#مناسبت #روز_معلم
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
۱۰:۳۱
#داستانک
همیشه عادت دارم در حین انجام کارهای مربوط به خانه و نظافت آن پادکستی، موزیکی، چیزی گوش کنم. چون اگر نباشد هر ۵ دقیقه یکبار مینشینم و به مسائلی که زیر خروارها خاطرهی زودتر و زندهتر دفن شده فکر میکنم و این نشخوار فکری روحم را میخورد.
ولی وقتی به موسیقی گوش میکنم همه چیز تغییر میکند. مثلا آرمان گرشاسبی میخواند " به تن تو پیوسته نشد دو دست عاشقم..." چنگال به وصل قاشق خود توی سبد قاشق و چنگالهای تمیز میرسد.و یا وقتی همایون میگوید: "سیمای مسیحایی اندوه تو ای عشق، در قربت این مهلکه فریادرسم بود"، قاشق کثیفی که از روز قبل حلیم رویش خشک شده در مهلکه آب و اسکاچ، در حال رهایی با نفس مسیحایی ریکا است.
اشیا و خانه در عشق و شور برق میافتند اما وای به حال وقتی که موزیک قطع شود و موزیک بعدی وجود نداشته باشد! آن وقت است که این منم که حلیم را نمیتوانم از روی قاشق پاک کنم و این اصلا مثل همه زندگیام است.کارها را به موقع انجام نمیدهم. و اصلا من و این قاشق چرا داریم زندگی میکنیم و ....
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
ولی وقتی به موسیقی گوش میکنم همه چیز تغییر میکند. مثلا آرمان گرشاسبی میخواند " به تن تو پیوسته نشد دو دست عاشقم..." چنگال به وصل قاشق خود توی سبد قاشق و چنگالهای تمیز میرسد.و یا وقتی همایون میگوید: "سیمای مسیحایی اندوه تو ای عشق، در قربت این مهلکه فریادرسم بود"، قاشق کثیفی که از روز قبل حلیم رویش خشک شده در مهلکه آب و اسکاچ، در حال رهایی با نفس مسیحایی ریکا است.
اشیا و خانه در عشق و شور برق میافتند اما وای به حال وقتی که موزیک قطع شود و موزیک بعدی وجود نداشته باشد! آن وقت است که این منم که حلیم را نمیتوانم از روی قاشق پاک کنم و این اصلا مثل همه زندگیام است.کارها را به موقع انجام نمیدهم. و اصلا من و این قاشق چرا داریم زندگی میکنیم و ....
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
۹:۴۶
بعضی روزها آدم فقط دنبال یک پناه کوچک میگردد؛ 🫂 یک جمله
یک تکه داستان
یا چند خط که بشود چند دقیقه در آن زندگی کرد. 
«روزشمار به زبان داستان» از همانجا شروع شد؛ از روزهایی که داستان، تنها مامن امن من بود.
اینجا برای هر مناسبت، بهجای تبریکهای تکراری، یک داستان کوتاه نوشته میشود؛گاهی لطیف،گاهی تلخ،گاهی فقط یک تصویر از زندگی.
اگر فکر میکنی کلمات هنوز میتوانند حال آدم را کمی جابهجا کنند، اگر به دنبال یک متن خاص برای تبریک به عزیزی هستی، این کانال برای توست.
روزشمار به زبان داستان | @Timewriter
«روزشمار به زبان داستان» از همانجا شروع شد؛ از روزهایی که داستان، تنها مامن امن من بود.
اینجا برای هر مناسبت، بهجای تبریکهای تکراری، یک داستان کوتاه نوشته میشود؛گاهی لطیف،گاهی تلخ،گاهی فقط یک تصویر از زندگی.
اگر فکر میکنی کلمات هنوز میتوانند حال آدم را کمی جابهجا کنند، اگر به دنبال یک متن خاص برای تبریک به عزیزی هستی، این کانال برای توست.
روزشمار به زبان داستان | @Timewriter
۱۵:۰۶
#مناسبت #روز_شیراز
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
۱۰:۰۹
او سهمی در تولد هزاران زندگی دارد؛ اما سهمش از این زندگیبخشی، واریز حقوقش در آخر ماه است با کسر بیمه و حق عائلهمندی...
برای ماماهایی که، نگهبانِ دروازه زندگیاند.
#مناسبت #روز_جهانی_ماما
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
۱۵:۱۹
دستها همهکارهاند، برعکس پا که کبریت بیخطر است. شست پا گندهتر از آن است که توی سوراخ دماغ برود. آن هم دماغهای این دوره که آنقدر ریز و ظریف شده که سوراخشان را فقط اندازه رد شدن انگشت کوچیکه دست درست میکنند. کسی پامالی نمیشود،همه دستمالی میشوند.
دستها خفت میکنند، خفه میکنند، جرواجر میدهند.
این است که دستهایم را میگذارم روی میز.
#ادبیات
روزشمار به زبان داستان@timewriter
۸:۲۱
بعد از چند ثانیه به خودم میآیم و همه چیز دوباره عادی میشود، اما احساس میکنم که بخشی از من هنوز در آن دنیای دیگر مانده است. انگار که شبها به یک دنیای موازی میروم و صبحها به اینجا برمیگردم، ولی هیچ وقت از تغییرات عمیق درونی که در طول شب تجربه کردهام باخبر نمیشوم. شاید این حالت، بازتابی از چیزی باشد که همیشه در جستجویش بودهام: پاسخهایی به سوالات ناتمام در ذهنم.
شاید ما همیشه در حال زندگی کردن در نقشهای مختلفی هستیم، نقشی که از آن بیخبریم و فقط گاهی لحظاتی از آن را درک میکنیم.
نمیدانم. شاید واقعا دیوانه شدهام! 🪃
#یادداشت
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@timewriter
۷:۰۵
برای امدادگران همیشه در صحنه،
#مناسبت
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
۱۵:۴۱
"دارم رفته رفته به آدمی تبدیل میشوم که به فکر کردن فکر میکند. حالا فکر کردن برای من عادت شده. هدف شده. همهاش دلم میخواهد بنشینم و فکر کنم. مهم نیست که دستهام به چه کاری مشغولند."
مثل یک تفعل میماند. انگار که کائنات پیامی دارند برایت. انگار که میخواهد بگوید: غصه نخور، قبل از تو هم در این سرزمین برخی آنقدر فکر کردهاند، که در نهایت به فکر کردن فکر میکنند و تو آخری نیستی.
و بعد به یاد این جمله از کتاب عامهپسند بوکوفسکی میافتی: "اغلب بهترین قسمت های زندگی اوقاتی بودند که هیچ کاری نکردهای و فقط نشستهای و درباره زندگی فکر کردهای."
و بعد به این نتیجه میرسی که این تجربه زیسته چیست و این خاورمیانه کجاست که تاثیر فکر کردن هم در آن با جاهای دیگر فرق میکند که انگار خود عمل فکر کردن را نیز به تجربهای طاقتفرسا تبدیل میکند.
#یادداشت #ادبیات
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
۱۲:۴۷
#چهرههاروزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
۱۰:۴۰
سلام به شما همراهان جان 🤍
خیلی خوشحالم که اینجا هر روز داره بزرگتر میشه و شما کنارم هستید
امیدوارم بتونم محتوایی بسازم که هم به دلتون بشینه، هم براتون ارزشمند باشه.
میخوام یه قدم مهم رو با کمک خودتون بردارم
بگید بیشتر چه مدل پستهایی رو بیشتر دوست دارید؟
هدف این کانال اینه که روزهای مهم سال رو به قشنگترین شکل ممکن و با توجه به حالوهوای جامعه یادآوری کنه
اما خب بعضی روزها مناسبت خاصی ندارن…
اون وقتها سراغ نوشتههای خودم یا نوشتههایی از بزرگان و نویسندههای دیگه میرم تا یه محتوای درخور چشم و ذهنتون براتون بذارم

حالا انتخاب با شماست 🤍
لطفاً توی نظرسنجی شرکت کنید تا بدونم از این به بعد بیشتر چه مسیری رو ادامه بدم.
نظرتون برای من مهمه
خیلی خوشحالم که اینجا هر روز داره بزرگتر میشه و شما کنارم هستید
امیدوارم بتونم محتوایی بسازم که هم به دلتون بشینه، هم براتون ارزشمند باشه.
میخوام یه قدم مهم رو با کمک خودتون بردارم
بگید بیشتر چه مدل پستهایی رو بیشتر دوست دارید؟
هدف این کانال اینه که روزهای مهم سال رو به قشنگترین شکل ممکن و با توجه به حالوهوای جامعه یادآوری کنه
اما خب بعضی روزها مناسبت خاصی ندارن…
اون وقتها سراغ نوشتههای خودم یا نوشتههایی از بزرگان و نویسندههای دیگه میرم تا یه محتوای درخور چشم و ذهنتون براتون بذارم
حالا انتخاب با شماست 🤍
لطفاً توی نظرسنجی شرکت کنید تا بدونم از این به بعد بیشتر چه مسیری رو ادامه بدم.
نظرتون برای من مهمه
۷:۳۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
سلام
ممنونم از همه عزیزانی که توی نظرسنجی شرکت کردن. واقعا نتیجهاش برام جالبه 
لطفا اگر شرکت نکردید، گزینههای مدنظرتون رو انتخاب کنید تا بتونم محتوای بهتر و باب میلتون تولید کنم 🫶
لطفا اگر شرکت نکردید، گزینههای مدنظرتون رو انتخاب کنید تا بتونم محتوای بهتر و باب میلتون تولید کنم 🫶
۷:۰۹
«این عادلانه نیست. زندگی عادلانه نیست؛ همانطور که وقتی در یک خانواده عالی به دنیا آمدم هم عادلانه نبود. پس حالا شکایتی ندارم.»
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@Timewriter
۹:۱۸
خداوند یه جوری داره از ما امتحان میگیره تا تجدید نشیم ولمون نمیکنه 
#جنگ #تورم #بیکاری #اینترنت_پرو #زلزله
روزشمار به زبان داستان@timewriter
#جنگ #تورم #بیکاری #اینترنت_پرو #زلزله
روزشمار به زبان داستان@timewriter
۲۲:۰۲
جالب اینجاست که همیشه یکی دو نفر از این شاگردهای احمق به طرز مسخرهای موفق هم میشوند. غافل از اینکه عامل موفقیت چیزی نیست که در دستهای شما باشد ولی شما میتوانید روی موج موفقیت دیگران سواری کنید.
اگر شما پنج آدم موفق را با هزار فاکتور موفقیت به من نشان دهید، من میتوانم 95 آدم ناموفق را با همان هزار عامل به شما نشان دهم.
#ادبیات
روزشمار به زبان داستان@timewriter
۱۲:۲۵
در سکوت، خبرگزاریهای داخلی را بالا و پایین میکرد، شاید به خبر تازهای برسد.کلمات "آتشبس"، "برزخ" و "دیپلماسی"، مثل مه غلیظی صفحه را پر کرده بودند.
در ظاهر، پیرمردی بود که از تماشای درختان لذت میبرد و شاید به فیلم مورد علاقهاش با بازی گوگوش نگاه میکرد، اما در میان اخبار ضد و نقیض ذهنش، داشت نقشهی خانهی دخترش را مرور میکرد؛ آیا جایی برای پناه گرفتن داشتند؟
او خود طعم آوار را چشیده بود و حالا، میان این تعلیق کشنده، بیش از خودش، نگران دستهای کوچک نوه خردسالش و رویاهای ناتمام فرزندانش بود.
در این برزخ دیجیتال، او تنها یک خوانندهی خبر نبود؛ او پدربزرگی بود که سعی داشت با آرامش ساختگیاش روی نیمکت، لرزش پاهای جهانی را مهار کند که فرزندانش در آن قدم میزدند.
#داستانک
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان@timewriter
عکس از دوست عزیزم@faezehphotos 🤍
۸:۵۹
هر بار که مرا میگشایی، صدای دل او را میشنوی که در گوش تاریخ زمزمه کرد:
«بسی رنج بردم در این سال سی...»
من سالهاست در خانههای شما هستم تا یادتان نرود:
زبان، خانه است و تنها یادگاری است که هیچ نیرویی نمیتواند از ما پس بگیرد.
#مناسبت
روزشمار به زبان داستان | مهسا علینقیان
@timewriter
۸:۱۲