کمک به توسعه زیرساخت انسانی و تحول آموزش و پرورش ایران
#ایرانhttps://ble.ir/MortezaNazari_edu
۹:۱۵
صبح چهارشنبه به سالن شهید باهنر دانشگاه دعوت شدیم برای مراسم تکریم یا همان خداحافظی یک مرد خوب از دانشگاه فرهنگیان.دلیل خوب بودن این مرد، شخصیت اصیل و پرهیز از فیگورهای اخلاقی و نمایشِ انقلابیگری بود. عموم همکاران دانشگاه فرهنگیان، ایشان را به خوش اخلاقی و فراجناحی بودن میشناسند. با خدمتکار و کارشناس و مدرس با خُلق خوش رفتار میکرد. آن مردِ خوب، آقای دکتر علی تقوی بود که در سالهای اخیر مسؤلیت نهاد دانشگاه فرهنگیان را بر عهده داشت.در سالهایی که دانشگاه فرهنگیان گرفتار آدمهای تندرو شده بود، وجود امثال آقای تقوی لنگرگاه حفظ تعادل و جلوگیری از تهمت و بداخلاقی بود. فروتن، عاشق ایران و دلداده اهلبیت بود.اگر بخواهم "آقای تقویِ دانشگاه فرهنگیان" را با دو کلمه توصیف کنم، خواهم نوشت: آزادگی و وارستگی.میانهای با تشریفات کاذب و آسانسور اختصاصی نداشت و راحت میشد ایشان را دید. برای دیدار با او لازم نبود از سه لایه پارتیشن بگذرید و خدم و حشم دور خودش راه نینداخته بود.از اصول اخلاقی رفتار در محیط تربیت معلم سر در میآورد. هرکس میدیدش، محبت و اخلاصش را حس میکرد. نقدپذیر بود. باند و هوادار و خبرچین دور خودش نداشت. خودِ واقعیاش بود. غایب نبود و در بین همکاران حضور پیدا میکرد. در برابر سوءاستفاده و زیاده خواهی و انتصابات غلط اگر کاری از دستش برنمیآمد اما از جایگاه معنویاش تذکرات لازم را می داد.برای ایشان در کنار حرم حضرت معصومه و دانشگاه قم آرزوی سلامتی و تداوم خدمات مؤثر اخلاقی و تربیتی دارم.
۱۵:۳۶
https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu
۵:۴۲
انرژی رئیس جمهور برای بهبود نظام آموزشی، صرف معلولها شد یا علتها؟ توجه و تمرکز پزشکیان بر مسایل مدرسه، توجه و تمرکز روی بَنا بود یا برنامه؟
۱۸:۰۳
سخنرانی در جمع فرهنگیان و دانشگاهیان، دانشگاه هرمزگان، خلیج فارس
#ایران#خلیج_فارس
۷:۱۸
آ مثل آموزش
الف مثل ایران
ققنوس ایران از خاکستر کدام آموزش بر میخیزد؟
مرتضی نظرییادگیرنده و عضو خانواده بزرگ آموزش و پرورش ایران
️پیشرفت ایران، زیرساختهای متنوع میخواهد و هر ایرانی در برابر میهن خود مسؤلیتی دارد. تصور هرگونه درخشش و پیشرفتی برای ایران بدون آمادهسازی زیرساخت انسانی و شخصیتی تقریباً ناشدنی است. بار سنگین این مسؤلیت در کنار خانواده، بر دوش آموزش و پرورش است.در دهه اخیر، خانواده ایرانی تغییرات مشهودی در تمام ابعاد داشته و به تناسب این تغییرات، از مدرسه انتظارات جدیدتری مطالبه میکند.وجه مشترک خواسته خانوادهها از مدرسه، "موفقیت" است، موفقیتِ فرزندان.اما متأسفانه مفهوم موفقیت با کژتابیِ اضطرابآور و پرآسیبی در ذهنیت خانوادهها شکل گرفته. سیاستهای نظام آموزشی و انتظارات خانوادهها هر کدام به سهم خود، فرزندان را تحت عنوان تحصیل، درگیر مسابقه بیهودهای کردهاند. مسابقات بیهودهای که به جز متورمسازی حافظه و حفظ کردن و سپس فراموش شدن، بهره مفیدی برای آنها ندارد. شادابی و سرزندگی کودکی و نوجوانی را میستاند و اتلاف وقت و حس ناکافی بودن در زندگی فردی و اجتماعی به آنان میدهد. معاملهای نابرابر با کودکان ایران.از سویی باید تأثیر تبلیغات تجاری رسانه را هم بر ناخوداگاه خانوادههای ایرانی افزود که معیار موفقيت را در "بیشترداشتن" معرفی میکند تا "بهتربودن". جریانی که آموزش را به کالای تجاری تبدیل کرده و از فرهنگ، آداب همزیستی و رشد متوازن فردی و اجتماعی تهی نموده.
️سیاستگذاران آموزشی و خانوادهها باید از معنا و مفهوم کاذبِ موفقیت به مثابه تلاش برای اول شدن و برتریطلبی دست بکشند و با بچهها مسؤلیت پذیری در برابر پیشرفت سرزمین را تمرین کنند. زیر سایه تعریف نارسا از موفقیت، نهایتاً منافع شخصی حاصل میشود اما روز به روز فاصله با جامعه سعادتمند و روابط مبتنی بر خیرخواهی و همکاری جمعی بیشتر میشود. نتیجه دهها سال واداشتن کودکان و نوجوانان ایران به رقابت برای رتبه و نمره بالاتر، جامعهای با بازندگان بیشتر و برندگان کمتر ساخته و این، زیبنده جامعه صلحجو و خیررسان ایران نیست. تحت سیطره سنگین رقابت، نمره و آزمونهای تمامنشدنی و مسابقه حافظه، آنچه از دست رفته، خلاقیت و شوق زندگی و کودکی است و مدرسه به صحنه بیرحمانهای برای زودتر رسیدن تبدیل شده تا باهم رسیدن.
️ما به توافق مشترکی میان خانواده و حاکمیت بر سر مفهوم موفقیت نیاز داریم. توافق مشترکی برای تغییر نگاه به موفقیت.در وضع مطلوب، موفقیت، یک امر مشترک و جمعی است که در سایه حرکت از ایستگاه حافظه، تیزهوشی و مسابقه نمره و مدال به سمت خردمندی محقق میشود و خردمند، کسی است که چیزی بیشتر از خود را میبیند و بین نفع خود و نفع دیگران تعادل برقرار میکند. میتواند از آموختههایش استفاده درست کند، تصمیم خوب بگیرد، دانستههایش را نه برای خالی کردن روی ورقه امتحان بلکه برای به کاربردن در زندگی استفاده کند. چنین دستاوردی، از دل رویکرد متفاوتی به آموزش و مدرسه نشأت میگیرد. رویکردی که مأموریت مدرسه را همکاری برای بهتر بودن میداند نه مسابقه اول شدن و برتریجویی نسبت به دیگری.موفقیت فرزندان ما، تلاش و تمرین جمعی آنها برای با هم بودن و همکاری برای باهم رشد کردن است. در افق چنین رویکردی به آموزش و پرورش، ارزشِ کودکان و نوجوانان به برتری حافظه آنها نیست بلکه به خردمندی و مفید بودنشان برای خود و دیگری است.
️قرار گرفتن نظام آموزش عمومی ایران در این مسیر به خانهتکانی اساسیِ نگرش حاکم بر سیاستهای آموزش و پرورش نیاز دارد و صد البته همراهی خانوادهها.برگرديم به زیرساختهای ایران پیشرفته. ایران پیشرفته و پیشرو به زیرساخت انسانی و شخصیتی نیاز دارد و مأموريت مشترک و ایرانی ما، ساختن نظام آموزشی و تربیتی برازنده فرزندان ایران است. این مهم حاصل نمیشود مگر با نقد شجاعانه راه طی شده مدرسه و بازسازی توأمان بنا و برنامه مدرسه و شجاعتی بالاتر از این؛ "تغییر الگوی حکمرانی و سیاستگذاری آموزشی، دست کشیدن از تمرکزگرایی و میل به سوی انعطافپذیری، خلاقیت و نوآوری در مدیریت خُرد و کلان آموزش و پرورش، سختگیری در جذب و استخدام معلم، تقویت اقتصاد و زیرساخت کالبدی و فنی آموزش، کیفیت بخشی مدارس دولتی، کاهش تنوع مدارس و دست کشیدن از غربالگری و انواع جداسازیهای نادرست دانشآموزان."ققنوس ایرانِ باشکوه، از مدارسی سر برمیآورد که تمام مأموریتش کمک به خودیابی و کشف و ابراز قابلیتهای پنهان فرزندان ایران باشد.#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
شبکههای اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu
الف مثل ایران
ققنوس ایران از خاکستر کدام آموزش بر میخیزد؟
۹:۱۶
_من باید با مدیر صحبت کنم. معلوم نیست توی این مدرسه چی میگذره...بچه ها چطور تربیت میشن اینجا
اگر پرورش و ساختن بسترهای پرورش را در ابعاد مختلف وجودی انسان ببینیم، نقش مدرسه در این مهم پرداخت اصولی و صحیح به مسائلیست که کودکان در مواجهه با مسائلشان در موقعیت ناب گروهی خواهند داشت. بهجای اینکه بر موضوع زوم کنیم و صرفا به حل دفعی آن بپردازیم از نگاهی وسیعتر ببینیم. بستر را برای توانمندسازی کودکان در جهت تعاملات گروهی فراهم کنیم.
#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
۱۵:۳۶
آسمان ابری آموزش و پرورش ایران:
تحلیلی بر وضعیت کنونی، انتظارات و آینده
وضعیت کنونی آموزش و پرورش ایران، منظرهای تاریک با ابرهای خاکستری و هوای مهآلود را تداعی میکند. جنگ به مثابه کاتالیزور و یا محرکی بود که وضعیت درونی سیستم آموزش وپرورش را با سرعت بیشتری عیان کرد وخاکستری که روی لایه شفاف زیرین را پوشانده بود با موجهای حاصل از انفجار بمبها به سرعت کنار زد ولایه زیرین را عیانتر از گذشته کرد. این تصویر، بازتابی از چالشهای عمیق و ساختاری است که این نهاد حیاتی با آن روبروست. سکوت مراکز مدیریتی، نبود چشمانداز روشن و عدم وجود برنامههای مدون، فضایی از بلاتکلیفی را برای تمامی ذینفعان، از مدیران و معلمان گرفته تا دانشآموزان و خانوادهها، ایجاد کرده است.فقدان برنامهریزی استراتژیک در سطوح بالای مدیریتی، یکی از اساسیترین مشکلات است. این خلاء، منجر به اتخاذ تصمیمات واکنشی و مقطعی میشود که فاقد پایداری و اثربخشی بلندمدت هستند. مدیران بدون برنامه، قادر به ترسیم مسیری مشخص برای پیشبرد اهداف آموزشی و پرورشی نیستند، که این امر خود به تشدید بحران دامن میزند.مردم، به عنوان ولی نعمتان جامعه و سرمایهگذاران اصلی آینده، با چشمانی امیدوار و در عین حال نگران، نظارهگر وضعیت هستند. انتظارات آنها از نظام آموزشی، صرفاً انتقال مفاهیم درسی نیست، بلکه تربیت نسلی پویا، خلاق و مسئولیتپذیر است. این انتظار، زمانی که با ناکارآمدی سیستم مواجه میشود، به سرخوردگی و نگرانی تبدیل میگردد.دانشآموزان، قلب تپنده نظام آموزشی، در این میان بیشترین آسیب را متحمل میشوند. آنها با نداشتن برنامههای آموزشی هدفمند و جذاب، و فقدان راهنماییهای شغلی و تحصیلی مناسب، احساس سردرگمی و بیهدفی میکنند. این وضعیت، نه تنها انگیزه یادگیری را در آنها کاهش میدهد، بلکه آینده تحصیلی و شغلی آنها را نیز با ابهامات جدی روبرو میسازد.سکوت مراکز مدیریتی، در واقع نشاندهنده عدم شفافیت و پاسخگویی در این سیستم است. نبود اطلاعرسانی کافی در مورد اهداف، برنامهها، و نتایج حاصل از فعالیتهای آموزشی، اعتماد عمومی را خدشهدار میکند. این سکوت، مجال را برای گمانهزنیها و شایعات فراهم آورده و بر نگرانیها میافزاید.فقدان روحیه نوآوری و خلاقیت در میان مدیران و سیاستگذاران، مانع بزرگی در مسیر پیشرفت آموزش و پرورش است. سیستم آموزشی نیازمند تغییرات بنیادین، بهویژه در روشهای تدریس، محتوای آموزشی، و ارزیابی دانشآموزان است. اما رویکردهای سنتی و مقاومت در برابر تغییر، مانع از شکوفایی استعدادها و انطباق با نیازهای روز دنیا میشود.تحلیل اجتماعی این کلمات، نشاندهنده یک شکاف عمیق بین انتظارات جامعه و واقعیتهای موجود در نظام آموزش و پرورش است. این شکاف، پیامدهای بلندمدتی بر سرمایه انسانی، توسعه اقتصادی، و ثبات اجتماعی خواهد داشت. بدون اصلاحات اساسی، از جنس برنامهریزی صحیح و مدیریت کارآمد، این ابرهای خاکستری همچنان بر آسمان آموزش و پرورش سایه خواهند افکند. در نهایت، این بحران، نیازمند یک بازنگری جدی در اولویتها و رویکردهاست. گذار از مدیریت روزمره به مدیریت استراتژیک، شفافسازی عملکرد، و ایجاد فضایی برای مشارکت فعال تمامی ذینفعان، از الزامات اساسی برای عبور از این مرحله تاریک و امیدبخشی به آینده است.
#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
۵:۱۷
مرتضی نظری
آ مثل آموزش الف مثل ایران ققنوس ایران از خاکستر کدام آموزش بر میخیزد؟
مرتضی نظری یادگیرنده و عضو خانواده بزرگ آموزش و پرورش ایران
️پیشرفت ایران، زیرساختهای متنوع میخواهد و هر ایرانی در برابر میهن خود مسؤلیتی دارد. تصور هرگونه درخشش و پیشرفتی برای ایران بدون آمادهسازی زیرساخت انسانی و شخصیتی تقریباً ناشدنی است. بار سنگین این مسؤلیت در کنار خانواده، بر دوش آموزش و پرورش است. در دهه اخیر، خانواده ایرانی تغییرات مشهودی در تمام ابعاد داشته و به تناسب این تغییرات، از مدرسه انتظارات جدیدتری مطالبه میکند. وجه مشترک خواسته خانوادهها از مدرسه، "موفقیت" است، موفقیتِ فرزندان. اما متأسفانه مفهوم موفقیت با کژتابیِ اضطرابآور و پرآسیبی در ذهنیت خانوادهها شکل گرفته. سیاستهای نظام آموزشی و انتظارات خانوادهها هر کدام به سهم خود، فرزندان را تحت عنوان تحصیل، درگیر مسابقه بیهودهای کردهاند. مسابقات بیهودهای که به جز متورمسازی حافظه و حفظ کردن و سپس فراموش شدن، بهره مفیدی برای آنها ندارد. شادابی و سرزندگی کودکی و نوجوانی را میستاند و اتلاف وقت و حس ناکافی بودن در زندگی فردی و اجتماعی به آنان میدهد. معاملهای نابرابر با کودکان ایران. از سویی باید تأثیر تبلیغات تجاری رسانه را هم بر ناخوداگاه خانوادههای ایرانی افزود که معیار موفقيت را در "بیشترداشتن" معرفی میکند تا "بهتربودن". جریانی که آموزش را به کالای تجاری تبدیل کرده و از فرهنگ، آداب همزیستی و رشد متوازن فردی و اجتماعی تهی نموده.
️سیاستگذاران آموزشی و خانوادهها باید از معنا و مفهوم کاذبِ موفقیت به مثابه تلاش برای اول شدن و برتریطلبی دست بکشند و با بچهها مسؤلیت پذیری در برابر پیشرفت سرزمین را تمرین کنند. زیر سایه تعریف نارسا از موفقیت، نهایتاً منافع شخصی حاصل میشود اما روز به روز فاصله با جامعه سعادتمند و روابط مبتنی بر خیرخواهی و همکاری جمعی بیشتر میشود. نتیجه دهها سال واداشتن کودکان و نوجوانان ایران به رقابت برای رتبه و نمره بالاتر، جامعهای با بازندگان بیشتر و برندگان کمتر ساخته و این، زیبنده جامعه صلحجو و خیررسان ایران نیست. تحت سیطره سنگین رقابت، نمره و آزمونهای تمامنشدنی و مسابقه حافظه، آنچه از دست رفته، خلاقیت و شوق زندگی و کودکی است و مدرسه به صحنه بیرحمانهای برای زودتر رسیدن تبدیل شده تا باهم رسیدن.
️ما به توافق مشترکی میان خانواده و حاکمیت بر سر مفهوم موفقیت نیاز داریم. توافق مشترکی برای تغییر نگاه به موفقیت. در وضع مطلوب، موفقیت، یک امر مشترک و جمعی است که در سایه حرکت از ایستگاه حافظه، تیزهوشی و مسابقه نمره و مدال به سمت خردمندی محقق میشود و خردمند، کسی است که چیزی بیشتر از خود را میبیند و بین نفع خود و نفع دیگران تعادل برقرار میکند. میتواند از آموختههایش استفاده درست کند، تصمیم خوب بگیرد، دانستههایش را نه برای خالی کردن روی ورقه امتحان بلکه برای به کاربردن در زندگی استفاده کند. چنین دستاوردی، از دل رویکرد متفاوتی به آموزش و مدرسه نشأت میگیرد. رویکردی که مأموریت مدرسه را همکاری برای بهتر بودن میداند نه مسابقه اول شدن و برتریجویی نسبت به دیگری. موفقیت فرزندان ما، تلاش و تمرین جمعی آنها برای با هم بودن و همکاری برای باهم رشد کردن است. در افق چنین رویکردی به آموزش و پرورش، ارزشِ کودکان و نوجوانان به برتری حافظه آنها نیست بلکه به خردمندی و مفید بودنشان برای خود و دیگری است.
️قرار گرفتن نظام آموزش عمومی ایران در این مسیر به خانهتکانی اساسیِ نگرش حاکم بر سیاستهای آموزش و پرورش نیاز دارد و صد البته همراهی خانوادهها. برگرديم به زیرساختهای ایران پیشرفته. ایران پیشرفته و پیشرو به زیرساخت انسانی و شخصیتی نیاز دارد و مأموريت مشترک و ایرانی ما، ساختن نظام آموزشی و تربیتی برازنده فرزندان ایران است. این مهم حاصل نمیشود مگر با نقد شجاعانه راه طی شده مدرسه و بازسازی توأمان بنا و برنامه مدرسه و شجاعتی بالاتر از این؛ "تغییر الگوی حکمرانی و سیاستگذاری آموزشی، دست کشیدن از تمرکزگرایی و میل به سوی انعطافپذیری، خلاقیت و نوآوری در مدیریت خُرد و کلان آموزش و پرورش، سختگیری در جذب و استخدام معلم، تقویت اقتصاد و زیرساخت کالبدی و فنی آموزش، کیفیت بخشی مدارس دولتی، کاهش تنوع مدارس و دست کشیدن از غربالگری و انواع جداسازیهای نادرست دانشآموزان." ققنوس ایرانِ باشکوه، از مدارسی سر برمیآورد که تمام مأموریتش کمک به خودیابی و کشف و ابراز قابلیتهای پنهان فرزندان ایران باشد. #ایران #آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
شبکههای اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_edu https://ble.ir/MortezaNazari_edu https://eitaa.com/mortezanazari_edu https://t.me/MortezaNazari_Edu https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
نسل جدید ایران یعنی همین ۱۶ میلیون دختر و پسر دانش آموز ایران، چندان شباهتی به نسل سیاستگذار و سندنویسِ آموزش و پرورش ندارند نه در سبک زندگی و نه در افکار و گفتار رفتار. این گزاره را به پشتوانه مشاهده و گفتگوهای سه سال اخیرم با صدها معلم، مشاور و مدیر مدرسه و دانشآموزان نوشتم.این فاصله بین نسلی، در گذشته هم بوده اما در دهه اخیر بسیار بیشتر شده.
۷:۱۵
مرتضی نظری
آ مثل آموزش الف مثل ایران ققنوس ایران از خاکستر کدام آموزش بر میخیزد؟
مرتضی نظری یادگیرنده و عضو خانواده بزرگ آموزش و پرورش ایران
️پیشرفت ایران، زیرساختهای متنوع میخواهد و هر ایرانی در برابر میهن خود مسؤلیتی دارد. تصور هرگونه درخشش و پیشرفتی برای ایران بدون آمادهسازی زیرساخت انسانی و شخصیتی تقریباً ناشدنی است. بار سنگین این مسؤلیت در کنار خانواده، بر دوش آموزش و پرورش است. در دهه اخیر، خانواده ایرانی تغییرات مشهودی در تمام ابعاد داشته و به تناسب این تغییرات، از مدرسه انتظارات جدیدتری مطالبه میکند. وجه مشترک خواسته خانوادهها از مدرسه، "موفقیت" است، موفقیتِ فرزندان. اما متأسفانه مفهوم موفقیت با کژتابیِ اضطرابآور و پرآسیبی در ذهنیت خانوادهها شکل گرفته. سیاستهای نظام آموزشی و انتظارات خانوادهها هر کدام به سهم خود، فرزندان را تحت عنوان تحصیل، درگیر مسابقه بیهودهای کردهاند. مسابقات بیهودهای که به جز متورمسازی حافظه و حفظ کردن و سپس فراموش شدن، بهره مفیدی برای آنها ندارد. شادابی و سرزندگی کودکی و نوجوانی را میستاند و اتلاف وقت و حس ناکافی بودن در زندگی فردی و اجتماعی به آنان میدهد. معاملهای نابرابر با کودکان ایران. از سویی باید تأثیر تبلیغات تجاری رسانه را هم بر ناخوداگاه خانوادههای ایرانی افزود که معیار موفقيت را در "بیشترداشتن" معرفی میکند تا "بهتربودن". جریانی که آموزش را به کالای تجاری تبدیل کرده و از فرهنگ، آداب همزیستی و رشد متوازن فردی و اجتماعی تهی نموده.
️سیاستگذاران آموزشی و خانوادهها باید از معنا و مفهوم کاذبِ موفقیت به مثابه تلاش برای اول شدن و برتریطلبی دست بکشند و با بچهها مسؤلیت پذیری در برابر پیشرفت سرزمین را تمرین کنند. زیر سایه تعریف نارسا از موفقیت، نهایتاً منافع شخصی حاصل میشود اما روز به روز فاصله با جامعه سعادتمند و روابط مبتنی بر خیرخواهی و همکاری جمعی بیشتر میشود. نتیجه دهها سال واداشتن کودکان و نوجوانان ایران به رقابت برای رتبه و نمره بالاتر، جامعهای با بازندگان بیشتر و برندگان کمتر ساخته و این، زیبنده جامعه صلحجو و خیررسان ایران نیست. تحت سیطره سنگین رقابت، نمره و آزمونهای تمامنشدنی و مسابقه حافظه، آنچه از دست رفته، خلاقیت و شوق زندگی و کودکی است و مدرسه به صحنه بیرحمانهای برای زودتر رسیدن تبدیل شده تا باهم رسیدن.
️ما به توافق مشترکی میان خانواده و حاکمیت بر سر مفهوم موفقیت نیاز داریم. توافق مشترکی برای تغییر نگاه به موفقیت. در وضع مطلوب، موفقیت، یک امر مشترک و جمعی است که در سایه حرکت از ایستگاه حافظه، تیزهوشی و مسابقه نمره و مدال به سمت خردمندی محقق میشود و خردمند، کسی است که چیزی بیشتر از خود را میبیند و بین نفع خود و نفع دیگران تعادل برقرار میکند. میتواند از آموختههایش استفاده درست کند، تصمیم خوب بگیرد، دانستههایش را نه برای خالی کردن روی ورقه امتحان بلکه برای به کاربردن در زندگی استفاده کند. چنین دستاوردی، از دل رویکرد متفاوتی به آموزش و مدرسه نشأت میگیرد. رویکردی که مأموریت مدرسه را همکاری برای بهتر بودن میداند نه مسابقه اول شدن و برتریجویی نسبت به دیگری. موفقیت فرزندان ما، تلاش و تمرین جمعی آنها برای با هم بودن و همکاری برای باهم رشد کردن است. در افق چنین رویکردی به آموزش و پرورش، ارزشِ کودکان و نوجوانان به برتری حافظه آنها نیست بلکه به خردمندی و مفید بودنشان برای خود و دیگری است.
️قرار گرفتن نظام آموزش عمومی ایران در این مسیر به خانهتکانی اساسیِ نگرش حاکم بر سیاستهای آموزش و پرورش نیاز دارد و صد البته همراهی خانوادهها. برگرديم به زیرساختهای ایران پیشرفته. ایران پیشرفته و پیشرو به زیرساخت انسانی و شخصیتی نیاز دارد و مأموريت مشترک و ایرانی ما، ساختن نظام آموزشی و تربیتی برازنده فرزندان ایران است. این مهم حاصل نمیشود مگر با نقد شجاعانه راه طی شده مدرسه و بازسازی توأمان بنا و برنامه مدرسه و شجاعتی بالاتر از این؛ "تغییر الگوی حکمرانی و سیاستگذاری آموزشی، دست کشیدن از تمرکزگرایی و میل به سوی انعطافپذیری، خلاقیت و نوآوری در مدیریت خُرد و کلان آموزش و پرورش، سختگیری در جذب و استخدام معلم، تقویت اقتصاد و زیرساخت کالبدی و فنی آموزش، کیفیت بخشی مدارس دولتی، کاهش تنوع مدارس و دست کشیدن از غربالگری و انواع جداسازیهای نادرست دانشآموزان." ققنوس ایرانِ باشکوه، از مدارسی سر برمیآورد که تمام مأموریتش کمک به خودیابی و کشف و ابراز قابلیتهای پنهان فرزندان ایران باشد. #ایران #آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
شبکههای اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_edu https://ble.ir/MortezaNazari_edu https://eitaa.com/mortezanazari_edu https://t.me/MortezaNazari_Edu https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
۷:۱۵
بازارسال شده از فرهنگ و توسعه
با درود به همه کسانی که دل در گروی فردای #ایران و #ایرانیان دارند و در پی دستیابی به #رویای_تاریخی ما یعنی #توسعه همه جانبه و متوازن و پایدار و آبادی ایران و آزادی ایرانیان هستند،به اطلاع می رسانیم این کانال برای تجمیع و به اشتراک گذاشتن پستهای مناسب برای #گفتمان سازی در حوزه #فرهنگ و #توسعه تشکیل شده است. امید می رود بتوانیم در این راستا #مفید و #موثر باشیم. 































به این کانال بپیوندید و از #امروز برای #فردا در کنار هم باشیم. لینک کانال فرهنگ و توسعه







@c_d_i_1405
۱۰:۵۵
عالمان و دانشمندان، داناییِ انباشته دارند.فیلسوفان و متفکران، دانشِ انباشته فهمشده و تأملی دارند و چیستی و چرایی دانستههای خود را میفهمند.اما خردمندان، آنچه را که عالمان می دانند و آنچه را فیلسوفان میفهمند را "میتوانند."خردمند، توانایی استفاده از دانستهها برای حل مسأله و تصمیمگیری بهینه را دارد.خرد، تواناییِ پل زدن بین یادگیری و بکارگیری برای نفعرساندن به خود و دیگران (توأمان) است.
#ایران#آموزش_خردورزانه#آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu
۱۷:۵۹
مرتضی نظری
تصویر
حکمرانی آموزشی جهاننگر
۱۶:۴۷
۶:۳۶
عنوان: دریای لطف
نویسنده: حمیدرضا آذریتعداد صفحات: ۲۵۶ناشر: نویدشیراز
این کتاب به قلم حمیدرضا آذری مدیرکل پیشین آموزش و پرورش استان فارس است. آقای آذری در کنار تجربههای زیسته فراوان در حوزه آموزش و پرورش، نظام آموزشی و مدارس کشورهای مختلف را در سفرهای متعدد، مورد مطالعه و بررسی قرار داده و به دلیل تحصیل در رشته جامعهشناسی، علاوه بر نگاه تربیتی، تحلیل اجتماعی از مسائل تعلیم و تربیت دارد.وی در کتاب دریای لطف مسیر تجربی و زندگی معلمی و پر فرازوفرود خود در مديريت آموزش و پرورش را شرح داده. ذهن باز، قلم روان و نگاه نقاد و رویکرد سیستمی از مزیتهای تجربهنگاری آقای آذری در این کتاب است.تمام درآمد حاصل از فروش کتاب دریای لطف، به انجمن حمایت از دانش آموزان استثنایی امید فارس تعلق دارد.مطالعه این کتاب به همراهان به ویژه پژوهشگران مسائل آموزشوپرورش، معلمان و کارشناسان پیشنهاد میشود.تهیه کتاب ۰۹۱۷۷۰۴۵۸۰۸
#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
۶:۳۶
مرتضی نظری
نقدنگاشت - ۱ آسمان ابری آموزش و پرورش ایران: تحلیلی بر وضعیت کنونی، انتظارات و آینده
م.مبشر معلم و پژوهشگر حوزه توسعه انسانی عضو شورای تحریریه، شهر کرمان وضعیت کنونی آموزش و پرورش ایران، منظرهای تاریک با ابرهای خاکستری و هوای مهآلود را تداعی میکند. جنگ به مثابه کاتالیزور و یا محرکی بود که وضعیت درونی سیستم آموزش وپرورش را با سرعت بیشتری عیان کرد وخاکستری که روی لایه شفاف زیرین را پوشانده بود با موجهای حاصل از انفجار بمبها به سرعت کنار زد ولایه زیرین را عیانتر از گذشته کرد. این تصویر، بازتابی از چالشهای عمیق و ساختاری است که این نهاد حیاتی با آن روبروست. سکوت مراکز مدیریتی، نبود چشمانداز روشن و عدم وجود برنامههای مدون، فضایی از بلاتکلیفی را برای تمامی ذینفعان، از مدیران و معلمان گرفته تا دانشآموزان و خانوادهها، ایجاد کرده است. فقدان برنامهریزی استراتژیک در سطوح بالای مدیریتی، یکی از اساسیترین مشکلات است. این خلاء، منجر به اتخاذ تصمیمات واکنشی و مقطعی میشود که فاقد پایداری و اثربخشی بلندمدت هستند. مدیران بدون برنامه، قادر به ترسیم مسیری مشخص برای پیشبرد اهداف آموزشی و پرورشی نیستند، که این امر خود به تشدید بحران دامن میزند. مردم، به عنوان ولی نعمتان جامعه و سرمایهگذاران اصلی آینده، با چشمانی امیدوار و در عین حال نگران، نظارهگر وضعیت هستند. انتظارات آنها از نظام آموزشی، صرفاً انتقال مفاهیم درسی نیست، بلکه تربیت نسلی پویا، خلاق و مسئولیتپذیر است. این انتظار، زمانی که با ناکارآمدی سیستم مواجه میشود، به سرخوردگی و نگرانی تبدیل میگردد. دانشآموزان، قلب تپنده نظام آموزشی، در این میان بیشترین آسیب را متحمل میشوند. آنها با نداشتن برنامههای آموزشی هدفمند و جذاب، و فقدان راهنماییهای شغلی و تحصیلی مناسب، احساس سردرگمی و بیهدفی میکنند. این وضعیت، نه تنها انگیزه یادگیری را در آنها کاهش میدهد، بلکه آینده تحصیلی و شغلی آنها را نیز با ابهامات جدی روبرو میسازد. سکوت مراکز مدیریتی، در واقع نشاندهنده عدم شفافیت و پاسخگویی در این سیستم است. نبود اطلاعرسانی کافی در مورد اهداف، برنامهها، و نتایج حاصل از فعالیتهای آموزشی، اعتماد عمومی را خدشهدار میکند. این سکوت، مجال را برای گمانهزنیها و شایعات فراهم آورده و بر نگرانیها میافزاید. فقدان روحیه نوآوری و خلاقیت در میان مدیران و سیاستگذاران، مانع بزرگی در مسیر پیشرفت آموزش و پرورش است. سیستم آموزشی نیازمند تغییرات بنیادین، بهویژه در روشهای تدریس، محتوای آموزشی، و ارزیابی دانشآموزان است. اما رویکردهای سنتی و مقاومت در برابر تغییر، مانع از شکوفایی استعدادها و انطباق با نیازهای روز دنیا میشود. تحلیل اجتماعی این کلمات، نشاندهنده یک شکاف عمیق بین انتظارات جامعه و واقعیتهای موجود در نظام آموزش و پرورش است. این شکاف، پیامدهای بلندمدتی بر سرمایه انسانی، توسعه اقتصادی، و ثبات اجتماعی خواهد داشت. بدون اصلاحات اساسی، از جنس برنامهریزی صحیح و مدیریت کارآمد، این ابرهای خاکستری همچنان بر آسمان آموزش و پرورش سایه خواهند افکند. در نهایت، این بحران، نیازمند یک بازنگری جدی در اولویتها و رویکردهاست. گذار از مدیریت روزمره به مدیریت استراتژیک، شفافسازی عملکرد، و ایجاد فضایی برای مشارکت فعال تمامی ذینفعان، از الزامات اساسی برای عبور از این مرحله تاریک و امیدبخشی به آینده است. #ایران #آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
شبکههای اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_edu https://ble.ir/MortezaNazari_edu https://eitaa.com/mortezanazari_edu https://t.me/MortezaNazari_Edu https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
بحران مهندسی بدون معنا؛
نگاهی به ضرورت بازگشت به علوم انسانی در نظام هدایت تحصیلی
این روزها دانشآموزان پایه نهم، در تکاپوی انتخاب رشته تحصیلی خود هستند؛ اما اغلب والدین و حتی مدارس و نظام آموزشی، آنها را خواسته یا ناخواسته، به رشتههایی نظیر ریاضی-فیزیک و علوم تجربی سوق میدهند و عملاً نخبهگرایی در علوم انسانی مغفول مانده است. در این میان، ارزش یک رشته تحصیلی تنها با میزان «بازگشت سرمایه» یا «نیاز بازار کار فنی» سنجیده میشود؛ به گونهای که تمام توان آموزشی کشور، به سمت رشتههای سخت و تکنولوژیمحور متمایل شده است.اگرچه شکوه تکنولوژی و ضرورت سلامت، از ارکان تمدن مدرن است، اما یک خطای استراتژیک در این مسیر نهفته است:حکومتی که نخبگانش را فقط در رشتههای مهندسی و پزشکی سر و سامان دهد، بی شک از علوم انسانی که مادر همهی رشتهها و پایهی تغییر و توسعه است، مغفول خواهد ماند.در واقع، آنچه در دوران تحصیل با آن مواجه هستیم، نوعی «تکبعدینگری» است. وقتی هدایت تحصیلی صرفاً «بازار-محور» باشد، دانشآموزان را به سمت تخصصهایی سوق میدهد که شاید در ظاهر پردرآمد باشند، اما آنها را از درک عمیق زیست انسانی نظیر ادبیات، تاریخ، فلسفه، اقتصاد و علوم سیاسی و مدیریتی محروم میکند. نتیجه این فرآیند، تولید لشکری از «متخصصان ماهر اما بدون مسئولیتهای اجتماعی» است.علوم انسانی، برخلاف تصور عامه، یک رشتهی تزیینی یا آکادمیک صرف نیست؛ بلکه «مهندسی روابط انسانی» و «نقشهراه مدیریت جامعه» است. توسعهای که زیربنای آن درک درست از رفتار انسان، عدالت، اخلاق و قدرت نباشد، توسعهای شکننده و بدون جهت است. ما به متخصصانی نیاز داریم که بتوانند از دل دادهها و تکنولوژی، «معنا» استخراج کنند و از دل قوانین، «عدالت» خلق کنند.اگر ما در نظام هدایت تحصیلی، تنها «دانش فنی» را بکاریم و از «خرد انسانی» غافل شویم، آنچه در آینده برداشت خواهیم کرد، نه یک تمدن شکوفا، بلکه ساختاری مکانیکی و بیروح خواهد بود که در برابر کوچکترین بحرانهای ارزشی و اجتماعی، فرو میریزد.به قول حافظ: «هر کسی آن درود عاقبت کار که کِشت»بنابراین، بازنگری در اولویتهای هدایت تحصیلی ضرورت دارد. ما نباید از میان «تکنولوژی» و «انسانیت» یکی را انتخاب کنیم؛ بلکه باید مسیری را بسازیم که در آن، مهندس و پزشک، با ابزار دانش انسانی خود، به خدمت ارتقای کیفیت زندگی بشر درآیند. توسعهای واقعی است که در آن، «دانش مهندسی» در خدمت «خرد انسانی» باشد، نه جایگزین آن./ فرهنگ و توسعه
#علوم_انسانی #ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
۱۴:۰۲