بله | کانال مرتضی نظری
عکس پروفایل مرتضی نظری م

مرتضی نظری

۹۴ عضو
thumbnail
undefinedمسؤلیت ایرانی ما
کمک به توسعه زیرساخت انسانی و تحول آموزش و پرورش ایران
undefinedآموزش خوب حق بچه‌های ایرانه
#ایرانhttps://ble.ir/MortezaNazari_edu
undefined روبیکا | بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
undefinedنشانی شبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری undefinedhttps://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۹:۱۵

undefinedبه بهانه خداحافظی یک مرد خوب از دانشگاه فرهنگیان
undefined مرتضی نظری
صبح چهارشنبه‌ به سالن شهید باهنر دانشگاه دعوت شدیم برای مراسم تکریم یا همان خداحافظی یک مرد خوب از دانشگاه فرهنگیان.دلیل خوب بودن این مرد، شخصیت اصیل و پرهیز از فیگورهای اخلاقی و نمایشِ انقلابی‌گری بود. عموم همکاران دانشگاه فرهنگیان، ایشان را به خوش اخلاقی و فراجناحی بودن می‌شناسند. با خدمتکار و کارشناس و مدرس با خُلق خوش رفتار می‌کرد. آن مردِ خوب، آقای دکتر علی تقوی بود که در سال‌های اخیر مسؤلیت نهاد دانشگاه فرهنگیان را بر عهده داشت.در سال‌هایی که دانشگاه فرهنگیان گرفتار آدم‌های تندرو شده بود، وجود امثال آقای تقوی لنگرگاه حفظ تعادل و جلوگیری از تهمت و بداخلاقی بود. فروتن، عاشق ایران و دلداده اهل‌بیت بود.اگر بخواهم "آقای تقویِ دانشگاه فرهنگیان" را با دو کلمه توصیف کنم، خواهم نوشت: آزادگی و وارستگی.میانه‌ای با تشریفات کاذب و آسانسور اختصاصی نداشت و راحت میشد ایشان را دید. برای دیدار با او لازم نبود از سه لایه پارتیشن بگذرید و خدم و حشم دور خودش راه نینداخته بود.از اصول اخلاقی رفتار در محیط تربیت معلم سر در می‌آورد. هرکس می‌دیدش، محبت و اخلاصش را حس می‌کرد. نقدپذیر بود. باند و هوادار و خبرچین دور خودش نداشت. خودِ واقعی‌اش بود. غایب نبود و در بین همکاران حضور پیدا می‌کرد. در برابر سوءاستفاده و زیاده خواهی و انتصابات غلط اگر کاری از دستش برنمی‌آمد اما از جایگاه معنوی‌اش تذکرات لازم را می داد.برای ایشان در کنار حرم حضرت معصومه و دانشگاه قم آرزوی سلامتی و تداوم خدمات مؤثر اخلاقی و تربیتی دارم.undefinedجانشین آقای‌ دکتر تقوی را آقای دکتر طباطبایی معرفی کردند که از اعضای هیأت علمی دانشگاه خودمان در استان تهران هستند و آن‌طور که گفته شد، قبلاً در دانشگاه‌های شریف و خواجه نصیر هم سمت داشته‌اند. به عنوان عضوی از خانواده بزرگ دانشگاه فرهنگیان، برای ایشان آرزوی توفیق دارم و امیدوارم آقای دکتر طباطبایی برای بهبود و تحول آمده باشند.اخیراً و برای چندمین بار جمعی از مدرسان بازنشستانده شده که بابت قطع حقوق خود، جلوی دانشگاه تجمع کرده‌ بودند یکی از شعارهایشان تلنگر عجیبی داشت:"رئیس وارداتی نمی‌خواهیم"اميدوارم وزیر، مشاوران و نماینده ایشان در دانشگاه فرهنگیان از اتلاف وقت دست بردارند.خدا رحمت کند مرحوم آقای کیا را که با ۲۸ سال سابقه از تدریس در روستا تا دفتر وزارتی و کسب رتبه کارمند نمونه کشوری، وقتی برای پست مدیرکل فرهنگی دانشگاه فراخوان شد، جمعی از دلواپسان هجمه کردند که انتصاب در پست‌های مدیریتی دانشگاه با سابقه بالا ممنوع است، اول باید مأمور بشود و بعد از سه سال، انتقال دائم و چه و چه. اما همین جماعت در برابر انتصاب یک‌شبه افرادی با ۲۹ سال سابقه از خارج مجموعه آموزش و پرورش و یا افرادی بدون هیچ سابقه استخدامی که هم انتقال دائم شدند و هم در سمت‌های مدیرکلی منصوب شدند، تا الان موضع سکوت اتخاذ کردند.نمی‌دانم چگونه می‌شود هم ادعای تقویت تربیت معلم داشت و هم در برابر این اوضاع سکوت کرد.ای کاش حالا که مسؤل جدید نهاد از بدنه کارکنان دانشگاه فرهنگیان منصوب شده، شجاعانه ابلاغ شود که:۱. انتصاب مدیران در تمام لایه‌های مدیریتی از رئیس دانشگاه تا مدیران پایه حتما از بدنه دانشگاه فرهنگیان و یا خانواده آموزش و پرورش باشد.۲.هر مدیری بنا به تجربه و تخصص خود در جایگاه درست قرار بگیرد. به عنوان مثال کسی که رشته تربیت بدنی خوانده و تجربه‌ مدیریت استخر دارد، مدیر امور مالی و اداری نباشد و آنکس که متخصص بودجه است و سالها روی بودجه‌ریزی عملیاتی سابقه کار تخصصی دارد، ناچار به استعفا نشود و آنکس که با ۳۰ سال تجربه آموزش‌های ضمن خدمت بدلیل نقد سیاست‌های اشتباه، با تنزل پست و قطع حقوق روبه‌رو نگردد و آنکس که به بی‌تدبیری در مواجهه با مدرسان نقد داشته، با تنزل پست و مسدودشدن اتوماسیون مواجه نشود و قس علی هذا.undefinedپی‌نوشت:پیرو مصاحبه‌ام در نقد عملکرد دانشگاه فرهنگیان در سال گذشته، عده‌ای "کودک مشاورِ مقیم ساختمان قرنی" برای وزیر محترم، ذهنیت سازی کرده بودند که "من عضوی از یک مثلث هستم و به طور هماهنگ شده می‌نویسم!"صراحتاً به ابوالمشاغل‌های ساختمان قرنی تذکر می‌دهم اینجانب برای اظهارنظر، نیازی به هیچ اجازه‌ای از هیچ مقامی ندارم و آنچه تشخیص بدهم را بعد از بررسی و مطالعه، می‌گویم و می‌نویسم و در صورت نیاز، بدون هیچ هماهنگی و ملاحظه‌‌ای بدعت‌های اشتباه و رویه‌های نادرست مدیران اعم از اصلاح طلب یا اصولگرا را تذکر می‌دهم و از نظام آموزشی تا رسیدن به وضعیتی برازنده فرزندان ایران چشم برنخواهم داشت.#ایرانhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduundefined بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | اینستاگرام

۱۵:۳۶

thumbnail
undefined امروز، روز خلیج فارس است وقدمت نام خلیج فارس به قدمت ایران است.#ایران#خلیج_فارس
undefined بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | اینستاگرام
https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۵:۴۲

thumbnail
undefinedپزشکیان و آموزش و پرورش
انرژی رئیس جمهور برای بهبود نظام آموزشی، صرف معلول‌ها شد یا علت‌ها؟ توجه و تمرکز پزشکیان بر مسایل مدرسه، توجه و تمرکز روی بَنا بود یا برنامه؟
undefined گفتاری از مرتضی نظری
undefined نشانی شبکه‌های اجتماعی بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | اینستاگرامundefinedhttps://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۱۸:۰۳

thumbnail
undefinedپایِ دامن چین‌دارِ گل‌گلی مادر
سخنرانی در جمع فرهنگیان و دانشگاهیان، دانشگاه هرمزگان، خلیج فارس
undefinedآموزشِ خوب حق بچه‌های ایرانه
#ایران#خلیج_فارس
undefined روبیکا | بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
undefined شبکه‌های اجتماعی مرتضی نظریhttps://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۷:۱۸

آ مثل آموزش
الف مثل ایران

ققنوس ایران از خاکستر کدام آموزش بر می‌خیزد؟

undefined مرتضی نظری
یادگیرنده و عضو خانواده بزرگ آموزش و پرورش ایران
undefined️پیشرفت ایران، زیرساخت‌های متنوع می‌خواهد و هر ایرانی در برابر میهن خود مسؤلیتی دارد. تصور هرگونه درخشش و پیشرفتی برای ایران بدون آماده‌سازی زیرساخت انسانی و شخصیتی تقریباً ناشدنی است. بار سنگین این مسؤلیت در کنار خانواده، بر دوش آموزش و پرورش است.در دهه اخیر، خانواده ایرانی تغییرات مشهودی در تمام ابعاد داشته و به تناسب این تغییرات، از مدرسه انتظارات جدیدتری مطالبه می‌کند.وجه مشترک خواسته خانواده‌ها از مدرسه، "موفقیت" است، موفقیتِ فرزندان.اما متأسفانه مفهوم موفقیت با کژتابیِ اضطراب‌آور و پرآسیبی در ذهنیت خانواده‌ها شکل گرفته. سیاست‌های نظام آموزشی و انتظارات خانواده‌ها هر کدام به سهم خود، فرزندان را تحت عنوان تحصیل، درگیر مسابقه‌ بیهوده‌ای کرده‌اند. مسابقات بیهوده‌ای که به جز متورم‌سازی حافظه و حفظ کردن و سپس فراموش شدن، بهره‌ مفیدی برای آنها ندارد. شادابی و سرزندگی کودکی و نوجوانی را می‌ستاند و اتلاف وقت و حس ناکافی بودن در زندگی فردی و اجتماعی به آنان می‌دهد. معامله‌ای نابرابر با کودکان ایران.از سویی باید تأثیر تبلیغات تجاری رسانه را هم بر ناخوداگاه خانواده‌های ایرانی افزود که معیار موفقيت را در "بیشترداشتن" معرفی می‌کند تا "بهتربودن". جریانی که آموزش را به کالای تجاری تبدیل کرده و از فرهنگ، آداب همزیستی و رشد متوازن فردی و اجتماعی تهی نموده.undefined️سیاست‌گذاران آموزشی و خانواده‌ها باید از معنا و مفهوم کاذبِ موفقیت به مثابه تلاش برای اول شدن و برتری‌طلبی دست بکشند و با بچه‌ها مسؤلیت پذیری در برابر پیشرفت سرزمین را تمرین کنند. زیر سایه تعریف نارسا از موفقیت، نهایتاً منافع شخصی حاصل می‌شود اما روز به روز فاصله با جامعه سعادتمند و روابط مبتنی بر خیرخواهی و همکاری جمعی بیشتر می‌شود. نتیجه ده‌ها سال واداشتن کودکان و نوجوانان ایران به رقابت برای رتبه و نمره بالاتر، جامعه‌ای با بازندگان بیشتر و برندگان کمتر ساخته‌ و این، زیبنده جامعه صلح‌جو و خیررسان ایران نیست. تحت سیطره سنگین رقابت، نمره و آزمون‌های تمام‌نشدنی و مسابقه حافظه، آنچه از دست رفته، خلاقیت و شوق زندگی و کودکی است و مدرسه به صحنه‌ بی‌رحمانه‌ای برای زودتر رسیدن تبدیل شده تا باهم رسیدن. undefined️ما به توافق مشترکی میان خانواده و حاکمیت بر سر مفهوم موفقیت نیاز داریم. توافق مشترکی برای تغییر نگاه به موفقیت.در وضع مطلوب، موفقیت، یک امر مشترک و جمعی است که در سایه حرکت از ایستگاه حافظه، تیزهوشی و مسابقه نمره و مدال به سمت خردمندی محقق می‌شود و خردمند، کسی است که چیزی بیشتر از خود را می‌بیند و بین نفع خود و نفع دیگران تعادل برقرار می‌کند. می‌تواند از آموخته‌هایش استفاده درست کند، تصمیم خوب بگیرد، دانسته‌هایش را نه برای خالی کردن روی ورقه امتحان بلکه برای به کاربردن در زندگی استفاده کند. چنین دستاوردی، از دل رویکرد متفاوتی به آموزش و مدرسه نشأت می‌گیرد. رویکردی که مأموریت مدرسه را همکاری برای بهتر بودن می‌داند نه مسابقه‌ اول شدن و برتری‌جویی نسبت به دیگری.موفقیت فرزندان ما، تلاش و تمرین جمعی آنها برای با هم بودن و همکاری برای باهم رشد کردن است. در افق چنین رویکردی به آموزش و پرورش، ارزشِ کودکان و نوجوانان به برتری حافظه آنها نیست بلکه به خردمندی و مفید بودنشان برای خود و دیگری است.undefined️قرار گرفتن نظام آموزش عمومی ایران در این مسیر به خانه‌تکانی اساسیِ نگرش‌ حاکم بر سیاست‌های آموزش و پرورش نیاز دارد و صد البته همراهی خانواده‌ها.برگرديم به زیرساخت‌های ایران پیشرفته. ایران پیشرفته و پیشرو به زیرساخت انسانی و شخصیتی نیاز دارد و مأموريت مشترک و ایرانی ما، ساختن نظام آموزشی‌ و تربیتی برازنده فرزندان ایران است. این مهم حاصل نمی‌شود مگر با نقد شجاعانه راه طی شده مدرسه‌ و بازسازی توأمان بنا و برنامه مدرسه و شجاعتی بالاتر از این؛ "تغییر الگوی حکمرانی و سیاستگذاری آموزشی، دست کشیدن از تمرکزگرایی و میل به سوی انعطاف‌پذیری، خلاقیت و نوآوری در مدیریت خُرد و کلان آموزش و پرورش، سخت‌گیری در جذب و استخدام معلم، تقویت اقتصاد و زیرساخت کالبدی و فنی آموزش، کیفیت بخشی مدارس دولتی، کاهش تنوع مدارس و دست کشیدن از غربال‌گری و انواع جداسازی‌های نادرست دانش‌آموزان."ققنوس ایرانِ باشکوه، از مدارسی سر برمی‌آورد که تمام مأموریتش کمک به خودیابی و کشف و ابراز قابلیت‌های پنهان فرزندان ایران باشد.#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
undefined شبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۹:۱۶

undefined تجربه‌نگاری _ ۱

undefined نجمه ترتیفی زاده
جستجوگر حوزه علوم تربیتیعضو شورای تحریریه، شهر تهران
_من باید با مدیر صحبت کنم‌. معلوم نیست توی این مدرسه چی میگذره...بچه ها چطور تربیت میشن اینجاundefinedوقتی وارد اتاق شد چهره ی ناراحتش نشان از مسئله یا حداقل دغدغه ی مهمی داشت._بچه ها با هم دعوا کردن و به هم حرفهای زشتی زدند حتی یکی از بچه ها برای اینکه قلدریش رو نشون بده زده تو دل بچم.شنونده شدم تا با بیان ناراحتی هایش سبکتر و قابل تعامل تر و فضا برای گفتگوهای عمیق تر فراهم شود._دیروز هم اومدم دنبالش گفته که برگه هاو کاغذهام نیست آخه نباید مدرسه نظارتی داشته باشه؟undefinedآخه چرا کمد بچه ها قفل نداره.لطفا سال بعد حتما کلید کمد های بچه ها رو بشون بدید تا وسایلشون براحتی گم نشه یا دوربین‌ها رو چک کنیدundefined......وقتی آرام شد گفتم چرا باید در کمدها قفل داشته باشه؟ بچه ها بهتره با همین مسائل کوچک و حل انها اعتماد را به یکدیگر یاد بگیرند یا با پاک کردن مسئله بی اعتمادی رو؟الان موضوع مهمه یا پاک کردن مسائلی که بچه ها در این سن در موقعیت اجتماعی و گروهی مدرسه تجربه میکنند؟undefined
اگر پرورش و ساختن بسترهای پرورش را در ابعاد مختلف وجودی انسان ببینیم، نقش مدرسه در این مهم پرداخت اصولی و صحیح به مسائلیست که کودکان در مواجهه با مسائلشان در موقعیت ناب گروهی خواهند داشت. به‌جای اینکه بر موضوع زوم کنیم و صرفا به حل دفعی آن بپردازیم از نگاهی وسیعتر ببینیم. بستر را برای توانمندسازی کودکان در جهت تعاملات گروهی فراهم کنیم.
undefined️برخورد شما به عنوان مربی در مواجهه با اینگونه موقعیت‌ها چگونه است؟
#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
undefined شبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۱۵:۳۶

undefined نقدنگاشت - ۱
آسمان ابری آموزش و پرورش ایران:
تحلیلی بر وضعیت کنونی، انتظارات و آینده

undefinedم.مبشر معلم و پژوهشگر حوزه توسعه انسانیعضو شورای تحریریه، شهر کرمان
وضعیت کنونی آموزش و پرورش ایران، منظره‌ای تاریک با ابرهای خاکستری و هوای مه‌آلود را تداعی می‌کند. جنگ به مثابه کاتالیزور و یا محرکی بود که وضعیت درونی سیستم آموزش و‌پرورش را با سرعت بیشتری عیان کرد و‌خاکستری که روی لایه شفاف زیرین را پوشانده بود با موجهای حاصل از انفجار بمبها به سرعت کنار زد و‌لایه زیرین را عیانتر از گذشته کرد. این تصویر، بازتابی از چالش‌های عمیق و ساختاری است که این نهاد حیاتی با آن روبروست. سکوت مراکز مدیریتی، نبود چشم‌انداز روشن و عدم وجود برنامه‌های مدون، فضایی از بلاتکلیفی را برای تمامی ذینفعان، از مدیران و معلمان گرفته تا دانش‌آموزان و خانواده‌ها، ایجاد کرده است.فقدان برنامه‌ریزی استراتژیک در سطوح بالای مدیریتی، یکی از اساسی‌ترین مشکلات است. این خلاء، منجر به اتخاذ تصمیمات واکنشی و مقطعی می‌شود که فاقد پایداری و اثربخشی بلندمدت هستند. مدیران بدون برنامه، قادر به ترسیم مسیری مشخص برای پیشبرد اهداف آموزشی و پرورشی نیستند، که این امر خود به تشدید بحران دامن می‌زند.مردم، به عنوان ولی نعمتان جامعه و سرمایه‌گذاران اصلی آینده، با چشمانی امیدوار و در عین حال نگران، نظاره‌گر وضعیت هستند. انتظارات آن‌ها از نظام آموزشی، صرفاً انتقال مفاهیم درسی نیست، بلکه تربیت نسلی پویا، خلاق و مسئولیت‌پذیر است. این انتظار، زمانی که با ناکارآمدی سیستم مواجه می‌شود، به سرخوردگی و نگرانی تبدیل می‌گردد.دانش‌آموزان، قلب تپنده نظام آموزشی، در این میان بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. آن‌ها با نداشتن برنامه‌های آموزشی هدفمند و جذاب، و فقدان راهنمایی‌های شغلی و تحصیلی مناسب، احساس سردرگمی و بی‌هدفی می‌کنند. این وضعیت، نه تنها انگیزه یادگیری را در آن‌ها کاهش می‌دهد، بلکه آینده تحصیلی و شغلی آن‌ها را نیز با ابهامات جدی روبرو می‌سازد.سکوت مراکز مدیریتی، در واقع نشان‌دهنده عدم شفافیت و پاسخگویی در این سیستم است. نبود اطلاع‌رسانی کافی در مورد اهداف، برنامه‌ها، و نتایج حاصل از فعالیت‌های آموزشی، اعتماد عمومی را خدشه‌دار می‌کند. این سکوت، مجال را برای گمانه‌زنی‌ها و شایعات فراهم آورده و بر نگرانی‌ها می‌افزاید.فقدان روحیه نوآوری و خلاقیت در میان مدیران و سیاست‌گذاران، مانع بزرگی در مسیر پیشرفت آموزش و پرورش است. سیستم آموزشی نیازمند تغییرات بنیادین، به‌ویژه در روش‌های تدریس، محتوای آموزشی، و ارزیابی دانش‌آموزان است. اما رویکردهای سنتی و مقاومت در برابر تغییر، مانع از شکوفایی استعدادها و انطباق با نیازهای روز دنیا می‌شود.تحلیل اجتماعی این کلمات، نشان‌دهنده یک شکاف عمیق بین انتظارات جامعه و واقعیت‌های موجود در نظام آموزش و پرورش است. این شکاف، پیامدهای بلندمدتی بر سرمایه انسانی، توسعه اقتصادی، و ثبات اجتماعی خواهد داشت. بدون اصلاحات اساسی، از جنس برنامه‌ریزی صحیح و مدیریت کارآمد، این ابرهای خاکستری همچنان بر آسمان آموزش و پرورش سایه خواهند افکند. در نهایت، این بحران، نیازمند یک بازنگری جدی در اولویت‌ها و رویکردهاست. گذار از مدیریت روزمره به مدیریت استراتژیک، شفاف‌سازی عملکرد، و ایجاد فضایی برای مشارکت فعال تمامی ذینفعان، از الزامات اساسی برای عبور از این مرحله تاریک و امیدبخشی به آینده است.
#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
undefinedشبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۵:۱۷

مرتضی نظری
آ مثل آموزش الف مثل ایران ققنوس ایران از خاکستر کدام آموزش بر می‌خیزد؟ undefined مرتضی نظری یادگیرنده و عضو خانواده بزرگ آموزش و پرورش ایران undefined️پیشرفت ایران، زیرساخت‌های متنوع می‌خواهد و هر ایرانی در برابر میهن خود مسؤلیتی دارد. تصور هرگونه درخشش و پیشرفتی برای ایران بدون آماده‌سازی زیرساخت انسانی و شخصیتی تقریباً ناشدنی است. بار سنگین این مسؤلیت در کنار خانواده، بر دوش آموزش و پرورش است. در دهه اخیر، خانواده ایرانی تغییرات مشهودی در تمام ابعاد داشته و به تناسب این تغییرات، از مدرسه انتظارات جدیدتری مطالبه می‌کند. وجه مشترک خواسته خانواده‌ها از مدرسه، "موفقیت" است، موفقیتِ فرزندان. اما متأسفانه مفهوم موفقیت با کژتابیِ اضطراب‌آور و پرآسیبی در ذهنیت خانواده‌ها شکل گرفته. سیاست‌های نظام آموزشی و انتظارات خانواده‌ها هر کدام به سهم خود، فرزندان را تحت عنوان تحصیل، درگیر مسابقه‌ بیهوده‌ای کرده‌اند. مسابقات بیهوده‌ای که به جز متورم‌سازی حافظه و حفظ کردن و سپس فراموش شدن، بهره‌ مفیدی برای آنها ندارد. شادابی و سرزندگی کودکی و نوجوانی را می‌ستاند و اتلاف وقت و حس ناکافی بودن در زندگی فردی و اجتماعی به آنان می‌دهد. معامله‌ای نابرابر با کودکان ایران. از سویی باید تأثیر تبلیغات تجاری رسانه را هم بر ناخوداگاه خانواده‌های ایرانی افزود که معیار موفقيت را در "بیشترداشتن" معرفی می‌کند تا "بهتربودن". جریانی که آموزش را به کالای تجاری تبدیل کرده و از فرهنگ، آداب همزیستی و رشد متوازن فردی و اجتماعی تهی نموده. undefined️سیاست‌گذاران آموزشی و خانواده‌ها باید از معنا و مفهوم کاذبِ موفقیت به مثابه تلاش برای اول شدن و برتری‌طلبی دست بکشند و با بچه‌ها مسؤلیت پذیری در برابر پیشرفت سرزمین را تمرین کنند. زیر سایه تعریف نارسا از موفقیت، نهایتاً منافع شخصی حاصل می‌شود اما روز به روز فاصله با جامعه سعادتمند و روابط مبتنی بر خیرخواهی و همکاری جمعی بیشتر می‌شود. نتیجه ده‌ها سال واداشتن کودکان و نوجوانان ایران به رقابت برای رتبه و نمره بالاتر، جامعه‌ای با بازندگان بیشتر و برندگان کمتر ساخته‌ و این، زیبنده جامعه صلح‌جو و خیررسان ایران نیست. تحت سیطره سنگین رقابت، نمره و آزمون‌های تمام‌نشدنی و مسابقه حافظه، آنچه از دست رفته، خلاقیت و شوق زندگی و کودکی است و مدرسه به صحنه‌ بی‌رحمانه‌ای برای زودتر رسیدن تبدیل شده تا باهم رسیدن. undefined️ما به توافق مشترکی میان خانواده و حاکمیت بر سر مفهوم موفقیت نیاز داریم. توافق مشترکی برای تغییر نگاه به موفقیت. در وضع مطلوب، موفقیت، یک امر مشترک و جمعی است که در سایه حرکت از ایستگاه حافظه، تیزهوشی و مسابقه نمره و مدال به سمت خردمندی محقق می‌شود و خردمند، کسی است که چیزی بیشتر از خود را می‌بیند و بین نفع خود و نفع دیگران تعادل برقرار می‌کند. می‌تواند از آموخته‌هایش استفاده درست کند، تصمیم خوب بگیرد، دانسته‌هایش را نه برای خالی کردن روی ورقه امتحان بلکه برای به کاربردن در زندگی استفاده کند. چنین دستاوردی، از دل رویکرد متفاوتی به آموزش و مدرسه نشأت می‌گیرد. رویکردی که مأموریت مدرسه را همکاری برای بهتر بودن می‌داند نه مسابقه‌ اول شدن و برتری‌جویی نسبت به دیگری. موفقیت فرزندان ما، تلاش و تمرین جمعی آنها برای با هم بودن و همکاری برای باهم رشد کردن است. در افق چنین رویکردی به آموزش و پرورش، ارزشِ کودکان و نوجوانان به برتری حافظه آنها نیست بلکه به خردمندی و مفید بودنشان برای خود و دیگری است. undefined️قرار گرفتن نظام آموزش عمومی ایران در این مسیر به خانه‌تکانی اساسیِ نگرش‌ حاکم بر سیاست‌های آموزش و پرورش نیاز دارد و صد البته همراهی خانواده‌ها. برگرديم به زیرساخت‌های ایران پیشرفته. ایران پیشرفته و پیشرو به زیرساخت انسانی و شخصیتی نیاز دارد و مأموريت مشترک و ایرانی ما، ساختن نظام آموزشی‌ و تربیتی برازنده فرزندان ایران است. این مهم حاصل نمی‌شود مگر با نقد شجاعانه راه طی شده مدرسه‌ و بازسازی توأمان بنا و برنامه مدرسه و شجاعتی بالاتر از این؛ "تغییر الگوی حکمرانی و سیاستگذاری آموزشی، دست کشیدن از تمرکزگرایی و میل به سوی انعطاف‌پذیری، خلاقیت و نوآوری در مدیریت خُرد و کلان آموزش و پرورش، سخت‌گیری در جذب و استخدام معلم، تقویت اقتصاد و زیرساخت کالبدی و فنی آموزش، کیفیت بخشی مدارس دولتی، کاهش تنوع مدارس و دست کشیدن از غربال‌گری و انواع جداسازی‌های نادرست دانش‌آموزان." ققنوس ایرانِ باشکوه، از مدارسی سر برمی‌آورد که تمام مأموریتش کمک به خودیابی و کشف و ابراز قابلیت‌های پنهان فرزندان ایران باشد. #ایران #آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه undefined شبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_edu https://ble.ir/MortezaNazari_edu https://eitaa.com/mortezanazari_edu https://t.me/MortezaNazari_Edu https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
thumbnail
undefined مدرسه تراز جهانی _ ۱

undefined مرتضی نظری

نسل جدید ایران یعنی همین ۱۶ میلیون دختر و پسر دانش آموز ایران، چندان شباهتی به نسل سیاستگذار و سندنویسِ آموزش و پرورش ندارند نه در سبک زندگی و نه در افکار و گفتار رفتار. این گزاره را به پشتوانه مشاهده و گفتگوهای سه سال اخیرم با صدها معلم، مشاور و مدیر مدرسه و دانش‌آموزان نوشتم.این فاصله بین نسلی، در گذشته هم بوده اما در دهه اخیر بسیار بیشتر شده.
undefined️مدرسه برازنده این نسل مدرسه‌ایست که- با تصویر و اینترنت نسبت بسیار نزدیکی دارد،- بچه‌ها را نمره و رتبه نمی‌بیند،- بچه‌ها را با پیش‌فرض‌های تعیین شده نمی‌سنجد و مقایسه نمی‌کند، - مدرسه را خانه رشد دانش‌آموز می‌داند نه میدان مسابقه و رقابت بر سر زودتر رسیدن.- میدان و مجال ابرازِ وجود می‌دهد،- قوه تخیل آن‌ها را نادیده نمی‌گیرد، - تراز قبولی را ضریبی از جرأت‌ورزی می‌داند. جرأت‌ِ پرسیدن، آزمودن، شکستن و خراب کردن، ساختن و دوباره آفریدن، تجربه‌کردن و نوآوری.- رشد ارزش‌هایی مثل خیرخواهی، همزیستی، مسوولیت‌پذیری، همکاری و تعلق خاطر به سرزمین، ادب ایرانی و مفید بودن برای خود و دیگران (توأمان) را مهم‌ترین مأموریت مدرسه می‌داند. مهمتر از هر دستاورد دیگری حتی مهمتر از قبولی در دانشگاه.شما چه فکر می‌کنید؟ مدرسه ایرانی برای قرار گرفتن در تراز مدارس جهان چه می‌خواهد؟دیدگاه‌تان را اینجا بفرستید undefined@mnazari_edu#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
undefinedشبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۷:۱۵

مرتضی نظری
آ مثل آموزش الف مثل ایران ققنوس ایران از خاکستر کدام آموزش بر می‌خیزد؟ undefined مرتضی نظری یادگیرنده و عضو خانواده بزرگ آموزش و پرورش ایران undefined️پیشرفت ایران، زیرساخت‌های متنوع می‌خواهد و هر ایرانی در برابر میهن خود مسؤلیتی دارد. تصور هرگونه درخشش و پیشرفتی برای ایران بدون آماده‌سازی زیرساخت انسانی و شخصیتی تقریباً ناشدنی است. بار سنگین این مسؤلیت در کنار خانواده، بر دوش آموزش و پرورش است. در دهه اخیر، خانواده ایرانی تغییرات مشهودی در تمام ابعاد داشته و به تناسب این تغییرات، از مدرسه انتظارات جدیدتری مطالبه می‌کند. وجه مشترک خواسته خانواده‌ها از مدرسه، "موفقیت" است، موفقیتِ فرزندان. اما متأسفانه مفهوم موفقیت با کژتابیِ اضطراب‌آور و پرآسیبی در ذهنیت خانواده‌ها شکل گرفته. سیاست‌های نظام آموزشی و انتظارات خانواده‌ها هر کدام به سهم خود، فرزندان را تحت عنوان تحصیل، درگیر مسابقه‌ بیهوده‌ای کرده‌اند. مسابقات بیهوده‌ای که به جز متورم‌سازی حافظه و حفظ کردن و سپس فراموش شدن، بهره‌ مفیدی برای آنها ندارد. شادابی و سرزندگی کودکی و نوجوانی را می‌ستاند و اتلاف وقت و حس ناکافی بودن در زندگی فردی و اجتماعی به آنان می‌دهد. معامله‌ای نابرابر با کودکان ایران. از سویی باید تأثیر تبلیغات تجاری رسانه را هم بر ناخوداگاه خانواده‌های ایرانی افزود که معیار موفقيت را در "بیشترداشتن" معرفی می‌کند تا "بهتربودن". جریانی که آموزش را به کالای تجاری تبدیل کرده و از فرهنگ، آداب همزیستی و رشد متوازن فردی و اجتماعی تهی نموده. undefined️سیاست‌گذاران آموزشی و خانواده‌ها باید از معنا و مفهوم کاذبِ موفقیت به مثابه تلاش برای اول شدن و برتری‌طلبی دست بکشند و با بچه‌ها مسؤلیت پذیری در برابر پیشرفت سرزمین را تمرین کنند. زیر سایه تعریف نارسا از موفقیت، نهایتاً منافع شخصی حاصل می‌شود اما روز به روز فاصله با جامعه سعادتمند و روابط مبتنی بر خیرخواهی و همکاری جمعی بیشتر می‌شود. نتیجه ده‌ها سال واداشتن کودکان و نوجوانان ایران به رقابت برای رتبه و نمره بالاتر، جامعه‌ای با بازندگان بیشتر و برندگان کمتر ساخته‌ و این، زیبنده جامعه صلح‌جو و خیررسان ایران نیست. تحت سیطره سنگین رقابت، نمره و آزمون‌های تمام‌نشدنی و مسابقه حافظه، آنچه از دست رفته، خلاقیت و شوق زندگی و کودکی است و مدرسه به صحنه‌ بی‌رحمانه‌ای برای زودتر رسیدن تبدیل شده تا باهم رسیدن. undefined️ما به توافق مشترکی میان خانواده و حاکمیت بر سر مفهوم موفقیت نیاز داریم. توافق مشترکی برای تغییر نگاه به موفقیت. در وضع مطلوب، موفقیت، یک امر مشترک و جمعی است که در سایه حرکت از ایستگاه حافظه، تیزهوشی و مسابقه نمره و مدال به سمت خردمندی محقق می‌شود و خردمند، کسی است که چیزی بیشتر از خود را می‌بیند و بین نفع خود و نفع دیگران تعادل برقرار می‌کند. می‌تواند از آموخته‌هایش استفاده درست کند، تصمیم خوب بگیرد، دانسته‌هایش را نه برای خالی کردن روی ورقه امتحان بلکه برای به کاربردن در زندگی استفاده کند. چنین دستاوردی، از دل رویکرد متفاوتی به آموزش و مدرسه نشأت می‌گیرد. رویکردی که مأموریت مدرسه را همکاری برای بهتر بودن می‌داند نه مسابقه‌ اول شدن و برتری‌جویی نسبت به دیگری. موفقیت فرزندان ما، تلاش و تمرین جمعی آنها برای با هم بودن و همکاری برای باهم رشد کردن است. در افق چنین رویکردی به آموزش و پرورش، ارزشِ کودکان و نوجوانان به برتری حافظه آنها نیست بلکه به خردمندی و مفید بودنشان برای خود و دیگری است. undefined️قرار گرفتن نظام آموزش عمومی ایران در این مسیر به خانه‌تکانی اساسیِ نگرش‌ حاکم بر سیاست‌های آموزش و پرورش نیاز دارد و صد البته همراهی خانواده‌ها. برگرديم به زیرساخت‌های ایران پیشرفته. ایران پیشرفته و پیشرو به زیرساخت انسانی و شخصیتی نیاز دارد و مأموريت مشترک و ایرانی ما، ساختن نظام آموزشی‌ و تربیتی برازنده فرزندان ایران است. این مهم حاصل نمی‌شود مگر با نقد شجاعانه راه طی شده مدرسه‌ و بازسازی توأمان بنا و برنامه مدرسه و شجاعتی بالاتر از این؛ "تغییر الگوی حکمرانی و سیاستگذاری آموزشی، دست کشیدن از تمرکزگرایی و میل به سوی انعطاف‌پذیری، خلاقیت و نوآوری در مدیریت خُرد و کلان آموزش و پرورش، سخت‌گیری در جذب و استخدام معلم، تقویت اقتصاد و زیرساخت کالبدی و فنی آموزش، کیفیت بخشی مدارس دولتی، کاهش تنوع مدارس و دست کشیدن از غربال‌گری و انواع جداسازی‌های نادرست دانش‌آموزان." ققنوس ایرانِ باشکوه، از مدارسی سر برمی‌آورد که تمام مأموریتش کمک به خودیابی و کشف و ابراز قابلیت‌های پنهان فرزندان ایران باشد. #ایران #آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه undefined شبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_edu https://ble.ir/MortezaNazari_edu https://eitaa.com/mortezanazari_edu https://t.me/MortezaNazari_Edu https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
thumbnail

۷:۱۵

بازارسال شده از فرهنگ و‌ توسعه
thumbnail
با درود به همه کسانی که دل در گروی فردای #ایران و #ایرانیان دارند و در پی دست‌یابی به #رویای_تاریخی ما یعنی #توسعه همه جانبه و متوازن و پایدار و آبادی ایران و آزادی ایرانیان هستند،به اطلاع می رسانیم این کانال برای تجمیع و به اشتراک گذاشتن پست‌های مناسب برای #گفتمان سازی در حوزه #فرهنگ و #توسعه تشکیل شده است. امید می رود بتوانیم در این راستا #مفید و #موثر باشیم. undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined به این کانال بپیوندید و از #امروز برای #فردا در کنار هم باشیم. لینک کانال فرهنگ و توسعهundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @c_d_i_1405

۱۰:۵۵

thumbnail
undefined خِرَدنگاشت _ ۱

undefined️خِرَد چیست و چه تفاوتی میان خردمند با عالِم و متفکر و فیلسوف وجود دارد؟

عالمان و دانشمندان، داناییِ انباشته دارند.فیلسوفان و متفکران، دانشِ انباشته فهم‌شده و تأملی دارند و چیستی و چرایی دانسته‌های خود را می‌‌فهمند.اما خردمندان، آنچه را که عالمان می دانند و آنچه را فیلسوفان می‌فهمند را "می‌توانند."خردمند، توانایی استفاده از دانسته‌ها برای حل مسأله و تصمیم‌گیری بهینه را دارد.خرد، تواناییِ پل زدن بین یادگیری و بکارگیری برای نفع‌رساندن به خود و دیگران (توأمان) است.
undefinedبرشی از کارگاه ضیافت خرد، یادگیریِ خردورزانه، مرتضی نظری، تابستان ۱۴۰۴
#ایران#آموزش_خردورزانه#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۱۷:۵۹

مرتضی نظری
undefined تصویر
thumbnail
undefined مدرسه تراز جهانی _ ۲
حکمرانی آموزشی جهان‌نگرundefined گفتاری از دکتر مرتضی نظریundefined ۱:۹ دقیقهنظام آموزشی ما گرفتار دور تسلسلی از تصمیم‌‌گیری‌های ضعیف، جزءنگر و محلی است. سیاستگذاری آموزشیِ یکپارچه، کل‌نگر و جهان‌آشنا، نتیجه فهم درست از جهان جدید است. نظام آموزشی ما برای رسیدن به جایگاهی برازنده ایران، به رهبریِ آموزشی جهان‌نگر نیاز دارد.امروز با یک پرسش مهم مواجهیم:سهم مدرسه ایرانی در جهان جدید چقدر است؟ و ما کجا ایستاده‌ایم؟مدرسه ایرانی بدون پیداکردن نسبت خود با جهان جدید نمی‌تواند موفق باشد. تعریف این نسبت، از عهده «رهبران آموزشیِ جهان‌نگر» بر‌می‌آید. با اطمینان می‌گویم:رهبران آموزشی جهان‌نگر!چون دامنه اثرگذاری فرهنگ ایران، جهانی است. فرهنگ، ادبیات و خزانه خِرَد ایران در تعامل با جهان می‌تواند خود را بازشناسی و بازآرایی کند.مدرسه ایرانی در تراز جهانی، به دیپلماسیِ آموزشی نیازمند دارد که بتواند جهان را از پشت پنجره‌های مدرسه به فرزندان ایران نشان بدهد و بچه‌های ایران را در تراز جهان تربیت کند.#ایران#ایران_جهانی#رهبری_آموزشی_جهان‌نگر#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانهundefinedشبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۱۶:۴۷

thumbnail

۶:۳۶

thumbnail
undefined کتاب _ ۱

عنوان: دریای لطف
نویسنده: حمیدرضا آذری
تعداد صفحات: ۲۵۶ناشر: نویدشیراز
این کتاب به قلم حمیدرضا آذری مدیرکل پیشین آموزش و پرورش استان فارس است. آقای آذری در کنار تجربه‌‌های زیسته فراوان در حوزه آموزش و پرورش، نظام آموزشی و مدارس کشورهای مختلف را در سفرهای متعدد، مورد مطالعه و بررسی قرار داده و به دلیل تحصیل در رشته جامعه‌شناسی، علاوه بر نگاه تربیتی، تحلیل اجتماعی از مسائل تعلیم و تربیت دارد.وی در کتاب دریای لطف مسیر تجربی و زندگی معلمی و پر فرازوفرود خود در مديريت آموزش و پرورش را شرح داده. ذهن باز، قلم روان و نگاه نقاد و رویکرد سیستمی از مزیت‌های تجربه‌نگاری آقای آذری در این کتاب است.تمام درآمد حاصل‌ از فروش کتاب دریای لطف، به انجمن حمایت از دانش آموزان استثنایی امید فارس تعلق دارد.مطالعه این کتاب به همراهان به ویژه پژوهشگران مسائل آموزش‌وپرورش، معلمان و کارشناسان پیشنهاد می‌شود.تهیه کتاب ۰۹۱۷۷۰۴۵۸۰۸
#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
undefined نشانی‌های ما در شبکه‌های اجتماعیhttps://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۶:۳۶

مرتضی نظری
undefined نقدنگاشت - ۱ آسمان ابری آموزش و پرورش ایران: تحلیلی بر وضعیت کنونی، انتظارات و آینده undefinedم.مبشر معلم و پژوهشگر حوزه توسعه انسانی عضو شورای تحریریه، شهر کرمان وضعیت کنونی آموزش و پرورش ایران، منظره‌ای تاریک با ابرهای خاکستری و هوای مه‌آلود را تداعی می‌کند. جنگ به مثابه کاتالیزور و یا محرکی بود که وضعیت درونی سیستم آموزش و‌پرورش را با سرعت بیشتری عیان کرد و‌خاکستری که روی لایه شفاف زیرین را پوشانده بود با موجهای حاصل از انفجار بمبها به سرعت کنار زد و‌لایه زیرین را عیانتر از گذشته کرد. این تصویر، بازتابی از چالش‌های عمیق و ساختاری است که این نهاد حیاتی با آن روبروست. سکوت مراکز مدیریتی، نبود چشم‌انداز روشن و عدم وجود برنامه‌های مدون، فضایی از بلاتکلیفی را برای تمامی ذینفعان، از مدیران و معلمان گرفته تا دانش‌آموزان و خانواده‌ها، ایجاد کرده است. فقدان برنامه‌ریزی استراتژیک در سطوح بالای مدیریتی، یکی از اساسی‌ترین مشکلات است. این خلاء، منجر به اتخاذ تصمیمات واکنشی و مقطعی می‌شود که فاقد پایداری و اثربخشی بلندمدت هستند. مدیران بدون برنامه، قادر به ترسیم مسیری مشخص برای پیشبرد اهداف آموزشی و پرورشی نیستند، که این امر خود به تشدید بحران دامن می‌زند. مردم، به عنوان ولی نعمتان جامعه و سرمایه‌گذاران اصلی آینده، با چشمانی امیدوار و در عین حال نگران، نظاره‌گر وضعیت هستند. انتظارات آن‌ها از نظام آموزشی، صرفاً انتقال مفاهیم درسی نیست، بلکه تربیت نسلی پویا، خلاق و مسئولیت‌پذیر است. این انتظار، زمانی که با ناکارآمدی سیستم مواجه می‌شود، به سرخوردگی و نگرانی تبدیل می‌گردد. دانش‌آموزان، قلب تپنده نظام آموزشی، در این میان بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. آن‌ها با نداشتن برنامه‌های آموزشی هدفمند و جذاب، و فقدان راهنمایی‌های شغلی و تحصیلی مناسب، احساس سردرگمی و بی‌هدفی می‌کنند. این وضعیت، نه تنها انگیزه یادگیری را در آن‌ها کاهش می‌دهد، بلکه آینده تحصیلی و شغلی آن‌ها را نیز با ابهامات جدی روبرو می‌سازد. سکوت مراکز مدیریتی، در واقع نشان‌دهنده عدم شفافیت و پاسخگویی در این سیستم است. نبود اطلاع‌رسانی کافی در مورد اهداف، برنامه‌ها، و نتایج حاصل از فعالیت‌های آموزشی، اعتماد عمومی را خدشه‌دار می‌کند. این سکوت، مجال را برای گمانه‌زنی‌ها و شایعات فراهم آورده و بر نگرانی‌ها می‌افزاید. فقدان روحیه نوآوری و خلاقیت در میان مدیران و سیاست‌گذاران، مانع بزرگی در مسیر پیشرفت آموزش و پرورش است. سیستم آموزشی نیازمند تغییرات بنیادین، به‌ویژه در روش‌های تدریس، محتوای آموزشی، و ارزیابی دانش‌آموزان است. اما رویکردهای سنتی و مقاومت در برابر تغییر، مانع از شکوفایی استعدادها و انطباق با نیازهای روز دنیا می‌شود. تحلیل اجتماعی این کلمات، نشان‌دهنده یک شکاف عمیق بین انتظارات جامعه و واقعیت‌های موجود در نظام آموزش و پرورش است. این شکاف، پیامدهای بلندمدتی بر سرمایه انسانی، توسعه اقتصادی، و ثبات اجتماعی خواهد داشت. بدون اصلاحات اساسی، از جنس برنامه‌ریزی صحیح و مدیریت کارآمد، این ابرهای خاکستری همچنان بر آسمان آموزش و پرورش سایه خواهند افکند. در نهایت، این بحران، نیازمند یک بازنگری جدی در اولویت‌ها و رویکردهاست. گذار از مدیریت روزمره به مدیریت استراتژیک، شفاف‌سازی عملکرد، و ایجاد فضایی برای مشارکت فعال تمامی ذینفعان، از الزامات اساسی برای عبور از این مرحله تاریک و امیدبخشی به آینده است. #ایران #آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه undefinedشبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_edu https://ble.ir/MortezaNazari_edu https://eitaa.com/mortezanazari_edu https://t.me/MortezaNazari_Edu https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
undefined نقدنگاشت - ۲

بحران مهندسی بدون معنا؛
نگاهی به ضرورت بازگشت به علوم انسانی در نظام هدایت تحصیلی

undefined علی تفکری
مدیر آموزشی و نویسنده، شهر تهران
این روزها دانش‌آموزان پایه نهم، در تکاپوی انتخاب رشته تحصیلی خود هستند؛ اما اغلب والدین و حتی مدارس و نظام آموزشی، آن‌ها را خواسته یا ناخواسته، به رشته‌هایی نظیر ریاضی-فیزیک و علوم تجربی سوق می‌دهند و عملاً نخبه‌گرایی در علوم انسانی مغفول مانده است. در این میان، ارزش یک رشته تحصیلی تنها با میزان «بازگشت سرمایه» یا «نیاز بازار کار فنی» سنجیده می‌شود؛ به گونه‌ای که تمام توان آموزشی کشور، به سمت رشته‌های سخت و تکنولوژی‌محور متمایل شده است.اگرچه شکوه تکنولوژی و ضرورت سلامت، از ارکان تمدن مدرن است، اما یک خطای استراتژیک در این مسیر نهفته است:حکومتی که نخبگانش را فقط در رشته‌های مهندسی و پزشکی سر و سامان دهد، بی شک از علوم انسانی که مادر همه‌ی رشته‌ها و پایه‌ی تغییر و توسعه است، مغفول خواهد ماند.در واقع، آنچه در دوران تحصیل با آن مواجه هستیم، نوعی «تک‌بعدی‌نگری» است. وقتی هدایت تحصیلی صرفاً «بازار-محور» باشد، دانش‌آموزان را به سمت تخصص‌هایی سوق می‌دهد که شاید در ظاهر پردرآمد باشند، اما آن‌ها را از درک عمیق زیست انسانی نظیر ادبیات، تاریخ، فلسفه، اقتصاد و علوم سیاسی و مدیریتی محروم می‌کند. نتیجه این فرآیند، تولید لشکری از «متخصصان ماهر اما بدون مسئولیت‌های اجتماعی» است.علوم انسانی، برخلاف تصور عامه، یک رشته‌ی تزیینی یا آکادمیک صرف نیست؛ بلکه «مهندسی روابط انسانی» و «نقشه‌راه مدیریت جامعه» است. توسعه‌ای که زیربنای آن درک درست از رفتار انسان، عدالت، اخلاق و قدرت نباشد، توسعه‌ای شکننده و بدون جهت است. ما به متخصصانی نیاز داریم که بتوانند از دل داده‌ها و تکنولوژی، «معنا» استخراج کنند و از دل قوانین، «عدالت» خلق کنند.اگر ما در نظام هدایت تحصیلی، تنها «دانش فنی» را بکاریم و از «خرد انسانی» غافل شویم، آنچه در آینده برداشت خواهیم کرد، نه یک تمدن شکوفا، بلکه ساختاری مکانیکی و بی‌روح خواهد بود که در برابر کوچک‌ترین بحران‌های ارزشی و اجتماعی، فرو می‌ریزد.به قول حافظ: «هر کسی آن درود عاقبت کار که کِشت»بنابراین، بازنگری در اولویت‌های هدایت تحصیلی ضرورت دارد. ما نباید از میان «تکنولوژی» و «انسانیت» یکی را انتخاب کنیم؛ بلکه باید مسیری را بسازیم که در آن، مهندس و پزشک، با ابزار دانش انسانی خود، به خدمت ارتقای کیفیت زندگی بشر درآیند. توسعه‌ای واقعی است که در آن، «دانش مهندسی» در خدمت «خرد انسانی» باشد، نه جایگزین آن./ فرهنگ و توسعه
#علوم_انسانی #ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
undefined نشانی‌های ما در شبکه‌های اجتماعیhttps://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۱۴:۰۲