#ماه_زیبای_من#My_beautifully_moon#part_16کمند: اووو منو هاناهانا: اووو( با خنده )کمند: حاضری با یکی از این پسرا تو این جمع که کاپل نیستن پارتنر بشی.هانا: امم خب نمیدونم.کمند: یعنی آره دیگه مبارکه ( با خنده )هانا: خفشو چی میگی چه ربطی داره ( با خنده )حامی: بسه من دیگه خسته شدم.همه: باش.کمند: آره بزارید برا شب.همه: اوککمند: وایی حامی علیرضا هانا خیلی بهم میان باید شب با هانا حرف بزنم.حامی: آره خیلی. آره حتما حرف بزن این داداش من عاشق شده برا اولین بار ( با خنده )کمند: والا اونم عاشق نه عاشققق دیوونه ( با خنده )حامی: آره بابا.کمند: حامی جانم: جانمکمند: میشه بیام تو بغلت؟ ( با مظلومیت )حامی: اووو بله چرا که نه بیا اینجا ببینم.علیرضا: من زن میخوام حامی ( با خنده )حامی: خر جون من فداتشم خودم زنت میشم ( با خنده )علیرضا: گمشو بابا ( با خنده )کمند: هاناعلیرضا: کمند ببند نهه الان نگوکمند: خودم کارش دارم چه کار دارم به تو ( با خنده )هانا: جانمکمند: بیا بشین اینجا چته تو چرا اینجوری میکنی؟هانا: هیچی یذره اوکی نیستم.کمند: واا چرا چی شده.هانا: اگه میتونی بیا تو اتاق برات توضیح میدم.کمند: باشه عشقم الان میام.کمند: خب چی شده بگو ببینم. هانا: ببین نمیدونم چجوری بگم ولی یه چند وقت که نبودی من تنها بودم دلم گرفته بود اصلا خیلی حالم بد بود.کمند: الهی فداتشم من ببخشید بیا بغلم ببینم.کمند: هاناهانا: جونم.کمند: دستت چی شده؟ ( با بغض و استرس )هانا: هی..چی با چا..قو بریده ( با استرس )کمند: هانااا تو چکار کردی چرا دروغ میگی چرااا چراا رگتو زدی ( با گریه )هانا: هیس آروم باش چرا داد میزنی چرا گریه میکنی نمردم که اسکل جون.کمند: خیلی بیشتری اه .هانا: واا خب ببخشید.کمند: ...هانا: الان قهری مثلا؟!کمند: ...هانا: ترو خدا جون من جواب بده.کمند: اولن قهر نیستم و ناراحتم دومن جون زندگی منو نخور.هانا: اویییی ننهه بیا بغلم خرههکمند: دیگه این کارو نکنی هاهانا: باش قول میدم بیا بریم حالا.کمند: بریم.ادامه دارد...
۱۱:۲۴
ماه زیبای من / My beautiful moon
#ماه_زیبای_من #My_beautifully_moon #part_16 کمند: اووو منو هانا هانا: اووو( با خنده ) کمند: حاضری با یکی از این پسرا تو این جمع که کاپل نیستن پارتنر بشی. هانا: امم خب نمیدونم. کمند: یعنی آره دیگه مبارکه ( با خنده ) هانا: خفشو چی میگی چه ربطی داره ( با خنده ) حامی: بسه من دیگه خسته شدم. همه: باش. کمند: آره بزارید برا شب. همه: اوک کمند: وایی حامی علیرضا هانا خیلی بهم میان باید شب با هانا حرف بزنم. حامی: آره خیلی. آره حتما حرف بزن این داداش من عاشق شده برا اولین بار ( با خنده ) کمند: والا اونم عاشق نه عاشققق دیوونه ( با خنده ) حامی: آره بابا. کمند: حامی جانم: جانم کمند: میشه بیام تو بغلت؟ ( با مظلومیت ) حامی: اووو بله چرا که نه بیا اینجا ببینم. علیرضا: من زن میخوام حامی ( با خنده ) حامی: خر جون من فداتشم خودم زنت میشم ( با خنده ) علیرضا: گمشو بابا ( با خنده ) کمند: هانا علیرضا: کمند ببند نهه الان نگو کمند: خودم کارش دارم چه کار دارم به تو ( با خنده ) هانا: جانم کمند: بیا بشین اینجا چته تو چرا اینجوری میکنی؟ هانا: هیچی یذره اوکی نیستم. کمند: واا چرا چی شده. هانا: اگه میتونی بیا تو اتاق برات توضیح میدم. کمند: باشه عشقم الان میام. کمند: خب چی شده بگو ببینم. هانا: ببین نمیدونم چجوری بگم ولی یه چند وقت که نبودی من تنها بودم دلم گرفته بود اصلا خیلی حالم بد بود. کمند: الهی فداتشم من ببخشید بیا بغلم ببینم. کمند: هانا هانا: جونم. کمند: دستت چی شده؟ ( با بغض و استرس ) هانا: هی..چی با چا..قو بریده ( با استرس ) کمند: هانااا تو چکار کردی چرا دروغ میگی چرااا چراا رگتو زدی ( با گریه ) هانا: هیس آروم باش چرا داد میزنی چرا گریه میکنی نمردم که اسکل جون. کمند: خیلی بیشتری اه . هانا: واا خب ببخشید. کمند: ... هانا: الان قهری مثلا؟! کمند: ... هانا: ترو خدا جون من جواب بده. کمند: اولن قهر نیستم و ناراحتم دومن جون زندگی منو نخور. هانا: اویییی ننهه بیا بغلم خرهه کمند: دیگه این کارو نکنی ها هانا: باش قول میدم بیا بریم حالا. کمند: بریم. ادامه دارد...
پارت جدید تقدیم نگاهتون 🤍🫠
۱۱:۲۵
ریکت ها ۹ بشه میریم پارت بعد 🤍
۱۱:۲۵
نام:یگانه رفتاری 
سن: 24
زن کیوان
سن: 24
زن کیوان
۱۱:۳۵
ماه زیبای من / My beautiful moon
#ماه_زیبای_من #My_beautifully_moon #part_16 کمند: اووو منو هانا هانا: اووو( با خنده ) کمند: حاضری با یکی از این پسرا تو این جمع که کاپل نیستن پارتنر بشی. هانا: امم خب نمیدونم. کمند: یعنی آره دیگه مبارکه ( با خنده ) هانا: خفشو چی میگی چه ربطی داره ( با خنده ) حامی: بسه من دیگه خسته شدم. همه: باش. کمند: آره بزارید برا شب. همه: اوک کمند: وایی حامی علیرضا هانا خیلی بهم میان باید شب با هانا حرف بزنم. حامی: آره خیلی. آره حتما حرف بزن این داداش من عاشق شده برا اولین بار ( با خنده ) کمند: والا اونم عاشق نه عاشققق دیوونه ( با خنده ) حامی: آره بابا. کمند: حامی جانم: جانم کمند: میشه بیام تو بغلت؟ ( با مظلومیت ) حامی: اووو بله چرا که نه بیا اینجا ببینم. علیرضا: من زن میخوام حامی ( با خنده ) حامی: خر جون من فداتشم خودم زنت میشم ( با خنده ) علیرضا: گمشو بابا ( با خنده ) کمند: هانا علیرضا: کمند ببند نهه الان نگو کمند: خودم کارش دارم چه کار دارم به تو ( با خنده ) هانا: جانم کمند: بیا بشین اینجا چته تو چرا اینجوری میکنی؟ هانا: هیچی یذره اوکی نیستم. کمند: واا چرا چی شده. هانا: اگه میتونی بیا تو اتاق برات توضیح میدم. کمند: باشه عشقم الان میام. کمند: خب چی شده بگو ببینم. هانا: ببین نمیدونم چجوری بگم ولی یه چند وقت که نبودی من تنها بودم دلم گرفته بود اصلا خیلی حالم بد بود. کمند: الهی فداتشم من ببخشید بیا بغلم ببینم. کمند: هانا هانا: جونم. کمند: دستت چی شده؟ ( با بغض و استرس ) هانا: هی..چی با چا..قو بریده ( با استرس ) کمند: هانااا تو چکار کردی چرا دروغ میگی چرااا چراا رگتو زدی ( با گریه ) هانا: هیس آروم باش چرا داد میزنی چرا گریه میکنی نمردم که اسکل جون. کمند: خیلی بیشتری اه . هانا: واا خب ببخشید. کمند: ... هانا: الان قهری مثلا؟! کمند: ... هانا: ترو خدا جون من جواب بده. کمند: اولن قهر نیستم و ناراحتم دومن جون زندگی منو نخور. هانا: اویییی ننهه بیا بغلم خرهه کمند: دیگه این کارو نکنی ها هانا: باش قول میدم بیا بریم حالا. کمند: بریم. ادامه دارد...
این همه نفر دیدن ریکت همین؟
خیلی کمه:)
ریکت بدید.
خیلی کمه:)
ریکت بدید.
۱۲:۵۰
رمانم چطوره؟
عالی <
>
افتضاح <
>
عالی <
افتضاح <
۱۲:۵۲
#ماه_زیبای_من#My_beautifully_moon#part_17 حامی: چیشده؟کمند: هیچی. حامی: مطمئنی؟کمند: آره عزیزم.حامی: نمیخوای با هانا حرف بزنی در باره اون موضوع؟کمند: چرا حرف میزنم شب.حامی: اوکی.میگم میخوای شب بریم با هانا و علیرضا بیرون؟اونجا به هانا بگی.کمند: آره چرا که نه من به هانا میگم تو به علیرضا. حامی: اوکی عزیزم.کمند: هانا شب بیا بریم بیرون با علیرضا حامی هانا: امم باشه بریم. به علیرضا گفتی؟کمند: حامی بهش میگه.هانا: اوکی.کمند: حالا چطور گفتی علیرضا؟ عاشقش شدی؟ ( با خنده )هانا: بی جنبه چه ربطی داره.( نویسنده: دیرین دیرین هانا عاشق شده لی لی لی 
)هانا: حالا چی بپوشیم؟کمند: من با حامی یه ست سیاه سفید میپوشم.هانا: ایش باش ( با خنده )کمند: حسود ( با خنده )هانا: منظورت خودتی؟ ( با خنده )کمند: بیشور اه ( با خنده ) حامی: کمندم حاضر شو.کمند: اوکی عزیزم.کمند: هانا حاضر شو.هانا: به من که نگفت ( با خنده )کمند: میخوای به علیرضا بگم بیاد بهت بگه؟ ( با خنده )هانا: اسکل ( با خنده )هانا: ببین من این لباس سفیدرو میپوشم خوبه؟کمند: آره عالیه.هانا: قربونت.علیرضا: چی بپوشم؟حامی: این لباس مشکیه.منم این که با کمند ست کردم میپوشم.علیرضا: اوک.اووو اووو ( با خنده )ادامه دارد...
۱۲:۵۳
ماه زیبای من / My beautiful moon
#ماه_زیبای_من #My_beautifully_moon #part_17 حامی: چیشده؟ کمند: هیچی. حامی: مطمئنی؟ کمند: آره عزیزم. حامی: نمیخوای با هانا حرف بزنی در باره اون موضوع؟ کمند: چرا حرف میزنم شب. حامی: اوکی. میگم میخوای شب بریم با هانا و علیرضا بیرون؟ اونجا به هانا بگی. کمند: آره چرا که نه من به هانا میگم تو به علیرضا. حامی: اوکی عزیزم. کمند: هانا شب بیا بریم بیرون با علیرضا حامی هانا: امم باشه بریم. به علیرضا گفتی؟ کمند: حامی بهش میگه. هانا: اوکی. کمند: حالا چطور گفتی علیرضا؟ عاشقش شدی؟ ( با خنده ) هانا: بی جنبه چه ربطی داره. ( نویسنده: دیرین دیرین هانا عاشق شده لی لی لی 
) هانا: حالا چی بپوشیم؟ کمند: من با حامی یه ست سیاه سفید میپوشم. هانا: ایش باش ( با خنده ) کمند: حسود ( با خنده ) هانا: منظورت خودتی؟ ( با خنده ) کمند: بیشور اه ( با خنده ) حامی: کمندم حاضر شو. کمند: اوکی عزیزم. کمند: هانا حاضر شو. هانا: به من که نگفت ( با خنده ) کمند: میخوای به علیرضا بگم بیاد بهت بگه؟ ( با خنده ) هانا: اسکل ( با خنده ) هانا: ببین من این لباس سفیدرو میپوشم خوبه؟ کمند: آره عالیه. هانا: قربونت. علیرضا: چی بپوشم؟ حامی: این لباس مشکیه. منم این که با کمند ست کردم میپوشم. علیرضا: اوک. اووو اووو ( با خنده ) ادامه دارد...
پارت جدید تقدیم نگاهتون 🤍🫠
۱۲:۵۳
ریکت ها ۹ بشه میریم پارت بعد 🤍
۱۲:۵۳
ماه زیبای من / My beautiful moon
https://daigo.ir/secret/91451247051 ناشناسمون:) حتما پرش کنید:)
پر کنید تا جواب بدم آتیشام

۱۲:۵۷
عزیزم ریکت ها بالا باشه میدم
🩷
۱۳:۰۰
چرا لفت:)؟
۱۳:۱۳
تاریخ امروز و دیدین؟!
⁰⁴/⁰⁵/⁰⁶
خیلی قشنگه 🫠🫳
⁰⁴/⁰⁵/⁰⁶
خیلی قشنگه 🫠🫳
۱۳:۴۲
بازارسال شده از Fatemeh Goleij
به نام حامی حامیم🫂
رمان سهم من از تو🫵
🩹
رمان جذاب و هیجانی در بله🥹
قسمتی از این رمان:
فاطمه=<از این دختره مرادی خیلی بدم میاد>
مهتاب مرادی=<باید هر جور شده اینا رو از هم زده
کنم>
علیرضا=<خودت کمرنگش میکنی یا با روش خودم
کم رنگش کنم؟>
حامی=<بیا..هقق..بیمارستان..هقق..امام خمینی>
یسنا=<من عاشق...اومم...علیرضام>
عاطفه=<اه اه چندش بازی رو تمومش کنید>
طناز=<همش دروغ بود؟>
شروین=<خداحافظ قصه ی ناتموم من>
با حضور=
حامیم🤍
شروین حاجی پور🤍
علیرضا ریاضی🤍
برای خوندن این رمان هیجان انگیز و زیبا ی
سر بزن قول میدم پشیمون نشی🤍
@RomanHamim
لینک چنل جذابمون🤍
رمان سهم من از تو🫵
رمان جذاب و هیجانی در بله🥹
قسمتی از این رمان:
فاطمه=<از این دختره مرادی خیلی بدم میاد>
مهتاب مرادی=<باید هر جور شده اینا رو از هم زده
کنم>
علیرضا=<خودت کمرنگش میکنی یا با روش خودم
کم رنگش کنم؟>
حامی=<بیا..هقق..بیمارستان..هقق..امام خمینی>
یسنا=<من عاشق...اومم...علیرضام>
عاطفه=<اه اه چندش بازی رو تمومش کنید>
طناز=<همش دروغ بود؟>
شروین=<خداحافظ قصه ی ناتموم من>
با حضور=
حامیم🤍
شروین حاجی پور🤍
علیرضا ریاضی🤍
برای خوندن این رمان هیجان انگیز و زیبا ی
سر بزن قول میدم پشیمون نشی🤍
@RomanHamim
لینک چنل جذابمون🤍
۱۸:۱۳
#ماه_زیبای_من#My_beautifully_moon#part_18حامی: بله بله.علیرضا: واییی حامی من دیگه برا این دختر مردم یه کاری کن.حامی: نمیر داداش اوکی میشه بمیری که نمیتونی باهاش ازدواج کنی ( با خنده )علیرضا: حامی داری دیوونم میکنی اه.کمند: حاضری؟هانا: آره بریم.رفتیم بیرون از اتاق و حامی اینا هم منتظر ما بودن.حامی: بریم؟علیرضا: آرهکمند: آره هانا: آرهحامی: خب پس بریم.همه: بریم.حامی: کمندمکمند: جانمحامی: با بلوتوث وصل شو.کمند: اوکی عزیزم.کمند: چی بزارم؟هانا: قلل منی خوبه به نظر من.کمند: همه اوکید؟حامی و علیرضا: آره.کمند: قلب منی رو گذاشتم؛(تموم زندگیم برای تو تموم من قلب من فدای تو هوام شدی دوام شدی من جی بشم برای تو...)کمند:هانا به طوری که کسی نفهمه به علیرضا اشاره میکرد.من فهمیده بودم.عشق در یک نگاه و عشق دو طرفه.عالیه.بنظرم خیلی باهم قشنگن.هانا:یجوری که هیچکی نفهمه به علیرضا اشاره میکردم.خب دوسش دارم.عشق در نگاه اول.ولی نمیدونم اون دوسم داره یا نه.ادامه دارد...
۹:۲۵
ماه زیبای من / My beautiful moon
#ماه_زیبای_من #My_beautifully_moon #part_18 حامی: بله بله. علیرضا: واییی حامی من دیگه برا این دختر مردم یه کاری کن. حامی: نمیر داداش اوکی میشه بمیری که نمیتونی باهاش ازدواج کنی ( با خنده ) علیرضا: حامی داری دیوونم میکنی اه. کمند: حاضری؟ هانا: آره بریم. رفتیم بیرون از اتاق و حامی اینا هم منتظر ما بودن. حامی: بریم؟ علیرضا: آره کمند: آره هانا: آره حامی: خب پس بریم. همه: بریم. حامی: کمندم کمند: جانم حامی: با بلوتوث وصل شو. کمند: اوکی عزیزم. کمند: چی بزارم؟ هانا: قلل منی خوبه به نظر من. کمند: همه اوکید؟ حامی و علیرضا: آره. کمند: قلب منی رو گذاشتم؛ (تموم زندگیم برای تو تموم من قلب من فدای تو هوام شدی دوام شدی من جی بشم برای تو ...) کمند: هانا به طوری که کسی نفهمه به علیرضا اشاره میکرد. من فهمیده بودم. عشق در یک نگاه و عشق دو طرفه. عالیه. بنظرم خیلی باهم قشنگن. هانا: یجوری که هیچکی نفهمه به علیرضا اشاره میکردم. خب دوسش دارم. عشق در نگاه اول. ولی نمیدونم اون دوسم داره یا نه. ادامه دارد...
پارت جدید تقدیم نگاهتون 🤍🫠
۹:۲۵
ریکت ها ۹ بشه میریم پارت بعد 🤍
۹:۲۵
1. اوییی فداتشممم گرلمم 🥺🩷
چشم بیشتر میزارم.
2 . گرلم الان زوده ولی چشم حتما
🩹
چشم بیشتر میزارم.
2 . گرلم الان زوده ولی چشم حتما
۹:۲۹
ماه زیبای من / My beautiful moon
رمانم چطوره؟ عالی <
> افتضاح <
>
فداتون شم 

۹:۳۱
ماه زیبای من / My beautiful moon
#ماه_زیبای_من #My_beautifully_moon #part_18 حامی: بله بله. علیرضا: واییی حامی من دیگه برا این دختر مردم یه کاری کن. حامی: نمیر داداش اوکی میشه بمیری که نمیتونی باهاش ازدواج کنی ( با خنده ) علیرضا: حامی داری دیوونم میکنی اه. کمند: حاضری؟ هانا: آره بریم. رفتیم بیرون از اتاق و حامی اینا هم منتظر ما بودن. حامی: بریم؟ علیرضا: آره کمند: آره هانا: آره حامی: خب پس بریم. همه: بریم. حامی: کمندم کمند: جانم حامی: با بلوتوث وصل شو. کمند: اوکی عزیزم. کمند: چی بزارم؟ هانا: قلل منی خوبه به نظر من. کمند: همه اوکید؟ حامی و علیرضا: آره. کمند: قلب منی رو گذاشتم؛ (تموم زندگیم برای تو تموم من قلب من فدای تو هوام شدی دوام شدی من جی بشم برای تو ...) کمند: هانا به طوری که کسی نفهمه به علیرضا اشاره میکرد. من فهمیده بودم. عشق در یک نگاه و عشق دو طرفه. عالیه. بنظرم خیلی باهم قشنگن. هانا: یجوری که هیچکی نفهمه به علیرضا اشاره میکردم. خب دوسش دارم. عشق در نگاه اول. ولی نمیدونم اون دوسم داره یا نه. ادامه دارد...
ریکتاتون کوشن
؟
۹:۳۱