بله | کانال جامعه‌شناسی مردم
عکس پروفایل جامعه‌شناسی مردم ج

جامعه‌شناسی مردم

۵۰۹ عضو
جانی ها مشغول پروپاگاندا: undefined*هدف غایی عملیات رسانه ای هماهنگ غرب علیه ایران* ( دهه دوم ژانویه ۲۰۲۶)
undefined یحیی حمدی
undefinedهمزمان و پس از تحرکات خونین تروریست ها در خیابان های ایران در 18 و 19 دی ماه؛ عملیات رسانه ای غرب برای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی (اقناع) و تصمیم سازی در جهت هدف خاصی ( مشروعیت تهاجم به ایران) مشغول پروپاگاندا بودند.
این عملیات رسانه ای نشان می دهد که امپریالیسم و قدرت های غربی در مورد ایران به تصمیم واحدی رسیده و بعد از اجرای تروریسم خیابانی؛ پازل رسانه ای آن را در جهت اقناع افکار عمومی تکمیل می کنند. در این موضوع همه رسانه ها از گاردین انگلیس (که ادعای استقلال از دولت ها را دارد) تا فاکس نیوز (رسانه رسمی نئوکان ها) ، CBS ( تحت مالکیت اسرائیل) و وال استریت ژورنال (رسانه الیگارشی آمریکا) در یک مسیر مشغول پروپاگاندا بوده و هستند.
در روزهایی که گذشت این رسانه ها با جوسازی در صدد تاثیرگذاری و متقاعد کردن مخاطب برای پیشبرد هدف حمله به ایران؛ به مخاطبان خویش اطلاعاتی ارائه کردند تا به جای پاسخ منطقی، یک واکنش هیجانی و احساسی در آنها ایجاد شود و به هدف غایی که حمله به ایران است برسند.
در این راستا این رسانه ها خبرها و تحلیل هایی به صورت گزینشی بیان و بازنمایی می کنند تا مخاطب غربی را به واکنش و رفتاری هیجانی_احساسی (نه آگاهانه) سوق دهند. نتیجهٔ این امر، تغییر گرایش دل‌خواه به سوی هدفی است که برای مخاطب، در نظر گرفته اند.

گزاره های اصلی که به مخاطب القاء می شود عبارت بودند از:
۱*- عدم مقبولیت نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل و پایان انقلاب اسلامی

*۲ـ
نسبت دادن خشونت تروریستها به نظام، خبرسازی از آمار جانباختگان و نقض شدید حقوق بشر

۳*- مداخله نظامی آمریکا در ایران برای حفظ منافع آمریکا، اسرائیل و غرب و تضیف بلوک شرق و فروپاشی ایران با کمک قدرت های بین المللی

گاردین در جهت متقاعد کردن مخاطبان خود به صورت پی در پی و به قلم چند ایرانی از جمله فردی به نام مهرداد خامنه ای ( انتخاب این فرد با این نام خانوادگی هم در جهت تاثیر بر مخاطب است) که پیش از این کارگردان تئاتر بوده و درباره هنر می نوشت تحلیل سیاسی منتشر می کرد و درباره پایان انقلاب اسلامی نظریه پردازی می کرد و اینکه در این روزها حقوق بشر در ایران نقض می شود مشغول برساخت تراژدی بود. ( درباره مطالب گاردین در دهه دوم ژانویه در اولین فرصت به تفصیل بحث خواهم کرد)

فاکس نیوز برای مخاطبان خود که بدنه جمهوری خواه ها و پایگاه اجتماعی ترامپ را تشکیل می دهد با برنامه های تحلیلی افرادی مثل مارک لوین در صدد تحریک آنها (نقض حقوق بشر و مسئولیت آمریکا در این مورد به عنوان ابرقدرت جهان) برای همراهی است.

تلویزیون CBS با پخش مستند از نیروهای تروریستی کومله در مرز ایران با جذاب سازی تروریست ها از آمادگی آنها برای حمله به ایران می گوید و اینکه شکست ایران از همیشه نزدیکتر است اما با کمک های بین المللی!

وال استریت ژورنال رسانه مهم و نزدیک الیگارشی آمریکا؛ در یادداشتی به قلم ملیک کایلان در ۱۶ ژانویه [ ۲۶ دی] تعارف را کنار گذاشت و از هدف نهایی پروژۀ آمریکا( تجزیه ایران) پرده برداشت و به استدلال درباره مفید بودن این موضوع برای منافع آمریکا و اسرائیل پرداخت و نوشت:
« ایران کوچک شده خطر کمتری برای اسرائیل خواهد داشت» و با اشاره به بازیگران جهانی و منطقه ای نوشت که:

«تکه پاره شدن ایران می تواند منافع چین، روسیه و دیگران را نیز خنثی کند».
و در نهایت نتیجه گیری کرد که:
« بهترین گزینه کمک به تحقق تجزیه ایران است تا این کشور کوچک شده به کلی از صحنه ژئوپولتیک جهان کنار گذاشته شود»

اما با این حال به نظر می رسد این پروپاگاندا حداقل تا امروز نگرفته است و نتوانسته افکار عمومی را در تهاجم به ملت ایران همراه کند؛ در آخرین نظرسنجی که دانشگاه کویینی پیاک ( Quinnipiac University) منتشر کرده است؛ جمعیت نمونه این سنجش (از میان گرایش مختلف در آمریکا انتخاب شده اند) در پاسخ به این سوال که آیا شما فکر می کنید ایلات متحده باید در پی ناآرامی ها در ایران دخالت کند؟

*این نتیجه به دست آمده است :

مستقل ها ( ۱۱ درصد موافق در مقابل ۸۰ درصد مخالف ) ، دموکرات ها ( ۷ درصد موافق به ۷۹ درصد مخالف ) و جمهوری خواه ها ( ۳۵ درصد موافق در مقابل ۵۳ درصد مخالف)
بنابراین نتایج این نظر سنجی نشان می دهد پروپاگاندای رسانه های اصلی و رسمی امپریالیستی تا امروز در هماهنگی افکار عمومی با خود در حمله به ملت ایران ناکام مانده است؛ حتی بدنه جمهوری خواه ها و پایگاه اصلی ترامپ اقناع نشده است.
به نظر می رسد مواضع متناقض ترامپ در این روزها از اینجا ناشی می شود.
#دفاع_از_ایران #مقاومت
undefined جامعه شناسی مردمundefined @Popular_Sociology

۲۲:۲۳

undefined*خطر فاشیسم/تروریسم و مسئولیت آزادی‌خواهان*
undefined شهاب اسفندیاری
undefinedبا فروکش کردن خشونت‌های خیابانی و توقف جنایات گسترده‌ی تروریستی در پی رهنمودهای خردمندانه رهبر معظم انقلاب، جان‌فشانی و فداکاری نیروهای حافظ نظم و امنیت، و حضور باشکوه مردم در حماسه ۲۲ دی که به «شکسته شدن کمر فتنه» انجامید، اکنون به نظر می‌رسد هشیاری عموم مردم و نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان رسانه‌ای نسبت به آنچه که می‌تواند «فاز دوم جنگ تروریستی» نامیده شود بیش از پیش ضرورت داشته باشد. مسئولیت سنگینی در این شرایط متوجه همه مدافعان آزادی و مردمسالاری است چرا که نیروهای فاشیسم با تمام قدرت برای ایجاد دیکتاتوری جدید و وحشت بزرگ سازماندهی شده‌اند.
در واقع ممکن است آنچه تا این مرحله شاهد بودیم صرفا فاز اول یک عملیات فاشیستی - تروریستی و به اصطلاح «بخش سخت» این عملیات پیچیده و ترکیبی باشد که قرار بوده مقدمات و شرایط لازم برای اجرای فاز دوم یا «بخش نرم» این عملیات که «مشروعیت‌زدایی از جمهوری اسلامی» است را فراهم آورد. در فاز دوم با تولید و انتشار تفسیرهای سوگیرانه و خوانش‌های خاص نسبت به بخش اول عملیات، زمینه برای تحقق راهبردهای نهایی طراحان این جنگ پیچیده را فراهم خواهند کرد.
محورهای اصلی تبلیغاتی دشمنان در فاز دوم این جنگ فاشیستی-تروریستی را می‌توان در عناوین زیر برشمرد:
۱- سانسور خشونت‌ها و جنایات انجام شده در عملیات تروریستی بی‌سابقه اخیر
۲- تقلیل و تخفیف جنایات تروریستی و داعش‌گونه مزدوران دشمن و عدم تمایز آن از «اعتراضات» و «نا آرامی‌ها»
۳- پاک کردن یا کمرنگ کردن نقش آشکار بیگانگان در خشونت‌ها و جنایت‌های اخیر
۴- سفیدشویی جنگ تروریستی دشمن با مقصر جلوه دادن حاکمیت (همانگونه که پس از جنگ ۱۲ روزه با استفاده از کلیدواژه «تغییر پارادایم» انجام شد.)
۵- همذات‌پنداری با تروریست‌ها در راستای مشروعیت‌زدایی از حاکمیت
۶- حمله به نیروهای مدافع امنیت و تخریب روحیه و اعتماد به نفس و تضعیف توان عملیاتی آنها
۷- توجیه تئوریک و لابی‌گری برای تأمین پلتفرم‌های تبلیغاتی و زیرساخت‌های ارتباطی برای فاشیست‌ها و تروریست‌ها.
۸- اعمال فشار برای تغییرات بنیادین در سیاست خارجی و تسلیم شدن حاکمیت در برابر زیاده‌خواهی محور فاشیسم بین‌المللی (ترامپ - نتانیاهو).
۹- زمینه‌سازی برای گرفتار شدن مسئولین کشور در مارپیچ سکوت و مسائل حاشیه‌ای و عدم موضع‌گیری قاطع در برابر جنایات و خشونت‌های بی‌سابقه در جنگ تروریستی اخیر و عدم واکنش به جسارت‌ها و تهدیدهای مستقیم دشمنان علیه کشور و رهبری.
۱۰- فراخوان‌های جدید برای تجمعات و راهپیمایی‌ها در حمایت از فاشیست‌ها و در راستای همدلی با تروریست‌ها با الگوگیری از رفتار تبلیغاتی گروهک مجاهدین خلق برای تقدیس تروریست‌های دهه ۶۰.
در مقابل این طراحی لازم است ابعاد گسترده و بی‌سابقه این جنگ تروریستی به مثابه «لحظه ۱۱ سپتامبر ایران» برای مردم تبیین شود. واقعیت‌های میدان و مظلومیت شهدا و جانبازان این حوادث و خانواده های آنها شفاف اطلاع‌رسانی شود و مطالبه افکار عمومی جهت مجازات تروریست‌های جنایتکار و حامیان آنها به شکل وسیع منعکس شود.
لازم است در تحلیل رخدادهای اخیر به انگاره‌های لیبرالیستی که تسهیل‌گر این خشونت‌های فاشیستی و جنایت‌های تروریستی بودند - از جمله شوک درمانی، رهاسازی شبکه‌های اجتماعی و تعطیل تنظیم‌گری، پمپاژ توهم فروپاشی، ترویج نژادپرستی و مهاجرستیزی، غرب‌ستایی و آمریکا پرستی - در پرتو تحولات جدید مورد توجه قرار گیرد. توجیه‌کنندگان اقدامات خشن تروریستی و بزک‌کنندگان این فاشیسم بی‌نقاب باید به عنوان «حامیان تروریسم» محکوم شوند. | منبع : اشارات
#دفاع_از_ایران #مقاومت #تروریسم
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۷:۰۵

undefined*طرح دشمن و طرح ما*
undefined روح الله رشیدی
undefinedدشمن، پس از سال‌ها انتظار و طراحی و تجهیز، چنگکِ خود را انداخته و محاسباتش می‌گوید که این چنگک به جایی در جامعهٔ ایران گیر کرده و دارد خون می‌ریزد. خب؛ طبیعی ست که آن را رها نکند تا خون زیادی از ایران برود تا کارش تمام شود!البته اینطور نیست که محاسباتش همواره درست از آب دربیاید؛ اما خیلی سخت ناامید می‌شود. چون برای طرح شومی که ریخته، راهی جز این ندارد.
مرحله‌ای که در آن قرار دارد، برایش مرحلهٔ مرگ و زندگی محسوب می‌شود. برای همین نمی‌خواهد کوتاه بیاید یا جوری عمل کند که مقصود اصلی‌اش حاصل نشود. اما مقاومت، حتی به‌صورت نسبی، برایش کشنده است. پس می‌کوشد مقاومت را ـ حتی در حد نسبی ـ بی‌ارزش کند و بشکند. آن‌وقت است که احساس پیروزی خواهد کرد. هر میزان مقاومت، ساختار طراحی دشمن را به هم می‌ریزد.
نیروهای اجتماعی فکر نکنند کاری ازشان برنمی‌آید. زنجیرهٔ بزرگ و گستردهٔ مردمی، نباید بیکار بنشیند و وقت خود را برای شکستن فیلتر اینترنت و تماشای تهاجم دشمن تلف کند. میدان، همان‌جایی‌ست که ما آنجا هستیم.
شبکه‌های رسانه‌ای دشمن، در میدان دیگری نیستند که ما زور بزنیم و بخواهیم واردش شویم. آنها می‌خواهند همین میدانی را دست بگیرند که ما در آن هستیم اما درکی از آن نداریم.شیوهٔ عمل نیروهای اجتماعی مانند جنگ دوازده روزه نباشد که صبح تا شب و شب تا صبح، دنبال رصد رد موشک‌ها بودند. تلخی‌ها و سختی‌های مواجهه با واقعیت را باید به جان خرید و در میدان بود.
#دفاع_از_ایران #مقاومت
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۱:۳۷

undefined*آن "خشونت عریان" از کجا آمد؟*۱۸ تا ۲۰ دی ۱۴۰۴
undefined علیرضا زادبر
undefinedاینکه ۱۸ تا ۲۰ دی آن دختر جوان، کف خیابان به مخالف زیر دست و پا حمله کند و با خشم و نفرت شدید پیچ گوشتی را در چشم طرف فرو کند! یا جوان دیگری لاله گوش یک نفر را ببرد، مسجد بسوزاند، امامزاده و قرآن آتش بزند، به مدرسه، ایستگاه آتش نشانی و... رحم نکنند از کجا می آید؟
۱. قطعا و بدون تردید این یک خشونت گروهکی، فرقه ای و سازمان یافته است. افرادی که عضو یا تاثیر پذیر از "کالت" هستند. عضو کالت در واقع با پیش فرض ها ثابت و مسخ شده توسط فرقه اهداف خود را پیش می برد. در زمان نیاز بی حد و مرز خشن و بی رحم است. مثل سازمان مجاهدین خلق(رجوی)، کوموله و...
۲. بخشی از این خشونت از شوک اقتصادی می آید که نوبت های قبل نیز در ایران و سایر نقاط جهان تجربه شده است.
۳. انباشت خشم در جامعه به مرور زمان شکل میگیرد و اگر فرآیندی برای تخلیه و کنترل خشم ایجاد نشود در یک مسیر غیر طبیعی با دخالت خارجی[در این نمونه اخیر دخالت سیا و موساد] حتما تلفات ایجاد می‌کند‌.
خشم با یک علت شکل نمیگیرد. نباید دنبال یک علت بود. همیشه هم خشم‌، خشم مقدس و درست نیست. گاهی اوقات در سامانه محاسبات جامعه دستکاری تصنعی و خشم مصنوعی ایجاد میشود. پس حتما خشم ۱۸ تا ۲۰ دی عامل خارجی داشت، حتما عامل سازمانی و گروهکی داشت ولی باید عوامل دیگر را دید.

من اینجا به عامل چهارم کار دارم:
۴. بخشی از خشم ۱۸ تا ۲۰ دی که میتواند باز هم تکرار شود از فقدان "مرجعیت فکری و دعوت جامعه به سطحی نگری" می آید. اگر شما بخواهید مخالفین شاه در سال ۵۷ را صورت بندی فکری کنید هر کدام در یک جناح یا جریان فکری قرار می گیرند که حرف برای گفتن دارند.
الف) جریان مذهبیب) جریان روشنفکریج) جریان چپو...
چرا این صورت بندی ممکن بود؟ چون حرکت اجتماعی مردم در مبارزات طولانی علیه شاه از یک عقبه فکری و مراجع اندیشه ای نشات می گرفت. پشت هر کدام از این جریانات مغز متفکری حضور داشت. حتی اگر شما منتقد کیانوری، بازرگان، حنیف نژاد و... باشید باز آنها صاحب فکری بودند و بدنبال خود افرادی را به میدان مبارزه آورند‌. در راس آن مرجعیت فکری امام خمینی بود‌. اگر امام خمینی یک رهبر دینی نبود حداقل ترین ویژگی او فیلسوف بودن است‌‌. سایر اوصاف امام که او را در نزد اکثریت مطلق مردم متنفذ و محبوب ساخته بود بماند‌.
کارکرد این مرجعیت فکری، عمق دادن و آگاهی دادن به جامعه است. خشم جامعه را کنترل می‌کنند‌. در ۵۷ هم خشم از حکومت بود اما امام خمینی آن خشم را کنترل کرد و هیچ گاه اجازه مبارزه مسلحانه نداد.
الان چه؟
الان مرجعیت فکری از دانشگاه، حوزه، کتاب، گفتگو، منبر، مناظره علمی و... به سمت رسانه های شبکه های اجتماعی تغییر کرده است. این حالت در جهان رخ داده و اختصاص به ایران ندارد. در آشوب های پاریس در سال ۱۴۰۱ همین مدل رخ داد و شهر توسط نوجوانان و جوانان به آتش کشیده شد.
بخشی از خشم و خارج شدن خشم از کنترل از این می آید که رسانه های شبکه های اجتماعی میخواهند جامعه در سطحی گری و ناآگاهی بماند. عمده بازداشتی ها از سلسله پهلوی چیزی نمی دانند. پرتعداد حرف های شبیه بهم می زنند: شاه در مدارس میوه میداد! زمان شاه پاسپورت ما اعتبار داشت. شاه نقشی در جدایی بحرین نداشت. شاه را آمریکا و انگلیس کنار زد. و...
مرجعیت فکری در سطح لُمپن به شبکه اجتماعی کشیده شده و یک بلاگر رقص و غذا اثرگذاری بیشتری در امر سیاسی از یک نخبه علمی دارد. البته مقصود تمام جامعه نیست. بخش آگاه جامعه با این لُمپنیسم برخورد انتقادی و عاقلانه دارد اما وقتی قرار است بر احساسات سوار شوند و خشم تولید کنند تمرکز روی سن ۱۵ تا ۳۰ سال است که در وقایع اخیر نقش آفرین بودند‌. چگونه باید مرجعیت فکری ساخت؟
بروز خشم در جامعه تک علّی نیست.
#دفاع_از_ایران #مقاومت
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۲۰:۳۵

thumbnail
undefined*این ما هستیم که استعمار را دفن خواهیم کرد*
undefined سیدمحمود طالقانی - ۵ مرداد ۱۳۵۸اولین نماز جمعه تهران پس از انقلاب
«یا همه‌ی ما باید بمیریم، یا استعمار را در تمام دنیا دفن خواهیم کرد. زن و مرد ما، کوچک و بزرگ ما سپاه اسلام‌اند و پاسدار اسلام‌اند.»
undefinedدر یکی از تعیین‌کننده‌ترین شرایط جمهوری اسلامی، بی‌شک باید از آغاز راه جمهوری اسلامی سخن گفت؛ وقتی مرحوم طالقانی از این می‌گوید که بیش از آن که حس و شعور و فکر و ذهن خود را به بزرگی و قدرت دشمن مشغول کنیم، باید خودمان را بسازیم و صف‌هایمان را منظم کنیم، ما با نوعی کوچک‌نمایی دشمن مواجه نیستیم. دشمن ایران بسیار بزرگ است چنان که خود ایران. دشمن سلاح‌هایی دارد که ما سال‌ها از آن عقبیم. سخن درباره‌ی این است که چه چیزی حقیقتاً دشمن را می‌ترساند و در صحنه‌ی نبرد خُرد می‌کند؟ آن چیز نه تانک و موشک که آن جماعتی است که همچون یک تن واحد پشت تانک می‌نشیند و پشت موشک می‌ایستد؛ دشمن دقیقاً از همین می‌ترسد که «منِ ضعیف، منِ پیرمرد، منِ مریض» مسلسل به دست می‌گیرد و پشت تانک می‌نشیند. چنین نیرویی جز در مقابل ایمانی قوی‌تر، به زانو در نمی‌آید. چنین نیرویی به نحوی متشکل شده که مرعوب B2 و F-35 و گنبد آهنین و فلاخن داوود نمی‌شود. | سیمافکر
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۱۹:۳۶

thumbnail
undefined*درباره احتمال تهاجم یانکی ها و جنگ روانی دشمنان در این روزها

undefined تحریریه

undefinedبه این دو بخش از سخنان وزیر خارجه آمریکا در جلسه استماع سنای امپریالیسم نگاه کنید:

سناتور آمریکایی از وزیر خارجه آمریکا می پرسد: ایران روزانه یک میلیون بشکه نفت به چین صادر می کند؛ چطور می توانیم از ادامه این روند جلوگیری کنیم؟

روبیو در پاسخ می گوید: در این مورد لازم است محاسبه هزینه - فایده داشته باشیم؛ ایرانی ها نیز در مقابل قادر به توقیف کشتی های ما هستند.

وزیر خارجه آمریکا در ادامه می گوید: « ۳۰ تا ۴۰ هزار سرباز آمریکایی مستقر در خاورمیانه، در تیر رس موشک ها و پهبادهای ایران هستند»

فواد ایزدی تحلیل گر برجسته مسائل آمریکا در این مورد می گوید:

«اگر برآورد نهادهای اطلاعاتی آمریکایی این باشد که در صورت حمله آمریکا به ایران حداقل چندصد سرباز آمریکایی کشته خواهند شد ترامپ دستور حمله نخواهد داد.»

بنابراین می بایست محاسبه جنایت کاران آمریکایی را با قدرت به هم ریخت و نشان داد که خاورمیانه به گورستان یانکی ها تبدیل می شود، این جماعت پست فقط زبان قدرت را می فهمند.

آمریکا پیش از قدرت حقیقی وابسته به تصویر سازی از قدرت خود است چنان که بعد از رجزخوانی فراوان و اعزام ناو هری ترومن برای تهاجم به یمن وقتی با پاسخ سخت انصار الله یمن نسبت به ناو ترومن مواجه شد حتی تصویری از این ناو هم منتشر نشد که اثبات کنند که آسیب ندیده و منطقه را به سرعت ترک کردند.

رجزها و جنگ روانی این روزها علیه ایران عزیز ما را از این زاویه بنگرید

#دفاع_از_ایران
#مقاومت

undefined *جامعه شناسی مردم
undefined @Popular_Sociology

۶:۰۶

thumbnail

۶:۰۶

thumbnail
#بازنشرundefined*چرا ایران؛ دیگر شکست نمی خورد؟*
undefined یحیی حمدی
undefined تاریخ ایران؛ تاریخ شکست هاست در هر دوره ای به خاک ایران تهاجم شد با هزیمت ما همراه بود و بخشی از خاک ما از وطن جدا شد. و هر چه به دوره مدرن نزدیک می شویم این شکست ها سنگین تر هم می شود
در سال ۱۱۹۲ شمسی بر اساس عهدنامه گلستان؛ فراق بخشی از آذربایجان و گرجستان از خاک ایران آغاز می شود، در سال ۱۲۰۶ و با معاهده ترکمان چای؛ نخجوان و ارمنستان جدا می افتند، در سال ۱۲۳۵ با معاهده پاریس هرات و افغانستان از ایران جدا می شوند،در سال ۱۲۶۰ و با معاهده ۱۸۸۱ آخال؛ ترکمنستان، ازبکستان و قرقیزستان از ایران جدا می شوند و با معاهده مک ماهون سال ۱۲۶۱ جدایی پاکستان و بخشی از سیستان رسمیت می یابد. در دوره پهلوی نیز رضاخان با سخاوت بخشی از آرارات را به ترکیه بخشید و پسرش بحرین را واگذار کرد.
به اینها اشغال ایران در جنگ جهانی اول (سال ۱۲۹۳) و جنگ جهانی دوم در شهریور ۱۳۲۰ را هم اضافه کنید.
تنها پس از #انقلاب_اسلامی بود که ایران در مقابل هر تهاجمی ایستاد و حتی از یک وجب از خاکش فروگذار نکرد و نه تنها انقلاب اسلامی آغازی بر فتوحات ایران که پایانی بر شکست های جهان اسلام ( جنگ ۶ روزه) و امید به آینده در دل مقاومت بود.
#رهبری ( ولی فقیه) و ایده #مقاومت (شهادت) دو مولفه پیروزی ایران در پسا انقلاب اسلامی است. این دو مولفه؛ شجاعت و سلحشوری ایرانی را بالفعل کرده است.
#دفاع_از_ایران #مقاومت
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۸:۱۷

undefined*چگونه برد موشک‌های ما به لینکلن خواهد رسید؟*
undefined محمد فدائی و پدرام کاویان
undefinedذهن ما در دام این پرسش گرفتار شده: جنگ می‌شود یا نه؟ یا می‌توانیم خوب دفاع ‌کنیم؟ این پرسش‌ها درعین‌حال که نشان‌دهنده‌ نگرانی است، دقیق‌ترین تله‌ دشمن برای شکست ما است.
پرسیدن اینکه آیا جنگ می‌شود، یک پیش‌فرض پنهان دارد: اینکه ما هنوز در صلح هستیم. ما در مرز درگیری نیستیم؛ وسط میدان جنگیم. جنگ مدت‌ها پیش از اولین شلیک، با نخستین تحریم، با نخستین تهدید و با ترور نمادهای اقتدارمان آغاز شد.
دشمنِ جنگ‌بلد می‌داند که برای غلبه بر ملتی مثل ما، نباید لزوماً خاک را اشغال کرد؛ باید ذهن را تصاحب کرد. وقتی ترور حاج قاسم و سید حسن و فشار حداکثری را به عنوان شروع جنگی برای فروپاشی روانی تحلیل نمی‌کنیم، دقیقاً همان جایی ایستاده‌ایم که دشمن می‌خواهد.
هدف نهایی واشنگتن – چه خواهان تجزیه باشد، چه تغییر نظام، چه لیبی‌سازی– تنها یک چیز است: فروپاشی روانی.
در جنگ نامتقارن، زمان دقیق حمله اهمیتی ندارد. شاید فردا بزند، شاید از دیروز در حال زدن است و شاید همین ابهام و اضطراب ناشی از آن، خود، حملات پایدار دشمن باشد. دشمن جنگ‌بلد است؛ او می‌داند که یک جامعه‌ متزلزل، بیشتر از برخورد ناگهانی، از انتظار برخورد فرسوده می‌شود.
راه نجات، خروج از حالت انکار و ورود به وضعیت هوشیاری رزمی است. مهم‌ترین دفاع در جنگ ترکیبی، این است که ما بدانیم مورد هجمه‌ایم. این دانستن است که به مقاومت ما، جهت و استقامت می‌دهد. وقتی شهروند ایرانی بفهمد نوسان قیمت ارز بخشی از نقشه‌ آمریکا برای به بردگی گرفتنش بوده، باخت روانی به مقاومت شناختی تبدیل می‌شود.
حالا اگر پذیرفتیم که میدان نبرد، ذهن اقشار مختلف جامعه است، پس باید متوجه باشیم که چه آرایش جنگی مورد نیاز است. در جنگ فیزیکی، ارتش و سپاه یگان‌های اصلی خط مقدم‌اند؛ اما در جنگ فروکاهنده‌ روانی که هدفش تجزیه‌ هویتی و فروپاشی اجتماعی‌ست، رسانه‌ ملی، مهم‌ترین یگان عملیاتی است.
دشمن برای تک‌تک ۹۰ میلیون ایرانی، یک سلاح مهندسی کرده: برای دانشجو، ناامیدی؛ برای بازاری، ترس از آینده؛ برای روشنفکر، تحقیر؛ و برای مومن، تشویش. اما رسانه‌ی ما همچنان با یک خط تولید محتوا، برای همه اقشار، یک نسخه می‌پیچد و در واقع، فقط از ذهن جامعه‌ متدین و حزب‌الهی دفاع می‌کند؛ غافل از اینکه آن‌ها اکنون سنگر امن‌اند، و دشمن در سایر سنگرها دارد پیشروی می‌کند.
نقدی جدی بر ساختار فعلی [رسانه های ما] وارد است: فقدان شخصیت عملیاتیهمسانی مطلق در همه‌ شبکه‌های سیما یعنی فقدان راهبرد. یعنی ما در جنگی که دشمن میکرو-تارگتینگ می‌کند، ما با ماکرو-بمباران پاسخ می‌دهیم.
بسیاری در رسانه‌های ما هنوز درگیر توهم پیروزی‌های مطلق سه - هیچ هستند. در جنگ روانی، پیروزی‌های ناپلئونی (۳-۲ یا ۴-۳) حیاتی‌اند. تبدیل یک منتقد ساختارشکن به کسی که حداقل از منافع ملی دفاع می‌کند، خود یک پیروزی است. نباید به خاطر ملاحظه‌ جناحی یا محافظه‌کاری، اجازه داد دشمن در پهنه‌ وسیعی از اذهان، بدون رقیب بماند.
چه کسی نمی‌داند در عصر حاضر، استوری و توئیت از ناو هواپیمابر و بمب‌افکن‌بی‌۲ خطرناک‌تر است؟ توئیت‌های پیر گوش‌‌بریده، بیش از بمب‌افکن‌ها می‌توانند برهم‌زننده‌ امنیت ملی باشند. وظیفه‌ رسانه در خط مقدم، تثبیت این خط دفاعی در ذهن مردم است که: مهم نیست دشمن بزند یا نزند، مهم این است که ما آرام و منسجم بمانیم.
اگر این خط در ذهن بازاری و روشنفکر و کارگر تثبیت شود، دیگر غرق شدن یا نشدن ناو لینکلن فرعی است. آن زمان است که دشمن می‌فهمد که در هدف اصلی شکست خورده و دُمش را گرد می‌کند و می‌رود.
#دفاع_از_ایران #مقاومت #جنگ_هیبریدی
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۱۸:۲۹

undefined*در روزِ شرط‌بندی قمارخانه‌های دنیا بر سر باخت ایران، او به زیارت #امام رفت*
undefined محمدامین حیدری
undefinedدر روزهایی که سایت‌های قمار جهانی، با وقاحت تمام، روی «حمله آمریکا به ایران» شرط می‌بندند؛ در روزهایی که ناوهای جنگی، حلقه‌وار پیرامون این سرزمین صف کشیده‌اند؛ در روزهایی که رسانه‌ها از جنگ می‌گویند و بازارها از ترس می‌لرزند، او بی‌هیاهو، به مرقد امام رفت نه پیام نظامی صادر شد،نه مانور رسانه‌ای،نه تهدید متقابل،فقط زیارت.
و همین «فقط»، برای فهم امروز ما کافی است
آنها، حتی جنگ را هم به کالا بدل کرده‌اند؛تهدید، خوراک رسانه‌ایشان؛ ترس، ابزار بازارشان؛ و احتمال جنگ، موضوع شرط‌بندیشان.در چنین جهانی، عقلانیت، نه در آرامش، که در هیجان تعریف می‌شود.اما انقلاب اسلامی، از ابتدا، قواعد بازی را نپذیرفت.
این حضور، یک پیام آرام اما عمیق دارد:قدرت، پیش از آنکه به موشک و ناو تکیه کند، به #حضور متکی است. ما در میانه‌ی تهدید، هویت‌مان را عوض نمی‌کنیم، در اوج فشار، از ریشه جدا نمی‌شویم و در لحظه‌ای که جهان بر طبل جنگ می‌کوبد، ما به اصل خود رجوع می‌کنیم.
جبهه مقاومت، دقیقاً از همین منطق تغذیه می‌کند؛ منطقی که می‌داند بقا، فقط با سلاح تأمین نمی‌شود، بلکه با پیوند حافظه تاریخی، ایمان جمعی و آرامش راهبردی ممکن است.آن‌که در مرقد امام می‌ایستد، به دشمن یادآوری می‌کند که این نظام، محصول محاسبه‌های کوتاه‌مدت نیست؛ ریشه‌دارتر از آن است که با شرط‌بندی فروبپاشد، و عمیق‌تر از آن است که با ناو محاصره شود
شاید جهان امروز نفهمد؛اما تاریخ خواهد نوشت:در روزی که دنیا شرط بست،ایران، به امامش سلام داد
#دفاع_از_ایران #مقاومت
undefined جامعه شناسی مردمundefined @Popular_Sociology

۵:۰۱

فوکو پاسخ می دهد؛undefined* ایرانی ها چه رویایی در سر داشتند؟*
undefined یحیی حمدی
undefined#میشل_فوکو جامعه شناس فرانسوی از معدود جامعه شناسان اروپایی است که در ماه‌های منتهی به انقلاب دو بار در ماه‌های شهریور و آبان به ایران سفر می کند و به صورت مستقیم شاهد آن بوده او در این سفرها با گروه‌های مختلف که در انقلاب نقش داشتند ملاقات کرد. فوکو حاصل این مشاهدات خود را در سلسله مقالاتی در روزنامه ایتالیایی کوریه ره دلا سرا ( Corriere della sera) منتشر کرد. متن فرانسه این مقالات در جلد سوم از مجموعه نوشته های پراکنده فوکو چاپ شده است.
فوکو در یکی از مقالات خود با عنوان " ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟" تلاش می کند به این سوال پاسخ دهد. در آن دوره در محافل آکادمیک غربی این گزاره در باره ایران مطرح می شده که " خوب می دانیم که چه چیزی را نمی خواهند ( یعنی سلطنت)، اما خودشان هم نمی دانند که چه می خواهند" این گزاره حتی امروز هم گاه شنیده می شود!
او در تظاهرات های متعدد در تهران و قم شرکت کرده و در گفتگو با شرکت کنندگان ( دانشجویان، روشنفکران، علما و...) مطرح می کند که "شما چه می خواهید؟" پاسخ اکثریت به او این عبارت کوتاه است؛ "حکومت اسلامی" سپس او تلاش می کند تحلیلی از اسلام شیعی ارائه دهد که متفاوت از کشورهای عربی است. او اسلام شیعی را واجد خصوصیاتی می داند که می تواند به خواست حکومت اسلامی رنگ ویژه ای بدهد از جمله به انتظار و مشروعیت حکومت در شیعه می پردازد و از قول یک مرجع دینی می نویسد: "ما منتظر [امام] مهدی هستیم، اما هر روز برای استقرار حکومت خوب مبارزه می کنیم" او در عین حال به برخی ابهامات نیز می پردازد و از زبان مردمی که با آنها مصاحبه کرده به آنها پاسخ می دهد.
او در این گفتگوها به اسلام سیاسی پی می برد و جنبشی که در ایران جریان دارد را از نگرش مردم این گونه روایت می کند: " جنبشی که از راه آن بتوان عنصری معنوی را داخل زندگی سیاسی کرد. کاری کرد که این زندگی سیاسی مثل همیشه سد راه معنویت نباشد بلکه به پرورشگاه و جلوه گاه و خمیرمایه آن تبدیل شود"
فوکو ادامه می دهد: " من دوست ندارم حکومت اسلامی [ مدنظر مردم ایران] را ایده یا حتی آرمان بنامم اما به عنوان خواست سیاسی مرا تحت تاثیر قرار داده چون کوششی است برای اینکه، برای پاسخگویی به پاره ای مسايل امروزی، برخی از ساختارهای جدایی ناپذیر اجتماعی و دینی سیاسی شود؛ مرا تحت تاثیر قرار داده است چون از این جهت کوششی است برای اینکه سیاست یک بعد معنوی پیدا کند."
فوکو در مقاله دیگری تحت عنوان "تهران؛ دین بر ضد شاه" به اقدامات اجتماعی و اقتصادی پهلوی در برساخت هویت اجتماعی جدید برای ایرانیان می پردازد و حاصل آن اقدامات را به احساس "از ریشه کنده شدن" ایرانیان تعبیر می کند.
از نظر فوکو این مردمی که این احساس را دارند در مقابل کنش تهاجمی پهلوی، در پی هویت واقعی خود هستند: " کجا باید در پی تامین گشت و هویت واقعی خود را کجا باید سراغ گرفت؟ جز در این اسلامی که از قرن ها پیش زندگی روزانه، پیوندهای خانوادگی، و روابط اجتماعی را با مراقبت تمام سامان داده است؟"
او در این مقاله به ویژگی اسلام شیعی و نقش شهادت در آن می پردازد که: "[مردم] به [شهیدان]می اندیشند زیرا به زندگی پیوندشان می دهد دست به سوی آنها دراز می کنند تا به وظیفه همیشگی عدالت پیوندشان دهند. [شهیدان] با آنها از وظیفه و پیکاری که اسباب پیروزی را فراهم می آورد سخن می گویند"
فوکو یکی از مشاهدات خود را این گونه روایت می کند: "... هزاران تظاهر کننده، دست خالی، جلوی سربازان مسلح، در خیابانهای تهران رژه می رفتند و فریاد می زدند: 《اسلام، اسلام》، 《خمینی، خمینی، تو وارث حسینی》، 《برادر ارتشی، چرا برادر کشی؟ برای حفظ قرآن، ارتش به ما بپیوند》. و من چندین دانشجو را در میان جمعیت شناختم که با معیارهای ما 《چپی》محسوب می شدند، اما روی تابلویی که خواسته‌هایشان را نوشته بودند و به هوا بلند کرده بودند، با حروف درشت نوشته شده بود: 《حکومت اسلامی》
بنابراین میشل فوکو که به صورت مستقیم در ماه‌های منتهی به #انقلاب_اسلامی در ایران حضور داشته با تحلیل جامعه شناختی نشان می دهد که ایرانیان در انقلاب اسلامی چه رویایی در سر داشتند و نه تنها می دانستند چه نمی خواهند (سلطنت) که حتی می دانستند چه می خواهند (حکومت اسلامی)
پ.ن*: حاصل مشاهدات میشل فوکو از انقلاب ایران در قالب کتاب " ایرانی ها چه رویایی در سر دارند " با ترجمه حسین معصومی همدانی توسط انتشارات هرمس منتشر شده است

undefined *جامعه‌شناسی مردم
undefined @Popular_Sociology

۱۲:۳۲

undefined*دولت عاشقی و رسم برادری*
undefined حسن رحیم پور
undefinedاز مهدی(ع) هر چه بگوییم، حکایت یک قطره از دریاست. ایشان در چشم‌انداز بسیار بلندی هستند و ما از هر زاویه‌ای که بخواهیم به ایشان بنگریم باید کلاه‌مان را از سرمان برداریم تا نیفتد! ایشان روی بام جهان و بر شانه تاریخ ایستاده‌اند؛ درحالی که ما زیرِ دست و پای جهان و زیر چرخ‌های ارابه تاریخ دست وپا می‌زنیم، نه ما، بلکه همه بشریت.
قیام مهدی(ع) نقطه غلیان تاریخ و شوک بزرگ تاریخی است که علیه ستمگران جهان و برای گشودن راه تنفس بشریت محروم اتفاق می‌افتد و بر اساس روایت، نه فقط راه تنفس، که ایشان راه تعقل را هم برای بشریت باز می‌کنند. بخش‌های عظیمی از ظرفیت بالقوه تعقل و عقلانیت بشر تا قبل از ظهور ایشان تعطیل است و در روایات رسیده است که وقتی ایشان بیایند، عقلانیت، تازه فعلیت پیدا می‌کند. یعنی بعضی از موتور‌های عقل بشر، فعلاً خاموش است و به دست ایشان و در عهد ایشان روشن خواهد شد. ایشان مخالفان عقل و عدل را بر سر جایشان خواهد نشاند و بازار عقلانیت و عدالت را گرم خواهد کرد؛ چرا که این دو به یکدیگر مربوط هستند، نه عقلانیت را می‌توان جدای از عدل معنا و اجرا کرد و نه عدالت را. به علاوه، ایشان طبق روایات، ریشه کینه را در دنیا خواهد خشکاند و در دوران حاکمیت او کینه و کینه‌توزی قاچاق خواهد بود! چون ایشان عوامل کینه‌توزی را ـ که ظلم و جهل هستند ـ برخواهد انداخت و اساساً جهاد بزرگ ایشان، ضد استکبار بین‌المللی با همین اهداف صورت خواهد گرفت. او رسم برادری و دولت عاشقی را برقرار خواهد کرد.
اعتقاد به امام مهدی(ع)یعنی آینده باز است و این وضعیتی که بر جهان حاکم است، آخر خط نیست، دنیا بن بست نیست؛ و این، خبر بدی برای مستکبران عالم است. مهدویت یعنی نفی استبداد جهانی. هیچ خبری به اندازه خبری که در نیمه شعبان به بشر داده می‌شود مهم نیست. نگاه ما به تاریخ با نگاه هِگِلی متفاوت است. ما می‌گوییم تاریخ یعنی انسانِ طولی، و جامعه یعنی انسان عرضی. ما از سرنوشت بشر و اتفاقاتی که خواهد افتاد حرف می‌زنیم. اینکه ما صرفاً با نگاه به گذشته‌ها نمی‌توانیم آینده را پیش‌بینی کنیم که یکی از اشکالاتی است که بر تاریخی‌گری شده و به جای خود، محفوظ و درست است، اما این هیچ لطمه‌ای به عقیده مهدویت نمی‌زند؛ چون نقطه عزیمت مهدویت از جای دیگری است. مبنای انتظار در آینده، نه استقرای گذشته‌هاست و نه قانون احتمالات آینده. مسئله از اساس مسئله دیگری است و این وعده خداوند و پیشگویی همه انبیاست نه پیش بینی! یک خبر است که از آینده داده می‌شود، انشا و آرزو نیست.خبر از پروژه‌ای است که قبلاً توسط خداوند طراحی شده و اجرا خواهد شد. امام مهدی(ع) از اول، جزو پروژه خداوند بوده است. اگر امام مهدی(ع) نیاید، فلسفه خلقت انسان، مشکل پیدا می‌کند. مهدویت جزئی از ارکان خاتمیت است. او می‌آید تا کار نیمه تمام همه انبیا را تمام کند. برخی گفته‌اند: «چون مهدی تا به حال نیامده است، بعد از این هم نخواهد آمد» این چه استدلال منطقی است؟ معلوم می‌شود کسی که این حرف را زده، می‌خواهد بشریت را مأیوس کند. اینان می‌خواهند با خدایان ریز و درشتی که ایجاد کرده‌اند به حکومت خودشان ادامه دهند و به ملت‌های عدالت‌خواه بگویند که بهتر است از آینده مأیوس شوید.
نکته دیگر اینکه چون انتظار امام مهدی(ع) یک نوع انتظار مثبت و فعال است، نه منفی و منفعل، بنابراین انتظار  هیچ منافاتی با مهندسی اجتماعی و اصلاحی همراه با تحولات انقلابی رادیکال و قهر آمیز برای تکامل جامعه و اجرای عدالت نسبی قبل از ظهور حضرت  ندارد. این عقیده به نجات، به گونه‌ای است که نه تنها سد راه آزادی ما نمی‌شود، بلکه مشوق ماست. یعنی گفته‌اند منتظر مصلح، باید در حدی که می‌تواند صالح باشد، وگرنه منتظر مصلح نیست.
undefined جامعه‌شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۵:۵۳

undefined*تحلیل جامعه‌شناختی «نظام سلطه» و دیالکتیک «مقاومت»

undefined سعید سپاهی

undefinedدر نظریه‌های روابط بین‌الملل و جامعه‌شناسی سیاسی، مفهوم «قدرت» همواره با مفاهیمی چون «سلطه»، «هژمونی» و «زورگویی» گره خورده است. اما آنچه در پارادایم علوم انسانی اسلامی-ایرانی به عنوان یک گزاره راهبردی مطرح می‌شود، تفکیک میان «قدرت طبیعی» و «استکبار» است. استکبار که ریشه در واژه‌ی قرآنی «تکبّر» دارد، در ادبیات سیاسی مقام معظم رهبری، به عنوان یک «نظام رفتاری-معرفتی» تعریف می‌شود که مبتنی بر خودبرتربینی، حق‌ناپذیری و مداخله‌گرایی است (بیانات در دیدار با دانش‌آموزان و دانشجویان، ۱۳۹۳/۰۸/۱۲). مواجهه‌ی جمهوری اسلامی ایران با این نظام، نه یک جنگ صرفاً امنیتی یا نظامی، بلکه یک «کنش مقاومتی» در سطح جامعه‌شناسی سیاسی است که به دنبال تغییر معادله‌ی «سلطه‌گر و سلطه‌پذیر» است.

*جهان دوقطبی

بر اساس معنا و مفهوم «نظام سلطه»، جهان مدرن (به‌ویژه پس از قرن نوزدهم) به دو قطب تقسیم شده است؛ قطبی «زورگو و گردن‌کلفت» و قطبی «ضعیف و توسری‌خور». این دیالکتیک تاریخی، پایه‌ی نظم سیاسی بین‌الملل را شکل می‌دهد (بیانات، ۱۳۹۴/۰۴/۲۰). در این نظم، بازیگران استکباری مانند آمریکا، خود را «رئیس مجموعه‌ی عالم» و «مدیر جهانی» می‌دانند و برای خود حق مداخله در امور ملّت‌ها قائل هستند (بیانات در دیدار پنجاه هزار فرمانده بسیج، ۱۳۹۲/۰۸/۲۹). از منظر جامعه‌شناسی معرفتی، این خودبرتربینی، نوعی «خشونت نمادین» است که در آن، «دیگری» (ملت‌های مستضعف) فاقد عاملیت مستقل شناخته می‌شود و باید تابع اراده‌ی مرکز باشد.
پارادوکس عقلانیت ابزاری و حق‌ناپذیری مطلق
نکتۀ کلیدی در تحلیل رفتار استکبار، مفهوم «حق‌ناپذیری مطلق» است. مقام معظم رهبری در بیانات خود از شاخص‌های رفتاری استکبار به این نکته اشاره می‌کنند که قدرت‌های سلطه‌گر، نه تنها حق ملّت‌ها را نمی‌پذیرند، بلکه حتی در برابر «حرف حق» و استدلال منطقی نیز مقاومت می‌کنند (همان، ۱۳۹۲/۰۸/۲۹). این پدیده در علوم سیاسی می‌تواند به عنوان «پارادوکس عقلانیت ابزاری» تبیین شود؛ جایی که عقلانیت تنها برای حفظ منافع قدرت به کار می‌رود و حتی در برابر حقایق عینی نیز ایستادگی می‌کند. نمونه‌ی بارز این مسئله، پرونده‌ی هسته‌ای ایران است که با وجود استدلال‌های حقوقی و فنی، طرف آمریکایی حاضر به پذیرش حق مسلم ملت ایران نیست.
مهندسی واقعیت
از سوی دیگر، مکانیزم «فریبگری و رفتار منافقانه» یکی از ابزارهای نرم استکبار برای مشروعیت‌بخشی به جنایاتش است. نظام سلطه تلاش می‌کند با «توجیه جنایت» و «پوشاندن لباس خدمت به جنایت»، واقعیت‌های عینی را مهندسی کند. این دقیقاً همان چیزی است که امام خمینی (ره) با تعبیر «شیطان بزرگ» به آن اشاره کردند؛ تعبیری که ریشۀ قرآنی دارد و به ماهیت پوچ وعده‌های استکبار اشاره دارد. همان‌طور که قرآن از قول شیطان نقل می‌کند که وعده‌هایش دروغ بوده و در قیامت پیروانش را ملامت خواهد کرد، امروز نیز وعده‌های قدرت‌های استکباری (مانند برجام) دچار «تخلّف» می‌شود (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۹۵/۰۵/۱۱). این عدم تعهد، یک ویژگی ذاتی نظام سلطه است که در آن، «امتیاز نقد» را می‌گیرند اما «امتیاز نسیه» را نمی‌دهند.
احیای عاملیت ملت‌های مستضعف
در مقابل این ساختار سلطه‌گر، انقلاب اسلامی یک «نظریۀ مقاومت» ارائه کرده است. استکبارستیزی در این نظریه، به معنای خشونت یا تروریسم نیست، بلکه به معنای «عدم تسلیم در مقابل فشارها» و «زیر بار زورگویی نرفتن» است (بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۳۸۹/۱۱/۱۵). این یک کنش معنادار سیاسی است که هویت جمعی ملّت ایران را بازتعریف می‌کند. مقاومت، مبتنی بر مؤلفه‌هایی چون «اقتدار و مصونیت»، «نفی ظلم و ظلم‌پذیری» و «بصیرت» است (بیانات در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان، ۱۳۸۷/۰۶/۰۷ و بیانات، ۱۳۹۲/۰۶/۲۶). از منظر جامعه‌شناسی، مقاومت، ابزاری برای «احیای عاملیت» ملّت‌های مستضعف است؛ یعنی ملتی که قرار بود در ذهنیت نظام سلطه، یک «برۀ رامی» باشد، با فرهنگ مقاومت، به یک «کنشگر فعال» تبدیل شده است.
الگویی رهایی‌بخش برای جهان
نتیجۀ نهایی این دیالکتیک، تغییر در معادلۀ «عزت» است. جمهوری اسلامی با نفی «سلطه‌پذیری» و اثبات اینکه می‌توان بدون اتکا به بلوک‌های قدرت غربی نیز به پیشرفت علمی، اقتصادی و سیاسی رسید، یک «الگوی رهایی‌بخش» را به جهانیان عرضه کرده است (بیانات، ۱۳۹۳/۰۲/۳۱). دشمنی استکبار با ایران، نه بر سر مسائل هسته‌ای یا حقوق بشر، بلکه سر همین «ایستادگی در مقابل قلدرها» است. این نشان می‌دهد که در مدل ایرانی-اسلامی، امنیت و پیشرفت، محصول تبعیت از نظام سلطه نیست، بلکه محصول «توکل به قدرت الهی» و «مقاومت فعال» در برابر زورگویی است. / پژوهه
#مقاومت #دفاع_از_ایران
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۱۶:۵۹

undefined آیا انقلاب اسلامی پدیده ای مدرن است ؟|
بخش اول: جنبش مشروطه

undefined یحیی حمدی
undefined ایران در دوره ولایت عهدی #عباس_میرزا در دو #جنگ نابرابر از روسها شکست می خورد و بخش هایی از ایران در دو عهدنامه گلستان و ترکمانچای از وطن جدا می شود
این شکست و هزیمت چنان بر ایرانیان سنگین آمد که موجی از افسردگی همه را فرا می گیرد و نخبگان بویژه از نوع حکومتی را به تامل وا می دارد که: چرا شکست خوردیم؟ پاسخ اما یکی است؛ آنها سلاح مدرن دارند و ما فاقد آن هستیم و ما نیز باید مدرن شویم که مقابل بیگانگان بایستیم و #مقاومت کنیم
بنابراین اولین نوسازی در دوره قاجار و توسط عباس میرزا انجام می شود : دانشجویان برای یادگیری به اروپا اعزام می شوند و کارخانه های تجهیزات نظامی ایجاد می شود و... همه اینها در قالب نظام جدید رخ داد ، پس از عباس میرزا ، #امیرکبیر روند نوسازی را با ایجاد نهاد آموزشی ( #دارالفنون ) و روزنامه (کاغذ اخبار ) و... ادامه داد .
دانشجویان اعزامی به اروپا با مدرنیته و حکومت های منبعث از آن آشنا شدند و برای اولین بار مفاهیمی همچون #قانون و #مشروطه به گوششان خورد و در ذهن شان آن را با جامعه خود مقایسه کردند.
یکی از آنها ( میرزا صالح شیرازی) در بازگشت به میهن #دستگاه_چاپ را وارد ایران کرد و خاطرات دوره دانشجویی اش را منتشر کرد و اولین روزنامه نیز پس از آن منتشر شد. این دانشجویان به عنوان حاملان مدرنیته نقش ایفا کردند.
پس از آن ناصرالدین شاه هم به ترجمه کتب اروپایی علاقمند شد و با تاسیس دارالترجمه؛ اصلاحات ناصری آغاز شد اما این روند منجر به مقایسه حکومت و وضعیت اروپا با ایران توسط مردم شد و آنها متوجه مشروعیت حکومت مبتنی بر قانون شدند. در پی آن #مشروعیت سلطانی قاجار زیر سوال رفت و این مقدمه ای بود بر جنبش مشروطه که در نهایت اتفاق افتاد.
در جنبش مشروطه برای اولین بار مفاهیمی چون #وطن در اعتراضات شنیده شد و #روشنفکران در مجلات و روزنامه هایشان حکومتی مبتنی بر قانون را خواستار شدند و بدین ترتیب مفهوم دولت-ملت برای اولین بار مطرح شد که دارای شاخص هایی بود.
با پیروزی مشروطه، مجلس شورا تاسیس شد و قانون اساسی را به تصویب رساند، اما آن گونه که بانیان آن در ذهن داشتند پیش نرفت و به تضعیف #دولت_مرکزی و ایجاد آشفتگی اجتماعی و #آنومی منجر شد تا جایی که مشروطه مترادف با هرج و مرج تلقی شد و نا امنی اقصی نقاط کشور را فرا گرفت. از هر گوشه ای از کشور صدایی نا متوازن با دولت مرکزی برخاست (در هر گوشه کشور کسی حکومت می کرد) تا جایی که دولت عملا خارج از تهران وجود نداشت .
بر این التهاب؛ جنگ جهانی اول نیز افزود؛ روسها از شمال هجوم آوردند و انگلیسی ها از جنوب و کشور در اشغال بیگانگان قرار گرفت.
ادامه دارد...
#انقلاب_اسلامی
undefined جامعه شناسی مردمundefined @Popular_Sociology

۱۷:۲۲

undefined*آیا انقلاب اسلامی پدیده ای مدرن است؟|
*بخش دوم:
از کودتای رضاخان تا شهریور ۱۳۲۰

undefined یحیی حمدی
undefinedپس از مشروطه، کشور از #آنومی اجتماعی رنج می برد دولت خارج از تهران عملا وجود ندارد، نا امنی بیداد می کند از سوی دیگر در پی جنگ جهانی اول و هجوم روسها از شمال و انگلیس از جنوب ؛ ایران در اشغال بیگانگان قرار دارد.
شرایط #ساختاری جامعه به گونه ای است که استقرار یک #دولت_مرکزی قدرتمند را طلب می کند که پیش از این روشنفکران در مجلات( #رسانه ها) آن را نهادینه کرده اند از دیگر سو قدرت های بزرگ نیز که از دو طرف کشور را به اشغال درآورده اند وجود دولتی قدرتمند را به نفع خود می دانند در چنین شرایطی است که یک نیروی نظامی (#قزاق) به سرکردگی رضا خان با #کودتا به قدرت می رسد و پس از سردار سپهی و نخست وزیری و نشان دادن اقتدار و سرکوب حاکمان محلی و ایجاد امنیت نسبی ؛ تاج‌گذاری و پادشاهی پهلوی را در ۱۳۰۴ اعلام می کند.
رضا خان با انتخاب نام خانوادگی #پهلوی در صدد ایجاد ارتباط میان خود و شاهان #باستانی ایران است و این یعنی #مشروعیت حکومت را بر پایه همانها ( فره ایزدی) قرار داده است. از دیگر سو در صدد مدرنیزاسیون بیش از پیش ایران نیز هست بنابراین بازتعریف او از ایران یک قدم به پیش و دو قدم به پس است ( #تجدد و #باستانگرایی)
نوسازی رضاشاه از بالا به پایین یا #آمرانه است و حاصل آن یک دولت مرکزی قدرتمند که توانست #ارتش شکل دهد و با آن تمام حاکمان محلی ، #ایلات و عشایر را سرکوب کند ، با سیطره بر همه کشور تنها قدرتی باشد که می تواند #مالیات ستانی کند، #نظام_آموزشی ایجاد کند، #تاریخ ایران را مبتنی بر نگاه شرق شناسان بازتعریف کند سپس با استفاده از آن مشروعیت خویش را بازنمایی کند و اقداماتی دیگر که هر دولت مدرنی باید آن را به انجام رساند .
پهلوی اول با پشتیبانی روشنفکران در تعریف #هویت اجتماعی ایرانیان #تقلیل_گرایانه عمل می کند و عناصری چند را بر می گزیند که با مشروعیت خود هماهنگ باشد و نیروهای اجتماعی رقیب (گروههای قومی ، روحانیت و...) تضعیف شوند بدین ترتیب: #هویت_قومی اقوام ایرانی و مهمتر از آن #هویت_دینی ایرانیان ( اسلام ) نه تنها نادیده انگاشته می شود بلکه #انکار می شود.
این هویت تقلیل گرایانه منجر به واکنش گروههای اجتماعی که در بالا ذکر آن رفت، شد اما مشت آهنین رضا شاه مانع از بروز آن می شود و چون آتشی زیر خاکستر می ماند تا وقتی دیگر که زمان آن فرا رسد.
در شهریور ۱۳۲۰ ؛ و در هجوم نیروهای متفقین به ایران ، ارتش رضا شاه که تا آن زمان کارکرد داخلی در سرکوب ایلات و عشایر داشت در عرض چند ساعت #تسلیم می شود و کشور دوباره اشغال می شود و اکنون موعد رفتن رضاخان است او گر چه نتوانست خود را حفظ کند اما سلطنت را در خانواده پهلوی حفظ کرد و خود به #تنهایی به جزیره موریس رفت بدون آنکه گروه یا طبقه یا قشری در ایران او را همراهی کند و مردم حتی در رفتنش شادی کردند و سقوط #دیکتاتور را جشن گرفتند و پسرش محمدرضا بر تخت نشست و دوره #پهلوی_دوم آغاز شد اما کشور هنوز هم در اشغال بیگانگان بود.
ادامه دارد...
#انقلاب_اسلامی#دولت_ملت
undefined جامعه شناسی مردمundefined @Popular_Sociology

۱۴:۳۵

undefined آیا انقلاب اسلامی پدیده ای مدرن است؟
بخش سوم*: آغاز پهلوی دوم تا کودتای ۲۸ مرداد

undefined یحیی حمدی

undefinedویژگی شاخص پهلوی نسبت به قاجار و ماقبل آن روی کار آمدن با کودتا و توسط بیگانگان بود و تداوم آن نیز با نظر آنها بود. بنابراین رضاشاه توسط همان‌ها که آمده بود برکنار شد اما توانست با مشاوره فروغی؛ سلطنت را در خانواده اش حفظ کند و پسرش به سلطنت رسید.

در این شرایط که کشور در اشغال متفقین بود و پهلوی دوم در نقش دستیار آنان و در ازای حفظ تسلطش بر قوای نظامی پیشنهاد مشارکت در اهداف جنگی آنان را مطرح کرد.
او با اطلاع از تنفر مردم از مشی رضا شاه تلاش کرد متفاوت از پدرش رفتار کند و با لباس غیر نظامی در سوگند شاهی اش؛ سوگند یاد کرد که مطابق قانون اساسی مشروطه، نه حکومت که سلطنت کند. (ن.ک به آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب)

محمدرضا پهلوی از نظر شخصیتی نیز متفاوت از پدرش بود؛ شخصیت ضعیف او به همراه آشفتگی حاصل از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و تجربه تلخی که از استبداد رضاخانی باقی مانده بود؛ زمینه را برای بی عملی دولت و ایجاد نوعی فضای باز در جامعه فراهم آورد و آتش های زیر خاکستر فعال شد .
فروپاشی ساختار سیاسی پرده از کشمکش ساختار اجتماعی ایران(بازتعریف هویت ایرانی و تقلیل آن با نادیده انگاشتن هویت اسلامی و هویت قومی) که با مشت آهنین رضاشاه سرکوب شده بودند کنار زد و گسست و بحران در برخی مناطق کشور از جمله آذربایجان و جنوب کشور را رقم زد...
با اعاده حاکمیت دولت در همه مناطق کشور؛ پهلوی دوم در سال ۱۳۲۵ خود را تا حدودی تثبیت کرد.

در این شرایط و متاثر از اشغال کشور و تحقیر ایران؛ جریانی (جبهه ملی) به وجود آمد که تا سالها بعد منشأ اثر در جامعه ایرانی بود جبهه ملی متشکل از دو جناح #مذهبی و #روشنفکری بود و نقطه اشتراک آنها نفرت از #نفوذ_اجانب بود که رهبری آن را دکتر محمد مصدق بر عهده داشت این جریان حاصل احساس تحقیر ملی بود که سالها ایرانیان از آن رنج می بردند.

بدین ترتیب یک گفتمان جدیدی در ایران مقابل سلطنت شکل گرفت که #ناسیونالیسم را در منافع ملی و #استقلال جستجو می کرد یعنی اینکه مفهوم استقلال وارد ادبیات اجتماعی ایران شد و اولین مصداق آن #نفت سرمایه ملی ایران بود که مطرح شد و این جبهه خواستار ملی کردن شرکت نفت و کوتاه شدن دست انگلیس از آن و مداخله در سیاست ملی و نقض حاکمیت ملی ایران شد.

در شرایط ساختاری این چنین ( تضعیف قدرت شاه و اوج گیری گفتمان استقلال خواهی) مصدق به نخست وزیری رسید. سیاست موازنه منفی توسط مصدق به اجرا درآمد که در آن قرار بود به هیچ یک از قدرت های بزرگ باج داده نشود و در مقابل بیگانگان #مقاومت صورت گیرد.

محمدرضا پهلوی با کینه ای که از مصدق دارد در کتاب ماموریت برای وطنم درباره او می گوید: «اطلاعات عمومی او بسیار ناچیز بود و این مسئله همیشه مرا به حیرت می انداخت، زیرا هر چند در خارج تحصیل کرده بود ؛ از سایر کشورهای جهان تقریبا هیچ اطلاعی نداشت و نقطه ضعف معلوماتی او مخصوصا در مسائل اقتصادی بود»!

در مبارزه برای ملی کردن نفت، جریان مذهبی که بیشترین نفوذ را در جامعه ایران داشت وارد شد و #آیت_الله_کاشانی همه مسلمانان را تشویق کرد تا با پیوستن به مبارزه ملی کردن صنعت نفت، علیه دشمنان اسلام و ایران بجنگند (ن ک به آبراهامیان ؛ ایران بین دو انقلاب)و در این میان فدائیان اسلام با از میان برداشتن رزم آرا نقش اساسی در هموار کردن مسیر ملی شدن نفت ایفا کردند.

گر چه این دوره زیاد به طول نیانجامید و با تشتت در میان نیروهای استقلال خواه و نیز اشتباه مصدق و کاشانی #کودتای_آمریکایی_انگلیسی ۲۸ مرداد رخ داد و دولت ملی مصدق سقوط کرد و دوباره همان روند پیشین احیا شد، اما تاثیری شگرف در تحولات آتی ایران داشت که مهمترین آن افزودن مفهوم #استقلال به ادبیات اجتماعی ایران و #سیاست_موازنه_منفی (که آن را می توان به مقاومت در برابر بیگانگان تعبیر کرد) به ادبیات سیاست خارجی ایران بود.

*ادامه دارد...

#انقلاب_اسلامی
undefined*جامعه شناسی مردم*undefined @Popular_Sociology

۱۴:۱۲

undefined*راهنمای مقاومت انسانی و وطن‌دوستانه در برابر تبلیغات دشمن

undefined کورش علیانی

*۱*. *آغاز با شک کوچک
- دشمن می‌خواهد امید را نابود کند. شک کوچک ما این است: «آیا واقعاً ایران همان تصویری است که رسانه‌های فارسی‌زبان ضد ایرانی نشان می‌دهند؟» - همین پرسش ساده می‌تواند جرقه‌ی اعتماد به توان مردم و کشور باشد.
۲ . شناسایی دروغ‌های تکرارشونده دشمن- «ایران کشوری شکست‌خورده است»  واقعیت: مردم با وجود فشار اقتصادی هنوز همچنان زندگی، کار و تولید را ادامه می‌دهند. قطعا عمیقا دردمند هستند، اما همان‌طور قطعا از پا نیفتاده‌اند. - «اعتراض‌ها فقط نشانه‌ی فروپاشی اند»  واقعیت: اعتراض بخشی از حیات اجتماعی است، نه پایان جامعه. جامعه‌ای که وضع نامطلوب را تشخیص می‌دهد و اعتراض می‌کند، زنده است، نه فرو پاشیده. - «هیچ آینده‌ای وجود ندارد»  واقعیت: آینده امری است ساختنی، و مردم ایران بارها در سخت‌ترین شرایط آینده را ساخته‌اند.- «... را کشته‌اند.»  واقعیت: کشتگان خیالی پیام ویدیویی می‌دهند که ما زنده هستیم.- «... که کشته شد از ما بود.»  واقعیت: سعی می‌کنند خانواده‌های کسانی را که خودشان کشته‌اند تطمیع کنند.
۳. استفاده از شکاف‌های روایت دشمن- دشمن فقط خیابان‌های ملتهب را نشان می‌دهد، اما نمی‌گوید همان روز در همان شهر، مردم هم مشغول کار، درس و زندگی اند. مشغول مقاومت اند. کشاورزان و کارگران بیش از همه صدمه دیده‌اند و باز بیش از همه تلاش می‌کنند.- این شکاف را باید برجسته کرد: ایران فقط بحران نیست، ایران زندگی و مقاومت هم هست. امروز هم مثل آن دوازده روز، شکست دشمن در ادامه یافتن و ادامه دادن زندگی ما است. در از پا نیفتادن و استمرار دادن زندگی ما.
۴. مقایسه با فرقه‌ها و روابط آزاردهنده- رسانه‌های دشمن مثل رهبران فرقه‌ها عمل می‌کنند: فقط یک تصویر مطلق و سیاه ارائه می‌دهند با یک تشکیلات نجات‌بخش بیرونی، بدون هیچ عاملیت «خودمان». - پرسش محوری: «چه کسی از این تصویر سود می‌برد؟» پاسخ: قدرت‌هایی که می‌خواهند ایران را بی‌ثبات کنند، عاملیت را از فرد و جامعه سلب کنند، تا منابع و استقلال ما را همزمان بگیرند.
۵. تولید و توزیع «ناباوری‌های موضعی» علیه تبلیغات دشمن- هر ایرانی می‌تواند با نشان دادن یک تناقض، جرقه‌ای در ذهن دیگری ایجاد کند. - مثال: وقتی رسانه‌های ضدایرانی از «اعتراض سراسری» می‌گویند، نشان بدهیم که واقعیت پراکنده و محدود است، و جامعه همچنان نه یک کل فروپاشیده و خشمناک و آسیب‌زننده، که یک تنوع پر تلاش است که روی پاهایش ایستاده.
۶. تمرین روزانه‌ی مقاومت- هر روز یک نمونه‌ی تازه از تحریف دشمن را افشا کنیم. - امروز: رسانه‌های خارجی از «پسر قهرمان» می‌گویند، اما واقعیت این است که آن پسر بعد از چند دقیقه نشستن بلند شد، ایستاد، سمت ماموران رفت، و مامور حتی باتون را به دست دیگرش داد تا با دست راست در حد یک سیلی به او بزند و ردش کند برود. مردم مثل او نیستند. مردم به دوربین پلیس نمی‌گویند «اون من ام». مردم با ابتکار و همبستگی راه‌های بقا و پایداری می‌سازند.
۷. تبدیل شک فردی به بیداری جمعی- وقتی یک نفر متوجه تناقض شد، می‌تواند دیگران را آگاه کند. - این کار در ایران با گفت‌وگوهای کوچک، بازنشر روایت‌های بی‌غرض، انسانی و وطن‌دوستانه، یا حتی با یک پرسش ساده ممکن است.
۸. راهبرد عملی- تمرکز بر جزئیات انسانی روزمره: یک خانواده که درد می‌کشند و از هم حمایت می‌کنند، یک جوان که با وجود فشار درس می‌خواند و به نوجوانان محروم در آماده شدن برای کنکور کمک می‌کند. - پرسشگری مداوم: «چه کسی سود می‌برد از سیاه کردن تصویر ایران؟» - توزیع شبکه‌ای: هر فرد یک «ناباوری موضعی» علیه تبلیغات دشمن را منتقل کند. - تکرار و استمرار: مقاومت رسانه‌ای یک عمل روزمره است، نه یک رویداد بزرگ و پایان‌یابنده.
جمع‌بندی- از منظر انسانی و وطن‌دوستانه، امید و واقعیت زندگی را برجسته کنیم، - دروغ‌های دشمن را افشا کنیم، - و زنجیره‌ی بیداری را با «ناباوری‌های موضعی» روزمره ادامه دهیم.
#دفاع_از_ایران #مقاومت #سواد_رسانه_ای
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۶:۵۱

thumbnail
undefined«*قرآن و جامعه» با استاد دکتر رفیع‌پور؛ دین در برابر پرسش‌های امروزی

undefinedبرنامه تلویزیونی «قرآن و جامعه» با روایت استاد فرامرز رفیع‌پور جامعه شناس در ایام ماه مبارک رمضان هر شب پس از اذان مغرب از شبکه یک سیما پخش می‌شود.
این برنامه به بررسی پیوند میان آموزه‌های قرآنی و مسائل روز جامعه می‌پردازد.

استاد رفیع‌پور با تکیه بر سال‌ها پژوهش در حوزه علوم اجتماعی، در این مجموعه تلاش می‌کند تا مفاهیم قرآنی را در نسبت با موضوعاتی چون اثبات خالق، اثبات رسول، خانواده، عدالت، اخلاق اجتماعی و سبک زندگی تحلیل کند.

کتاب «قرآن و جامعه» آخرین اثر این استاد ممتاز علوم اجتماعی، مبنای اصلی مباحث این برنامه است.

حضور دوباره این استاد دانشگاه پس از سال‌ها در قاب رسانه ملی، نوید برنامه‌ای متفاوت و عمیق را به مخاطبان علاقه‌مند به مباحث قرآنی و جامعه‌شناختی می‌دهد.

این برنامه هر روز دقایقی پس از اذان مغرب به مدت ۳۰ دقیقه از شبکه یک پخش و حوالی ساعت ۲۳ بازپخش خواهد شد.

undefined *جامعه شناسی مردم
undefined @Popular_Sociology

۱۳:۳۵

undefined*پایان یک دروغ*
undefined محمد ملک‌زاده
undefinedپرونده جفری اپستین، با افشای شبکه‌ای سازمان‌یافته از سوءاستفاده جنسی، قاچاق انسان و باج‌گیری سیاسی، صرفاً یک رسوایی اخلاقی یا جنایی نیست؛ بلکه آینه‌ای شفاف از بحران عمیق فرهنگ و تمدن غرب در مواجهه با «انسان» و «شرافت انسانی» است. این پرونده، به‌ویژه با توجه به ارتباطات اپستین با سیاستمداران، سرمایه‌داران، نخبگان رسانه‌ای و حتی نهادهای امنیتی، نشان می‌دهد که فاجعه نه یک «انحراف فردی»، که ابعادی گسترده‌تر و ساختاری دارد.
نقاب «حقوق بشر» افتاداین پرونده، نماد فروریختن نقاب تمدنی است که سال‌ها با ادعای «حقوق بشر» و «آزادی» بر جهان خطابه می‌خواند. اپستین نه یک استثنا، بلکه محصول طبیعی نظم لیبرال‌سرمایه‌داری است؛ نظمی که در آن پول، قدرت می‌آورد، قدرت مصونیت می‌سازد و مصونیت، جنایت را بی‌هزینه می‌کند. شبکه‌ای از سوءاستفاده جنسی از کودکان، قاچاق انسان و باج‌گیری سیاسی، سال‌ها در قلب آمریکا و اروپا فعال بود؛ نه در حاشیه، بلکه در مجاورت کاخ‌ها، پارلمان‌ها، رسانه‌های بزرگ و مراکز ثروت.
رسوایی بزرگ‌تر از جنایتاما رسوایی اصلی پرونده اپستین، خودِ جنایت نیست؛ رسوایی واقعی، مصونیت جنایتکاران است. وقتی نام‌های بزرگ سیاسی و اقتصادی به میان می‌آید، ناگهان رسانه‌ها لال می‌شوند، دستگاه قضایی کند می‌شود، و عدالت، پشت درهای بسته می‌ماند. این همان جایی است که «آزادی لیبرالی» ماهیت واقعی خود را نشان می‌دهد؛ آزادی را برای قدرتمندان تعریف می‌کند، نه برای قربانیان.
انسان‌ها چگونه کالا می‌شوند؟لیبرال‌سرمایه‌داری، انسان را از «صاحب کرامت» به «ابزار لذت و سود» تقلیل داد. در چنین جهانی، بدن انسان—حتی کودکان—می‌تواند در راستای امیال حیوانی صاحبان قدرت و ثروت به کالا تبدیل شود. در منطق نظام سرمایه‌داری، اخلاق، نه یک اصل، بلکه مانعی مزاحم برای گردش سرمایه تلقی می‌شود. غرب سال‌ها به جهان غیرغربی درس «حقوق کودک» داده است؛ در حالی که کودکان، قربانیان خاموش عیش نخبگان بوده‌اند. این تناقض، اتفاقی نیست بلکه در ساختار غرب جاری است.
غرب، دیگر حق اخلاقی نداردبدین ترتیب پرونده اپستین؛ پایان مرجعیت اخلاقی تمدن غرب را فریاد زد. تمدنی که نمی‌تواند از ضعیف‌ترین اقشار خود—کودکان—محافظت کند، چگونه برای ملت‌ها نسخه اخلاقی می‌پیچد؟ چگونه تحریم می‌کند، تهدید می‌کند و دیگران را به «نقض حقوق بشر» متهم می‌سازد؟!
انسداد عدالتواقعیت این است که «حقوق بشر» در غرب، نه یک اصل جهان‌شمول، بلکه ابزاری سیاسی و گزینشی است؛ تا جایی معتبر است که منافع قدرت را به خطر نیندازد. مرگ مشکوک اپستین در زندان، نه پایان پرونده، بلکه نماد انسداد عدالت بود. کسی که بیش از حد می‌دانست، حذف شد؛ و سیستمی که باید پاسخ می‌داد، ترجیح داد سکوت کند.در نهایت، این پرونده برای جهان غیرغربی یک پیام روشن دارد؛ مشکل تمدن غرب، افراد فاسد نیستند؛ مشکل، تمدنی است که خدا را حذف کرده، اخلاق را نسبی کرده و انسان را کالا دیده است. در برابر این منطق، نگاه دینی—به‌ویژه نگاه اسلامی—بر کرامت ذاتی انسان، پاسخ‌گویی قدرت و تقدم اخلاق بر سود تأکید دارد. اپستین، آینه‌ای بود که غرب دوست نداشت در آن نگاه کند. اما این آینه شکسته نخواهد شد. زیرا حقیقت، حتی اگر سانسور شود، دیر یا زود خود را افشا می‌کند./ پژوهه
undefined جامعه شناسی مردم undefined @Popular_Sociology

۱۱:۴۹

undefined*جاوید شاه یعنی چه؟*
undefined سیدجواد میری
undefinedاین شعار را چگونه می‌توان فلسفید؟ آیا می‌توان به این شعار که برخی در خارج و داخل ایران آن را سر می‌دهند از منظر انتقادی نگریست؟ به صورت موجز اگر بخواهم این شعار را بفلسفم می‌توان گفت باید برای درک این شعار به تمایز بین "سلطنت" و "جمهوری" اندیشید.
درست است که ایران نیم قرن است تجربه "جمهوری" داشته است ولی این مفهوم به معنای دقیق فلسفی و تئوریک ورز داده نشده است و ضمیر ناخودآگاه جامعه ایران کماکان با ابعاد نظری این ظرف سیاسی آشنا نیستند.
جمهوری زمانی ممکن است که انسان فاعلیت دارد و خودآگاهی و تاریخ‌آگاهی و جامعه‌آگاهی دارد و اراده معطوف به تغییر و دگرگونی دارد و این یعنی مسئولیت دارد و سرنوشتش به دست خویشتن و "ما"ی جمعی است که منجر به اراده جمعی می‌گردد. البته که این وضع دلهره‌آور و دشوار و سخت و سنگین است و آدمی رنج خواهد کشید ولی در سلطنت سوژه‌ جمعی وجود ندارد بل تنها یک فاعل عاملیت دارد و آن پادشاه و منویات ملوکانه آن است.
کسانیکه شعار جاوید شاه می‌دهند و میل به سلطنت دارند یعنی نفی جمهوری می‌کنند به نوعی دست به یک حرکت ارتجاعی می‌زنند و به زبان روانکاوانه می‌گویند "من یا ما" از دوران بلوغ پشیمانیم و می‌خواهیم به دوران طفولیت برگردیم که در آن "وضع" فقط شاه برای ما تصمیم بگیرد. زیرا انتخاب دلهره‌آور و مضطرب‌کننده است و ایجاد رنج می‌کند و "من" می‌خواهم "شاه" برای ما تصمیم بگیرد و از انتخاب بیزارم. چرا بیزاری؟ زیرا انتخاب ماهیت وجودی انسان است و من از انسان بودن می‌هراسم و می‌خواهم "رعیت" باشم و "ارباب" اموراتم را تمشیت کند. جاوید شاه یعنی مرگ بر بلوغ؛ یعنی مرگ بر اراده فردی؛ یعنی مرگ بر جمهوری؛ یعنی مرگ بر اراده ملی و جاوید باد خودکامگی.
undefined جامعه شناسی مردمundefined @Popular_Sociology

۲۰:۵۷