۱۱:۳۸
در روزهای اخیر بار دیگر زمزمههایی درباره مالکیت تاریخی ایران بر بحرین مطرح شده است. از جمله در یادداشتی در روزنامۀ کیهان آمده که بحرین متعلق به ایران است و مردم آن فارسی حرف میزنند و خواستار الحاق به ایران هستند. در اینجا به صورت کوتاه به این ادعاها میپردازیم.
سرآغاز جدایی بحرین از ایران مربوط به دولت پهلوی نبوده بلکه از سال ۱۷۸۳م (بیش از ۲۴۰ سال پیش)، با به قدرت رسیدن «آلخلیفه» در بحرین، کنترل عملی ایران بر این جزایر از بین رفت و ایران سالها بدون هیچ تسلط واقعی بر بحرین، صرفاً ادعای حقوقی بر آن داشت.
در دورۀ پهلوی، ایران مجدد ادعای مالکیت بر بحرین کرد. در ادامه پس از مناقشههای بسیار، در سال ۱۹۷۰م (۱۳۴۹ش)، دولت وقت ایران با همکاری سازمان ملل متحد، پرونده را به نظرسنجی عمومی واگذار کرد. نتیجه گزارش فرستادهٔ سازمان ملل حاکی از تمایل اکثریت مردم به استقلال بود. مجلس شورای ملی و سنای ایران نیز این نتیجه را تصویب کردند و ایران نخستین کشوری بود که استقلال بحرین را به رسمیت شناخت.
بر خلاف ادعای مطرحشده، زبان رسمی و غالب مردم بحرین، عربی است. گویشهای فارسی تنها در میان اقلیتهای کوچک (عجمها) رواج دارد.
در بحرین، شیعیان درگیریهایی با دولت دارند؛ با این حال، مطالبۀ اصلی معارضان شیعی در بحرین طی دهههای اخیر از جمله درگیریهای ۲۰۱۱م، «اصلاحات داخلی»، «رفع تبعیض» و «مشارکت در قدرت» بوده، نه الحاق به ایران. هیچ جریان سیاسی فراگیری در بحرین خواستار از بین رفتن استقلال این کشور نیست.
۱۴:۱۳
بحرین (1).pdf
۹۲۱.۴۳ کیلوبایت
- «پیش از اسلام»، صادق سجادی.
- «از فتوح اسلامی تا آغاز دورۀ صفوی»، علی بهرامیان.
- «از دورۀ صفوی تا استیلای آلخلیفه»، محمدباقر وثوقی.
- «پیشینۀ فرهنگی»، احمد اقتداری.
- «دین مردم بحرین پیش از اسلام»، فاطمه لاجوردی.
- «فرهنگ و معارف شیعه در بحرین»، احمد پاکتچی.@Khabarsanj
۱۴:۱۴
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در روز گذشته نیایشی را در پنتاگون خواند که بهشدت خبرساز شده است.
برخی گفتند که او آیهای جعلی از کتاب مقدس را نقل کرده؛ متنی که در واقع دیالوگ معروفی از فیلم Pulp Fiction است.
پیت هگست متنی را خواند که به گفتۀ خودش دعایی است که در مأموریتهای «جستجو و نجات رزمی» (CSAR) توسط خلبانان آمریکایی خوانده میشود. او نام این دعا را "CSAR 25:17" گذاشت که ارجاعی به آیه کتاب حزقیال ۲۵: ۱۷ در کتاب مقدس است.
متنی که هگست در پنتاگون خواند، در واقع یک اقتباس نظامی از دیالوگ نمادین ساموئل ال. جکسون در این فیلم بود. هگست کلمات متن فیلم را شخصیسازی کرد؛ مثلا به جای «مسیر مردان نیک»، گفت «مسیر خلبان سرنگونشده» و در انتها به جای نام خداوند، از اسم رمز خلبانان جنگی (Sandy One) استفاده کرد.
دیالوگ فیلم پالپ فیکشن یک آیهٔ واقعی نیست و نسبت به آن بسیار طولانی شده و تغییر یافته؛ آیهٔ واقعیِ (حزقیال ۲۵: ۱۷) در کتاب مقدس بسیار کوتاهتر است. مقایسهٔ متن پیت هگست با پالپ فیکشن با کتاب مقدس در تصویر اول آمده است.
البته پیت هگست مستقیماً ادعا نکرد که در حال خواندن متن کتاب مقدس است؛ با این حال، اینکه او از عبارت "CSAR 25:17" که ترکیبی از «CSAR» (جستجو و نجات رزمی) و آدرس حزقیال است، استفاده کرده، ممکن است نشان دهد که او دیالوگ فیلم پالپ فیکشن را با متن واقعی کتاب مقدس اشتباه گرفته بوده و صرفاً خواسته متن حزقیال را شخصیسازی کند. @Khabar_sanj
۷:۰۹
۷:۰۹
یکی دیگر از روایاتی که به عنوان پیشگوییهای امامان شیعه (ع) از وضعیت فعلی ایران معمولاً بدان توجه میشود، روایتی است که از کوچ علم از کوفه به قم در «نزدیکی زمان ظهور قائم (ع)» میگوید:
امام صادق (ع): کوفه از مؤمنان خالی میشود و دانش از آن جمع میشود و پناه میگیرد همانگونه که مار در لانهٔ خود جمع میشود. سپس دانش در شهری که به آن قم گفته میشود آشکار میگردد و آن شهر معدن دانش و فضیلت میشود؛ تا جایی که در زمین هیچکس در دین ناتوان و ناآگاه باقی نمیماند، حتی زنان پردهنشین در پشت پردهها. و این در نزدیکی زمان ظهور قائم ما خواهد بود. پس خداوند قم و مردم آن را جانشین حجّت قرار میدهد (بحار الأنوار، 57/ 213).
مجلسی -گردآورندۀ بحار الأنوار- این حدیث را از ترجمۀ تاریخ قم نقل کرده و آن را به عربی بازگردانده است (اصل متن عربی تاریخ قم در دسترس ما و مجلسی نبوده است). با رجوع به اصل ترجمۀ تاریخ قم میبینیم که به جای عبارت «عند قرب ظهور قائمنا: در نزدیکی زمان ظهور قائم ما»، عبارتِ «به نزدیکِ غیبت و ناپدید شدن حجة الله» آمده است:
عن قريب باشد كه كوفه روزكارى از مؤمنان خالى كردد، و علم و دانش در آن نابديد شود، چنانجه مار كه در سوراخ رود و پنهان شود، و از وى أثر نماند، و علم و دانش بشهرى كه آنرا قم كويند ظاهر شود و روشن كردد، و معدن اهل علم و فضل شود، كه بر روى زمين هيچ مستضعفى و سست دينى بنماند، تا غايت كه زنان پردهنشين در پردها بعلم امامت و ولايت عالم كردند، و اين حكم بذيشان برسد. و اين معنى بنزديك غيبت و نابديد شدن حجة الله بُوَد (ترجمۀ تاریخ قم، 268).
بر این اساس، این حدیث ارتباطی با دورۀ حاضر و «پیش از ظهور» ندارد و مثلاً یک پیشگویی از انتقال حوزۀ علمیۀ اصلی شیعه از نجف به قم در قرن چهاردهم نیست. بلکه صرفاً نقلی است ناظر به پیش از غیبت امام قائم (ع) یعنی اوایل قرن سوم هجری؛ همان دورهای که مدرسۀ حدیثی کوفه رو به افول رفت و مدرسۀ حدیثی قم در اوج شکوفایی قرار گرفت.
«در نسخه اصلی بحار به خط مجلسی هم که در کتابخانه مرعشی نگهداری میشود (ش 9854) در برگ 145 همین روایت با تعبیر "و ذلک عند قرب غیبه قائمنا" است نه "عند ظهور"» (https://t.me/jafarian1964/11950). لذا این تحریف پس از مجلسی رخ داده است.#حدیث_سنجی@Khabar_sanj
۱۷:۱۹
در آیات آغازین سورۀ نساء آمده که در «کتاب» گفته شده که بنیاسرائیل دو فساد بر روی زمین میکنند و در هر دو مرتبه گروهی وارد «مسجد» میشوند و به بنیاسرائیل آسیب جدی میزنند و «مسجد» را تخریب میکنند:
وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا (4) فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا (5) ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا (6) إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا (7)
بسیاری، این آیات را مربوط به وضعیت فعلی دولت اسرائیل میدانند و آن را پیشگویی نابودی اسرائیل در آینده فرض میکنند. در اینجا ابتدا به بررسی مستندات این گمانه توجه میکنیم و سپس به فهم متن قرآن با توجه به نکات موجود در متن و فکتهای تاریخی میپردازیم.
یکی نقلی در ترجمۀ تاریخ قم که در آن گفته شده منظور از بندگانی که در نوبت اول به بنیاسرائیل آسیب میزنند، اهل قم هستند (ترجمۀ تاریخ قم، 100). این نقل هیچ سندی ندارد و منبع و طریق انتقال آن قابل شناسایی و اعتماد نیست.
نقل دیگر، حدیثی از صالح بن سهل است که در آن گفته شده قومی که در نوبت اول به بنیاسرائیل آسیب میزنند، گروهی هستند که پیش از قیامِ قائم (ع) مبعوث میشوند و هیچ کسی را که خونی از آل محمد (ص) برعهده دارد رها نمیکنند مگر اینکه او را آتش بزنند. این حدیث، نقلی تأویلی است و کمکی به تفسیر ظاهر آیه نمیکند؛ چه دیگر فقرات این آیات را هم بیارتباط با بنیاسرائیل توضیح داده و ناظر به بنیامیه و نواصب توضیح داده است.
پیشتر این حدیث را بررسی کردیم و نشان دادیم که این حدیث ارتباط با نابودی اسرائیل ندارد و مربوط به آتشسوزی فرضی در شهر کوفه است. در اینجا لازم است اضافه کنیم که راویان این حدیث، افرادی چون محمد بن حسن بن شمون، عبدالله بن عبدالرحمن اصم، عبدالله بن قاسم بطل، و صالح بن سهل هستند (کافی، 8/ 206؛ کامل الزیارات، 63) که در منابع رجالی امامیه متهم به دروغگویی و غلو و بدکیشی بودهاند.@Khabar_sanj
۲۰:۴۶
در آیۀ 4 اسراء آمده: «وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ». در دو آیه قبل هم تعبیر «الکتاب» آمده که میتواند به فهم این آیه کمک کند: «وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ» (الاسراء: 2). بنابر این آیه یک گزینۀ معقول برای معنای «الکتاب»، میتواند متن کتاب مقدس باشد.
در آیۀ 7 اسراء آمده: «وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ». یعنی هم در نوبت اول و هم در نوبت دوم، دشمنان وارد «مسجد» شدند و آن را تخریب کردند. مهمترین مسجد یا معبد مربوط به بنیاسرائیل که محور همۀ عبادات آنان است، «معبد سلیمان» است. پیشتر در آیۀ 1 سورۀ اسراء از سفر پیامبر (ص) از مسجد الحرام به مسجد دورتر سخن گفته شده که طبق سنت اسلامی منظور از آن، همان معبد سلیمان است. بنابراین در اینجا هم یک گزینۀ کاملاً معقول برای معنای «المسجد» معبد سلیمان است.
بر این اساس، اگر در تاریخ، دو تخریب اساسی برای معبد سلیمان بشناسیم که هر دو در کتاب مقدس پیشگویی شده باشد، تقریباً میتوانیم با احتمال معقولی این آیات را فهم کنیم.
با مراجعه به منابع میبینیم که در تاریخ بنیاسرائیل دقیقاً دو تخریب اساسی برای معبد سلیمان شناخته میشود که هر دو یهودیها را به مسکنت نشاند: بار اول توسط بابلیها (سال ۵۸۶ پیش از میلاد) و بار دوم توسط رومیها (سال ۷۰ میلادی). نکتۀ جالب توجه آن است که بنابر نظر محققان، هر دوی این تخریبها به نحوی در کتاب مقدس پیشگویی شده است: ویرانی اول در لاویان ۲۶: ۱۴-۳۹ و دومین ویرانی در مرقس ۱۳: ۱-۲؛ متی ۲۴: ۱-۲؛ لوقا ۲۱: ۵-۶ (رینولدز، 2018م، ص433-434).
همچنین در سنت حدیثی شیعه و اهلسنت، روایات بسیاری در «فتن و ملاحم» هست که حوادث آینده تا «آخرالزمان» و «خروج دجال» و «خروج مهدی» و «قیامت» را برمیشمارد. در حد بررسی ما، در این روایات، به ساخت معبد سلیمان توسط یهود و تخریب آن و بازسازی مجدد قبل از قیام مهدی اشارهای نشده است. اگر در تصور سنت اسلامی، این آیات ناظر به آینده بود، حتماً میبایست این آیات مساهمت مهمی در احادیث «ملاحم و فتن» میداشت.@Khabar_sanj
۲۰:۴۶
حسن رحیمپور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، از فریدون عباسی نقل کرده که رهبر انقلاب گفته بوده که اگر در برجام کیک زرد را تحویل نداده بودند آمریکا جرئت نمیکرد به ایران حمله کند.
این نقل قول از آقای عباسی در حالی است که او در ساعات اولیۀ روز نخست جنگ ۱۲ روزه ترور شده بود و امکان این را که پس از حملات اسرائیل و آمریکا در جلسهای با آیتالله خامنهای دیداری داشته باشد و نقلقولی از ایشان را به رحیمپور ازغدی بگوید نداشته است.
علاوه بر این، نقل قول مطرح شده با واقعیتها همخوانی ندارد؛ زیرا آنچه بر اساس برجام به روسیه فروخته شده بود اورانیوم مازاد بر نیاز ایران بوده است و نه کیک زرد.
رئیس وقت سازمان انرژی اتمی دربارۀ این داد و ستد هستهای گفته بود: حدود ۱۱ تن اورانیوم غنی شده مازاد را فرستادیم و حدود ۲۰۰ تن کیک زرد گرفتیم. قرار بود فقط ۸۰ تن بگیریم که شرایط به سمتی رفت که بیش از این میزان هم دریافت کردیم.
علیاکبر صالحی دربارۀ هزینه و فایدۀ این معامله اینطور توضیح داد که هم هزینه غنیسازی و هم هزینه تبدیل اورانیوم و هم هزینه مواد اولیه را دریافت کردیم.
۸:۲۵
خبرسنج
اگر کیک زرد تحویل داده نشده بود، آمریکا جرئت حمله نداشت؟ حسن رحیمپور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، از فریدون عباسی نقل کرده که رهبر انقلاب گفته بوده که اگر در برجام کیک زرد را تحویل نداده بودند آمریکا جرئت نمیکرد به ایران حمله کند. این نقل قول از آقای عباسی در حالی است که او در ساعات اولیۀ روز نخست جنگ ۱۲ روزه ترور شده بود و امکان این را که پس از حملات اسرائیل و آمریکا در جلسهای با آیتالله خامنهای دیداری داشته باشد و نقلقولی از ایشان را به رحیمپور ازغدی بگوید نداشته است. علاوه بر این، نقل قول مطرح شده با واقعیتها همخوانی ندارد؛ زیرا آنچه بر اساس برجام به روسیه فروخته شده بود اورانیوم مازاد بر نیاز ایران بوده است و نه کیک زرد. رئیس وقت سازمان انرژی اتمی دربارۀ این داد و ستد هستهای گفته بود: حدود ۱۱ تن اورانیوم غنی شده مازاد را فرستادیم و حدود ۲۰۰ تن کیک زرد گرفتیم. قرار بود فقط ۸۰ تن بگیریم که شرایط به سمتی رفت که بیش از این میزان هم دریافت کردیم. علیاکبر صالحی دربارۀ هزینه و فایدۀ این معامله اینطور توضیح داد که هم هزینه غنیسازی و هم هزینه تبدیل اورانیوم و هم هزینه مواد اولیه را دریافت کردیم.
" />
انصافنیوز (با اندکی تغییرات) @Khabarsanj
حسن رحیمپور ازغدی از فریدون عباسی نقل کرده بود که اگر کیک زرد و مواد هستهای از کشور خارج نشده بود، آمریکا جرئت نمیکرد که حمله کند.
به توجه به اشاره ازغدی به کیک زرد و جرئت آمریکا و ناهمخوانی آن با واقعیت خارجی، این نقلقول مورد تردید قرار گرفت.
با جستجو روشن شد که نقلقول ازغدی دقیق نبوده ولی هستهٔ اصلی نقلقولش درست است و فریدون عباسی پیش از وقوع جنگ ۱۲ روزه مشابه چنین سخنی را دربارهٔ سایهٔ جنگ از رهبری نقل کرده بوده است:
فریدون عباسی در مصاحبهاش با خبرگزاری دانشجو در خرداد ۱۴۰۴ گفته بود: «رهبری درخصوص آب سنگین و اورانیوم غنیشده که در جریان برجام از کشور خارج شد، گفتند که "اگر همان مواد در داخل کشور باقی میماند، بازدارنده بود"» (خبرگزاری دانشجو).@Khabarsanj
۱۱:۴۵
در سالهای اخیر با انتشار کتابهای پرتیراژی نظیر «سه دقیقه در قیامت» و «شنود»، موجی از توجه به مقوله «تجربههای نزدیک به مرگ» (NDE) ایجاد شده است. اما بررسیِ انتقادیِ این کتابها، پرسشهای جدی و بیپاسخی را دربارهٔ هویت راویان، شواهد اصالت این مکاشفات، و فرایند ثبت آنها مطرح میکند؛ تا جایی که شواهد متعددی بر ساختگیبودن دستکم بخشهایی از این داستانها دلالت دارد (نمونهٔ انتقادات).
اما ماجرا درباره کتاب و مستند «شنود» ابعاد پیچیدهتر و خطرناکتری پیدا کرده است:
راوی کتاب «شنود» (با نام مستعار «آقا صادق» که توسط مصطفی امینیخواه معرفی شد)، به روایتِ یک تجربهٔ ایستای عرفانی بسنده نکرده است. او اکنون در فضای مجازی، بهویژه شبکه ایتا، نقش یک «پیامبر» و «پیشگو»ی جدید را بازی میکند.
با هر رخداد سیاسی و اجتماعی —از کشتهشدن طلاب مشهدی و سقوط بالگرد رئیسجمهور، تا انتخابات ۱۴۰۳، مواضع چهرههای سیاسی و مداحان، و اخیراً شهادت رهبر انقلاب— او ناگهان ظاهر شده و ادعا میکند که تمام این جزئیات را سالها پیش در عالم کُما دیده بوده است! او حتی پا را فراتر گذاشته و برای جریانهای انقلابی، با ادبیاتی دستوری («باید چنین شود»)، تعیین تکلیف میکند.
یکی از بارزترین نشانههای کذببودن ادعاهای راوی «شنود»، تکیه بر تکنیک «پیشگویی پس از واقعه» است. اما هرگاه پای آینده به میان میآید، پیشبینیهای او به کلیگویی یا دستورالعملهای بیمبنا تقلیل مییابد.
برای نمونه در جریان درگیریهای اخیر (جنگ رمضان)، او صراحتاً دستور داد: «باید در ساعات اولیه، کلیه مقرهای منافقین در پاریس، سوئد و آلبانی با موشک و پهپاد زده شود!» پرسش اینجاست: اگر او در مکاشفهٔ خود، تحقق این امر را دیده است، صدور فرمانِ «باید» چه معنایی دارد؟ گذشت زمان و عدم درگیری ایران با این کشورها در آن مقطع، پوچبودن این بافتهها را ثابت کرد.
ادعاهای «آقا صادق» حتی با خودش هم در تعارض است. او در دیداری با «منان رئیسی» (که در ۱ دی ۱۴۰۴ در کانال ایتای وی ثبت شد) صریحاً مدعی شد: «من دیدم که خود آقا تا زمان ظهور پرچمدار خواهند بود... و خود ایشان زمامداری را تحویل حضرت حجت (عج) خواهند داد».
اما پس از شهادت رهبر انقلاب و باطلشدن این پیشگویی، او در فایلی صوتی که در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ منتشر شد، بدون کمترین اشارهای به ادعای قبلی خود، بدون شرم گفت: «قبل از شهادت آقا، من گفتم آقا شهید میشوند و این را در سال ۹۳ در عالم کما دیده بودم!»
شاید روشنترین سند برای اثبات داستانپردازیهای راوی «شنود»، زمانپریشیهای تاریخیِ آن باشد. او در کتاب مدعی است در اوایل سال ۱۳۹۳ در سیر برزخی خود دیده است که «عربستان حملات سختی را بر ضد مردم یمن آغاز کرده و یمن در محاصره کامل است... و رزمندگان یمنی میگویند هرگز اجازه نمیدهیم صعده سقوط کند».
این در حالی است که در اوایل سال ۹۳ حوثیها در اوج قدرت و پیشروی بودند و هیچ خبری از محاصره و حملات عربستان نبود! جنگ یمن و حملات ائتلاف سعودی یک سال بعد، یعنی در فروردین ۱۳۹۴ (مارس ۲۰۱۵) آغاز شد.
نکته جالب توجه اینکه، پس از افشای این گافِ تاریخی توسط کانال تلگرامی «غلوپژوهی»، نویسندگان کتاب در چاپهای بعدی، کل این بخش از داستان را تغییر دادند! مشخص نیست اگر این روایات، «مشاهدات عینی عالم غیب» هستند، چگونه با نقدِ تاریخیِ منتقدان در این دنیا، ویرایش و آپدیت میشوند؟!@Khabar_sanj
۱۸:۵۰
به دنبال طرح نقدهای روشمند نسبت به تناقضات آشکار و پیشگوییهای ابطالشدۀ راوی مستند «شنود» پیرامون تحویل پرچم انقلاب به حضرت حجت (عج) توسط رهبر سابق (نمونه)، اخیراً رسانۀ وابسته به این جریان کوشیده است تا با توسل به مفاهیم کلامی، پاسخی برای این بنبست معرفتی فراهم آورد:
"آقا صادق، شهادت رهبر انقلاب را دیده بودند و به برخی از اطرافیان نزدیک هم گفته بودند، ولیکن مدام تأکید میکردند که برای ایشان صدقه دهید... به امید اینکه در این قضیه بداء شود. به آقای دکتر [منان] رئیسی هم گفته بودند انشاءالله رهبری هستند." (کانال مستند صوتی شنود)
۱. ادعاهای متناقض در استفاده از مفهوم «بداء»؛ بداء در شهادت یا حیات رهبر؟
در مبانی کلامی شیعه، مفهوم «بداء» به معنای تغییر در مقدرات غیرحتمی در پی کنشهای انسانی (مانند صدقه یا دعا) است. بر اساس ادعایِ جدیدِ کانال شنود، راویِ محترم پیشتر «شهادت» را در عالم مکاشفه دیده بوده و صرفاً امید داشته است که با صدقه، در این تقدیر «بداء» رخ دهد و ایشان حیات یابند.
اما شگفتی ماجرا در مراجعه به اسناد پیشین آشکار میشود. در گزارش مکتوب آقای منان رئیسی (نماینده شهرستان قم در مجلس شورای اسلامی) از دیدار با این راوی (تصویر دوم)، صورتبندیِ مکاشفه کاملاً معکوس است:
"گفتند که آنچه من دیدم این بود که خود آقا تا زمان ظهور پرچمدار خواهند بود و اگر سستی مؤمنین سبب بداء نشود انشاءالله خود ایشان زمامداری را تحویل حضرت حجت (عج) خواهند داد."
در اینجا با یک پدیدۀ کمنظیر در تاریخ ادعاهای ماورایی مواجهیم: نه تنها در تحقق وقایع بداء شده که در اصل دیدههای سابق هم تغییر رخ داده! در ادعای نخست، راوی صراحتاً «حیات تا ظهور» را در عالم غیب رؤیت کرده و احتمالِ بداء را برای «شهادت» محفوظ دانسته است. اما در نسخۀ بهروزشده، ایشان «شهادت» را رؤیت کرده و احتمال بداء را برای «حیات» مطرح میفرماید! از منظر تحلیلی، گویا مشاهداتِ ماوراییِ ایشان از این انعطاف شگرف برخوردارند که بسته به رخدادهای سیاسیِ روز، نهتنها در زمان حال، بلکه در حافظۀ تاریخی نیز بازنویسی شوند.
۲. فقدان چشمانداز نسبت به دورهٔ پس از رهبری؛ کنسلشدن ظهور با شهادت رهبر؟
علاوه بر تناقض فوق، مواضع راوی در ایام انتخابات ریاستجمهوری نیز به وضوح ابطالکنندۀ ادعاهای فعلی است.
در فایل صوتی منتشرشده توسط مصطفی امینیخواه در ایام انتخابات، «آقا صادق» با صراحتِ تمام، تحلیلی آخرالزمانی از شرایط ارائه میدهد:
"انتخابات یک دو راهی است برای امت؛ یک سرش [انتخاب جلیلی/ قایباف میشود که] میتواند به ظهور برسد یا [انتخاب پزشکیان میشود که] به ته دره. هر امتحانی تایم دارد. ما اندازهای که حضرت آقا هست وقت داریم چون عکسی را که من در ماجرای ملائکۀ الهی دیدم، عکسی را پشت سر حضرت آقا ندیدم و احتمال اینکه مهلت نظام و امت برای رساندن به ظهور با رفتن حضرت آقا به پایان برسد هست. شیطان کار آن طرفیها را ساده کرده و آنها اجماع دارند بر پزشکیان"
این بیانات بهروشنی نشان میدهد که راوی، هیچ چشمانداز و امتدادی برای نظام پس از حیات رهبر انقلاب متصور نبوده است. در واقع، به نظرش اگر پزشکیان که کاندید مورد اجماع «شیاطین» است انتخاب شود، دیگر ظهور کنسل میشود و بعد از حیات رهبری، امت دیگر فرصتی برای ظهور ندارد. کاملاً بر خلاف ادعاهایی که بعد از حیات رهبری و جنگ رمضان کرد که گفت این جنگ تا نابودی اسرائیل پیش میرود و باید آلبانی را زد!@Khabar_sanj
۹:۱۹
@Khabar_sanj
۹:۲۰
۹:۲۰
نبوت آقا صادق.mp3
۰۰:۴۰-۳۲۰.۵ کیلوبایت
پیشتر گفتیم که راویِ «مستند شنود» (موسوم به «آقا صادق») به بازگویی یک «تجربۀ ایستای عرفانی» بسنده نکرده و با تغییری بنیادین در نقش خود، از یک «گزارشگر ساده» به یک «کنشگرِ صاحبوحی» بدل شده است. او اکنون در هر رخداد کلان، مدعیِ مشاهدۀ پیشینیِ جزئیات است و با صدور اوامر و نواهی، از مخاطبان انتظارِ تبعیت محض دارد.
یک شاهد مهم بر این تغییر نقش از «راوی» به «نَبِی»، سخنانی است که «آقا صادق» بدون واهمه در بخشی از صوتی که در تاریخ 14 اسفند 1404 در کانال «مستند صوتی شنود» منتشر شده، گفته است:
"همان صبحی که اتفاق شهادت حضرت آقا رخ داد، من صدای هلهلهٔ اهل ملکوت را شنیدم که چه قدر خوشحال بودند که سید و سالار شهدا حضرت امام خامنهای به ملکوت اعلی رفتند و اونجا با شهدا و یارانشون و حضرت حجت رو به رو شدند." (صوت حاضر)
او در اینجا دیگر از سناریوی بازگویی «مشاهدات کُمایی سال 1393» خروج میکند و صراحتاً مدعی میشود که در بیداری و در لحظۀ وقوع حادثه و جهان بیرون از کُما، صدای «اهل ملکوت اعلی» (خدا و ملائکه) را شنیده است!@Khabar_sanj
۱۴:۴۶
نبوت آقا صادق 2.mp3
۰۱:۱۰-۱.۰۸ مگابایت
پیشتر گفتیم راوی «مستند شنود» با تغییر نقش از یک «راوی» به «نبی»، هر حادثۀ جدیدی را به مکاشفات سال ۹۳ نسبت داده و بر همان اساس فرمان صادر میکند.
اکنون «آقا صادق» در پاسخ به نقدهای «خبرسنج» دربارۀ ادعای «نبوت»، هرگونه ارتباطی با «عالم غیب» را نفی کرده:
"با کلماتی مثل پیشگو، ادعای نبوت، مدعی ارتباط با عالم غیب و... در حال تخریب و نقد یک طرفهٔ این حقیر هستند. بنده اصلا هیچ ادعایی مبنی بر پیشگویی یا ارتباط با عالم غیب و همچین مطالبی نداشتهام و ندارم." (کانال مستند شنود، ۷ اردیبهشت)
"من صحنۀ شهادت آقا را در قنوت نماز دیدم، سه بار نمازم شکست، صحنۀ خوردن بیت آقا به من نشان داده شد، دیدم صبح زود و دود از بیت بلند میشود و بیت را اسرائیل زده و خبر شهادت را غروب به ما میدهند... جریان شهادت آقا را کی دیدم و چی شده، ربطی به تجربۀ شنود و تجربۀ سال 93 نداره و چند ماه قبل از شهادت آقا دیده شده" (صوت حاضر)
۱۹:۲۹
دکتر موسی حقانی، مدعی شده که آیتالله خامنهای نهتنها سریال مشهور آمریکایی «فرار از زندان» (Prison Break) را دیده، بلکه برای درک بهتر مناسبات قدرت و لایههای اجتماعی غرب، آن را سه بار تماشا کرده است.
این ادعا غریب به نظر میرسد؛ چه آیتالله خامنهای اگرچه شخص کتابخوانی بود و مثلاً به رمانهای کلاسیک خارجی علاقه داشت، اشارات زیاد و مکرری به توجه به سینمای غرب نداشته است.
افزون بر این، سریال فرار از زندان یک اثر اکشن و عامهپسند است و از آثار فاخر و کلاسیک به شمار نمیآید و مکرر دیدنش تأثیر خاصی بر شناخت ساختارهای غرب ندارد. بلکه معمولاً تنها کسانی چند بار چنین سریالهایی را میبینند که علاقهمند شدید و اصطلاحاً «فَن» آن باشد.
اساساً تماشای سه بارهٔ سریالی با حدود ۹۰ قسمت، مستلزم صرف ساعتهای زیادی است. با توجه به حجم مشغلههای رهبری، اختصاص چنین زمانی به یک اثر سرگرمی غربی، حتی با هدف تحلیل، کمی دور از ذهن به نظر میرسد.
گفتنی است آیتالله خامنهای در بازدید اخیر از نمایشگاه کتاب (۱۴۰۳)، با مشاهدۀ یک عنوان کتاب به نام «فرار از زندان» اشاره کرد که در دوران مبارزات و زندان (پیش از انقلاب)، آن را مطالعه کرده است. از این روی، ممکن است مطالعۀ این کتاب با دیدن آن سریال در ذهن گوینده یا منبعش خلط شده باشد.@Khabar_sanj
۱۸:۵۷
نبوت آقا صادق 3.mp3
۰۰:۴۳-۱.۶۸ مگابایت
پیشتر گفتیم که «آقا صادق» راوی «مستند شنود» به بازگویی یک تجربۀ عرفانی ایستا بسنده نکرده و در مقام یک «نبی» اوامر و نواهی صادر میکند و مکاشفات مستمر دارد و در نماز آینده را میبیند و صدای ملکوت اعلی و فرشتگان را میشنود (هشتگ #شنود را در کانال خبرسنج دنبال کنید).
حال در اینجا -بخشی از جلسۀ اول «مستند شنود»- میبینیم که رسماً او خود را در مقام یک «رسول معصوم» تصوّر میکند که باید عصمت در مقام دریافت و تبلیغ داشته باشد:
«... خدا این صداقت را به زبان من بدهد؛ من کلمهای بالا و پایین نگویم ... سعی میکنم واو به واو بگویم ... امیدوارم خدا کمک کند آن رسالتی که شاید گردن من بوده که آنها را به من نشان دادند و من باید بگویم، آن رسالت را درست انجام داده باشم و توش معصومیتی که باید هر رسولی داشته باشد در دریافت و ابلاغ، من داشته باشم آن [معصومیت در] رسالت را.» (صوت حاضر، بخشی از جلسۀ اول «مستند شنود»).
این نمونهای است از آثار گسترش غیرعلمی برنامههای «تجربههای نزدیک به مرگ» در رسانۀ ملی مانند برنامۀ «زندگی پس از زندگی» که به مردم جسارت توهّم نبیبودن و رسولشدن میدهد.#شنود @Khabar_sanj
۱۳:۱۱
سید محمدعلی موسوی جزائری نقل کرده از عباس حزباوی -شاعر اهوازی- که شخصاً از رهبری در ماه رمضان، شعر ایشان را گرفته که در آن پیشگویی شهادت ایشان در ماه اسفند آمده است:
«... طاغوت اگر جسم مرا کرده نشانه اسفند شود جان پی عشاق روانه...».
نقلقول موسوی جزائری از عباس حزباوی کاملاً درست است؛ چه حاج عباس حزباوی دقیقاً در شبکۀ ماهوارهای الأهواز همین شعر را از رهبری نقل میکند و داستان گرفتن شعر را هم بیان میکند.
از این فراتر، با خواندن رمز آکروستیک شعر معلوم میشود که شاعر واقعی در واقع، در پی توهین و هجوِ رهبری بوده است*. وقتی حروف اول تمام 22 مصرع را در پی هم بیاوریم این عبارت شوکآور تولید میشود: «من علی خامنهای زادۀ شیطانم»! با توجه به اینکه شعر دربارهٔ رهبری است، چنین آکروستیکی نباید اتفاقی باشد و باید عامدانه باشد.
از سویی داستانی با سند ظاهراً معتبر داریم که شاعری محترم با رابطۀ نزدیک به رهبری نقل میکند و هدفش تقدیس رهبر است و از سوی دیگر قرائن متنی -سبک شعر، نبود امضای شاعر ادعایی، و آکروستیک معکوس شعر- نشان میدهد که با یک شعر جعلی مواجهیم که برخلاف ظاهرِ آن، هدف هجو و توهین دارد.@Khabar_sanj
۱۴:۵۳
شبکهٔ ماهوارهای الأهواز پس از انتقاداتی که در اصالت شعر نقلشده توسط حزباوی مطرح شد، ویدئوی آن را از صفحهٔ آپارات خود و خبر آن را از کانال ایتای خود حذف کرد.
در فرآیندِ اصالتسنجی، حفظ مستنداتی که توسط منبع اصلی حذف شدهاند ضروری است چون لازم است در یک فکتچکینگ دادههای برای مخاطب قابلبررسی باشند. بنابراین در اینجا برای اینکه مخاطبان بتوانند فیلم مشهور موسوی جزایری را با نقل مستقیم حزباوی تطبیق دهند، اصل فیلم را بارگذاری کردیم.
به هر حال، چنانکه پیشتر توضیح دادیم، بنابر قرائن سبکی، ضعف ادبی و تکلّف شعر، نبود تخلّص رهبری در آن، و مهمتر از همه رمز آکروستیک هجوآمیز شعر، این شعر جعلی است. مسئولان انتشار این شعر هم به جای حذف نقلقول باید ریشهٔ جعل را شناسایی و معرفی کنند.@Khabar_sanj
۷:۲۶