بله | کانال فرهنگ و‌ توسعه
عکس پروفایل فرهنگ و‌ توسعهف

فرهنگ و‌ توسعه

۱۷۰ عضو
بازارسال شده از ایران، دلِ زمین. چون‌که ایران دلِ زمین باشد. دل ز تن به بود یقین باشد
thumbnail
من به واسطهٔ شعر و سخن، عاشق ایران شدم
شاعر ایران‌دوست تاجیکستانی از دیوان خانم گلرخسار می‌خواند.
@IRANDELEZAMIN.

۸:۱۴

بازارسال شده از مرتضی نظری
thumbnail
undefined مدرسه تراز جهانی _ ۱

undefined مرتضی نظری

نسل جدید ایران یعنی همین ۱۶ میلیون دختر و پسر دانش آموز ایران، چندان شباهتی به نسل سیاستگذار و سندنویسِ آموزش و پرورش ندارند نه در سبک زندگی و نه در افکار و گفتار رفتار. این گزاره را به پشتوانه مشاهده و گفتگوهای سه سال اخیرم با صدها معلم، مشاور و مدیر مدرسه و دانش‌آموزان نوشتم.این فاصله بین نسلی، در گذشته هم بوده اما در دهه اخیر بسیار بیشتر شده.
undefined️مدرسه برازنده این نسل مدرسه‌ایست که- با تصویر و اینترنت نسبت بسیار نزدیکی دارد،- بچه‌ها را نمره و رتبه نمی‌بیند،- بچه‌ها را با پیش‌فرض‌های تعیین شده نمی‌سنجد و مقایسه نمی‌کند، - مدرسه را خانه رشد دانش‌آموز می‌داند نه میدان مسابقه و رقابت بر سر زودتر رسیدن.- میدان و مجال ابرازِ وجود می‌دهد،- قوه تخیل آن‌ها را نادیده نمی‌گیرد، - تراز قبولی را ضریبی از جرأت‌ورزی می‌داند. جرأت‌ِ پرسیدن، آزمودن، شکستن و خراب کردن، ساختن و دوباره آفریدن، تجربه‌کردن و نوآوری.- رشد ارزش‌هایی مثل خیرخواهی، همزیستی، مسوولیت‌پذیری، همکاری و تعلق خاطر به سرزمین، ادب ایرانی و مفید بودن برای خود و دیگران (توأمان) را مهم‌ترین مأموریت مدرسه می‌داند. مهمتر از هر دستاورد دیگری حتی مهمتر از قبولی در دانشگاه.شما چه فکر می‌کنید؟ مدرسه ایرانی برای قرار گرفتن در تراز مدارس جهان چه می‌خواهد؟دیدگاه‌تان را اینجا بفرستید undefined@mnazari_edu#ایران#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
undefinedشبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۹:۱۴

بازارسال شده از مرتضی نظری
thumbnail

۹:۱۴

بازارسال شده از محمد داوری(فرهنگ و توسعه)
thumbnail
#جهل مذهبی پهنایی به درازای تاریخ دارد
#زکریای_رازی در اواخر عمر به خاطر #اعتقاداتش در #دادگاه های مذهبی بارها محاکمه شد. اما نارحت کننده است که بدانید در این محاکمه ها آنقدر #کتابهایش بر سرش کوبیده شد که #بینایی خود را ازدست داد و نابینا از دنیا رفت!!
می‌گویند شاگردانش به او گفتند حکیم شما بدتر از این را معالجه نمودی پس چرا خود را معالجه نمی‌کنید. در جواب حکیم گفت؛
بینا شوم که چه چیز را ببینم سیاهی #جهل قدرت فاسد و #روزگار بد و سخت مردمان. گمان کنم همان کور باشم کمتر زجر می‌کشم *************** *پ/ن/ #جهل_مذهبی محدود به هیچ دوره‌ای و هیچ کدام از ادیان نبوده و نیست از قرون وسطی(وسطا) تا کنون و از #یهودیت تا #مسحیت و #اسلام و.... وجود داشته و دارد.

۱۱:۰۱

بازارسال شده از جعفر کاظمینی اصل

راه باریک آزادی.mp3

۳۰:۱۸-۶.۹۴ مگابایت
خلاصه صوتی کتاب راه باریک آزادینوشته: دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسونزمان: ۳۰ دقیقهخوانش: اسفندیار خداییاگر قرار باشد کتاب ۶۴۰ صفحه‌ای “راه باریک آزادی” را در فقط یک جمله خلاصه کنیم این می‌شود: آزادی پایدار، در گروِ موازنه قدرت بین دولت و جامعه است؛ یعنی از یک طرف، جامعه باید آن‌قدر قدرتمند باشه که جلوی استبداد دولت را بگیرد و دولت هم آن‌قدر توانمند باشه که جلوی هرج‌ومرج جامعه را بگیرد. نویسندگان کتاب، استدلال می‌کنند که آزادی یک وضعیت اتفاقی یا هدیه از جانب یک حاکم عادل نیست، بلکه نتیجه‌ «رقابتِ سازنده» بین دولت و جامعه...donito.me/esfandiar_khodaeeلینک حمایت داوطلبانه از چکیده ماندگارundefinedخلاصه صوتی کتابهای تاریخی و سیاسی@EsfandiarKhodaeeباز نشر باحجم کم بیقرارundefined

۱۱:۰۴

بازارسال شده از فاطمه کریمی(وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی)
thumbnail
اصل همبستگی را جایگزین تفرقه افکنی کنید!
در روزگاری که ایرانیان داخل کشور در میانه‌ی طوفان‌ جنگ، چالش‌های اقتصادی و معیشتی، خاموشی اینترنت و فشارهای روانی اخبار اعدام‌ها ایستاده‌اند، طرح موضوع حجاب، آن هم با لحنی تهدیدآمیز و استفاده از کلامی که بر پایه ارعاب و ایجاد شکاف میان مردم بنا شده، از نظر منطقی و اخلاقی، راهکار حل مسئله نیست؛ بلکه ابزاری برای منحرف کردنِ افکار از ریشه‌های اصلی بحران‌های پیش روست.
این نوع ادبیات گفتاری که بارها تکرار شده، در واقع باعث گسست اعتماد میان هم‌وطنان است.
ما برای عبور از بحران‌ها به «همبستگی» نیاز داریم، نه به «ترس»! تقسیم جامعه به دو جبهه‌ی مقابل هم، تنها به تقویت عوامل تضعیف‌کننده‌ی کشور کمک می‌کند. راه درست، «گفت‌وگو» و درک متقابل است؛ نه ایجاد «حصارهای ذهنی» و «تهدید امنیت روانی» مردم.
فاطمه کریمیوکیل دادگستری ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۱:۱۷

بازارسال شده از علی تفکری (فرهنگ و توسعه)
thumbnail
کوشش برای پدید آوردن #بهشت در زمین، همواره #دوزخ ساخته است.#کارل_پوپر

۱۱:۱۹

بازارسال شده از مرتضی نظری
thumbnail
undefined خِرَدنگاشت _ ۱

undefined️خِرَد چیست و چه تفاوتی میان خردمند با عالِم و متفکر و فیلسوف وجود دارد؟

عالمان و دانشمندان، داناییِ انباشته دارند.فیلسوفان و متفکران، دانشِ انباشته فهم‌شده و تأملی دارند و چیستی و چرایی دانسته‌های خود را می‌‌فهمند.اما خردمندان، آنچه را که عالمان می دانند و آنچه را فیلسوفان می‌فهمند را "می‌توانند."خردمند، توانایی استفاده از دانسته‌ها برای حل مسأله و تصمیم‌گیری بهینه را دارد.خرد، تواناییِ پل زدن بین یادگیری و بکارگیری برای نفع‌رساندن به خود و دیگران (توأمان) است.
undefinedبرشی از کارگاه ضیافت خرد، یادگیریِ خردورزانه، مرتضی نظری، تابستان ۱۴۰۴
#ایران#آموزش_خردورزانه#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۱۹:۲۴

بازارسال شده از علی تفکری (فرهنگ و توسعه)
مرزهای نامرئی؛ تلاقی حریم خصوصی و نظارت شهری
undefined علی تفکری
در کالبد هر شهر مدرن، دو جهان در کنار هم تنیده شده‌اند: جهان «عمومی» که میدان، خیابان و فضاهای مشترک است؛ و جهان «خصوصی» که خانه، خانواده و قلمرو درونی افراد محسوب می‌شود. سلامت یک جامعه، بیش از هر چیز، در میزان و کیفیت احترام به مرز میان این دو جهان سنجیده می‌شود. اما پس از دو جنگ اخیر، با افزایش ایست‌بازرسی‌های شهری و گسترش لایه‌های نظارتی در فضاهای عمومی، این مرز نامرئی، بارها تحت فشار و بازنگری قرار گرفته است.
موضوع بحث، صرفاً بحث «امنیت» نیست؛ بحث بر سر مفهوم «استقلال حریم خصوصی» در برابر «دولت‌گرایی مقتدر» است.
وقتی ایست‌بازرسی‌ها از هدف اولیه خود (امنیت عمومی)، فراتر رفته و به لایه‌های عمیق‌تر زیست فردی، هویت رفتاری و خصوصی شهروندان سرک می‌کشد، ما با یک چالش بنیادین روبرو هستیم: آیا حاکمیت، «پذیرش استقلال حوزه خصوصی» را به عنوان یک حق اساسی پذیرفته است؟!
زمانی که ایست‌بازرسی‌ها و نظارت‌ها به شکلی گسترده طراحی می‌شوند، نوعی «سوءظن ساختاری» در فضای شهر جریان می‌یابد. این وضعیت، شهروند را از یک «صاحب‌اختیار در قلمرو خویش» به یک «سوژه تحت نظر» تبدیل می‌کند.
پذیرش استقلال حوزه خصوصی توسط حاکمیت، به معنای اعتراف به این واقعیت است که: «هر انسانی، حوزه‌ای از زندگی دارد که فراتر از قلمرو نظارت دولت است؛ حوزه‌ای که در آن، فرد آزاد است تا بدون ترس از قضاوت یا مداخله، هویت، باورها و رفتارهای شخصی خود را تعریف کند.»
اگر حاکمیت، مرز میان عمومی و خصوصی را به شکلی مداوم و با ابزارهای فیزیکی (ایست‌بازرسی‌ها) و غیرفیزیکی (نظارت‌های دیجیتال) جابه‌جا کند، نتیجه‌ی آن تنها کاهش امنیت فیزیکی نیست؛ بلکه «امنیت روانی» و «اعتماد اجتماعی» نیز از بین می‌رود.
جامعه‌ای که در آن مرزهای خصوصی فرد مدام با فرامین عمومی برخورد می‌کنند، جامعه‌ای است که در آن خلاقیت و آزادی‌های فردی، در سایه‌ی «خودسانسوری» قرار می‌گیرند.
در نهایت، «اقتدار حاکمیت» در تعداد ایست‌بازرسی‌های آن سنجیده نمی‌شود، بلکه در میزان توانایی عقب‌نشینی در برابر وسوسه‌ی کنترل مطلق، از «حریم نامقدس قدرت» و احترام به «مقدس‌ترین حقوق انسان»، یعنی استقلال در حوزه خصوصی، ارزیابی می‌شود.
۱۴۰۵/۲/۱۹

۲۱:۲۱

بازارسال شده از محمد داوری(فرهنگ و توسعه)
thumbnail
نهاد آموزش، کارشناسی‌محور است نه دستورمحور محمد داوری، کارشناس آموزش با اشاره به شرایط آموزشی کشور در سال‌های اخیر به فرارو گفت: «هم در آموزش عمومی و هم آموزش عالی به دلیلی شرایط دی‌ماه سال گذشته و سپس جنگ دچار خللی جدی شدیم. در دوران کرونا هم اختلال‌هایی داشتیم که جنس متفاوتی داشت. در آن دوران، آموزش مجازی شد و امروز علاوه بر غیرحضوری شدن آموزش، تنش‌های متاثر از این دو بحران‌ آسیب‌های فراوانی به خانواده‌ها وارد کرده است. به ویژه دانشجویان که در ادامه ناآرامی‌ها وضعیت روحی مناسبی هم ندارند و دوران پرتنشی را پشت سر گذاشته‌اند.»
او در ادامه با انتقاد از ماهیت تصمیم‌گیری در نظام آموزشی اظهار کرد: «چنین تصمیم‌هایی غیرکارشناسی و غیرقابل دفاع هستند. افرادی که این در تصمیم‌های پیشتر گرفته شده تغییر ایجاد کرده و بخشنامه‌ها را دستوری و با لفظ «باید» ابلاغ می‌کنند، نمی‌دانند نهاد آموزش، نهادی کارشناسی‌محور است، نه دستورمحور. دانشگاه و مدرسه پادگان نیستند که وزیر یا رئیسشان نقش فرمانده پادگان را ایفا و دستور صادر کند. مخاطبان این بخشنامه‌ها هم در شرایط عادی نیستند که با روانشان بازی شود. چنین تغییراتی نشان از مدیریت روزمره و غیرکارشناسی دارد.» متن کامل گفت و گوی فرارو با محمد داوری را در لینک زیر بخوانید. https://fararu.com/fa/news/966456/جنجال-بر-سر-جایگزینی-معدل-با-آزمون-جامع-پزشکی

۱۲:۳۴

undefined پایان طبقه متوسط؛ آغاز دوران بی ثباتی و زوال عقلانیت سیاسیundefined احمد یغمادر تبارشناسی جوامع توسعه یافته، «طبقه متوسط» تنها یک دهک اقتصادی نیست؛ بلکه سنگر اصلی ثبات، عقلانیت و پیونددهنده مطالبات عمومی با ساختار قدرت است. آنچه امروز در مختصات سیاسی ایران مشاهده می شود، نه یک جابجایی ساده ثروت، بلکه یک «تخریب ساختاری» است که پیامدهای آن به مراتب هولناک تر از تحریم های خارجی خواهد بود. در واقع ما با انهدام لایه ای روبرو هستیم که توازن میان «حاکمیت» و «توده» را برقرار می کرد.در تحلیل این فاجعه، باید میان شرایط عینی (اقتصاد) و شرایط ذهنی (روانشناسی اجتماعی) و نسبت میان زیربنا و روبنا تفکیک قائل شد:۱. انهدام میانجی گری؛ تضاد میان زیربنای معیشتی و روبنای فکری:از منظر تحلیل ساختاری، وقتی «زیربنای اقتصادی» طبقه متوسط (یعنی درآمد پایدار، مالکیت و رفاه نسبی) نابود می شود، «روبنای فکری» آن یعنی میانه روی، قانون گرایی و صبوری سیاسی نیز فرو می پاشد. طبقه متوسط به دلیل برخورداری از دانش و تخصص، همواره به دنبال «اصلاح تدریجی» بود؛ اما با سقوط این طبقه به زیر خط فقر، جامعه از وضعیت «گفتگو محور» به وضعیت «تقابلی» تغییر ماهیت می دهد. با حذف این لایه میانی، حاکمیت مستقیما در برابر توده های خشمگینی قرار می گیرد که دیگر نفعی در حفظ نظم موجود نمی بینند. اینجاست که سیاست از ساحت عقلانیت خارج شده و به عرصه «تصادم های خیابانی» و دوقطبی های آشتی ناپذیر بدل می شود.۲. شکاف عمیق میان شرایط عینی و ذهنی؛ ظهور پوپولیسم سیاه:امروز «شرایط عینی» جامعه (فقر فزاینده، بیکاری نخبگان و انسداد کسب وکارهای اینترنتی) به نقطه ای رسیده است که با «شرایط ذهنی» (آگاهی سیاسی و انتظارات رفیع طبقه متوسط) در تضاد مطلق قرار دارد. طبقه متوسط برخلاف دهک های محروم، نه تنها نان، بلکه «کرامت، قانون و مشارکت» می خواهد. وقتی توان اقتصادی این طبقه نابود شود، انرژی ذهنی و آگاهی آن ها به سمت رادیکالیسم هدایت می شود. با لاغر شدن این طبقه، میدان برای «پوپولیسم سیاه» باز می شود؛ جریانی که بقای خود را نه در رفاه، بلکه در بازتولید فقر و تنش دائمی با جهان می بیند تا در فضای بحرانی، مطالبات قانون محور را سرکوب کند.۳. انهدام پیوند ارگانیک و حفره امنیتی در جامعه اتمیزه:امنیت ملی تنها با ابزارهای نظامی تامین نمی شود؛ بلکه ریشه در وفاداری طبقه‌ای دارد که سرمایه و تخصصش را در گرو ثبات کشور می بیند. وقتی بخش وسیعی از اساتید دانشگاه، کارمندان ارشد، مهندسان و کارآفرینان نوپا (کاسبان فضای مجازی)، دیگر توان تامین نیازهای اولیه خود را ندارند، «حس تعلق به سرزمین» آسیب می بیند. انهدام طبقه متوسط یعنی تبدیل شدن جامعه به ذرات جدا از هم (اتمیزه شده) که هیچ پیوند ذهنی و آرمانی با ساختار موجود ندارند. در این حالت، بدنه کارشناسی کشور تخلیه شده و جامعه به مجموعه ای پیش بینی ناپذیر تبدیل می شود که دیگر انگیزه ای برای دفاع از «وضع موجود» ندارد.نتیجه آنکه:تضعیف طبقه متوسط، یعنی ویران کردن «زیربنای ثبات» برای ساختن یک «روبنای نمایشی». جوامع فاقد طبقه متوسط، مستعد شورش های ناگهانی و فاقد توازن عقلانی هستند. هشدار راهبردی این است: تا زمانی که شرایط عینی زندگی متخصصان و طبقه پیشرو اصلاح نشود، تبلیغات در روبنای سیاسی بی اثر خواهد بود. باید پیش از رسیدن به نقطه بی بازگشت، به ریل گذاری عقلانی و «احیای منزلت متخصصان» بازگشت؛ در غیر این صورت، بی ثباتی نه یک احتمال، بلکه به یک سرنوشت محتوم تبدیل خواهد شد.
۱۴۰۵/۰۲/۱۹ undefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined به این کانال بپیوندید و از #امروز برای #فردا در کنار هم باشیم. لینک کانال فرهنگ و توسعهundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @c_d_i_1405

۱۴:۵۹

بازارسال شده از سخن معلم (سازمان معلمان ایران)
undefinedبرای سعید مدنی

undefinedعباس کاظمی
عضو سازمان معلمان ایران

نامت مبارک است برای جامعه مدنیپژوهشگر و محقق برجسته جنبش های اجتماعی، بعد از اینکه به کرات درسالهای گذشته زندان وحصار و بند را تجربه کرده،به آغوش خانواده و جامعه بازگشته است،بعد از دستگیری و یا رهایی افراد، همواره سئوالی در اذهان مردم شکل می گیرد،که چرا دستگیر شده؟ چه کرده است؟آنان که وی را می شناسند می دانند که حتی کلام انتقادی اش سرشار از متانت و ادب ،همراه با استدلال و واقع بینی است.اندیشه اش، واقع گرایانه و علمی وتهی از آرمان گرایی است. دغدغه تغییرات مسالمت آمیز ترقی خواهانه اجتماعی، در راستای منافع ملی را دارد. کمترین منافع شخصی در عمل و گفتار و اندیشه اش جای ندارد .این شخصیت قوی اجتماعی، در بند بانان هراس ایجاد می کند که به حصارش درکشیم تا کاری نکند. غافل از آنکه اندیشه و شخصیت وی هموار در فضای اجتماعی در غلیان است و هیچ حصاری یارای به بند کشیدنش نیست. پس آنان در بند تو هستند. به قول اندیشمندی: دودی بر بالای کوهی ستبر لافید که من سبکسارم و بر بالای تو قرار دارم، کوه در پاسخ گفت: نسیمی سحرگاهی پاسخت را خواهد داد. حصار سازان چون آن دود در بالایند و امثال وی چو کوهی ستبر ماندگار و استوار پا برجایند.اندیشه های استوار و عمیق و واقع گرایانه هسته های سخت سخره های سنگین را می شکافند و بذری زرین و پر ثمر می افشانند. بدون تردید بذرشان کشتزاری پر حاصل خواهد شد برای ایجاد تغییرات بنیادین و مستحکم اجتماعی، به لشگر توان کرد این کار زار،اما این لشگر، مشعل دار می خواهد تا راه پر از سنگلاخ و طولانی کنشگران این عرصه را روشن نماید.روشنگران راه، مشعل دارانند که یکی مرد جنگی به از صد هزار.با عمل اجتماعت تاریخ می نویسی و درس می آموزی، نامت همواره برتارک تاریخ خواهد درخشید.

undefined️به کانال سخن معلم بپیوندید.undefined https://ble.ir/sokhanmoallemundefinedارسال پیام:undefined‎@AdminSM

۱۶:۰۱

بازارسال شده از فاطمه کریمی(وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی)
thumbnail
آرزوی من برای این سرزمین، روزهایی است که در آن، تنها دغدغه‌ی مردم، چگونگی رسیدن به رویاهایشان باشد؛ نه ترس از ناامنی یا نگرانی از فردا!
#صلح زمانی معنا می‌یابد که هر انسانی در سایه‌ی عدالت و #امنیت بتواند با #آرامش نفس بکشد و با اطمینان به آینده‌ای روشن بنگرد.
برای وطنم آرزوی آرامشی را دارم که ریشه‌هایش در درک متقابل و احترام به هم باشد؛ آرامشی که از دل صلح واقعی جوانه می زند. undefinedundefined
فاطمه کریمیوکیل دادگستری ۱۴۰۵/۲/۱۵

۵:۳۸

بازارسال شده از فرهنگ و‌ توسعه
thumbnail
با درود به همه کسانی که دل در گروی فردای #ایران و #ایرانیان دارند و در پی دست‌یابی به #رویای_تاریخی ما یعنی #توسعه همه جانبه و متوازن و پایدار و آبادی ایران و آزادی ایرانیان هستند،به اطلاع می رسانیم این کانال برای تجمیع و به اشتراک گذاشتن پست‌های مناسب برای #گفتمان سازی در حوزه #فرهنگ و #توسعه تشکیل شده است. امید می رود بتوانیم در این راستا #مفید و #موثر باشیم. undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined به این کانال بپیوندید و از #امروز برای #فردا در کنار هم باشیم. لینک کانال فرهنگ و توسعهundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @c_d_i_1405

۵:۴۳

بازارسال شده از علی تفکری (فرهنگ و توسعه)
thumbnail
فردا مثل دیروز نیست...
در روزهای طوفانی که #فردا معنای #بقا می‌دهد و #امروز معنای #تاب‌آوری، رؤیاها در میان آوار اضطراب گم می‌شود؛ اما حقیقت زندگی، در لایه‌های زیرین این طوفان نهفته است؛ حقیقتی که می‌گوید هیچ غباری، تا ابد بر چشم‌ها نخواهد ماند و هیچ طوفانی، بر صخره‌های حقیقت، پیروز نخواهد شد.زمانی که این غبار غلیظ، سرانجام فروکش کند و آسمان دوباره رنگ آبی صفا بگیرد، جهان ما دیگر آن دنیای پرآشوب #دیروز نخواهد بود. پس از جنگ، در جان ملت‌ها، یک #بیداری_بزرگ زاده می‌شود! ملتی که در میانه‌ی تلاطم، با تمام وجود، معنای #امنیت و #آرامش را آزموده است، دیگر با نگاه دیروز به فرامین امروز نخواهد نگریست.در فردای پس از جنگ، انتظار می‌رود که ساختارهای صلب و سخت‌گیرانه، که در دوران بحران، شاید به ضرورت دفاعی شکل گرفته بودند، در برابر نیازهای یک ملت خسته اما بیدار، رنگ ببازند.غبار خواهد نشست و آسمان باز خواهد گشود؛ آنگاه، ما نه با نگاه دیروز، که با چشمانی روشن و آرزوهایی بلند، به سوی فردا خواهیم رفت.
#علی_تفکری#فرهنگ_و_توسعه#رفاه_اجتماعی#حق_آزادی_بیان#حق_تعیین_سرنوشت#دسترسی_به_اینترنت_آزاد
۱۴۰۵/۲/۲۰

۱۴:۱۵

بازارسال شده از علی تفکری (فرهنگ و توسعه)
بحران مهندسی بدون معنا؛ نگاهی به ضرورت بازگشت به علوم انسانی در نظام هدایت تحصیلی
undefined علی تفکری
این روزها دانش‌آموزان پایه نهم، در تکاپوی انتخاب رشته تحصیلی خود هستند؛ اما اغلب والدین و حتی مدارس و نظام آموزشی، آن‌ها را خواسته یا ناخواسته، به رشته‌هایی نظیر ریاضی-فیزیک و علوم تجربی سوق می‌دهند و عملاً نخبه‌گرایی در علوم انسانی مغفول مانده است. در این میان، ارزش یک رشته تحصیلی تنها با میزان «بازگشت سرمایه» یا «نیاز بازار کار فنی» سنجیده می‌شود؛ به گونه‌ای که تمام توان آموزشی کشور، به سمت رشته‌های سخت و تکنولوژی‌محور متمایل شده است.
اگرچه شکوه تکنولوژی و ضرورت سلامت، از ارکان تمدن مدرن است، اما یک خطای استراتژیک در این مسیر نهفته است:حکومتی که نخبگانش را فقط در رشته‌های مهندسی و پزشکی سر و سامان دهد، بی شک از علوم انسانی که مادر همه‌ی رشته‌ها و پایه‌ی تغییر و توسعه است، مغفول خواهد ماند.
در واقع، آنچه در دوران تحصیل با آن مواجه هستیم، نوعی «تک‌بعدی‌نگری» است. وقتی هدایت تحصیلی صرفاً «بازار-محور» باشد، دانش‌آموزان را به سمت تخصص‌هایی سوق می‌دهد که شاید در ظاهر پردرآمد باشند، اما آن‌ها را از درک عمیق زیست انسانی نظیر ادبیات، تاریخ، فلسفه، اقتصاد و علوم سیاسی و مدیریتی محروم می‌کند. نتیجه این فرآیند، تولید لشکری از «متخصصان ماهر اما بدون مسئولیت‌های اجتماعی» است.
علوم انسانی، برخلاف تصور عامه، یک رشته‌ی تزیینی یا آکادمیک صرف نیست؛ بلکه «مهندسی روابط انسانی» و «نقشه‌راه مدیریت جامعه» است. توسعه‌ای که زیربنای آن درک درست از رفتار انسان، عدالت، اخلاق و قدرت نباشد، توسعه‌ای شکننده و بدون جهت است. ما به متخصصانی نیاز داریم که بتوانند از دل داده‌ها و تکنولوژی، «معنا» استخراج کنند و از دل قوانین، «عدالت» خلق کنند.
اگر ما در نظام هدایت تحصیلی، تنها «دانش فنی» را بکاریم و از «خرد انسانی» غافل شویم، آنچه در آینده برداشت خواهیم کرد، نه یک تمدن شکوفا، بلکه ساختاری مکانیکی و بی‌روح خواهد بود که در برابر کوچک‌ترین بحران‌های ارزشی و اجتماعی، فرو می‌ریزد.به قول حافظ: «هر کسی آن دِروَد عاقبت کار که کِشت»
بنابراین، بازنگری در اولویت‌های هدایت تحصیلی ضرورت دارد. ما نباید از میان «تکنولوژی» و «انسانیت» یکی را انتخاب کنیم؛ بلکه باید مسیری را بسازیم که در آن، مهندس و پزشک، با ابزار دانش انسانی خود، به خدمت ارتقای کیفیت زندگی بشر درآیند. توسعه‌ای واقعی است که در آن، «دانش مهندسی» در خدمت «خرد انسانی» باشد، نه جایگزین آن.
۱۴۰۵/۲/۲۱
#علوم_انسانی #هدایت_تحصیلی #مهندسی_بدون_معنا #توسعه_متوازن

۱۳:۴۶

بازارسال شده از فاطمه کریمی(وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی)
thumbnail
#فراموشی هرگز!
در دفتر تاریخ این خاک صفحاتی هست که با جان نوشته شده‌اند؛ از سوز و سرمای دی ماه که در آن آرزوها میان کولاک یخ زدند تا روزهای پر هیاهوی جنگ چهل روزه که آسمان سرزمینم را به آتش کشید.هر نامی که از میان این رنج ها گذشت، تنها یک عدد نیست؛ یک داستان ناتمام است. مرگ هم وطنانم از خرد و کلان، باید آغاز روایتی باشد که در تار و پود عدالت و حافظه جمعی ما باقی بماند. ما بر این سوگ ایستاده‌ایم؛ نه از روی تسلیم، برای این‌که بدانیم هیچ خون ریخته شده‌ای در غبار فراموشی گم نخواهد شد.
فاطمه کریمی وکیل دادگستری ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ خورشیدی

۲۰:۴۸

بازارسال شده از مرتضی نظری
thumbnail
undefined مدرسه تراز جهانی _ ۲
حکمرانی آموزشی جهان‌نگرundefined گفتاری از دکتر مرتضی نظریundefined ۱:۹ دقیقهنظام آموزشی ما گرفتار دور تسلسلی از تصمیم‌‌گیری‌های ضعیف، جزءنگر و محلی است. سیاستگذاری آموزشیِ یکپارچه، کل‌نگر و جهان‌آشنا، نتیجه فهم درست از جهان جدید است. نظام آموزشی ما برای رسیدن به جایگاهی برازنده ایران، به رهبریِ آموزشی جهان‌نگر نیاز دارد.امروز با یک پرسش مهم مواجهیم:سهم مدرسه ایرانی در جهان جدید چقدر است؟ و ما کجا ایستاده‌ایم؟مدرسه ایرانی بدون پیداکردن نسبت خود با جهان جدید نمی‌تواند موفق باشد. تعریف این نسبت، از عهده «رهبران آموزشیِ جهان‌نگر» بر‌می‌آید. با اطمینان می‌گویم:رهبران آموزشی جهان‌نگر!چون دامنه اثرگذاری فرهنگ ایران، جهانی است. فرهنگ، ادبیات و خزانه خِرَد ایران در تعامل با جهان می‌تواند خود را بازشناسی و بازآرایی کند.مدرسه ایرانی در تراز جهانی، به دیپلماسیِ آموزشی نیازمند دارد که بتواند جهان را از پشت پنجره‌های مدرسه به فرزندان ایران نشان بدهد و بچه‌های ایران را در تراز جهان تربیت کند.#ایران#ایران_جهانی#رهبری_آموزشی_جهان‌نگر#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانهundefinedشبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۱۱:۲۴

بازارسال شده از مرتضی نظری
thumbnail
undefined خِرَدنگاشت _ ۱

undefined️خِرَد چیست و چه تفاوتی میان خردمند با عالِم و متفکر و فیلسوف وجود دارد؟

عالمان و دانشمندان، داناییِ انباشته دارند.فیلسوفان و متفکران، دانشِ انباشته فهم‌شده و تأملی دارند و چیستی و چرایی دانسته‌های خود را می‌‌فهمند.اما خردمندان، آنچه را که عالمان می دانند و آنچه را فیلسوفان می‌فهمند را "می‌توانند."خردمند، توانایی استفاده از دانسته‌ها برای حل مسأله و تصمیم‌گیری بهینه را دارد.خرد، تواناییِ پل زدن بین یادگیری و بکارگیری برای نفع‌رساندن به خود و دیگران (توأمان) است.
undefinedبرشی از کارگاه ضیافت خرد، یادگیریِ خردورزانه، مرتضی نظری، تابستان ۱۴۰۴
#ایران#آموزش_خردورزانه#آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه
https://rubika.ir/mortezanazari_eduhttps://ble.ir/MortezaNazari_eduhttps://eitaa.com/mortezanazari_eduhttps://t.me/MortezaNazari_Eduhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu

۱۱:۲۵

بازارسال شده از علی تفکری (فرهنگ و توسعه)
از شخم زدن زمین تا شخم زدن مغزها؛ وقتی مدیران کلان، باغ آموزش را به باد بی‌تدبیری سپردند!
undefined علی تفکری
بیش از ده سال است که در مدیریت مدارس، با روش‌های متنوع مدیریتی، تلاش کردم مدارسی را که در آن‌ها حضور داشتم، اداره کنم؛ اما وقتی از مدرسه به باغ خودم در دماوند می‌روم، می‌بینم که مدیریت یک قطعه زمین، با مدیریت این سیستم آموزشی درهم‌شکسته، فرقی ندارد؛ با این تفاوت که در باغ، اگر من اشتباه کنم، فقط یک نهال از دست می‌رود، اما این‌جا، اگر مدیران بالا‌دست اشتباه کنند، یک نسل کامل را در بلاتکلیفی مطلق رها می‌کنند.
بعد از جنگ چهل‌روزه، وضعیت باغ آموزش ما از حالت «نیاز به مراقبت» خارج شده و به مرحله‌ی «بحران بقا» رسیده است. اما بدترین اتفاق، نه خود جنگ است؛ بلکه واکنش مدیران کلان آموزش و پرورش به این ویرانی است. آن‌ها دقیقاً شبیه به باغدارانی هستند که وقتی می‌بینند طوفان، تمام درختان میوه را کج و کوله کرده، به جای این‌که به دنبال ترمیم ریشه‌ها و بازسازی خاک باشند، با بی‌تدبیری و نگاهی سطحی، فقط به فکر آباد کردن ظاهری باغ هستند!
بزرگترین فاجعه‌ی امروز، «بلاتکلیفی دانش‌آموزان» است. نسل بعد از جنگ، درست مثل نهال‌هایی هستند که در میانه‌ی یک طوفان ناگهانی، ریشه‌هایشان از خاک کشیده شده و حالا در میانه‌ی زمین و آسمان معلق‌اند. آن‌ها نمی‌دانند آیا قرار است دوباره همان مسیرهای فرسوده را طی کنند یا باید با واقعیت‌های جدید جنگ کنار بیایند؟ این دانش‌آموزان، نه در مسیر رشد طبیعی هستند و نه در مسیر جبران؛ آن‌ها در یک «منطقه‌ی ممنوعه» بین گذشته و آینده گیر کرده‌اند؛ دقیقاً مثل نهالی که در زمستان سخت رها شده باشد؛ نه گرمای رشد را می‌بیند و نه سرمای مرگ را!
مدیران کلان، با همان نگاه «کوددهی ساختگی» و «سم‌پاشی اطلاعاتی»، می‌خواهند این وضعیت بحرانی را مدیریت کنند. آن‌ها از بالا، بدون آن‌که بوی خاک و عرق کارگران میدان را استشمام کرده باشند، دستور می‌دهند که بخشنامه‌ها اجرا شوند. این‌ها درست مثل باغدارانی هستند که از داخل خانه‌ی گرم و نرمشان، به باغ ویران شده دستور می‌دهند: «هر چه گیاه خشکیده را با رنگ سبز مصنوعی رنگ کنید تا در گزارش سالانه، باغ سرسبز به نظر برسد!»
این بی‌تدبیری مدیریتی، یعنی نادیده گرفتن نیاز واقعی خاک! ما در آموزش، به جای «توسعه‌ی ساختاری»، شاهد «تزیین فروپاشی» هستیم. آن‌ها به جای این‌که به فکر شخم زدن دوباره‌ی نظام‌ آموزشی و بازسازی روانی دانش‌آموزان آسیب‌دیده باشند، فقط به این می‌اندیشند که چطور بدون تغییر واقعیت، «نمودارهای موفقیت» را بالا نگه دارند.
در باغ من، اگر آبیاری نامناسب یا سم‌پاشی بی‌جا انجام شود، خود طبیعت در همان لحظه مرا تنبیه می‌کند؛ درخت می‌میرد و من با خسارت روبرو می‌شوم. اما در این سیستم، بی‌تدبیری مدیران کلان، به راحتی و بدون پاسخگویی، با بودجه‌های عمومی پوشانده می‌شود.
واقعیت این است که ما با یک «بحران ریشه‌ای» روبرو هستیم. اگر به جای مدیریت واقع‌بینانه و توجه به بلاتکلیفی این نسل سرگشته، همچنان به دنبال جلا دادن ظاهر باغ باشیم، روزی می‌رسد که نه میوه‌ای خواهیم داشت و نه حتی زمینی برای کاشتن. ما به مدیرانی نیاز داریم که دست‌هایشان از خاک واقعیت سیاه شده باشد، نه مدیرانی که فقط با قلم طلا، روی کاغذهای سفید، وعده‌ی «باغی سرسبز» را بدهند!
۱۴۰۵/۲/۲۳

۱۴:۳۲