ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، وارد می‌کند. در مقابل، صادرات پاکستان عمدتاً بر صنعت نساجی و پوشاک متمرکز است و بخش مهمی از این محصولات به بازارهای اروپا و ایالات متحده صادر می‌شود. در واقع، ساختار تجارت خارجی پاکستان نوعی جدایی جغرافیایی میان مبادی واردات و مقاصد صادرات ایجاد کرده است؛ انرژی از خلیج‌فارس وارد می‌شود، اما ارز صادراتی از غرب تأمین می‌گردد.
undefined اکنون و پس از جنگ رمضان، پاکستان با بحران شدید انرژی و سوخت مواجه شده و فشار مضاعفی بر اقتصاد این کشور واردآمده است. همین مسئله فرصتی مهم برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد می‌کند تا با ارائه یک پیشنهاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی هوشمند، پاکستان را به سمت همکاری عمیق‌تر با ایران سوق دهد. ضرورت چنین رویکردی در یادداشت « بازآرایی زنجیره‌های تأمین در نظم نوین جهانی و الزامات پیش‌روی ایران » به‌صورت مبسوط تشریح شده است.
undefined در همین راستا، جمهوری اسلامی می‌تواند با طراحی یک بسته همکاری متناسب، هم بخشی از ناترازی تجاری پاکستان را کاهش دهد، هم از ظرفیت گسترده صنعت نساجی این کشور در زنجیره تولید و صادرات بهره ببرد و هم بخشی از نیاز انرژی و سوخت پاکستان را تأمین کند. چنین مدلی، علاوه بر منافع اقتصادی، می‌تواند وابستگی راهبردی پاکستان به بازیگران عربی خلیج‌فارس را نیز تا حدی کاهش دهد.
undefined در سال‌های گذشته کشورهایی مانند امارات و عربستان سعودی با بهره‌گیری از ضعف ساختاری اقتصاد پاکستان، به‌ویژه نیاز این کشور به ارز و انرژی، وام‌های کلانی در اختیار این کشور قرار داده‌اند و از این طریق بر تصمیمات سیاسی و امنیتی پاکستان اثر گذاشته‌اند. اکنون شرایطی فراهم شده که ایران نیز بتواند با استفاده از مزیت انرژی و موقعیت جغرافیایی خود، بخشی از این خلأ را پرکرده و پاکستان را به محور همکاری‌های منطقه‌ای نزدیک‌تر کند.
undefined@Gozargah_1404

۸:۰۳

thumbnail

۸:۰۳

thumbnail

۸:۰۳

thumbnail
undefined تعادل سخت پاکستان بین آمریکا و چینبه قلم: عمیر جمال، تحلیلگر پاکستان
undefinedنویسنده در این مقاله توضیح می‌دهد که پاکستان سال‌هاست تلاش می‌کند هم‌زمان روابط خود را با دو قدرت بزرگ یعنی چین و ایالات متحده حفظ کند، اما این «بازی دوگانه» باعث شده این کشور نتواند از هیچ‌کدام از این روابط بیشترین سود را ببرد. مسئله اصلی مقاله این است که پاکستان در یک توازن‌سازی دشوار و فرساینده گیر افتاده؛ جایی که هر انتخاب به نفع یکی از قدرت‌ها، باعث نارضایتی دیگری می‌شود و عملاً فضای مانور سیاست خارجی این کشور را محدود کرده است.
undefinedنویسنده چند محور اصلی این وضعیت را توضیح می‌دهد:undefined چین مهم‌ترین شریک اقتصادی پاکستان است و پروژه‌هایی مثل سیپک و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و انرژی باعث وابستگی شدید اقتصادی پاکستان به چین شده است.undefined آمریکا نگاه امنیت‌محور به پاکستان دارد و همکاری‌ها عمدتاً محدود به مبارزه با تروریسم و مسائل امنیتی منطقه‌ای است، نه سرمایه‌گذاری اقتصادی گسترده.undefined افزایش همکاری پاکستان با چین (به‌ویژه در حوزه امنیت و زیرساخت) باعث نگرانی آمریکا شده و در نتیجه روابط آمریکا با پاکستان سردتر شده است.undefined فشار هم‌زمان از دو طرف باعث شده پاکستان در موضوعات کلیدی مثل امنیتِ پروژه‌های چینی یا همکاری‌های ضدتروریسم، تصمیم‌گیری دشواری و محدودکننده داشته باشد.
undefined در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که سیاست تعادل بین چین و آمریکا اگرچه در ظاهر هوشمندانه به نظر می‌رسد، اما در عمل باعث شده پاکستان نه بتواند رابطه‌اش با چین را به حداکثر برساند و نه با آمریکا به یک شراکت پایدار برسد.
undefined لینک مطالعه

undefined@Gozargah_1404

۱۳:۰۱

thumbnail
undefined قهرمان قدرتمند پاکستان، آمریکا را جلب می‌کند در حالی که به چین نزدیک‌تر می‌شودبه قلم: حمزه جیلانی، کارشناس پاکستان
undefinedاین مقاله بررسی می‌کند که پاکستان در دوره جدید سیاست خارجی خود در تلاش است تا روابطش را هم‌زمان با ایالات متحده و چین مدیریت کند. پاکستان از یک طرف به دنبال بهبود رابطه با آمریکا است و از طرف دیگر همچنان همکاری‌های عمیق اقتصادی و راهبردی با چین را حفظ کرده است. سؤال اصلی مقاله این است که آیا پاکستان می‌تواند این توازن میان دو قدرت رقیب را به‌صورت پایدار حفظ کند یا در نهایت ناچار خواهد شد به سمت یکی از آن‌ها متمایل شود. نویسنده توضیح می‌دهد که سیاست خارجی پاکستان در شرایطی بسیار حساس قرار دارد؛ به‌طوری که هرگونه نزدیک‌تر شدن به یکی از این دو قدرت، می‌تواند باعث نارضایتی و واکنش طرف دیگر شود.
undefinedبرخی از مهم‌ترین نکاتی که نویسنده در ادامه به آن اشاره می‌کند عبارت است از:undefined ارتش پاکستان نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست خارجی کشور دارد و عملاً مسیر روابط با چین و آمریکا را هدایت می‌کند.undefined چین همچنان مهم‌ترین شریک اقتصادی و سرمایه‌گذار خارجی پاکستان است و پروژه‌های بزرگ زیرساختی و انرژی در این کشور اجرا می‌کند.undefined در کنار این رابطه، ایالات متحده نیز تلاش دارد دوباره حضور و نفوذ خود را در پاکستان افزایش دهد، به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی و ژئوپلیتیک.undefined موارد مذکور باعث شکل‌گیری نوعی رقابت غیرمستقیم میان چین و آمریکا در داخل پاکستان شده است.undefined پاکستان تلاش می‌کند از این رقابت برای کسب منافع بیشتر استفاده کند، اما این استراتژی در بلندمدت با ریسک وابستگی و فشار از هر دو طرف همراه است.
undefined در نهایت مقاله نتیجه می‌گیرد که پاکستان در حال اجرای یک سیاست توازن بسیار دشوار میان چین و آمریکا است؛ سیاستی که اگرچه در کوتاه‌مدت مزیت‌هایی ایجاد می‌کند، اما در بلندمدت می‌تواند محدودیت‌های جدی برای استقلال تصمیم‌گیری این کشور به همراه داشته باشد.
undefined دریافت مقاله

undefined@Gozargah_1404

۷:۱۷

thumbnail
undefined ثروت پنهان افغانستان و فرصت راهبردی ایران
undefined در رقابت و کشمکش‌های اخیر میان آمریکا و چین، یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار چین بر ایالات متحده، تسلط نسبی این کشور بر منابع کمیاب و عناصر نادر خاکی بود. چین با کنترل بخش عمده زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی برای فناوری‌های نوین، توانست صنایع آمریکایی را تحت تأثیر قرار دهد و برتری راهبردی خود را نشان دهد. این تجربه به روشنی ثابت کرد که در دنیای امروز، دسترسی امن به منابع معدنی کلیدی، دیگر یک مسئله اقتصادی ساده نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای برتری سیاسی و تضمین پیشرفت در قرن حاضر است.
undefined جدا از این رقابت، موضوع دسترسی به منابع کمیاب و عناصر حیاتی، به یکی از مهم‌ترین محورهای سیاست‌گذاری کشورهای پیشرو تبدیل شده است. بسیاری از دولت‌ها اکنون برنامه‌ریزی بلندمدت برای تأمین این منابع انجام می‌دهند؛ زیرا مواد معدنی لازم برای اقتصاد سبز، خودروهای برقی، صنایع الکترونیک پیشرفته، دفاع مدرن و فناوری‌های نو، سوخت اصلی پیشرفت آینده به شمار می‌روند. هر کشوری که در این زمینه عقب بماند، در آینده‌ای نزدیک با وابستگی راهبردی روبه‌رو خواهد شد.
undefined در این میان، افغانستان به عنوان یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان از نظر ذخایر معدنی شناخته شده است. طبق اطلاعات منتشرشده، ارزش ذخایر معدنی این کشور بین یک تا سه هزار میلیارد دلار برآورد می‌شود. نقشه توزیع منابع افغانستان نشان‌دهنده پراکندگی گسترده‌ای از عناصر کمیاب، مس، سنگ آهن، سنگ‌های قیمتی، طلا، مرمر و حتی نفت و گاز در نقاط مختلف این کشور است. این تنوع و حجم عظیم ذخایر، افغانستان را به یک گنجینه راهبردی در قلب آسیای مرکزی تبدیل کرده است.
undefined ایران می‌تواند با ارائه پیشنهادهای همکاری جدی، دریچه‌ای جدید از روابط دوجانبه و منطقه‌ای با افغانستان بگشاید. پیشنهاد تشکیل شرکت‌های مشترک معدنی، سرمایه‌گذاری در کشف و استخراج، انتقال دانش فنی و ارسال تجهیزات و صنایع معدنی ایرانی به مناطق معدنی افغانستان، می‌تواند پایه این همکاری باشد. با توجه به مسئله همسایگی، پیوندهای فرهنگی و مذهبی و مرزهای مشترک، ایران مزیت‌های بسیار مهمی نسبت به رقبای دورتر در این زمینه خواهد داشت.
undefined این همکاری نه تنها پیوندهای اقتصادی ایران با افغانستان و کل منطقه را قوی‌تر خواهد کرد، بلکه زمینه ایجاد زنجیره تولید مشترک با ارزش افزوده را فراهم می‌آورد. صنایع معدنی و فرآوری ایران می‌توانند با بهره‌گیری از معادن افغانستان، مواد اولیه مورد نیاز خود را تأمین کنند و در مقابل، دانش فنی، تجهیزات و بازار مصرف را ارائه دهند. این تعامل می‌تواند به ثبات اقتصادی افغانستان نیز کمک کند و زمینه کاهش تنش‌ها و افزایش اعتماد متقابل را فراهم آورد.
undefined@Gozargah_1404

۱۴:۴۰

thumbnail
undefined ایران، آیمک و آینده جریان تجارت در غرب آسیا
undefined پیش از آغاز جنگ رمضان، یکی از مهم‌ترین پروژه‌هایی که در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی دنبال می‌شد، حذف تدریجی ایران از مسیرهای اصلی تجارت جهانی بود. این راهبرد تنها یک پروژه اقتصادی نبود، بلکه بخشی از یک طراحی ژئوپلیتیکی گسترده به شمار می‌آمد که هدف آن تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا و انتقال محورهای تجارت و ترانزیت از پیرامون ایران به مسیرهای جایگزین بود.
undefined در این میان، طرح‌ها و ابتکارات مختلفی مطرح شد، اما مهم‌ترین پروژه در این زمینه، کریدور آیمک بود؛ پروژه‌ای که با مشارکت آمریکا، هند، برخی کشورهای عربی جنوب خلیج فارس و اسرائیل تعریف شد و قرار بود مسیر جدیدی برای اتصال شرق به غرب با محوریت رژیم‌صهیونیستی ایجاد کند. این پروژه در واقع بخشی از راهبرد کلان‌تری بود که توسعه جنوب خلیج فارس با محوریت اسرائیل را در برابر شمال خلیج فارس و نقش ایران در جریان تجارت منطقه‌ای قرار می‌داد. در چنین چارچوبی، تلاش می‌شد موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در معادلات ترانزیتی تضعیف شده و مزیت تاریخی کشور در اتصال شرق و غرب عملاً بی‌اثر شود.
undefined اما آغاز جنگ رمضان بسیاری از این محاسبات را برهم زد. این جنگ به کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی نشان داد که حذف ایران از مسیرهای اصلی تجارت و ترانزیت بین‌المللی امکان‌پذیر نیست. ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی، نفوذ منطقه‌ای و قدرت بازدارندگی خود ثابت کرد که هرگونه تلاش برای دور زدن ایران و طراحی مسیرهای جایگزین، با بی‌ثباتی و ناامنی روبه‌رو خواهد شد. تحولات پس از جنگ نشان داد که امنیت و پایداری جریان تجارت در غرب آسیا بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل تحقق نیست و هر پروژه‌ای که با هدف حذف ایران طراحی شود، در نهایت با بحران مشروعیت، ناامنی و تردید بازیگران اقتصادی مواجه خواهد شد. در واقع، جنگ رمضان این واقعیت را آشکار کرد که ایران نه تنها بخشی حذف‌ناشدنی از معادلات امنیتی منطقه، بلکه یکی از ارکان اصلی در شکل‌دهی به مسیرهای پایدار تجارت جهانی در غرب آسیاست.
undefined در این میان، جمهوری اسلامی ایران توانست با اتکا به قدرت منطقه‌ای و توان بازدارندگی نظامی خود، مانع تثبیت این کریدور و حذف ایران از معادلات تجارت جهانی شود. با این حال، متوقف کردن آیمک و پروژه‌های اینچنین به تنهایی کافی نیست. جریان تجارت جهانی همواره به دنبال مسیرهای جایگزین و امن برای انتقال کالا و سرمایه است و خلأ ایجاد شده به سرعت می‌تواند با طرحی دیگر پر شود. از همین رو، جمهوری اسلامی باید علاوه بر سیاست سلبی، یک راهبرد ایجابی نیز ارائه دهد. فعال‌سازی و توسعه شمال خلیج فارس با محوریت ایران، توسعه کریدورهای ترانزیتی داخلی و تقویت اتصال منطقه‌ای می‌تواند جایگزینی واقعی و پایدار برای جریان تجارت مختل‌شده ایجاد کند و بار دیگر ایران را به قلب معادلات اقتصادی و ترانزیتی منطقه بازگرداند.
undefined@Gozargah_1404

۱۸:۴۹

thumbnail
undefined تغییر ژئوپلیتیکی در خاورمیانهبه قلم: زاهد حسین، تحلیلگر پاکستان
undefined این مقاله بررسی می‌کند که جنگ و تنش فزاینده میان ایران، اسرائیل و آمریکا چگونه معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله تازه‌ای کرده و باعث تغییر در روابط و ائتلاف‌های منطقه‌ای شده است. نویسنده معتقد است درگیری اخیر فقط یک بحران نظامی محدود نیست، بلکه نشانه شکل‌گیری یک نظم جدید در خاورمیانه است؛ نظمی که در آن کشورهای منطقه ناچارند دوباره جایگاه خود را میان ایران، آمریکا و اسرائیل تعریف کنند.
undefinedمهم‌ترین محورهای مقاله:undefined نویسنده توضیح می‌دهد که اسرائیل تلاش می‌کند فضای تقابل با ایران را حفظ کند و مانع کاهش تنش شود، زیرا ادامه بحران به تل‌آویو اجازه می‌دهد حمایت سیاسی و نظامی آمریکا را حفظ کند و فشارهای بین‌المللی درباره جنگ غزه را کاهش دهد.undefined مقاله می‌گوید آمریکا اگرچه مستقیماً وارد جنگ گسترده نشده، اما حمایت سیاسی و امنیتی از اسرائیل باعث شده ایران و متحدانش، واشنگتن را بخشی از بحران بدانند.undefined کشورهای عربی خلیج فارس در برابر این وضعیت موضع یکسانی ندارند. عربستان، قطر و عمان بیشتر نگران گسترش جنگ و بی‌ثباتی منطقه هستند و به همین دلیل از مسیر دیپلماسی و مذاکره حمایت می‌کنند.undefined امارات رویکرد متفاوتی دارد و به دلیل نگرانی‌های امنیتی و اقتصادی، همکاری نزدیک‌تری با آمریکا و اسرائیل پیدا کرده است.undefined نویسنده تأکید می‌کند که ادامه درگیری می‌تواند امنیت انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ به‌ویژه اگر تنش‌ها به خلیج فارس و مسیرهای انتقال نفت کشیده شود.undefined مقاله همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که ایران تلاش دارد از طریق شبکه متحدان منطقه‌ای خود، فشار متقابل بر اسرائیل و آمریکا ایجاد کند و نشان دهد که در برابر فشارها منزوی نشده است.undefined نویسنده معتقد است یکی از پیامدهای مهم این بحران، عمیق‌تر شدن شکاف‌های سیاسی در جهان عرب است؛ زیرا کشورهای منطقه دیگر نگاه و منافع مشترکی درباره ایران، اسرائیل و نقش آمریکا ندارند.
undefined در پایان، مقاله نتیجه می‌گیرد که خاورمیانه وارد دوره‌ای از بازآرایی ژئوپلیتیکی شده است؛ دوره‌ای که در آن ائتلاف‌ها، دشمنی‌ها و موازنه‌های سنتی در حال تغییر هستند و آینده منطقه بیش از گذشته به رقابت ایران، اسرائیل و آمریکا گره خورده است.
undefined دریافت مقاله
undefined@Gozargah_1404

۷:۱۱

thumbnail
undefined در صفحه اقتصاد روزنامه فرهیختگان مطلبی با عنوان انسداد تنگه هرمز و فرصت احیای خط لوله صلح با پاکستان نوشتم که از طریق پیوند زیر می‌توانید مطالعه کنید.
undefinedالبته پیش‌تر اشاره‌ای اجمالی به این موضوع در این کانال داشتم؛ اکنون در صورت تمایل به مطالعه نسخه تفصیلی و تحلیل جامع‌تر این مبحث، می‌توانید از طریق لینک زیر مطلب را بخوانید:
undefined دریافت و مطالعه

undefined@Gozargah_1404

۵:۵۷