چشم همچشمی عاشقان
از نخستين نگاهِنخستين سحرگاهِ عالم
در نگاه هراسيدهیهر چه حوّا و آدم
از ميان همه ديدنیها و ناديدنیهاآنچه گفتند و ديدنداز شادی و غم
چشم توخوشترين رويداد جهان است
لحظهی چشم همچشمی عاشقان است!
شاعر حکیمِهمیشه برادرو برادر همیشهامعلیمحمد مؤدب
@Roonas@alimohammadmoaddab
از نخستين نگاهِنخستين سحرگاهِ عالم
در نگاه هراسيدهیهر چه حوّا و آدم
از ميان همه ديدنیها و ناديدنیهاآنچه گفتند و ديدنداز شادی و غم
چشم توخوشترين رويداد جهان است
لحظهی چشم همچشمی عاشقان است!
شاعر حکیمِهمیشه برادرو برادر همیشهامعلیمحمد مؤدب
@Roonas@alimohammadmoaddab
۵۷۵
۲۰:۳۵
شبیه چهرۀ اولیاء در نقاشیهای قهوهخانهایبه مناسبت روز خبرنگار و به یاد رفیقی سفرکرده
بعضیها را خدا خلق کرده برای دیده نشدن، گویا فقط خودش میخواهد آنها را ببیند و تازه وقتی نباشند جای خالیشان حس خواهد شد. «مصطفی لشکری» از آن آدمها بود. بودش از نمودش خیلی بیشتر بود. مخصوصاً در کار ما (روزنامهنگاری) که مبتنی بر سه ضلع «تولیدِ جمعیِ منظم» است چون خیلی از ما لااقل در یکی از این اضلاع میلنگیم بروز و ظهورمان در دیگر اضلاع بیشتر میشود. و کسی که جامعتر باشد معمولاً فدای جمع میشود و کارش دیده نمیشود.در «تولید» آدمی چندبُعدی بود. در دانشگاه امام حسین(ع) شیمی خوانده بود و سرِ علاقه به علوم انسانی و معارف اهلبیت در کارشناسیارشد «تاریخ اسلام» خواند. به زبان عربی مسلط بود و سالها پیش دورۀ 12ترمی «صدی الحیات» را تمام کرده بود. در حوزه بینالملل صاحب نظر بود و به جریانات سیاسی و فکری جهان اسلام مسلط. «خبر» را میشناخت، «یادداشت» مینوشت و «گفتگو»های خوبی میگرفت. از آن طرف گِلش و سرشتش فرهنگی بود و با خواهر و خانوادۀ محترمش اولین کتابخانه تخصصی کودک مستقل در کشور (به نام بچههای آسمان) را اداره میکردند. چنین آدمی تقریباً در همۀ سرویسهای روزنامه میتوانست کار کند، برای همین عصای دست مدیریت رسانه و آچارفرانسه تحریریه بود.در جهتگیری فکری و سیاسی آزاده بود و برای اعتقادش کار میکرد. در رسانههای ارگانی (مثل شهرآرا و قدس) به خاطر تغییرات سیاسی یا مدیریتی دورهای به مروز زمان سلیقههای مختلفی کنار هم کار میکنند. برای همین شاید دوستانی بودند که سلیقۀ فکری و سیاسی مثل من و او را نپسندند. اما او زلال و یکرنگ بود و قابل پیشبینی. رنگ عوض نمیکرد و حرف و عملش یکی بود و برای همین برای همۀ تحریریه شخصیتی محترم و قابل تحسین داشت.اما در کار جمعی و منظم که به «مدیریت رسانه» برمیگردد مصطفی کاردرستِ درستکار بود. بعضیها بهراحتی هر کاری را قبول میکنند و بعد هم خرابش میکنند اما او خیلی سخت قبولِ مسئولیت میکرد و اگر قبول میکرد درست انجامش میداد. خیالت راحت بود کاری که برعهده میگرفت ریختوریز نداشت.روزی که در تحریریه نبود جای خالیاش احساس میشد و به چند نفر فشار میآمد و تازه میفهمیدی این مرد به اندازه چند نفر کار میکرده است. در کار تیمی «ستون» بودن یعنی این. ستونها معمولاً مانع فرض میشوند اما اگر نباشند سقفها فرو میریزند. به موقع بود و میدانست روزنامه نگاری یعنی مثل ساعت کارکردن. در کار تیمی نظم را میشناخت و به تیم نظم میداد و البته تقوایش منظمش کرده بود. «مصطفی لشکری» در شهرآرا و قدس تکیهگاهی مهم بود. در برابر شلختگی و بینظمی که آفت کار روزنامهنگاری است محکم بود ولی از کسی کینه نداشت و برای همین به مرور زمان به عنوان «آقاناظم تحریریه» مورد قبول و وثوق واقع میشد.حالا باید آرشیو شهرآرا و قدس را به دنبال مطالب او با اشک ورق بزنیم و با دیدن هر صفحه یاد خاطرهای بیفتیم. هیچ وقت فکر نمیکردم روزی بخواهم در غم مثل اویی بنویسم. حیف شد! زود بود! به تکپسر بودنش که فکر میکنی دلت آتش میگیرد... به دختردار بودنش هم... به مرتبپوشی و خوش سیماییاش هم... بارها به شوخی به او گفته بودم تو شبیه چهرۀ اولیاء در نقاشیهای قهوهخانهای تعزیه امام حسینی...از همه مهمتر او خادم بارگاه رضوی بود و خوشا به سعادتش که بین دو زیارت (زیارت امام حسین(ع) و امام رضا(ع)) از این دنیای فانی رفت و آسمانی شد. ماه گذشته، صبح زودِ جمعهای که برای زیارت قبر مادرم به بهشترضا میرفتیم ماشین داشت از محل تصادفی که یک سال پیش منجر به فوت او شد (زیر پل عابرپیادۀ میدان شهید گمنام به سمت پنجراه) عبور میکرد و قلب من به تپش افتاده بود. به پل که نزدیک شدیم روی تابلویی که به پل نصب شده بود این حدیث دلم را آرام کرد و اشکم را جاری: «اى پسر شبيب! اگر میخواهى بر غمی گريه كنى، بر حسين(ع) گریه كن... »و در ادامه این حدیث رضوی آمده است: «اگر دوست دارى پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زيارت حسین برو.»حرف های ما هنوز ناتمام ...تا نگاه میکنی:وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگی!پیش از آنکه باخبر شویلحظۀ عزیمت تو ناگزیر می شودآی ...ای دریغ و حسرت همیشگی!ناگهانچقدر زوددیر میشود!
پینوشت: مصطفی در سحرگاه ۷ شهریور ۱۴۰۳ در مسیر بازگشت از زیارت اربعین دعوت حق را لبیک گفت و آسمانی شد.
@Roonas
بعضیها را خدا خلق کرده برای دیده نشدن، گویا فقط خودش میخواهد آنها را ببیند و تازه وقتی نباشند جای خالیشان حس خواهد شد. «مصطفی لشکری» از آن آدمها بود. بودش از نمودش خیلی بیشتر بود. مخصوصاً در کار ما (روزنامهنگاری) که مبتنی بر سه ضلع «تولیدِ جمعیِ منظم» است چون خیلی از ما لااقل در یکی از این اضلاع میلنگیم بروز و ظهورمان در دیگر اضلاع بیشتر میشود. و کسی که جامعتر باشد معمولاً فدای جمع میشود و کارش دیده نمیشود.در «تولید» آدمی چندبُعدی بود. در دانشگاه امام حسین(ع) شیمی خوانده بود و سرِ علاقه به علوم انسانی و معارف اهلبیت در کارشناسیارشد «تاریخ اسلام» خواند. به زبان عربی مسلط بود و سالها پیش دورۀ 12ترمی «صدی الحیات» را تمام کرده بود. در حوزه بینالملل صاحب نظر بود و به جریانات سیاسی و فکری جهان اسلام مسلط. «خبر» را میشناخت، «یادداشت» مینوشت و «گفتگو»های خوبی میگرفت. از آن طرف گِلش و سرشتش فرهنگی بود و با خواهر و خانوادۀ محترمش اولین کتابخانه تخصصی کودک مستقل در کشور (به نام بچههای آسمان) را اداره میکردند. چنین آدمی تقریباً در همۀ سرویسهای روزنامه میتوانست کار کند، برای همین عصای دست مدیریت رسانه و آچارفرانسه تحریریه بود.در جهتگیری فکری و سیاسی آزاده بود و برای اعتقادش کار میکرد. در رسانههای ارگانی (مثل شهرآرا و قدس) به خاطر تغییرات سیاسی یا مدیریتی دورهای به مروز زمان سلیقههای مختلفی کنار هم کار میکنند. برای همین شاید دوستانی بودند که سلیقۀ فکری و سیاسی مثل من و او را نپسندند. اما او زلال و یکرنگ بود و قابل پیشبینی. رنگ عوض نمیکرد و حرف و عملش یکی بود و برای همین برای همۀ تحریریه شخصیتی محترم و قابل تحسین داشت.اما در کار جمعی و منظم که به «مدیریت رسانه» برمیگردد مصطفی کاردرستِ درستکار بود. بعضیها بهراحتی هر کاری را قبول میکنند و بعد هم خرابش میکنند اما او خیلی سخت قبولِ مسئولیت میکرد و اگر قبول میکرد درست انجامش میداد. خیالت راحت بود کاری که برعهده میگرفت ریختوریز نداشت.روزی که در تحریریه نبود جای خالیاش احساس میشد و به چند نفر فشار میآمد و تازه میفهمیدی این مرد به اندازه چند نفر کار میکرده است. در کار تیمی «ستون» بودن یعنی این. ستونها معمولاً مانع فرض میشوند اما اگر نباشند سقفها فرو میریزند. به موقع بود و میدانست روزنامه نگاری یعنی مثل ساعت کارکردن. در کار تیمی نظم را میشناخت و به تیم نظم میداد و البته تقوایش منظمش کرده بود. «مصطفی لشکری» در شهرآرا و قدس تکیهگاهی مهم بود. در برابر شلختگی و بینظمی که آفت کار روزنامهنگاری است محکم بود ولی از کسی کینه نداشت و برای همین به مرور زمان به عنوان «آقاناظم تحریریه» مورد قبول و وثوق واقع میشد.حالا باید آرشیو شهرآرا و قدس را به دنبال مطالب او با اشک ورق بزنیم و با دیدن هر صفحه یاد خاطرهای بیفتیم. هیچ وقت فکر نمیکردم روزی بخواهم در غم مثل اویی بنویسم. حیف شد! زود بود! به تکپسر بودنش که فکر میکنی دلت آتش میگیرد... به دختردار بودنش هم... به مرتبپوشی و خوش سیماییاش هم... بارها به شوخی به او گفته بودم تو شبیه چهرۀ اولیاء در نقاشیهای قهوهخانهای تعزیه امام حسینی...از همه مهمتر او خادم بارگاه رضوی بود و خوشا به سعادتش که بین دو زیارت (زیارت امام حسین(ع) و امام رضا(ع)) از این دنیای فانی رفت و آسمانی شد. ماه گذشته، صبح زودِ جمعهای که برای زیارت قبر مادرم به بهشترضا میرفتیم ماشین داشت از محل تصادفی که یک سال پیش منجر به فوت او شد (زیر پل عابرپیادۀ میدان شهید گمنام به سمت پنجراه) عبور میکرد و قلب من به تپش افتاده بود. به پل که نزدیک شدیم روی تابلویی که به پل نصب شده بود این حدیث دلم را آرام کرد و اشکم را جاری: «اى پسر شبيب! اگر میخواهى بر غمی گريه كنى، بر حسين(ع) گریه كن... »و در ادامه این حدیث رضوی آمده است: «اگر دوست دارى پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زيارت حسین برو.»حرف های ما هنوز ناتمام ...تا نگاه میکنی:وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگی!پیش از آنکه باخبر شویلحظۀ عزیمت تو ناگزیر می شودآی ...ای دریغ و حسرت همیشگی!ناگهانچقدر زوددیر میشود!
پینوشت: مصطفی در سحرگاه ۷ شهریور ۱۴۰۳ در مسیر بازگشت از زیارت اربعین دعوت حق را لبیک گفت و آسمانی شد.
@Roonas
۵۹۵
۱۴:۲۷
بازارسال شده از روابط عمومی صداوسیمای خراسان رضوی
سرود جمهوری اسلامی ایران
نماهنگ جدیدی از سرود جمهوری اسلامی ایران که در هیئت لبیک مشهد مقدس اجرا شده، به همت صدا و سیمای خراسان رضوی تولید و روانه آنتن شده است.همکاری رسانه ای میان هیئات مذهبی استان با صداوسیما، یکی از اتفاقات مهم و موثر در دوره جدید تحولی مرکز استان است.
https://revayatha.ir/s/c/1786092771059820690لینک با کیفیت نماهنگ سرود جمهوری اسلامی ایران
روابطعمومی صداوسیمای خراسان رضوی
@rvabt
https://B2n.ir/wx7864
نماهنگ جدیدی از سرود جمهوری اسلامی ایران که در هیئت لبیک مشهد مقدس اجرا شده، به همت صدا و سیمای خراسان رضوی تولید و روانه آنتن شده است.همکاری رسانه ای میان هیئات مذهبی استان با صداوسیما، یکی از اتفاقات مهم و موثر در دوره جدید تحولی مرکز استان است.
https://revayatha.ir/s/c/1786092771059820690لینک با کیفیت نماهنگ سرود جمهوری اسلامی ایران
۴۷
۱۸:۱۸
معرفی یک «کتاب کودک» سیاسی!لباس جدید پادشاهدر حاشیه پیمان دفاعی عربستان با پاکستان و ترکیه
- دنیا گرگتر از این حرفهاست. کودکانتان را گوسفند بار نیاورید. عادل فردوسیپورها دروغ میگویند، همه چیز سیاسی است حتی فوتبال. دلیل: جام جهانی گذشته. بنابراین در انتخاب کتاب برای کودک و نوجوانتان، به خاطر خدا، مردم و یا لااقل خودش هم که شده سعی کنید به تم سیاسی کتاب هم توجه کنید و او را سیاستفهم بار بیاورید. - «لباس جدید پادشاه» داستان کوتاهی اثر نویسندهٔ دانمارکی هانس کریستین آندرسن است و برای نخستین بار در تاریخ ۷ آوریل ۱۸۳۷ در کپنهاگ منتشر شد. این قصه به بیش از ۱۰۰ زبان دنیا ترجمه شده و عبارت طلایی «پادشاه لخت است» به مثالی رایج در زبانهای گوناگون تبدیل شده است.- اما اصل این داستان حدود ۲۵۰ سال پیش از آندرسن (تقریبا ۵۰۰ سال پیش از زمان ما) در حکایت بیستوچهارم موش و گربه، اثر بهاءالدین محمد عاملی مشهور به «شیخ بهایی» آمده است.- داستان دربارهٔ دو خیاط شیاد است که به امپراتوری قول یک لباس جادویی جدید را میدهند که فقط برای افراد دانا و شایسته (در نسخ قدیمیتر حلالزاده) قابل دیدن است. پادشاه که مشتاق لباسهای خاص بود، آنها را استخدام کرد.- این دو مرد شروع به کار کردند اما هیچ پارچهای در کار نبود و آنها تظاهر به بافتن میکردند. وزیران و درباریان، هر یک به نوبت برای بازدید میآمدند، اما چون چیزی نمیدیدند و نمیخواستند آن برچسب به آنها بچسبد، زیبایی لباس را تحسین میکردند.- در روز جشن، پادشاه در حالی که هیچ لباسی به تن نداشت، با غرور در خیابان راه افتاد و مردم نیز از ترس تهمت ناروا، شروع به تحسین لباس خیالی او کردند.- تا اینکه کودکی فریاد زد: «پادشاه لخت است!» ناگهان سکوت جمعیت شکست و همه فهمیدند که فریب خوردهاند.
پینوشت: دو خیاط کارکشته و پادشاه جوان در عکس مشهودند، اما چیزی که در عکس دیده نمیشود کودکان رجزخوان خیابانهای صنعا هستند که فریاد «پادشاه لباس ندارد»شان همزمان تا مسجدالحرام و مسجدالاقصی رسیده و پیچیده است.
روزنوشتههای امیر سعادتی @Roonas
- دنیا گرگتر از این حرفهاست. کودکانتان را گوسفند بار نیاورید. عادل فردوسیپورها دروغ میگویند، همه چیز سیاسی است حتی فوتبال. دلیل: جام جهانی گذشته. بنابراین در انتخاب کتاب برای کودک و نوجوانتان، به خاطر خدا، مردم و یا لااقل خودش هم که شده سعی کنید به تم سیاسی کتاب هم توجه کنید و او را سیاستفهم بار بیاورید. - «لباس جدید پادشاه» داستان کوتاهی اثر نویسندهٔ دانمارکی هانس کریستین آندرسن است و برای نخستین بار در تاریخ ۷ آوریل ۱۸۳۷ در کپنهاگ منتشر شد. این قصه به بیش از ۱۰۰ زبان دنیا ترجمه شده و عبارت طلایی «پادشاه لخت است» به مثالی رایج در زبانهای گوناگون تبدیل شده است.- اما اصل این داستان حدود ۲۵۰ سال پیش از آندرسن (تقریبا ۵۰۰ سال پیش از زمان ما) در حکایت بیستوچهارم موش و گربه، اثر بهاءالدین محمد عاملی مشهور به «شیخ بهایی» آمده است.- داستان دربارهٔ دو خیاط شیاد است که به امپراتوری قول یک لباس جادویی جدید را میدهند که فقط برای افراد دانا و شایسته (در نسخ قدیمیتر حلالزاده) قابل دیدن است. پادشاه که مشتاق لباسهای خاص بود، آنها را استخدام کرد.- این دو مرد شروع به کار کردند اما هیچ پارچهای در کار نبود و آنها تظاهر به بافتن میکردند. وزیران و درباریان، هر یک به نوبت برای بازدید میآمدند، اما چون چیزی نمیدیدند و نمیخواستند آن برچسب به آنها بچسبد، زیبایی لباس را تحسین میکردند.- در روز جشن، پادشاه در حالی که هیچ لباسی به تن نداشت، با غرور در خیابان راه افتاد و مردم نیز از ترس تهمت ناروا، شروع به تحسین لباس خیالی او کردند.- تا اینکه کودکی فریاد زد: «پادشاه لخت است!» ناگهان سکوت جمعیت شکست و همه فهمیدند که فریب خوردهاند.
پینوشت: دو خیاط کارکشته و پادشاه جوان در عکس مشهودند، اما چیزی که در عکس دیده نمیشود کودکان رجزخوان خیابانهای صنعا هستند که فریاد «پادشاه لباس ندارد»شان همزمان تا مسجدالحرام و مسجدالاقصی رسیده و پیچیده است.
روزنوشتههای امیر سعادتی @Roonas
۷۱۸
۲۲:۳۵
بازارسال شده از نوسان
امام در مقابل یک منکر واضحی که بهوسیلهی پهلوی و دنبالههای پهلوی در کشور به وجود آمده بود، مثل کوه ایستاد، گفت باید حجاب وجود داشته باشد. در مقابل همهی منکرات، امام همینجور محکم ایستاد
آن کاری که در ملأ انجام میگیرد، در خیابان انجام میگیرد، یک کار عمومی است، یک کار اجتماعی است، یک تعلیم عمومی است؛ این [خطا]، برای حکومتی که به نام اسلام بر سرِ کار آمده است تکلیف ایجاد میکند. حرام کوچک و بزرگ ندارد؛ آنچه حرام شرعی است نبایستی بهصورت آشکار در کشور انجام بگیرد. حالا یک نفر یک غلطی برای خودش میکند، [به] کنار، آن بین خودش و خدا است؛ امّا آنچه در مقابل چشم مردم است، در محیط جامعه است، حکومت اسلامی -مثل حکومت امیرالمؤمنین، مثل حکومت پیغمبر- وظیفه دارد در مقابل آن بایستد. این منطقی که میگوید «آقا شما اجازه بدهید مردم خودشان انتخاب بکنند»، خب در مورد شرابفروشی هم هست؛ شراب را هم آزاد کنیم در کشور، هر کسی خودش دلش میخواهد بخورد، هر کس نمیخواهد نخورد! این حرف شد؟ در مورد همهی گناهان بزرگ اجتماعی، این حرف وجود دارد؛ این حرف شد؟ شارع مقدّس بر حکومت اسلامی تکلیف کرده است که مانع از رواج حرام الهی در جامعه بشود؛ حکومت اسلامی موظّف است در مقابل حرام بایستد، در مقابل گناه بایستد
۱۰
۶:۴۰
یک محسن عزیزآقامحسن و فهم جنگ وجودی
شاید مهمترین مسئله برای سنجش عیار یک مسئول رده بالای سیاسی و امنیتی در این روزهای ایران عزیز ما، درجه و میزان فهم او از جنگ کنونی باشد.اگر حب و بغضهای معمول و سوءظنها را کنار بگذاریم، میتوان گفت در میان مسئولین «جمهوریگرای اسلامباور ایراندوست»، فارغ از جناحبندیها و قبیلهگراییهای سیاسی لااقل دو نگاه به جنگی که در آن هستیم، داریم:- عدهای آن را «وجودی» میدانند- و عدهای با همه سختیها و فشارهای وارد آمده بر خودشان و ملت ایران هنوز آن را وجودی نمیدانند آقامحسن در یکیدو سال اخیر با پوشیدن لباس رزم و نگارش نامه به رهبر شهیدمان برای بازگشت یادگاران و پیشکسوتان دفاع مقدس به عرصههای نبرد و پس از آن پیشبینیهای درست و مواضع تهاجمی و روبهجلو، نشان داده است فهم عمیقی از جنگ وجودی حال حاضر دارد.برخی از روزنامهها خبر مهم دبیری او بر شعام را ندیدند! البته محبوبیت و عزّت دست خداست نه دست روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب و نواصولگرا و چه و چه... محسن رضایی بقیه السیف دفاع مقدس و فرمانده خیل شهدای بزرگ ماست وگرچه مانند ماههای آخر حیات شهید علی لاریجانی حالوهوای شهادت دارد اما از خدا میخواهیم او را برای ما نگه دارد، تا با او فتح قدس را ببینیم و بعد به آرزوی شهادت برسیم.دو پست بعدی به قلم رضا طراوت، در اهمیت انتخاب او به دبیری شعام خواندنی است.
@Roonas
شاید مهمترین مسئله برای سنجش عیار یک مسئول رده بالای سیاسی و امنیتی در این روزهای ایران عزیز ما، درجه و میزان فهم او از جنگ کنونی باشد.اگر حب و بغضهای معمول و سوءظنها را کنار بگذاریم، میتوان گفت در میان مسئولین «جمهوریگرای اسلامباور ایراندوست»، فارغ از جناحبندیها و قبیلهگراییهای سیاسی لااقل دو نگاه به جنگی که در آن هستیم، داریم:- عدهای آن را «وجودی» میدانند- و عدهای با همه سختیها و فشارهای وارد آمده بر خودشان و ملت ایران هنوز آن را وجودی نمیدانند آقامحسن در یکیدو سال اخیر با پوشیدن لباس رزم و نگارش نامه به رهبر شهیدمان برای بازگشت یادگاران و پیشکسوتان دفاع مقدس به عرصههای نبرد و پس از آن پیشبینیهای درست و مواضع تهاجمی و روبهجلو، نشان داده است فهم عمیقی از جنگ وجودی حال حاضر دارد.برخی از روزنامهها خبر مهم دبیری او بر شعام را ندیدند! البته محبوبیت و عزّت دست خداست نه دست روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب و نواصولگرا و چه و چه... محسن رضایی بقیه السیف دفاع مقدس و فرمانده خیل شهدای بزرگ ماست وگرچه مانند ماههای آخر حیات شهید علی لاریجانی حالوهوای شهادت دارد اما از خدا میخواهیم او را برای ما نگه دارد، تا با او فتح قدس را ببینیم و بعد به آرزوی شهادت برسیم.دو پست بعدی به قلم رضا طراوت، در اهمیت انتخاب او به دبیری شعام خواندنی است.
@Roonas
۵۲۴
۱۹:۱۶
بازارسال شده از ذکریٰ | رضا طراوت
آقا محسن (۱)
باسمهتعالی
انتصاب آقای رضایی دو جهت دارد؛ یک جهت، فاصلهگذاری هرچه بیشتر رهبری با جریان مذاکره و تفاهم است و جهت دیگر، خودِ انتصاب ایشان. میخواهم به این جهت دوم بپردازم.
متأسفانه نسل ما شناخت درستی از ایشان ندارد. بسیاری از انقلابیون نیز تحت تأثیر انتخابات ۸۸ با ایشان زاویه دارند و نهایتاً او را یکی از فرماندهان برجسته جنگ میدانند که از قضا با آن نامه کذایی در مورد استلزامات ادامه جنگ، زمینه پذیرش قطعنامه و نوشیدن جام زهر را فراهم کرده است.
میخواهم به اندازهای که مطالعه کردهام، هم جایگاه شخصیت آقا محسن را توضیح دهم و هم بیان کنم که چرا ایشان برای این برهه تاریخیِ جمهوری اسلامی، یکی از بهترین افراد برای دبیری شعام است.
اولاً، آنان که با تاریخ تأسیس سپاه آشنا باشند، میدانند که این آقا محسن رضایی بود که سپاه را از یک سازمان امنیتی به حوزه نظامی گسترش داد. یک وقت از توسعه بیضابطه سخن میگوییم و یک وقت از امتداد فکر انقلابی حضرت امام در فرماندهی جنگ و تأسیس سازمان رزم سپاه بر اساس این فکر امتدادیافته سخن میگوییم.
فرماندهی سپاه پاسداران را باید در همین سیاق فهمید. نمیشود نقش نخبگانی چون غلامعلی رشید و حسن باقری در سپاه خوزستان را در بناگذاری شیوه متفاوتی از جنگیدن بر مبنای عقلانیت انقلابی نادیده گرفت. امّا این آقا محسن بود که با قرارگرفتن در موقعیت فرماندهی سپاه، هم این فکر را بارور کرد و هم با فرماندهی درست، آن را مبنای عملیاتهای موفقیتآمیز خرداد ۶۰ تا خرداد ۶۱ قرار داد.
این آقا محسن بود که سبک جدید فرماندهی در نیروهای رزمی، مبتنی بر بها دادن به فرماندهان لشکر و نیروهای جزء و رسیدن به نقطه مشترک بر اساس اقناع را پایهگذاری کرد. مگر میشد نیروهای انقلابی را جز از طریق پاسداشت آزادمنشی و اقناعمحوری فرماندهی کرد؟ استفاده از تحکم در فرماندهی سپاه نه قاعده، بلکه استثنا بود. عجیب این است که برخی از مردم هیچ شأنیتی برای فرماندهی سپاه در بسط این نهاد انقلابی و موفقیتهای آن در جنگ قائل نیستند. این امر به نادیدهانگاری نقش نخبگان در حرکتهای اجتماعی برمیگردد.
کسانی که فهمشان از نظام امت و امامت عبارت است از یک رهبر در کنار عامه مردم، تصور درستی از این نظام ندارند. نظام امت و امامت دارای طبقه واسطی است که پیشروان نهضت هستند. این بحث ربطی به بحث حلقههای میانی ندارد که متأسفانه برای بسیاری خلط شده است. این حلقههای واسط را باید در اینجا «امت شاهد» نامید؛ کسانی که بازوی فکری و عملی امام جامعه برای امتدادبخشی به مسیر امام در سطح جامعه هستند. قاعده این است که دولت اسلامی در دست امت شاهد باشد.
ثانیاً، نقش آقا محسن در پیشبرد جنگ است. این آقا محسن بود که وقتی بعد از دو عدمالفتح در عملیاتهای رمضان و والفجر مقدماتی، بازنگری در راهبرد جنگی سپاه را لازم دید، فرماندهان را جمع کرد و پس از چندین جلسه مشورتی، با جمعبندی در سطح فرماندهی، مجدداً عملیاتهای موفق را پایهریزی کرد.
ثالثاً، این آقا محسن بود که وقتی فهمید در سطح سیاسی همتی برای عملیاتیکردن تدبیر امام برای جنگ نیست و موضوع، تمامکردن هرچه زودتر جنگ است، با تدابیر خود پای جنگیدن ایستاد. با کمی تسامح باید گفت جنگ در آن نقطهای تمام شد که دیگر محسن رضایی نتوانست با امکانات محدود و ابتکارات جدید، موضوع جنگ را پیش ببرد؛ و الّا امام کسی نبود که با نالیدن دولت از نداری در تأمین جنگ، قطعنامه را قبول کند. اظهار ناتوانی دولت برای پشتیبانی از جنگ، حرف یک سال و دو سال آخر پایان جنگ نبود. آقا محسن به معنای واقعی کلمه بسیجی امام بود. وقتی امام اهداف ظاهراً دور از دسترس را مطرح میکرد، محسن رضایی، چون بسیاری از افراد ظاهراً واقعبین، شروع به غرغر نمیکرد؛ بلکه به این فکر میکرد که چگونه باید این هدفِ بهظاهر دور را محقق کرد.
تاریخ جنگ به ما نشان میدهد که آقا محسن در ساحت فرماندهی جنگ، بسیجیای با شخصیتی راهبردی، قدرت فرماندهی و در عین حال، مؤمن و متوکل به وعدههای الهی و دارای نظام محاسبهای انقلابی بوده است.
طبعاً ما درصدد این نیستیم که از تکتک تصمیمات خرد و کلان جنگ دفاع کنیم تا برخی به تمسخر، کربلای ۴ و امثال آن را مطرح کنند. مسئله، داشتن جوهرهای شخصیتی در سطح مدیریت و فرماندهی است که نه از آرمانها و اهداف عالی عدول میکند، نه محافظهکار میشود، نه با محاسبات راهبردی غلط برای جریانهای رقیب و علیالاصول غیر همراه با نظر امام جامعه میدان باز میکند و نه در بهترین حالت، خنثی میماند. این، همان گوهری است که بسیاری ندارند و از قضا امروز بسیار لازم است.
https://ble.ir/zekraa
باسمهتعالی
انتصاب آقای رضایی دو جهت دارد؛ یک جهت، فاصلهگذاری هرچه بیشتر رهبری با جریان مذاکره و تفاهم است و جهت دیگر، خودِ انتصاب ایشان. میخواهم به این جهت دوم بپردازم.
متأسفانه نسل ما شناخت درستی از ایشان ندارد. بسیاری از انقلابیون نیز تحت تأثیر انتخابات ۸۸ با ایشان زاویه دارند و نهایتاً او را یکی از فرماندهان برجسته جنگ میدانند که از قضا با آن نامه کذایی در مورد استلزامات ادامه جنگ، زمینه پذیرش قطعنامه و نوشیدن جام زهر را فراهم کرده است.
میخواهم به اندازهای که مطالعه کردهام، هم جایگاه شخصیت آقا محسن را توضیح دهم و هم بیان کنم که چرا ایشان برای این برهه تاریخیِ جمهوری اسلامی، یکی از بهترین افراد برای دبیری شعام است.
اولاً، آنان که با تاریخ تأسیس سپاه آشنا باشند، میدانند که این آقا محسن رضایی بود که سپاه را از یک سازمان امنیتی به حوزه نظامی گسترش داد. یک وقت از توسعه بیضابطه سخن میگوییم و یک وقت از امتداد فکر انقلابی حضرت امام در فرماندهی جنگ و تأسیس سازمان رزم سپاه بر اساس این فکر امتدادیافته سخن میگوییم.
فرماندهی سپاه پاسداران را باید در همین سیاق فهمید. نمیشود نقش نخبگانی چون غلامعلی رشید و حسن باقری در سپاه خوزستان را در بناگذاری شیوه متفاوتی از جنگیدن بر مبنای عقلانیت انقلابی نادیده گرفت. امّا این آقا محسن بود که با قرارگرفتن در موقعیت فرماندهی سپاه، هم این فکر را بارور کرد و هم با فرماندهی درست، آن را مبنای عملیاتهای موفقیتآمیز خرداد ۶۰ تا خرداد ۶۱ قرار داد.
این آقا محسن بود که سبک جدید فرماندهی در نیروهای رزمی، مبتنی بر بها دادن به فرماندهان لشکر و نیروهای جزء و رسیدن به نقطه مشترک بر اساس اقناع را پایهگذاری کرد. مگر میشد نیروهای انقلابی را جز از طریق پاسداشت آزادمنشی و اقناعمحوری فرماندهی کرد؟ استفاده از تحکم در فرماندهی سپاه نه قاعده، بلکه استثنا بود. عجیب این است که برخی از مردم هیچ شأنیتی برای فرماندهی سپاه در بسط این نهاد انقلابی و موفقیتهای آن در جنگ قائل نیستند. این امر به نادیدهانگاری نقش نخبگان در حرکتهای اجتماعی برمیگردد.
کسانی که فهمشان از نظام امت و امامت عبارت است از یک رهبر در کنار عامه مردم، تصور درستی از این نظام ندارند. نظام امت و امامت دارای طبقه واسطی است که پیشروان نهضت هستند. این بحث ربطی به بحث حلقههای میانی ندارد که متأسفانه برای بسیاری خلط شده است. این حلقههای واسط را باید در اینجا «امت شاهد» نامید؛ کسانی که بازوی فکری و عملی امام جامعه برای امتدادبخشی به مسیر امام در سطح جامعه هستند. قاعده این است که دولت اسلامی در دست امت شاهد باشد.
ثانیاً، نقش آقا محسن در پیشبرد جنگ است. این آقا محسن بود که وقتی بعد از دو عدمالفتح در عملیاتهای رمضان و والفجر مقدماتی، بازنگری در راهبرد جنگی سپاه را لازم دید، فرماندهان را جمع کرد و پس از چندین جلسه مشورتی، با جمعبندی در سطح فرماندهی، مجدداً عملیاتهای موفق را پایهریزی کرد.
ثالثاً، این آقا محسن بود که وقتی فهمید در سطح سیاسی همتی برای عملیاتیکردن تدبیر امام برای جنگ نیست و موضوع، تمامکردن هرچه زودتر جنگ است، با تدابیر خود پای جنگیدن ایستاد. با کمی تسامح باید گفت جنگ در آن نقطهای تمام شد که دیگر محسن رضایی نتوانست با امکانات محدود و ابتکارات جدید، موضوع جنگ را پیش ببرد؛ و الّا امام کسی نبود که با نالیدن دولت از نداری در تأمین جنگ، قطعنامه را قبول کند. اظهار ناتوانی دولت برای پشتیبانی از جنگ، حرف یک سال و دو سال آخر پایان جنگ نبود. آقا محسن به معنای واقعی کلمه بسیجی امام بود. وقتی امام اهداف ظاهراً دور از دسترس را مطرح میکرد، محسن رضایی، چون بسیاری از افراد ظاهراً واقعبین، شروع به غرغر نمیکرد؛ بلکه به این فکر میکرد که چگونه باید این هدفِ بهظاهر دور را محقق کرد.
تاریخ جنگ به ما نشان میدهد که آقا محسن در ساحت فرماندهی جنگ، بسیجیای با شخصیتی راهبردی، قدرت فرماندهی و در عین حال، مؤمن و متوکل به وعدههای الهی و دارای نظام محاسبهای انقلابی بوده است.
طبعاً ما درصدد این نیستیم که از تکتک تصمیمات خرد و کلان جنگ دفاع کنیم تا برخی به تمسخر، کربلای ۴ و امثال آن را مطرح کنند. مسئله، داشتن جوهرهای شخصیتی در سطح مدیریت و فرماندهی است که نه از آرمانها و اهداف عالی عدول میکند، نه محافظهکار میشود، نه با محاسبات راهبردی غلط برای جریانهای رقیب و علیالاصول غیر همراه با نظر امام جامعه میدان باز میکند و نه در بهترین حالت، خنثی میماند. این، همان گوهری است که بسیاری ندارند و از قضا امروز بسیار لازم است.
https://ble.ir/zekraa
۱
۱۹:۲۰
بازارسال شده از ذکریٰ | رضا طراوت
آقا محسن (2)
چرا محسن رضایی برای این برهه از انقلاب و این سمت بسیار مناسب است؟ من دو دلیل ساده و البته قاطع برای این امر دارم.
دلیل اوّل آنکه: محسن رضایی به علّت موقعیّت منحصر به فرد خود در دهۀ 60 دقیقا در نقطهای ایستاده بود که به روشنی تفاوت استراتژی سیاسی و نظامی برای پایان جنگ را میفهمید. او شاید رجل قهّاری در عالم سیاست نبود و نباشد امّا شاید بشود گفت تنها فرماندهای بود که مناسبات عالم سیاست را متوجّه بود، مرز خود را روشن کرده بود و پای استراتژی امام جامعه ایستاد. محسن رضایی بهتر از همه و با تجربه زیسته و عمیق خویش میفهمد که وقتی دشمن با کشوری میجنگد که اساسا بنای عقبنشینی سیاسی را ندارد استراتژی سیاسی بی معنا است و باید جنگید. امّا چه جنگیدنی؟ او بهتر از همه میداند که عدم پشتیبانی کامل دولت از جنگ، در سرنوشت جنگ بسیار مؤثّر است و اگر همۀ توان کشور برای جنگیدن بسیج نشود دیر یا زود جام زهر نوشیده خواهد شد. محسن رضایی نیاز به توجیه نسبت به نظر علی الاصول رهبری ندارد. علی الاصول را زیسته است.(لااقل بنده اینطور میفهمم)
نمیخواهم بگویم در ادامه مسیر شعام ایشان مسئله مذاکره و تفاهم را مطرح نخواهد کرد، نه ممکن است! و ماهم در صدد این نیستیم که ایشان را همان سیدمجتبی خامنهای در قامت دبیر شعام بدانیم. امّا لااقل برایش روشن است که مذاکره یک ابزار راهبردی برای پیشبرد نزاع با آمریکا نیست و نه میتواند دستاوری را محقّق کند و نه میتواند چیزی را تثبیت کند.
دلیل دوم این است که آقامحسن در جنگ نشان داد که اهل بهادادن و میدان دادن به دیگران است. واقعیت این است که سطح تدبیر برای این جنگ بسیار پیچیده است و نیازمند آن است که از ظرفیت تمام نخبگان جوان و دلسوز کشور که مایلند نظام را در مقولۀ جنگ سرنوشتساز خویش یاری کنند استفاده شود ولو آنکه خودشان به لحاظ سیاسی موافق این تصمیم نباشند. دبیرخانۀ شعام میتواند محور این تلاش مشترک همگانی و انسجامبخش شود. این واقعیت قطعی امروز ما است که اگر در دهه 60 نتوانستیم اوضاع حکمرانی را برای پیشبرد درست مقولۀ جنگ مساعد کنیم. امروز در همۀ بخشها جوانانی هستند که برای معضلات و مشکلات دارای نسخههای قابل اعتناء میباشند.
آنچه مانع اصلی این نقشآفرینی بسیار ضروری توسط شعام است دو چیز است. اوّلا نگاه عملیاتی داشتن به دبیرخانه شعام است. سنّ بالای آقامحسن مانع از میدانداری عملیاتی این مأموریت است. از اینرو دبیرخانۀ شعام میبایست جایگاه راهبری و انسجامبخشی تلاش گروههای مختلف باشد نه اینکه خود میداندار باشد و این با موقعیّت نهادی شعام نیز سازگارتر است. مانع دوم اینکه نقطه امتیاز آقامحسن در فهم نظامی و سیاسی است. امّا لازم است در سایر بخشهای حکمرانی کشور افراد توانمندی به ایشان اضافه شوند و اینجا انتخابهای حساسی را برجسته میکند.
به جز این دو دلیل اصلی، برخی دلایل فرعی نیز میتوان برای این امر برشمرد از جمله اینکه کسی در موقعیت دبیر شعام قرار گرفته که نزد بخش نظامی ما مقبول است و خود به لحاظ سیاسی صاحبنظر است و با توجّه به جایگاهی که دارد میدان را برای برجسته شدن انحاء دیگری از هماهنگی بخش نظامی و بخش سیاسی که تا پیش از این دیدهایم فراهم میکند.
https://ble.ir/zekraa
چرا محسن رضایی برای این برهه از انقلاب و این سمت بسیار مناسب است؟ من دو دلیل ساده و البته قاطع برای این امر دارم.
دلیل اوّل آنکه: محسن رضایی به علّت موقعیّت منحصر به فرد خود در دهۀ 60 دقیقا در نقطهای ایستاده بود که به روشنی تفاوت استراتژی سیاسی و نظامی برای پایان جنگ را میفهمید. او شاید رجل قهّاری در عالم سیاست نبود و نباشد امّا شاید بشود گفت تنها فرماندهای بود که مناسبات عالم سیاست را متوجّه بود، مرز خود را روشن کرده بود و پای استراتژی امام جامعه ایستاد. محسن رضایی بهتر از همه و با تجربه زیسته و عمیق خویش میفهمد که وقتی دشمن با کشوری میجنگد که اساسا بنای عقبنشینی سیاسی را ندارد استراتژی سیاسی بی معنا است و باید جنگید. امّا چه جنگیدنی؟ او بهتر از همه میداند که عدم پشتیبانی کامل دولت از جنگ، در سرنوشت جنگ بسیار مؤثّر است و اگر همۀ توان کشور برای جنگیدن بسیج نشود دیر یا زود جام زهر نوشیده خواهد شد. محسن رضایی نیاز به توجیه نسبت به نظر علی الاصول رهبری ندارد. علی الاصول را زیسته است.(لااقل بنده اینطور میفهمم)
نمیخواهم بگویم در ادامه مسیر شعام ایشان مسئله مذاکره و تفاهم را مطرح نخواهد کرد، نه ممکن است! و ماهم در صدد این نیستیم که ایشان را همان سیدمجتبی خامنهای در قامت دبیر شعام بدانیم. امّا لااقل برایش روشن است که مذاکره یک ابزار راهبردی برای پیشبرد نزاع با آمریکا نیست و نه میتواند دستاوری را محقّق کند و نه میتواند چیزی را تثبیت کند.
دلیل دوم این است که آقامحسن در جنگ نشان داد که اهل بهادادن و میدان دادن به دیگران است. واقعیت این است که سطح تدبیر برای این جنگ بسیار پیچیده است و نیازمند آن است که از ظرفیت تمام نخبگان جوان و دلسوز کشور که مایلند نظام را در مقولۀ جنگ سرنوشتساز خویش یاری کنند استفاده شود ولو آنکه خودشان به لحاظ سیاسی موافق این تصمیم نباشند. دبیرخانۀ شعام میتواند محور این تلاش مشترک همگانی و انسجامبخش شود. این واقعیت قطعی امروز ما است که اگر در دهه 60 نتوانستیم اوضاع حکمرانی را برای پیشبرد درست مقولۀ جنگ مساعد کنیم. امروز در همۀ بخشها جوانانی هستند که برای معضلات و مشکلات دارای نسخههای قابل اعتناء میباشند.
آنچه مانع اصلی این نقشآفرینی بسیار ضروری توسط شعام است دو چیز است. اوّلا نگاه عملیاتی داشتن به دبیرخانه شعام است. سنّ بالای آقامحسن مانع از میدانداری عملیاتی این مأموریت است. از اینرو دبیرخانۀ شعام میبایست جایگاه راهبری و انسجامبخشی تلاش گروههای مختلف باشد نه اینکه خود میداندار باشد و این با موقعیّت نهادی شعام نیز سازگارتر است. مانع دوم اینکه نقطه امتیاز آقامحسن در فهم نظامی و سیاسی است. امّا لازم است در سایر بخشهای حکمرانی کشور افراد توانمندی به ایشان اضافه شوند و اینجا انتخابهای حساسی را برجسته میکند.
به جز این دو دلیل اصلی، برخی دلایل فرعی نیز میتوان برای این امر برشمرد از جمله اینکه کسی در موقعیت دبیر شعام قرار گرفته که نزد بخش نظامی ما مقبول است و خود به لحاظ سیاسی صاحبنظر است و با توجّه به جایگاهی که دارد میدان را برای برجسته شدن انحاء دیگری از هماهنگی بخش نظامی و بخش سیاسی که تا پیش از این دیدهایم فراهم میکند.
https://ble.ir/zekraa
۱
۱۹:۲۰
بازارسال شده از آیات جهاد
«آیات جهاد»مروری بر آیات قرآن متناسب با این روزها
۹
۱۳:۲۸