بازارسال شده از کتاب رسان
۱۱:۴۲
نیمهٔشعبان بیمخها! آخوندهای درباری شرفیاب میشوند
۱) جای تعجب بود... در فتنه جنگ شهری اخیر، جایی که همه دشمنان سابق و لاحق به جمهوری اسلامی لگد خودشان را زدند، سکوت «جریان تحجر» جای تعجب بود. اما پکیج صفین و جمل، بدون نهروان کامل نمیشود.۲) کودککُشانِ کودکآزار جزیره اپستین، همه زبالههای رانده از ایران و نخالههای مانده در ایران، از سازمان منافقین گرفته تا سلطنتطلب، از جیشالظلم تا کومله، از الوات خیابانی تا سلبریتیهای اینستاگرامی، همه و همه را برای شبهکودتای دی ماه تجمیع و تجهیز کرده بودند. فقط آش این فتنه یک چیز کم داشت: روضهخوانهای سبوحٌ قدوسِ تسبیحبهدست و آیتاللههای عمامهعظما به سر.۳) یک جای کار میلنگید. کودتای شعبان بیمخها بدون حضور نیمهٔشعبان بیمخها! مگه داریم، مگه میشه؟ نگو سناریست این خیمهشببازی برای هر شخصیتِ نمایشنامه، متن خاص خودش را نوشته. هر کس رینگ خودش را باید به موقع بنوازد. و هنگام ورود اینها دقیقاً نیمهٔشعبان بود.۴) اصحاب جدایی دین از سیاست به ناگاه در نیمه شعبان سیاسی میشوند! چون دین ذاتاً سیاسی است، میتوان گفت گزاره «دین از سیاست جداست» سیاسیترین جمله تاریخ معاصر ماست. اما اهل نهروان همیشه هیزم و سوخت سیاستورزی معاویههای زمان بودهاند. و خداوند خر را برای سواری دادن آفرید.اینها با نیمهٔشعبان عهدی دیرینه دارند. ارباب بگوید چراغانی کن، چراغانی میکنند، بگوید چراغانی نکن، چراغانی نمیکنند. دین و قرآن و امام زمان وسیله است، وگرنه کمتر از یک ماه پیش که صدها مسجد و هزارانهزار قرآن را سوزاندند چرا اینها خفهخون گرفته بودند؟۵) روحالله خمینی سوم اسفند ۱۳۶۷، سه ماه و نیم قبل از رفتنش درباره اینها نوشت: دیروز «حجتیهای»ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمهٔ شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند! «ولایتی»های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حِلیّت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر میشود؟ از آدمهای لامذهب یا از مقدسنماهای متحجر و بیشعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایهها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزههاست، و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است.@Roonas
۱) جای تعجب بود... در فتنه جنگ شهری اخیر، جایی که همه دشمنان سابق و لاحق به جمهوری اسلامی لگد خودشان را زدند، سکوت «جریان تحجر» جای تعجب بود. اما پکیج صفین و جمل، بدون نهروان کامل نمیشود.۲) کودککُشانِ کودکآزار جزیره اپستین، همه زبالههای رانده از ایران و نخالههای مانده در ایران، از سازمان منافقین گرفته تا سلطنتطلب، از جیشالظلم تا کومله، از الوات خیابانی تا سلبریتیهای اینستاگرامی، همه و همه را برای شبهکودتای دی ماه تجمیع و تجهیز کرده بودند. فقط آش این فتنه یک چیز کم داشت: روضهخوانهای سبوحٌ قدوسِ تسبیحبهدست و آیتاللههای عمامهعظما به سر.۳) یک جای کار میلنگید. کودتای شعبان بیمخها بدون حضور نیمهٔشعبان بیمخها! مگه داریم، مگه میشه؟ نگو سناریست این خیمهشببازی برای هر شخصیتِ نمایشنامه، متن خاص خودش را نوشته. هر کس رینگ خودش را باید به موقع بنوازد. و هنگام ورود اینها دقیقاً نیمهٔشعبان بود.۴) اصحاب جدایی دین از سیاست به ناگاه در نیمه شعبان سیاسی میشوند! چون دین ذاتاً سیاسی است، میتوان گفت گزاره «دین از سیاست جداست» سیاسیترین جمله تاریخ معاصر ماست. اما اهل نهروان همیشه هیزم و سوخت سیاستورزی معاویههای زمان بودهاند. و خداوند خر را برای سواری دادن آفرید.اینها با نیمهٔشعبان عهدی دیرینه دارند. ارباب بگوید چراغانی کن، چراغانی میکنند، بگوید چراغانی نکن، چراغانی نمیکنند. دین و قرآن و امام زمان وسیله است، وگرنه کمتر از یک ماه پیش که صدها مسجد و هزارانهزار قرآن را سوزاندند چرا اینها خفهخون گرفته بودند؟۵) روحالله خمینی سوم اسفند ۱۳۶۷، سه ماه و نیم قبل از رفتنش درباره اینها نوشت: دیروز «حجتیهای»ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمهٔ شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند! «ولایتی»های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حِلیّت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر میشود؟ از آدمهای لامذهب یا از مقدسنماهای متحجر و بیشعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایهها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزههاست، و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است.@Roonas
۴:۳۴
* در پیشگاه چنین ملتى *به مناسبت راهپیمایی تاریخی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
من با جرأت مدعى هستم که ملت ایران و توده میلیونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله -صلى الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن على -صلوات الله و سلامه علیهما- مىباشند. آن حجاز که در عهد رسول الله -صلى الله علیه و آله- مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمىکردند و با بهانههایى به جبهه نمىرفتند، که خداوند تعالى در سوره «توبه» با آیاتى آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل، در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتارى کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا -علیه السلام- آن شد که شد. و آنان که در شهادت دستْ آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز مىبینیم که ملت ایران از قواى مسلح نظامى و انتظامى و سپاه و بسیج تا قواى مردمى از عشایر و داوطلبان و از قواى در جبههها و مردم پشتجبههها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها مىکنند و چه حماسهها مىآفرینند. و مىبینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهاى ارزنده مىکنند. و مىبینیم که بازماندگان شهدا و آسیبدیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهرههاى حماسهآفرین و گفتار و کردارى مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبهرو مىشوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتى که نه در محضر مبارک رسول اکرم -صلى الله علیه و آله و سلم- هستند، و نه در محضر امام معصوم -صلوات الله علیه- و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزى در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانى تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصرى و در پیشگاه چنین ملتى مىباشیم.
از وصیتنامه امام خمینی -رضوان الله تعالی علیه-@Roonas
من با جرأت مدعى هستم که ملت ایران و توده میلیونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله -صلى الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن على -صلوات الله و سلامه علیهما- مىباشند. آن حجاز که در عهد رسول الله -صلى الله علیه و آله- مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمىکردند و با بهانههایى به جبهه نمىرفتند، که خداوند تعالى در سوره «توبه» با آیاتى آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل، در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتارى کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا -علیه السلام- آن شد که شد. و آنان که در شهادت دستْ آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز مىبینیم که ملت ایران از قواى مسلح نظامى و انتظامى و سپاه و بسیج تا قواى مردمى از عشایر و داوطلبان و از قواى در جبههها و مردم پشتجبههها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها مىکنند و چه حماسهها مىآفرینند. و مىبینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهاى ارزنده مىکنند. و مىبینیم که بازماندگان شهدا و آسیبدیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهرههاى حماسهآفرین و گفتار و کردارى مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبهرو مىشوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتى که نه در محضر مبارک رسول اکرم -صلى الله علیه و آله و سلم- هستند، و نه در محضر امام معصوم -صلوات الله علیه- و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزى در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانى تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصرى و در پیشگاه چنین ملتى مىباشیم.
از وصیتنامه امام خمینی -رضوان الله تعالی علیه-@Roonas
۰:۱۸
مقابله به مثل دستورات صادر شده استپروتکلهای خدا مشخص استدستها همه روی ماشه:ماشه بیل و کلنگماشه گچ و تختهماشه قلم ماشه دوربینو ...ماشه موشک...هرکسی در جای خودشبا توجه، با توکل، با اخلاص با همه توانکار خودش را بکندکار تمام استاحدی الحسنینبازی برد-برد خداست با مافَمَن اعتدَی عَلَیکمفَاعتَدُوا علیه بمثلِما اعتدی علیکم...ببینیم چه میشود@Roonas
۱۶:۴۸
دریا موجه کاکاچه حالی میدهد: بازدید از ناو غرق شدهدر اعماق دریابا زیردریایی تفریحیصنعت گردشگری خلیج فارس چه رونقی بگیرد...موشکهای بزرگی در راهنددریا موجه کاکا... دریا موجه@Roonas
۱۷:۰۱
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
﷽| سیمرغ به پرواز درآمد
امروز ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴، انتشارات سیمرغ در کنار جمعی از نویسندگان و هنرمندان در خانه عکاسان حوزه هنری به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.
گزارشی از این مراسم را در خبرگزاری مهر بخوانید:mehrnews.com/x3bq7H
@nashrsimorgh_ir
امروز ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴، انتشارات سیمرغ در کنار جمعی از نویسندگان و هنرمندان در خانه عکاسان حوزه هنری به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.
گزارشی از این مراسم را در خبرگزاری مهر بخوانید:mehrnews.com/x3bq7H
@nashrsimorgh_ir
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
۰:۱۶
تودیع و معارفه در مملکت امام زمان
۱) دنبال خبر و عکسهای برنامه رونمایی از نشر سیمرغ بودم که این عکس حالخوبکنی که میبینید، امروزِ مرا ساخت.۲) شاید تعجب کنید، این زانوزدن و بوسه بر پیشانی زدن فقط تواضع یک شاگرد در برابر استاد نیست، بلکه یکی از قابهای پایانی یک جلسه تودیع و معارفه مدیریتی نیز هست.۳) دیروز استاد کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، تودیع و امیرحسین شفیعی در این سمت معارفه شد. استاد کوروش زارعی از سال ۹۵ سکان مدیریت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری را برعهده داشته و در این سالها فعالیتهایی همچون جشنواره تئاتر بچههای مسجد، همایش پیادهروی اربعین، جشنواره نقالان علوی، جشنواره نمایشنامهنویسی گلدستهها، جشنواره چهارراه تئاتر ایران، مجله تخصصی صحنه، چاپ کتب تخصصی تئاتر و نمایشنامه و اجرای نمایشهای مختلف از جمله اقدامات ایشان در دوره مدیریت بر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری بوده است.۴) لاوی دوستداشتنی سریال یوسف پیامبر نه تنها محبوب دل ۹۰ میلیون ایرانی موحد که حتی محبوب دلهای ۴ میلیارد بیننده جهانی این سریال؛ که چشمی به آسمان دارند نیز هست. آری هنر دینی انقلاب اسلامی مانند کلام الهی اینگونه قلوب عام و خاص را درمینوردد. محبوبة فی ارضک و سمائک ... خداوند صحت و سلامتی کامل را به استاد کوروش عزیز ما برگرداند و سایهاش را روی سر تئاتر انقلاب نگه دارد.۵) الحمدلله، هنر زیبای انقلاب اسلامی هنوز درسهای زیادی برای سیاستمدارانِ جمهوری عزیز اسلامی ما دارد.@Roonas
۱) دنبال خبر و عکسهای برنامه رونمایی از نشر سیمرغ بودم که این عکس حالخوبکنی که میبینید، امروزِ مرا ساخت.۲) شاید تعجب کنید، این زانوزدن و بوسه بر پیشانی زدن فقط تواضع یک شاگرد در برابر استاد نیست، بلکه یکی از قابهای پایانی یک جلسه تودیع و معارفه مدیریتی نیز هست.۳) دیروز استاد کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، تودیع و امیرحسین شفیعی در این سمت معارفه شد. استاد کوروش زارعی از سال ۹۵ سکان مدیریت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری را برعهده داشته و در این سالها فعالیتهایی همچون جشنواره تئاتر بچههای مسجد، همایش پیادهروی اربعین، جشنواره نقالان علوی، جشنواره نمایشنامهنویسی گلدستهها، جشنواره چهارراه تئاتر ایران، مجله تخصصی صحنه، چاپ کتب تخصصی تئاتر و نمایشنامه و اجرای نمایشهای مختلف از جمله اقدامات ایشان در دوره مدیریت بر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری بوده است.۴) لاوی دوستداشتنی سریال یوسف پیامبر نه تنها محبوب دل ۹۰ میلیون ایرانی موحد که حتی محبوب دلهای ۴ میلیارد بیننده جهانی این سریال؛ که چشمی به آسمان دارند نیز هست. آری هنر دینی انقلاب اسلامی مانند کلام الهی اینگونه قلوب عام و خاص را درمینوردد. محبوبة فی ارضک و سمائک ... خداوند صحت و سلامتی کامل را به استاد کوروش عزیز ما برگرداند و سایهاش را روی سر تئاتر انقلاب نگه دارد.۵) الحمدلله، هنر زیبای انقلاب اسلامی هنوز درسهای زیادی برای سیاستمدارانِ جمهوری عزیز اسلامی ما دارد.@Roonas
۱:۰۶
بازارسال شده از -مجله کلمه-
مردم که بیان پای کاربا خودشون برکت میارن...
کامل روایت را در رادیو کلمه بشنویددر رادیو کلمه ما از کلمهها رمزگشایی میکنیم
اپیزود ششممردم پای سفره
نویسنده: مریم قربانزاده و علی رکابگوینده: فائزه امیرخانی و علی رکاب
کست باکس | شنوتو | تهران پادکست
۲۲:۳۴
آقا سرش را هم از روی قرآن بلند نکرده
... خواهرم از خمینی میگوید که رفته بود زیارت و چادرش را به عبایش مالیده بود. از نجف میگوید، از حرم میگوید، از ساعت نُه شب میگوید، از آن گُلهجایی میگوید که همیشه خمینی میآمده همان کنج حرم میایستاده و زیارت میکرده و میرفته. از تنهایی خمینی میگوید و از گونیگونی و کیسهکیسه پول میگوید که مردم میبردند و به دست آقا میدادند و آقا هم به فلسطینیها. از آقای خویی میگوید، از آقایان دیگر میگوید، از مردم میگوید که همه میرفتند پشت سرش نماز میخواندند. از رفتن شاه به زندان خمینی میگوید. از پانزده سال پیش و قرآن خواندن خمینی و پرسیدن شاه و جواب دادن خمینی که من حسینی هستم و آنها حسنی و شاه نفهمیده و بعد برایش گفتهاند که منظور خمینی این بوده من با تو جنگ میکنم و صلح نمیکنم و شاه باز به زندان رفته و گفته «بیستمیلیون تومان میدهم برو، ول کن» و خمینی گفته «من چهلوپنجمیلیون تومان میدهم تو برو، ول کن» و شاه گفته «تو چهلپنج تومان هم نداری از کجا چهلوپنجمیلیون تومان میآوری؟» و خمینی گفته «مگر نمیگویی ایران سیمیلیون جمعیت دارد؟» و شاه گفته «خب» و خمینی گفته «به هر یک بگویم پانزده ریال بده، میشود چهلوپنجمیلیون تومان» و شاه خندیده و حرف بدی زده و با همین نصیری، از زندان بیرون آمده و اما آقا سرش را هم از روی قرآن بلند نکرده. متن: از کتاب لحظههای انقلاب، محمود گلابدرهای، ص۵۵ عکس: محفل انس با قرآن، اول رمضان امسال، حسینیه امام خمینی
@Roonas
... خواهرم از خمینی میگوید که رفته بود زیارت و چادرش را به عبایش مالیده بود. از نجف میگوید، از حرم میگوید، از ساعت نُه شب میگوید، از آن گُلهجایی میگوید که همیشه خمینی میآمده همان کنج حرم میایستاده و زیارت میکرده و میرفته. از تنهایی خمینی میگوید و از گونیگونی و کیسهکیسه پول میگوید که مردم میبردند و به دست آقا میدادند و آقا هم به فلسطینیها. از آقای خویی میگوید، از آقایان دیگر میگوید، از مردم میگوید که همه میرفتند پشت سرش نماز میخواندند. از رفتن شاه به زندان خمینی میگوید. از پانزده سال پیش و قرآن خواندن خمینی و پرسیدن شاه و جواب دادن خمینی که من حسینی هستم و آنها حسنی و شاه نفهمیده و بعد برایش گفتهاند که منظور خمینی این بوده من با تو جنگ میکنم و صلح نمیکنم و شاه باز به زندان رفته و گفته «بیستمیلیون تومان میدهم برو، ول کن» و خمینی گفته «من چهلوپنجمیلیون تومان میدهم تو برو، ول کن» و شاه گفته «تو چهلپنج تومان هم نداری از کجا چهلوپنجمیلیون تومان میآوری؟» و خمینی گفته «مگر نمیگویی ایران سیمیلیون جمعیت دارد؟» و شاه گفته «خب» و خمینی گفته «به هر یک بگویم پانزده ریال بده، میشود چهلوپنجمیلیون تومان» و شاه خندیده و حرف بدی زده و با همین نصیری، از زندان بیرون آمده و اما آقا سرش را هم از روی قرآن بلند نکرده. متن: از کتاب لحظههای انقلاب، محمود گلابدرهای، ص۵۵ عکس: محفل انس با قرآن، اول رمضان امسال، حسینیه امام خمینی
@Roonas
۱:۰۶